﻿1
00:00:02,833 --> 00:00:15,833
فيلمبازان مرجع دانلود و تماشاي فيلم و سريال
با زيرنويس چسبيده و بدون سانسور


2
00:00:15,857 --> 00:00:22,857


3
00:00:22,881 --> 00:00:29,881
<font color="#0080ff"> ....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::....  </font>


4
00:00:29,905 --> 00:00:36,905
<font color=#FF8000> ....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::....  </font>
(  <font color=#FF8000>HaDi AliZade & Mahdi AliZade </font> )
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

5
00:00:36,929 --> 00:00:39,829
استفاده از اين زيرنويس تنها با ذکر آدرس و
اسامي مترجمين مجاز است

6
00:00:39,857 --> 00:00:45,182
اولين شبي که به آپارتمانم نقل مکان کردم
صدايي شنيدم که انگار

7
00:00:45,371 --> 00:00:48,990
انگار پشت ديوار چيزيو ميخراشه

8
00:00:48,991 --> 00:00:50,770
يک صدايي شنيدم

9
00:00:52,350 --> 00:00:53,830
صداي خراشيدن بود

10
00:00:58,550 --> 00:01:00,578
اما از اتاق کناري بود

11
00:01:01,298 --> 00:01:04,045
بايد يک اتاق،  کنارش باشه

12
00:01:08,090 --> 00:01:11,007
خوب، اون صداي چي بود؟

13
00:01:13,100 --> 00:01:15,950
يک چيزي عجيب بود، نبود؟

14
00:01:26,587 --> 00:01:29,183
امسال، قرار نيست
سال سختي باشه

15
00:01:30,480 --> 00:01:32,279
ببخشيد، شنيدي؟

16
00:01:33,447 --> 00:01:34,947
صداي خوبيه، نيست؟

17
00:01:35,767 --> 00:01:36,767
چي؟

18
00:01:37,527 --> 00:01:41,346
امروز، پخش زنده ميگيريم

19
00:01:43,819 --> 00:01:48,919
آماميا، مگه اون اخيرا
دست از فيلم گرفتن برنداشته؟

20
00:01:51,032 --> 00:01:54,187
اون نگران کسب و کارمونه

21
00:01:55,113 --> 00:01:56,113
ميفهمم

22
00:01:56,413 --> 00:01:58,160
اخيرا داره تا ديروقت کار ميکنه

23
00:01:59,499 --> 00:02:00,999
لطفا يک خوبشو براش فراهم کن

24
00:02:01,893 --> 00:02:02,893
يک خوبشو؟

25
00:02:03,720 --> 00:02:05,802
بهش فکر کن

26
00:02:11,223 --> 00:02:13,065
آماميا، تو ازدواج نميکني؟

27
00:02:16,255 --> 00:02:17,101
نه واقعا

28
00:02:18,853 --> 00:02:20,553
نميخوام به خانواده‌م زحمت بدم

29
00:02:21,066 --> 00:02:22,446
تو خيلي دل‌سنگي

30
00:02:22,880 --> 00:02:25,379
ايده يک خونه جديد بهمون ميدي

31
00:02:26,080 --> 00:02:27,420
...ميدوني

32
00:02:28,559 --> 00:02:30,179
الان دارم دنبال خونه ميگردم

33
00:02:30,500 --> 00:02:31,500
اينو نگاه کن

34
00:02:31,780 --> 00:02:33,755
خونه ايده‌آلي نيست؟

35
00:02:35,253 --> 00:02:36,913
يک خونه دو طبقه است

36
00:02:37,415 --> 00:02:38,560
اين طبقه زيرزمينه

37
00:02:38,780 --> 00:02:41,619
و اين يک خونه يک طبقه است

38
00:02:43,393 --> 00:02:44,953
اوه، خوبه

39
00:02:45,570 --> 00:02:47,540
فکر ميکنم به اندازه کافي
خوب هست

40
00:02:48,546 --> 00:02:50,006
....اما زندگي من

41
00:02:50,953 --> 00:02:53,195
اون نگران پرده‌هاست

42
00:02:54,613 --> 00:02:55,613
پرده‌ها؟

43
00:02:56,253 --> 00:02:57,073
اينو ببين

44
00:02:57,685 --> 00:03:00,940
بين آشپزخونه و اتاق نشيمن

45
00:03:01,746 --> 00:03:03,724
يک فضاي عجيب وجود داره

46
00:03:04,935 --> 00:03:05,935
اين چيه؟

47
00:03:06,466 --> 00:03:07,986
از مامور مشاور املاک پرسيدم

48
00:03:08,040 --> 00:03:09,569
اون گفت نميدونه

49
00:03:10,568 --> 00:03:13,408
من باهاش مشکلي ندارم

50
00:03:14,150 --> 00:03:16,644
اما زندگيم واقعا خوشش نمياد

51
00:03:17,040 --> 00:03:19,665
ميگه چندش‌آوره

52
00:03:50,650 --> 00:03:53,291
اگه اشکالي نداره
دوست دارم از خودش بپرسم

53
00:03:54,250 --> 00:03:55,290
پدر، کمکم کن

54
00:03:56,093 --> 00:03:57,386
نميدونم چطوري باهاش کنار بيام

55
00:03:57,523 --> 00:03:59,524
من ميخوام برم و ببينم
اون چه کاريو نميخواد انجام بده

56
00:04:00,657 --> 00:04:02,891
پس، لطفا به من کمک کن

57
00:04:21,066 --> 00:04:22,066
چيکار داري ميکني؟

58
00:04:23,513 --> 00:04:24,513
چيکار داري ميکني؟

59
00:04:35,020 --> 00:04:38,565
من هيچ‌وقت اينو نميخرم

60
00:04:39,823 --> 00:04:40,823
چي؟

61
00:04:42,056 --> 00:04:43,096
هيچ‌وقت اينو نميخرم

62
00:04:45,890 --> 00:04:47,268
ميشه واضحتر حرف بزني؟

63
00:04:47,770 --> 00:04:50,694
اون فضاي مرموز چه مشکلی داره؟

64
00:04:53,630 --> 00:04:55,831
اين فضا در اصل
با دوتا ديوار غيرضروري به وجود اومده

65
00:04:58,540 --> 00:05:00,260
به عبارت ديگه
اين فضا براي يک چيزي نياز بوده

66
00:05:00,261 --> 00:05:02,768
اين براي يک چيزي
مورد نياز بوده

67
00:05:04,839 --> 00:05:06,027
براي يک چيزي؟

68
00:05:08,279 --> 00:05:09,554
فکر ميکني چيه؟

69
00:05:13,756 --> 00:05:15,886
يعني يک جسد اينجا گذاشتند؟

70
00:05:21,686 --> 00:05:22,726
خيلي احمقانه است

71
00:05:24,127 --> 00:05:25,767
ديگه چي برات مهمه؟

72
00:05:26,767 --> 00:05:32,059
خودت متوجه ميشي که يک حس عجيب
ناراحتي داره

73
00:05:34,950 --> 00:05:35,950
يک اتاقه؟

74
00:05:41,203 --> 00:05:42,383
اتاق بچه‌ است

75
00:05:45,345 --> 00:05:47,025
دوتا در هستند

76
00:05:47,449 --> 00:05:48,509
دوتا در دوتايي

77
00:05:49,116 --> 00:05:50,436
مشخصات مکاني اون، کجاست؟

78
00:05:52,770 --> 00:05:54,325
موقعيت مکانيش، عجيبه

79
00:05:55,070 --> 00:05:56,242
ميري طبقه بالا
به طبقه دوم و

80
00:05:56,243 --> 00:05:59,359
وارد اتاق ميشي
بايد راه نسبتا طولاني‌ايو طي کني

81
00:06:00,156 --> 00:06:01,390
دستشويي چي؟

82
00:06:02,490 --> 00:06:04,508
اين اتاق با يک چيزي تجهيز شده

83
00:06:05,320 --> 00:06:08,091
حتي يک پنجره هم توي اتاق بچه‌ نيست

84
00:06:08,390 --> 00:06:13,082
و تمام اتاقها، اتاق بچه‌ رو احاطه ميکنند

85
00:06:14,842 --> 00:06:15,842
نظرت چيه؟

86
00:06:16,530 --> 00:06:18,382
چيز عجيبي حس ميکني؟

87
00:06:21,636 --> 00:06:22,636
پنجره‌اي در کار نيست

88
00:06:24,382 --> 00:06:25,382
دوتا در دوتايي

89
00:06:27,400 --> 00:06:29,011
توالت تجهيز شده، آره

90
00:06:31,523 --> 00:06:33,426
اما حمام اون گوشه است

91
00:06:37,643 --> 00:06:40,074
پس چي توي اين اتاقه؟

92
00:06:41,290 --> 00:06:43,940
فقط سه تا پنجره هست

93
00:06:44,500 --> 00:06:46,825
اوه، اين توالته

94
00:06:55,394 --> 00:06:57,966
توالت توي اتاقه

95
00:07:03,160 --> 00:07:05,446
يک چيزي هست
که نميتونم نشونت بدم

96
00:07:16,389 --> 00:07:17,845
اين فقط يک توهمه

97
00:07:19,276 --> 00:07:21,859
هرچيزي که دلتون بخواد ميتونيد
به آقاي يانواوکا بگيد

98
00:07:21,900 --> 00:07:23,382
اما من اينو ميگم

99
00:07:24,446 --> 00:07:25,716
تمامش کن

100
00:07:48,007 --> 00:07:53,653
خونه عجيب

101
00:07:54,950 --> 00:07:57,867
در نگاه اول
اين فقط يک خونه معموليه

102
00:07:59,048 --> 00:08:03,947
اما... چيزي عجيب از
توي پنجره حس ميکنم

103
00:08:05,502 --> 00:08:09,676
واقعا توي اين خونه عجيب
چه اتفاقي داره ميفته؟

104
00:08:10,520 --> 00:08:12,753
چه جور چيز مرموزي
توي اين خونه عجيب، مخفي شده؟

105
00:08:14,079 --> 00:08:15,299
....يک چيزي

106
00:08:16,359 --> 00:08:18,086
عجيبه، نيست؟

107
00:08:24,012 --> 00:08:27,073
اگه يک داستان داشت خوب ميشد
....اما

108
00:08:37,513 --> 00:08:39,273
اين چيه؟

109
00:08:55,641 --> 00:08:56,641
معذرت ميخوام

110
00:09:00,947 --> 00:09:02,785
هنوز هم يک اتاق عجيبه

111
00:09:03,950 --> 00:09:05,030
اين دفعه چي ميخواي؟

112
00:09:05,250 --> 00:09:06,250
...يعني

113
00:09:06,620 --> 00:09:09,230
اگه تو طراحي
بايد توي يک اتاق بهتر زندگي کني

114
00:09:09,640 --> 00:09:11,880
طوري زندگي کني که کتاب معماري و
کتابهاي مرموز، احاطه‌ت کرده باشند

115
00:09:12,470 --> 00:09:13,790
هيچ اتاقي بهتر از اين اتاق وجود نداره

116
00:09:14,296 --> 00:09:15,745
اصلا متوجه نميشم

117
00:09:16,630 --> 00:09:18,106
اگه بهش نيازي نداري
لطفا برو خونه

118
00:09:18,563 --> 00:09:19,563
...خوب

119
00:09:20,112 --> 00:09:24,004
پريروز متوجه يک چيزي توي
قاب پنجره شدم

120
00:09:26,843 --> 00:09:29,581
سعي کردم قاب پنجره طبقه اول و دومو باهم مطابقت بدم

121
00:09:30,415 --> 00:09:31,770
نگاه کن
اينجا

122
00:09:35,088 --> 00:09:36,768
يک اتاق مرموز توي طبقه اول هست

123
00:09:36,949 --> 00:09:39,269
اما با کنار اتاق دوم بچه‌
هم‌پوشاني داره

124
00:09:43,099 --> 00:09:44,425
اينجا يک قفسه هست

125
00:09:44,850 --> 00:09:46,991
....اما يک حفره روي اين زمين هست

126
00:09:47,185 --> 00:09:49,391
ميتوني به طبقه اول بري

127
00:09:49,993 --> 00:09:50,993
...بعد

128
00:09:51,325 --> 00:09:53,439
يک اتاق مخفي هست

129
00:09:54,204 --> 00:09:58,575
و اين همپوشاني فضايي با گوشه حمام
طبقه دومه

130
00:09:59,120 --> 00:10:00,641
واقعا؟-
آره-

131
00:10:00,754 --> 00:10:02,907
شايد اين قسمت هم باشه؟

132
00:10:03,260 --> 00:10:04,780
اگه توي اين قسمت، يک حفره باشه

133
00:10:09,534 --> 00:10:14,372
ميتوني از اتاق بچه‌ به
طبقه اول بري

134
00:10:14,510 --> 00:10:16,360
اين فضا يک
...راهروي مخفي ميشه

135
00:10:16,510 --> 00:10:20,884
و ميتوني از حمام به طبقه دوم بري

136
00:10:24,100 --> 00:10:24,835
...خوب

137
00:10:25,680 --> 00:10:27,971
اين راهروي مخفي براي چيه؟

138
00:10:28,660 --> 00:10:32,589
هميشه سازنده قاب پنجره يک قصدي داره

139
00:10:32,920 --> 00:10:33,920
...اما گاهي

140
00:10:34,590 --> 00:10:36,783
...ميتوني بخش تاريک اين شخصو ببيني

141
00:10:36,808 --> 00:10:39,563
که نميتوني لمسش کني

142
00:10:41,496 --> 00:10:44,360
اين راهروي مخفي براي چيه؟

143
00:10:50,875 --> 00:10:54,256
اگه واقعا يک
راهروي مخفي توي اين خونه باشه

144
00:10:54,596 --> 00:10:58,210
يک داستان ميبيني؟

145
00:11:00,717 --> 00:11:01,837
داستان؟

146
00:11:02,001 --> 00:11:02,496
...خوب

147
00:11:03,956 --> 00:11:05,136
...مدتها پيش

148
00:11:05,350 --> 00:11:08,730
يک زوج جوان و يک بچه
توي اين خونه زندگي ميکردند

149
00:11:10,602 --> 00:11:11,602
فقط تصور کن

150
00:11:13,610 --> 00:11:14,610
فقط تصور کن

151
00:11:16,193 --> 00:11:18,810
براي هدف خاصي، بچه توي اتاق
بچه‌ زنداني شده بوده

152
00:11:20,260 --> 00:11:22,490
اين زوج، اغلب به خونشون
مهمون دعوت ميکردند

153
00:11:22,810 --> 00:11:26,682
اگه اون مهمون کسي بوده باشه که
 کسي ازش کينه به دل داشته چي؟

154
00:11:32,535 --> 00:11:34,560
بيا يک نوشيدني بخوريم-
به سلامتي-

155
00:11:35,320 --> 00:11:37,800
بعد از غذا... مهمون به
دستشويي رفته

156
00:11:39,820 --> 00:11:40,820
...از طرفي

157
00:11:40,950 --> 00:11:43,980
اين زوج، به بچه‌اي که توي اتاق
بوده، علامت دادند

158
00:11:51,030 --> 00:11:52,980
...بچه طبقه پايين رفته

159
00:11:53,680 --> 00:11:55,980
در فضاي طبقه اول

160
00:11:56,280 --> 00:11:58,880
به طبقه ديگه رفته

161
00:12:01,133 --> 00:12:02,493
.. و بعد

162
00:12:14,330 --> 00:12:18,725
به عبارت ديگه... اين خونه
براي قتل ساخته شده بوده

163
00:12:20,130 --> 00:12:21,510
براي قتل؟

164
00:12:22,383 --> 00:12:23,186
امکان نداره

165
00:12:23,410 --> 00:12:24,530
نميتونم بگم هيچي نيست

166
00:12:25,110 --> 00:12:29,750
امروزه، جاهاي مخفي زيادي
براي قتل وجود دارند

167
00:12:30,440 --> 00:12:32,120
ورود قاتل هم
از روشهاي متفاوتي انجام ميشه

168
00:12:32,370 --> 00:12:33,490
تعجبي نداره که اين خونه

169
00:12:33,690 --> 00:12:37,685
کارگاه مرگ بوده

170
00:12:38,322 --> 00:12:39,322
نه، نه

171
00:12:39,483 --> 00:12:40,483
يک دقيقه صبر کن

172
00:12:40,566 --> 00:12:42,011
ببين، ببين، ببين

173
00:12:42,510 --> 00:12:43,890
...قفسه‌هاي اين اتاق

174
00:12:44,340 --> 00:12:46,100
براي مخفي کردن
راهروي مخفي، کار گذاشته شدند

175
00:12:46,290 --> 00:12:49,010
اگه قضيه اين باشه... يک راهروي مخفي زير
قفسه هم هست

176
00:12:49,011 --> 00:12:53,228
و اون راهرو... به زيرزمين طبقه اول
متصله

177
00:12:53,410 --> 00:12:53,945
ببين

178
00:12:54,404 --> 00:12:59,945
با اين اوصاف، ما مسيري... براي تکه تکه کردن اجساد
و حمل اونها داريم

179
00:13:04,033 --> 00:13:05,033
امکان نداره

180
00:13:05,826 --> 00:13:07,146
نميشه

181
00:13:13,390 --> 00:13:14,530
آقاي يانوآکو

182
00:13:14,770 --> 00:13:15,770
خوشحالم که اينجا هستيد

183
00:13:16,030 --> 00:13:17,290
..اين همون خونه‌ايه
که درباره‌ش حرف ميزدي

184
00:13:17,291 --> 00:13:20,530
اما من... اون خونه رو نخريدم

185
00:13:22,185 --> 00:13:23,185
چي؟

186
00:13:23,210 --> 00:13:23,930
اخبارو نديدم

187
00:13:23,931 --> 00:13:24,450
اخبارو نديدم

188
00:13:25,223 --> 00:13:28,423
اگه چيزي شبيه اين... اين نزديکيها باشه... بايد

189
00:13:29,043 --> 00:13:30,043
يک چيزي توي همين مايه‌ها باشه

190
00:13:33,680 --> 00:13:34,920
ميتونم يک دقيقه باهات حرف بزنم؟

191
00:13:46,830 --> 00:13:49,230
يک جسد.. ناشناخته تکه تکه شده؟

192
00:13:50,790 --> 00:13:53,950
زوکيباياشي... که کشف شد
نزديک اين خونه است

193
00:13:55,270 --> 00:13:58,450
جسدش از سر، دستها، پاها و
تنه جدا شده بود

194
00:14:00,210 --> 00:14:01,710
و همونجا دفن شده بود

195
00:14:03,755 --> 00:14:05,491
اما فقط مچ دست چپش... پيدا نشد

196
00:14:06,890 --> 00:14:08,050
فقط مچ دست چپ؟

197
00:14:10,870 --> 00:14:12,050
اين خيلي عجيبه

198
00:14:13,110 --> 00:14:14,110
ميبينمت

199
00:14:20,930 --> 00:14:27,151
اصلا.... اين خونه... واقعا

200
00:14:27,330 --> 00:14:28,330
خونه‌اي براي قتل بوده؟

201
00:14:30,750 --> 00:14:32,626
اگه قضيه اين باشه... بايد
پاي کلي پول درميون باشه

202
00:14:32,650 --> 00:14:33,650
بگذار يک نگاهي بهش بندازيم

203
00:14:33,750 --> 00:14:34,750
نه

204
00:14:35,580 --> 00:14:36,580
بيا بي‌خيالش بشيم

205
00:14:37,190 --> 00:14:38,190
چي؟

206
00:14:38,890 --> 00:14:42,150
از اونجايي که آقاي يانوآکا
...اين خونه رو نخريده... نيازي نداريم که

207
00:14:42,250 --> 00:14:44,390
 چيزي در مورد اين خونه بفهميم

208
00:14:44,950 --> 00:14:46,210
.... و مهمتر از همه

209
00:14:47,170 --> 00:14:50,911
هر خونه‌اي... رازهاي خودشو داره

210
00:15:07,360 --> 00:15:09,820
...اين خونه... که ساخته شد

211
00:15:10,720 --> 00:15:12,940
براي قتل

212
00:15:13,420 --> 00:15:16,721
و... اون جسد مرموز
در جنگل نزديک به اون پيدا شد

213
00:15:19,460 --> 00:15:21,380
 و مچ دست چپش... مفقود شده

214
00:15:23,380 --> 00:15:24,380
...همه‌چيز

215
00:15:25,620 --> 00:15:27,600
عجيبه... نيست؟

216
00:15:29,200 --> 00:15:31,900
ما به حل اين معما، ادامه ميديم

217
00:15:41,000 --> 00:15:42,390
معرکه است آقاي يامميا

218
00:15:42,730 --> 00:15:44,571
....تعداد بازديدها
سر به فلک کشيده

219
00:15:45,050 --> 00:15:50,671
خوب... اين به لطف
معرفي چيزهاي خوب من به مردمه

220
00:15:51,270 --> 00:15:52,270
حق با توئه

221
00:15:53,090 --> 00:15:56,110
بيا ادامه بديم... اپيزودهاي دوم
و سومو... با اين نگرش ادامه بديم

222
00:15:56,810 --> 00:15:57,810
درسته؟

223
00:15:58,270 --> 00:15:59,270
..اما

224
00:16:00,090 --> 00:16:02,330
...ما به اطلاعات جديد

225
00:16:38,370 --> 00:16:41,990
سوزوکي ميا

226
00:16:42,850 --> 00:16:43,850
بله

227
00:16:45,190 --> 00:16:47,690
من آمئوتو هستم

228
00:16:48,390 --> 00:16:49,390
خواهش ميکنم بيا داخل

229
00:16:50,890 --> 00:16:51,890
ممنونم

230
00:17:05,840 --> 00:17:08,921
متاسفم.. که تو رو به اين نقطه رسوندم

231
00:17:10,000 --> 00:17:11,981
نه... اشکالي نداره

232
00:17:12,500 --> 00:17:13,500
....اما

233
00:17:14,460 --> 00:17:16,140
ميشه فعلا دوربينو بچرخونم؟

234
00:17:16,800 --> 00:17:18,701
تا نتونند چهره منو ببينند؟

235
00:17:20,240 --> 00:17:21,240
آره

236
00:17:33,110 --> 00:17:34,110
...قبل از اينکه شروع کنيم

237
00:17:36,010 --> 00:17:37,070
...دوست دارم بگم که

238
00:17:37,950 --> 00:17:42,011
مطمئن نيستم که بتونم محل اون
نقاشيو بهت بگم

239
00:17:46,670 --> 00:17:47,670
...راستش

240
00:17:48,550 --> 00:17:50,770
آقا

241
00:17:54,470 --> 00:17:56,550
شوهرم، توسط ساکنين اون خونه
به قتل رسيده

242
00:17:57,290 --> 00:17:58,290
چي؟

243
00:18:05,770 --> 00:18:08,970
شوهرم، کيچي ميايي
فوت کرده

244
00:18:16,000 --> 00:18:19,820
ما سه ماه پيش ازدواج کرديم
و توي سايتاما زندگي ميکرديم

245
00:18:23,840 --> 00:18:25,060
...يک روز

246
00:18:27,560 --> 00:18:29,540
من به خونه دوستم میرم

247
00:18:33,100 --> 00:18:34,980
و ديگه برنگشت

248
00:18:35,280 --> 00:18:36,600
اون مفقود شده بود

249
00:18:41,150 --> 00:18:44,390
چند ماه بعد، يک جسد در کوهستان
همين نزديکيها پيدا شد

250
00:18:48,580 --> 00:18:52,170
آزمايش دي-ان-اي
نشون داد که جسد، متعلق به شوهرم بود

251
00:18:56,770 --> 00:18:59,030
از اين گذشته، اون مچ دست چپش هم نداشت

252
00:19:02,310 --> 00:19:03,390
مچ دست چپ؟

253
00:19:03,410 --> 00:19:04,410
مچ دست چپ

254
00:19:05,530 --> 00:19:07,750
پليس توي شرايط سختي قرار داشت

255
00:19:14,500 --> 00:19:16,010
اين داستان، وحشتناکه، نيست؟

256
00:19:17,610 --> 00:19:21,270
اما فکر ميکردم ميتونم
سرنخي از شوهرم پيدا کنم

257
00:19:22,070 --> 00:19:23,230
پس از آقاي ياميوتوکو درخواست کردم

258
00:19:27,260 --> 00:19:28,830
گفتم لطفا قدرتتو به من قرض بده

259
00:19:31,280 --> 00:19:33,710
اون موقع
شوهرم جاي دوري نبود

260
00:19:34,960 --> 00:19:37,920
پس دنبال شي عجيبي ميگشتم که
آقاي ياميوتوکو بهم معرفي کرده بود

261
00:19:39,530 --> 00:19:40,530
...پس

262
00:19:44,930 --> 00:19:45,930
پيداش کردم

263
00:20:05,600 --> 00:20:06,760
نظرت چيه؟

264
00:20:09,320 --> 00:20:11,600
دوتا چيز مشترک توي اين دوتا اتاق
وجود داره

265
00:20:15,400 --> 00:20:17,240
اول، اتاق بچه‌

266
00:20:18,000 --> 00:20:19,000
هيچ پنجره‌اي نداره

267
00:20:19,540 --> 00:20:21,560
يک توالت براي هردو اتاق وجود داره

268
00:20:21,561 --> 00:20:21,760
يک بچه هست

269
00:20:22,440 --> 00:20:24,240
من ميل به مخفي کردن وجود
اين بچه رو حس ميکنم

270
00:20:26,790 --> 00:20:27,790
... و دستشويي

271
00:20:28,220 --> 00:20:29,460
اينجا هم هيچ پنجره‌اي نيست

272
00:20:29,950 --> 00:20:33,660
از اين گذشته، يک اتاق کوچيک کنار
اتاق رختشويي قرار داره

273
00:20:34,500 --> 00:20:37,220
اين هم شبيه فضاي مرموز داخل
خونه توکيوست

274
00:20:40,000 --> 00:20:42,200
از اين گذشته، اين اتاق
درست زير اتاق بچه‌ است

275
00:20:44,360 --> 00:20:46,760
پس اين خونه هم براي قتل
ساخته شده

276
00:20:46,761 --> 00:20:48,060
خونه‌اي که براي قتل
ساخته شده

277
00:20:49,740 --> 00:20:51,180
با اين حال، يک تفاوت‌هايي وجود داره

278
00:20:52,740 --> 00:20:54,600
به‌عنوان، مثال، گاراژ

279
00:20:55,920 --> 00:20:58,320
اين توي خونه توکيوست
اما توي خونه سايتاما

280
00:20:59,700 --> 00:21:00,980
و اين اتاق مثلثي

281
00:21:02,540 --> 00:21:03,880
اين اتاق چيه؟

282
00:21:04,980 --> 00:21:06,900
اين اتاق و پنجره بين
اتاق نشيمن

283
00:21:07,300 --> 00:21:09,420
چيز غيرعادي‌اي نيست اگه بگيم
اين يک پنجره داخليه

284
00:21:10,720 --> 00:21:12,920
اما در اين موقعيت
بيشتر باد و نور مياد داخل

285
00:21:12,921 --> 00:21:14,000
اما مسدود شده

286
00:21:14,620 --> 00:21:19,440
بنابراين اين پنجره اساسا
رو به بيرونه

287
00:21:20,460 --> 00:21:23,740
بعد از ساخته شدن اين خونه
براي يک منظوري ساخته شده

288
00:21:24,020 --> 00:21:25,140
بنابراين، اين اتاقو
وسيعتر کردند

289
00:21:26,710 --> 00:21:28,350
منظورت چيه که براي يک
منظوري ساخته شده؟

290
00:21:28,390 --> 00:21:29,390
يک چيز ديگه

291
00:21:30,190 --> 00:21:33,840
چيز ديگه‌اي که
توجهمو جلب کرده، اين قسمته

292
00:21:35,500 --> 00:21:36,920
فضاي عجيبيه

293
00:21:38,760 --> 00:21:40,560
بهتر بود يک اتاق اينجا ميساختند

294
00:21:41,630 --> 00:21:42,916
اگه امکان داشت که يک اتاق بسازند

295
00:21:42,940 --> 00:21:43,940
چي؟

296
00:21:47,090 --> 00:21:51,221
وقتي يک ساختمان مي سازيد، فرآيند برخورد با زمين
با يک ميله بلند وجود داره

297
00:21:53,360 --> 00:21:55,680
با اين حال، اين فضا
نميتونسته به زمين برخورد کنه

298
00:21:56,990 --> 00:21:59,350
امکان داره که فکر کنيم
يک چيزي زير اينجا بوده

299
00:21:59,920 --> 00:22:02,460
به‌عنوان مثال، يک زيرزمين

300
00:22:03,180 --> 00:22:04,240
زيرزمين؟

301
00:22:04,980 --> 00:22:06,000
چرا؟

302
00:22:06,001 --> 00:22:07,441
براي دور انداختن جسد مرده‌ها

303
00:22:09,270 --> 00:22:10,566
اين خونه، گاراژ نداره

304
00:22:10,590 --> 00:22:13,230
بنابراين، مکاني براي انداختن جسد مرده‌ها
توي زيرزمين درست ميکنيم

305
00:22:15,320 --> 00:22:16,380
نه،نه،نه

306
00:22:17,740 --> 00:22:18,980
جايي براي انداختن جسد مرده‌ها؟

307
00:22:19,530 --> 00:22:21,840
احتمالش، صفر نيست

308
00:22:28,960 --> 00:22:30,120
جدي ميگي؟

309
00:22:31,580 --> 00:22:33,200
به نظر مياد شانس با ما ياره

310
00:22:34,060 --> 00:22:35,800
اين تصادفي نيست

311
00:22:36,620 --> 00:22:37,660
اين يک نفرينه؟

312
00:22:39,060 --> 00:22:40,400
قطعا يک پازله

313
00:22:42,600 --> 00:22:43,760
خيلي خوب، پس

314
00:22:44,700 --> 00:22:45,700
خواهش ميکنم ترتيبشو بده

315
00:22:45,940 --> 00:22:46,940
باشه

316
00:23:00,770 --> 00:23:01,770
سريعا

317
00:23:02,110 --> 00:23:06,270
من احساس ميکنم مکان اين خونه
نميتونه تعيين‌شده باشه

318
00:23:12,070 --> 00:23:13,910
راستش، من هم همين فکرو ميکنم

319
00:23:14,960 --> 00:23:15,960
من هم همين فکرو ميکنم

320
00:23:17,310 --> 00:23:18,310
من هم همين فکرو ميکنم

321
00:23:20,190 --> 00:23:21,910
من وسط اون خونه
ميکشمت

322
00:23:24,190 --> 00:23:25,190
اما اينطور نيست

323
00:25:04,900 --> 00:25:05,540
تو کسي هستي که ميکشي

324
00:25:05,560 --> 00:25:06,260
من کسي هستم که ميکشم

325
00:25:06,460 --> 00:25:07,000
من وسط اين خونه ميکشمت

326
00:25:20,310 --> 00:25:24,350
زني که الان ديدم
خيلي ترسناک بود

327
00:25:27,520 --> 00:25:30,350
آقاي يانوآکا هم
جلوي در، دراز کشيده بود

328
00:25:31,250 --> 00:25:32,250
چي؟

329
00:25:32,930 --> 00:25:35,670
بعدش، يک سر و صداي عجيبي اومد و
همونجا ايستاد

330
00:25:36,310 --> 00:25:37,310
...بعد

331
00:25:47,610 --> 00:25:48,610
آقاي يانوآکا

332
00:25:54,695 --> 00:25:58,840
آقاي يانوآکا... آقاي آمميا

333
00:26:01,300 --> 00:26:02,300
بيايد از هم جدا بشيم

334
00:26:03,000 --> 00:26:04,000
چي؟

335
00:26:07,430 --> 00:26:08,430
اين يک مسئله جدي نيست؟

336
00:26:09,590 --> 00:26:10,590
خيلي خطرناکه

337
00:26:12,170 --> 00:26:13,170
خيره سر نباشيد

338
00:26:17,800 --> 00:26:18,800
ميخواي چيکار کني؟

339
00:26:20,380 --> 00:26:21,940
بهم هشدار داده بودي
مگه نه؟

340
00:26:24,470 --> 00:26:25,880
ديگه با تو بيرون نميام

341
00:26:26,620 --> 00:26:27,820
حتي يک ين هم گيرم نمياد

342
00:26:33,090 --> 00:26:34,090
..پس

343
00:26:35,650 --> 00:26:36,690
خودم تنها انجامش ميدم

344
00:26:40,210 --> 00:26:44,270
اگه الان جا بزني
يک ين هم گيرت نمياد

345
00:26:47,080 --> 00:26:48,760
شايد براي دفعه بعدي
کافي نباشه

346
00:26:55,670 --> 00:26:56,670
عاليه

347
00:26:58,490 --> 00:26:59,490
داستان خوبي ميشه

348
00:27:39,350 --> 00:27:42,110
بالاخره وارد اون خونه تسخيرشده شدم

349
00:27:46,680 --> 00:27:49,910
راستي، اين خانواده اينجا چيکار ميکردند؟

350
00:27:58,060 --> 00:27:59,060
...من که ميگم

351
00:28:00,360 --> 00:28:01,360
...بايد

352
00:28:02,470 --> 00:28:07,700
بايد يک فضاي مرموز
پشت اين ديوار، باشه

353
00:28:07,724 --> 00:28:15,724
<font color="#0080ff"> ....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::....  </font>


354
00:28:15,748 --> 00:28:23,748
<font color=#FF8000> ....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::....  </font>
(  <font color=#FF8000>HaDi AliZade & Mahdi AliZade </font> )
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

355
00:28:23,772 --> 00:28:30,072



356
00:28:30,100 --> 00:28:31,280
اينجا طبقه دومه

357
00:28:33,720 --> 00:28:36,080
يک اتاق مشکل‌دار اين پشته

358
00:28:54,220 --> 00:28:55,260
اينهاش

359
00:29:08,410 --> 00:29:10,070
بيايد بريم داخل

360
00:29:24,490 --> 00:29:25,910
اين يک در دوگانه است

361
00:30:27,390 --> 00:30:33,340
همونطور که تصور ميکردم
اين پايينه

362
00:30:58,230 --> 00:30:59,590
واي، واقعا اينجا بود

363
00:31:01,150 --> 00:31:02,150
کجايي؟

364
00:31:05,080 --> 00:31:08,460
من از اين حفره پايين
رفته بودم

365
00:31:10,460 --> 00:31:11,960
...پس اين خونه

366
00:31:13,180 --> 00:31:14,640
براي قتل ساخته شده

367
00:31:35,530 --> 00:31:37,350
آمميا سان، الان کجايي؟

368
00:31:39,590 --> 00:31:41,090
با ميا سان، توي اون خونه‌ام

369
00:31:41,590 --> 00:31:44,851
راستش... به پرونده ميا کيو ايشي سان
هم يک نگاهي انداختم

370
00:31:46,790 --> 00:31:47,790
چي؟

371
00:31:49,610 --> 00:31:54,530
توي روزنامه محلي اون زمان، نوشته شده بود
اما کيوچي سان، متاهل نبوده

372
00:31:58,550 --> 00:31:59,550
چي؟

373
00:32:00,070 --> 00:32:01,970
 کيوچي سان، همسر نداشته

374
00:32:02,890 --> 00:32:08,330
به عبارت ديگه، زني که الان همراهشي
يک زن ناشناسه

375
00:32:12,410 --> 00:32:14,370
همین الان بايد از اونجا فرار کني

376
00:32:44,090 --> 00:32:45,090
آقاي آموتوکو؟

377
00:32:45,390 --> 00:32:46,390
چي؟

378
00:32:48,950 --> 00:32:49,950
چي؟

379
00:32:51,230 --> 00:32:59,230
تو بودي؟

380
00:33:00,891 --> 00:33:04,390
تو بودي که اون موقع بهم حمله کردي؟

381
00:33:21,040 --> 00:33:22,320
هي؟ پليس

382
00:33:22,640 --> 00:33:22,920
چي؟

383
00:33:23,220 --> 00:33:24,220
اين مشکوک نيست

384
00:33:24,460 --> 00:33:25,500
مشکوک نيست، هست؟

385
00:33:25,580 --> 00:33:26,580
درسته

386
00:33:26,730 --> 00:33:27,736
اون داخل چيکار ميکردي؟

387
00:33:27,760 --> 00:33:28,760
به من حمله شده

388
00:33:29,540 --> 00:33:31,200
...هی پسر

389
00:34:31,400 --> 00:34:35,420
ببخشيد که يکهو لباستو قرض گرفتم

390
00:34:41,830 --> 00:34:42,830
نه

391
00:34:46,800 --> 00:34:50,220
مهمتر اينکه
الان از همسايه پرسيدم

392
00:34:52,500 --> 00:34:53,860
يک عکس هم دارم

393
00:35:01,150 --> 00:35:04,230
توي اون خونه، يک خانواده سه نفره به نام
کاتابوچي‌ها زندگي ميکردند

394
00:35:06,490 --> 00:35:12,270
که اسمش آقاي کيتا بوده
خانم آيون که همسرش بوده و هيروتو چان

395
00:35:13,310 --> 00:35:14,310
...و

396
00:35:17,620 --> 00:35:18,620
...تو

397
00:35:21,180 --> 00:35:22,621
خواهر اين آيانو ساني، درسته؟

398
00:35:27,560 --> 00:35:28,020
بله

399
00:35:28,021 --> 00:35:29,360
همه‌چيزو دروغ گفتی

400
00:35:34,960 --> 00:35:36,860
واقعا متاسفم

401
00:35:42,290 --> 00:35:43,550
...اسم واقعي من

402
00:35:44,990 --> 00:35:46,150
کاتابوچي يوکوزوئه

403
00:35:51,440 --> 00:35:52,640
چرا اسمتو به من نگفتي؟

404
00:35:54,940 --> 00:35:57,860
فکر کردم اگه حقيقتو بهت بگم
خوشت نمياد

405
00:36:02,360 --> 00:36:03,480
ميتوني با جزئيات بهم بگي؟

406
00:36:06,340 --> 00:36:07,340
آره

407
00:36:12,940 --> 00:36:14,020
خانواده من

408
00:36:14,980 --> 00:36:19,960
از پدر، مادر و خواهرم آيانو، تشکيل شده بود

409
00:36:22,280 --> 00:36:23,640
فکر ميکردم يک خانواده عادي هستيم

410
00:36:27,140 --> 00:36:29,020
اما وقتي سال اول دبيرستان بودم

411
00:36:32,880 --> 00:36:34,520
پدرم توي تصادف، فوت کرد

412
00:36:38,840 --> 00:36:39,840
درست بعد از اون

413
00:36:44,040 --> 00:36:46,120
خواهرم از خونه ناپديد شد

414
00:36:48,500 --> 00:36:49,540
مامان، خواهرم کجاست؟

415
00:36:52,260 --> 00:36:53,440
...يوزوکي

416
00:36:55,200 --> 00:36:56,220
...آيانو

417
00:36:57,640 --> 00:36:59,360
ديگه دختر من نيست

418
00:37:02,280 --> 00:37:08,940
اما در عوض، آقاي کيوتسوگو، عموي يکي از اقوام
مدام به خونه ما ميومد

419
00:37:08,941 --> 00:37:13,060
انگار... از من و مادرم مراقبت ميکرد

420
00:37:17,090 --> 00:37:18,490
نميتونستم به کسي اعتماد کنم

421
00:37:19,830 --> 00:37:23,350
بعد از اون، از مادرم جدا شدم و تنها بودم و
در ترس زندگي ميکردم

422
00:37:26,990 --> 00:37:31,030
بعد، شش ماه پيش
 يک تماس ناگهاني از خواهرم دريافت کردم

423
00:37:38,190 --> 00:37:39,510
...خواهرم

424
00:37:47,950 --> 00:37:49,210
...خواهرم

425
00:37:50,450 --> 00:37:51,570
ازدواج کرده بود و بچه‌دار شده بود

426
00:37:53,850 --> 00:37:54,850
متاسفم

427
00:37:58,870 --> 00:37:59,870
اسم اون هيروتوئه

428
00:38:01,470 --> 00:38:02,630
تقريبا دو سالشه

429
00:38:09,550 --> 00:38:10,590
چرا با من تماس نگرفتي؟

430
00:38:13,750 --> 00:38:14,750
...اون

431
00:38:33,510 --> 00:38:34,830
متاسفم، يوزوکي

432
00:38:36,410 --> 00:38:37,530
بايد زود برم

433
00:38:38,650 --> 00:38:39,650
چي؟

434
00:38:40,390 --> 00:38:41,390
يک دقيقه صبر کن، خواهر

435
00:38:44,670 --> 00:38:45,670
يک دقيقه صبر کن

436
00:38:56,210 --> 00:38:59,260
از اون روز به بعد
ديگه نتونستم با خواهرم، تماس برقرار کنم

437
00:39:07,330 --> 00:39:08,830
...اين آدرس

438
00:39:10,190 --> 00:39:11,510
توکيو و سايتاماست

439
00:39:11,750 --> 00:39:12,830
همون خونه‌اي که دوتا پنجره داره

440
00:39:15,490 --> 00:39:18,370
خواهرم با آقاي کيتا ازدواج کرده بود و
يک مدتي توي اون خونه اقامت داشت

441
00:39:19,230 --> 00:39:21,230
حدود چهار سال پيش
اون يک خونه توي سايتاما ساخت

442
00:39:22,730 --> 00:39:26,030
بعد از اون، اون خونه‌اي توي شهر ساخت و
به اونجا رفت

443
00:39:27,390 --> 00:39:28,750
اون‌ها يکي پس از ديگري به اونجا رفتند

444
00:39:29,910 --> 00:39:32,070
و اون از خونه توي توکيو
سريعا نقل مکان کرد

445
00:39:33,270 --> 00:39:34,950
هميشه حس ميکنم
يکي داره نگاهم ميکنه

446
00:39:36,490 --> 00:39:37,490
نميدونم چيکار کنم

447
00:39:40,750 --> 00:39:43,190
من اون موقع فيلمي از آقاي آمئوت
اوکو پيدا کردم

448
00:39:46,910 --> 00:39:48,250
واقعا بابت کاري که کردم، متاسفم

449
00:39:55,250 --> 00:39:56,250
امميا

450
00:39:58,310 --> 00:39:58,710
چي؟

451
00:39:58,711 --> 00:39:58,810
چي؟

452
00:39:59,610 --> 00:40:01,930
اسم واقعي من، آمميا است

453
00:40:05,640 --> 00:40:06,640
درک میکنم

454
00:40:07,760 --> 00:40:10,740
راستش، يک داستان ديگه از
همسايه شنيدم

455
00:40:12,170 --> 00:40:15,420
فکر کنم آقاي کاتابوچي
همين چند مدت پيش رفتند

456
00:40:15,780 --> 00:40:18,240
من نيمه شب يک چيز عجيبي ديدم

457
00:40:19,900 --> 00:40:20,900
ببين

458
00:40:21,340 --> 00:40:23,781
ميتوني خونه آقاي کاتابوچيو
از پنجره اون خونه ببيني

459
00:40:25,130 --> 00:40:27,700
نيمه شب، يکي کنار پنجره ايستاده بود

460
00:40:39,710 --> 00:40:40,951
فکر ميکنم حدودا قدش اينقدر بود

461
00:40:43,030 --> 00:40:44,806
فکر کردم بچه همسايه‌اي، چيزيه

462
00:40:44,830 --> 00:40:46,231
بعد، از همسر همسايه پرسيدم

463
00:40:46,670 --> 00:40:48,010
اون گفت
اون لباس تنش نبوده

464
00:40:50,290 --> 00:40:55,440
پس، روح بوده؟

465
00:40:57,320 --> 00:40:58,320
روح؟

466
00:41:00,360 --> 00:41:02,980
من يک عکس از اون زمان
گير آوردم

467
00:41:11,070 --> 00:41:12,070
خوب به نظر نمياد

468
00:41:13,410 --> 00:41:14,010
آره

469
00:41:41,190 --> 00:41:43,590
چيزي که من ديدم، برادرم بود

470
00:41:58,030 --> 00:42:02,650
فهمیدم

471
00:42:02,970 --> 00:42:06,230
برادرت توي فيلمي بود که من ديدم

472
00:42:06,970 --> 00:42:07,970
فهمیدم

473
00:42:08,190 --> 00:42:09,050
قبلا اينها رو شنيدم

474
00:42:09,051 --> 00:42:09,450
ميخوام اينو ازت بپرسم

475
00:42:09,451 --> 00:42:09,610
اين عکسي از خود اونه

476
00:42:09,760 --> 00:42:11,121
همون عکس قبليه

477
00:42:12,090 --> 00:42:14,650
فکر ميکنم از اول هم
همين عکس بوده

478
00:42:14,651 --> 00:42:15,630
دوست دارم در اين باره
باهاتون حرف بزنم

479
00:42:15,631 --> 00:42:17,170
اوه، خوبه

480
00:42:21,920 --> 00:42:23,201
آقاي کورهارا، يک ملاقات‌کننده داريم

481
00:42:34,730 --> 00:42:37,250
ميشه دوباره بهم کمک کني

482
00:42:38,970 --> 00:42:39,970
خواهش میکنم

483
00:42:45,400 --> 00:42:46,400
يک خو‌ن بها؟

484
00:42:50,360 --> 00:42:51,360
...خوب فقط

485
00:43:33,630 --> 00:43:38,777
طبق داستان ميا و يوزوکي
خواهر آيانو

486
00:43:38,827 --> 00:43:43,630
 شوهرش، چهار سال پيش توي
سايتاما، يک خونه ساختند

487
00:43:44,025 --> 00:43:45,890
اونها دو سال پيش به توکيو
نقل مکان کردند

488
00:43:47,130 --> 00:43:50,170
اون موقع، هيروتو
فقط يک سال داشته

489
00:43:50,330 --> 00:43:52,970
پس فرزند خواهرش و شوهرش
وقتي سايتاما زندگي ميکردند، به دنيا اومده

490
00:43:56,370 --> 00:44:01,970
قبل ار تولد هيروتو
سه نفر توي سايتاما زندگي ميکردند

491
00:44:01,971 --> 00:44:03,890
کيتا سان، آيانو سان و

492
00:44:04,490 --> 00:44:05,611
مرد ناشناس ماسک به صورت

493
00:44:06,320 --> 00:44:10,470
اسمش ايکون بوده

494
00:44:11,550 --> 00:44:14,711
خواهر و  شوهرش، ايکونو
توي اتاق بچه، در طبقه دوم نگه ميدارند

495
00:44:15,060 --> 00:44:17,170
بعد يک بچه به دنيا مياد

496
00:44:19,080 --> 00:44:20,080
اون موقع تولد هيروتو بوده

497
00:44:23,320 --> 00:44:25,430
اين اتاق مثلثي براي هيروتو
ساخته شده بوده

498
00:44:27,270 --> 00:44:28,270
اتاق بچه؟

499
00:44:29,155 --> 00:44:30,756
اينجا پنجره بزرگي داره
و نور خوبي از اون به داخل مياد

500
00:44:31,130 --> 00:44:34,830
اما اين خانواده
يک چهره ديگه هم داره

501
00:44:37,770 --> 00:44:41,650
دوتا جسد هم نزديک اين خونه پيدا شدند

502
00:44:43,235 --> 00:44:45,390
شايد کار خواهرت باشه

503
00:44:46,760 --> 00:44:47,990
اونها يک خانواده قاتل هستند؟

504
00:44:48,690 --> 00:44:49,690
کوريهارا سان

505
00:44:50,630 --> 00:44:51,911
خواهر من، آدم خيلي مهربونيه

506
00:44:52,430 --> 00:44:53,430
نميتونه اين کارو بکنه

507
00:44:55,070 --> 00:44:56,070
همه اينها توهمه

508
00:44:57,840 --> 00:44:59,370
به هرحال، سرنخ ديگه‌اي وجود نداره

509
00:45:01,490 --> 00:45:05,280
هانکي

510
00:45:08,065 --> 00:45:08,933
اگه به خونه اصلي در کاتابوچي بريم
شايد

511
00:45:08,934 --> 00:45:10,661
يک چيزي در مورد مکان خواهرم پيدا کنيم

512
00:45:12,060 --> 00:45:13,060
خونه اصلي؟

513
00:45:13,880 --> 00:45:18,780
فقط وقتي بچه بودم
چندباري به اونجا رفتم تا پيش خانواده‌م باشم

514
00:45:21,260 --> 00:45:23,300
خونه خيلي مرموزيه

515
00:45:23,800 --> 00:45:24,800
اوه، مرموزه؟

516
00:45:38,930 --> 00:45:39,930
درسته

517
00:45:40,050 --> 00:45:41,490
فکر کنم همين پرده‌ها بودند

518
00:45:43,550 --> 00:45:45,610
واقعا پرده عجيبيه

519
00:45:49,040 --> 00:45:50,815
يک راست از ورودي
يک کريدور وجود داره

520
00:45:50,816 --> 00:45:53,251
و خونه به دو بخش تقسيم ميشه

521
00:45:54,510 --> 00:45:57,910
يک محراب بژرنگ انتهاي اون کريدور هست

522
00:46:01,530 --> 00:46:03,790
و هيچ‌کدوم از اون چهارتا اتاق، پنجره ندارند
خيلي خوب؟

523
00:46:05,980 --> 00:46:08,910
شنيدم پدر و مادرم قبل از ازدواجشون
يک مدتي اونجا زندگي ميکردند

524
00:46:13,360 --> 00:46:15,310
شايد مادرم چيزي درباره
اين خونه بدونه

525
00:46:16,370 --> 00:46:17,530
درباره اين خونه

526
00:46:19,000 --> 00:46:21,090
و درباره خواهرم

527
00:46:35,500 --> 00:46:36,500
اون مادرم يوشيه

528
00:46:37,850 --> 00:46:39,531
اون کمک داوطلبانه به بي‌خانمانها ارائه ميده

529
00:46:42,580 --> 00:46:43,580
به زودي برميگرديم

530
00:46:50,640 --> 00:46:51,681
لطا اينو بگيريد

531
00:46:52,110 --> 00:46:53,790
ممنونم

532
00:46:54,050 --> 00:46:55,370
لطفا مراقب باش نندازيش

533
00:46:58,290 --> 00:46:59,290
مامان

534
00:47:12,120 --> 00:47:13,120
مامان

535
00:47:13,580 --> 00:47:15,580
تو اطلاعاتي در مورد جاي خواهرم داري؟

536
00:47:20,760 --> 00:47:21,760
نه واقعا

537
00:47:23,460 --> 00:47:28,760
فکر کنم نبايد نگران باشي
اما.. خانواده واقعي اون چي؟

538
00:47:29,760 --> 00:47:33,620
والدينتون بايد وقتي ازدواج ميکردند
توي اون خونه زندگي ميکردند

539
00:47:34,120 --> 00:47:35,220
اينو ميدونستي؟

540
00:47:38,620 --> 00:47:39,960
چيز خاصي نبود واقعا

541
00:47:43,120 --> 00:47:45,620
مامان، تو يک چيزي ميدوني
مگه نه؟

542
00:47:48,590 --> 00:47:49,590
خواهش ميکنم يک سرنخي بهم بده

543
00:48:04,520 --> 00:48:06,586
اگه به من چيزي نگي
به تمام خانواده ميگم

544
00:48:06,610 --> 00:48:07,610
تمامش کن

545
00:48:12,280 --> 00:48:13,280
چيزي نيست

546
00:48:23,280 --> 00:48:25,041
يک چيزي توي اون اتاق هست، نيست؟

547
00:48:53,910 --> 00:48:58,430
اين... دفترچه‌ايه که
پدرت جا گذاشته

548
00:49:35,630 --> 00:49:37,030
...پدرت

549
00:49:39,680 --> 00:49:40,841
توي تصادف نمرد

550
00:49:42,590 --> 00:49:43,590
چي؟

551
00:49:46,410 --> 00:49:47,730
ماسوکاوا

552
00:49:50,800 --> 00:49:51,800
چرا؟

553
00:49:53,400 --> 00:49:54,940
چه بلايي سر پدرم اومده؟

554
00:49:56,180 --> 00:49:57,941
ربطي به خواهرم داره؟

555
00:50:01,010 --> 00:50:06,850
اون مرد.. توي خونه‌اي توي کاتا گوچي بود

556
00:50:07,510 --> 00:50:08,570
اون نفرين شده بود

557
00:50:17,240 --> 00:50:18,240
اون روز، نفرين شده بود

558
00:50:21,110 --> 00:50:24,870
...همه‌چيزو از آيومو
خواهش ميکنم فراموشش کن

559
00:50:50,190 --> 00:50:53,390
فکر ميکنم.. باید
به خونه اصلي برم

560
00:50:56,520 --> 00:50:57,520
شايد خواهرم اونجا باشه

561
00:50:57,710 --> 00:51:02,090
شما دوتا ميتونيد اينجا بمونید

562
00:51:03,430 --> 00:51:07,730
اما.. آماميا

563
00:51:08,840 --> 00:51:10,601
تو قبلا در خطر بودي، نه؟

564
00:51:12,310 --> 00:51:13,750
....همونطور که مادرم گفت

565
00:51:14,750 --> 00:51:17,031
اگه بيشتر، درگير خانواده اصلي بشي

566
00:51:17,790 --> 00:51:19,130
ممکنه جبران‌ناپذير باشه

567
00:51:25,070 --> 00:51:26,510
من تنهايي مشکلي ندارم

568
00:51:34,950 --> 00:51:35,350
نه

569
00:51:35,490 --> 00:51:37,030
من باهات ميام

570
00:51:42,090 --> 00:51:43,450
...جدا از تمام اینها

571
00:51:44,400 --> 00:51:45,801
بايد فيلمو
هم تمام کنيم

572
00:51:48,730 --> 00:51:51,830
...آمميا
اونو به من بسپار

573
00:51:53,680 --> 00:51:55,870
...نميتونم تنهات بگذارم

574
00:51:59,830 --> 00:52:01,450
توي اين مسير
بايد سبک زندگيتو تغيير بدي

575
00:52:01,451 --> 00:52:03,510
... و راه ديگه‌اي در پيش بگيري

576
00:52:17,840 --> 00:52:18,480
.... و در امنيت خواهي بود
بالاي دره

577
00:52:27,560 --> 00:52:35,560
اميدوارم همه‌چيز خوب پيش بره

578
00:52:46,160 --> 00:52:49,770
بدجور خسته ام
میشه يک کم استراحت کنم؟

579
00:52:50,220 --> 00:52:51,310
همه‌چيزو یادت رفته؟

580
00:52:51,970 --> 00:52:54,110
هي، چيکار داري ميکني؟

581
00:52:54,310 --> 00:52:55,786
لطفا بي‌اجازه نيا تو

582
00:52:55,810 --> 00:52:56,810
خواهش ميکنم بايست

583
00:53:03,810 --> 00:53:04,810
چيه؟

584
00:53:15,000 --> 00:53:16,040
حس عجيبي داشتم

585
00:53:17,730 --> 00:53:21,300
کليد پيدا کردن محل ايانو ميتونه
خونه اصلي باشه

586
00:53:22,840 --> 00:53:26,860
اما تو اونقدر لجباز بودي که
ايزوکيو نميخواستي درگير خونه اصلي کني

587
00:53:30,830 --> 00:53:37,520
از اين گذشته، براي هشدار دادن به
آمميا سان، از چيزي مثل اين استفاده کردي

588
00:53:40,030 --> 00:53:41,920
به نظر داروي توهم‌زا مياد

589
00:53:54,620 --> 00:53:57,450
واقعا چي توي خونه اصليه؟

590
00:54:36,380 --> 00:54:41,130
خانواده کاتابوچي، ميزان مختلفي مواد

591
00:54:41,330 --> 00:54:42,811
و تعدادي خدمه در خانه اصلي پيدا کرده بود

592
00:54:46,720 --> 00:54:50,711
خونه اصلي و کوهستان اطراف اون
همه بخشي از خانواده کاتابوچي هستند

593
00:54:51,450 --> 00:54:54,110
اغلب آدمهايي که اينجا زندگي ميکنند
هم ارواح کاتابوچي هستند

594
00:56:32,080 --> 00:56:33,080
دوربين

595
00:56:33,560 --> 00:56:34,560
روشنش ميکنم

596
00:56:35,820 --> 00:56:36,820
باشه

597
00:56:59,600 --> 00:57:00,600
من يوزوکيم

598
00:57:06,610 --> 00:57:07,610
ببخشيد؟

599
00:57:50,890 --> 00:57:51,890
خواهر؟

600
00:58:08,450 --> 00:58:09,450
خيلي بزرگه

601
00:58:09,451 --> 00:58:10,451
بزرگه؟

602
00:58:11,250 --> 00:58:12,250
آره

603
00:58:18,120 --> 00:58:19,340
خواهر

604
00:58:25,870 --> 00:58:27,150
اينجا هم نيست

605
00:58:40,310 --> 00:58:44,690
اگه از پنجره نگاه کني
ميفهمي که اين طبقه سومه

606
00:58:46,950 --> 00:58:48,610
اينجا طبقه چهارمه

607
00:58:52,770 --> 00:58:55,770
مهمونهايي که براي مدتي طولاني اينجا بودند
به اتاق بعدي برده ميشدند

608
00:58:57,650 --> 00:59:03,030
...اتاق بغلي
اتاق دوم

609
00:59:12,220 --> 00:59:14,040
اگه بازش کني
اين اتاق اوله

610
00:59:18,140 --> 00:59:19,140
هان؟

611
00:59:19,500 --> 00:59:21,840
اين کمديه که هيچ‌وقت باز نشده

612
00:59:23,080 --> 00:59:24,520
خيلي وقته اينطوريه

613
00:59:25,780 --> 00:59:26,780
اين درست نيست

614
00:59:28,360 --> 00:59:30,440
خوب، به نظر نمياد که خوابيدن توش
مشکلي داشته باشه

615
00:59:33,340 --> 00:59:34,640
يک جورهايي ترسناکه

616
00:59:34,641 --> 00:59:36,560
...ترسناکه و

617
00:59:38,260 --> 00:59:41,860
يک شايعه عجيب هم اين اطراف هست

618
00:59:42,560 --> 00:59:43,560
شايعه؟

619
00:59:44,560 --> 00:59:47,680
به نظر مياد چند سال پيش
چند نفر اينجا، مفقود شدند

620
00:59:49,820 --> 00:59:51,420
انگار ناگهاني ناپديد شدند

621
00:59:55,560 --> 00:59:59,400
بين اونها کسي که
از اين خونه بازديد کرده بوده هم وجود داشته

622
01:00:03,000 --> 01:00:04,620
به عبارت ديگه
اين يک خونه مخفيه

623
01:00:04,621 --> 01:00:06,960
کي توي اين خونه ناپديد شده؟

624
01:00:38,480 --> 01:00:39,980
خواهر؟

625
01:00:47,850 --> 01:00:48,970
متاسفم

626
01:00:50,130 --> 01:00:55,930
پدربزرگم... مادربزرگم و آقاي کيوتسوگو

627
01:00:58,110 --> 01:01:02,150
خوب... من متاسفم که مزاحم شدم

628
01:01:04,650 --> 01:01:05,970
اسم من آممياست

629
01:01:09,990 --> 01:01:12,950
وقتي گفتم به هونکي ميرم
اون گفت که همراهم مياد

630
01:01:18,940 --> 01:01:21,700
خواهر؟ تو کجا بودي؟

631
01:01:23,960 --> 01:01:24,960
کجا بودم؟

632
01:01:26,410 --> 01:01:27,771
تمام اين مدت توي هونکي بودم

633
01:01:29,500 --> 01:01:30,940
...اما اون روز

634
01:01:31,240 --> 01:01:33,740
من تمام مدت توي هونکي بودم

635
01:01:35,720 --> 01:01:36,720
بچه‌ها کجاند؟

636
01:01:38,080 --> 01:01:39,080
هيروتوو چان کجاست؟

637
01:01:40,880 --> 01:01:41,880
بچه‌ها

638
01:01:42,360 --> 01:01:44,143
...شما بايد آقاي

639
01:01:46,813 --> 01:01:47,490
يوزوکي

640
01:01:49,620 --> 01:01:50,620
من کيتا هستم، همسرش

641
01:01:51,550 --> 01:01:52,550
از ديدنتون خوشحالم

642
01:02:06,570 --> 01:02:09,800
هردوتون... راحت باشيد

643
01:02:36,970 --> 01:02:37,970
....خواهر

644
01:02:53,880 --> 01:02:54,880
...خواهر

645
01:03:07,230 --> 01:03:13,300
آمميا سان
و کوريهارا سان

646
01:03:17,810 --> 01:03:19,530
خوشحالم که به هوش اومدي

647
01:03:21,330 --> 01:03:22,691
بايد دارو بخوري

648
01:03:24,510 --> 01:03:25,510
دارو؟

649
01:03:27,890 --> 01:03:29,130
تو اينجا چيکار ميکني
کوريهارا سان؟

650
01:03:31,730 --> 01:03:33,030
...راستش همين الان

651
01:03:34,330 --> 01:03:36,051
داستاني از مادر آقاي يوزوکي
به گوشم رسيد

652
01:03:37,390 --> 01:03:39,551
يک داستان وحشتناک در مورد
خانواده کتابوچي

653
01:03:53,540 --> 01:03:54,540
در زمان امپراطوري مي جي

654
01:03:55,810 --> 01:03:59,830
خانواده کاتابوچي يک خدمتکار داشته

655
01:04:02,770 --> 01:04:04,890
اسمش اوشيو تاکاما بوده

656
01:04:08,050 --> 01:04:09,290
اوشيو با ارباب اصلي

657
01:04:09,690 --> 01:04:11,651
خانواده کاتابوچي، راحت بوده

658
01:04:13,280 --> 01:04:16,170
و از بچه‌ها مراقبت ميکرده و
تبديل به معشوقه اون شده

659
01:04:26,960 --> 01:04:32,406
چون اون از طرف ارباب، مورد تجاوز سختي قرار گرفته بود و
...همسر اون

660
01:04:32,430 --> 01:04:33,430
نميتونسته اين قضيه رو تحمل کنه

661
01:04:34,400 --> 01:04:35,410
اون بچه‌شو سقط کرد

662
01:05:14,100 --> 01:05:22,100
اوشيو که از ناراحتي عقلشو از دست داده بود
رگ مچ دست چپشو زد و مرد

663
01:05:28,390 --> 01:05:30,530
اما اين داستان غم‌انگيز
همينجا به پايان نرسيد

664
01:05:32,330 --> 01:05:37,550
بعد از اون... بچه‌اي که به دنيا اومد

665
01:05:43,380 --> 01:05:45,500
مچ دست چپشو از دست داد

666
01:05:52,320 --> 01:05:55,790
و غش کرد و مرد

667
01:05:59,450 --> 01:06:01,870
اين نفرين اوشيو بود؟

668
01:06:06,530 --> 01:06:11,130
به همین دلیل، ارباب با يک
پدر روحاني مشورت کرد

669
01:06:13,410 --> 01:06:15,210
... و اون پدر روحاني

670
01:06:17,610 --> 01:06:18,771
براي پس دادن تقاص
گناهان اوشيو

671
01:06:26,450 --> 01:06:28,411
مراسم مذهبي
سجده دست چپو انجام داد

672
01:06:34,010 --> 01:06:37,460
اون خون خانواده کاتابوچيو گرفت و
پسريو بزرگ کرد که

673
01:06:38,810 --> 01:06:41,051
از روز تولدش
هيچ‌وقت روز روشنو نديد

674
01:06:46,775 --> 01:06:47,775
...وقتي اين پسر ده ساله شد

675
01:06:49,550 --> 01:06:50,910
يک انسانو کشت

676
01:06:53,250 --> 01:06:55,290
رگ مچ دست چپشو زد

677
01:06:56,080 --> 01:06:57,721
و اونو به روح اوشيو، پيشکش کرد

678
01:07:07,400 --> 01:07:08,660
و گذاشت اون بميره

679
01:07:08,661 --> 01:07:09,781
اون درطول سه سال
همين کارو انجام ميداد

680
01:07:17,800 --> 01:07:25,800
اما کاتابوچي اصلا نميتونست
بهش نزديک بشه

681
01:07:26,161 --> 01:07:28,240
سجده دست چپ؟

682
01:07:30,720 --> 01:07:33,740
...اگه اين داستان، حقيقت داشته باشه

683
01:07:35,340 --> 01:07:36,900
...بايد ما مرتکب

684
01:08:20,760 --> 01:08:24,260
معذرت ميخوام

685
01:08:35,110 --> 01:08:38,380
بايد يک فضاي اين شکلي
داخل ديوار وجود داشته باشه

686
01:09:06,690 --> 01:09:08,330
نميدونستم

687
01:10:34,510 --> 01:10:42,510
يک چنين
راهرويي وجود داره

688
01:10:43,970 --> 01:10:45,530
اين بايد راه پشتي باشه

689
01:11:08,660 --> 01:11:12,680
پس اين بايد، اون طرف باشه

690
01:11:26,540 --> 01:11:28,020
اين اتاق دومه

691
01:11:31,600 --> 01:11:36,940
اگه از اين مسير براي ناپديد شدنهاي قديم استفاده ميشده
پس اونو توجيه ميکنه

692
01:11:42,530 --> 01:11:44,930
بيايد جزئيات اون طرفو
بررسي کنيم

693
01:11:54,390 --> 01:11:55,390
لطفا مراقب باش

694
01:11:56,920 --> 01:12:01,060
ما الان در تاريکي‌اي قرار داريم
که انسان نبايد لمسش کنه

695
01:12:02,820 --> 01:12:06,120
اگه بيشتر جلو بريم
ممکنه غيرقابل جبران باشه

696
01:12:14,660 --> 01:12:19,300
اون پشت شايد يک خواهر وجود داشته باشه

697
01:12:23,040 --> 01:12:31,040
اگه وارد تاريکي نشيم
نميفهميم چه چيزي توي تاريکي وجود داره

698
01:12:31,041 --> 01:12:32,041
نميرم داخل

699
01:13:06,420 --> 01:13:07,540
پس اين اون يکي اتاقه

700
01:14:22,100 --> 01:14:23,740
بايد اون طرف باشه

701
01:14:31,310 --> 01:14:32,310
من نميام داخل

702
01:14:37,590 --> 01:14:38,590
...اين

703
01:15:56,510 --> 01:15:57,510
اين... اتاق سومه

704
01:15:58,870 --> 01:16:06,870
خيلي متاسفم

705
01:17:16,090 --> 01:17:18,730
اگه اين طرفه
بعدا ميبينمتون

706
01:17:19,080 --> 01:17:21,041
بهار سال سوم دبيرستانم بود

707
01:17:26,960 --> 01:17:28,281
دوست دختر جديدم
نجاتم داد

708
01:17:35,980 --> 01:17:37,301
اون همه‌چيز زندگيم شد

709
01:17:46,050 --> 01:17:47,491
هيچ‌وقت آيونا رو خارج از مدرسه نديده بودم

710
01:17:51,740 --> 01:17:53,981
اون هيچ‌وقت در مورد خانواده‌ش يا چيزهاي شخصي
با من حرف نميزد

711
01:17:56,770 --> 01:17:58,210
چيزي در مورد دست چپ کويو شنيده بودم

712
01:17:59,850 --> 01:18:01,310
قبل از فارغ‌التحصيلي بود

713
01:18:09,020 --> 01:18:10,301
خيلي از واقعيت دور بودم

714
01:18:11,350 --> 01:18:12,930
اولش، باورم نميشد

715
01:18:14,550 --> 01:18:18,610
اما نميخواستم
رابطمو با آيونا تمام کنم

716
01:18:22,520 --> 01:18:23,520
ميخواستم بهش کمک کنم

717
01:18:25,370 --> 01:18:26,370
پس، باهاش ازدواج کردم

718
01:18:27,730 --> 01:18:29,210
ازش خواستم در کاتابوچي باهام ازدواج کنه

719
01:18:34,130 --> 01:18:37,670
بعد تويا رو ديدم

720
01:18:44,945 --> 01:18:45,950
شروع به بزرگ کردنش کرديم

721
01:18:55,080 --> 01:19:02,530
يک روز، ميخواستم اونو از شر سرنوشت
از دست چپپ کيويوي خلاص کنم

722
01:19:04,730 --> 01:19:05,770
اين فکر آيانو بود

723
01:19:09,290 --> 01:19:13,150
بنابراين، تصميم گرفتيم نقشه‌مونو عملي کنيم

724
01:19:19,950 --> 01:19:23,690
در سايتاما تحت شرايط دست چپ کويو
خونه‌اي ساختيم

725
01:19:27,500 --> 01:19:29,421
ما با تويا، هرسه شروع به زندگي کردن در اون کرديم

726
01:19:32,090 --> 01:19:33,290
بعد از اون، هيروتو به دنيا اومد

727
01:19:37,340 --> 01:19:39,021
هميشه اون تحت نظر خانواده بود

728
01:19:40,760 --> 01:19:41,760
...اما ما

729
01:19:44,630 --> 01:19:45,671
تبديل به يک خانواده واقعي شديم

730
01:19:50,390 --> 01:19:51,750
...بالاخره

731
01:19:53,370 --> 01:19:55,050
همه ما به خانواده واقعيمون برگشتيم

732
01:19:58,020 --> 01:20:01,490
هيروتو رو ازمون گرفتند و
حتي نميتونستيم ببينيمش

733
01:20:06,920 --> 01:20:08,001
و اونو ازمون گرفتند

734
01:20:17,780 --> 01:20:19,180
بهتر بود فقط ميخوابيدي

735
01:20:24,440 --> 01:20:25,500
.. و بعد

736
01:20:26,680 --> 01:20:27,760
اون دختر کوچولو

737
01:21:07,950 --> 01:21:09,470
نميدونم مشکل واقعا همينه يا نه

738
01:21:38,980 --> 01:21:41,950
اين حفره در زمين اتاق بچه

739
01:21:42,810 --> 01:21:46,750
فکر ميکردم مسير مخفي‌ايه که
براي قتل ازش استفاده ميشه

740
01:21:48,930 --> 01:21:51,550
اما واقعا قصد ديگه‌اي
پشت اون وجود داشت

741
01:21:53,150 --> 01:21:54,570
قصد ديگه‌اي؟

742
01:21:57,500 --> 01:21:58,861
اين حفره ميتونه
مکاني براي مخفي کردن باشه

743
01:22:00,390 --> 01:22:04,890
براي مخفي کردن تويا و بازگرداندن اون
به خانواده

744
01:22:05,650 --> 01:22:06,950
...به عبارت ديگه

745
01:22:08,330 --> 01:22:12,170
اين فضاي مرموز
پناهگاهي براي مخفي کردن تويا بوده

746
01:22:28,350 --> 01:22:29,830
...خواهر

747
01:23:07,070 --> 01:23:08,070
هيرانو؟

748
01:23:08,520 --> 01:23:09,520
هيرانو؟

749
01:23:10,320 --> 01:23:11,060
هيرانو؟

750
01:23:11,300 --> 01:23:12,300
چه خبر شده؟

751
01:23:14,280 --> 01:23:16,520
ناگهان همه‌چيز مثل يک جنگ داخلي مهم شد

752
01:23:16,580 --> 01:23:24,580
آقاي توري آرو

753
01:23:51,351 --> 01:23:51,670
تويا

754
01:23:51,920 --> 01:23:53,270
اون کجاست؟

755
01:24:07,250 --> 01:24:09,131
مراسم... دست چپ

756
01:25:35,050 --> 01:25:36,050
چيکار داري ميکني؟

757
01:25:36,250 --> 01:25:37,410
انجامش بده

758
01:25:50,280 --> 01:25:51,280
انجامش بده

759
01:26:12,980 --> 01:26:13,560
انجامش بده

760
01:26:13,561 --> 01:26:14,561
تويا

761
01:26:22,990 --> 01:26:24,030
تندا سان

762
01:26:27,560 --> 01:26:29,180
اين کارو نکن

763
01:26:43,940 --> 01:26:45,280
...پات

764
01:26:47,020 --> 01:26:48,140
پات

765
01:27:40,610 --> 01:27:41,870
تندا سان

766
01:27:42,390 --> 01:27:43,150
تندا سان

767
01:27:43,151 --> 01:27:44,151
از اينجا برید

768
01:27:44,230 --> 01:27:45,370
تندا سان

769
01:27:45,690 --> 01:27:46,690
خواهش ميکنم

770
01:27:48,390 --> 01:27:49,390
خواهش ميکنم

771
01:27:53,450 --> 01:27:54,450
خيلي خوب

772
01:30:10,990 --> 01:30:12,010
...اين بار

773
01:30:12,670 --> 01:30:13,670
بيايد

774
01:30:20,490 --> 01:30:21,970
اين ادامه راه کويوئه

775
01:30:23,790 --> 01:30:25,090
من انجامش دادم

776
01:30:28,230 --> 01:30:29,230
منظورت از

777
01:31:02,300 --> 01:31:03,581
دست چپ کويو چيه؟

778
01:31:04,720 --> 01:31:06,441
واقعا به اين چيزهاي احمقانه
باور داري؟

779
01:31:10,090 --> 01:31:12,390
اون اصلا يک نفرين نيست

780
01:31:15,690 --> 01:31:18,050
همه شستشوي مغزي داده شدند
 و ديوانه شدند

781
01:31:25,880 --> 01:31:26,880
اين نفرينه

782
01:31:30,110 --> 01:31:32,031
نفرين، کنترل ذهن آدمها با استفاده از ترسه

783
01:31:34,410 --> 01:31:36,040
همه، شستشوي مغزي داده شدند

784
01:31:37,250 --> 01:31:39,720
آدمهايي هستند که با انجام اين کار
نجات داده ميشند

785
01:31:47,650 --> 01:31:49,500
برخلاف اونها
من پول ميخوام

786
01:31:49,900 --> 01:31:50,900
اينجا خونه منه

787
01:31:52,320 --> 01:31:53,736
بخاطر همينه که از اون توشوي احمق
پيروي ميکنم

788
01:31:53,760 --> 01:31:58,060
و تا وقتي آدمهايي هستند که نجات داده بشند
پول بيشتري در کار خواهد بود

789
01:32:01,800 --> 01:32:03,700
تو از همه بدتری

790
01:32:06,250 --> 01:32:08,300
آخرش، همه شما ميميريد

791
01:32:09,900 --> 01:32:13,360
خوب... احتمالا من هم اشتباه ميکنم

792
01:32:15,460 --> 01:32:16,800
...خيلي خوب

793
01:32:18,700 --> 01:32:19,940
واسم دعا کن

794
01:32:21,390 --> 01:32:22,390
واسم دعا کن

795
01:32:22,640 --> 01:32:23,640
واسم دعا کن

796
01:32:25,160 --> 01:32:28,980
نميتونم دعا کنم

797
01:32:34,240 --> 01:32:37,580
من هيچ‌وقت دعا نميکنم

798
01:32:40,890 --> 01:32:44,800
هيچ‌وقت دعا نميکنم

799
01:32:46,260 --> 01:32:47,260
آمميا سان

800
01:32:49,450 --> 01:32:50,450
...پس

801
01:32:53,880 --> 01:32:54,880
بمير

802
01:32:56,830 --> 01:33:04,830
آمميا سان

803
01:34:46,570 --> 01:34:47,570
بوتلابارا

804
01:35:06,780 --> 01:35:07,820
..مامان

805
01:35:09,460 --> 01:35:11,260
يک معبد توي کوهستان هست

806
01:35:11,720 --> 01:35:12,720
هان؟

807
01:35:33,950 --> 01:35:35,170
مامان مرده

808
01:35:35,510 --> 01:35:40,970
مامان؟

809
01:35:40,971 --> 01:35:41,971
فهميدم

810
01:36:21,620 --> 01:36:23,000
بوتلسو؟

811
01:36:30,681 --> 01:36:32,060
الان يک مدتي ميشه

812
01:37:39,800 --> 01:37:42,670
از اين گذشته، اجساد قديمي زيادي
در اون زيرزمين پيدا شدند

813
01:37:47,870 --> 01:37:53,070
به نظر مياد
مچ دست چپ اون اجساد، قطع شده

814
01:37:57,790 --> 01:38:00,930
کيتا سان بدون پيدا شدن جسدش
مفقود شده

815
01:38:13,150 --> 01:38:15,710
چهار سال پيش من و کيتا سان
تويا رو با خودمون برديم

816
01:38:17,030 --> 01:38:18,590
شروع به زندگي در خونه‌اي در سايتاما کردم

817
01:38:20,610 --> 01:38:21,990
...اما

818
01:38:25,315 --> 01:38:27,236
روز قطع شدن
دست چپ من فرا رسيده بود

819
01:38:30,560 --> 01:38:33,170
من رابطه فاميلي با آقاي ميايي داشتم

820
01:38:34,550 --> 01:38:36,190
...اون روز

821
01:38:37,590 --> 01:38:38,870
ما قول داديم که همديگه رو ببينيم

822
01:38:43,390 --> 01:38:48,530
اما وقتي از آقاي ميايي خواستم که بياد

823
01:38:56,580 --> 01:38:57,580
حمله قلبي بهش دست داده بود

824
01:39:04,470 --> 01:39:05,870
مچ دست چپشو قطع کرده بود

825
01:39:06,770 --> 01:39:07,910
و توي خونه‌ش گذاشته بود

826
01:39:13,370 --> 01:39:14,370
سال بعد

827
01:39:14,650 --> 01:39:16,970
فکر کردم انجام قطع کردن مچ دست
 ديگه غيرممکنه

828
01:39:19,065 --> 01:39:21,010
بهش دروغ گفتم و سعي کردم فرار کنم

829
01:39:23,610 --> 01:39:24,610
...اما

830
01:39:28,660 --> 01:39:31,220
 يک مچ ديگه دست چپ هم توي خونه بود

831
01:39:31,240 --> 01:39:32,240
فکر کردم اون ميدونه

832
01:39:35,450 --> 01:39:37,700
...فکر کردم ميتونم

833
01:39:38,240 --> 01:39:38,940
سعي کنم و توجيهش کنم

834
01:39:38,941 --> 01:39:39,941
..اما

835
01:39:46,420 --> 01:39:48,080
مطمئن نبودم

836
01:39:48,081 --> 01:39:48,640
نميخواستم وارد قضيه قطع کردن دست چپ بشم

837
01:39:49,080 --> 01:39:50,320
...فکر کردم بهتره

838
01:39:51,380 --> 01:39:52,900
....سعي کنم توجيهش کنم

839
01:39:53,000 --> 01:39:54,760
دخترم تمام مدت داشت گريه ميکرد

840
01:39:59,600 --> 01:40:00,600
تويا نگران بود

841
01:40:05,310 --> 01:40:07,111
اون قانون بيرون نيومدن از
اتاقو زير پا گذاشت

842
01:40:24,070 --> 01:40:27,400
چيزي که همسايه ديده بود
اين صحنه بود

843
01:40:34,020 --> 01:40:35,080
اونجا خونه عجيبي بود

844
01:40:37,930 --> 01:40:40,980
اما اين خونه، عشق خانواده بزرگيو
درون خودش داشت

845
01:40:53,780 --> 01:40:57,960
تا وقتي کيتا برگرده
با تمام خانواده، منتظرش ميمونيم

846
01:41:32,370 --> 01:41:34,630
از هردوتون ممنونم

847
01:41:37,730 --> 01:41:38,730
نه

848
01:41:40,310 --> 01:41:42,710
ما يک چيز مهم هم داريم

849
01:41:46,250 --> 01:41:49,710
خيلي خيلي ممنونم
آمميا سان

850
01:42:02,180 --> 01:42:03,860
خيلي خوب
ميبينمت

851
01:42:12,580 --> 01:42:13,740
چيه؟

852
01:42:14,860 --> 01:42:15,860
اين خونه؟

853
01:42:25,830 --> 01:42:29,140
بالاخره نميدونيم مادوري ميخواد چيکار کنه

854
01:42:31,860 --> 01:42:34,980
فکر ميکنم اين خونه رو ترک کنم

855
01:42:38,000 --> 01:42:40,000
چه حيف

856
01:42:47,030 --> 01:42:49,190
باورم نميشه چه پول زيادي ازش درميارم

857
01:42:55,030 --> 01:42:56,330
بسه

858
01:42:58,210 --> 01:43:01,370
هر خونه‌اي رازهاي خودشو داره

859
01:43:03,870 --> 01:43:04,970
خوب، خوب، خوب

860
01:43:04,990 --> 01:43:06,310
پس ازت يک چيز ديگه ميخرم

861
01:43:23,130 --> 01:43:26,103
اوه، اينجا رو خريدي؟

862
01:43:28,030 --> 01:43:29,030
قيمتش چقدره؟

863
01:43:29,550 --> 01:43:30,550
نه

864
01:43:30,850 --> 01:43:31,850
خوب، گاهي

865
01:43:33,710 --> 01:43:34,710
به هيچ وجه

866
01:43:35,129 --> 01:43:36,129
يک خطر وجود داره؟

867
01:43:36,376 --> 01:43:37,750
از طرف کوريهارا سان احمق؟

868
01:43:37,751 --> 01:43:39,991
...اگه بهش نيازي نداري-
اوه، بيا يک چيزي بخوريم-

869
01:43:40,810 --> 01:43:41,810
يک کم قهوه ميگذارم

870
01:43:55,380 --> 01:43:56,460
همين الان يک صدايي شنيدم

871
01:44:00,680 --> 01:44:02,100
از چي حرف ميزني
آمميا

872
01:44:03,780 --> 01:44:04,960
...اين خونه

873
01:44:05,920 --> 01:44:06,920
مادوري چي؟

874
01:44:26,930 --> 01:44:27,930
مامان

875
01:44:30,010 --> 01:44:31,190
ديگه تقريبا وقتشه، نيست؟

876
01:44:32,090 --> 01:44:34,002
من امسال ميرم

877
01:44:37,329 --> 01:44:38,929
نگران نباش

878
01:44:40,920 --> 01:44:42,810
برات ترتيبشو ميدم

879
01:44:42,834 --> 01:44:50,834
<font color="#0080ff"> ....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::....  </font>


880
01:44:50,858 --> 01:44:58,858
<font color=#FF8000> ....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::....  </font>
(  <font color=#FF8000>HaDi AliZade & Mahdi AliZade </font> )
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

881
01:45:04,630 --> 01:45:05,630
...ميتونست صداي

882
01:45:06,706 --> 01:45:08,903
...صدايي که الان شنيدم

883
01:45:08,927 --> 01:45:16,927



884
01:45:16,951 --> 01:45:24,951
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

