﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:17,000
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Tv::.

2
00:00:17,024 --> 00:00:25,024
«مترجم: «تارخ علی‌خانی
‫ تلگرام: aManOfWar@

3
00:00:26,800 --> 00:00:40,800
[تو مرا می‌سوزانی]

4
00:00:42,376 --> 00:00:43,792
‫سولون آتنی...

5
00:00:43,960 --> 00:00:45,417
‫فرزند اگزستایدس...

6
00:00:45,960 --> 00:00:48,459
‫شنید که برادرزاده‌اش در ضیافتی...

7
00:00:48,710 --> 00:00:50,792
‫نغمه‌ای از سافو را خواند.

8
00:00:51,293 --> 00:00:53,625
‫این نغمه عمیقا خرسندش کرد.

9
00:00:53,751 --> 00:00:56,459
‫و از مرد جوان خواست که آن را به وی بیاموزد.

10
00:00:57,626 --> 00:00:59,959
‫وقتی از وی پرسیدند که دلیل کارش چیست...

11
00:01:00,751 --> 00:01:02,042
‫پاسخ داد...

12
00:01:03,335 --> 00:01:05,250
‫که بعد از مرگ همراه خود داشته باشمش.

13
00:01:06,210 --> 00:01:07,210
‫جوانی

14
00:01:15,918 --> 00:01:18,084
‫[شایعه]
‫[مو]

15
00:01:18,210 --> 00:01:20,042
‫[در عین حال]
‫[مرد]

16
00:01:22,960 --> 00:01:24,584
‫انتظار می‌کشم و به دنبال...

17
00:01:27,460 --> 00:01:30,292
‫تو مرا می‌سوزانی.

18
00:01:34,668 --> 00:01:35,792
‫تو...

19
00:01:37,710 --> 00:01:38,834
‫مرا...

20
00:01:41,835 --> 00:01:43,000
‫می‌سوزانی.

21
00:01:47,460 --> 00:01:48,542
‫تو...

22
00:01:50,585 --> 00:01:51,709
‫مرا...

23
00:01:54,251 --> 00:01:55,417
‫می‌سوزانی.

24
00:02:00,543 --> 00:02:01,625
‫تو...

25
00:02:03,918 --> 00:02:05,042
‫مرا...

26
00:02:07,793 --> 00:02:08,959
‫می‌سوزانی.

27
00:02:24,668 --> 00:02:27,459
‫کسی ما را به یاد میارد.

28
00:02:27,543 --> 00:02:31,084
‫حتی در زمانی دیگر.

29
00:02:35,543 --> 00:02:37,459
‫چزاره پاوزه - سخنانی با لوچو

30
00:02:37,543 --> 00:02:40,500
‫پاوزه تقریبا تمام عمرش
‫را در تورین زندگی کرد.

31
00:02:42,668 --> 00:02:45,542
‫در نتیجه سرافکندگیش در امور عشقی...

32
00:02:45,876 --> 00:02:48,834
‫در هتلش در رم...

33
00:02:48,918 --> 00:02:50,834
‫با مصرف بیش از حد قرص خواب...

34
00:02:51,043 --> 00:02:53,875
‫در 27 اوت 1950 دست به خودکشی زد...

35
00:02:55,085 --> 00:02:59,167
‫آن هم نُه روز پس از نوشتن
‫آخرین کلماتش در دفترش:

36
00:03:01,210 --> 00:03:02,709
‫«همه‌ی این‌ها آزارم می‌دهد.»

37
00:03:03,085 --> 00:03:04,792
‫حرف نبود. اشاره بود.

38
00:03:05,585 --> 00:03:07,167
‫«دوباره دست به قلم نخواهم شد.»

39
00:03:10,626 --> 00:03:13,750
‫یک روز معمولی را برای مرگ در آن
‫ ماه اوت سخت انتخاب کرد...

40
00:03:15,085 --> 00:03:18,417
‫و هتلی نزدیک ایستگاه را انتخاب کرد...

41
00:03:22,251 --> 00:03:25,834
‫چون می‌خواست در شهری بمیرد که به
‫ آن تعلق دارد. مثل یه غریبه بود.

42
00:03:45,543 --> 00:03:49,292
‫عمیقا درست است که خود را بی‌دلیل کشته...

43
00:03:49,376 --> 00:03:50,667
‫نه بخاطر عشق.

44
00:03:50,751 --> 00:03:52,084
‫مطمئنم.

45
00:03:59,460 --> 00:04:00,959
‫می‌خواست که تنها باشد.

46
00:04:01,168 --> 00:04:03,334
‫می‌خواست خودش را از شلوغی به دور کند.

47
00:04:13,626 --> 00:04:15,167
‫روی میز کناری...

48
00:04:15,376 --> 00:04:17,833
‫پاوزه نامه‌ خداحافظیش را گذاشته...

49
00:04:18,834 --> 00:04:21,833
‫در صفحه اول کتاب موردعلاقه‌اش...

50
00:04:22,876 --> 00:04:24,709
‫سخنانی با لوچو.

51
00:04:27,460 --> 00:04:31,417
‫همه را می‌بخشم و از همه طلب بخشش دارم.
‫خب؟

52
00:04:32,835 --> 00:04:34,417
‫زیاد غیبت نکنید.

53
00:04:38,835 --> 00:04:40,959
‫سخنان سافو و بریتومارتیس.

54
00:04:54,293 --> 00:04:57,750
‫بریتومارتیس: از حضورش همه فرار می‌کنیم.
‫از وی حرف نزن عزیزم.

55
00:04:59,668 --> 00:05:02,042
‫وقتی خواندن بخش «کف دریا»...

56
00:05:02,210 --> 00:05:05,584
‫از سخنانی با لوچو از چزاره پاوزه
‫ را تمام کردم نوشتم...

57
00:05:06,835 --> 00:05:08,959
‫از این بخش می‌توانم فیلمی کوتاه بسازم.

58
00:05:09,543 --> 00:05:14,750
‫بازیگران: ماریا در نقش سافو.
‫و من در نقش بریتومارتیس.

59
00:05:21,126 --> 00:05:23,542
‫در حین ساخت فیلم چند چیز تغییر کرد.

60
00:05:23,918 --> 00:05:26,834
‫یکی این بود که ماریا ویلار بریتومارتیس شد...

61
00:05:26,960 --> 00:05:28,709
‫و گابی سایدون سافو شد.

62
00:05:31,751 --> 00:05:34,000
‫من نقش صداپیشه این بازیگر را ایفا می‌کنم...

63
00:05:34,626 --> 00:05:36,834
‫دانش‌آموز بیولوژی که دوست‌دخترش...

64
00:05:36,918 --> 00:05:39,417
‫قفل در منزلشان را عوض کرده.

65
00:05:46,001 --> 00:05:49,625
‫ما همه جامعه‌ای از باکتری هستیم.

66
00:05:50,460 --> 00:05:53,084
‫قبل این‌که بلند شوم و با سافو روبرو شوم...

67
00:05:53,251 --> 00:05:55,167
‫این را در کتابم خواندم.

68
00:06:10,918 --> 00:06:13,667
‫سافو بیش از 25 قرن پیش زندگی کرده.

69
00:06:14,626 --> 00:06:16,209
‫موسیقیدان و شاعر بوده.

70
00:06:17,418 --> 00:06:19,375
‫از نُه کتاب شعری که دارد...

71
00:06:19,460 --> 00:06:21,834
‫فقط یکی از آن‌ها کامل حفظ شده.

72
00:06:22,710 --> 00:06:24,167
‫«قصیده آفرودیت»اش.

73
00:06:25,376 --> 00:06:27,000
‫باقیشان کامل نیستند.

74
00:06:43,210 --> 00:06:47,167
‫این فیلم تکه‌هایی از متن
‫ «کف دریا» را نشان می‌دهد...

75
00:06:47,418 --> 00:06:49,167
‫همراه با کمی از اشعار سافو...

76
00:06:49,335 --> 00:06:50,792
‫و چندین یادداشت دیگر.

77
00:07:06,460 --> 00:07:08,250
‫گابی

78
00:07:17,460 --> 00:07:19,542
‫سافو

79
00:07:55,210 --> 00:07:56,917
‫بریتومارتیس

80
00:07:59,335 --> 00:08:00,875
‫مری

81
00:08:01,085 --> 00:08:02,792
‫بریتومارتیس

82
00:08:08,376 --> 00:08:10,000
‫چقدر یکنواخت...

83
00:08:11,043 --> 00:08:13,292
‫چقدر یکنواخت بریتومارتیس.

84
00:08:13,751 --> 00:08:15,500
‫دریا یکنواخت است.

85
00:08:16,293 --> 00:08:20,667
‫تویی که مدتیست اینجایی،
‫حوصله‌ات سر نرفته؟

86
00:08:34,085 --> 00:08:36,250
‫فانی بودن را بیشتر می‌پسندیدی...

87
00:08:36,668 --> 00:08:37,917
‫می‌دانم.

88
00:08:38,376 --> 00:08:42,167
‫این که موجی باشی که تبدیل به
‫کف دریا می‌شود برایت کافی نبود.

89
00:08:43,376 --> 00:08:45,625
‫اما همچنان آنجا به دنبال مرگ بودی...

90
00:08:46,126 --> 00:08:47,667
‫همین مرگ.

91
00:08:53,710 --> 00:08:55,209
‫چرا این کار را کردی؟

92
00:08:56,001 --> 00:08:58,084
‫برای من نه عسل مهم است و نه زنبور.

93
00:09:04,460 --> 00:09:07,542
‫از اینجا، گفته شده که سافوی پیشگام...

94
00:09:08,418 --> 00:09:10,292
‫جویای فائون مغرور بوده...

95
00:09:11,085 --> 00:09:13,875
‫و بخاطر اشتیاق پردردش خود را...

96
00:09:14,543 --> 00:09:16,167
‫از آن صخره که از دوردست نمایان
‫ است پرتاب کرده.

97
00:09:24,210 --> 00:09:27,292
‫فانی بودن را بیشتر دوست داشتی...

98
00:09:27,376 --> 00:09:29,334
‫چرا این کار رو کردی؟

99
00:09:37,376 --> 00:09:39,542
‫نمی‌دانستم این گونه خواهد بود.

100
00:09:40,210 --> 00:09:43,459
‫خیال می‌کردم همه‌چیز با آن
‫ پرش نهایی تمام خواهد شد...

101
00:09:44,126 --> 00:09:49,167
‫که اشتیاق و رنج و دیوانگی
‫ به پایان خواهد رسید.

102
00:09:50,543 --> 00:09:52,375
‫که دریا می‌بلعد...

103
00:09:53,001 --> 00:09:55,375
‫خیال می‌کردم که دریا پایان می‌دهد.

104
00:09:59,168 --> 00:10:01,084
‫و چرا دریا را می‌جستی؟

105
00:10:02,085 --> 00:10:03,542
‫تو که حوری بودی؟

106
00:10:03,960 --> 00:10:05,459
‫[بخش هفتم، کف دریا]

107
00:10:06,376 --> 00:10:10,750
‫بریتومارتیس، حوری کرتی و مینوسی
‫که در کالیماچوس ذکر شده.

108
00:10:16,293 --> 00:10:18,542
‫بریتومارتیس در نه ماهی که...

109
00:10:18,626 --> 00:10:21,084
‫مینوس‌ بی‌وقفه به دنبالش بود فرار کرد...

110
00:10:21,626 --> 00:10:23,834
‫و وقتی که نزدیک بود دستش به او برسد...

111
00:10:24,210 --> 00:10:27,417
‫خود را از روی صخره‌ای به دریا انداخت.

112
00:10:55,376 --> 00:10:57,834
‫من به دنبال دریا نبودم.

113
00:10:58,418 --> 00:10:59,917
‫در کوهستان‌ها می‌زیستم.

114
00:11:00,585 --> 00:11:04,209
‫ولی در زیر نور ماه از دست
‫ فانیان غریبه فرار می‌کردم.

115
00:11:05,751 --> 00:11:09,959
‫تو جنگل‌های ما را نمی‌شناسی سافو...

116
00:11:10,043 --> 00:11:13,459
‫صخره‌های بلند بر فراز دریا.

117
00:11:14,126 --> 00:11:16,250
‫پریدم که خود را نجات دهم.

118
00:11:17,168 --> 00:11:18,459
‫نجات دهی؟

119
00:11:18,543 --> 00:11:20,417
‫که از او فرار کنم...

120
00:11:21,126 --> 00:11:22,417
‫که خود باشم.

121
00:11:22,918 --> 00:11:24,500
‫مجبور بودم.

122
00:11:25,001 --> 00:11:26,375
‫مجبور؟

123
00:11:26,918 --> 00:11:29,167
‫انقدر وحشتناک بود؟

124
00:11:29,335 --> 00:11:30,792
‫نمی‌دانم...

125
00:11:30,876 --> 00:11:32,584
‫هرگز او را ندیدم.

126
00:11:32,585 --> 00:11:34,750
‫فقط می‌دانستم که باید فرار کنم.

127
00:11:36,543 --> 00:11:37,792
‫که از مینوس فرار کنم.

128
00:11:37,876 --> 00:11:41,125
‫و از باکتری‌های احتمالیش.
‫از بدنام‌ترین‌هایشان.

129
00:11:43,335 --> 00:11:47,584
‫اسطوره‌ها می‌گویند که پسیفائه که
‫ از خیانت‌های وی خسته شده بود...

130
00:11:49,543 --> 00:11:51,667
‫وی را نفرین کرد که جای منی...

131
00:11:52,835 --> 00:11:55,000
‫حین انزال مار و عقرب پرتاب کند.

132
00:12:39,710 --> 00:12:41,334
‫چطور ممکن است؟

133
00:12:42,293 --> 00:12:45,750
‫که زندگی و تپه و جنگل را رها کنی...

134
00:12:46,501 --> 00:12:49,750
‫که زمین را رها کنی و کف دریا شوی؟

135
00:12:50,293 --> 00:12:51,750
‫چون مجبور بودی؟

136
00:12:53,585 --> 00:12:54,750
‫مجبور به چی؟

137
00:12:56,043 --> 00:12:57,917
‫انقدر علاقه‌ات به آن فانی کم بود؟

138
00:13:10,501 --> 00:13:12,375
‫انقدر علاقه‌ات به آن فانی کم بود؟

139
00:13:14,710 --> 00:13:17,042
‫نمی‌دانم. فقط می‌دانستم که باید فرار کنم.

140
00:13:20,418 --> 00:13:22,709
‫تو را درک نمی‌کنم سافوی عزیز.

141
00:13:30,918 --> 00:13:34,834
‫اشتیاق و رنج از تو شخصی که الان هستی ساخته.

142
00:13:39,126 --> 00:13:41,459
‫در انتظار و به دنبال هستم.

143
00:13:45,668 --> 00:13:48,375
‫این شعر من رو یاد یه شعر دیگه می‌اندازه.

144
00:13:55,210 --> 00:13:58,667
‫تو را در همه‌چیز می‌بینم.
‫همه‌چیز نوید افکارت را می‌دهند.

145
00:13:58,751 --> 00:14:02,000
‫چشم به سقف خانه همسایه‌ می‌دوزم...

146
00:14:02,085 --> 00:14:05,917
‫منبع آبی که آب رودخانه
‫ را ذخیره می‌کند می‌بینم.

147
00:14:06,001 --> 00:14:09,084
‫به این فکر می‌کنم که شاید
‫ دیروز کنار رودخانه بودی...

148
00:14:09,168 --> 00:14:11,750
‫و قطرات آبی که در آن دیدی
‫ اکنون در منبع آب هستند.

149
00:14:23,876 --> 00:14:25,250
‫تو را در همه‌چیز می‌بینم.

150
00:14:26,710 --> 00:14:29,250
‫همه‌چیز نوید افکارت را می‌دهند.

151
00:14:31,960 --> 00:14:33,625
‫چشم به...

152
00:14:34,293 --> 00:14:37,042
‫سقف خانه همسایه‌ می‌دوزم...

153
00:14:37,293 --> 00:14:40,959
‫منبع آبی که آب رودخانه
‫ را ذخیره می‌کند می‌بینم.

154
00:14:45,251 --> 00:14:47,709
‫به این فکر می‌کنم که شاید
‫ دیروز کنار رودخانه بودی...

155
00:14:49,168 --> 00:14:51,625
‫و قطرات آبی که در آن دیدی...

156
00:14:53,251 --> 00:14:55,417
‫ اکنون در منبع آب هستند.

157
00:15:18,835 --> 00:15:20,542
‫تو را در همه‌‌چیز می‌بینم.

158
00:15:23,293 --> 00:15:25,375
‫همه‌چیز نوید افکارت را می‌دهند.

159
00:15:29,335 --> 00:15:30,959
‫چشم به...

160
00:15:31,335 --> 00:15:33,584
‫سقف خانه همسایه‌ می‌دوزم...

161
00:15:34,126 --> 00:15:37,834
‫منبع آبی که آب رودخانه
‫ را ذخیره می‌کند می‌بینم.

162
00:15:45,376 --> 00:15:47,792
‫به این فکر می‌کنم که شاید
‫ دیروز کنار رودخانه بودی...

163
00:15:50,085 --> 00:15:52,542
‫و قطرات آبی که در آن دیدی...

164
00:15:53,460 --> 00:15:55,625
‫اکنون در منبع آب هستند.

165
00:17:21,543 --> 00:17:24,167
‫همه‌چیز در دریا می‌میرد
‫ و دوباره به زندگی برمی‌گردد.

166
00:17:24,501 --> 00:17:26,167
‫حال می‌دانی.

167
00:17:27,085 --> 00:17:29,209
‫درکت نمی‌کنم سافوی عزیز.

168
00:17:29,751 --> 00:17:32,834
‫اشتیاق و رنج از تو شخصی که الان هستی ساخته.

169
00:17:33,835 --> 00:17:36,667
‫و حال مرا هم بخاطر فرار سرزنش می‌کنی.

170
00:17:37,460 --> 00:17:39,250
‫تو فانی نبودی.

171
00:17:40,126 --> 00:17:42,292
‫می‌دانستی که واقعا درحال فرار نیستی.

172
00:17:44,460 --> 00:17:47,084
‫من از اشتیاق فرار نکردم سافو.

173
00:17:47,460 --> 00:17:49,209
‫من چیزی که اشتیاقش را
‫داشتم را به دست آوردم.

174
00:17:49,710 --> 00:17:51,875
‫من حوری تپه‌ها بودم...

175
00:17:52,126 --> 00:17:53,667
‫و حال متعلق به دریا هستم.

176
00:17:56,793 --> 00:17:59,000
‫زندگی ما برگ و تنه است...

177
00:18:01,043 --> 00:18:02,459
‫آب چشمه...

178
00:18:05,168 --> 00:18:07,250
‫کف دریا.

179
00:18:27,418 --> 00:18:30,417
‫اگر موجودات دنیای باکتری‌ها منقرض شوند...

180
00:18:30,710 --> 00:18:33,792
‫زندگی روی زمین خیلی سریع‌تر از...

181
00:18:34,376 --> 00:18:36,750
‫تمام امپراتوری‌ها نابود می‌شود.

182
00:18:38,835 --> 00:18:41,042
‫درواقع ما از باکتری‌ها تکامل یافتیم.

183
00:18:42,335 --> 00:18:43,917
‫حتی اگر آنان را دشمن خطاب کنیم...

184
00:18:44,001 --> 00:18:45,750
.و به آن‌ها لقب جرم بدهیم

185
00:18:47,251 --> 00:18:49,250
‫ما مخلوق خدا نیستیم.

186
00:18:49,501 --> 00:18:52,000
‫بلکه مخلوق میکروب‌های حساس هستیم.

187
00:19:00,918 --> 00:19:02,417
‫از اولش...

188
00:19:02,501 --> 00:19:04,375
‫روی زمینی که پوشیده از آب بود...

189
00:19:04,793 --> 00:19:07,292
‫انبوهی از باکتری‌های مختلف...

190
00:19:07,460 --> 00:19:09,500
‫همکاری کردند تا جوامع را تشکیل دهند...

191
00:19:09,585 --> 00:19:12,709
‫که مانند کف‌های چسبناک مرئی شوند...

192
00:19:15,626 --> 00:19:17,500
‫کف دریا.

193
00:19:27,001 --> 00:19:30,292
‫دریا به عنوان مرکز تولدی هوس‌افزا...

194
00:19:30,710 --> 00:19:33,500
‫و به عنوان مکانی برای عبور و مرور،
‫ ملاقات و مرگ...

195
00:19:33,585 --> 00:19:37,375
‫همان دریاییست که سافو برای
‫ ایده‌ی مرگ از عشق اتخاذ می‌کند.

196
00:19:37,918 --> 00:19:39,167
‫طبق گفته پاوزه...

197
00:19:41,960 --> 00:19:43,209
‫برای یونانی‌ها...

198
00:19:43,418 --> 00:19:44,917
‫این کردار نسبت به عشق...

199
00:19:45,210 --> 00:19:48,042
‫براساس قدیمی‌ترین سنت اسطوره‌ایست...

200
00:19:49,668 --> 00:19:52,084
‫الهه آفرودیت از یک تکه...

201
00:19:52,668 --> 00:19:56,750
‫از کف دریا متولد شد که آلت جدا‌شده‌ی
‫ اورانوس را پوشانده بود.

202
00:20:46,210 --> 00:20:48,709
‫سافوی شاعر نشسته...

203
00:20:49,168 --> 00:20:51,584
‫یکی از اشعارش را از لوحی کاغذی...

204
00:20:51,960 --> 00:20:54,250
‫برای سه دوست و شاگرد مونث می‌خواند.

205
00:21:03,168 --> 00:21:06,292
‫ظاهر زنی نشسته در حال خواندن لوح.

206
00:21:08,751 --> 00:21:10,125
‫به طور مکرر...

207
00:21:10,335 --> 00:21:12,709
‫کسانی که با آنان خوب رفتار می‌کنم...

208
00:21:12,793 --> 00:21:15,125
‫کسانی هستند که بیش از همه...

209
00:21:17,793 --> 00:21:19,125
‫به من آسیب می‌زنند.

210
00:21:49,501 --> 00:21:51,125
‫به طور مکرر...

211
00:21:51,210 --> 00:21:53,000
‫کسانی که با آنان خوب رفتار می‌کنم...

212
00:21:53,085 --> 00:21:55,084
‫کسانی هستند که بیش از همه...

213
00:21:57,835 --> 00:21:59,167
‫به من آسیب می‌زنند.

214
00:21:59,251 --> 00:22:00,792
‫دیوانه.

215
00:22:01,001 --> 00:22:02,125
‫دیوانه.

216
00:22:15,835 --> 00:22:17,834
‫کسانی که با آنان خوب رفتار می‌کنم...

217
00:22:17,918 --> 00:22:19,292
‫کسانی هستند که بیش از همه...

218
00:22:20,210 --> 00:22:21,292
‫به من آسیب می‌زنند.

219
00:22:29,501 --> 00:22:30,625
‫دیوانه.

220
00:22:45,585 --> 00:22:46,959
‫می‌خواهم که تو.

221
00:22:51,585 --> 00:22:52,792
‫زجر بکشی.

222
00:23:01,585 --> 00:23:04,834
‫خود از این مطلع هستم.

223
00:23:07,460 --> 00:23:09,417
‫سافو: اشعار و شهادت‌ها

224
00:23:13,960 --> 00:23:16,542
‫سافو، چنگ تابان...

225
00:23:16,835 --> 00:23:19,584
‫یکی از اشعارت را به ما نشان بده...

226
00:23:20,668 --> 00:23:23,834
‫برای من نه عسل مهم است و نه زنبور.

227
00:23:30,043 --> 00:23:31,250
‫برای...

228
00:23:31,960 --> 00:23:33,000
‫من...

229
00:23:33,751 --> 00:23:34,792
‫نه...

230
00:23:35,543 --> 00:23:36,042
‫عسل...

231
00:23:36,876 --> 00:23:37,917
‫مهم است...

232
00:23:39,585 --> 00:23:40,667
‫و...

233
00:23:41,043 --> 00:23:41,917
‫نه...

234
00:23:42,418 --> 00:23:43,584
‫زنبور.

235
00:23:47,043 --> 00:23:50,584
‫برای من نه عسل مهم است و نه زنبور.

236
00:23:55,043 --> 00:23:57,542
‫برای من نه عسل مهم است و نه زنبور.

237
00:24:01,168 --> 00:24:02,167
‫برای...

238
00:24:02,960 --> 00:24:03,959
‫من...

239
00:24:05,085 --> 00:24:05,709
‫برای...

240
00:24:06,960 --> 00:24:07,584
‫من...

241
00:24:08,751 --> 00:24:09,459
‫من...

242
00:24:10,543 --> 00:24:11,334
‫برای...

243
00:24:12,168 --> 00:24:12,959
‫من...

244
00:24:14,251 --> 00:24:14,917
‫نه...

245
00:24:16,168 --> 00:24:16,625
‫عسل...

246
00:24:17,751 --> 00:24:18,667
‫مهم است...

247
00:24:19,668 --> 00:24:20,625
‫و...

248
00:24:21,543 --> 00:24:22,125
‫نه...

249
00:24:22,960 --> 00:24:23,959
‫زنبور.

250
00:24:25,835 --> 00:24:26,750
‫برای...

251
00:24:27,710 --> 00:24:28,709
‫من...

252
00:24:29,376 --> 00:24:30,209
‫نه...

253
00:24:30,960 --> 00:24:31,500
‫عسل...

254
00:24:32,751 --> 00:24:33,792
‫مهم‌ است...

255
00:24:34,835 --> 00:24:35,625
‫و...

256
00:24:36,626 --> 00:24:37,250
‫نه...

257
00:24:38,001 --> 00:24:39,084
‫زنبور.

258
00:25:54,251 --> 00:25:56,875
‫[برای من عسل و زنبور مهم نیست]

259
00:26:00,876 --> 00:26:02,417
‫[روی متن تمرکز کنید]

260
00:26:04,835 --> 00:26:06,500
‫نزد من بیا، حتی الان...

261
00:26:06,626 --> 00:26:08,167
‫شکسته نیستند.

262
00:26:15,001 --> 00:26:17,292
‫نزد من بیا، تو گرگ هستی...

263
00:26:20,626 --> 00:26:22,459
‫و من انتظار می‌کشم و می‌میرم.

264
00:26:25,793 --> 00:26:27,375
‫انتظار می‌کشم و می‌جوم.

265
00:26:27,460 --> 00:26:29,875
‫ما با سطح اشیاء سر و کار داریم.

266
00:26:30,543 --> 00:26:31,834
‫از آن‌ها فرار نمی‌کنیم.

267
00:26:32,501 --> 00:26:34,125
‫[- جهش می‌یابیم]
‫[- اشتیاق و جویدن]

268
00:26:36,043 --> 00:26:38,417
‫اشتیاق و سرنوشت ما همین است.

269
00:26:51,251 --> 00:26:54,125
‫تنها وحشت ما این است که مردی
‫ ما را تصرف کند...

270
00:26:55,085 --> 00:26:56,459
‫ما را کسب کند.

271
00:26:58,126 --> 00:27:00,167
‫پایان همه‌چیز این است.

272
00:27:05,328 --> 00:27:07,285
‫کالیپسو رو می‌شناسی؟

273
00:27:07,960 --> 00:27:09,459
‫کالیپسو رو می‌شناسی؟

274
00:27:19,001 --> 00:27:21,334
‫کالیپسو اجازه داد که اسیر مردی بشه.

275
00:27:23,543 --> 00:27:26,500
‫بعد اون دیگه هر کاری کرد فایده نداشت.

276
00:27:28,043 --> 00:27:30,792
‫سالیان سال غار رو ترک نکرد.

277
00:27:32,210 --> 00:27:33,834
‫همه اومدن.

278
00:27:34,543 --> 00:27:35,584
‫لوکته...

279
00:27:36,376 --> 00:27:37,834
‫کالینیرا...

280
00:27:38,626 --> 00:27:40,042
‫سیمودوس...

281
00:27:40,918 --> 00:27:42,084
‫اوریتیا...

282
00:27:43,126 --> 00:27:45,250
‫حتی آمفیتریت...

283
00:27:47,668 --> 00:27:48,792
‫و باهاش حرف زدن.

284
00:27:48,876 --> 00:27:50,292
‫اون رو بردن...

285
00:27:50,668 --> 00:27:51,959
‫نجاتش دادن.

286
00:27:53,001 --> 00:27:55,209
‫ولی سال‌ها طول کشید...

287
00:27:55,501 --> 00:27:57,334
‫و اون مرد اول رفت.

288
00:28:00,668 --> 00:28:02,292
‫کالیپسو رو درک می‌کنم.

289
00:28:05,668 --> 00:28:08,209
‫اشتیاقی که محو بشه چیه؟

290
00:28:15,001 --> 00:28:17,750
‫کالیپسو، ای کالیپسو!

291
00:28:19,001 --> 00:28:20,959
‫اکثرا به او فکر می‌کنم.

292
00:28:22,460 --> 00:28:24,167
‫او عاشق اولیس بود.

293
00:28:24,543 --> 00:28:27,084
‫هفت سال با هم زندگی کردند.

294
00:28:29,501 --> 00:28:33,792
‫نمی‌دانیم چند بار اولیس
‫ با پنلوپه همبستر شد...

295
00:28:34,168 --> 00:28:36,500
‫ولی قطعا زیاد نبود.

296
00:28:40,001 --> 00:28:41,209
‫حتی با این حال...

297
00:28:41,668 --> 00:28:44,417
‫درد پنلوپه معمولا تشدید می‌شد...

298
00:28:44,585 --> 00:28:47,250
‫و فریاد کالیپسو بلند می‌شد.

299
00:28:58,251 --> 00:28:59,250
‫تو...

300
00:29:00,335 --> 00:29:01,542
‫مرا...

301
00:29:02,960 --> 00:29:04,250
‫می‌سوزانی.

302
00:30:09,626 --> 00:30:11,209
‫کالیپسو رو درک می‌کنم...

303
00:30:11,293 --> 00:30:13,584
‫ولی فکر نمی‌کنم که قانعش کرده باشند.

304
00:30:14,418 --> 00:30:16,500
‫اشتیاقی که محو بشه چیه؟

305
00:30:18,210 --> 00:30:21,084
‫سافو، موج‌ پنج متری...

306
00:30:21,168 --> 00:30:22,750
‫نمی‌دانی لبخند به چه معناست؟

307
00:30:23,501 --> 00:30:26,625
‫حین زنده بودن می‌دانستم،
‫ولی مرگ را انتخاب کردم.

308
00:30:27,251 --> 00:30:29,375
‫لبخند این نیست.

309
00:30:30,251 --> 00:30:32,667
‫لبخند یعنی زندگی کردن مثل یک موج...

310
00:30:33,335 --> 00:30:35,125
‫مثل یک برگ...

311
00:30:35,293 --> 00:30:36,959
‫سرنوشتت را بپذیری.

312
00:30:37,876 --> 00:30:41,167
‫یعنی به شکلی بمیری و به شکلی دیگر زاده شوی.

313
00:30:41,960 --> 00:30:45,250
‫یعنی خودت را...
‫خودت را بپذیری...

314
00:30:45,626 --> 00:30:47,375
‫سرنوشت را بپذیری.

315
00:30:48,293 --> 00:30:49,959
‫و تو پذیرفتی؟

316
00:30:56,918 --> 00:30:58,709
‫من فرار می‌کردم سافو.

317
00:31:03,626 --> 00:31:05,625
‫من هم همین‌طور بریتومارتیس....

318
00:31:05,960 --> 00:31:07,959
‫به وقتش می‌دانستم چطور فرار کنم.

319
00:31:08,460 --> 00:31:11,292
‫و فرارم به معنی جستجو میان
‫چیزهای دیگر بود...

320
00:31:11,418 --> 00:31:12,709
‫جستجو میان دیوانگی...

321
00:31:12,876 --> 00:31:15,459
‫و تبدیلش به نغمه، با کلمات...

322
00:31:16,751 --> 00:31:20,042
‫بله! سخنان چنگ درخشان به کلمات بدل شدند.

323
00:31:25,418 --> 00:31:27,834
‫اینک آنان را برای همراهانم...

324
00:31:27,918 --> 00:31:30,417
‫سرشار از زیبایی می‌خوانم.

325
00:31:32,168 --> 00:31:33,834
‫سرنوشت لذت است...

326
00:31:33,918 --> 00:31:35,334
‫و وقتی می‌خواندی...

327
00:31:35,668 --> 00:31:37,209
‫خواندنت خوشبختی بود.

328
00:31:37,335 --> 00:31:39,125
‫تو را دوست داشتم آتیس،
‫مدت‌ها پیس...

329
00:31:39,210 --> 00:31:42,334
‫نزد من دختری کوچک و بی‌وقار بودی.

330
00:31:51,876 --> 00:31:54,917
‫دختری لطیف درحال گل چیدن...

331
00:31:58,460 --> 00:32:00,584
‫آمدی و من پریشانت شدم...

332
00:32:00,668 --> 00:32:03,667
‫و ذهنم که از انتظار آشفته بود
‫ را آرام کردی...

333
00:32:12,793 --> 00:32:14,584
‫هیچ دختری...

334
00:32:14,668 --> 00:32:16,792
‫که به سان پرتو خورشید است...

335
00:32:16,876 --> 00:32:18,834
‫این چنین...

336
00:32:18,918 --> 00:32:20,917
‫خردی نخواهد داشت.

337
00:32:22,751 --> 00:32:25,917
‫نظرم در مورد تو عوض نخواهد شد زیبا

338
00:32:28,710 --> 00:32:31,667
‫باشد که سر بر سینه‌ی دوست لطیفت بخوابی

339
00:32:36,001 --> 00:32:37,709
‫انتظار می‌کشم و به دنبال...

340
00:32:45,501 --> 00:32:47,000
‫هرگز خوشبخت نبودم.

341
00:32:48,501 --> 00:32:50,375
‫اشتیاق نغمه نیست.

342
00:32:51,335 --> 00:32:54,709
‫اشتیاق مثل ماری نیش می‌زند و می‌سوزاند.

343
00:32:55,085 --> 00:32:56,375
‫مثل باد.

344
00:34:03,335 --> 00:34:05,792
‫مثل سیب شیرین که روی شاخه سرخ می‌شود...

345
00:34:05,876 --> 00:34:08,500
‫گویی که باغبان فراموشش کرده...

346
00:34:08,585 --> 00:34:11,167
‫ولی از سر فراموشی آنجا نمانده...

347
00:34:11,251 --> 00:34:13,584
‫بلکه دستی به آن نرسیده.

348
00:34:13,710 --> 00:34:18,375
‫مثل سیب شیرین که روی شاخه سرخ می‌شود...

349
00:34:18,543 --> 00:34:23,000
‫گویی که باغبان فراموشش کرده...

350
00:34:23,210 --> 00:34:27,959
‫ولی از سر فراموشی آنجا نمانده.
‫بلکه دستی به آن نرسیده.

351
00:34:28,085 --> 00:34:30,875
‫«سافو، قطعه 105اول»

352
00:34:33,668 --> 00:34:37,417
‫مثل سیب شیرین که روی شاخه سرخ می‌شود...

353
00:34:37,501 --> 00:34:41,250
‫گویی که باغبان فراموشش کرده...
‫ولی از سر فراموشی آنجا نمانده...

354
00:34:41,335 --> 00:34:43,500
‫بلکه دستی به آن نرسیده.

355
00:35:20,585 --> 00:35:22,417
‫تا حالا زن فانی‌ای را دیده‌ای...

356
00:35:22,501 --> 00:35:24,625
‫که با آرامش در اشتیاق...

357
00:35:24,918 --> 00:35:26,209
‫در دیوانگی زیسته باشد؟

358
00:35:26,585 --> 00:35:28,000
‫هیچ...

359
00:35:29,168 --> 00:35:30,375
‫شاید.

360
00:35:31,710 --> 00:35:33,959
‫ولی فانی‌ای مثل سافو را ندیدم.

361
00:35:35,876 --> 00:35:38,000
‫همچنان حوری کوهستان بودی....

362
00:35:38,835 --> 00:35:40,709
‫هنوز به دنیا نیامده بودم.

363
00:35:43,085 --> 00:35:44,792
‫زنی از این دریا گذر کرد...

364
00:35:45,876 --> 00:35:48,167
‫فانی‌ای که در شوریدگی می‌زیست...

365
00:35:48,335 --> 00:35:49,709
‫شاید هم در آرامش.

366
00:35:50,835 --> 00:35:52,459
‫زنی که می‌کشت...

367
00:35:52,626 --> 00:35:54,625
‫نابود و نابینا می‌کرد...

368
00:35:55,501 --> 00:35:56,875
‫مثل یک الهه...

369
00:35:57,251 --> 00:35:58,959
‫همیشه خودش بود،
‫عوض نمی‌شد.

370
00:35:59,585 --> 00:36:01,042
‫زیبا بود.

371
00:36:01,085 --> 00:36:02,250
‫احمق نبود...

372
00:36:02,501 --> 00:36:05,334
‫و همه چیز اطرافش در جنگ و مشغول مرگ بود.

373
00:36:06,793 --> 00:36:08,084
‫بریتومارتیس...

374
00:36:08,585 --> 00:36:10,250
‫جنگیدند و مُردند.

375
00:36:10,335 --> 00:36:12,000
‫که فقط اسمش را بپرسند...

376
00:36:12,043 --> 00:36:14,709
‫که لحظه‌ای از آنان شوند...

377
00:36:15,168 --> 00:36:18,084
‫که نامش روی مرگ و زندگی گذاشته شود.

378
00:36:18,293 --> 00:36:20,000
‫و برایش لبخند می‌زدند...

379
00:36:21,585 --> 00:36:22,709
‫می‌شناسیش...

380
00:36:23,835 --> 00:36:25,417
‫هلن تیندارید...

381
00:36:26,085 --> 00:36:27,417
‫دختر لدا.

382
00:36:38,710 --> 00:36:43,250
‫می‌گن لدا روزی تخم‌ سنبل رنگ
‫ در تاریکی پیدا کرد.

383
00:36:45,251 --> 00:36:48,125
‫سافو به تولد هلن اشاره داره...

384
00:36:48,418 --> 00:36:50,000
‫که از تخمی زاده شده.

385
00:36:51,710 --> 00:36:54,417
‫نمسیس به غازی بدل می‌شه...

386
00:36:54,626 --> 00:36:56,542
‫که از چنگال زئوس فرار کنه...

387
00:36:57,293 --> 00:36:59,250
‫که خودش رو به قو بدل کرده بود...

388
00:36:59,418 --> 00:37:01,292
‫تا بتونه به اون دخول کنه.

389
00:37:02,126 --> 00:37:04,584
‫لدا تخم رها شده رو به خانه برد...

390
00:37:04,668 --> 00:37:06,709
‫که از آن هلن زاده شد.

391
00:37:08,168 --> 00:37:09,834
‫و اون... راضی بود؟

392
00:37:10,835 --> 00:37:12,417
‫فرار نکرد.

393
00:37:13,043 --> 00:37:14,792
‫حداقل از این مطمئنیم.

394
00:37:16,751 --> 00:37:19,084
‫در ده سالگیش قهرمانی رو دنبال می‌کرد...

395
00:37:21,960 --> 00:37:23,792
‫اون رو ازش دور کردند...

396
00:37:23,876 --> 00:37:25,334
‫و به عقد دیگری درآوردند.

397
00:37:25,418 --> 00:37:26,959
‫اون هم از دستش داد.

398
00:37:27,418 --> 00:37:30,292
‫خیلی‌های دیگه در سرزمین‌های دوردست
‫ بخاطرش مشاجره کردند.

399
00:37:31,293 --> 00:37:32,959
‫نفر دوم ازش پشتیبانی کرد...

400
00:37:33,043 --> 00:37:34,917
‫با صلح با هم زندگی کردند.

401
00:37:35,418 --> 00:37:36,500
‫دفنش کردند.

402
00:37:37,126 --> 00:37:40,084
‫و حتی در هادس مردان بیشتری دید.

403
00:37:41,251 --> 00:37:42,875
‫به کسی دروغ نگفت.

404
00:37:43,293 --> 00:37:45,084
‫به کسی لبخند نزد.

405
00:37:46,168 --> 00:37:47,834
‫شاید خوشبخت بود.

406
00:37:48,876 --> 00:37:50,167
‫و به این زن حسادت می‌کنی؟

407
00:37:52,960 --> 00:37:54,167
‫من به کسی حسادت نمی‌کنم.

408
00:37:55,793 --> 00:37:57,000
‫من می‌خواستم بمیرم.

409
00:37:57,085 --> 00:37:59,750
‫اگر نمی‌توانم سافو باشم ترجیح می‌دهم
‫ کسی نباشم.

410
00:37:59,876 --> 00:38:01,959
‫پس سرنوشت رو می‌پذیری؟

411
00:38:02,043 --> 00:38:03,542
‫نمی‌پذیرمش...

412
00:38:03,918 --> 00:38:05,000
‫خودم هستم.

413
00:38:05,460 --> 00:38:06,584
‫هیچ‌کس نمی‌پذیرش.

414
00:38:06,668 --> 00:38:07,959
‫به جز ما...

415
00:38:08,085 --> 00:38:09,750
‫ما که بلدیم لبخند بزنیم.

416
00:38:11,876 --> 00:38:13,250
‫خب حتما...

417
00:38:14,293 --> 00:38:15,875
‫سرنوشتت همینه.

418
00:38:16,251 --> 00:38:18,375
‫[چزاره پاوزه - کاردستی زندگی، 1935-1950]

419
00:38:25,043 --> 00:38:29,250
‫آفرودیت از دریا آمده.

420
00:38:32,626 --> 00:38:37,375
‫به آفرودیت در یکی از آخرین
‫نوشته‌های پاوزه اشاره شده...

421
00:38:38,585 --> 00:38:40,042
‫او نیز در رنج بود.

422
00:38:40,710 --> 00:38:42,375
‫نوشته...

423
00:38:43,126 --> 00:38:46,417
‫و سپس در اولین حمله به نگران بی‌قرار...

424
00:38:47,085 --> 00:38:49,709
‫در شنزار فرو رفتم.

425
00:38:55,210 --> 00:38:56,667
‫شانزدهم اوت...

426
00:38:58,460 --> 00:39:00,584
‫ نگران بی‌قرار که به تنهایی لبخند می‌زند...

427
00:39:00,668 --> 00:39:03,000
‫مقصر است، اما پس از من.

428
00:39:05,293 --> 00:39:09,084
‫اشعار سافو بر روی لوح‌های فرسوده...

429
00:39:09,585 --> 00:39:11,125
‫دفن شده در شن...

430
00:39:11,460 --> 00:39:13,417
‫و یا به عنوان کفن مردگان باقی‌ مانده.

431
00:39:14,126 --> 00:39:17,042
‫فقط «قصیده آفرودیت»اش کامل باقی مانده...

432
00:39:17,335 --> 00:39:20,459
‫که به نقل از اشخاص ثالث در
‫ کتاب‌های شعر باقی مانده.

433
00:39:20,918 --> 00:39:22,334
‫باقی فقط تکه‌هایی هستند.

434
00:39:25,293 --> 00:39:27,084
‫[آفرودیت مایل است ملایم سخن بگوید]

435
00:39:27,168 --> 00:39:28,625
‫[پرتاب]
‫[مالکانه]

436
00:39:28,710 --> 00:39:29,875
‫[می‌نشیند]

437
00:39:29,960 --> 00:39:30,959
‫[شبنم]

438
00:39:31,210 --> 00:39:32,584
‫[پیروی می‌کند]

439
00:39:32,626 --> 00:39:33,709
‫[گفت...]

440
00:39:33,793 --> 00:39:34,875
‫[که می‌خواهم مالک شوم]

441
00:39:37,668 --> 00:39:38,875
‫[آزاردهنده]

442
00:39:41,335 --> 00:39:42,959
‫پیروی می‌کند...

443
00:39:43,418 --> 00:39:44,750
‫که می‌خواهم...

444
00:39:45,501 --> 00:39:46,667
‫مالک شوم.

445
00:39:47,085 --> 00:39:48,292
‫گفت.

446
00:39:50,585 --> 00:39:51,667
‫آزاردهنده.

447
00:39:55,793 --> 00:39:57,125
‫پیروی می‌کند.

448
00:39:58,251 --> 00:39:59,375
‫می‌خواهم...

449
00:40:02,085 --> 00:40:03,292
‫مالک شوم.

450
00:40:04,626 --> 00:40:05,709
‫گفت.

451
00:40:12,418 --> 00:40:16,209
‫پیروی کرد.
‫گفت که می‌خواهم مالک شوم.

452
00:40:34,210 --> 00:40:35,584
‫آفرودیت نامیرا...

453
00:40:36,085 --> 00:40:38,084
‫با ذهن درخشان...

454
00:40:39,251 --> 00:40:42,000
‫نقشه‌های اغواکننده در سر داری دختر زئوس.

455
00:40:42,335 --> 00:40:43,459
‫التماس می‌کنم.

456
00:40:44,543 --> 00:40:47,125
‫با غم و شکنجه چیره نشو...

457
00:40:47,210 --> 00:40:48,250
‫ملکه‌ی من...

458
00:40:48,793 --> 00:40:49,834
‫گنجینه‌ی من.

459
00:40:51,210 --> 00:40:52,375
‫بلکه بیا اینجا...

460
00:40:52,460 --> 00:40:54,625
‫مثل بارها قبل...

461
00:40:55,918 --> 00:40:57,917
‫وقتی که صدایم به گوشت می‌رسد...

462
00:40:59,293 --> 00:41:00,500
‫و از دور دست...

463
00:41:00,710 --> 00:41:02,084
‫می‌توانی آن را بشنوی.

464
00:41:03,001 --> 00:41:05,875
‫و با ترک منزل پدر آمدی.

465
00:41:08,501 --> 00:41:10,167
‫ارابه طلایی را زین کردی.

466
00:41:10,751 --> 00:41:13,542
‫گنجشکان زیبا به سرعت تو را...

467
00:41:14,335 --> 00:41:16,000
‫با بال و پری بلند...

468
00:41:16,210 --> 00:41:18,334
‫به سرزمین تیره آوردند....

469
00:41:18,418 --> 00:41:21,292
‫از میان آسمان از طریق اتر.

470
00:41:22,626 --> 00:41:23,875
‫تو.

471
00:41:24,126 --> 00:41:25,292
‫خوشخبت.

472
00:41:26,251 --> 00:41:28,959
‫با لبخند بر چهره‌ی نامیرایت...

473
00:41:29,168 --> 00:41:31,459
‫پرسیدی که از چه رنج می‌کشم...

474
00:41:32,085 --> 00:41:34,292
‫و چرا دوباره سراغت را گرفتم؟

475
00:41:35,293 --> 00:41:37,417
‫و بیش از همه در سینه‌ی پریشانم...

476
00:41:37,501 --> 00:41:39,375
‫چه اشتیاقی دارم.

477
00:41:44,335 --> 00:41:47,125
‫که را اغوا کنم و نزدت بیاورم؟

478
00:41:47,710 --> 00:41:50,625
‫چه کسی تو را آشفته کرده سافو؟

479
00:41:51,085 --> 00:41:52,875
‫زیرا اگر از تو جسته...

480
00:41:53,460 --> 00:41:54,959
‫به زودی سراغت میایید.

481
00:41:55,876 --> 00:41:57,834
‫اگر هدیه نمی‌پذیرد...

482
00:41:58,460 --> 00:42:00,250
‫به زودی هدیه خواهد آورد.

483
00:42:01,418 --> 00:42:03,250
‫و اگر عشق را احساس نمی‌کند...

484
00:42:04,418 --> 00:42:06,167
‫به زودی خواهان عشق ورزیدن خواهد شد.

485
00:42:07,168 --> 00:42:09,000
‫حتی اگر مورد درخواست قرار نگیرد.

486
00:42:12,501 --> 00:42:13,584
‫دوباره امروز...

487
00:42:13,835 --> 00:42:15,209
‫نزد من بیا.

488
00:42:16,126 --> 00:42:18,125
‫این رنج عظیم را از بین ببر.

489
00:42:18,751 --> 00:42:21,792
‫و هر خواسته‌ای که قلبم دارد را...

490
00:42:22,585 --> 00:42:23,667
‫مهیا کن.

491
00:42:26,501 --> 00:42:27,667
‫و تو باش.

492
00:42:28,043 --> 00:42:29,375
‫خودت باش...

493
00:42:30,710 --> 00:42:32,417
‫همدم من در این نبرد.

494
00:42:52,418 --> 00:42:54,959
‫یه جزیره هست که ندیدی.

495
00:42:57,126 --> 00:43:00,209
‫حین طلوع خورشید اول اونجا طلوع می‌کنه.

496
00:43:02,626 --> 00:43:04,792
‫الهه‌ی بی‌نام و نشان...

497
00:43:04,835 --> 00:43:06,792
‫بعد از دریا سر از آنجا درآورد...

498
00:43:07,668 --> 00:43:10,542
‫نگران، بی‌قراری که به خود لبخند می‌زد.

499
00:43:29,793 --> 00:43:31,500
‫[مسیرهای آفرودیت]

500
00:43:31,585 --> 00:43:33,959
‫برای تو، قبرس، یا پافوس یا پانورموس...

501
00:44:47,251 --> 00:44:48,959
‫نمی‌دانم چه کنم...

502
00:44:51,001 --> 00:44:52,625
‫دو فکر در سر دارم.

503
00:45:00,210 --> 00:45:01,875
‫نمی‌دانم چه کنم....

504
00:45:03,626 --> 00:45:05,834
‫دو فکر در سر دارم.

505
00:45:17,210 --> 00:45:18,625
‫[مشخصات مشکوک]

506
00:45:18,710 --> 00:45:21,792
‫نمی‌دانم چه کنم...
‫دو فکر در سر دارم.

507
00:45:23,960 --> 00:45:25,625
‫ولی تو مرا فراموش کردی....

508
00:45:27,460 --> 00:45:29,917
‫یا مردی را بیش از من دوست داری.

509
00:45:36,293 --> 00:45:37,959
‫نمی‌دانم چه کنم...

510
00:45:38,585 --> 00:45:40,542
‫دو فکر در سر دارم.

511
00:45:46,960 --> 00:45:48,875
‫تو مرا فراموش کردی...

512
00:45:50,501 --> 00:45:53,042
‫یا مردی را بیش از من دوست داری؟

513
00:46:01,251 --> 00:46:02,584
‫مرا فراموش کردی...

514
00:46:09,168 --> 00:46:11,834
‫یا مردی را بیش از من دوست داری؟

515
00:46:27,793 --> 00:46:30,792
‫نمی‌دانم با خود چه می‌کنم.
‫اشتیاق مبهمی دارم.

516
00:46:43,418 --> 00:46:46,000
‫پس سرنوشت را می‌پذیری؟

517
00:46:47,418 --> 00:46:48,834
‫نمی‌پذیرم.

518
00:46:49,501 --> 00:46:50,750
‫خود سرنوشتم.

519
00:46:51,293 --> 00:46:52,709
‫کسی سرنوشت را نمی‌پذیرد.

520
00:46:58,918 --> 00:47:00,584
‫به جز ما...

521
00:47:00,793 --> 00:47:02,459
‫ما که لبخند بر لب داریم.

522
00:47:03,876 --> 00:47:05,667
‫ولی یعنی چی؟

523
00:47:18,126 --> 00:47:21,042
‫یعنی پذیرفتن، که خودت رو بپذیری.

524
00:47:22,418 --> 00:47:23,917
‫چطور می‌تونی...

525
00:47:24,210 --> 00:47:27,417
‫نیرویی که تو رو فرا می‌گیره و تو
‫رو به اشتیاق بدل می‌کنه رو بپذیری؟

526
00:47:28,001 --> 00:47:31,292
‫اشتیاقی لرزان که بدنی را فرا می‌گیره...

527
00:47:31,835 --> 00:47:33,875
‫مثل مردی یا زنی...

528
00:47:34,043 --> 00:47:36,167
‫مثل کف بین سنگ‌ها؟

529
00:47:37,168 --> 00:47:38,959
‫و بدنی که تو رو پس می‌زنه...

530
00:47:39,460 --> 00:47:40,792
‫به تو ضربه می‌زنه...

531
00:47:41,001 --> 00:47:42,417
‫و سقوط می‌کنی...

532
00:47:43,126 --> 00:47:45,125
‫که سنگ را در آغوش بگیری...

533
00:47:45,626 --> 00:47:46,917
‫که بپذیریش.

534
00:47:51,001 --> 00:47:53,875
‫چطور می‌تونی نیرویی که تو رو فرا می‌گیره...

535
00:47:54,210 --> 00:47:55,917
‫و تو رو به اشتیاق بدل می‌کنه رو بپذیری؟

536
00:47:56,460 --> 00:47:58,375
‫اشتیاقی لرزان که...

537
00:47:58,835 --> 00:48:01,250
‫ بدنی را فرا می‌گیره...

538
00:48:01,876 --> 00:48:04,125
‫مثل مردی یا زنی...

539
00:48:04,751 --> 00:48:06,875
‫مثل کف بین سنگ‌ها؟

540
00:48:09,876 --> 00:48:11,750
‫چطور می‌شه چنین چیزی رو پذیرفت؟

541
00:48:13,835 --> 00:48:15,500
‫باید پذیرفت.

542
00:48:16,668 --> 00:48:19,125
‫مگه این خستگی رو احساس نمی‌کنی؟

543
00:48:19,710 --> 00:48:21,334
‫این رنج دریایی را؟

544
00:48:23,460 --> 00:48:27,000
‫اینجا همه چیز دائما در عذابه.

545
00:48:27,418 --> 00:48:28,667
‫ای سافو...

546
00:48:28,918 --> 00:48:30,375
‫موج پنج متری...

547
00:48:30,960 --> 00:48:32,750
‫نمی‌دانی لبخند به چه معناست؟

548
00:48:34,126 --> 00:48:36,917
‫این زندگی بی‌وقفه یکنواخت و غمگین است.

549
00:48:37,418 --> 00:48:40,542
‫حتی مُرده‌ها هم در عذابند.

550
00:48:45,501 --> 00:48:47,292
‫باید از دریا لذت ببری.

551
00:48:47,626 --> 00:48:49,500
‫تو هم از جزیره‌ای آمدی.

552
00:48:59,043 --> 00:49:01,292
‫زمانی در جزیره‌ام...

553
00:49:01,626 --> 00:49:04,042
‫دیدم که فانیان آمدند و رفتند.

554
00:49:05,043 --> 00:49:06,834
‫زن‌هایی مثل تو بودند...

555
00:49:07,335 --> 00:49:09,292
‫زن‌های عاشق، سافو.

556
00:49:09,835 --> 00:49:12,667
‫از دید من هرگز ناراحت و حوصله‌سربر نبودند.

557
00:49:13,097 --> 00:49:14,097
‫می‌دانم...

558
00:49:14,168 --> 00:49:16,417
‫ولی دیدی عاقبتشان چه شد؟

559
00:49:17,085 --> 00:49:19,334
‫زنی خود را در سرزمینی غریبه با دست خالی...

560
00:49:19,501 --> 00:49:22,167
‫از سقف خانه به دار آویخت.

561
00:49:22,418 --> 00:49:25,167
‫و دیگری روی صخره تنها و متروک بیدار شد.

562
00:49:25,335 --> 00:49:27,792
‫و سپس بقیه، خیلی‌های دیگر...

563
00:49:28,251 --> 00:49:31,292
‫از همه جزایر و سرزمین‌ها...

564
00:49:31,585 --> 00:49:34,042
‫یکی به میان دریا رفت و برده شد.

565
00:49:34,585 --> 00:49:37,875
‫دیگری با دستان خودش فرزندانش را کشت...

566
00:49:38,251 --> 00:49:40,917
‫دیگری شب و روز به پیکار پرداخت...

567
00:49:41,085 --> 00:49:43,667
‫و دیگری هرگز چشمش به خشکی نیفتاد...

568
00:49:44,085 --> 00:49:45,667
‫و تبدیل به چیزی شد...

569
00:49:46,251 --> 00:49:47,625
‫به هیولایی دریایی.

570
00:49:55,626 --> 00:49:58,292
‫یادته کی اونجا به دنیا آمد؟

571
00:50:04,376 --> 00:50:05,667
‫منظورت کیه؟

572
00:50:11,626 --> 00:50:14,459
‫آفرودیت ناگهان پدیدار شد.

573
00:50:14,543 --> 00:50:17,084
‫در وسط بعد از ظهری طبیعی...

574
00:50:17,168 --> 00:50:19,209
‫میلش را در هلن القا می‌کند.

575
00:50:19,376 --> 00:50:22,292
‫آفرودیت با یک تهدید او را فرو می‌ریزاند.

576
00:50:26,501 --> 00:50:28,084
‫[منصفانه]

577
00:50:28,168 --> 00:50:29,750
‫[مجددا]

578
00:50:29,876 --> 00:50:31,209
‫[زیرا]

579
00:50:51,543 --> 00:50:53,709
‫[پروازهای ورودی از دوردست]

580
00:51:00,210 --> 00:51:01,917
‫[پروازهای خروجی]

581
00:51:20,793 --> 00:51:22,250
‫بریتومارتیس...

582
00:51:23,293 --> 00:51:26,084
‫یادته کی اونجا به دنیا آمد؟

583
00:51:31,585 --> 00:51:33,459
‫آنجا از میان کف دریا بیرون آمد.

584
00:51:33,460 --> 00:51:35,292
‫الهه‌ی بی‌نام و نشان.

585
00:51:36,168 --> 00:51:39,375
‫نگران بی‌قرار که بر خود لبخند می‌زد.

586
00:51:42,293 --> 00:51:44,875
‫و تمام چیزهای متصلب دریا...

587
00:51:44,960 --> 00:51:47,084
‫ماده و نفس او بودند.

588
00:51:49,001 --> 00:51:50,459
‫دیدیش؟

589
00:51:51,876 --> 00:51:53,584
‫دیدی بریتومارتیس؟

590
00:51:54,418 --> 00:51:56,542
‫سافو، از من نپرس.

591
00:51:57,043 --> 00:51:59,250
‫من حوری‌ای کوچک بیش نیستم.

592
00:52:01,168 --> 00:52:02,667
‫وقتی پدیدار شد...

593
00:52:02,876 --> 00:52:05,167
‫همه فرار کردیم.

594
00:52:05,418 --> 00:52:07,042
‫ازش حرف نزن عزیزم.

595
00:52:07,126 --> 00:52:08,334
‫حتی بهش اشاره نکن.

596
00:52:11,876 --> 00:52:14,000
‫و بدین ترتیب من هم گریختم...

597
00:52:21,418 --> 00:52:22,750
‫وقتی به دریا رسیدم...

598
00:52:23,043 --> 00:52:25,125
‫موجی پنج‌ متری را دیدم...

599
00:52:25,876 --> 00:52:29,625
‫مملو از باکتری که بر من چشمک می‌زدند...

600
00:52:29,793 --> 00:52:31,459
‫و برایم زمزمه کردند...

601
00:52:32,918 --> 00:52:34,750
‫زیرا که اگر امروز فرار کنی...

602
00:52:34,793 --> 00:52:36,417
‫به زودی جستجو را آغاز خواهی کرد.

603
00:52:36,543 --> 00:52:38,334
‫و اگر عشق را احساس نکنی...

604
00:52:38,460 --> 00:52:40,250
‫به زودی میل به عشق ورزیدن پیدا می‌کنی.

605
00:52:40,585 --> 00:52:42,375
‫حتی اگر درخواست نشده باشد.

606
00:53:06,168 --> 00:53:08,459
‫بریتومارتیس: وقتی پدیدار بشه،
‫ همه فرار می‌کنیم.

607
00:53:09,501 --> 00:53:12,125
‫ازش حرف نزن عزیزم.

608
00:53:13,793 --> 00:53:15,750
‫پایان بخش «کف دریا».

609
00:53:16,918 --> 00:53:19,000
‫ولی همچنان از پاوزه...

610
00:53:19,876 --> 00:53:21,750
‫یا از کسانی که باقی گذاشت:

611
00:53:22,085 --> 00:53:23,542
‫[فضیلت‌های کوچک ناتالیا گینزبرگ]

612
00:53:24,710 --> 00:53:26,292
‫[پرتره‌ی یک دوست]

613
00:53:27,585 --> 00:53:29,959
‫شهری که دوستمان دوستش داشت همچنان همان است.

614
00:53:30,335 --> 00:53:32,875
‫تغییراتی رخ داده اما خیلی نه.

615
00:53:34,501 --> 00:53:37,709
‫الان می‌فهمیم که شهرمان...

616
00:53:37,918 --> 00:53:40,500
‫شبیه دوستمان است که از دستش دادیم
‫و آن را دوست داشت.

617
00:53:41,543 --> 00:53:42,917
‫مثل وی بود.

618
00:53:43,376 --> 00:53:44,750
‫کوشا...

619
00:53:45,126 --> 00:53:47,292
‫تب و تاب فعالیت در آن شدید است...

620
00:53:47,543 --> 00:53:48,709
‫و یک‌دنده است.

621
00:53:54,126 --> 00:53:58,625
‫در طول سال‌ها برای خودش دستگاهی
‫از افکار و نظم خلق کرد...

622
00:53:58,876 --> 00:54:01,292
‫که بسیار درهم و برهم و غیرقابل توصیف بود...

623
00:54:01,960 --> 00:54:05,375
‫که نمی‌گذاشت حتی ساده‌ترین کارها را بکند...

624
00:54:07,085 --> 00:54:11,042
‫و هر چه کارهای ساده غیرممکن‌تر
‫ و ممنوع‌تر می‌شد...

625
00:54:11,543 --> 00:54:15,000
‫اشتیاقش برای فتح آن عمیق‌تر می‌شد.

626
00:54:18,210 --> 00:54:20,209
‫ما یعنی دوستانش...

627
00:54:20,335 --> 00:54:24,334
‫نمی‌تونستیم بهش بگیم که دقیقا
‫متوجه اشتباهش هستیم.

628
00:54:25,460 --> 00:54:28,375
‫همچنین می‌خواستیم چندین چیز
‫ به وی یاد دهیم...

629
00:54:29,460 --> 00:54:33,292
‫بهش یاد بدیم که به شیوه ابتدایی
‫ و راحت‌تری زندگی کنه...

630
00:54:34,626 --> 00:54:36,959
‫ولی موفق‌ نشدیم چیزی بهش یاد بدیم...

631
00:54:37,460 --> 00:54:40,375
‫چون وقتی سعی داشتیم منطقمان
‫ را توضیح دهیم...

632
00:54:40,835 --> 00:54:44,542
‫دستش را بالا می‌آورد و می‌گفت
‫ که همه‌چیز را می‌داند.

633
00:54:56,543 --> 00:55:00,834
‫هیچ حقیقتی برای افسانه‌ی فقید
‫ خودکشی سافو وجود ندارد.

634
00:55:02,835 --> 00:55:04,334
‫افسانه‌ای رمانتیک...

635
00:55:04,418 --> 00:55:07,417
‫که احتمالا خالقش نمایش‌نامه‌نویسی
‫هلنیستی بوده...

636
00:55:07,751 --> 00:55:10,250
‫و توسط اووید و دیگر شاعران نشر یافته.

637
00:55:15,918 --> 00:55:18,667
‫همه چیز در دریا می‌میرد و دوباره
‫به زندگی باز می‌گردد.

638
00:55:21,585 --> 00:55:23,375
‫حالا می‌دانی.

639
00:56:11,376 --> 00:56:14,250
‫[به تو تضمین می‌دهم که کسی ما
‫را به خاطر خواهد سپرد]

640
00:56:16,793 --> 00:56:18,334
‫[سپیده دم]

641
00:56:29,460 --> 00:56:31,084
‫[سپیده دم]

642
00:56:42,168 --> 00:56:43,792
‫[سپیده دم]

643
00:57:14,751 --> 00:57:16,125
‫[بانوی سپیده]

644
00:57:58,960 --> 00:58:00,292
‫بریتومارتیس...

645
00:58:01,418 --> 00:58:03,042
‫یادته کی اینجا بود؟

646
00:58:13,418 --> 00:58:15,042
‫اینجا از کف دریا پدیدار شد...

647
00:58:15,335 --> 00:58:16,875
‫الهه‌ی بی‌نام و نشان...

648
00:58:17,210 --> 00:58:19,709
‫نگران بی‌قراری که به خود لبخند می‌زد.

649
00:58:24,335 --> 00:58:25,709
‫دیدیش؟

650
00:58:26,585 --> 00:58:28,500
‫دیدی بریتومارتیس؟

651
00:59:23,918 --> 00:59:28,292
‫همان‌طور که اشعار جدیدی که
‫از سافو در 2014 یافت شد...

652
00:59:28,960 --> 00:59:30,917
‫محتمل و کاملا باورکردنیست که...

653
00:59:31,085 --> 00:59:32,750
‫در آینده‌ی نزدیک...

654
00:59:32,835 --> 00:59:35,500
‫اشعاری که همچنان گم شده هستند پیدا شوند...

655
00:59:36,335 --> 00:59:40,084
‫و دوباره در سینه‌ی مردم حفظ شوند.

656
00:59:59,210 --> 01:00:00,500
‫حالا...

657
01:00:00,835 --> 01:00:02,625
‫به نشانه‌ی اشتیاق...

658
01:00:02,918 --> 01:00:06,459
‫حین اشاره به یکی از اشعارش
‫ با شما خداحافظی می‌کنم

659
01:00:59,000 --> 01:01:07,000
«مترجم: «تارخ علی‌خانی
‫ تلگرام: aManOfWar@

660
01:01:07,024 --> 01:01:15,024
ناين مووي مرجع دانلود فيلم و سريال با لينک مستقيم
.::9Movie.Tv::.