﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:20,000



2
00:00:20,024 --> 00:00:40,024


3
00:00:40,048 --> 00:00:55,048


4
00:00:55,072 --> 00:01:15,072
‫مترجم : تالاپاتی

5
00:01:15,096 --> 00:01:40,096


6
00:01:40,120 --> 00:02:17,320


7
00:02:17,625 --> 00:02:19,208
‫این یه جلسه اورژانسیه
‫از یه عده آدم مهم.

8
00:02:19,833 --> 00:02:20,875
‫اولویت اول.

9
00:02:21,375 --> 00:02:24,500
‫وزیر کشور و
‫رئیس سازمان اطلاعات هم قراره بیان.

10
00:02:25,208 --> 00:02:26,125
‫موضوع چیه، آقا؟

11
00:02:26,458 --> 00:02:28,083
‫فکر کنم یه چیزیه درباره یتی.

12
00:02:40,208 --> 00:02:43,916
‫مثل اینکه که میدونید
‫ما امسال جام جهانی کریکت رو میزبانی میکنیم.

13
00:02:44,458 --> 00:02:46,750
‫مراسم افتتاحیه ماه بعده.

14
00:02:47,125 --> 00:02:49,791
‫دوازده تا تیم
‫و رهبران از سه تا کشور

15
00:02:49,875 --> 00:02:52,041
‫مهمان های مهم ما خواهند بود.

16
00:02:52,250 --> 00:02:53,125
‫اما ...

17
00:02:54,000 --> 00:02:56,208
‫یه مشکلی هم سر راهه.

18
00:02:58,958 --> 00:03:01,166
‫برادران گانگستر، دایا و یتی.

19
00:03:02,708 --> 00:03:04,750
‫ماه قبل، حساب دایا تو دبی

20
00:03:04,958 --> 00:03:06,833
‫پول زیادی
‫از کشوولی عربی دریافت کرده.

21
00:03:07,625 --> 00:03:08,916
‫مقدار زیاد.

22
00:03:09,583 --> 00:03:15,166
‫دایا و یتی دارن یه نقشه بزرگ
‫برای مراسم ماه بعد ما می کشن.

23
00:03:15,875 --> 00:03:16,958
‫اطلاعات نشان دهنده یه تهدید جدی.

24
00:03:19,458 --> 00:03:20,791
‫دایا تو رادار ما نیست.

25
00:03:21,583 --> 00:03:24,125
‫تمام فعالیت هاش اینجا
‫تحت کنترل برادرش، یتیه.

26
00:03:24,833 --> 00:03:26,333
‫ما باید سریع یتی رو دستگیر کنیم.

27
00:03:26,916 --> 00:03:28,375
‫آقا، شیوام رئیس گروه عملیاته.

28
00:03:28,708 --> 00:03:29,625
‫- آقا!
‫- اون داره فعالیت های

29
00:03:29,708 --> 00:03:31,708
‫یتی رو
‫برای سه سال گذشته زیر نظر داره.

30
00:03:33,250 --> 00:03:35,458
‫خب شیوام، چه اطلاعاتی
‫درباره یتی داری؟

31
00:03:35,583 --> 00:03:37,500
‫راستش ... هیچ، آقا.

32
00:03:38,541 --> 00:03:40,916
‫من تقریباً سه بار تو این سه سال
‫یتی رو دستگیر کردم،

33
00:03:41,083 --> 00:03:44,625
‫اما هر بار از بالا دستور دادند
‫که نباید بهش دست بزنم.

34
00:03:45,625 --> 00:03:47,333
‫نه، نه.
‫الان وقت اینکه تقصیر کیه نیست.

35
00:03:48,083 --> 00:03:48,958
‫ببخشید آقا.

36
00:03:49,166 --> 00:03:51,625
‫من به شما اختیارات کامل میدم،
‫از همین حالا. برو و بگیرش.

37
00:03:52,291 --> 00:03:54,750
‫دو ماهه هیچ کدوم از
‫اعضای گروهش ظاهر نشدن، آقا.

38
00:03:55,375 --> 00:03:58,333
‫شاید به خاطر این عملیات
‫تو مخفیگاه رفته باشن.

39
00:03:58,541 --> 00:04:01,458
‫- باید فوری یه کاری بکنیم.
‫- آقا!

40
00:04:01,833 --> 00:04:02,958
‫مراسم ماه بعده.

41
00:04:03,291 --> 00:04:05,791
‫باید قبل از اون یتی رو دستگیر کنیم،
‫وگرنه مجبوریم مراسم رو لغو کنیم!

42
00:04:05,815 --> 00:04:10,815
آپلود زیرنویس : قـاسـم سـمـنـگـانـی
@Qasem_Samangani

43
00:04:17,375 --> 00:04:18,916
‫وقتی یتی دست ما بود،
‫ولش کردیم.

44
00:04:19,541 --> 00:04:20,875
‫حالا حتی نمیدونیم کجاست.

45
00:04:21,333 --> 00:04:22,583
‫نمیشه حداقل یه نفر
‫از اعضای گروهش رو ردیابی کرد؟

46
00:04:23,958 --> 00:04:24,916
‫یه شانسی داریم.

47
00:04:25,958 --> 00:04:27,750
‫شماره دو گروه یتی. رنه!

48
00:04:27,833 --> 00:04:28,875
‫یه دوست دختر داره.

49
00:04:28,958 --> 00:04:32,166
‫قبل از اینکه تو مخفیگاه بره
‫با هم تو مایی قرار میذاشتن.

50
00:04:32,250 --> 00:04:34,291
‫اگه بتونیم بهش برسیم،
‫شاید بتونیم مکانش رو پیدا کنیم.

51
00:04:34,541 --> 00:04:35,416
‫اون میاد؟

52
00:04:35,750 --> 00:04:38,500
‫یه دختر تو قضیه ه.
‫ممکنه یه ریسکی بکنه.

53
00:04:47,750 --> 00:04:48,666
‫میشه به این دختر اعتماد کرد؟

54
00:04:49,416 --> 00:04:51,500
‫ما بهش اطمینان دادیم
‫که اگه همکاری کنه، در امانه.

55
00:04:54,166 --> 00:04:55,291
‫حتماً میاد.

56
00:04:57,916 --> 00:04:58,791
‫اونجاست.

57
00:05:09,083 --> 00:05:09,958
‫سلام عزیزم!

58
00:05:12,875 --> 00:05:15,416
‫- حالا منو میشناسی!
‫- آخ عزیزم، وحشیم!

59
00:05:19,916 --> 00:05:21,500
‫- دلت برات تنگ شده؟
‫- آره.

60
00:05:33,125 --> 00:05:34,000
‫رنه!

61
00:05:40,583 --> 00:05:41,458
‫به پاهاش شلیک کنین.

62
00:05:41,958 --> 00:05:43,083
‫بیاین، به پاهاش شلیک کنین، بچه ها.

63
00:06:15,791 --> 00:06:17,208
‫بگو یتی کجاست.

64
00:06:17,583 --> 00:06:18,458
‫بگو.

65
00:06:18,541 --> 00:06:19,416
‫میگم، بگو.

66
00:06:19,541 --> 00:06:20,458
‫بگو.

67
00:06:21,125 --> 00:06:22,000
‫هی!

68
00:06:23,000 --> 00:06:23,875
‫یتی کجاست؟

69
00:06:24,916 --> 00:06:25,791
‫نمیدونم.

70
00:06:28,125 --> 00:06:29,666
‫از اونجایی که اون دهنشو
‫درباره یتی باز نمیکنه ...

71
00:06:32,750 --> 00:06:34,166
‫زبونش به درد نمیخوره.

72
00:06:35,875 --> 00:06:36,916
‫حرف بزن!

73
00:06:37,041 --> 00:06:38,791
‫اگه ببریمش ...

74
00:06:39,083 --> 00:06:40,458
‫حداقل یه کم راضی میشم.

75
00:06:46,166 --> 00:06:47,833
‫- بگو.
‫- رفته جنوب.

76
00:06:49,583 --> 00:06:51,083
‫حدوداً مرز اندرا و تامیل نادو ...

77
00:06:51,500 --> 00:06:52,875
‫یه جای به اسم رتناگیری ه.

78
00:06:53,791 --> 00:06:56,833
‫یه پسره ه ... موروگو،
‫یه قاچاقچی کوچیک.

79
00:06:58,166 --> 00:07:01,791
‫اون میتونه جنس رو نه تنها
‫از بندر، بلکه مستقیم از دریا جابه جا کنه.

80
00:07:02,291 --> 00:07:03,250
‫سه ماه پیش،

81
00:07:03,583 --> 00:07:04,875
‫یتی اونجا رفت.

82
00:07:05,875 --> 00:07:06,750
‫بگو!

83
00:07:08,000 --> 00:07:09,541
‫از اون موقع برنگشته.

84
00:07:10,875 --> 00:07:13,666
‫هیچ اطلاعاتی
‫درباره مکانش نداریم.

85
00:07:36,541 --> 00:07:37,458
‫افسر منطقه تولسی؟

86
00:07:50,083 --> 00:07:50,958
‫لطفاً بشین.

87
00:07:54,708 --> 00:07:55,583
‫اسم من دنیه.

88
00:07:56,750 --> 00:07:57,958
‫من یه قاچاقچی‌ام که تو بمبئی زندگی می‌کنم.

89
00:07:59,250 --> 00:08:01,250
‫یه محموله منتظر ماست که از راه دریا میاد.

90
00:08:01,833 --> 00:08:03,000
‫ما نمیتونیم تو بندر تحویلش بگیریم.

91
00:08:04,583 --> 00:08:06,000
‫شنیدیم یه قاچاقچی به اسم موروگاه

92
00:08:06,666 --> 00:08:09,208
‫میتونه کالاها رو از دریا بیاره،
‫پس اومدیم دنبالش.

93
00:08:11,291 --> 00:08:13,416
‫اما وقتی به اینجا رسیدیم،
‫گفتن که اون دیگه نیست.

94
00:08:17,541 --> 00:08:20,750
‫وقتی از نزدیکانش پرسیدیم،

95
00:08:21,833 --> 00:08:25,708
‫گفتن که افسر منطقه، تولاسی،
‫خیلی به موروگاه کمک می‌کرد.

96
00:08:31,791 --> 00:08:32,875
‫تو حسابی پول درآوردی.

97
00:08:34,833 --> 00:08:36,750
‫همون کمکی که به موروگاه کردی،
‫از من هم میخوام.

98
00:08:38,416 --> 00:08:39,458
‫قیمتتو بگو.

99
00:08:41,416 --> 00:08:43,791
‫کالاها از دریا نه توسط موروگاه

100
00:08:44,708 --> 00:08:45,666
‫…نه  توسط من آورده میشه.

101
00:08:54,125 --> 00:08:57,916
‫روی اون کوهی که تو شرق میبینی،
‫چهار تا روستا هست.

102
00:09:00,541 --> 00:09:03,625
‫این چهار تا روستا با هم
‫"دریای سرخ" رو تشکیل میدن.

103
00:09:04,375 --> 00:09:07,166
‫اینا هستن که واقعا کالاها رو
‫از این آب ها میارن.

104
00:09:09,041 --> 00:09:10,083
‫اونجا با کی باید صحبت کنم؟

105
00:09:11,291 --> 00:09:12,166
‫بهایرا.

106
00:09:16,291 --> 00:09:17,666
‫من هم یه پلیس‌ام.

107
00:09:19,625 --> 00:09:21,958
‫فکر کردی نمیتونم یه پلیس دیگه رو تشخیص بدم؟

108
00:09:22,958 --> 00:09:23,833
‫یه چیز دیگه…

109
00:09:26,083 --> 00:09:28,166
‫با مردم دریای سرخ مواظب باش.

110
00:09:59,791 --> 00:10:01,333
‫تو کی هستی؟ چی میخوای؟

111
00:10:01,916 --> 00:10:02,791
‫باید با بهایرا صحبت کنم.

112
00:10:12,666 --> 00:10:14,041
‫ما از بمبئی برای یه کار اینجا اومدیم.

113
00:10:17,375 --> 00:10:19,000
‫یه کاری که فقط تو می‌تونی انجامش بدی.

114
00:10:19,583 --> 00:10:21,708
‫یه محموله از یه کشور دیگه
‫با کشتی داره میاد.

115
00:10:21,958 --> 00:10:24,000
‫بمبئی برای تخلیه بار
‫خیلی پر چالشه.

116
00:10:26,083 --> 00:10:28,083
‫کشتی فردا شب از این منطقه رد میشه.

117
00:10:28,583 --> 00:10:33,500
‫می‌دونم می‌تونی بری تو دریا و
‫بار رو به طور مخفیانه خالی کنی.

118
00:10:33,708 --> 00:10:35,416
‫ما خیلی وقته که این کاول رو ول کردیم.

119
00:10:35,750 --> 00:10:37,708
‫یعنی تو گذشته این کار رو می‌کردی.

120
00:10:37,833 --> 00:10:38,833
‫خب، دوباره شروع کن.

121
00:10:44,875 --> 00:10:46,750
‫بیشتر از اون چیزی که تصورش رو می‌کنی بهت پول میدم.

122
00:10:46,958 --> 00:10:48,833
‫کوهتو با طلا پر می‌کنم.

123
00:10:49,125 --> 00:10:51,875
‫حرفمو گوش کن
‫و برگرد به همون جایی که ازش اومدی.

124
00:10:54,291 --> 00:10:55,208
‫مشکل چیه؟

125
00:10:56,333 --> 00:10:57,833
‫داره درخواستمو اشتباه
‫به جای التماس میفهمی؟

126
00:10:58,250 --> 00:11:00,458
‫خیلی از تمدن دور هستی.

127
00:11:02,000 --> 00:11:05,916
‫اگه همین الان تو رو بکشم، تا سال هاست
‫که دنیا از مرگت با خبر نمیشه.

128
00:11:09,583 --> 00:11:13,041
‫قبل از اینکه خونتو ببینم،
‫فقط حرفمو گوش کن.

129
00:11:13,500 --> 00:11:14,666
‫هر چی بهت میدم رو بگیر.

130
00:11:29,166 --> 00:11:31,458
‫اومدی دریای سرخ،

131
00:11:32,375 --> 00:11:34,833
‫و تهدید به خونریزی میکنی؟

132
00:11:36,083 --> 00:11:39,458
‫داری به ما
‫درباره خطر مرگ درس میدی؟

133
00:11:43,250 --> 00:11:44,916
‫مطمئنا از یتی خبر دارن.

134
00:11:45,916 --> 00:11:47,500
‫باید یه نفر رو پیدا کنم
‫که بتونه اطلاعات رو بهمون بده.

135
00:11:58,583 --> 00:12:01,416
‫اومدی کوه و سعی کردی
‫تربیونشون کنی؟

136
00:12:02,458 --> 00:12:03,333
‫تو کی هستی؟

137
00:12:07,833 --> 00:12:08,958
‫سینگاپا.

138
00:12:10,708 --> 00:12:13,333
‫من تو شرق اون کوهی که
‫ازش پایین اومدی زندگی می‌کنم.

139
00:12:13,583 --> 00:12:14,875
‫من برای یه کار اینجا اومدم.

140
00:12:16,166 --> 00:12:17,041
‫تو مثل یه پیرمردی.

141
00:12:17,833 --> 00:12:19,458
‫میتونی راضیشون کنی که این کار رو بکنن؟

142
00:12:23,750 --> 00:12:24,666
‫بیا.

143
00:12:25,541 --> 00:12:26,583
‫قایق رو ببر بیرون، ناگا.

144
00:12:29,541 --> 00:12:31,583
‫چه اشکالی داره
‫یه بار رو از بین ببرن؟

145
00:12:32,083 --> 00:12:34,250
‫این مسیر دریایی مثل یه راه
‫به یه معدن الماسه.

146
00:12:37,041 --> 00:12:40,458
‫من احمقم اگه باور کنم
‫که تو همه چی رو ول کردی؟

147
00:12:42,000 --> 00:12:44,166
‫هر چی می‌خوای
‫و به هر قیمتی که می‌خوای بگو.

148
00:12:45,083 --> 00:12:46,000
‫بهت میدم.

149
00:12:47,000 --> 00:12:48,500
‫باید راضیشون کنی که این کار رو بکنن.

150
00:12:49,958 --> 00:12:50,833
‫تو چی می‌گی؟

151
00:12:57,375 --> 00:12:58,250
‫میخوای؟

152
00:12:59,041 --> 00:13:00,916
‫این الماس خیلی گرونه.

153
00:13:02,666 --> 00:13:04,375
‫اگه حرفمو گوش کنی،

154
00:13:05,000 --> 00:13:06,833
‫خیلی از این الماس‌ها مال تو میشه.

155
00:13:08,041 --> 00:13:08,958
‫بررسیش کن.

156
00:13:22,041 --> 00:13:22,958
‫آقا…

157
00:13:46,875 --> 00:13:48,458
‫اون پایین! اون پایین!

158
00:13:48,958 --> 00:13:50,250
‫- اون پایین.
‫- اون پایین چه خبره آقا؟

159
00:13:50,583 --> 00:13:51,458
‫اونجا چه خبره آقا؟

160
00:13:51,541 --> 00:13:53,250
‫میتونی حلقه‌ی الماس رو پیدا کنی؟

161
00:13:54,833 --> 00:13:57,750
‫چیزی ترسناک تو دریا دیدی،

162
00:13:57,833 --> 00:13:59,250
‫که باعث شد حلقه رو فراموش کنی.

163
00:14:01,208 --> 00:14:02,416
‫از این ترسه،

164
00:14:03,041 --> 00:14:07,041
‫که مهم نیست چند نفرتون بیاین
‫و چقدر وسوسه مون کنین،

165
00:14:08,708 --> 00:14:12,500
‫اهالی اینجا
‫با دریا کاری ندارن.

166
00:14:17,000 --> 00:14:18,416
‫با چشم بسته یا باز،

167
00:14:19,333 --> 00:14:21,125
‫چیزی که تو دریا دیدم رو نمیتونم فراموش کنم.

168
00:14:24,041 --> 00:14:25,166
‫اونها کی بودن؟

169
00:14:28,333 --> 00:14:29,583
‫کی مسئول همه ایناست؟

170
00:14:30,583 --> 00:14:32,416
‫آقا، داستانش خیلی طولانیه.

171
00:14:34,416 --> 00:14:37,458
‫داستان دریاست که از خون قرمز شده.

172
00:14:37,583 --> 00:14:38,541
‫این داستان کیه؟

173
00:14:38,833 --> 00:14:41,125
‫داستان آب های خروشان دریای قدرتمند...

174
00:14:42,750 --> 00:14:44,750
‫که اون روی اون محکم ایستاده بود.

175
00:14:47,833 --> 00:14:50,375
‫این داستان "دوارا"ی عزیزه ماست.

176
00:15:04,090 --> 00:15:07,490
‫" دوارا "


177
00:15:07,541 --> 00:15:10,375
‫برای غلبه بر ترس، باید داستان خدا رو گوش بدی.

178
00:15:11,625 --> 00:15:15,583
‫برای درک ترس، باید داستان دوارا رو گوش بدی.

179
00:15:17,250 --> 00:15:18,500
‫خیلی سال پیش،

180
00:15:19,208 --> 00:15:21,416
‫پشت اون کوه،
‫یه پادشاهی وجود داشت.

181
00:15:22,500 --> 00:15:25,291
‫برای فتح اون پادشاهی،
‫باید از دریا رد میشدن.

182
00:15:26,125 --> 00:15:28,458
‫اما یه ارتش بزرگ روی کوه مستقر بود.

183
00:15:33,416 --> 00:15:36,041
‫یه نیروی پویا که شاه از سراسر کشور
‫به طور ویژه انتخابشون کرده بود.

184
00:15:39,833 --> 00:15:41,708
‫دین و مذهبی نداشتن

185
00:15:42,208 --> 00:15:44,708
‫ترس رو نمی شناختن.

186
00:15:48,666 --> 00:15:50,291
‫خداشون اسلحشون بود.

187
00:15:53,000 --> 00:15:54,541
‫و اسلحشون شجاعت بود.

188
00:15:57,583 --> 00:16:01,250
‫شب و روز، از کوه
‫به دریا نگاه می کردن.

189
00:16:04,875 --> 00:16:08,333
‫به عنوان شاهدیه برای دریا
‫که صدها بار با خون دشمنان

190
00:16:08,416 --> 00:16:10,375
‫قرمز شده بود...

191
00:16:10,625 --> 00:16:12,958
‫اینجا به دریای سرخ معروف شد.

192
00:16:15,541 --> 00:16:17,250
‫سال ها گذشت
‫پادشاهی ها ناپدید شدن.

193
00:16:18,250 --> 00:16:21,208
‫وقتی مردم سفید پوست از
‫سرزمین های دور،

194
00:16:21,291 --> 00:16:23,375
‫دارایی هامون رو غارت می کردن
‫و اون رو از طریق اقیانوس می بردن،

195
00:16:23,583 --> 00:16:25,875
‫ارتش نمی تونست فقط تماشا کنه
‫و کاری نکنه.

196
00:16:26,625 --> 00:16:30,500
‫این داستان همون ارتشه که حاضره
‫هر کاری برای کشورمون انجام بده، آقا.

197
00:16:31,500 --> 00:16:33,708
‫اونها به دریا زدند،
‫کشتی ها رو غارت کردند،

198
00:16:33,791 --> 00:16:36,208
‫و غنیمت رو
‫روی این سرزمین توزیع کردند.

199
00:16:36,708 --> 00:16:38,208
‫بعد از اینکه انگلیسی ها رفتن،

200
00:16:39,666 --> 00:16:43,375
‫کشور دیگه به جنگجویان شجاع
‫از روی کوه نیازی نداشت.

201
00:16:45,250 --> 00:16:48,458
‫کسی نبود که
‫ازشون مراقبت کنه.

202
00:16:50,166 --> 00:16:51,916
‫این جنگجویان تیز...

203
00:16:54,708 --> 00:16:56,958
‫برای کسی به یه فرصت تبدیل شدن.

204
00:16:58,833 --> 00:17:03,208
‫برای اینکه از قدرت اونها
‫برای رام کردن بی ترس دریا استفاده کنند،

205
00:17:04,000 --> 00:17:05,708
‫چند نفرشون به کوه ما اومده بودن.

206
00:17:09,166 --> 00:17:10,208
‫خیلی بعیده که تو

207
00:17:10,291 --> 00:17:12,583
‫از این بابت نگران باشی.
‫چه خبره، موروگا؟

208
00:17:15,708 --> 00:17:16,916
‫شب ماه قمری، تولسی.

209
00:17:18,291 --> 00:17:20,000
‫دریا خروشانه.

210
00:17:20,416 --> 00:17:22,333
‫نگرانم که بتونن خودشونو نجات بدن...

211
00:17:23,875 --> 00:17:26,583
‫چه دریا آرام باشه
‫چه خروشان،

212
00:17:26,791 --> 00:17:29,416
‫وقتی یه جنگجوی شجاع داریم
‫که آماده ی مقابله با اونه،

213
00:17:29,500 --> 00:17:30,875
‫چرا نگران باشی، موروگا؟

214
00:17:30,899 --> 00:19:11,999


215
00:19:12,416 --> 00:19:15,416
‫دوارا! دوارا!

216
00:19:15,833 --> 00:19:18,000
‫دوارا! دوارا!

217
00:19:18,458 --> 00:19:20,708
‫دوارا! دوارا!

218
00:19:20,732 --> 00:21:29,132


219
00:21:29,791 --> 00:21:30,666
‫سلام آقا!

220
00:21:34,416 --> 00:21:36,500
‫گارد ساحلی هند،
‫افسر منطقه شرقی، عرفان.

221
00:21:37,166 --> 00:21:38,333
‫کاپیتان ایتان، جان.

222
00:21:40,875 --> 00:21:41,916
‫مجوز بازرسی کشتی.

223
00:21:42,500 --> 00:21:44,291
‫ما اطلاعاتی داریم
‫که  یه سری اسلحه غیرقانونی

224
00:21:44,375 --> 00:21:45,833
‫و مهمات
‫از روسیه داره میاد.

225
00:21:46,291 --> 00:21:47,541
‫به ما کمک کنید تا کشتیتون رو بگردیم.

226
00:22:21,333 --> 00:22:22,416
‫بارمون رو می بینم. بریم.

227
00:22:32,083 --> 00:22:32,958
‫شکره، آقا.

228
00:22:32,982 --> 00:25:02,182


229
00:25:03,875 --> 00:25:05,083
‫چرا قفل ها بازه؟

230
00:25:59,291 --> 00:26:02,208
‫در کل،
‫باید ده تا افسر باشن، دوارا.

231
00:26:02,708 --> 00:26:04,041
‫راه دیگه ای نیست.

232
00:26:04,065 --> 00:26:42,865


233
00:26:43,875 --> 00:26:46,750
‫باند قاچاقچی از
‫کشوولی خارجی،

234
00:26:47,166 --> 00:26:50,083
‫که براشون سخت بود که بارشون رو از
‫طریق بندر وارد کنن،

235
00:26:50,791 --> 00:26:54,708
‫قدرت این مردها رو می دونستن و
‫ازشون برای آوردن مستقیم بار از دریا استفاده می کردن.

236
00:26:57,875 --> 00:27:00,166
‫هر دهکده ای
‫یه قدرت خاص خودش رو داشت.

237
00:27:01,416 --> 00:27:06,375
‫هر چهار تا دهکده با هم جمع شدن و
‫با چالش دریای سرخ،

238
00:27:06,458 --> 00:27:07,500
‫این ماموریت خطرناک رو به عهده گرفتن.

239
00:27:20,375 --> 00:27:21,958
‫بچه ها نباید تو
‫این کار باشن.

240
00:27:22,458 --> 00:27:24,458
‫دوارا باول این موضوع رو
‫با تو مطرح کرده، بهایرا.

241
00:27:24,916 --> 00:27:28,291
‫زمین من، مردم من، و قوانین من.

242
00:27:28,541 --> 00:27:31,083
‫من باول این موضوع رو به تو
‫واضح کردم، ریاپا.

243
00:27:35,791 --> 00:27:37,666
‫-بشمارشون.
‫-مطمئنا درست میشه.

244
00:27:58,625 --> 00:28:00,000
‫اگه تو این ساعت از روز غذا بخوری،

245
00:28:00,666 --> 00:28:01,958
‫چطور غذا بهت نیرو میده؟

246
00:28:03,208 --> 00:28:04,125
‫فراموشش کن.

247
00:28:04,666 --> 00:28:06,166
‫اگه تا این موقع شب بیدار بمونی،

248
00:28:06,916 --> 00:28:09,000
‫نمی بینی که چقدر مضره؟

249
00:28:09,166 --> 00:28:10,750
‫من همه چیز رو دیدم.

250
00:28:11,541 --> 00:28:14,416
‫به همین خاطر اگه تو رو نبینم، خوابم نمی بره.

251
00:28:17,083 --> 00:28:19,250
‫با این چشم ها،
‫مرگ پدرم رو دیدم.

252
00:28:19,583 --> 00:28:21,208
‫مرگ باباتو هم دیدم.

253
00:28:21,833 --> 00:28:23,291
‫مرگ خواهربرادرامو تماشا کردم…

254
00:28:23,666 --> 00:28:25,541
‫و مرگ همه کس و کارم.

255
00:28:26,333 --> 00:28:27,625
‫چه بدشانسم!

256
00:28:28,458 --> 00:28:31,541
‫تمام عمرم  مرگ رو از نزدیک دیدم.

257
00:28:33,958 --> 00:28:35,583
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم، پسرم.

258
00:28:36,833 --> 00:28:38,833
‫یا باید مرگمو ببینی…

259
00:28:39,291 --> 00:28:42,083
‫یا اینکه هر روز ببینمت.

260
00:28:43,791 --> 00:28:44,875
‫حالا که دیدمت،

261
00:28:45,500 --> 00:28:47,375
‫میتونم راحت بخوابم.

262
00:28:53,500 --> 00:28:54,500
‫وارا خوابه؟

263
00:28:56,791 --> 00:28:59,666
‫مامانت تا یه نگاهت نکنه خوابش نمی‌بره.

264
00:29:00,541 --> 00:29:03,500
‫وارا تا براش قصه تعریف نکنی، نمی‌خوابه، نه؟

265
00:29:08,041 --> 00:29:10,750
‫اون روز خیلی بارون می‌اومد.

266
00:29:12,958 --> 00:29:15,500
‫انگلیسیا همه گنج‌هامون رو غارت کردن

267
00:29:16,666 --> 00:29:18,041
‫و داشتن با کشتی فرار می‌کردن.

268
00:29:20,666 --> 00:29:21,916
‫بابام…

269
00:29:22,291 --> 00:29:23,291
‫پدربزرگت…

270
00:29:24,041 --> 00:29:26,666
‫-همه مردم رو توی یه کشتی جمع کرد…
‫-وای!

271
00:29:26,875 --> 00:29:28,000
‫بسه دیگه، بابا.

272
00:29:28,166 --> 00:29:31,125
‫همیشه قصه بابات یا بابابزرگت رو تعریف می‌کنی.

273
00:29:31,333 --> 00:29:33,000
‫می‌خوام قصه بابامو بدونم.

274
00:29:33,083 --> 00:29:34,583
‫قصه دورا رو بگو.

275
00:29:50,416 --> 00:29:53,458
‫قصه بابات ارزش تعریف کردن برای نسل بعد رو نداره.

276
00:29:57,333 --> 00:30:00,416
‫قصه بابام قصه شجاعت و غروره، قصه جنگیدن برای وطن.

277
00:30:02,166 --> 00:30:03,041
‫قصه ما…

278
00:30:04,041 --> 00:30:06,083
‫قصه‌های تاریکی‌ان که نمی‌شه تعریف کرد.

279
00:30:13,750 --> 00:30:15,000
‫آره، به زور زنده‌ایم.

280
00:30:16,541 --> 00:30:17,958
‫اینکه زندگیمون اونقدر تغییر می‌کنه

281
00:30:18,041 --> 00:30:20,083
‫که بشه قصه‌های بزرگ برای نسل‌های آینده،

282
00:30:22,458 --> 00:30:23,458
‫چیزیه که حتی خودم هم نمی‌دونم.

283
00:30:27,958 --> 00:30:29,250
‫چطوری، پسرم؟

284
00:30:29,333 --> 00:30:31,375
‫خوبم. شما چطوری؟

285
00:30:31,458 --> 00:30:32,375
‫خوبم.

286
00:30:34,916 --> 00:30:35,875
‫سلام، دورا.

287
00:30:36,541 --> 00:30:38,125
‫هی، درس و مشقت چطوره؟

288
00:30:38,333 --> 00:30:39,416
‫دارم خوب درس می‌خونم، دورا.

289
00:30:39,666 --> 00:30:40,958
‫دو سال دیگه تموم می‌شه.

290
00:30:41,208 --> 00:30:43,458
‫بعدش برمی‌گردم و اینجا شروع به درس دادن می‌کنم، دورا.

291
00:30:46,291 --> 00:30:47,166
‫اینو بگیر.

292
00:30:48,833 --> 00:30:52,375
‫کمکتون خیلی زیاده. نمی‌تونم قبول کنم.

293
00:30:52,875 --> 00:30:54,208
‫به این نگو کمک، آدما.

294
00:30:55,291 --> 00:30:56,208
‫این وظیفه ماست.

295
00:30:57,708 --> 00:31:00,458
‫شوهرت یکی از ماها بود توی دریا.

296
00:31:01,416 --> 00:31:03,291
‫اونو توی همین دریا از دست دادیم.

297
00:31:04,458 --> 00:31:06,166
‫خانواده‌اش حالا خانواده ماست.

298
00:31:07,000 --> 00:31:07,875
‫لطفاً قبول کن.

299
00:31:13,000 --> 00:31:14,125
‫بعد از فوت باباش،

300
00:31:16,333 --> 00:31:19,708
‫با اینکه خیلی دوست داشت با شما بیاد دریا،

301
00:31:20,875 --> 00:31:23,750
‫من مخالفت کردم و فرستادمش درس بخونه.

302
00:31:25,958 --> 00:31:28,000
‫به خاطر درک کردنم، کمک کردن بهم،

303
00:31:28,083 --> 00:31:30,166
‫و حمایت زیاد، خیلی ممنونم، دورا.

304
00:31:32,166 --> 00:31:33,791
‫اون پسرته، آدما.

305
00:31:34,416 --> 00:31:36,250
‫باید چیزی بشه که  می‌خوای.

306
00:31:36,916 --> 00:31:37,916
‫همون می‌شه.

307
00:31:40,583 --> 00:31:41,750
‫فردا آیودها پوجاست.

308
00:31:42,083 --> 00:31:44,791
‫می‌گم  کی  مسابقه رو می‌بره امسال،

309
00:31:44,875 --> 00:31:46,166
‫و سلاح‌ها رو می‌بره خونه.

310
00:31:46,375 --> 00:31:48,750
‫دورا اگه بخواد دوباره می‌بره

311
00:31:48,833 --> 00:31:51,916
‫یا اگه بخواد یکی دیگه ببره، خودش می‌بازه.

312
00:31:52,125 --> 00:31:53,875
‫هرکی رو دلت می‌خواد تشویق کن،

313
00:31:54,666 --> 00:31:56,541
‫ولی بابامه، بایرا، که برنده می‌شه.

314
00:31:57,416 --> 00:31:59,916
‫این دفعه سلاح‌ها باید بیان ده ما.

315
00:32:01,541 --> 00:32:03,958
‫اگه دورا بخواد سلاح‌ها برن ده شما،

316
00:32:04,041 --> 00:32:05,208
‫فقط اون موقع بایرا می‌بره.

317
00:32:07,250 --> 00:32:08,125
‫جدی؟

318
00:32:08,208 --> 00:32:10,458
‫بیا همین الان برنده رو پیدا کنیم.
‫بیا، وارا.

319
00:32:10,750 --> 00:32:11,666
‫برو، وارا.

320
00:32:11,750 --> 00:32:14,541
‫بهش نشون بده دورا واقعاً کیه. برو.

321
00:32:18,833 --> 00:32:19,791
‫بیا، ببینم.

322
00:32:20,333 --> 00:32:21,333
‫پاسورا، بزنش زمین.

323
00:32:21,833 --> 00:32:22,708
‫-بزنش، وارا.
‫-بزنش!

324
00:32:22,791 --> 00:32:24,208
‫بکوبش. بزنش.

325
00:32:24,583 --> 00:32:26,750
‫-خوب بزنش، پاسورا.
‫-بزن، وارا.

326
00:32:26,833 --> 00:32:29,250
‫آره، پاسورا، همین‌طور. محکم بزنش.

327
00:32:30,333 --> 00:32:32,166
‫بزنش زمین، پاسورا. بکوبش.

328
00:32:32,500 --> 00:32:34,875
‫-پاسورا، بگیرش.
‫-بزنش، وارا.

329
00:32:35,875 --> 00:32:37,583
‫-بزنش، وارا. بزن.
‫-بزنش زمین.

330
00:32:39,083 --> 00:32:41,500
‫پاسورا، همین‌طور. محکم بزنش.

331
00:32:41,583 --> 00:32:43,958
‫همین‌جوری، بزنش، پاسورا.

332
00:32:44,291 --> 00:32:46,625
‫بزنش. محکم بزنش. بندازش زمین، پسر.

333
00:32:46,916 --> 00:32:48,791
‫بزنش. آره، بزنش زمین.

334
00:33:00,583 --> 00:33:01,458
‫نگفتم بهت؟

335
00:33:02,125 --> 00:33:04,958
‫هر کی بیاد وسط، آخرش بایرا می‌بره.

336
00:33:48,583 --> 00:33:49,500
‫چی شده؟

337
00:33:50,041 --> 00:33:51,166
‫دوِرا اومده.

338
00:35:01,041 --> 00:35:04,541
‫دریای سرخ موج میزنه، با غرش وحشی میشه

339
00:35:04,625 --> 00:35:06,875
‫جنگجوهای سرزمین،  امروز شجاعتشون رو جشن می‌گیرن

340
00:35:08,000 --> 00:35:14,000
‫موج‌های خون از شمشیولی به هم خورده، مثل طوفان لشکر ما رو  می‌گیره

341
00:35:14,083 --> 00:35:17,458
‫هی،  هوای شور، داغ شده

342
00:35:17,541 --> 00:35:21,000
‫هی، صدای طبل‌ها آسمون رو پاره کرد

343
00:35:21,166 --> 00:35:24,458
‫وارث‌های ببر، مثل دیوونه‌ها می‌رقصن

344
00:35:24,708 --> 00:35:28,125
‫سرزمین سرکش، تو رقص وجد بلند میشه

345
00:35:28,208 --> 00:35:32,291
‫امروز روزیه که، سلاح‌هامون رو می‌پرستیم

346
00:35:32,416 --> 00:35:36,333
‫بیاین بزنیم رو شونه‌های هم، و جشن بگیریم

347
00:35:36,416 --> 00:35:39,333
‫جشن دلیولی جنگجویه،  بیاین بهشون خوشامد بگیم…

348
00:35:39,416 --> 00:35:44,083
‫با خون گرمی که تو رگ‌هامون جریان داره،  جنگجوی ما،  به پیش!

349
00:36:11,416 --> 00:36:18,000
‫-این یه سنتیه
‫-شکستنش بی‌احترامیه

350
00:36:18,083 --> 00:36:24,500
‫-این یه خانواده‌س که جنگ زندگیشونه
‫-دریا و زمان شاهدشونه

351
00:36:24,583 --> 00:36:28,083
‫فداکاری‌های مادرامون، شیر مادر  که برکتمون میده

352
00:36:28,166 --> 00:36:31,625
‫این بدن رو تبدیل به سلاح می‌کنه

353
00:36:31,708 --> 00:36:35,125
‫غروری که تسلیم نمیشه،  مرزها رو تعیین می‌کنه

354
00:36:35,208 --> 00:36:38,666
‫تاریخ اجدادمون، مثل یه تاریخ باشکوه می‌درخشه

355
00:36:38,791 --> 00:36:42,166
‫این روز که هر سال میاد، مال ماست

356
00:36:42,291 --> 00:36:45,750
‫دست کشیدن رو سیبیلامون، پیام ما به جهانه

357
00:36:45,833 --> 00:36:49,875
‫امروز روزیه که، سلاح‌هامون رو می‌پرستیم

358
00:36:49,958 --> 00:36:53,958
‫بیاین بزنیم رو شونه‌های هم، و جشن بگیریم

359
00:36:54,041 --> 00:36:57,000
‫جشن دلیولی جنگجویه،  بیاین بهشون خوشامد بگیم

360
00:36:57,083 --> 00:37:01,833
‫با خون گرمی که تو رگ‌هامون جریان داره،  جنگجوی ما،  به پیش!

361
00:37:15,208 --> 00:37:18,666
‫دریای سرخ موج میزنه، با غرش وحشی میشه

362
00:37:18,750 --> 00:37:21,250
‫جنگجوهای سرزمین،  امروز شجاعتشون رو جشن می‌گیرن

363
00:37:21,875 --> 00:37:28,000
‫موج‌های خون از شمشیولی به هم خورده، مثل طوفان لشکر ما رو  می‌گیره

364
00:37:30,875 --> 00:37:34,666
‫وقت مبارزه‌س. زن‌ها و بچه‌ها برن.

365
00:37:44,458 --> 00:37:48,625
‫همه می‌دونیم هر روستایی که ببره، سلاح‌های اجدادی رو می‌گیره.

366
00:37:48,708 --> 00:37:50,791
‫خیلی وقته دست دوِرا هستن.

367
00:37:50,875 --> 00:37:52,333
‫ببینیم امسال به کی می‌رسه.

368
00:37:53,958 --> 00:37:56,583
‫یه بار دیگه قوانین مبارزه رو یادآوری کنم.

369
00:37:57,041 --> 00:38:00,416
‫فقط دوتا جنگجو از هر روستا می‌تونن بیان وسط.

370
00:38:01,916 --> 00:38:03,958
‫آخرین کسی که سرپا بمونه، برنده‌س.

371
00:38:04,750 --> 00:38:05,791
‫آماده‌این؟

372
00:38:06,208 --> 00:38:07,166
‫ما فقط چهارتا روستا هستیم.

373
00:38:08,250 --> 00:38:09,333
‫به جای این مسابقه،

374
00:38:10,416 --> 00:38:13,250
‫چرا اجازه نمی‌دیم هر سال یه روستا سلاح‌ها رو داشته باشه؟

375
00:38:14,541 --> 00:38:17,208
‫روستای رایپا سال‌هاست سلاح ندیده.

376
00:38:18,000 --> 00:38:20,375
‫دوست دارم این دفعه اونا سلاح‌ها رو بگیرن.

377
00:38:23,166 --> 00:38:27,083
‫فکر می‌کنی اجدادمون احمق بودن

378
00:38:27,166 --> 00:38:30,250
‫که این رسم رو گذاشتن، دوِرا؟

379
00:38:30,916 --> 00:38:33,666
‫برای اجدادمون، جنگ یه راه زندگی بود.

380
00:38:35,125 --> 00:38:39,208
‫این رسم‌ها رو گذاشتن که روحیه جنگجویی رو تقویت کنن، بایرا.

381
00:38:40,416 --> 00:38:41,916
‫این یه سنت قدیمی بوده.

382
00:38:42,291 --> 00:38:43,666
‫باید بریم برای مبارزه.

383
00:38:45,083 --> 00:38:49,041
‫روستای رایپا چی که فقط می‌تونن قایق برونن و نمی‌تونن بجنگن؟

384
00:38:50,750 --> 00:38:53,041
‫اگه سلاح‌ها حداقل یه بار به روستای اونا بره،

385
00:38:54,125 --> 00:38:55,875
‫اونا هم سود می‌برن، بایرا.

386
00:38:57,250 --> 00:39:01,916
‫بردن برات عادت شده، اگه خیلی اذیتت می‌کنه،

387
00:39:02,000 --> 00:39:05,041
‫دوباره ببر و بده به رایپا، دوِرا.

388
00:39:07,083 --> 00:39:08,500
‫شروع کنیم.

389
00:39:23,750 --> 00:39:30,125
‫سورا! سورا!

390
00:39:30,208 --> 00:39:31,791
‫-سورا! سورا!
‫-دگا!

391
00:39:31,875 --> 00:39:34,666
‫-سورا! سورا!
‫-دگا! دگا!

392
00:39:34,750 --> 00:39:37,375
‫-سورا! سورا!
‫-دگا! دگا!

393
00:39:37,500 --> 00:39:40,041
‫-سورا! سورا!
‫-دگا! دگا!

394
00:39:40,125 --> 00:39:43,833
‫-سورا! سورا!
‫-دگا! دگا!

395
00:39:43,916 --> 00:39:46,750
‫-بزنش محکم.
‫-دگا! دگا!

396
00:39:46,833 --> 00:39:48,916
‫دگا! دگا!

397
00:39:49,291 --> 00:39:51,625
‫یه نفر از سمت غرب افتاد.

398
00:39:52,208 --> 00:39:54,791
‫کونجارا! کونجارا!

399
00:39:54,875 --> 00:39:59,166
‫کونجارا! کونجارا!

400
00:39:59,250 --> 00:40:01,875
‫کونجارا! کونجارا!

401
00:40:09,541 --> 00:40:10,666
‫کونجارا!

402
00:40:29,875 --> 00:40:31,125
‫کونجارا! کونجارا!

403
00:40:31,208 --> 00:40:33,541
‫یه نفر از سمت شمال افتاد.

404
00:40:34,208 --> 00:40:37,291
‫بایرا! بایرا!

405
00:40:37,375 --> 00:40:40,791
‫بایرا! بایرا!

406
00:40:42,708 --> 00:40:47,208
‫بایرا! بایرا!

407
00:40:57,833 --> 00:40:59,708
‫بزنش! بندازش زمین!

408
00:41:03,083 --> 00:41:08,458
‫بایرا! بایرا!

409
00:41:08,666 --> 00:41:09,541
‫بیا دیگه!

410
00:41:15,500 --> 00:41:16,375
‫کونجارا!

411
00:41:33,083 --> 00:41:35,375
‫هردو نفر از سمت غرب باختن.

412
00:41:37,791 --> 00:41:41,416
‫-بایرا! بایرا!
‫-بایرا! بایرا!

413
00:41:41,500 --> 00:41:44,500
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

414
00:41:44,583 --> 00:41:50,375
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

415
00:41:50,750 --> 00:41:56,625
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

416
00:42:39,416 --> 00:42:43,916
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

417
00:42:46,416 --> 00:42:50,125
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

418
00:42:56,708 --> 00:42:57,583
‫بایرا!

419
00:42:59,000 --> 00:43:02,458
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

420
00:43:02,541 --> 00:43:06,500
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

421
00:43:09,666 --> 00:43:11,791
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

422
00:43:34,125 --> 00:43:40,041
‫-دوِرا! دوِرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

423
00:44:00,208 --> 00:44:01,583
‫-بایرا! بایرا!
‫-بایرا! بایرا!

424
00:44:32,583 --> 00:44:36,500
‫-بایرا! بایرا!
‫-بایرا! بایرا!

425
00:44:37,833 --> 00:44:40,750
‫-بایرا! بایرا!
‫-بایرا! بایرا!

426
00:44:54,250 --> 00:44:58,666
‫انگار چهار تا روستا که سهل،  حتی خورشید خانم هم  دلش می‌خواست ببینه

427
00:44:58,750 --> 00:45:01,541
‫کدوم یکی از این دوتا جنگجو
‫ آخرش برنده میشه.

428
00:45:02,833 --> 00:45:08,916
‫تا وقتی خورشید خانوم سرخی زد بالا،
‫این دوتا از بس خون ازشون رفته بود،  سرخ شده بودن.

429
00:45:09,000 --> 00:45:14,875
‫-بایرا!
‫-دوِرا! دوِرا!

430
00:45:14,958 --> 00:45:18,041
‫دوِرا! دوِرا!

431
00:45:41,958 --> 00:45:46,041
‫وقتی دوِرا ازت چیزی بخواد،
‫یعنی بهت دستور داده.

432
00:45:48,166 --> 00:45:49,125
‫رایاپا...

433
00:46:39,291 --> 00:46:41,875
‫دیشب خواب بدی دیدم، جوگولا.

434
00:46:43,958 --> 00:46:47,416
‫دوباره دریا قرمز شده بود،
‫یه دریای قرمز واقعی.

435
00:46:50,875 --> 00:46:53,791
‫و این منم که این کارو کردم.

436
00:46:54,708 --> 00:46:57,416
‫روزهای پیش رو،
‫روزهای خوبی نیستن، دوِرا.

437
00:46:58,916 --> 00:47:02,125
‫هر کسی که فکر می‌کنی
‫مال خودته، قابل اعتماد نیست.

438
00:47:03,916 --> 00:47:07,333
‫باید حواست حسابی جمع باشه
‫و خیلی مراقب باشی، دوِرا.

439
00:47:15,416 --> 00:47:16,625
‫برای آیودها پوجا رفتم خونه.

440
00:47:16,708 --> 00:47:18,333
‫-الان دارم برمی‌گردم دانشگاه.
‫-اوه،  جدی؟

441
00:47:18,875 --> 00:47:20,291
‫مراسم چطور بود؟

442
00:47:20,458 --> 00:47:21,333
‫خوب بود.

443
00:48:05,375 --> 00:48:07,375
‫سیودو من دیگه نیست، دوِرا.

444
00:48:12,041 --> 00:48:13,916
‫داشت میرفت شهر

445
00:48:14,500 --> 00:48:16,333
‫که اتوبوسی که سوارش بود،
‫منفجر کردن.

446
00:48:19,541 --> 00:48:22,500
‫فکر می‌کردم بعد از تموم کردن درسش
‫برمی‌گرده.

447
00:48:23,708 --> 00:48:25,166
‫اینجوری برگشت.

448
00:48:30,500 --> 00:48:32,708
‫به جای اینکه بره درس بخونه،

449
00:48:34,416 --> 00:48:38,666
‫اگه به حرف دلش گوش  می‌داد و باهات میومد دریا،

450
00:48:39,000 --> 00:48:41,250
‫هنوز زنده بود.

451
00:48:47,000 --> 00:48:50,125
‫من دلیل مرگ پسرمم.

452
00:48:57,666 --> 00:48:59,166
‫حتما یه ارتباطی از زندگی قبلی
‫با هم داریم.

453
00:48:59,916 --> 00:49:02,666
‫به خاطر رفاقت باهات،
‫کاسبی‌ام سکه شده.

454
00:49:04,083 --> 00:49:07,166
‫برای همین وقتشه که  حقوق رو زیاد کنی.

455
00:49:07,750 --> 00:49:09,000
‫دوتا بسته برای هر روستا.

456
00:49:12,833 --> 00:49:14,458
‫تا حالا شده  به خواسته‌ات نه بگم؟

457
00:49:14,916 --> 00:49:15,916
‫دو روز دیگه،

458
00:49:16,291 --> 00:49:19,125
‫کشتی با بارمون
‫از دریای سرخ رد میشه.

459
00:49:19,958 --> 00:49:21,291
‫اون کالاها خیلی باارزشن.

460
00:49:23,875 --> 00:49:26,166
‫گارد ساحلی  امنیت دریا رو  بیشتر کرده.

461
00:49:27,041 --> 00:49:28,916
‫دفعه قبل یه جوری  جون سالم به در بردیم.

462
00:49:30,083 --> 00:49:31,791
‫بهتره یه مدت بیخیال شیم.

463
00:49:35,000 --> 00:49:36,833
‫واقعا این حرف دوِراعه؟

464
00:49:37,541 --> 00:49:39,208
‫چطور شده  ترسیدی، دوِرا؟

465
00:49:40,000 --> 00:49:41,125
‫نترسیدم.

466
00:49:41,750 --> 00:49:43,291
‫میگم باید
‫مراقب باشیم.

467
00:49:43,458 --> 00:49:45,333
‫کشتی دیگه راه افتاده، دوِرا.

468
00:49:45,625 --> 00:49:46,625
‫حالا چطوری می‌تونی نری؟

469
00:49:48,625 --> 00:49:51,708
‫خطرناکه اگه همه‌مون  با اون بار گیر بیفتیم، موروگا.

470
00:49:53,583 --> 00:49:56,708
‫می‌دونیم خطرناکه
‫ولی بازم انجامش می‌دیم.

471
00:49:57,500 --> 00:49:59,750
‫این چه حرف عجیبیه، دوِرا؟

472
00:50:00,416 --> 00:50:02,125
‫اگه برای یه نفر اتفاقی بیفته،

473
00:50:02,916 --> 00:50:04,833
‫بقیه‌مون هوای  خانواده‌اش رو داریم.

474
00:50:05,708 --> 00:50:06,958
‫اما اگه برای همه‌مون  بد پیش بره...

475
00:50:07,875 --> 00:50:09,666
‫کی هوای خانواده‌هامونو  داره، بایرا؟

476
00:50:12,875 --> 00:50:14,666
‫خب،  پس این دفعه
‫می‌ریم، دوِرا.

477
00:50:15,375 --> 00:50:18,208
‫اگه برامون اتفاقی افتاد،
‫از این کوه محافظت می‌کنی، مگه نه؟

478
00:50:22,083 --> 00:50:22,958
‫بریم، بچه‌ها.

479
00:50:23,291 --> 00:50:27,333
‫یه یادداشت بفرست  با جزئیات کشتی و  چیدمان بارش، موروگا.

480
00:50:46,291 --> 00:50:48,250
‫با اینکه مخالفت کردی،
‫انگار آماده رفتن به دریان.

481
00:50:49,458 --> 00:50:50,750
‫اما اگه باهامون بیای،

482
00:50:51,458 --> 00:50:53,333
‫می‌دونیم همه‌مون  سالم برمی‌گردیم.

483
00:50:54,458 --> 00:50:55,833
‫یه فکری بکن، دوِرا.

484
00:51:01,750 --> 00:51:02,625
‫بیا دیگه!

485
00:51:44,083 --> 00:51:45,541
‫این وقت شب از کجا  میاید؟

486
00:51:45,666 --> 00:51:47,000
‫رفته بودیم شکار، آقا.

487
00:51:47,166 --> 00:51:48,291
‫شکار ماهی، آقا.

488
00:51:50,416 --> 00:51:52,958
‫همه قهرمانا  با هم رفتن،  ولی امروز خیلی چیزی گیرشون نیومد.

489
00:51:55,791 --> 00:51:56,666
‫منظورم ماهیه.

490
00:51:58,958 --> 00:51:59,958
‫یه مسیر دیگه  رفتیم.

491
00:52:00,375 --> 00:52:01,541
‫زیاد گیرمون نیومد.

492
00:52:05,791 --> 00:52:07,416
‫دیگه خیلی دیره آقا.

493
00:52:08,166 --> 00:52:09,291
‫همین موقع‌هاست که کوسه‌ها میان.

494
00:52:10,000 --> 00:52:10,875
‫بهتره بریم.

495
00:52:11,541 --> 00:52:12,416
‫شما هم بهتره بری.

496
00:52:36,166 --> 00:52:38,083
‫آقا، اینجا ماهی‌های گنده‌تر از این حرفا هست.

497
00:52:54,833 --> 00:52:58,916
‫اسلحه‌های غیرقانونی، نارنجک،
‫و مواد ساخت بمب.

498
00:52:59,250 --> 00:53:01,500
‫این چیزاییه که از دریای سرخ
‫می‌بری اون‌ور.

499
00:53:01,583 --> 00:53:04,458
‫می‌دونی کجا میره و جون چند نفر رو می‌گیره؟

500
00:53:04,916 --> 00:53:07,000
‫این دریا مرز کشورمونه.

501
00:53:08,125 --> 00:53:13,041
‫هر وقت خطری از اون‌ور دریا، برای کشورمون بود،

502
00:53:13,541 --> 00:53:16,625
‫اجدادت می‌زدن ناکارش می‌کردن، این دریا رو

503
00:53:16,750 --> 00:53:18,833
‫قرمز می‌کردن و من با داستاناشون بزرگ شدم.

504
00:53:19,333 --> 00:53:21,708
‫اما امروز کشور با خطر

505
00:53:22,000 --> 00:53:24,875
‫از طرف شما، که نسل اونایید، و از این دریای سرخ روبروئه.

506
00:53:25,625 --> 00:53:27,708
‫این‌طور نیست که از دزدی‌هات خبر نداشته باشم.

507
00:53:28,000 --> 00:53:31,000
‫داستان اجدادت که از دریا محافظت می‌کردن باعث شد

508
00:53:31,250 --> 00:53:33,666
‫این کارِ مراقبت از دریا رو قبول کنم.

509
00:53:35,375 --> 00:53:39,708
‫با توجه به اینکه شماها از قبیله‌ی اونایید و برای زنده موندن دزدی‌های کوچیک می‌کنین،

510
00:53:40,000 --> 00:53:42,750
‫سکوت کردم، که بزرگترین اشتباهم بود.

511
00:53:43,125 --> 00:53:45,416
‫می‌دونی جنس قاچاقیت

512
00:53:45,500 --> 00:53:47,208
‫دست چند نفر می‌چرخه، و جون چند نفر رو می‌گیره؟

513
00:53:52,333 --> 00:53:54,708
‫اگه دو ماه پیش جلوتون رو می‌گرفتم،

514
00:53:55,000 --> 00:53:58,083
‫جون صدها نفری که به خاطر اون محموله از دست رفتن رو نجات می‌دادم.

515
00:54:02,333 --> 00:54:04,833
‫حتی یه بچه از دهکده‌ی خودتون هم اونجا جونش رو از دست داد.

516
00:54:34,416 --> 00:54:36,333
‫وقتی نگات می‌کنم این حس رو دارم.

517
00:54:37,083 --> 00:54:39,208
‫داستان‌هایی که از اون جنگجوهای بزرگ شنیدیم

518
00:54:39,541 --> 00:54:41,125
‫یا الکی بودن

519
00:54:42,125 --> 00:54:44,750
‫یا شما از نسل اونا نیستین.

520
00:54:45,125 --> 00:54:46,333
‫زبونت رو نگه دار، آقا.

521
00:54:55,375 --> 00:54:56,458
‫زبون نه.

522
00:54:57,166 --> 00:54:58,875
‫می‌گم باید از کشورمون محافظت بشه.

523
00:55:00,708 --> 00:55:02,250
‫باشه آقا. باشه، گرفتم.

524
00:55:05,666 --> 00:55:07,375
‫آقا، یه پیام گرفتیم.

525
00:55:07,500 --> 00:55:08,708
‫خدا بهتون یه دختر داده.

526
00:55:11,291 --> 00:55:15,250
‫یه جون تازه شاید به این جای پر از هیولا اومده باشه.

527
00:55:16,458 --> 00:55:18,833
‫اما مطمئن نیستم چقدر زنده بمونه.

528
00:55:20,750 --> 00:55:23,375
‫مگه اینکه این حیوونا رو برای همیشه بندازن زندون،

529
00:55:25,291 --> 00:55:26,541
‫آدمیزاد نمی‌تونه زنده بمونه.

530
00:56:18,708 --> 00:56:19,625
‫دورا…

531
00:56:39,583 --> 00:56:40,458
‫هی…

532
00:56:43,375 --> 00:56:44,250
‫بس کن.

533
00:58:19,875 --> 00:58:20,750
‫بریم بچه‌ها.

534
00:58:21,791 --> 00:58:22,875
‫بار رو هم با خودتون ببرین.

535
00:58:35,375 --> 00:58:36,875
‫نفس بکش، آقا.

536
00:58:38,000 --> 00:58:39,291
‫باید بری بچه‌ات رو ببینی.

537
00:58:40,875 --> 00:58:44,458
‫گفتی بچه‌ات تو این سرزمینِ حیوونا زنده نمی‌مونه.

538
00:58:45,333 --> 00:58:47,125
‫قسم به اسلحه‌هایی که می‌پرستیمشون…

539
00:58:48,416 --> 00:58:52,250
‫نمی‌ذارم هیچ آسیبی از دریای سرخ به هیچ بچه‌ای برسه.

540
00:58:53,875 --> 00:58:55,416
‫این قول دوراست. بهم اعتماد کن.

541
00:58:56,791 --> 00:58:57,666
‫باور کن.

542
00:59:19,416 --> 00:59:20,291
‫چی شده؟

543
00:59:20,791 --> 00:59:22,750
‫خون من نیست.

544
00:59:24,291 --> 00:59:25,666
‫خون یکی دیگه‌ست.

545
00:59:30,250 --> 00:59:31,208
‫هی، دورا.

546
00:59:32,208 --> 00:59:33,833
‫دورا هم با شماها رفته بود؟

547
00:59:38,750 --> 00:59:40,750
‫می‌دونستم همه‌تون یه تیمین.

548
00:59:41,250 --> 00:59:44,166
‫حساب کتابت رو بکن و بارت رو بردار، موروگا.

549
00:59:45,208 --> 00:59:46,625
‫چی توشه، موروگا؟

550
00:59:47,083 --> 00:59:47,958
‫بدهش به من.

551
00:59:50,750 --> 00:59:52,041
‫چی توشه؟

552
00:59:54,875 --> 00:59:58,333
‫یه سوال بود که بهت گفتم ازم نپرسی، دورا.

553
01:00:00,250 --> 01:00:01,125
‫اسلحه.

554
01:00:02,791 --> 01:00:04,625
‫مثل اسلحه‌هایی که خودت داری.

555
01:00:05,291 --> 01:00:06,666
‫اما جدیدتریناش.

556
01:00:08,833 --> 01:00:09,916
‫بار رو بزنین.

557
01:00:10,000 --> 01:00:11,416
‫بار رو نمی‌بری.

558
01:00:15,541 --> 01:00:16,750
‫هی، چی شده، دورا؟

559
01:00:17,958 --> 01:00:18,833
‫چیه؟

560
01:00:19,416 --> 01:00:20,500
‫پول بیشتر می‌خوای؟

561
01:00:22,000 --> 01:00:23,458
‫اگه می‌خوای دو برابر بهت می‌دم.

562
01:00:24,000 --> 01:00:25,000
‫یعنی چی که نمی‌تونیم بار رو ببریم؟

563
01:00:25,458 --> 01:00:27,875
‫باری رو آوردیم که پسر خودمون رو کشت.

564
01:00:29,666 --> 01:00:32,000
‫ممکنه چند تا بچه‌ی دیگه رو کشته باشیم؟

565
01:00:33,708 --> 01:00:36,333
‫گفتی اینجا اسلحه‌هایی مثل مال خودمون هست.

566
01:00:39,791 --> 01:00:42,750
‫اسلحه‌های ما برای محافظت از خوب‌ها در برابر بدها ساخته شدن.

567
01:00:44,666 --> 01:00:47,166
‫این اسلحه‌ها برای کشتن بی‌گناه‌ها ساخته شدن.

568
01:00:47,791 --> 01:00:49,375
‫زیادی حرف می‌زنی.

569
01:00:51,125 --> 01:00:54,791
‫بار رو بزن تو ماشین و برو پیش زن و بچه‌ات.

570
01:00:55,750 --> 01:00:58,750
‫بار رو ول کن و خودت هم برو همین کار رو بکن!

571
01:01:05,083 --> 01:01:06,916
‫تمام این سال‌ها، هرچی خواستن بهشون دادم.

572
01:01:08,500 --> 01:01:10,458
‫حالا دیگه منو دست کم میگیره. آره؟

573
01:01:12,208 --> 01:01:14,625
‫از الان به بعد، محموله های خیلی بزرگ میاریم، دِوَرا.

574
01:01:15,833 --> 01:01:18,125
‫راستشو بگو و ازم بخواه که چی میخوای.

575
01:01:20,041 --> 01:01:23,583
‫اگه شما یا مرداتون برای این کار دوباره سراغمونو بگیرین،

576
01:01:24,791 --> 01:01:26,916
‫حتی جنازه هاتونم از این کوه بیرون نمیره.

577
01:01:34,708 --> 01:01:36,208
‫این حرفِ دِوَراست.

578
01:01:39,250 --> 01:01:41,083
‫اگه همه چیز درباره حرفاتون باشه،

579
01:01:41,875 --> 01:01:43,625
‫پس حرفای ما چی دِوَرا؟

580
01:01:45,750 --> 01:01:49,708
‫فقط به خاطر اینکه گارد ساحلی یه چیزی گفت،

581
01:01:49,875 --> 01:01:52,125
‫ما باید کارمونو ول کنیم؟

582
01:01:53,750 --> 01:01:55,708
‫ما باید بریم توی دریا.

583
01:01:55,958 --> 01:01:57,833
‫ما باید دریا رو فتح کنیم.

584
01:01:59,291 --> 01:02:00,791
‫قبلا بهت گفتم، موروگا.

585
01:02:01,416 --> 01:02:03,625
‫چه کسی دوس داشته باشه چه نداشته باشه...

586
01:02:03,833 --> 01:02:07,166
‫چه کسی توش شرکت کنه چه نکنه...
‫این کار متوقف نمیشه.

587
01:02:08,791 --> 01:02:11,291
‫گفتی که محموله های خیلی بزرگتر میاری.

588
01:02:11,958 --> 01:02:14,000
‫حتی اگه به این معنی باشه که مردم به خاطر این محموله ها بمیرن،

589
01:02:14,458 --> 01:02:17,375
‫یا برای بدست آوردن این محموله ها یه عده رو بکشیم...

590
01:02:17,666 --> 01:02:19,375
‫این کوه همیشه آماده ست.

591
01:02:25,500 --> 01:02:26,916
‫با اینکه میدونیم کارمون اشتباهه،

592
01:02:27,000 --> 01:02:29,666
‫باور داشتم که این کارو فقط برای گذران زندگی انجام میدیم.

593
01:02:31,583 --> 01:02:35,041
‫اما تازه فهمیدم که این کارای اشتباه

594
01:02:35,125 --> 01:02:38,375
‫خیلی عمیق تو خونمون نفوذ کرده.

595
01:03:05,500 --> 01:03:08,375
‫باید این خون کثیف رو از بدنمون پاک کنیم!

596
01:03:09,250 --> 01:03:11,500
‫باید بدونیم که این کار چقدر بی آبروئه!

597
01:04:28,375 --> 01:04:30,375
‫همه چیزی که یه مرد نیاز داره اینه که

598
01:04:31,291 --> 01:04:32,625
‫جرات زندگی کردن داشته باشه.

599
01:04:34,166 --> 01:04:37,833
‫نه جرات کشتن.

600
01:04:39,000 --> 01:04:41,416
‫اگه حرفمو نادیده بگیری و بازم بخوای این جراتو پیدا کنی،

601
01:04:43,875 --> 01:04:46,333
‫من تبدیل میشم به یه وحشت که اون جراتو از بین میبره.

602
01:04:47,916 --> 01:04:50,083
‫اگه دِوَرا ازت درخواست میکنه، یعنی بهت دستور داده.

603
01:04:55,750 --> 01:04:57,208
‫و اگه واقعا بهت دستور بده...

604
01:04:58,416 --> 01:04:59,875
‫درود بر او!

605
01:05:01,125 --> 01:05:02,500
‫درود بر او!

606
01:05:03,541 --> 01:05:07,000
‫از امروز به بعد فقط برای ماهیگیری به دریا میریم.

607
01:05:08,333 --> 01:05:10,416
‫این اقیانوس بزرگه
‫اون طرف...

608
01:05:10,958 --> 01:05:13,125
‫به شعله ها میرقصه
‫آسمان پهناور

609
01:05:13,625 --> 01:05:15,916
‫ظلم ها میاد
‫به پایان...

610
01:05:16,291 --> 01:05:18,375
‫نابود میشه، این سرسختی شیطانی

611
01:05:18,458 --> 01:05:20,583
‫در مسیر جنگ

612
01:05:21,208 --> 01:05:23,875
‫سرلشکر به جلو میره

613
01:05:23,958 --> 01:05:26,125
‫ترس رو به همه نشون میده...

614
01:05:26,458 --> 01:05:29,083
‫برای لشکرش یه خط میکشه

615
01:05:29,166 --> 01:05:31,791
‫ای جرات، آماده بپر! مراقب باش!

616
01:05:31,875 --> 01:05:34,458
‫جرات نکن...
‫جرات نکن رو در رو بیای

617
01:05:34,541 --> 01:05:37,083
‫تو جلوی دِوَرا چی هستی؟

618
01:05:37,166 --> 01:05:39,750
‫خودتو قایم کن...

619
01:05:39,833 --> 01:05:41,958
‫زمان لنگیده

620
01:05:42,166 --> 01:05:45,083
‫جزر و مد بلند شده و متوقف شده

621
01:05:45,166 --> 01:05:50,458
‫زندگی ها به هر سمتی دویدن
‫و داخل سوراخ ها غیب شدن

622
01:05:50,541 --> 01:05:53,083
‫ای جرات، آماده بپر! مراقب باش!

623
01:05:53,166 --> 01:05:55,750
‫درود بر او! درود بر ببر!

624
01:05:55,833 --> 01:05:58,416
‫تو جلوی دِوَرا چی هستی؟

625
01:05:58,500 --> 01:06:01,041
‫اه، درود بر او! دِوَرا!

626
01:06:01,541 --> 01:06:03,500
‫اگه پسر شما پیش دِوَرا میموند،

627
01:06:04,833 --> 01:06:06,791
‫میگفتی که هنوز زنده بود.

628
01:06:08,250 --> 01:06:11,916
‫شما اونو از اینجا دور فرستادین
‫و مرگشو تقصیر خودتون دونستید.

629
01:06:14,083 --> 01:06:19,666
‫اون مواد منفجره ای که پسر شما رو کشت
‫ما از دریای سرخ آوردیم.

630
01:06:21,375 --> 01:06:24,083
‫شما مقصر مرگش نبودین.

631
01:06:27,125 --> 01:06:28,000
‫من بودم.

632
01:06:30,083 --> 01:06:32,708
‫من جرات ندارم که به چشمات نگاه کنم و اینو بگم.

633
01:06:32,791 --> 01:06:34,750
‫برای همین به پای شما نگاه میکنم.

634
01:06:36,375 --> 01:06:40,500
‫من نمیتونم اشتباهم رو جبران کنم
‫و پسرتو زنده برگردونم اما...

635
01:06:43,541 --> 01:06:46,958
‫مطمئن میشم که هیچکس دیگه
‫چنین ضرری رو تجربه نمیکنه.

636
01:06:49,208 --> 01:06:50,583
‫درود بر او!

637
01:06:51,833 --> 01:06:53,291
‫درود بر او!

638
01:06:54,583 --> 01:06:55,958
‫درود بر او!

639
01:06:57,833 --> 01:07:00,500
‫چرا به دنیا آسیب میرسونید؟

640
01:07:00,583 --> 01:07:03,708
‫چرا با خشم دِوَرا رو به رو میشید؟

641
01:07:03,875 --> 01:07:06,875
‫وقتی به عنوان جنگ فرود میاد
‫همه چیز نابودی میشه

642
01:07:08,541 --> 01:07:11,083
‫یه معجزه که با چشم دیده نمیشه

643
01:07:11,166 --> 01:07:14,416
‫به عنوان نگهبان دریا عمل میکنه

644
01:07:14,541 --> 01:07:17,500
‫وقتی سرنوشتو به چالش میکشی، تراژدیه

645
01:07:20,208 --> 01:07:25,291
‫هی، آب های قرمز پاشو میشوره

646
01:07:25,541 --> 01:07:30,541
‫خودش مثل سیل
‫یه اعلامیه خودشه

647
01:07:30,625 --> 01:07:35,833
‫سکوت دِوَرا یه
‫هشداره که قابل تغییر نیست

648
01:07:35,916 --> 01:07:41,166
‫عصبانیت شدیدش
‫حتی مرگ رو از ترس عرق میکنه

649
01:07:41,291 --> 01:07:43,750
‫ای جرات، آماده بپر! مراقب باش!

650
01:07:43,833 --> 01:07:46,500
‫جرات نکن...
‫جرات نکن رو در رو بیای

651
01:07:46,583 --> 01:07:49,125
‫تو جلوی دِوَرا چی هستی؟

652
01:07:49,208 --> 01:07:51,791
‫خودتو قایم کن...

653
01:07:51,916 --> 01:07:54,125
‫زمان لنگ شده

654
01:07:54,208 --> 01:07:57,166
‫جزر و مد بالا اومده و یهو وایساده

655
01:07:57,250 --> 01:08:02,541
‫زندگی ها شلوغ و پرهیاهو شده
‫و تو سوراخ موش ها غیب شدن

656
01:08:02,625 --> 01:08:05,166
‫ای شجاعت، آماده پریدن! حواست باشه!

657
01:08:05,250 --> 01:08:07,833
‫درود بر تو! درود بر ببر!

658
01:08:07,916 --> 01:08:10,500
‫تو جلوی دِوَرا چی هستی؟

659
01:08:10,583 --> 01:08:13,250
‫درود بر شاه...

660
01:08:18,833 --> 01:08:23,750
‫برای مقابله با دِوَرا که از
‫فعالیت های غلط تو دریا جلوگیری می کرد،

661
01:08:25,000 --> 01:08:28,083
‫بایرا راه حل رو تو خود دریا پیدا کرد.

662
01:08:54,125 --> 01:08:55,500
‫چرا همچین کاری کردی؟

663
01:08:57,958 --> 01:08:59,791
‫مگه حتی یه بار به ذهنت نرسید؟

664
01:09:01,500 --> 01:09:06,791
‫وقتی می شنوم که چقدر برای ازدواج خواهرت
‫که نابیناست تلاش می کنی،

665
01:09:07,458 --> 01:09:09,041
‫نمی تونم تحمل کنم داداش.

666
01:09:10,625 --> 01:09:11,958
‫اگه من بمیرم،

667
01:09:12,875 --> 01:09:14,583
‫شاید چند روز برای من عزاداری کنی.

668
01:09:15,750 --> 01:09:19,750
‫اما دیگه یه بار اضافی
‫برای تو نیستم داداش.

669
01:09:19,833 --> 01:09:21,083
‫چطور می تونی یه بار اضافی برای من باشی؟

670
01:09:22,375 --> 01:09:24,416
‫تمام عمرم
‫ازتون مراقبت می کنم...

671
01:09:24,500 --> 01:09:26,166
‫ما ازش مراقبت می کنیم رِیَپا.

672
01:09:27,041 --> 01:09:31,666
‫می خوام خواهرت رو به
‫برادر کوچیکم شوهر بدم.

673
01:09:35,583 --> 01:09:36,458
‫بایرا...

674
01:09:37,250 --> 01:09:38,208
‫واقعا؟

675
01:09:38,708 --> 01:09:42,333
‫خانواده ی شما هم خانواده ی من هستن رِیَپا.

676
01:09:44,416 --> 01:09:48,166
‫بدون معطلی،
‫اقدامات رو انجام بده رِیَپا.

677
01:09:50,791 --> 01:09:54,125
‫کاری که دِوَرا روی کوه انجام داد
‫هنوز دیوونه مون کرده!

678
01:09:54,333 --> 01:09:57,000
‫و تو اینجا نشستی داری برای یه
‫عروسی چونه می زنی و جشن می گیری بایرا!

679
01:09:58,750 --> 01:10:01,833
‫ما تو عروسی نمی تونیم
‫جلوی دِوَرا رو بگیریم.

680
01:10:02,375 --> 01:10:04,875
‫ما تا حالا تحملش کردیم.

681
01:10:05,083 --> 01:10:06,958
‫مگه حداقل
‫یه نگاه آخر بهش نمی ندازی؟

682
01:10:11,916 --> 01:10:17,125
‫در واقع، جشن واقعی با
‫مرگش تو این عروسی شروع میشه.

683
01:10:25,208 --> 01:10:27,625
‫می خوای با دِوَرا روبرو بشی و بکشی ش؟

684
01:10:29,791 --> 01:10:32,000
‫حتی قبل از اینکه یه
‫سبیل درست و حسابی دربیاره،

685
01:10:32,083 --> 01:10:34,208
‫دِوَرا یه کوسه رو تو دریا
‫تیکه پاره کرد

686
01:10:34,291 --> 01:10:35,958
‫و کشیدش به ساحل.

687
01:10:40,000 --> 01:10:42,791
‫تا وقتی که هوشیاره،
‫هیچکس جرات نمی کنه

688
01:10:42,958 --> 01:10:44,958
‫نزدیکش بره و بهش دست بزنه، بایرا.

689
01:10:51,625 --> 01:10:52,916
‫اوه! رِیَپا!

690
01:10:53,583 --> 01:10:54,458
‫بیا تو.

691
01:10:58,041 --> 01:10:59,916
‫عروسی خواهر کوچیکم
‫با دِوَرا هماهنگ شده.

692
01:11:02,000 --> 01:11:02,916
‫یعنی پَدما؟

693
01:11:04,250 --> 01:11:05,125
‫داماد کیه؟

694
01:11:06,166 --> 01:11:07,041
‫برادر بایرا.

695
01:11:08,666 --> 01:11:10,875
‫با سخاوت تمام اومد
‫با این پیشنهاد.

696
01:11:12,875 --> 01:11:14,750
‫تو با این خبر
‫عالی اومدی رِیَپا!

697
01:11:16,000 --> 01:11:17,000
‫کی عروسیه؟

698
01:11:17,291 --> 01:11:18,583
‫ما برای پس فردا
‫برنامه ریزی کردیم.

699
01:11:20,250 --> 01:11:21,833
‫اون تو رو
‫بیشتر از من دوست داره.

700
01:11:22,458 --> 01:11:25,708
‫نمی دونم راجع به بایرا نگران نباش.
‫همه تون باید بیاید.

701
01:11:25,958 --> 01:11:27,416
‫اون مثل یه خواهر برای منه رِیَپا.

702
01:11:27,833 --> 01:11:28,958
‫با دعوتت اینقدر رسمی نباش.

703
01:11:29,791 --> 01:11:31,666
‫من اونجا هستم
‫تا با تمام وجود بدرقه ش کنم.

704
01:12:10,791 --> 01:12:11,666
‫دِوَرا؟

705
01:12:30,500 --> 01:12:31,916
‫-به نظر خوبن، مثل یه زوج
‫-آره

706
01:12:32,000 --> 01:12:33,583
‫همدیگه رو کامل می کنن، درسته؟

707
01:12:35,583 --> 01:12:37,708
‫چی شده تَنگا؟
‫چِه نگاهی می کنی؟

708
01:12:38,041 --> 01:12:40,083
‫تو هم دوست داری ازدواج کنی؟

709
01:12:40,500 --> 01:12:43,000
‫اطراف اینجا خیلی ها
‫برای تو مناسبن.

710
01:12:43,083 --> 01:12:46,041
‫اگه کسی رو دوست داری به ما بگو.
‫تو هم تو همین صحنه ازدواجت رو
‫جشن می گیریم.

711
01:12:54,250 --> 01:12:57,833
‫با این همه خواستگار،
‫چرا چشم به شوهر من دوختی؟

712
01:13:09,625 --> 01:13:10,875
‫این چه وضعشه؟ چِه فاصله ایه؟

713
01:13:11,666 --> 01:13:12,833
‫دِوَرا اومد همین که دعوتش کردم.

714
01:13:15,041 --> 01:13:17,250
‫اون آخر سر اومد
‫مثل یه فامیل دور.

715
01:13:19,041 --> 01:13:20,375
‫فاصله ی خودش رو حفظ کرد.

716
01:13:23,875 --> 01:13:25,708
‫ما شما رو خانواده
‫خودمون میدونستیم
‫و زودتر اومدیم.

717
01:13:25,958 --> 01:13:27,333
‫ما سه کوزه رو خالی کردیم.

718
01:14:27,041 --> 01:14:29,041
‫هر کاری که کردم
‫به نفع خودمون بوده.

719
01:14:31,541 --> 01:14:33,541
‫این تنها راه زندگی
‫ما نیست.

720
01:14:35,250 --> 01:14:38,416
‫اگه سر و کار خودمون رو بزاریم
‫راه های دیگه زیادی پیدا می کنیم.

721
01:14:39,708 --> 01:14:43,333
‫لطفا این یه بار
‫حرف من رو گوش کن بایرا.

722
01:14:45,541 --> 01:14:47,000
‫تا وقتی که زنده ای،

723
01:14:47,708 --> 01:14:49,875
‫این کوه فقط
‫به حرف های تو گوش می ده دِوَرا.

724
01:14:53,291 --> 01:14:54,375
‫یه قول از طرف من.

725
01:16:12,958 --> 01:16:15,458
‫دِوَرا تو عروسی تو داره میرقصه

726
01:16:53,291 --> 01:16:54,166
‫دِوَرا...

727
01:17:38,416 --> 01:17:39,708
‫چند نفر غریبه قراره بیان؟

728
01:17:40,166 --> 01:17:42,416
‫ظاهراً تا پنجاه نفر.
‫چون دِوَرا هست...

729
01:17:43,000 --> 01:17:44,333
‫فکر می کنی می تونن انجامش بدن؟

730
01:17:44,875 --> 01:17:46,416
‫هی، دِوَرا کاملا مسته.

731
01:17:46,500 --> 01:17:48,333
‫نیازی نیست
‫باهاش بجنگید تا بکشیدش.

732
01:17:48,666 --> 01:17:50,833
‫وقتی مست شد و افتاد، فقط بکشش.

733
01:17:58,791 --> 01:18:00,750
‫بایرا، چه خبره؟

734
01:18:01,375 --> 01:18:03,000
‫شنیدم حرف‌های بدی می‌گفتن.

735
01:18:03,500 --> 01:18:07,166
‫اون حرف‌هاش و کاراش بده.

736
01:18:07,500 --> 01:18:08,458
‫این کار درست نیست، کنجارا.

737
01:18:09,750 --> 01:18:10,708
‫این دِوارا ماست.

738
01:18:12,541 --> 01:18:15,750
‫تا وقتی زنده‌ام،
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.

739
01:18:16,000 --> 01:18:20,041
‫اگر این عروسی کنسل بشه،
‫خواهرت زنده نمی‌مونه.

740
01:18:20,875 --> 01:18:22,458
‫جان دِوارا…

741
01:18:23,208 --> 01:18:25,000
‫یا جان خواهرت؟

742
01:18:31,375 --> 01:18:34,250
‫اگر امشب ساکت بمونی،

743
01:18:34,375 --> 01:18:39,208
‫فردا… می‌تونی یه مدتی
‫روی جنازه‌اش گریه کنی.

744
01:18:40,208 --> 01:18:46,458
‫یا خواهرت می‌میره و تو
‫هر روز گریه می‌کنی، رایاپا.

745
01:18:48,666 --> 01:18:53,750
‫بهش بگو یه گروه در ساحل مانداپالا
‫به طور مخفیانه برای غارت آماده میشن.

746
01:18:54,500 --> 01:18:56,291
‫مطمئن شو که از اینجا بره.

747
01:19:18,041 --> 01:19:20,208
‫هی، رایاپا. بیا پیش من.

748
01:19:23,541 --> 01:19:25,083
‫چرا گریه می‌کنی، رایاپا؟

749
01:19:27,541 --> 01:19:30,666
‫باید با خوشحالی
‫از خواهرت خداحافظی کنی.

750
01:19:31,958 --> 01:19:34,000
‫این چیزی نیست که
‫همه منتظرش بودیم؟

751
01:19:38,583 --> 01:19:39,958
‫با انجام شدن عروسی اینجا،

752
01:19:41,875 --> 01:19:44,500
‫بعضی از مردان ما آماده هستند
‫بدون اینکه دیده بشن به دریا برن.

753
01:19:46,708 --> 01:19:49,750
‫اونا از
‫ساحل مانداپالا راهی میشن.

754
01:19:49,774 --> 01:24:02,274


755
01:24:04,583 --> 01:24:08,833
‫دریا پر از خون است
‫دریای سرخ اوست

756
01:24:21,458 --> 01:24:25,666
‫درود بر او! درود بر ببر!

757
01:24:29,541 --> 01:24:33,750
‫دریا پر از خون است
‫دریای سرخ اوست

758
01:24:33,958 --> 01:24:38,250
‫درود بر او! درود بر ببر!

759
01:25:36,166 --> 01:25:39,250
‫تو هیچ وقت به دریا دست نمی‌زنی

760
01:25:40,291 --> 01:25:43,666
‫تو هیچ وقت با من بازی نمی‌کنی

761
01:25:44,458 --> 01:25:48,000
‫من هیچ وقت به تو رحم نمی‌کنم

762
01:25:48,666 --> 01:25:50,125
‫من هیچ وقت…

763
01:25:50,208 --> 01:25:52,750
‫دیشب کابوس دیدم، جُگولا.

764
01:25:55,166 --> 01:25:58,583
‫دریا دوباره قرمز شده بود
‫و به یه دریای سرخ واقعی تبدیل شده بود.

765
01:25:59,875 --> 01:26:02,708
‫و این من بودم که این کارو کردم.

766
01:26:07,750 --> 01:26:11,708
‫دریا پر از خون است
‫دریای سرخ اوست

767
01:26:11,916 --> 01:26:15,875
‫درود بر او! درود بر ببر!

768
01:26:16,041 --> 01:26:20,041
‫دریا پر از خون است
‫دریای سرخ اوست

769
01:26:20,208 --> 01:26:24,250
‫درود بر او! درود بر ببر!

770
01:26:24,375 --> 01:26:26,833
‫چشم‌هایی که
‫فقط شجاعت رو می‌شناختن،

771
01:26:28,250 --> 01:26:29,333
‫برای اولین بار،

772
01:26:30,833 --> 01:26:32,541
‫از ترس پر شده بودن.

773
01:26:35,666 --> 01:26:37,666
‫اونایی که تو دریا دیدم
‫جنازه بودن؟

774
01:27:35,958 --> 01:27:36,833
‫عزیزم…

775
01:27:40,666 --> 01:27:41,583
‫بلند شو.

776
01:27:41,833 --> 01:27:42,708
‫ای خدا…

777
01:27:44,291 --> 01:27:45,166
‫عزیزم…

778
01:27:45,791 --> 01:27:46,666
‫کُورا…

779
01:27:47,333 --> 01:27:48,208
‫کُورا…

780
01:27:55,041 --> 01:27:56,541
‫دِوارا اون‌ها رو کشته؟

781
01:27:56,708 --> 01:27:58,333
‫همه رو کشته؟

782
01:28:23,625 --> 01:28:29,833
‫فکر می‌کردم می‌تونم با حرف‌هام
‫تو رو اصلاح کنم.

783
01:28:30,458 --> 01:28:35,291
‫اما حالا می‌بینم که تبدیل شدین به
‫حیوانات بی‌باک و غیرقابل کنترل.

784
01:28:36,250 --> 01:28:40,208
‫حتی از خدا یا شیطان هم نمی‌ترسید
‫اگر هر روز جلوی چشمتون بود.

785
01:28:41,375 --> 01:28:48,291
‫پس، مثل اونا، من تصمیم می‌گیرم از امروز
‫یه ترس نامرئی باشم.

786
01:28:48,833 --> 01:28:52,500
‫اگر ترس رو فراموش کنید و دوباره به
‫دریا برید برای کاولی کثیف،

787
01:28:52,916 --> 01:28:55,791
‫مثل همین
‫روی ساحل می‌گذارمتون.

788
01:29:18,708 --> 01:29:21,458
‫دو سال از رفتن دِوارا به دریا می‌گذشت.

789
01:29:22,125 --> 01:29:26,250
‫سکوت و آرامش
‫به نوعی ترس رو کم کرده بود.

790
01:29:27,291 --> 01:29:29,458
‫اونا مثل کوسه‌ها زندگی می‌کردن.

791
01:29:30,166 --> 01:29:33,375
‫غرورشون مانع از این می‌شد
‫که ماهیگیر بشن.

792
01:29:34,041 --> 01:29:36,333
‫اما به خاطر اطمینان بایرا،

793
01:29:36,958 --> 01:29:39,416
‫چند نفر دوباره
‫به دریا رفتن.

794
01:29:41,583 --> 01:29:46,375
‫مثل طوفانی که از دریا به وجود می‌آد،
‫احتمالا دِوارا به اونا حمله کرده بود.

795
01:29:52,375 --> 01:29:56,333
‫با دیدن اینکه
‫نیمه مرده به ساحل می‌رسیدن،

796
01:29:56,625 --> 01:29:58,500
‫کوه
‫قلبش توی دهنش بود.

797
01:29:59,500 --> 01:30:01,416
‫اونا دوباره به دریا رفتن.

798
01:30:01,958 --> 01:30:03,666
‫با این حال، این بار
‫برای غارت نبود.

799
01:30:04,041 --> 01:30:05,000
‫برای امرار معاش بود.

800
01:30:05,666 --> 01:30:08,000
‫ماهیگیری شغل اون‌ها شده بود.

801
01:30:10,250 --> 01:30:15,791
‫در همین حال، زنان خانواده‌اش
‫منتظر دِوارا بودن، دقیقه‌ها رو می‌شمردند.

802
01:30:20,125 --> 01:30:22,791
‫سرسختانه تلاش می‌کردن
‫که دِوارا در عید آیودها پوجا،

803
01:30:23,541 --> 01:30:25,416
‫که هر سال برگزار می‌شد،
‫ظاهر بشه.

804
01:30:25,500 --> 01:30:28,041
‫بایرا دو نفر رو
‫از روستای دِوارا…

805
01:30:28,125 --> 01:30:31,666
‫-بایرا… بایرا…
‫-بایرا… بایرا…

806
01:30:31,750 --> 01:30:34,291
‫و یه چند نفر دیگه رو
‫بیمار و زمین‌گیر کرد.

807
01:30:49,791 --> 01:30:53,875
‫از اون سال، مبارزه معروف در
‫عید آیودها پوجا هم لغو شد.

808
01:30:54,458 --> 01:30:57,000
‫اما دِوارا
‫به کوه برنگشت.

809
01:31:00,041 --> 01:31:02,916
‫برای اینکه به دِوارا
‫و ترسی که ایجاد کرده بود پایان بده،

810
01:31:03,000 --> 01:31:06,125
‫با بردن چند تا از بچه‌های
‫کوه زیر بال و پرش،

811
01:31:06,958 --> 01:31:12,583
‫بایرا می‌خواست یه نسل رو
‫به یه ارتش بی‌باک تبدیل کنه.

812
01:31:17,000 --> 01:31:19,250
‫دوازده سال طولانی گذشته بود.

813
01:31:21,041 --> 01:31:23,041
‫به همه ی این سربازای جوونش کوبیده بود تو سرشون که

814
01:31:24,083 --> 01:31:27,041
‫فقط و فقط دِوارا هدفه

815
01:31:50,916 --> 01:31:52,666
‫همونطور که تو دستور دادی

816
01:31:52,916 --> 01:31:57,583
‫هر دقیقه تو اون یه دِوارا رو میدیدم و خونشو ریختم، بایرا

817
01:32:17,791 --> 01:32:19,583
‫وقتی تو میدان هستی

818
01:32:20,000 --> 01:32:22,916
‫تو حریفت باید دِوارا رو ببینی

819
01:32:23,250 --> 01:32:25,458
‫و باید خونشو بریزی

820
01:32:25,833 --> 01:32:27,291
‫چند بار باید بهت بگم؟

821
01:32:27,583 --> 01:32:29,041
‫اینقدر افتاد زمین

822
01:32:29,375 --> 01:32:31,125
‫اونم با من بزرگ شده بود، بایرا

823
01:32:31,333 --> 01:32:32,958
‫فقط با تو بزرگ شده بود

824
01:32:34,583 --> 01:32:36,666
‫اما بزرگش کردم

825
01:32:55,166 --> 01:32:58,833
‫سمارا که از کونجرا به دنیا اومده بود،
‫رهبر مرده ی غرب

826
01:32:59,333 --> 01:33:04,125
‫فقط منتظر دِوارا بزرگ شده بود،
‫که باعث مرگ پدرش شده بود

827
01:33:05,583 --> 01:33:09,583
‫هر روز میرفت خونه ی دِوارا
‫برای دیدن مادرش که پیر شده بود

828
01:33:10,625 --> 01:33:14,583
‫چون یه روزی
‫اون زن از پیری میمرد و

829
01:33:15,708 --> 01:33:17,333
‫دِوارا
‫برای دیدن  اون زن یه بار دیگه میومد

830
01:33:17,916 --> 01:33:20,041
‫و در نهایت،
‫دِوارا زیر تیغش قرار میگرفت

831
01:33:21,958 --> 01:33:25,500
‫چرا این ماه برای گرفتن پول نیومدی؟

832
01:33:28,875 --> 01:33:31,958
‫کی دیگه میری خونه ی دِوارا؟

833
01:33:32,291 --> 01:33:36,208
‫وقتی ما رو
‫برای کشتن دِوارا به دریا میفرستی

834
01:33:37,625 --> 01:33:39,583
‫برای کشتن دِوارا

835
01:33:39,958 --> 01:33:41,791
‫نه فقط یه زمانبندی
‫عالی لازم داریم

836
01:33:42,125 --> 01:33:44,375
‫بلکه یه سلاح عالی هم لازم داریم

837
01:34:40,458 --> 01:34:44,833
‫وقتی از کوه عقاب میومدیم،
‫یه کوسه به قایقمون حمله کرد

838
01:34:45,041 --> 01:34:47,083
‫هر چقدر تلاش کردیم
‫نتونستیم تسخیرش کنیم

839
01:34:47,166 --> 01:34:50,041
‫وارا پرید تو آب،
‫اونو به زور گرفت

840
01:34:50,166 --> 01:34:51,833
‫و باهاش جنگید تا مرد

841
01:34:51,916 --> 01:34:56,083
‫مثل دِوارا، وارا اون کوسه رو
‫کشت و به ساحل کشید

842
01:35:00,541 --> 01:35:02,333
‫چرا همه بهش نگاه میکنید؟

843
01:35:03,416 --> 01:35:05,916
‫از اینکه وارا
‫اون کوسه رو کشت شوکه شدید؟

844
01:35:07,125 --> 01:35:08,833
‫وقتی پریدم تو آب

845
01:35:08,916 --> 01:35:12,041
‫جز این کوسه ی خشن
‫چیزی ندیدم

846
01:35:13,333 --> 01:35:15,000
‫باله هاشو پاره کردم

847
01:35:15,750 --> 01:35:17,125
‫با مشت به دنده هاش ضربه زدم

848
01:35:17,875 --> 01:35:19,791
‫و آرواره هاشو از هم جدا کردم

849
01:35:23,500 --> 01:35:27,333
‫آروم آروم
‫تو دستم نفس آخرشو کشید

850
01:35:33,791 --> 01:35:34,750
‫چرا زل زدی؟

851
01:35:36,000 --> 01:35:38,125
‫فکر میکنی
‫یه کوسه ی مرده رو از یه ساحل پیدا کردم

852
01:35:38,375 --> 01:35:40,166
‫بستم به قایق و آوردم اینجا؟

853
01:35:42,250 --> 01:35:44,250
‫باور کن یا نکن
‫به من ربطی نداره

854
01:35:45,958 --> 01:35:46,875
‫چه مردیه!

855
01:35:47,000 --> 01:35:48,583
‫نتونست جلوی خودش رو بگیره
‫و حقیقت رو گفت

856
01:35:49,250 --> 01:35:50,958
‫پسر دِوارا
‫باید یه جنگجو باشه

857
01:35:51,125 --> 01:35:52,541
‫وارا
‫چه قدر بی مصرفه

858
01:35:55,625 --> 01:35:56,500
‫ازت در موردش سوال کردن؟

859
01:35:58,000 --> 01:36:00,291
‫چرا انگار
‫من نمیتونم کوسه رو بکشم بهم نگاه میکردن؟

860
01:36:00,375 --> 01:36:02,083
‫معلومه که
‫اونها تو رو خیلی خوب میشناسن

861
01:36:02,416 --> 01:36:04,708
‫انقدر مشتاق بودی که بهشون بگی
‫یه کوسه ی مرده رو از یه ساحل دیگه آوردی

862
01:36:04,791 --> 01:36:06,375
‫حتی قبل از اینکه
‫ازت سوال کنن

863
01:36:06,791 --> 01:36:08,333
‫-حالا ببرش
‫-هی، وارا!

864
01:36:09,083 --> 01:36:11,166
‫زن های خونتون رو
‫روی ساحل مروارید دیدم

865
01:36:11,250 --> 01:36:14,333
‫با یه نفر حرف میزدن که
‫میگفت وسایل دِوارا رو دیده

866
01:36:18,583 --> 01:36:22,916
‫هی، شنیدیم که میگی دیشب
‫دِوارا رو تو کوه صدف دیدی

867
01:36:23,250 --> 01:36:24,250
‫مطمئنی که دیدی؟

868
01:36:24,458 --> 01:36:26,458
‫امروز صبح
‫رفتم اون کوه برای جمع کردن چوب

869
01:36:26,750 --> 01:36:28,958
‫تو یه جا
‫اثری از پخت و پز بود

870
01:36:29,208 --> 01:36:31,541
‫احتمالا دِوارا
‫شب اونجا بود

871
01:36:32,000 --> 01:36:33,000
‫چیزی دیگه هم دیدی؟

872
01:36:33,583 --> 01:36:34,458
‫حقیقت رو بگو

873
01:36:34,791 --> 01:36:35,958
‫دِوارا رو دیدی؟

874
01:36:36,208 --> 01:36:38,500
‫نه، خانوم
‫اما رد پا بود

875
01:36:38,750 --> 01:36:41,041
‫هیچکس جرات نمیکنه
‫تو اون ساعت بره اونجا

876
01:36:41,208 --> 01:36:42,416
‫-مطمئنم که دِوارا بود
‫-یعنی...

877
01:36:42,500 --> 01:36:43,625
‫-که اونجا شب رو گذرونده
‫-دیشب...

878
01:36:44,166 --> 01:36:45,125
‫بریم خونه

879
01:36:45,208 --> 01:36:46,583
‫-دیشب...
‫-بریم خونه

880
01:36:50,250 --> 01:36:51,125
‫بیا تو

881
01:36:53,083 --> 01:36:55,125
‫همه ی مردم روستا
‫فکر میکنن شما دیوونه شدید

882
01:36:57,000 --> 01:36:58,625
‫فکر میکنی
‫پسر شما گم شده؟

883
01:36:59,416 --> 01:37:01,500
‫انگار تو یه عید
‫پسر خودتو گم کردی داری دنبالش میگردی

884
01:37:02,958 --> 01:37:05,416
‫اگر برای کار رفته بود
‫بعد از تموم شدن کار برمیگشت

885
01:37:06,500 --> 01:37:08,416
‫پسر شما
‫به خاطر قولش رفت

886
01:37:09,666 --> 01:37:10,625
‫اون...

887
01:37:12,708 --> 01:37:14,375
‫نگو که برنمیگرده

888
01:37:16,458 --> 01:37:18,791
‫همین الان
‫این بدن از پا در میاد

889
01:37:20,791 --> 01:37:22,125
‫هر روز

890
01:37:22,583 --> 01:37:25,083
‫با امید به اینکه
‫برمیگرده زنده میمونم

891
01:37:28,416 --> 01:37:31,708
‫حتی دریا که پسرت
‫داخلش شده بود

892
01:37:32,833 --> 01:37:33,916
‫سال ها گذشت

893
01:37:34,333 --> 01:37:35,958
‫یه بارم شده اومده دیدنت؟

894
01:37:36,666 --> 01:37:39,250
‫هر شب تو خوابم میاد سراغم.

895
01:37:43,541 --> 01:37:45,208
‫یه روز که از اینها رد بشم،

896
01:37:46,541 --> 01:37:48,458
‫جلوی چشمام وای نمیسته؟

897
01:37:49,750 --> 01:37:50,625
‫برمیگرده.

898
01:37:52,041 --> 01:37:53,083
‫حتماً برمیگرده.

899
01:37:59,833 --> 01:38:02,375
‫میفهمم مادربزرگ از کجا میگه.
‫تو چته؟

900
01:38:03,125 --> 01:38:05,708
‫هنوز از کسی که خانواده شو ول کرده
‫دست نکشیدی؟

901
01:38:05,958 --> 01:38:08,333
‫دِوَرا وقتی رفت خانواده شو ول نکرد.

902
01:38:09,208 --> 01:38:11,708
‫رفت چون حس میکرد این چهار تا دهکده
‫خانواده ش هستن.

903
01:38:20,041 --> 01:38:22,166
‫مثل پسولی کونجرا و دِوَرا،

904
01:38:23,208 --> 01:38:26,666
‫پسر بھایرا، پَسورا هم
‫مرد شد.

905
01:38:48,000 --> 01:38:49,416
‫ماه دیگه برمیگردم.

906
01:38:53,541 --> 01:38:54,833
‫چاندراکالا رو ول نمیکنی.

907
01:38:55,166 --> 01:38:56,791
‫تا آخر عمر قراره پیشش باشی پَسورا؟

908
01:38:56,875 --> 01:38:57,750
‫نه بابا!

909
01:38:59,541 --> 01:39:02,916
‫فقط تا وقتی دختر ریاپا، تانگام رو بگیرم.

910
01:39:04,791 --> 01:39:06,916
‫نمیتونم صبر کنم تا مال من بشه.

911
01:39:26,500 --> 01:39:29,333
‫سلام سیناپا.
‫شنیدم دخترت یه خواستگار پیدا کرده؟

912
01:39:29,833 --> 01:39:32,458
‫میخواستم با تانگام راجع به این قضیه صحبت کنم.

913
01:39:32,708 --> 01:39:34,250
‫چرا باید با تانگام راجع بهش صحبت کنی؟

914
01:39:34,833 --> 01:39:36,375
‫اون برات خواستگار پیدا کرده؟

915
01:39:36,458 --> 01:39:38,666
‫خواستگار پیدا کنه؟
‫خب اون قضیه رو خراب کرد.

916
01:39:38,750 --> 01:39:43,041
‫دیروز داماد آینده ام پیش خیاط بود
‫و دخترت رو، تانگام رو دید.

917
01:39:43,125 --> 01:39:45,916
‫با عشوه بهش نگاه کرد،
‫سرخ شد و لبخند زد.

918
01:39:47,416 --> 01:39:49,375
‫فرض می کنه تانگام دوسش داره،

919
01:39:49,458 --> 01:39:52,625
‫میخواد که ما مراسم فردا رو
‫برای تعیین تاریخ عروسی عقب بندازیم.

920
01:39:52,708 --> 01:39:54,833
‫باید بفهمم جریان چیه.
‫صداش بزن.

921
01:39:54,916 --> 01:39:57,208
‫این چیزیه که باید خانم ها
‫درباره ش صحبت و حلش کنن.

922
01:39:57,541 --> 01:39:58,666
‫بیا بریم از اینجا.

923
01:39:58,750 --> 01:40:01,291
‫خودم میتونم حلش کنم.
‫تانگام... تانگام!

924
01:40:02,625 --> 01:40:06,708
‫زندگی دخترم رو نابود کردی
‫و با خوشحالی موهاتو میشوری؟

925
01:40:06,791 --> 01:40:10,708
‫من زندگی شو نابود نکردم.
‫در واقع، نجاتش دادم از بدبختی.

926
01:40:12,458 --> 01:40:15,875
‫لبخند من باعث شد آب دهنش راه بیفته
‫و ازت خواست که عروسی دخترت رو لغو کنی.

927
01:40:16,166 --> 01:40:17,083
‫فقط تصور کن...

928
01:40:18,250 --> 01:40:20,041
‫اگه منو به این شکل میدید،

929
01:40:20,125 --> 01:40:22,083
‫اون رو حتی بعد از ازدواج
‫ول میکرد.

930
01:40:22,333 --> 01:40:23,333
‫این چه جور خواستگاریه؟

931
01:40:24,750 --> 01:40:26,916
‫لطفا برو این قضیه رو
‫به دخترت واضح توضیح بده.

932
01:40:27,166 --> 01:40:30,875
‫فکر نکنم اجازه بده هیچ دختری
‫به سن خودش ازدواج کنه.

933
01:40:30,958 --> 01:40:33,791
‫کنترلش کن
‫وگرنه کلی دردسر درست میشه.

934
01:40:38,375 --> 01:40:40,333
‫تانگام، تا کی میخوای اینطوری کنی؟

935
01:40:40,416 --> 01:40:42,416
‫از خراب کردن خواستگاری همه چی
‫چه سودی میبری؟

936
01:40:42,791 --> 01:40:46,041
‫مامان! دخترای دهکده ما
‫در واقع چی میخوان؟

937
01:40:46,125 --> 01:40:48,583
‫همه یه شوهر ساده و بی دردسر میخوان.

938
01:40:48,833 --> 01:40:51,166
‫اما من یه مرد قدرتمند برای خودم میخوام.

939
01:40:52,375 --> 01:40:56,000
‫تانگام یه جنگجو میخواد
‫که باعث بشه منفجر بشه.

940
01:40:56,416 --> 01:40:59,416
‫اگه یه همچین آدمی رو از دست بدم
‫و اون بشه مال یه نفر دیگه

941
01:40:59,500 --> 01:41:00,375
‫چه بلایی سرم میاد؟

942
01:41:01,125 --> 01:41:03,750
‫اگه بقیه دخترا تا من
‫مرد مورد علاقم رو پیدا کنم صبر کنن،

943
01:41:03,916 --> 01:41:07,458
‫چی رو از دست میدن؟

944
01:41:11,750 --> 01:41:13,208
‫چرا میوه ها اینقدر خرابن؟

945
01:41:16,541 --> 01:41:17,750
‫به خاطر اینکه دستم بهت خورد منو میزنی؟

946
01:41:17,833 --> 01:41:19,166
‫به خاطر اینکه دستتو روم گذاشتی.

947
01:41:19,541 --> 01:41:21,083
‫یه روز به هر حال دستهای من
‫روی تو خواهند بود.

948
01:41:21,166 --> 01:41:22,541
‫چند بار باید بهت بگم سینی؟

949
01:41:22,666 --> 01:41:25,166
‫فقط اگه وارا رو نگیرم
‫تو رو در نظر میگیرم.

950
01:41:25,250 --> 01:41:27,083
‫نمیتونی یه کم صبر کنی برام؟

951
01:41:27,166 --> 01:41:29,166
‫خانواده ش بهش فشار میارن که
‫با پسر عموش ازدواج کنه.

952
01:41:29,250 --> 01:41:31,291
‫وقتی در مورد تو مطمئن شد،
‫به اون دختر هم یه جواب قانع کننده میده.

953
01:41:31,583 --> 01:41:32,500
‫آره!

954
01:41:32,524 --> 01:41:36,524
قـ ـا سـ ـم سـ ـمنـ ـگـ ـا نـ ـی

955
01:41:38,291 --> 01:41:39,166
‫سلام مِتا!

956
01:41:39,583 --> 01:41:43,916
‫هر روز آفتاب موهامو میبوسه
‫روی دریا، موهام قرمز شده.

957
01:41:44,125 --> 01:41:45,000
‫قشنگه؟

958
01:41:45,083 --> 01:41:47,416
‫باید از بوسه دخترا قرمز میشدی،

959
01:41:47,500 --> 01:41:49,416
‫اما اینجا داری درباره بوسه آفتاب
‫یا ماه حرف میزنی!

960
01:41:49,500 --> 01:41:50,375
‫این چه حرف مسخره ایه؟

961
01:41:50,958 --> 01:41:52,041
‫از چی ناراحتی؟

962
01:41:52,833 --> 01:41:54,291
‫چی شد؟
‫چرا عصبانی هستی؟

963
01:41:54,375 --> 01:41:55,416
‫-هیچ چیز جدیدی.
‫-عمو، یه لیوان چای.

964
01:41:55,500 --> 01:41:57,625
‫والی رو دید
‫و رفت که باهاش لاس بزنه.

965
01:41:57,708 --> 01:42:00,041
‫گفت تا قضیه از طرف تو
‫روشن نشه، تصمیم نمیگیره.

966
01:42:00,375 --> 01:42:02,125
‫راجع به اون دختر، تانگام،
‫به یه نتیجه برس

967
01:42:02,208 --> 01:42:03,583
‫تا زندگی ما روشن بشه.

968
01:42:03,708 --> 01:42:05,333
‫تا اون موقع وایلی چشمش به توئه.

969
01:42:05,541 --> 01:42:08,250
‫با اینکه میدونی دوسش داره،
‫چطور میتونی باهاش ازدواج کنی؟

970
01:42:08,375 --> 01:42:10,166
‫فقط چشمش به توئه.
‫اون تو رو نداره، اینطور نیست؟

971
01:42:10,541 --> 01:42:12,208
‫حالا چرا؟ آدم چندش!

972
01:42:12,458 --> 01:42:14,416
‫چیزش چندشه؟ عاشقانه بودن؟

973
01:42:16,916 --> 01:42:19,458
‫سلام چِناما!
‫نوه ات هنوز خوب نشده؟

974
01:42:19,750 --> 01:42:21,083
‫هنوز داروی مصرف می‌کنی؟

975
01:42:21,916 --> 01:42:25,208
‫اگر این نحوست از روی دهکده برداشته بشه،
‫دیگه کسی مریض نمیشه.

976
01:42:25,666 --> 01:42:26,750
‫دارو فایده نداره.

977
01:42:27,916 --> 01:42:30,666
‫بدون دارو،
‫چرا انقدر خرافاتی هستی؟

978
01:42:38,541 --> 01:42:41,291
‫چی گفتم؟
‫چرا این پیرزن اینجوری بهم خیره شد؟

979
01:42:41,375 --> 01:42:44,333
‫اگر دِوَرا اینجا بود،
‫تو جنگ آیودها پوجا،

980
01:42:44,500 --> 01:42:46,666
‫سلاح رو
‫روی سرش می‌برد،

981
01:42:46,791 --> 01:42:50,333
‫و این دهکده رو از
‫نحوست و طلسم پاک می‌کرد.

982
01:42:50,541 --> 01:42:51,458
‫این اعتقادشه.

983
01:42:53,458 --> 01:42:58,750
‫کسی که از این خون اصیل به دنیا اومده،
‫از ارزش سلاح‌های ما بی‌خبره.

984
01:42:59,291 --> 01:43:01,416
‫بَدشانسی ماست…
‫اینو از نگاهش می‌فهمم.

985
01:43:08,500 --> 01:43:10,875
‫اگر مردم طرف غرب اومدن،
‫قایق رو بهشون بدید و پول رو بگیرید.

986
01:43:16,250 --> 01:43:18,083
‫شنیدم چیترانگا حسابی سروصدا کرده.

987
01:43:20,333 --> 01:43:23,791
‫عجیب اینکه، بجای اینکه با وار ازدواج کنی،
‫همه جا رو می‌گردی.

988
01:43:24,708 --> 01:43:28,166
‫اون فقط قیافه پدرشو به ارث برده.
‫نه شجاعتشو.

989
01:43:28,583 --> 01:43:29,458
‫واقعا؟

990
01:43:29,541 --> 01:43:31,833
‫اون همیشه ساده و ترسو بود.

991
01:43:31,958 --> 01:43:33,041
‫چطور می‌تونم باهاش کنار بیام؟

992
01:43:33,875 --> 01:43:37,250
‫وقتی مردمو از دور می‌بینم،

993
01:43:37,333 --> 01:43:41,500
‫-قلب ثانگا، از ته دلش باید…
‫-فوران کنه و سرریز بشه.

994
01:43:42,333 --> 01:43:45,458
‫ثانگا، اگر تو درباره وار تصمیم نگیری،
‫اوضاع پیچیده میشه.

995
01:43:46,750 --> 01:43:49,583
‫اون متا سینو هر جا که منو پیدا می‌کنه،
‫باهام ور می‌ره.

996
01:43:49,833 --> 01:43:52,333
‫چرا بهش سیلی نزدی؟

997
01:43:52,583 --> 01:43:53,708
‫چطور می‌تونستم بهش سیلی بزنم؟

998
01:43:53,791 --> 01:43:56,000
‫اگر اون یهو دلش به وار خوش بیاد
‫و باهاش فرار کنه،

999
01:43:56,083 --> 01:43:57,625
‫سینو تنها انتخاب من میشه.

1000
01:43:57,708 --> 01:43:59,458
‫پس باید بهش اجازه بدی.

1001
01:43:59,666 --> 01:44:00,875
‫چطور می‌تونم؟

1002
01:44:01,000 --> 01:44:05,416
‫اگر اون وارا رو دوست نداشته باشه،
‫اون بین راه گیر می‌کنه.

1003
01:44:05,625 --> 01:44:09,333
‫لعنت! چقدر چندش آوره!
‫اگر وارا رو رد کنه،

1004
01:44:09,416 --> 01:44:10,583
‫تو می‌خوای باهاش ازدواج کنی.

1005
01:44:10,958 --> 01:44:12,166
‫اگر وارا رو قبول کنه،

1006
01:44:12,250 --> 01:44:13,916
‫سینو منتظره تا با تو گرم بگیره.

1007
01:44:14,500 --> 01:44:16,500
‫-وای خدای من!
‫-اینو چطور می‌فهمی خواهر؟

1008
01:44:16,666 --> 01:44:19,833
‫فقط یک سال بعد از اینکه به سن ازدواج رسیدی،
‫ازدواجت دادن

1009
01:44:19,916 --> 01:44:21,416
‫تو می‌تونی هرچی دوست داری بگی.

1010
01:44:21,500 --> 01:44:23,875
‫ما تو جوونی هستیم
‫اما متاسفانه هیشکی باهامون نیست.

1011
01:44:29,000 --> 01:44:31,625
‫دو روز پیش، وقتی از
‫ماهیگیری تو دریا برمی‌گشتن،

1012
01:44:31,708 --> 01:44:33,541
‫یه کوسه پریده بود رو قایقشون،

1013
01:44:33,625 --> 01:44:36,708
‫و ظاهرا وارا پریده بود تو دریا
‫و با دست خالی کشتش.

1014
01:44:36,791 --> 01:44:38,541
‫کی؟ مگه وارا ما بود؟

1015
01:44:38,625 --> 01:44:42,375
‫بله! ظاهرا، اون کوسه مرده رو
‫خودش به ساحل کشیده بود.

1016
01:44:45,541 --> 01:44:46,750
‫اون این توانایی رو داره.

1017
01:44:47,916 --> 01:44:50,125
‫مطمئنا این توانایی رو داره.
‫می‌دونم!

1018
01:44:50,750 --> 01:44:53,250
‫اون یه چیزی داره.
‫من از بچگی می‌شناسمش.

1019
01:44:55,125 --> 01:44:56,166
‫اون این توانایی رو داره.

1020
01:45:04,000 --> 01:45:06,000
‫وای خدا!

1021
01:45:06,333 --> 01:45:08,791
‫نگاه کن چطور مثل یه قهرمان راه می‌ره.

1022
01:45:12,291 --> 01:45:15,208
‫از ته دل هیجان‌زده و شیفته‌ام.

1023
01:45:16,916 --> 01:45:18,458
‫سلام ثانگا، خوبی؟

1024
01:45:18,541 --> 01:45:20,041
‫شنیدم پریدی تو دریا،

1025
01:45:20,125 --> 01:45:22,916
‫یه کوسه رو با دست خالی کشتی،
‫و به ساحل کشیدی.

1026
01:45:24,291 --> 01:45:27,500
‫قدرت و شجاعت تو…
‫من می‌دونم.

1027
01:45:27,708 --> 01:45:29,166
‫چیزی که دیدی هیچیه.

1028
01:45:29,250 --> 01:45:31,375
‫چیزهای خیلی بیشتری هست که باید ببینی.

1029
01:45:34,250 --> 01:45:35,666
‫انگار این دوتا با هم دوستن.

1030
01:45:35,833 --> 01:45:36,791
‫الان فقط ما دوتا مونده‌ایم.

1031
01:45:36,875 --> 01:45:40,708
‫می‌خواستم این قایق رو
‫به شوهر آینده‌م هدیه بدم.

1032
01:45:44,791 --> 01:45:46,333
‫امروز تمومش کردم.

1033
01:45:46,625 --> 01:45:47,625
‫خوشت میاد؟

1034
01:45:48,083 --> 01:45:49,375
‫آره، قشنگه.

1035
01:45:54,541 --> 01:45:56,833
‫چطور… اینجا اومدی؟

1036
01:45:57,333 --> 01:45:59,791
‫اگر می‌گفتم بیا، می‌تونستم بیام.

1037
01:45:59,916 --> 01:46:01,833
‫برای رایاپا اومدم.

1038
01:46:02,833 --> 01:46:03,708
‫وای خدا!

1039
01:46:03,791 --> 01:46:06,291
‫تا حدی پیش رفتی
‫که با پدرم درباره ما حرف زدی؟

1040
01:46:15,333 --> 01:46:16,750
‫-اینو بگیر.
‫-باشه رایاپا.

1041
01:46:17,625 --> 01:46:19,041
‫چه خبره وارا؟

1042
01:46:20,958 --> 01:46:22,291
‫آیودها پوجا نزدیکه.

1043
01:46:23,000 --> 01:46:24,458
‫می‌خواستم دربارش باهات حرف بزنم.

1044
01:46:26,000 --> 01:46:27,291
‫با این حرفت چی می‌خوای بگی؟

1045
01:46:27,375 --> 01:46:28,291
‫وای خدا!

1046
01:46:29,250 --> 01:46:31,750
‫شاید امروز نفسم بند بیاد.

1047
01:46:32,333 --> 01:46:36,000
‫شوالیه من برای آیودها پوجا
‫آماده میشه.

1048
01:46:36,083 --> 01:46:38,458
‫-می‌خوای تو میدون بجنگی؟
‫-داری چی میگی؟

1049
01:46:38,875 --> 01:46:40,166
‫صبح الکل نوشیدی؟

1050
01:46:40,416 --> 01:46:41,583
‫چرا باید برم تو میدون؟

1051
01:46:42,000 --> 01:46:42,916
‫منو می‌کشن.

1052
01:46:43,000 --> 01:46:44,333
‫همینو فکر می‌کردم.

1053
01:46:44,875 --> 01:46:45,958
‫هی، ثانگام…

1054
01:46:49,083 --> 01:46:50,666
‫وای نه!
‫چی شده، ثانگا؟

1055
01:46:51,708 --> 01:46:52,583
‫دستتو بردار.

1056
01:46:52,958 --> 01:46:53,833
‫برو کنار.

1057
01:46:59,666 --> 01:47:00,541
‫لعنت بهت!

1058
01:47:04,291 --> 01:47:07,333
‫همه ناراحتن که دهکده ما خیلی وقته
‫اسلحه دریافت نکرده.

1059
01:47:08,083 --> 01:47:11,375
‫شاید باید بریم پیش بایرا
‫و التماسش کنیم...

1060
01:47:11,875 --> 01:47:14,500
‫که این دفعه بدون مسابقه
‫اسلحه رو بهمون بده.

1061
01:47:16,541 --> 01:47:19,208
‫خیلی میترسم تنها برم پیشش.

1062
01:47:19,500 --> 01:47:21,291
‫امیدوار بودم با من بیای.

1063
01:47:25,000 --> 01:47:25,875
‫میشه بریم.

1064
01:47:29,166 --> 01:47:30,875
‫-دستتو بردار.
‫-چرا؟

1065
01:47:31,416 --> 01:47:32,666
‫اوان رابطشون بهم خورده

1066
01:47:32,916 --> 01:47:34,416
‫نمیخوام دمپایی‌م پاره بشه.

1067
01:47:39,375 --> 01:47:40,416
‫می‌دونستم.

1068
01:47:41,291 --> 01:47:43,166
‫می‌دونستم این کار ازش برنمیاد.

1069
01:47:45,666 --> 01:47:48,375
‫از وقتی بچه بودیم می‌دونستم
‫اصلا مناسب من نیست.

1070
01:47:49,791 --> 01:47:52,125
‫می‌دونستم هیچی تو وجودش نیست.

1071
01:47:54,375 --> 01:47:55,833
‫به چی زل زده، رِیِپا؟

1072
01:47:56,375 --> 01:47:58,375
‫داره فکر می‌کنه چطور این درختا
‫از آب رشد کردن؟

1073
01:47:59,833 --> 01:48:01,291
‫چه چیزی باعث شد بیای اینجا، رِیِپا؟

1074
01:48:02,083 --> 01:48:03,583
‫اونم با یه بچه خرسه.

1075
01:48:06,375 --> 01:48:08,458
‫سال‌هاست اسلحه
‫به دهکده‌شون نرسیده.

1076
01:48:09,083 --> 01:48:11,708
‫ناراحتن که هیچ اتفاق خوبی
‫اونجا نمی‌افته.

1077
01:48:13,625 --> 01:48:15,250
‫می‌دونی که آ‌یود‌ها پو‌جا داره نزدیک میشه.

1078
01:48:17,625 --> 01:48:19,500
‫اگر امسال بتونی اسلحه رو بهمون بدی،

1079
01:48:19,916 --> 01:48:21,291
‫تو دهکده‌مون نگهشون می‌داریم
‫و برمی‌گردونیم.

1080
01:48:22,916 --> 01:48:25,541
‫هر دهکده‌ای اسلحه رو می‌خواست،
‫دِوَرا نماینده اون دهکده می‌شد،

1081
01:48:25,791 --> 01:48:27,875
‫می‌جنگید و اسلحه رو برای اونها می‌برد.

1082
01:48:27,958 --> 01:48:31,500
‫تو پسر اون هستی
‫و داری التماس می‌کنی اسلحه رو بدیم؟

1083
01:48:31,625 --> 01:48:32,958
‫چند بار بهت گفتم؟

1084
01:48:33,791 --> 01:48:34,750
‫من مثل اون نیستم.

1085
01:48:35,750 --> 01:48:36,875
‫لطفاً منو اینجوری که هستم قبول کن.

1086
01:48:38,375 --> 01:48:39,916
‫من یکی از شماها نیستم؟

1087
01:48:40,750 --> 01:48:42,958
‫ازتون خواهش می‌کنم فقط این دفعه
‫اسلحه رو بهمون بدین.

1088
01:48:53,625 --> 01:48:55,416
‫نه دقیقه تو بودیم.

1089
01:49:06,625 --> 01:49:10,666
‫به جای اینکه بیای پیش من،
‫برو سمت دریا...

1090
01:49:10,916 --> 01:49:15,375
‫و بگو، "دهکده ما نه قهرمان داره
‫و نه یه مرد شجاع. پس لطفا بیا."

1091
01:49:15,500 --> 01:49:16,833
‫صداشو دربیار و صداش کن.

1092
01:49:18,041 --> 01:49:22,916
‫شاید این باعث بشه پدرت
‫به خاطر تو وارد میدان بشه.

1093
01:50:08,791 --> 01:50:12,208
‫آیا مثل هر سال،
‫با جشن تمومش می‌کنیم...

1094
01:50:12,583 --> 01:50:14,166
‫یا قراره جنگ بشه؟

1095
01:50:21,125 --> 01:50:22,791
‫اگر خانم‌ها و بچه‌ها برن،

1096
01:50:23,041 --> 01:50:23,916
‫ما آماده جنگ هستیم.

1097
01:50:43,416 --> 01:50:45,333
‫میدان رو آماده کنید، رفقا.

1098
01:50:55,333 --> 01:50:56,208
‫هی، صبر کن.

1099
01:51:03,208 --> 01:51:05,958
‫رانگا! رانگا!

1100
01:51:06,041 --> 01:51:08,833
‫رانگا! رانگا!

1101
01:51:08,916 --> 01:51:11,791
‫رانگا! رانگا!

1102
01:51:11,875 --> 01:51:13,583
‫رانگا! رانگا!

1103
01:51:13,666 --> 01:51:16,541
‫وارا! وارا!

1104
01:51:37,958 --> 01:51:39,416
‫رانگا! رانگا!

1105
01:52:10,291 --> 01:52:13,208
‫وارا! وارا!

1106
01:52:13,291 --> 01:52:17,583
‫-وارا! وارا!
‫-وارا! وارا!

1107
01:52:17,666 --> 01:52:19,708
‫وارا! وارا!

1108
01:52:19,791 --> 01:52:23,166
‫-وارا!
‫-گَروُدا!

1109
01:52:28,000 --> 01:52:33,625
‫وارا! وارا!

1110
01:52:46,583 --> 01:52:47,500
‫محکم بزنش.
‫بیا.

1111
01:53:26,791 --> 01:53:28,041
‫-ما با هر دو رقیب
‫-بزنش!

1112
01:53:28,125 --> 01:53:29,250
‫از سمت غرب تموم کردیم.

1113
01:54:06,625 --> 01:54:07,666
‫هی...

1114
01:54:30,166 --> 01:54:31,291
‫مطمئن می‌شم که دیگه وجود خارجی نداشته باشه.

1115
01:54:33,458 --> 01:54:35,250
‫هل دادن کافی هست...

1116
01:54:36,625 --> 01:54:38,416
‫یا باید دفن‌اش کنم؟

1117
01:54:38,500 --> 01:54:40,958
‫شکست بدتر از مرگ هست.

1118
01:54:41,208 --> 01:54:44,208
‫صدای دردش بخاطر شکست

1119
01:54:44,833 --> 01:54:47,750
‫باید تا به دِوَرا برسه.

1120
01:54:47,833 --> 01:54:51,416
‫-سِنا! سِنا!
‫-سِنا! سِنا!

1121
01:54:51,500 --> 01:54:55,125
‫-سِنا! سِنا!
‫-سِنا! سِنا!

1122
01:54:55,208 --> 01:54:59,583
‫-سِنا! سِنا!
‫-سِنا! سِنا!

1123
01:54:59,666 --> 01:55:02,208
‫-سِنا! سِنا!
‫-سِنا! سِنا!

1124
01:55:27,541 --> 01:55:28,500
‫بزنش زمین!

1125
01:55:35,416 --> 01:55:36,291
‫بیا!

1126
01:55:41,875 --> 01:55:44,500
‫سِنا! سِنا!

1127
01:55:44,583 --> 01:55:46,208
‫سِنا! سِنا!

1128
01:55:46,291 --> 01:55:49,000
‫سِنا! سِنا!

1129
01:55:49,083 --> 01:55:52,791
‫سِنا! سِنا!

1130
01:55:52,875 --> 01:55:55,166
‫سِنا! سِنا!

1131
01:56:07,125 --> 01:56:08,250
‫وارا!

1132
01:56:39,125 --> 01:56:41,291
‫ما دو تا از هر دهکده رو تموم کردیم، بایرا.

1133
01:56:43,000 --> 01:56:44,291
‫جنگ تموم شد.

1134
01:57:48,791 --> 01:57:50,416
‫اسلحه ها جلوی خونه شما می مونه.

1135
01:57:52,083 --> 01:57:54,125
‫نگاه کردن بهشون ممکنه بهت کمک کنه که زودتر بلند شی و راه بری، وراد.

1136
01:58:08,333 --> 01:58:10,916
‫شنیدی چی شده، رایاپا؟

1137
01:58:12,208 --> 01:58:13,958
‫وارا همه رو تو آیودها پوجا بیهوش کرد

1138
01:58:14,500 --> 01:58:15,833
‫و تو مسابقه برد.

1139
01:58:16,041 --> 01:58:17,916
‫حالا که همه چی رو میدونیم، چرا داریم این بحث رو میکنیم؟

1140
01:58:19,041 --> 01:58:19,916
‫اجازه بده.

1141
01:58:20,416 --> 01:58:23,708
‫میرم به دهش، میزنمش زمین،
‫و اسلحه ها رو برمی گردونم.

1142
01:58:24,083 --> 01:58:26,708
‫بگو ببینم باید باهاش چیکار کنیم، رایاپا؟

1143
01:58:35,875 --> 01:58:38,958
‫بهتره انگار نه انگار، بذاریمش کنار، بایارا.

1144
01:58:41,625 --> 01:58:44,458
‫اگه به خاطر بیهوشیشون افتادن،

1145
01:58:45,125 --> 01:58:46,791
‫باید تا صبح هوشیار می شدن.

1146
01:58:47,500 --> 01:58:49,416
‫ولی نمی تونن از تختاشون بلند بشن.

1147
01:58:54,500 --> 01:58:57,666
‫تو آیودها پوجا،
‫فقط ترس رو تو چشماش دیدی.

1148
01:58:59,083 --> 01:59:01,166
‫اما من تکنیک تو مشتاش رو دیدم.

1149
01:59:05,833 --> 01:59:07,666
‫تو اون قدرت دوارایی رو دیدم.

1150
01:59:14,791 --> 01:59:16,666
‫بدون اینکه از قدرتش آگاه باشه،

1151
01:59:17,166 --> 01:59:20,291
‫سعی کرد با بیهوش کردن همه، به خاطر معصومیتش، برنده بشه.

1152
01:59:21,208 --> 01:59:23,666
‫به یه نحوی، این بهترین حالت ممکن برای همه شماست.

1153
01:59:25,250 --> 01:59:27,416
‫تو دریا یه دوارا دیگه هم هست.

1154
01:59:28,250 --> 01:59:30,541
‫ساختن یه دوارا دیگه رو کوه...

1155
01:59:31,666 --> 01:59:33,583
‫برای شما خوب نیست، بایارا.

1156
01:59:41,500 --> 01:59:43,958
‫شوهر و مشروب یه ارتباط ویژه با هم دارن.

1157
01:59:46,208 --> 01:59:47,333
‫من فقط نمی فهمم.

1158
01:59:48,083 --> 01:59:50,500
‫چطور می تونه با بیهوش کردن همه، برنده بشه؟

1159
01:59:51,375 --> 01:59:55,666
‫خواهر، من تصور می کردم شوهرم مثل دریا قدرتمند باشه.

1160
01:59:55,916 --> 01:59:56,791
‫این یارو...

1161
01:59:56,916 --> 01:59:58,916
‫انگار یه موج کوچیکه که ساحل رو لمس میکنه.

1162
02:00:00,333 --> 02:00:03,250
‫من با تجربه تر از تو هستم.
‫نصیحت من رو گوش کن.

1163
02:00:03,541 --> 02:00:06,333
‫هر زنی یه مورد علاقه داره،

1164
02:00:06,416 --> 02:00:07,833
‫که با کسی که باهاش ازدواج میکنه فرق داره.

1165
02:00:08,333 --> 02:00:11,500
‫اگه بتونی مورد علاقه ات رو
‫تو مردی که باهاش ازدواج میکنی ببینی

1166
02:00:11,583 --> 02:00:14,916
‫و ازدواجت رو حفظ کنی،
‫زندگی به طرز شگفت انگیزی لذت بخش میتونه بشه.

1167
02:00:15,125 --> 02:00:16,583
‫این چطور ممکنه؟

1168
02:00:16,875 --> 02:00:19,541
‫وقتی تانگه به مردش نگاه میکنه،
‫باید منفجر بشه

1169
02:00:19,625 --> 02:00:22,375
‫-و از درون سر ریز بشه.
‫-چه مزخرفاتی!

1170
02:00:22,625 --> 02:00:23,541
‫همین جا تمومش کن.

1171
02:00:23,708 --> 02:00:24,875
‫ولش کن، اگه خوشت نمیاد.

1172
02:00:25,083 --> 02:00:26,833
‫-من ازش مراقبت می کنم.
‫-اِی!

1173
02:00:27,125 --> 02:00:30,625
‫به یه نحوی، هنوز نسبت بهش امیدوارم.

1174
02:00:30,833 --> 02:00:32,208
‫به چی امید داری؟

1175
02:00:32,541 --> 02:00:35,333
‫تو یه نفر مثل دوارا رو میخوای
‫و اون رو این کوه وجود نداره.

1176
02:00:36,750 --> 02:00:40,875
‫باید صبر کنم تا دوارا برگرده
‫و باهاش ازدواج کنم؟

1177
02:00:43,208 --> 02:00:45,333
‫هی، دیوونه شدی؟

1178
02:00:46,208 --> 02:00:47,500
‫بعدش چی کار کنم؟

1179
02:00:47,750 --> 02:00:48,833
‫عزیزم تانگه،

1180
02:00:49,625 --> 02:00:51,791
‫هر چی رو که بخوایم به دست نمیاریم.

1181
02:00:52,208 --> 02:00:56,333
‫باید هر چیزی رو که گیرمون میاد،
‫شکل بدیم و بهش شکل و شمایل بدیم.

1182
02:00:56,708 --> 02:01:00,250
‫مگر اینکه تو یه اشتیاق تو وجودش ایجاد کنی
‫که بخواد با تو ازدواج کنه،

1183
02:01:00,333 --> 02:01:02,250
‫چرا باید تلاش کنه که
‫شوالیه یا جنگجوی تو باشه؟

1184
02:01:03,208 --> 02:01:04,208
‫تانگه چیه؟

1185
02:01:04,291 --> 02:01:05,833
‫زیبایی اش چقدره؟

1186
02:01:06,083 --> 02:01:07,750
‫باید این رو ببینه...

1187
02:01:08,125 --> 02:01:09,250
‫و وسوسه بشه.

1188
02:01:11,000 --> 02:01:11,875
‫نگاه کن به این حرف زدنش!

1189
02:01:21,916 --> 02:01:26,083
‫مثل یه میهمان عزیز، دورم رو گرفته
‫چشم شیطنت آمیزت

1190
02:01:27,375 --> 02:01:31,083
‫حتی یه لحظه هم ثابت نمی مونه

1191
02:01:31,875 --> 02:01:36,291
‫من مدام تو دنیای تو گم می شم

1192
02:01:37,208 --> 02:01:41,583
‫اگه می تونی، خواهش می کنم، منو متوقف کن

1193
02:01:41,666 --> 02:01:47,250
‫بیا، راحتی خوابم
‫به رویاهات بخشیدم

1194
02:01:47,541 --> 02:01:51,458
‫تو آستانه جوانیم، منتظر تو هستم

1195
02:01:51,541 --> 02:01:57,125
‫بیا! تمام امیدهام رو جمع کردم
‫و روی قلبت حک کردم

1196
02:01:57,416 --> 02:02:00,791
‫من صحنه رو برای رسیدن تو آماده کردم

1197
02:02:01,500 --> 02:02:08,208
‫به یه دلیلی متولد شده
‫این شیفتگی به تو، متولد شده

1198
02:02:08,875 --> 02:02:13,291
‫و باهاش دیوانگی من برای تو متولد شده
‫که اسمش رو به اسم تو گذاشته

1199
02:02:13,375 --> 02:02:18,208
‫جذابیت خودش رو تو یه شال نیمه پوشیده
‫با دست های رنگ شده با حنا، آراسته کرده

1200
02:02:18,750 --> 02:02:23,875
‫با قسم به خدای من
‫مثل یه میهمان عزیز، دورم رو گرفته

1201
02:02:24,958 --> 02:02:26,208
‫منو گرفته

1202
02:02:26,291 --> 02:02:28,750
‫مثل یه میهمان عزیز، دورم رو گرفته

1203
02:02:31,250 --> 02:02:35,625
‫مثل یه میهمان عزیز، دورم رو گرفته
‫این چشم شیطنت آمیزت

1204
02:02:36,500 --> 02:02:41,041
‫حتی یه لحظه هم ثابت نمی مونه

1205
02:03:01,291 --> 02:03:05,791
‫یه تور مستی بهم میندازه
‫شهامت و جذابیت تو

1206
02:03:06,250 --> 02:03:10,916
‫چرا نزدیکتر نمیای
‫و منو بغل نمی کنی؟

1207
02:03:11,125 --> 02:03:15,750
‫من این جذابیت بی نظیر رو پرورش دادم
‫با تمام تقارن

1208
02:03:16,125 --> 02:03:20,750
‫مُلک تو بشه کم کم

1209
02:03:20,958 --> 02:03:25,791
‫با بوسه هات، به من حمله کن
‫چون شیطنت تو خیلی خوشاینده

1210
02:03:25,875 --> 02:03:30,500
‫چرا حداقل یه بار منو لمس نمی کنی؟
‫حتی اگه یه اشتباه باشه؟

1211
02:03:30,583 --> 02:03:31,458
‫هی، بیا!

1212
02:03:31,541 --> 02:03:36,250
‫این گردنبند طلا
‫اصلا خوشحالم نمی کنه

1213
02:03:36,333 --> 02:03:40,166
‫منو با آغوشات تزیین کن

1214
02:03:40,250 --> 02:03:41,375
‫اوه، بیا!

1215
02:03:41,458 --> 02:03:46,125
‫هیچ لالایی زیر نور ماه کامل
‫نمیتونه منو بخوابونه

1216
02:03:46,208 --> 02:03:49,750
‫دردمو یه کم در نظر بگیر

1217
02:03:50,333 --> 02:03:57,083
‫به هر دلیلی که هست
‫این شیفتگی به تو به وجود میاد

1218
02:03:57,791 --> 02:04:02,083
‫و باهاش دیوونگی من برای تو به دنیا میاد
‫که اسمشو از تو میگیره

1219
02:04:02,166 --> 02:04:07,041
‫جذابیت خودش رو تو یه نیم ساری پوشونده
‫با دست هایی رنگ شده با حنا

1220
02:04:07,625 --> 02:04:10,166
‫نذری به خدای من میکنه

1221
02:04:10,250 --> 02:04:15,041
‫مثل یه مهمان عزیز منو در بر میگیره
‫واقعا منو در بر میگیره

1222
02:04:15,125 --> 02:04:17,708
‫مثل یه مهمان عزیز منو در بر میگیره

1223
02:04:20,000 --> 02:04:24,416
‫مثل یه مهمان عزیز منو در بر میگیره
‫این نگاه شیطون

1224
02:04:25,208 --> 02:04:29,791
‫حتی یه لحظه هم ساکن نمیمونه

1225
02:05:04,000 --> 02:05:06,291
‫اگه همه دارن اسلحه هاشونو تیز میکنن،

1226
02:05:06,458 --> 02:05:08,583
‫فکر کنم وقتشه
‫که بذاریمشون به کارشون.

1227
02:05:09,625 --> 02:05:13,791
‫با اضطراب منتظر
‫تایید تو، بایرا، بودیم.

1228
02:05:14,083 --> 02:05:17,458
‫ ما به زودی به دریا میریم تا باهاش بجنگیم؟

1229
02:05:19,291 --> 02:05:20,166
‫بایرا…

1230
02:05:27,208 --> 02:05:29,541
‫مقامات گارد ساحلی
‫کار باز کردن

1231
02:05:29,625 --> 02:05:32,000
‫برای شناگران خبره
‫برای کمک بهشون تو دریا.

1232
02:05:33,375 --> 02:05:34,833
‫شنیدم حقوقش هم عالیه.

1233
02:05:36,375 --> 02:05:39,333
‫میتونیم از آموزش هایی که
‫تو همه این سال ها بهمون دادی، استفاده کنیم.

1234
02:05:40,875 --> 02:05:44,250
‫اگه بگی بله، همه ما
‫تو دریا کار پیدا میکنیم، بایرا.

1235
02:05:46,250 --> 02:05:51,291
‫ همه این سال ها آموزش و تمرین من
‫برای این بود…

1236
02:05:53,208 --> 02:05:54,708
‫یا برای دوارا؟

1237
02:05:55,375 --> 02:05:59,166
‫وقتی با کارمون مشغول شدیم،
‫دوارا دیگه کاری برای انجام دادن نداره، بایرا.

1238
02:06:00,791 --> 02:06:02,041
‫تا فردا فکرش رو بکن.

1239
02:06:15,875 --> 02:06:18,208
‫چطور میتونی با حرفاش سست بشی، بایرا؟

1240
02:06:19,666 --> 02:06:22,875
‫من از وقتی بچه بود
‫اونو با خودم نگه داشتم.

1241
02:06:23,375 --> 02:06:25,750
‫میخواستم به سطح من برسه،

1242
02:06:26,333 --> 02:06:28,500
‫اما متاسفانه

1243
02:06:29,041 --> 02:06:32,416
‫بیشتر و بیشتر خصلت های
‫دوارا رو تو اون میبینم.

1244
02:06:34,000 --> 02:06:36,125
‫کجا کوتاهی کردم؟

1245
02:06:36,625 --> 02:06:38,000
‫تو همه چیز رو بهمون دادی.

1246
02:06:38,500 --> 02:06:39,916
‫تو همه چیز ما هستی.

1247
02:06:40,333 --> 02:06:41,666
‫ما دقیقا مثل تو هستیم، بایرا.

1248
02:07:32,125 --> 02:07:34,000
‫اون با ما بزرگ شد،

1249
02:07:34,291 --> 02:07:37,375
‫اما مدتی بود که فقط
‫دوارا رو تو اون می دیدیم، بایرا.

1250
02:07:58,791 --> 02:07:59,916
‫حالت چطوره، بایرا؟

1251
02:08:04,083 --> 02:08:06,708
‫چطور شد که بعد از مدت ها
‫منو صدا زدی؟

1252
02:08:07,625 --> 02:08:10,541
‫وقتشه که دوباره بریم تو دریا.

1253
02:08:12,750 --> 02:08:18,000
‫ارتشی که طی این سال ها جمع کردم
‫آماده ورود به دریا هست،

1254
02:08:18,083 --> 02:08:24,333
‫هر سطحی از خطری رو خنثی کنه،
‫و بار رو به ساحل منتقل کنه.

1255
02:08:24,625 --> 02:08:27,208
‫-دوارا چطور؟
‫-همراه با محمولت،

1256
02:08:27,875 --> 02:08:30,166
‫سرش هم آورده میشه.

1257
02:08:31,583 --> 02:08:32,791
‫بایرا، بایرا…

1258
02:08:33,833 --> 02:08:36,416
‫تا زمانی که دوارا زنده باشه
‫جرات نمیکنم این کارو بکنم.

1259
02:08:39,208 --> 02:08:41,458
‫اگه یه چیزی اشتباه بشه،
‫محمولم رو از دست میدم.

1260
02:08:42,500 --> 02:08:44,458
‫احتمال زیادی هست
‫که اون منو هم بکشه.

1261
02:08:46,000 --> 02:08:50,000
‫مگه اینکه برای بار به دریا بریم،
‫چرا دوارا باید بیاد؟

1262
02:08:50,541 --> 02:08:52,000
‫چطور میخان اونو بکشن؟

1263
02:08:52,208 --> 02:08:53,125
‫ممکنه درست باشه…

1264
02:08:54,541 --> 02:08:56,375
‫اما من این ریسک رو نمیکنم.

1265
02:08:57,833 --> 02:08:59,833
‫دوارا رو یه جوری به دام بنداز

1266
02:09:00,500 --> 02:09:02,625
‫و به من خبر بده
‫که ازش خلاص شدی، بایرا.

1267
02:09:04,333 --> 02:09:08,041
‫من هر هفته محموله جدیدی می گیرم
‫و شکوه رو به این کوه برمیگردونم.

1268
02:09:11,708 --> 02:09:13,333
‫اما فقط اگه دوارا رو بکشی.

1269
02:09:19,083 --> 02:09:22,666
‫موروگا گفت که اگه دوارا نمیره
‫محموله ای تامین نمیکنه.

1270
02:09:24,458 --> 02:09:25,791
‫برای اینکه این اتفاق بیفته،

1271
02:09:26,416 --> 02:09:28,125
‫دوارا باید بیرون کشیده بشه.

1272
02:09:29,333 --> 02:09:33,291
‫بنابراین بایرا یه شایعه ای در این مورد پخش کرد.

1273
02:09:35,625 --> 02:09:38,958
‫همه توی دهکده ما فکر میکنن
‫که دوارا دیگه زنده نیست.

1274
02:09:39,208 --> 02:09:42,000
‫من هم اینو شنیدم.
‫تا حالا هیچکس اونو ندیده.

1275
02:09:42,125 --> 02:09:44,083
‫حتی خانواده ش هم صورتشو ندیدن.

1276
02:09:44,333 --> 02:09:46,041
‫به نظر میرسه که راست باشه.

1277
02:09:47,000 --> 02:09:50,500
‫ساکنین غرب و شرق میگن
‫که دوارا دیگه نیست.

1278
02:09:50,708 --> 02:09:51,583
‫این درسته؟

1279
02:09:51,916 --> 02:09:55,041
‫طرف شمال و یه عده از خودمون
‫همین رو میگن.

1280
02:09:55,625 --> 02:09:58,750
‫من هم شک دارم که دوارا زنده باشه.

1281
02:09:59,458 --> 02:10:03,208
‫با شنیدن چیزی که تو تمام عمرش
‫ازش میترسید،

1282
02:10:04,083 --> 02:10:05,375
‫سلامتی مادرش وخیم شد

1283
02:10:05,458 --> 02:10:07,958
‫و اونو
‫برای درمان به جوگولاما بردن.

1284
02:10:11,291 --> 02:10:14,041
‫این دارو
‫نیست که میتونه اونو خوب کنه، وارا.

1285
02:10:15,208 --> 02:10:16,375
‫این اضطراب یه مادره.

1286
02:10:18,416 --> 02:10:24,333
‫تا زمانی که پسرش دوارا رو نبینه
‫کاملا نمی تونه خوب بشه.

1287
02:10:28,041 --> 02:10:30,375
‫با اینکه میدونست
‫که دوارا

1288
02:10:30,458 --> 02:10:32,500
‫قبل از بدتر شدن
‫سلامتی مادرش بیمار،

1289
02:10:33,208 --> 02:10:37,000
‫بایرا خونه جوگولاما رو
‫شب و روز به همراه مردهاش محاصره کرده.

1290
02:10:45,625 --> 02:10:48,125
‫ما سه شبه که منتظرشیم.

1291
02:10:48,833 --> 02:10:50,083
‫فکر میکنی اون میاد، بایرا؟

1292
02:10:51,041 --> 02:10:53,291
‫اون باید حداقل برای مادرش بیاد.

1293
02:11:43,875 --> 02:11:44,791
‫دوارا…

1294
02:12:01,500 --> 02:12:02,500
‫نکنه غذا خوردی؟

1295
02:12:45,625 --> 02:12:46,708
‫- هی!
‫- بایرا!

1296
02:12:46,916 --> 02:12:47,875
‫دوارا اینجا بوده.

1297
02:12:47,958 --> 02:12:49,708
‫باید قبل از اینکه از کوه پایین بره
‫کارشو یک سره کنیم.

1298
02:12:53,583 --> 02:12:54,500
‫اونجاست!

1299
02:13:12,583 --> 02:13:13,458
‫هی

1300
02:13:13,916 --> 02:13:14,791
‫هی

1301
02:15:18,666 --> 02:15:22,000
‫همه تو کوه فهمیدن که
‫دوارا یه سر به اینجا زده.

1302
02:15:26,083 --> 02:15:27,500
‫حالش چطوره؟

1303
02:15:28,500 --> 02:15:30,250
‫خوبه مثل همیشه.

1304
02:15:31,750 --> 02:15:34,583
‫موهاش یه کم سفید شده.
‫همین.

1305
02:15:36,666 --> 02:15:37,791
‫چرا باید برامون مهم باشه؟

1306
02:15:38,791 --> 02:15:40,291
‫چرا باید برامون مهم باشه که چطوره؟

1307
02:15:42,125 --> 02:15:45,125
‫بعد از این همه سال هنوز باهاش
‫کار نداری؟

1308
02:15:46,375 --> 02:15:50,541
‫اون برای احترام به پیرزن اومد
‫نه به خاطر عشقی که به ما داره.

1309
02:15:53,708 --> 02:15:57,291
‫کی میفهمی که
‫اون دیگه برای تو و من بر نمی گرده؟

1310
02:16:02,250 --> 02:16:03,125
‫لعنتی!

1311
02:16:05,708 --> 02:16:09,833
‫بایرا که داشت از عصبانیت می ترکید
‫چون دوارا زیر شمشیرش بود

1312
02:16:09,916 --> 02:16:11,125
‫اما بازم فرار کرد،

1313
02:16:12,416 --> 02:16:14,833
‫یه فرصت دیگه
‫بهش داده شد.

1314
02:16:20,083 --> 02:16:23,416
‫وقتی دوارا که باید موقع دیدنت
‫بهت حمله می کرد، بجاش

1315
02:16:23,500 --> 02:16:28,500
‫ازت فرار کرد، مشخص شد که
‫حوصله اش سر رفته.

1316
02:16:30,041 --> 02:16:33,166
‫یه کشتی که محموله ما توشه
‫هفته ی دیگه از دریای سرخ رد میشه.

1317
02:16:36,166 --> 02:16:38,166
‫تو و سربازات
‫برای این کار آماده هستین، بایرا؟

1318
02:16:41,375 --> 02:16:42,625
‫مطابق با قرارمون،

1319
02:16:42,875 --> 02:16:46,833
‫همراه با بار، سر دوارا رو هم
‫با خودت بیار، بایرا.

1320
02:16:47,833 --> 02:16:49,000
‫شنبه ی بعد، بایرا.

1321
02:17:01,958 --> 02:17:06,750
‫بایرا بعد از سالها
‫خیلی ذوق داشت که وارد دریا بشه…

1322
02:17:07,333 --> 02:17:10,125
‫اما هیچکس فکر نمی کرد
‫که یه اتفاق دیگه هم بیفته.

1323
02:17:15,333 --> 02:17:16,500
‫چی شد؟

1324
02:17:16,708 --> 02:17:17,750
‫بایرا، مشکلیه؟

1325
02:17:17,833 --> 02:17:18,916
‫دستت چی شده؟

1326
02:17:19,958 --> 02:17:23,208
‫از ترس اینکه با بایرا
‫تو دریا بجنگه،

1327
02:17:23,291 --> 02:17:25,250
‫دوارا این کارو کرده.

1328
02:17:28,708 --> 02:17:31,375
‫بهتره نقشه اش جواب نده، بایرا.

1329
02:17:37,041 --> 02:17:38,458
‫شب گذشته،

1330
02:17:39,458 --> 02:17:44,583
‫می دونم که این کارو تو کردی.

1331
02:17:45,375 --> 02:17:46,375
‫بایرا…

1332
02:17:46,750 --> 02:17:48,333
‫با اینکه پدرتو از دست دادی،

1333
02:17:48,916 --> 02:17:51,375
‫مثل پسر خودم باهات رفتار کردم.

1334
02:17:51,791 --> 02:17:52,666
‫تو جرات داری؟

1335
02:17:55,958 --> 02:18:00,666
‫از وقتی بچه بودم، از وقتی
‫جنازه ی پدرمو کنار ساحل دیدم،

1336
02:18:01,375 --> 02:18:03,708
‫خواب راحت نداشتم.

1337
02:18:04,958 --> 02:18:11,250
‫منتظر بودم که اونو بکشم،
‫با خونش موهامو بشورم،

1338
02:18:11,750 --> 02:18:12,833
‫و انتقام بگیرم!

1339
02:18:14,291 --> 02:18:17,875
‫اما اگه وارد دریا بشی
‫و با دوارا روبرو بشی،

1340
02:18:18,375 --> 02:18:20,750
‫مرگش به گردن تو می افته.

1341
02:18:22,000 --> 02:18:26,541
‫کسی که کنجارا رو کشت
‫باید توسط پسر کنجارا کشته بشه.

1342
02:18:27,750 --> 02:18:31,750
‫اگه این اتفاق بیفته،
‫نباید بیای.

1343
02:18:44,291 --> 02:18:47,958
‫برای کشتن دوارا،
‫به نیرو نیازی نداری، بایرا.

1344
02:18:50,750 --> 02:18:51,708
‫این کافیه.

1345
02:18:52,958 --> 02:18:56,250
‫هر کدوممون که میریم اونجا
‫بیشتر از اون چیزی که لازم داریم
‫با خودمون می بریم.

1346
02:18:56,458 --> 02:18:58,916
‫هفته ی دیگه،
‫وقتی که وارد دریا میشیم،

1347
02:18:59,000 --> 02:19:03,708
‫حتی اگه از یه
‫کیلومتری دوارا رو ببینیم،
‫می کشیمش و برمی گردیم.

1348
02:19:19,333 --> 02:19:20,333
‫اوما، چی شده؟

1349
02:19:22,083 --> 02:19:23,750
‫مامان، می ترسم.

1350
02:19:25,958 --> 02:19:26,833
‫اوما؟

1351
02:19:29,208 --> 02:19:31,750
‫رفتم تو جنگل برای حنا،

1352
02:19:32,041 --> 02:19:34,000
‫و مردهای بایرا موقع برگشتن
‫جلومو گرفتن.

1353
02:19:35,625 --> 02:19:36,500
‫سلام!

1354
02:19:37,291 --> 02:19:38,166
‫کنار برو.

1355
02:19:39,083 --> 02:19:43,208
‫چه جرات داری!
‫هیچ ترسی تو صدات نیست.

1356
02:19:43,708 --> 02:19:45,166
‫نکنه به خاطر اینکه تو دختر دوارا هستی؟

1357
02:19:45,250 --> 02:19:48,000
‫گفتن، "بابات،
‫دوارا، به زودی میمیره.

1358
02:19:48,083 --> 02:19:52,625
‫وقتی بمیره، هر روز یکی از ما
‫به سراغت میاد."

1359
02:19:52,708 --> 02:19:58,916
‫هر شب تمام عصبانیتمونو
‫سر تو و مادرت خالی می کنیم.

1360
02:20:01,416 --> 02:20:03,333
‫حتماً یه مرد تو خونه ی شماست.

1361
02:20:04,166 --> 02:20:06,125
‫اما هیچ راهی برای نجاتتون نیست.

1362
02:20:06,208 --> 02:20:08,958
‫"از دست برادرت کاری ساخته نیست
‫که ازت محافظت کنه.

1363
02:20:09,625 --> 02:20:12,875
‫اهالی محل هم هیچ کاری نمی تونن بکنن."

1364
02:20:12,958 --> 02:20:15,208
‫این چرت و پرت  هارو می گفتن.

1365
02:20:16,208 --> 02:20:19,000
‫مامان، حس می کنم دارم می میرم.

1366
02:20:21,458 --> 02:20:27,208
‫هیچکس از این کوه جرأت نداره
‫به دختر دوارا دست بزنه.

1367
02:20:28,583 --> 02:20:30,166
‫اما اگه این اتفاق بیفته،

1368
02:20:30,666 --> 02:20:35,333
‫مثل چیزی که گفتی،
‫همه مون سم می خوریم و می میریم.

1369
02:21:01,125 --> 02:21:03,333
‫وارا، چته؟
‫چرا اینجایی؟

1370
02:21:05,833 --> 02:21:08,041
‫خواهرت اومده
‫پیشت گله مارو کرده؟

1371
02:21:10,125 --> 02:21:12,125
‫ای کاش به من می گفت.

1372
02:21:13,333 --> 02:21:15,375
‫اما رفت پیش مادرم و بهش گفت.

1373
02:21:18,583 --> 02:21:22,458
‫فکر نمی کرد که من به اندازه ی کافی
‫مرد باشم که بهش بگم.

1374
02:21:23,000 --> 02:21:27,291
‫تو یه ترسو هستی که نمی تونی تو یه مسابقه برنده شی
‫مگه اینکه بقیه رو بیهوش کنی!

1375
02:21:28,000 --> 02:21:31,166
‫چرا باید تو رو مرد
‫یا قهرمان بدونن؟

1376
02:21:44,458 --> 02:21:45,916
‫من الان مستم.

1377
02:21:46,500 --> 02:21:48,208
‫از روی کینه میخوام تو رو له کنم.

1378
02:21:48,291 --> 02:21:51,875
‫ببین مستی من به این کارم کمک میکنه یا مانع میشه.

1379
02:23:14,875 --> 02:23:15,750
‫رایاپا...

1380
02:23:16,916 --> 02:23:17,791
‫رایاپا...

1381
02:23:18,291 --> 02:23:20,750
‫وارا تو مغازه شراب مردای بایرا رو کتک زده.

1382
02:23:22,916 --> 02:23:23,833
‫چی شده؟

1383
02:23:24,166 --> 02:23:27,583
‫مردای بایرا خواهر وارا رو موقع برگشت از جنگل اذیت کردن.

1384
02:23:27,916 --> 02:23:29,875
‫وارا وقتی از این قضیه باخبر شد، حسابی زد تو دهنشون.

1385
02:23:30,500 --> 02:23:31,958
‫-وارا؟ واقعا؟
‫-آره.

1386
02:23:32,625 --> 02:23:33,750
‫چطور این کارو کرد؟

1387
02:23:34,125 --> 02:23:35,416
‫کسی دیده که این کارو کرده؟

1388
02:23:35,750 --> 02:23:39,583
‫آدمای مغازه شراب گفتن
‫اونقدر زد تا خونشون اومد بیرون.

1389
02:23:42,500 --> 02:23:43,541
‫ای خدا!

1390
02:23:51,291 --> 02:23:52,250
‫میدونستم.

1391
02:23:53,041 --> 02:23:55,250
‫میدونستم از بچگی این خصلت رو داره.

1392
02:23:55,791 --> 02:23:59,583
‫اون هیچ مزاحمتی رو برای من و خواهرش تحمل نمیکنه.

1393
02:24:00,041 --> 02:24:02,791
‫بابا! میدونستم! میدونستم!

1394
02:24:04,500 --> 02:24:06,833
‫میدونستم. میدونستم!

1395
02:24:31,416 --> 02:24:34,583
‫ای ماهی خوشمزه
‫میخوام ازت یه قرمه سبزی درست کنم.

1396
02:24:34,791 --> 02:24:37,458
‫ادویه های روی اجاق
‫دارن برای درست کردن خورشت میجوشن.

1397
02:24:38,083 --> 02:24:41,291
‫رفیق نازنینت
‫جوونیشو بهت تقدیم میکنه

1398
02:24:41,500 --> 02:24:44,291
‫و یه ضیافت عاشقانه بهت میده

1399
02:25:50,625 --> 02:25:53,666
‫نگاه های سرقتیت
‫مثل بخور نور ماه عمل میکنه.

1400
02:25:53,916 --> 02:25:57,125
‫دختر، تو منو
‫سوارا اسب بالدار کردی.

1401
02:25:57,250 --> 02:26:00,583
‫جوونی و زیبایی
‫شیر گرسنه رو وسوسه میکنه.

1402
02:26:00,666 --> 02:26:03,875
‫بزار شبا رو بخوابونم

1403
02:26:03,958 --> 02:26:08,416
‫کمرتو نگاه کن
‫باریک مثل زنبور

1404
02:26:08,500 --> 02:26:10,750
‫چطور اینقدر صاف و صیقلیش کردی

1405
02:26:10,833 --> 02:26:13,541
‫فاصله رو کم کن
‫با روحیه ای که بالا میره

1406
02:26:13,625 --> 02:26:17,375
‫تسلیم عشق شو
‫چون برای همیشه گیر افتادی

1407
02:27:18,000 --> 02:27:19,250
‫وارا اینجاست، سینگاپا!

1408
02:27:23,416 --> 02:27:24,583
‫دیشب چیکار میکردی؟

1409
02:27:25,791 --> 02:27:28,083
‫مردای بایرا خواهرم رو اذیت میکردن.

1410
02:27:28,541 --> 02:27:30,875
‫من یه کم خوردم تا دل و جرات پیدا کنم
‫و حسابی کتکشون زدم.

1411
02:27:31,208 --> 02:27:32,083
‫هوی!

1412
02:27:32,208 --> 02:27:34,000
‫آره مست بودم و کتکشون زدم.
‫خب حالا چی؟

1413
02:27:34,166 --> 02:27:36,000
‫از ضرب و شتم تو مردن.

1414
02:27:39,833 --> 02:27:40,750
‫چطور ممکنه مرده باشن؟

1415
02:27:41,500 --> 02:27:42,500
‫من نبودم، سینگاپا.

1416
02:27:42,791 --> 02:27:44,958
‫مثل تو ما هم
‫از قدرتش بی خبر بودیم.

1417
02:27:45,208 --> 02:27:47,208
‫تو مثل یه ترسو بین ما زندگی میکردی.

1418
02:27:47,291 --> 02:27:50,541
‫اما باید میدونستیم
‫که تو خون دِوارا رو تو رگت داری.

1419
02:27:52,166 --> 02:27:53,500
‫از وقتی که
‫اون آدمای روستا رو کتک زدی،

1420
02:27:53,583 --> 02:27:55,291
‫مردای بایرا میخوان به ما حمله کنن!

1421
02:27:55,375 --> 02:27:58,458
‫اگه تو پیشقدم بشی، ما حاضریم
‫همه رو بکشیم، وارا.

1422
02:27:58,541 --> 02:27:59,750
‫دیوونه شدی؟

1423
02:28:00,291 --> 02:28:02,000
‫آروم باش و برو سرکارت.

1424
02:28:02,666 --> 02:28:04,708
‫میرم به بایرا توضیح میدم.

1425
02:28:05,708 --> 02:28:06,625
‫برو!

1426
02:28:26,458 --> 02:28:28,708
‫واقعا نمیدونم
‫چطور مردن، بایرا.

1427
02:28:29,458 --> 02:28:31,375
‫اگه بگم که من میتونم بکشم،
‫باورم میکنی؟

1428
02:28:33,208 --> 02:28:34,916
‫من یه کوسه مرده رو به ساحل کشیدم...

1429
02:28:35,375 --> 02:28:37,250
‫این قدرتمه.

1430
02:28:39,750 --> 02:28:41,208
‫من نوشیدنی همه رو مسموم کردم
‫و سلاح ها رو برداشتم.

1431
02:28:41,833 --> 02:28:43,208
‫اینم قدرتمه.

1432
02:28:43,625 --> 02:28:47,000
‫حداقل باید تعجب کنی
‫که چطور تونستم این کارو بکنم، بایرا.

1433
02:28:48,583 --> 02:28:51,666
‫اون به خواهرم بی احترامی کرد
‫من هم عصبانی شدم و سیلیش زدم.

1434
02:28:51,916 --> 02:28:53,875
‫اما چطور میتونی من رو مسئول
‫مرگش بدونی؟

1435
02:28:55,625 --> 02:28:58,291
‫باید همه رو قانع کنی
‫که من جز شما هستم، بایرا.

1436
02:28:59,208 --> 02:29:03,166
‫هرچند پسر دِوارا هستی،
‫اما مردش نیستی.

1437
02:29:03,416 --> 02:29:07,250
‫برای اینکه همه
‫باور کنن که تو یکی از ما هستی،

1438
02:29:07,750 --> 02:29:12,750
‫باید با آدمای ما هم دست
‫بشی و کارایی رو انجام بدی که اونا انجام میدن.

1439
02:29:19,875 --> 02:29:22,958
‫بعد از سال ها،

1440
02:29:23,708 --> 02:29:26,166
‫هم سن و سال های تو
‫امشب دارن به دریا میرن.

1441
02:29:30,500 --> 02:29:35,083
‫میخوان با پدرت بجنگن
‫و محموله رو بیارن.

1442
02:29:36,875 --> 02:29:37,833
‫وارا...

1443
02:29:38,000 --> 02:29:44,208
‫اگه باهاشون بری، از فردا
‫یکی از ما میشی و در امان می مونی.

1444
02:30:08,125 --> 02:30:11,958
‫میخوای بری به آب هایی
‫که توسط دِوارا محافظت میشه.

1445
02:30:12,708 --> 02:30:15,250
‫اگه یه اتفاقی بیفته،
‫من نمیتونم کاریش کنم، پسر.

1446
02:30:20,125 --> 02:30:21,750
‫فکر میکردم از روی عشق به من غذا میدی.

1447
02:30:21,958 --> 02:30:24,708
‫از ترس مرگ من
‫اینقدر بشقابمو پر میکنی؟

1448
02:30:25,250 --> 02:30:28,000
‫از اون مردی که شوهرتو کشته
‫خیلی تعریف میکنی!

1449
02:30:28,625 --> 02:30:30,791
‫من بچه ی کونجرا بودم یا دِوارا؟

1450
02:30:42,125 --> 02:30:45,208
‫انگار امروز خیلی سرحال هستی.

1451
02:30:45,833 --> 02:30:49,250
‫آه، شنیدم که فردا به دریا میری.

1452
02:30:49,625 --> 02:30:54,000
‫اگه دِوارا یه کاری بهت بکنه،
‫دیگه نمیتونیم همو ببینیم. دلیلش اینه؟

1453
02:31:17,708 --> 02:31:21,791
‫هیچ کس از اینکه وارا که مردای
‫ما رو کشته، با ما همراهه خوشحال نیست، بایرا.

1454
02:31:24,000 --> 02:31:26,583
‫اون وارا نبود که کشتش.

1455
02:31:27,375 --> 02:31:28,250
‫من بودم.

1456
02:31:29,416 --> 02:31:30,916
‫بدون من،

1457
02:31:31,416 --> 02:31:36,250
‫اونقدر راحت نیست که پسر کونجرا فکر میکنه
‫که بتونه دِوارا رو بکشه.

1458
02:31:37,500 --> 02:31:41,208
‫با وجود وارا تو این تیم،

1459
02:31:41,833 --> 02:31:45,541
‫دِوارا تو یه لحظه
‫شَک و تردید میفته.

1460
02:31:46,958 --> 02:31:51,833
‫به همین دلیل
‫من دیشب اون آدممونو کشتم

1461
02:31:52,000 --> 02:31:56,625
‫و وارا رو جلوی خودم به زانو در آوردم.

1462
02:32:34,166 --> 02:32:35,208
‫چیه نگران چی هستی؟

1463
02:32:35,833 --> 02:32:38,916
‫استرس داری
‫که اگه بابات اومد چی کار کنی؟

1464
02:32:40,416 --> 02:32:41,291
‫اینو بگیر.

1465
02:32:41,541 --> 02:32:42,958
‫اگه اتفاقی به دِوارا برخوردی،
‫این به دردت میخوره.

1466
02:32:43,916 --> 02:32:45,791
‫چرا باید اینو داشته باشم؟
‫نمیخوامش.

1467
02:32:46,541 --> 02:32:49,166
‫مطمئنی که بدون این میتونی
‫اونو بکشی؟

1468
02:33:12,666 --> 02:33:14,416
‫بیا دیگه، دِوارا.

1469
02:33:50,541 --> 02:33:51,416
‫هی!

1470
02:33:51,500 --> 02:33:52,375
‫صبر کنید، بچه ها.

1471
02:34:34,250 --> 02:34:35,666
‫دِوارا نیست،

1472
02:34:35,750 --> 02:34:36,833
‫یه کوسه است.

1473
02:35:20,916 --> 02:35:21,791
‫دِوارا اینجاست.

1474
02:35:25,041 --> 02:35:27,875
‫امشب فقط با سر دِوارا تو دستمون
‫برمیگردیم.

1475
02:35:28,333 --> 02:35:29,208
‫بیا دیگه!

1476
02:36:29,333 --> 02:36:30,208
‫سینگاپا!

1477
02:36:31,333 --> 02:36:32,250
‫سینگاپا!

1478
02:36:32,875 --> 02:36:35,458
‫همراه با پسران کونجرا و بایرا،

1479
02:36:35,541 --> 02:36:39,166
‫وارا مخفیانه برای دزدی
‫به دریا رفته.

1480
02:36:39,916 --> 02:36:42,125
‫دارن به دِوارا  ، سینگاپا،  بی احترامی میکنن.

1481
02:36:44,125 --> 02:36:46,833
‫حتما روی پسرم تاثیر گذاشتن.

1482
02:36:47,333 --> 02:36:51,125
‫و مثل یه بره به حرفشون گوش کرده،
‫و به گله شون پیوسته.

1483
02:36:53,125 --> 02:36:55,416
‫لطفا کاری بکن
‫و جلوشو بگیر، سینگاپا.

1484
02:36:56,916 --> 02:37:00,875
‫ شوهرمو، دِوارا،
‫از من بهتر میشناسی.

1485
02:37:02,208 --> 02:37:04,750
‫حتی اگه پسر خودش باشه
‫از یه خلافکار چشم پوشی میکنه؟

1486
02:37:16,750 --> 02:37:20,375
‫با اینکه  هر لحظه دارم التماس میکنم،
‫چرا هیچ کس حرفی نمیزنه؟

1487
02:37:22,000 --> 02:37:23,916
‫شما هم باهاشون همدست شدین؟

1488
02:37:24,541 --> 02:37:26,208
‫در حالی که خودی نشون میدین،

1489
02:37:26,375 --> 02:37:29,833
‫شما هم دارید سعی میکنید دِوارا رو بکشید؟

1490
02:37:44,125 --> 02:37:47,083
‫همه شماهایی که به
‫کارای ممنوعه رو میارید،

1491
02:37:48,125 --> 02:37:49,833
‫از جمله وارا، پسر خودش،

1492
02:37:49,916 --> 02:37:53,458
‫از طرف شوهرم، دِوارا،  معاف نمیشن.

1493
02:37:53,625 --> 02:37:57,375
‫شوهرت خیلی وقته که ما رو ترک کرده، عزیزم.

1494
02:38:05,333 --> 02:38:09,208
‫دِوارا مون مارو ترک کرد
‫و خیلی وقته که  پیش خدا رفته.

1495
02:38:13,875 --> 02:38:16,458
‫این همه سال
‫از دریا مراقبت میکنه

1496
02:38:16,541 --> 02:38:19,083
‫و از همه
‫جلوگیری میکنه که  جرم انجام بدن…

1497
02:38:20,666 --> 02:38:23,041
‫اون شوهرت، دِوارا،  نیست.

1498
02:38:38,791 --> 02:38:40,208
‫پسرته، وارا.

1499
02:38:45,916 --> 02:38:48,666
‫دریا آبی است
‫اما دریای سرخ  اون است

1500
02:38:48,750 --> 02:38:50,166
‫درود بر او!

1501
02:38:50,250 --> 02:38:54,333
‫با شنیدن داستان های دِوارا
‫بزرگ شده.

1502
02:38:58,083 --> 02:39:00,083
‫برای ایجاد ترس تو این کوه،

1503
02:39:00,208 --> 02:39:04,208
‫یه داستان خیلی بزرگ
‫درست کرده که دِوارا زنده است.

1504
02:39:11,375 --> 02:39:12,791
‫درود بر او!

1505
02:39:16,708 --> 02:39:18,166
‫درود بر او!

1506
02:39:21,750 --> 02:39:25,083
‫فکر میکردی
‫با  تاثیر این حیوانات،

1507
02:39:25,166 --> 02:39:27,291
‫مثل یه بره دنبالشون  رفته؟

1508
02:39:27,875 --> 02:39:29,250
‫اینطور نیست.

1509
02:39:29,958 --> 02:39:34,750
‫کسایی که اونو
‫مثل یه مهره  برداشتن  بره ها هستن.

1510
02:39:36,583 --> 02:39:39,041
‫تا حالا  پسر شما باید

1511
02:39:39,208 --> 02:39:43,583
‫شکارشون کنه
‫مثل یه هیولا تو دریا!

1512
02:39:58,208 --> 02:40:00,416
‫چون  اونو نمیشناسی،

1513
02:40:01,833 --> 02:40:04,791
‫شاید  به نظر بیاد
‫که  رفته تو دریا.

1514
02:40:06,625 --> 02:40:09,791
‫اما ما که  سال ها
‫داریم  اونو  تماشا میکنیم،

1515
02:40:12,041 --> 02:40:15,291
‫خودش  به نظر  یه دریا  قوی میاد.

1516
02:40:34,458 --> 02:40:35,625
‫نه اونا.

1517
02:40:36,208 --> 02:40:39,041
‫برو بابات رو بکش، دِوارا،
‫و  بیارش اینجا!

1518
02:40:39,125 --> 02:40:40,000
‫کی؟  من؟

1519
02:40:40,208 --> 02:40:41,125
‫آره!

1520
02:41:05,666 --> 02:41:11,000
‫حالا  که  از مرگ دِوارا  خبر داری،
‫میتونم  غم  امشبت رو  تصور  کنم.

1521
02:41:12,750 --> 02:41:16,500
‫اما رقص  خشمناک  پسر شما
‫روی دریای سرخ

1522
02:41:16,583 --> 02:41:18,750
‫برای  نگهداری  قول  دِوارا…

1523
02:41:20,625 --> 02:41:23,166
‫درد شما رو  فراموش  میکنه.

1524
02:41:24,833 --> 02:41:26,333
‫درود بر او!

1525
02:41:27,583 --> 02:41:29,125
‫درود بر او!

1526
02:41:30,250 --> 02:41:31,666
‫درود بر او!

1527
02:41:32,833 --> 02:41:34,333
‫درود بر او!

1528
02:42:06,250 --> 02:42:08,875
‫ای  شجاعت،  آماده ی  پرش!  مواظب باش!

1529
02:42:08,958 --> 02:42:11,666
‫جرات  نکن…
‫جرات  نکن  رو در رو

1530
02:42:11,750 --> 02:42:14,083
‫تو  جلوی دِوارا  چی  هستی؟

1531
02:42:14,166 --> 02:42:16,833
‫خودت رو  پنهان  کن…

1532
02:42:18,250 --> 02:42:19,541
‫درود بر او!

1533
02:42:19,625 --> 02:42:22,333
‫درود بر او!  درود بر ببر!

1534
02:42:23,583 --> 02:42:24,833
‫درود بر تو!

1535
02:42:24,916 --> 02:42:27,125
‫درود بر...

1536
02:42:59,833 --> 02:43:02,208
‫ای دلِ باجرات، حاضری بپری؟  حواست باشه!

1537
02:43:02,291 --> 02:43:04,958
‫جراتش رو نداری...
‫جرات نداری رو در رو باهاش بیای!

1538
02:43:05,041 --> 02:43:07,500
‫تو جلوی دِوَرا، چی هستی؟

1539
02:43:07,583 --> 02:43:10,208
‫خودت رو قایم کن...

1540
02:43:37,666 --> 02:43:39,416
‫دوازده سال پیش،

1541
02:43:40,583 --> 02:43:41,666
‫همون ساحل،

1542
02:43:43,625 --> 02:43:45,000
‫مردم رو دیدم که از یه قایق آویزون بودن،

1543
02:43:45,083 --> 02:43:47,583
‫یه نسل ترس رو کشف کرد
‫و فعالیتاشون رو متوقف کردن.

1544
02:43:54,166 --> 02:43:56,291
‫حالا این مردا رو روی قایق می بینم،

1545
02:43:56,375 --> 02:43:58,416
‫یه نسل دیگه
‫به یه بن بست می رسه.

1546
02:44:00,375 --> 02:44:05,875
‫فکر می کنی نسل بعدی
‫بدون ترس بزرگ بشه، سینگاپا؟

1547
02:44:08,666 --> 02:44:11,791
‫حتی اگه یه نفر فکر
‫کنه دوباره بره تو آب،

1548
02:44:12,750 --> 02:44:13,833
‫یه رویا باقی می مونه.

1549
02:44:15,791 --> 02:44:18,250
‫موج هایی که بازی تو رو دیدن،
‫بهش گواهی می دن، وارا.

1550
02:44:46,291 --> 02:44:49,291
‫باهاشون رفتم تا با دِوَرا رو در رو بشم.

1551
02:44:50,708 --> 02:44:52,666
‫برای اینکه داستانی که نوشتم رو "زنده" نگه دارم.

1552
02:45:03,708 --> 02:45:05,041
‫چی داری می گی، واراِ؟

1553
02:45:06,875 --> 02:45:10,458
‫می خوای این سلاح رو تو من فرو کنی
‫و خونم رو ببینم؟

1554
02:45:12,166 --> 02:45:14,125
‫این کارو بکنم و ببینمش؟

1555
02:45:14,916 --> 02:45:16,958
‫این دل پیر
‫طاقت درد رو نداره.

1556
02:45:19,750 --> 02:45:22,583
‫این سلاح
‫خداییه که ما بهش ایمان داریم، سینگاپا.

1557
02:45:24,208 --> 02:45:28,041
‫به خاطر کوه، این کارو بکن.

1558
02:45:30,291 --> 02:45:31,250
‫انجامش بده.

1559
02:45:35,916 --> 02:45:37,541
‫نمیشه این کارو بکنم، وارا.

1560
02:45:39,500 --> 02:45:40,416
‫سینگاپا...

1561
02:45:43,208 --> 02:45:44,291
‫سینگاپا!

1562
02:46:41,583 --> 02:46:44,708
‫نگران درد تو چشام نباش، سینگاپا.

1563
02:46:47,583 --> 02:46:51,750
‫فقط به ترس
‫تو چشم بقیه فردا تمرکز کن.

1564
02:47:07,375 --> 02:47:10,875
‫دریایی که فقط شاهد
‫اسلحه و خون بود،

1565
02:47:11,583 --> 02:47:15,666
‫احتمالا برای کاری که واراِ کرد
‫اشک ریخت.

1566
02:47:16,333 --> 02:47:19,625
‫اون روز دستشو دراز کرد
‫تا پای وارا رو لمس کنه.

1567
02:47:26,083 --> 02:47:27,583
‫کی می تونست دِوَرا رو بکشه؟

1568
02:47:29,166 --> 02:47:31,375
‫کی می تونست چاقو رو
‫تو دِوَرا فرو کنه؟

1569
02:48:05,099 --> 02:48:12,199
‫منتظر قسمت دوم دوارا باشید

1570
02:48:12,223 --> 02:48:16,223
‫امیدوارم از دیدن این فیلم لذت برده باشید

1571
02:48:16,247 --> 02:48:22,247
‫مترجم : تالاپاتی

1572
02:48:22,271 --> 02:48:28,271


