﻿WEBVTT

00:00:05.600 --> 00:00:10.354
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:00:10.600 --> 00:00:15.354
مترجم: غزل رستگاری

00:00:15.600 --> 00:00:20.354
به لطف و حمایت آقای حسین اکبری

00:01:13.824 --> 00:01:16.890
..[فریدا] در کل زندگیم

00:01:16.915 --> 00:01:19.979
فقط درحال نشون دادن حقیقت
خودم توی نقاشیام بودم

00:01:22.124 --> 00:01:26.003
تا بتونم چیزهایی رو بگم که
جور دیگه‌ای قابل بیان نبودن

00:01:28.923 --> 00:01:32.426
من نقاشی می‌کنم چون بهش نیاز دارم

00:03:37.551 --> 00:03:41.347
کی فکرش رو می‌کرد که لکه‌های
..رنگ به زندگی یکی بیان

00:03:41.430 --> 00:03:44.350
و کمکش کنن که زندگی رو بهش برگردونه؟

00:03:47.394 --> 00:03:52.024
مکزیک همه‌ی دنیای من بود

00:03:53.984 --> 00:03:57.029
خوشحال بودم

00:04:06.288 --> 00:04:10.459
برای خودم می‌دویدم

00:04:11.126 --> 00:04:16.090
زیر درختا داد می‌زدم
می‌خندیدم

00:04:33.732 --> 00:04:36.902
مادرم به شدت مذهبی بود

00:04:37.903 --> 00:04:41.198
اون کشیشا رو دعوت کرد تا توی
خونه‌م مراسم عشای ربانی برپا کنن

00:04:41.615 --> 00:04:45.577
دوستاش هم دعوت کرد تا اونجا دعا بخونن

00:04:46.704 --> 00:04:49.373
..وقتی که همه درحال دعا بودن

00:04:49.873 --> 00:04:53.585
تلاش می‌کردم جلوی خنده‌م رو بگیرم

00:04:57.131 --> 00:05:02.011
به یاد دارم که در مورد
اسرار کتاب مقدس پرسیدم

00:05:03.178 --> 00:05:10.144
همیشه می گفتن،
«باید خود را بیشتر وقف خدا کنیم»

00:05:21.905 --> 00:05:26.285
ولی دست برنمی‌داشتم و کشیش
رو با سوالام اذیت می‌کردم

00:05:27.911 --> 00:05:29.997
مسیح چگونه متولد شد؟

00:05:31.582 --> 00:05:35.210
مریم مقدس واقعا باکرده بود؟

00:05:41.091 --> 00:05:45.262
اونا من رو می‌نداختن بیرون چون
برای بقیه بچه‌ها بدآموزی داشتم

00:05:52.311 --> 00:05:54.688
پدرک عکاس بود

00:05:54.980 --> 00:05:58.776
من شیفته استودیوی اون بودم

00:06:00.402 --> 00:06:05.115
..بابا آتئیست بود و تنها کسی که توی خانه

00:06:05.783 --> 00:06:11.121
کتاب‌هایی درباره علوم و
جغرافیا و تاریخ می‌خوند

00:06:17.211 --> 00:06:20.547
همه جا با بابام می‌رفتم

00:06:22.007 --> 00:06:25.803
اون مناظر کنار رودخانه رو نقاشی می‌کرد

00:06:26.762 --> 00:06:30.474
با آبرنگ و رنگ روغن

00:06:36.105 --> 00:06:42.486
بابا جعبه رنگش رو توی
آتلیه‌اش نگه می‌داشت

00:06:43.403 --> 00:06:48.158
خیلی دلم اون جعبه رو می‌خواست

00:06:52.788 --> 00:06:54.039
سبز

00:06:54.623 --> 00:06:57.793
نور گرم خوب

00:06:59.169 --> 00:07:00.671
سرخابی

00:07:01.380 --> 00:07:03.132
آزتک

00:07:04.550 --> 00:07:06.093
قرمز مکزیکی

00:07:06.343 --> 00:07:09.054
خون کهنه گلابی خاردار

00:07:09.888 --> 00:07:11.265
قهوه‌ای

00:07:11.682 --> 00:07:13.308
رنگ مول

00:07:14.017 --> 00:07:15.227
زمین

00:07:16.937 --> 00:07:18.147
زرد

00:07:19.022 --> 00:07:22.276
خورشید و شادی

00:07:30.159 --> 00:07:33.996
..من دختری بودم که در دنیایی پر از رنگ‌هایی

00:07:34.496 --> 00:07:36.623
از اشکال ملموس قدم می‌زدم

00:07:41.211 --> 00:07:44.089
همه چیز اسرارآمیز پر رمز و راز بود

00:07:55.267 --> 00:07:59.438
رمزگشایی جهان مانند یک بازی بود

00:08:21.793 --> 00:08:23.795
می‌خواستم دکتر بشم

00:08:24.922 --> 00:08:27.925
بنابراین من در مدرسه
مقدماتی ملی شرکت کردم

00:08:32.721 --> 00:08:38.518
اولش خوشم نیومد چون باید
با بقیه دخترا می‌رفتم طبقه بالا

00:08:39.978 --> 00:08:41.897
همه‌ی دخترا می‌گفتن

00:08:42.189 --> 00:08:44.816
"فریدا عجیبه"

00:08:48.320 --> 00:08:52.491
در نهایت با گروهی به نام کاچاها دوست شدم

00:08:56.370 --> 00:08:58.163
کلاه کپ می‌زدیم

00:08:58.288 --> 00:09:01.625
و من تنها دختر اونجا بودم

00:09:11.301 --> 00:09:14.554
[حرف‌های آلخاندرو گومز آریاس، همکلاسی]
وقتی فریدا به مدرسه رسید، سرکش بود

00:09:14.638 --> 00:09:17.724
و سنت رو زیر پا گذاشت

00:09:20.352 --> 00:09:25.732
او به سوی مردان جوان سرکش کشیده شد

00:09:26.358 --> 00:09:29.486
و به گروه ما پیوست

00:09:39.621 --> 00:09:42.874
[فریدا] همه جا دنبال کاچاها می‌رفتم

00:09:43.667 --> 00:09:47.963
و در تمام شیطنت‌هاشون مشارکت می‌کردم

00:09:57.556 --> 00:10:00.267
[بالتاسار دروموندو، همکلاسی]
..یه ترقه به سگی وصل کردیم

00:10:00.392 --> 00:10:02.936
و اون رو به مدرسه فرستادیم

00:10:04.938 --> 00:10:10.610
خرابکاری کردیم و همه کلاس‌ها
رو به حالت تعلیق در آوردیم

00:10:13.322 --> 00:10:18.535
فریدا تو راهرو ایستاده
بود و داشت از خنده می‌مرد

00:10:24.124 --> 00:10:27.836
[فریدا] من به جای اینکه به کلاس
خودم برم، به کلاس پسرا می‌رفتم

00:10:28.045 --> 00:10:30.213
کلاسام رو به سختی پاس می‌کردم

00:10:30.589 --> 00:10:33.425
یا برای نمره‌ی خوب تقلب می‌کردم

00:10:43.435 --> 00:10:46.438
آلخاندرو در مدرسه رهبر بود

00:10:47.147 --> 00:10:51.443
تو همه‌ی اعتراضات دانشجویی نقش داشت

00:10:53.362 --> 00:10:57.366
من به آدم‌های باهوش علاقه‌مند می‌شم

00:10:57.908 --> 00:11:02.871
کسایی رو انتخاب می‌کنم که از من بالاتر هستن

00:11:04.414 --> 00:11:05.832
الکس من

00:11:06.833 --> 00:11:08.710
الکس عزیز من

00:11:09.836 --> 00:11:11.213
الکس من

00:11:14.758 --> 00:11:17.469
از آلخاندرو خواستم که باهام سکس کنه

00:11:18.011 --> 00:11:20.263
ولی اون ترجیح داد حرفای قشنگ بزنه

00:11:20.555 --> 00:11:22.349
شعر می گفت

00:11:22.432 --> 00:11:25.435
بوسم می‌کرد
بغلم می‌کرد

00:11:28.146 --> 00:11:31.858
من فکر می‌کنم هر چیزی
که به آدم لذت می‌ده خوبه

00:11:37.697 --> 00:11:40.158
نفس

00:11:40.742 --> 00:11:42.452
بو

00:11:43.203 --> 00:11:45.163
آغوش

00:11:45.580 --> 00:11:47.416
عشق

00:11:48.667 --> 00:11:51.044
لبه پرتگاه

00:12:23.034 --> 00:12:27.289
..اون روزی که با آلخاندرو سوار اتوبوس شدم

00:12:29.833 --> 00:12:34.713
من کنار نرده نشستم و الخاندرو هم کنارم نشست

00:12:36.131 --> 00:12:40.093
کمی بعد از سوار شدن به
اتوبوس، تصادف شد

00:12:42.929 --> 00:12:46.391
[آلخاندرو، دوست‌پسر فریدا]
یک چرخ دستی به اتوبوس ما نزدیک شد

00:12:47.058 --> 00:12:48.810
و به آرامی مستقیم به وسط ما برخورد کرد

00:12:51.646 --> 00:12:55.567
اتوبوسه انعطاف‌پذیری عجیبی داشت

00:12:56.276 --> 00:12:58.945
هی بیشتر و بیشتر خم شد

00:12:59.779 --> 00:13:02.782
..وقتی به ته انعطافش رسید

00:13:03.200 --> 00:13:05.368
به هزار تکه تقسیم شد

00:13:12.876 --> 00:13:14.503
[فریدا] خشونت نبود

00:13:16.546 --> 00:13:18.507
ولی بی‌صدایی یود

00:13:18.757 --> 00:13:20.300
آروم

00:13:21.218 --> 00:13:27.098
نرده مثل شمشیری که از یه
گاو رد شه، از من رد شد

00:13:30.268 --> 00:13:33.522
این دروغه که آدم متوجه سقوطش می‌شه

00:13:34.856 --> 00:13:37.108
دروغه که اون لحظه گریه می‌کنه

00:13:38.443 --> 00:13:41.571
من گریه نکردم

00:13:43.448 --> 00:13:48.703
نمی‌فهمیدم چه زخمی توی تنمه

00:13:49.496 --> 00:13:53.542
فکر کردم سالم اومدم بیرون

00:13:59.923 --> 00:14:02.259
[آلخاندرو] من به زیر چرخ دستی رسیدم

00:14:04.427 --> 00:14:09.849
به‌محض اینکه تونستم
بلند شم دنبال فریدا رفتم

00:14:12.686 --> 00:14:18.275
باوحشت متوجه شدم که یک
تکه آهن بدنش رو سوراخ کرده

00:14:19.526 --> 00:14:22.529
یه مردی گفت که باید بکشیمش بیرون

00:14:22.612 --> 00:14:26.658
زانوش رو روی بدن فریدا
گذاشت و اونو بیرون کشید

00:14:30.036 --> 00:14:36.918
فریدا خیلی بلند فریاد زد
جوری که صدای آژیر آمبولانس رو نمی‌شنیدی

00:14:39.129 --> 00:14:45.552
تثادف اتویوس رو تکه تکه کرد

00:14:49.180 --> 00:14:52.100
دکترا فکر نمی‌کردن بتونن نجاتش بدن

00:15:09.075 --> 00:15:14.539
[فریدا] مدت زیادی طول
می‌کشه تا شکستگی لگنم بهبود پیدا کنه

00:15:15.040 --> 00:15:18.043
و زخمای پام بهتر بشه

00:15:22.047 --> 00:15:26.718
..دکتر فکر می‌کنه که باید

00:15:27.636 --> 00:15:30.472
سه یا چهار ماه اینجوری بمونم

00:15:39.814 --> 00:15:44.110
من اکنون در دنیایی از درد زندگی می‌کنم

00:15:45.945 --> 00:15:48.239
شفاف

00:15:48.615 --> 00:15:50.700
مثل یخ

00:15:51.201 --> 00:15:54.287
دیگه رمز و رازی نداره

00:16:07.175 --> 00:16:09.761
تصادف نابودم کرد

00:16:10.136 --> 00:16:12.555
اما حداقل بانوی مرگ منو نگرفت

00:16:16.643 --> 00:16:20.647
همه می‌گن ناامید نباش

00:16:24.317 --> 00:16:28.822
ولی هیچکس نمی‌دونه که چجوری می‌گذره

00:16:29.280 --> 00:16:34.786
همه‌ی عمرم توی خیابونا رها و آزاد بودم

00:16:40.458 --> 00:16:45.672
احساس می‌کنم توی اتاقم به دام افتادم

00:16:46.631 --> 00:16:51.344
با روح خودم تنها

00:17:00.186 --> 00:17:07.186
مادرم یک ابزار چوبی ابداع کرد که
می‌تونستم کاغذهام رو روی اون نگاه دارم

00:17:10.238 --> 00:17:17.238
اون همچنین یک آینه روی تختم آویزون کرد تا
بتونم از خودم به عنوان مدل استفاده کنم

00:17:21.040 --> 00:17:24.252
با نقاشی کردن از پرتره‌ دوستام شروع کردم

00:17:28.798 --> 00:17:30.550
آگوستین عزیزم

00:17:31.050 --> 00:17:34.137
پرتره‌ی تو رو با عشق کشیدم

00:17:37.557 --> 00:17:39.642
آلیسیای زیبا

00:17:40.310 --> 00:17:45.315
تمام عشقم را برایت می‌فرستم
رفیق شما، فریدوشا

00:17:47.525 --> 00:17:50.278
میگل، برادر کوچیکم

00:17:50.862 --> 00:17:53.656
هیچوقت کاچاها رو فراموش نکن
شماره 9

00:17:53.740 --> 00:17:55.867
فریدار کالو

00:17:57.410 --> 00:17:59.078
الکس

00:17:59.662 --> 00:18:02.207
این برای اینه که فراموشم نکنی

00:18:02.957 --> 00:18:05.502
منتظرم بمون

00:18:09.589 --> 00:18:12.050
این پرتره منه الکس

00:18:12.759 --> 00:18:15.845
قول می‌دم تا چند روز دیگه خونه شما باشم

00:18:16.846 --> 00:18:20.975
بهت التماس می‌کنم
پایین آویزونش کن

00:18:21.810 --> 00:18:26.523
وقتی نگاهش می‌کنی انگار داری
دقیقا به خودم نگاه می‌کنی

00:18:53.967 --> 00:18:57.262
بعد از یک سال
بعد کلی عمل

00:18:57.595 --> 00:19:03.268
هنوز درد زیادی داشتم و ضعیف بودم

00:19:04.143 --> 00:19:11.143
اما من می‌خوام با سلامتی‌ای که
برام باقی مونده مثمر ثمر باشم

00:19:24.455 --> 00:19:29.544
زمانی که انقلاب شروع شد
حواسم بود که چه اتفاقی دارد میفته

00:19:31.296 --> 00:19:38.136
چهار ساله بودم که شاهد مبارزه
دهقانی زاپاتا علیه نظام بودم

00:19:43.141 --> 00:19:45.859
[امیلیانو زاپاتا، رهبر انقلاب]
..دهقانا اسلحه به دست گرفتن تا

00:19:45.884 --> 00:19:48.712
نانی را بگیرن که ثروتمندان
از آنها دریغ می کردن

00:19:49.522 --> 00:19:51.774
سرزمین و آزادی

00:19:56.237 --> 00:20:03.077
[فریدا] توی مکزیک کوراخه به
معنی خشن شدن دربرابر بی‌عدالتیه

00:20:09.709 --> 00:20:12.962
من درد مظلوم رو حس می‌کنم

00:20:13.504 --> 00:20:17.342
احساس جنگیدن برای اونا رو حس می‌کنم

00:20:18.384 --> 00:20:23.222
برای همین هم همون موقعی که بعد
..تصادف بهم اجازه راه رفتن دادن

00:20:23.348 --> 00:20:26.267
به حزب کمونیست پیوستم

00:20:33.733 --> 00:20:37.028
هنر مکزیکی ارزش های جدید را منعکس می کن

00:20:37.111 --> 00:20:40.698
هنر و انقلاب

00:20:57.674 --> 00:21:02.387
روح انقلاب

00:21:02.804 --> 00:21:06.265
اساس عزم من بود

00:21:28.955 --> 00:21:34.127
دیگو ریورا در حال نقاشی دیواری
در وزارت آموزش و پرورش بود

00:21:48.599 --> 00:21:50.643
دیگو کمونیسته

00:21:50.977 --> 00:21:56.274
کار خلاقانه او در خدمت انقلاب اجتماعیه

00:22:05.450 --> 00:22:07.452
سلیقه عالی‌ای داره

00:22:08.870 --> 00:22:12.290
او هر زیبایی‌ای رو تحسین می‌کنه

00:22:13.291 --> 00:22:18.880
چه زیبایی‌ای که از یک
زن بیاد یا از یک کوه

00:22:37.523 --> 00:22:42.695
من اونو فقط از دور دیده بودم
اما بسیار تحسینش می‌کردم

00:22:44.155 --> 00:22:49.577
یک روز چهار تابلو براش
آوردم و همینطور گفتم

00:22:50.411 --> 00:22:52.914
بشین دیگو

00:22:55.083 --> 00:23:00.463
[دیگو ریورا] از روی داربستم به پایین
نگاه کردم و دختری حدودا هجده ساله را دیدم

00:23:02.048 --> 00:23:06.177
هیکل زیبا و صورت ظریفی داشت

00:23:08.971 --> 00:23:12.600
[فریدا]
ببین نیومدم باهات لاس بزنم

00:23:13.142 --> 00:23:17.605
بااینکه خیلی خانم‌بازی ولی من اومدم
تا فقط نقاشیام رو بهت نشون بدم

00:23:19.941 --> 00:23:24.403
اگر خوشت میاد بهم بگو، اگر نه هم اوکیه

00:23:24.612 --> 00:23:28.825
یه راه دیگه برای کمک به
پدر و مادرم پیدا می‌کنم

00:23:31.619 --> 00:23:34.580
[دیگو] تحت‌تاثیر قرار گرفتم

00:23:34.831 --> 00:23:39.168
نقاشی‌هاش بیان خشمگینی داشتن

00:23:39.377 --> 00:23:44.173
"به نظر من، شما باید به نقاشی ادامه بدید"
یک دفعه گفتم

00:23:44.966 --> 00:23:48.594
[فریدا] بهم گفت تو استعداد داری

00:23:49.846 --> 00:23:53.724
از اون زمان دوران عشق و عاشقی ما هم شروع شد

00:24:17.456 --> 00:24:19.959
دیگو یه بچه‌ی بزرگه

00:24:20.668 --> 00:24:24.422
..چشای برآمده‌ش اصلا طوری نیستن که

00:24:24.797 --> 00:24:29.135
انگار برای یه نقاش ساخته شده باشن

00:24:31.345 --> 00:24:38.345
همیشه لبخند شیطون و
بامزه‌ای روی لبای گوشتیشه

00:24:41.856 --> 00:24:44.400
[آدلینا زندهاس، همکلاسی]
از شنیدن حرفای دیگو خیلی ناراحت شد

00:24:44.859 --> 00:24:50.364
اذیتش می‌کرد
عصبانیش می‌کرد

00:24:51.741 --> 00:24:54.452
[برترام ولف، دوست دیگو]
دیدم دیگو با یه دختر جدیده

00:24:54.535 --> 00:24:56.954
زن جوونی بود

00:24:58.039 --> 00:25:00.750
تقریباً یکباره اون رو
به‌صورت نقاشی دیواری درآورد

00:25:03.002 --> 00:25:05.254
دیگو بهش گفت
صورت سگی‌ای داری

00:25:05.338 --> 00:25:08.758
فریدا پاسخ داد: "و تو
"چهره قورباغه‌ای داری

00:25:09.759 --> 00:25:11.079
[فریدا]
صورت قورباغه‌ای

00:25:11.135 --> 00:25:13.238
[برترام]
اسم موردعلاقه‌ی فریدا شد

00:25:13.262 --> 00:25:15.097
..و یه چیز دیگه

00:25:15.389 --> 00:25:16.669
[فریدا]
شکم گنده

00:25:16.724 --> 00:25:18.744
[برترام]
بعضی وقتا هم کوچولو

00:25:18.768 --> 00:25:20.728
[فریدا]
دیگو کوچولو

00:25:21.062 --> 00:25:25.441
[برترام] بعدش دیگو شروع به
پرسیدن نظر اون برای کار خودش کرد

00:25:25.524 --> 00:25:28.527
داوریش گاهی نامطلوب بود

00:25:29.612 --> 00:25:33.866
اون(دیگو) غر می‌زد، اما روز بعد، جزئیات
توهینآمیز رو تغییر می‌داد

00:25:38.871 --> 00:25:41.249
[فریدا]
قبلش شبیه پسرا لباس می‌پوشیدم

00:25:44.460 --> 00:25:49.423
اما از وقتی دیگو رو می‌دیدم
لباسای سنتی تهوانا رو می‌پوشیدم

00:26:04.272 --> 00:26:08.901
اسم تو رو اکسوکروم ( تشدید کننده
رنگ) می‌ذارم کسی که رنگ‌ها رو می‌گیره

00:26:09.568 --> 00:26:14.573
من کروموفور(رنگ ساز) اونی که رنگ می‌ده

00:26:37.555 --> 00:26:41.726
دیگو ریورا ازدواج کرد

00:26:42.852 --> 00:26:49.317
همه می‌گفتن مثل ازدواج یک فیل با یک کبوتره

00:27:00.870 --> 00:27:03.456
می‌خوام پسردار بشم

00:27:04.081 --> 00:27:07.168
چون این دنیای مرداس

00:27:08.502 --> 00:27:11.088
می‌خوام شبیه دیگو بشه

00:27:13.674 --> 00:27:18.804
اگر دختر داشتم دلم
می‌خواست کمی شبیه من باشه

00:27:19.722 --> 00:27:21.724
ولی زیباتر

00:27:30.733 --> 00:27:35.654
وقتی دیگو نقاشی می‌کرد
هر روز به دیدنش می‌رفتم

00:27:36.655 --> 00:27:42.953
دیدن من با غذا توی سبدی پوشیده
از گل خوشحال می‌کرد

00:27:52.338 --> 00:27:56.133
[دیگو]
من هفت روز در هفته کار می کردم

00:27:56.217 --> 00:28:00.763
و 18 ساعت در روز تو
کمیسیون‌های دولتی کار می‌کردم

00:28:04.558 --> 00:28:08.369
زمانی که یک دلال آثار
..هنری به من پیشنهاد نمایش

00:28:08.394 --> 00:28:11.582
..یک نفره در موزه هنر مدرن نیویورک را داد

00:28:11.899 --> 00:28:14.193
به شدت هیجان‌زده بودم

00:28:15.444 --> 00:28:21.075
برای یک هنرمند این اوج موفقیت حرفه‌ایه

00:28:33.963 --> 00:28:35.047
همین‌جاس

00:28:35.714 --> 00:28:36.966
توانایی

00:28:37.800 --> 00:28:39.009
قدرت

00:28:39.885 --> 00:28:41.345
شکوه

00:28:41.595 --> 00:28:43.848
جوانی سرزمین ما

00:28:48.978 --> 00:28:53.023
[گزارشگر]
نقاش مکزیکی، دیگو ریورا، وارد شد

00:28:54.316 --> 00:28:58.696
سنیورا ریورا، زنی شبیه پرنده‌ها
و ریزاندام، از پشت شوهرش لبخند زد

00:29:01.532 --> 00:29:04.243
[فریدا]
نیویورک خیلی بزرگه

00:29:04.577 --> 00:29:08.289
باورم نمی‌شه آدما ساختنش

00:29:11.584 --> 00:29:15.629
هتلمون دقیقا رو‌به‌روی سنترال پارکه

00:29:16.297 --> 00:29:19.300
فقط یک بلوک با خیابان پنجم فاصله داره

00:29:31.061 --> 00:29:35.524
برخی از محله‌های نیویورک
بسیار جالب‌تر از محله‌های ما هستن

00:29:39.278 --> 00:29:41.030
هارلم رفتیم

00:29:41.447 --> 00:29:43.782
خیلی قشنگه

00:29:51.499 --> 00:29:55.461
جوامع مهاجر از هر نقطه از جهان وجود داره

00:29:58.714 --> 00:30:03.010
جشن‌های تو محله چینی‌ها شبیه جشن‌های مکزیکه

00:30:03.719 --> 00:30:06.597
پر از آتیش‌بازی و رنگ

00:30:19.610 --> 00:30:22.655
[دیگو] با استقبال باشکوهی مواجه شدیم

00:30:23.405 --> 00:30:27.576
در مهمانی‌ها و شام‌ها از ما پذیرایی می‌کردن

00:30:28.160 --> 00:30:31.205
[فریدا]دیگو اینجا گه بزرگی به حساب میاد

00:30:32.706 --> 00:30:38.462
مردم طبقه‌ی بالا به
احمق‌های بیشتری زندگی می‌دن

00:30:40.005 --> 00:30:47.005
کلی چرت‌پرت می‌گن و به پولشون می‌بالن

00:30:49.348 --> 00:30:52.601
کلی هم لباس باید داشته باشی

00:30:53.477 --> 00:30:58.607
اگر ژولیده ظاهر بشید،
شما رو زنده زنده می‌خورن

00:31:01.944 --> 00:31:04.280
ولی لباسای مکزیک الان مده

00:31:04.905 --> 00:31:08.409
و همه‌ی لباسام توجهشون رو جلب می‌کنه

00:31:08.909 --> 00:31:11.036
دهشون باز می‌مونه

00:31:12.288 --> 00:31:17.793
چون احمقایی هستن که سر
احمقانه‌ترین چیزها هیجان‌زده می‌شم

00:31:28.429 --> 00:31:32.600
دیگو دو بلوک از هتل ما رو نقاشی می‌کنه

00:31:42.776 --> 00:31:45.571
منم همه‌ش دارم نقاشی می‌کنم

00:31:47.865 --> 00:31:52.911
من چیزهایی رو نقاشی می‌کنم
که به شدت تحت تأثیر دیگو هستن

00:31:57.666 --> 00:32:00.002
من با سبک اون سازگار شده‌ام

00:32:00.210 --> 00:32:03.047
تمام تلاشم رو می‌کنم تا مطمئن
شم که به خوبی انجام شده

00:32:08.677 --> 00:32:10.905
[لوسیل بلانچ]
اون نقاشی‌های کوچیکی

00:32:10.929 --> 00:32:12.890
با رنگ‌های روشن مکزیکی می‌کرد

00:32:12.973 --> 00:32:16.310
ولی از من نمی‌خواست کارهاش رو ببینم

00:32:16.393 --> 00:32:18.937
یه‌کم از نقاشی‌هاش خجالت می‌کشید

00:32:20.481 --> 00:32:23.359
اون خودش رو به عنوان یک هنرمند معرفی نکرد

00:32:23.442 --> 00:32:26.945
اونجا بود چون دیگو داشت می‌درخشید

00:32:47.216 --> 00:32:50.594
[فریدا]
زمستون اینجا واقعا ناراحت‌کننده‌س

00:32:51.970 --> 00:32:55.432
یهو همه چی سفید شد

00:32:55.766 --> 00:32:58.560
ولی مردم دست از بیرون رفتن برنمی‌دارن

00:32:59.937 --> 00:33:02.481
من اینجا رو ترک نمی‌کنم

00:33:02.690 --> 00:33:05.818
با این ستون فقراتم نمیتونم زیاد راه برم

00:33:09.279 --> 00:33:11.407
همیشه درد دارم

00:33:12.241 --> 00:33:15.327
ضعیف و خسته‌م

00:33:30.467 --> 00:33:32.261
روزامو تنها می‌گذرونم

00:33:33.011 --> 00:33:36.682
از وقتی که دیگو از نقاشی دست نمی‌کشه

00:33:37.558 --> 00:33:43.188
و باید به کاراش برسه

00:33:45.149 --> 00:33:46.442
دیگو

00:33:47.234 --> 00:33:49.987
من تنهام

00:33:52.865 --> 00:33:55.451
[دیگو] من هرگز شوهر وفاداری نبودم

00:33:56.618 --> 00:33:59.913
زیادی برای کارای خودم پافشاری کردم

00:34:00.664 --> 00:34:05.627
همیشه زن‌ها را جوری می‌دیدم که
نمی‌تونستم دربرابرشون مقاومت کنم

00:34:09.381 --> 00:34:15.345
دلم می‌خواست آزاد باشم تا
دنبال هرکی که می‌خوام برم

00:34:19.725 --> 00:34:22.436
فریدا به خیانت من اعتراضی نکرد

00:34:22.895 --> 00:34:26.386
چیزی که اونو اذیت کرد این
..بود که زنایی رو انتخاب

00:34:26.411 --> 00:34:29.759
کردم که شایسته من نبودن
یا از خودش پست‌تر بودن

00:34:33.906 --> 00:34:35.800
[لوسیل، دوست]
..یه بار یه دختری بود

00:34:35.824 --> 00:34:37.743
داشت سعی می‌کرد توجهش رو جلب کنه

00:34:38.911 --> 00:34:42.498
فریدا شروع به اجرای آهنگ‌های
خنده‌دار مکزیکی کرد

00:34:48.879 --> 00:34:51.548
بامزه‌ و بامزه‌تر شد

00:34:51.632 --> 00:34:54.635
بامزه و شوخ‌طبع بود

00:34:55.719 --> 00:34:59.348
دیگو از یه جایی توجه به دخترا رو ول کرد

00:35:00.432 --> 00:35:03.894
فریدا می‌دونست باید چکار کنه

00:35:18.283 --> 00:35:23.997
[فریدا] خیلی عصبانی می‌شدم و
راستش رو بخواید حسودی می‌کردم

00:35:26.667 --> 00:35:31.839
چرا نمی‌تونم بهش فکر نکنم؟
که با این همه زن رابطه داره

00:35:32.214 --> 00:35:34.341
معلم‌های انگلیسی

00:35:34.424 --> 00:35:36.093
مدل‌ها

00:35:36.510 --> 00:35:40.347
..و این شاگردایی که اسیر هنرت شدن

00:35:40.430 --> 00:35:43.809
جز حواس‌پرتی، هیچی نیستن

00:35:44.810 --> 00:35:49.439
..هرچقدر هم دعوا کنیم و به هم فحش بدیم

00:35:49.523 --> 00:35:56.029
همه این‌ها باعث می‌شه بفهمم که تو
رو بیشتر از پوست و جون خودم دوست دارم

00:35:56.613 --> 00:35:59.533
و حتی اگر تو من رو
..اینجوری دوست نداشته باشی

00:36:00.659 --> 00:36:03.871
حتما که یه‌ذره دوستم داری، نه؟

00:36:22.306 --> 00:36:25.601
نمایشگاه دیگو موفقیت آمیز بود

00:36:28.520 --> 00:36:32.691
دو تا سه هزار نفر روزانه ازش بازدید می‌کردن

00:36:36.153 --> 00:36:39.031
به دیگو کارهای جدید زیادی پیشنهاد شده

00:36:39.865 --> 00:36:42.367
بنابراین اکنون، ما به دیترویت می‌ریم

00:36:51.001 --> 00:36:53.795
تنها چیزی که می‌خوام اینه که به مکزیکو برم

00:36:54.379 --> 00:36:59.343
اما دیگو رویای نقاشی صنعت
فولاد رو توی سرش داره

00:37:09.019 --> 00:37:13.440
[دیگو]
..کمیسیون هنر دیترویت به رهبری ادسل فورد

00:37:13.690 --> 00:37:17.569
از من دعوت کرد تا نقاشی‌های دیواری بکشم
در موسسه هنر دیترویت

00:37:19.488 --> 00:37:25.827
این بیشترین مبلغی بود که برای
رنگ‌آمیزی دیوارها به من پیشنهاد شده بود

00:37:43.595 --> 00:37:45.973
[فریدا] اون عاشق کارخانه‌هاست

00:37:47.140 --> 00:37:49.142
و ماشین‌ها

00:37:50.686 --> 00:37:54.564
مثل بچه‌ای که اسباب‌بازی جدید پیدا کرده

00:38:05.492 --> 00:38:11.206
متاسفانه دیگو باید برای
این پولدارای آشغال کار کنه

00:38:14.251 --> 00:38:20.132
به من می‌گه اینجا حدود سه چهار ماه کار داره

00:38:21.133 --> 00:38:24.344
و بعد می‌تونیم برگردیم مکزیکو

00:38:39.860 --> 00:38:42.487
دو ماهه باردارم

00:38:44.072 --> 00:38:46.700
نمی‌دونم چکار کنم

00:38:53.498 --> 00:38:57.836
نمی‌دونم دیگو می‌خواد
که بچه‌ داشته باشه یا نه

00:38:59.087 --> 00:39:02.424
دیگو فقط به نقاشی اهمیت می‌ده

00:39:02.966 --> 00:39:06.762
این از همه چی مهم‌تره

00:39:09.639 --> 00:39:12.309
و اینکه من قوی نیستم

00:39:14.144 --> 00:39:17.981
تصادف توی اتوبوس استخونام رو شکست

00:39:20.400 --> 00:39:23.987
مطمئن نیستم بچه سالم باشه

00:39:29.409 --> 00:39:34.664
از اونجایی که باید دقیق‌ترین
..تصمیم رو برای سلامتم بگیرم

00:39:36.083 --> 00:39:40.170
فکر کنم باید سقط کنم

00:39:44.966 --> 00:39:51.431
دکتر به من گفت به جای سقط
کردن بچه باید نگهش دارم

00:39:55.060 --> 00:40:02.060
با وجود وضعیت نامناسب من، اون فکر می‌کنه که
می تونم با سزارین بچه رو به دنیا بیارم

00:40:07.823 --> 00:40:13.328
نمی‌دونم چرا دکتر فکر
می‌کنه بهتره بچه رو نگه دارم

00:40:14.996 --> 00:40:21.878
از اونجایی که سقط جنین
غیرقانونیه، ممکنه از ترسش باشه

00:40:36.017 --> 00:40:38.645
تقریبا دو ماهه

00:40:40.147 --> 00:40:44.192
الان که فکر می‌کنم می‌تونم
بارداری رو تحمل کنم

00:40:44.985 --> 00:40:48.238
برای بچه‌دار شدن هیجان دارم

00:40:52.367 --> 00:40:55.495
[لوسیل]
..وقتی طرفای 4 جولای رسیدم اونجا

00:40:55.579 --> 00:40:58.540
:فریدا گفت
حامله‌م

00:40:58.623 --> 00:41:00.417
خیلی خوشحال بود

00:41:03.461 --> 00:41:06.089
طرفای سه صبح بود

00:41:06.173 --> 00:41:11.011
دیگو ژولیده در حال راه رفتنه

00:41:11.094 --> 00:41:14.890
گفت زود بیا فریدا خونریزی داره

00:41:19.644 --> 00:41:23.356
دویدم به سمت اتاق
اونجا دراز کشیده بود

00:41:23.440 --> 00:41:27.027
تقریباً عمیق‌ترین گودال خونی
بود که تا به حال دیده بودم

00:41:29.029 --> 00:41:32.741
خیلی کوچیک به نظر می‌اومد
شبیه یه بچه 12 ساله

00:41:32.824 --> 00:41:35.202
پیراهنش از اشک خیس شده بود

00:41:35.285 --> 00:41:40.207
از میون برکه‌های خونی که ساخته
بود، بدترین فریادهای ناامیدی رو شنیدم

00:41:53.720 --> 00:41:56.806
[فریدا]
در یک چشم به هم زدن سقط کردم

00:41:59.559 --> 00:42:04.397
جنین تشکیل نشد. متلاشی شده بود

00:42:06.942 --> 00:42:11.988
کی می‌دونه که بدنم چه مرگشه؟

00:42:16.451 --> 00:42:23.451
خیلی هیجان‌زده بودم که قراره دیگو کوچولو
رو داشته باشم، برای همین خیلی گریه کردم

00:42:27.796 --> 00:42:30.423
بردنم بیمارستان فورد

00:42:31.383 --> 00:42:34.511
دکتر بهم نگفت علتش چی بود

00:42:34.928 --> 00:42:37.389
نمی‌دونم چرا سقط کردم

00:42:41.685 --> 00:42:44.664
[لوسیل] از دکتر خواهش
کرد یه کتاب پزشکی بهش بده

00:42:44.688 --> 00:42:48.191
می‌خواست بدونه اون جنین دقیقا چجوری بوده

00:42:48.275 --> 00:42:51.278
حتی می‌خواست جنین واقعی رو
ببینه اما دکتر قبول نکرد

00:42:51.361 --> 00:42:53.655
"کتابی نمی‌تونم بهت بدم"

00:42:53.738 --> 00:42:57.033
..بعدش دیگو خیلی جدی با دکتر حرف زد

00:42:57.117 --> 00:43:01.288
[دیگو] تو با یه آدم عادی طرف نیستی

00:43:01.371 --> 00:43:03.957
اون یه کاری با این اتفاق می‌کنه

00:43:04.040 --> 00:43:06.626
باهاش یه کاری توی هنر می‌کنه

00:43:51.421 --> 00:43:55.550
[فریدا]
برای شروع دوباره وسواس پیدا کردم

00:43:57.093 --> 00:44:00.722
..نقاشی کردن اشیا همونطور که

00:44:02.015 --> 00:44:04.351
..خودم اونا رو می‌دیدم

00:44:06.311 --> 00:44:07.937
و نه هیچس دیگه

00:44:12.692 --> 00:44:15.153
احساساتم

00:44:15.570 --> 00:44:17.947
حال و هوام

00:44:18.365 --> 00:44:23.828
و واکنش های عمیق من به زندگی

00:44:54.901 --> 00:44:57.070
تنها چیزی که می‌دونم

00:44:58.613 --> 00:45:01.282
اینه که من نقاشی می‌کنم
چون بهش نیاز دارم

00:45:09.791 --> 00:45:12.043
چقدر دلم می‌خواد از اینجا برم

00:45:12.836 --> 00:45:17.841
می‌خوام انقدر بدوم و بدوم تا به مکزیکو برسم

00:45:19.926 --> 00:45:22.053
[دیگو] فریدا ترجیح می‌داد مکزیکو باشه

00:45:22.303 --> 00:45:25.515
ولی من عاشق آمریکام

00:45:26.266 --> 00:45:28.435
اینجا خوشحال‌ترم

00:45:33.857 --> 00:45:37.277
[گزارشگر]
مرکز راکفلر، شهری درون شهر

00:45:37.360 --> 00:45:41.406
دوازده هکتار از ساختمان‌های
سفید بزرگ که به آسمان می‌رسن

00:45:42.782 --> 00:45:45.931
..[دیگو] نلسون راکفلر
می‌خواست که بهترین هنرمندان

00:45:45.956 --> 00:45:49.104
ساختمان جدید اون (ساختمان
آر سی ای) رو زیبا کنن

00:45:58.756 --> 00:46:03.303
[فریدا] من کاملا از ایالات
متحده معروف ناامید هستم

00:46:06.639 --> 00:46:12.770
اینجا ظاهر همه چی خوبه
اما عمیقا به گه نشسته

00:46:15.482 --> 00:46:19.527
هزاران انسان دیدم که توی
بدترین وضعیت ممکن بودن

00:46:20.653 --> 00:46:23.239
بدون غذایی برای خوردن یا
جایی برای خوابیدن

00:46:30.997 --> 00:46:35.502
[دیگو] راکفلر با عقاید
کمونیستی من کاملاً آشنا بود

00:46:38.004 --> 00:46:42.008
دیگو ریورا با همسر و دستیارانش

00:46:43.259 --> 00:46:46.137
..داشتم یک نقاشی دیواری انقلابی

00:46:46.513 --> 00:46:49.265
با کارگرانی که راهپیمایی
..می‌کردن و آواز می‌خوندن

00:46:51.100 --> 00:46:53.144
و چهره‌ای از لنین می‌کشیدم

00:46:55.146 --> 00:46:58.608
من کاملاً آگاه بودم که
مخالف افکار عمومی هستم

00:47:04.697 --> 00:47:10.203
پلیس خصوصی رادیو سیتی به
من دستور توقف کار داد

00:47:10.620 --> 00:47:14.082
نقاشی دیواری من تکه تکه شد

00:47:18.294 --> 00:47:20.046
[فریدا] گرینگوهای گیر کرده

00:47:20.213 --> 00:47:23.800
مادر به خطاها
حروم‌زاده‌ها

00:47:26.052 --> 00:47:28.638
[دیگو]
به دلیل درگیری با راکفلر

00:47:28.721 --> 00:47:32.642
تمام کمیسیون‌های من در ایالات متحده لغو شد

00:47:52.579 --> 00:47:57.166
[فریدا] دیگو من رو سرزنش می‌کنه
که به مکزیک رها شده برگشتم

00:47:58.876 --> 00:48:03.131
ولی می‌دونم که تقصیر من نیست

00:48:07.468 --> 00:48:12.682
هیچ علاقه‌ای به کار کردن
نداره و زود عصبانی می‌شه

00:48:15.268 --> 00:48:21.733
این دردناکه که اون فکر می‌کنه من مقصر هستم

00:48:23.443 --> 00:48:25.796
[گزارشگر] مکزیک تنها سرزمینیه
که اون رو قبول می‌کنه

00:48:25.820 --> 00:48:29.532
بنابراین او، تروتسکی، با
همسرش در تامپیکو فرود آمد

00:48:29.616 --> 00:48:31.993
تروتسکی زمانی که شریک
..لنین و فرمانده ارتش سرخه

00:48:32.076 --> 00:48:33.911
پناهگاهی پیدا می‌کنه

00:48:37.498 --> 00:48:42.462
[دیگو] من نقش مهمی در آوردن
تروتسکی به مکزیک داشتم

00:48:42.962 --> 00:48:47.300
بعد از اینکه همه کشورهای جهان
درهای خودشون رو بسته بودن

00:48:48.801 --> 00:48:52.096
وقتی تروتسکی رسید
مریض بودم

00:48:52.722 --> 00:48:56.684
بنابراین از فریدا خواستم که از
او و همسرش در اسکله پذیرایی کنه

00:49:17.246 --> 00:49:19.966
[ژان ون هایجنورت، منشی تروتسکی]
..توی ارتباطش با تروتسکی

00:49:19.999 --> 00:49:23.503
فریدا خیلی با اون راحت رفتار می‌کرد

00:49:23.586 --> 00:49:25.963
فریدا خیلی موردتوجه بود

00:49:27.965 --> 00:49:32.887
تروتسکی هم شروع به نوشتن نامه برای اون کرد

00:49:36.974 --> 00:49:41.145
نامه رو لای یه کتاب می‌ذاشت و
کتاب رو به فریدا می‌داد

00:49:41.229 --> 00:49:44.232
اغلب وقتی که بقیه هم بودن

00:49:44.315 --> 00:49:48.152
دیگو هیچ تصوری از آنچه
در حال وقوعه نداشت

00:49:52.407 --> 00:49:59.407
[فریدا] من این نقاشی رو با تمام
محبت به لئون تروتسکی تقدیم می‌کنم

00:50:07.797 --> 00:50:11.092
[الا ولف، دوست]
بعد 6 ماه از اون مرد خسته شد

00:50:12.218 --> 00:50:15.054
[فریدا]
خیلی از این پیرمرد خسته‌م

00:50:16.681 --> 00:50:20.184
[الا] نامه‌ای نه صفحه ای
از تروتسکی به فریدا بود

00:50:20.268 --> 00:50:22.520
که التماس می‌کرد رابطه‌شون رو تموم نکنه

00:50:22.603 --> 00:50:27.400
و زندگی بدون اون پوچ و غمگینه

00:50:28.651 --> 00:50:30.528
واقعا التماس بود

00:50:30.611 --> 00:50:33.656
از اون التماس‌ها که نوجوون 17 ساله می‌کنه

00:50:33.740 --> 00:50:35.825
تا برای کسی که عاشقشه بفرسته

00:50:45.251 --> 00:50:48.421
[جین، منشی تروتسکی و معشوقه‌ی فریدا]
فریدا

00:50:48.504 --> 00:50:51.591
یکی از بهترین‌زن‌های زندگیم بود

00:50:53.176 --> 00:50:58.097
شکی نیست که میل جنسی خیلی زیادی داشت

00:50:59.474 --> 00:51:03.019
..یه بار بهم گفت زندگی از دید اون

00:51:03.269 --> 00:51:06.856
[فریدا]
عشق‌بازی و دوش گرفتنه

00:51:07.732 --> 00:51:09.859
و دوباره عشق بازی

00:51:17.950 --> 00:51:24.373
برای اینکه عاشق کسی بشم،
اون فرد باید احساساتی باشه

00:51:25.208 --> 00:51:29.837
علاوه بر اون باید نسبت
بهش کشش جنسی داشته باشم

00:51:36.302 --> 00:51:41.015
یک رابطه تا زمانی ادامه
داره که لذت‌بخش باشه

00:51:41.974 --> 00:51:47.063
رابطه جنسی خوبه حتی اگر بدون عشق باشه

00:51:53.194 --> 00:51:57.532
توی سکس سینه‌هام نقش فعالی دارن

00:51:58.574 --> 00:52:01.118
وقتی لمس می‌‌شن، هیجان‌زده می‌شم

00:52:06.833 --> 00:52:13.506
ناچیتو، من دوست دارم بیشتر
وقتم رو با تو بگذرونم

00:52:13.798 --> 00:52:17.927
خیلی دوست دارم جورجیا

00:52:18.761 --> 00:52:21.639
جاکلین، هرگر فراموشت نمی‌کنم

00:52:21.931 --> 00:52:26.185
شب ها طولانی و عذاب‌آورن

00:52:27.436 --> 00:52:34.436
بارتولی، دیشب احساس کردم بالها
تمام بدنم رو نوازش می‌کنن

00:52:34.986 --> 00:52:40.992
انگار نوک انگشتات شبیه لبی
بود که پوستم رو می‌بوسید

00:52:41.409 --> 00:52:44.412
آه نیک عزیزم

00:52:44.495 --> 00:52:46.205
من تو رو می‌پرستم

00:52:46.289 --> 00:52:50.585
باور کن انگار هیچ وقت کسی رو دوست نداشتم

00:53:03.639 --> 00:53:07.059
این نقاشی رو برای او کشیدم

00:53:08.352 --> 00:53:12.023
یادت نره که من روی این سیاره بودم

00:53:14.942 --> 00:53:19.405
عشق اس و اساس زندگیه

00:53:36.380 --> 00:53:41.010
[لوسین، دوست]
دیگو ارتباط فریدا با زن‌ها رو قبول کرد

00:53:42.094 --> 00:53:45.514
:یه روز با خنده بهم گفت

00:53:45.598 --> 00:53:49.393
[دیگو] می‌دونی فریدا همجنسگراست؟

00:53:49.477 --> 00:53:52.730
زن‌ها احساسی‌ترن

00:53:52.813 --> 00:53:58.819
بنابراین، دو زن با هم فوق‌العاده‌ترین
تجربه جنسی رو خواهند داشت

00:54:02.114 --> 00:54:05.618
[ایسامو نوگوچی، معشوقه فریدا] از
..اونجایی دیگو خودش به خانم‌بازی معروف بود

00:54:05.701 --> 00:54:08.621
نمی‌تونست اگر مردی باهاش
می‌بینه، سرزنشش کنه

00:54:08.704 --> 00:54:11.707
اما خیلی هم براش قابل‌قبول نبود

00:54:14.043 --> 00:54:15.920
من عاشقش بودم

00:54:16.003 --> 00:54:18.965
باهاش چندباری قرار داشتم

00:54:20.758 --> 00:54:23.052
دیگو با یه تفنگ اومد

00:54:23.135 --> 00:54:25.137
همیشه تفنگ همراهش بود

00:54:26.222 --> 00:54:28.307
تفنگ رو نشونم داد و گفت:

00:54:28.391 --> 00:54:31.602
"دفعه‌ی بعدی که ببینمت، شلیک می‌کنم"

00:54:34.814 --> 00:54:36.816
دیگو دیوانه‌وار حسود بود

00:54:47.702 --> 00:54:53.082
[دیگو] هرچقدر بیشتر زنی رو دوست
داشتم بیشتر می‌خواستم آزارش بدم

00:54:54.125 --> 00:54:59.463
فریدا قربانی اصلی این خصلت نفرت انگیز بود

00:55:01.090 --> 00:55:03.884
وارد رابطه با بهترین دوستش شدم

00:55:05.219 --> 00:55:08.139
خواهرش، کریستینا

00:55:18.399 --> 00:55:20.317
[فریدا] ما چهارتا خواهر بودیم

00:55:20.401 --> 00:55:24.613
ولی کریستینا رو بیشتر از همه دوست داشتم

00:55:25.197 --> 00:55:29.326
اون کسی که تلاش می‌کردم هر
وقت که بتونم کمکش کنم

00:55:31.495 --> 00:55:34.874
کریستینا واقعا زیباست

00:55:35.541 --> 00:55:38.169
وقتی بچه بودم
بهش حسودی می‌کردم

00:55:38.377 --> 00:55:40.963
دعواهای ناجوری می‌کردیم

00:55:42.089 --> 00:55:45.009
ولی اون همه‌چیزم بود

00:55:52.308 --> 00:55:57.521
می‌دونم حالا دیگو بیشتر
به خواهرم علاقه داره تا من

00:56:01.108 --> 00:56:02.902
این دیگه خیلی مزخرفه

00:56:03.569 --> 00:56:05.654
نمی‌تونم ببخشمش

00:56:06.947 --> 00:56:08.783
و این تموم ماجراس

00:56:13.162 --> 00:56:14.747
عشق

00:56:15.623 --> 00:56:17.083
نفرت

00:56:18.209 --> 00:56:20.252
جنون

00:56:33.933 --> 00:56:37.728
روزهام رو با گریه و خشم می‌گذرونم

00:56:38.687 --> 00:56:44.401
مثل هر دختر دیگه‌ای که
از ترک شدن توسط مردی دلش می‌شکنه

00:56:45.444 --> 00:56:47.947
من بی ارزشم

00:56:48.823 --> 00:56:52.076
نمی‌تونم هیچی رو درست انجام بدم

00:56:53.369 --> 00:57:00.369
وضعیت من انقدر احمقانه‌ست که از خودم متنفرم

00:57:17.393 --> 00:57:21.564
[دیگو] یهو فریدا فهمید و ترکم کرد

00:57:22.815 --> 00:57:24.692
دیگه خیلی دیر بود

00:57:24.900 --> 00:57:31.900
اما اگر شانس دوباره‌ای داشتم،
نمی‌تونم بگم متفاوت عمل می‌کردم

00:57:35.578 --> 00:57:39.206
هر انسانی محصول زمانه خودشه

00:57:39.290 --> 00:57:42.334
و منم این چیزی‌ام که هستم

00:57:44.128 --> 00:57:48.632
[فریدا] می‌خواستم برم
نیویورک اما پول نداشتم

00:57:49.300 --> 00:57:52.219
الان جای دیگه‌ای زندگی می‌کنم

00:57:53.220 --> 00:57:59.101
دیگو رو هرچندوقت یه بار می‌بینم
ولی حرفی نداریم

00:57:59.351 --> 00:58:03.355
دیگه هیچی بینمون نیست

00:58:04.773 --> 00:58:11.773
درباره زندگیش بهم نمی‌گه و به
کارم یا فکرم علاقه‌ای نداره

00:58:14.325 --> 00:58:18.204
[دیگو]
انقدر دوسش داشتم که عذابش بدم

00:58:18.454 --> 00:58:25.085
بنابراین برای جلوگیری از ناراحتی‌های
آینده از او خواهش کردم که طلاق بگیریم

00:58:33.385 --> 00:58:36.680
[فریدا] امروز برگه‌های طلاق رو امضا کردم

00:58:37.848 --> 00:58:42.019
احساس شرم می‌کنم
چون واقعا عاشقشم

00:58:45.981 --> 00:58:50.861
اما فکر می‌کنم این درنهایت
چیزی که می‌خواد رو بهش می‌ده

00:58:51.946 --> 00:58:58.946
دیگه موجب گرفتن آزادی‌ای که می‌خواست نیستم

00:59:19.390 --> 00:59:22.601
بعد از چندماه خواهرم رو بخشیدم

00:59:23.435 --> 00:59:29.400
و دارم تمام تلاشم رو می‌کنم
فراموش کنم تا بتونم زندگی کنم

00:59:42.288 --> 00:59:44.915
دارم یاد می‌گیرم تنها باشم

00:59:45.916 --> 00:59:50.254
و این یک پیروزی کوچکه

00:59:53.632 --> 00:59:58.470
بهترین سال‌هام رو با
وابستگی به یک مرد تلف کردم

00:59:58.929 --> 01:00:01.473
بدون اینکه کاری برای خودم بکنم

01:00:06.937 --> 01:00:10.649
باید نقاشی کنم که بتونم زندگی کنم

01:00:11.692 --> 01:00:14.194
و بعد دیگه آزادم

01:00:15.612 --> 01:00:18.991
دیگه یه سنت هم از دیگو قبول نمی‌کنم

01:00:19.575 --> 01:00:24.496
تا روزی که بمیرم هیچ
پولی از هیچ مردی نمی‌گیرم

01:00:30.669 --> 01:00:35.799
خودم رو نقاشی می‌کنم چون خودم
رو بهتر از هر چیزی می‌شناسم

01:00:41.972 --> 01:00:48.270
پرتره‌های خودم بیان حقیقت احساساتم هستن

01:00:53.025 --> 01:00:58.781
بهم گفتن انقد چیزهای غم‌انگیز نکشم

01:00:59.406 --> 01:01:05.037
ولی من هر چی که دوست داشته
باشم می‌کشم حتی اگر فروش نرن

01:01:21.011 --> 01:01:27.768
برای اولین بار تو زندگیم
یکی از کارام رو فروختم

01:01:31.271 --> 01:01:36.068
حالا سفارشی دارم که باید با
میمون‌ها یک سلف پرتره بکشم

01:01:37.236 --> 01:01:40.906
انگار همه میمون می‌خوان

01:01:41.115 --> 01:01:43.367
نمی‌دونم چرا

01:01:59.007 --> 01:02:03.971
شاعر سوررئالیست آندره برتون به مکزیک آمد

01:02:07.099 --> 01:02:11.603
[آندره برتون، رهبر سوررئالیسم]
..با ورودم به مکزیکو و دیدن

01:02:11.687 --> 01:02:15.149
..فقر وحشتناک

01:02:15.232 --> 01:02:19.611
مردم هند توی بازار
متعجب شدم

01:02:26.743 --> 01:02:29.705
هنوز فریدا کالو رو ندیده بودم

01:02:29.788 --> 01:02:35.377
شبیه شاهزاده‌های داستانای افسانه‌ای
بود که توی انگشتاش جادو داشت

01:02:39.965 --> 01:02:43.969
..اونجایی خیلی سوپرایز شدم که

01:02:44.052 --> 01:02:48.724
متوجه شدم کارهاش سوررئالیست نابی هستن

01:02:48.807 --> 01:02:53.896
علی‌رغم این واقعیت که
..بدون هیچ گونه آگاهی قبلی

01:02:53.979 --> 01:02:59.276
از ایده‌های من و دوستام
کارهاش به این شکل بود

01:03:04.281 --> 01:03:06.825
[فریدا]
هیچوقت نمی‌دونستم سوررئالیستم

01:03:07.034 --> 01:03:11.872
تا اینکه آندره برتون اومد مکزیکو و بهم گفت

01:03:13.832 --> 01:03:20.464
باید اعتراف کنم که حتی خبر
نداشتم این مکتب وجود داره

01:03:24.843 --> 01:03:29.848
[سالوادو دالی، نقاش اسپانیایی سوررئالیست]
سوررئالیسم قدرت مطلق رویاهاست

01:03:32.643 --> 01:03:35.646
..ما مفتخریم که در این زمان

01:03:35.729 --> 01:03:40.651
در ورود زنی به این اندازه اغواگر و مستعد
حضور داشته باشیم

01:03:40.734 --> 01:03:45.489
فردی که به جامعه‌ای که
ازآن مردان نابغه‌س عادت کرده

01:03:45.572 --> 01:03:50.994
هنر فریدا کالو شبیه یک
ربانیه که دور یک بمب پیچیدن

01:04:04.341 --> 01:04:08.095
[فریدا]
از این همه استقبال افتخار می‌کنم

01:04:09.137 --> 01:04:11.765
ولی من هیچوقت رویاهامو نکشیدم

01:04:12.224 --> 01:04:15.852
من خود حقیقیم رو کشیدم

01:04:30.367 --> 01:04:33.867
برتون آنقدر تحت تأثیر
..کار من قرار گرفت که از من

01:04:33.892 --> 01:04:37.391
خواست تا در پاریس و نیویورک
نمایشگاهی داشته باشم

01:04:53.473 --> 01:05:00.473
یک گالری سوررئالیست در نیویورک از من دعوت
کرد تا یک نمایشگاه انفرادی برگزار کنم

01:05:03.942 --> 01:05:07.070
من تا به حال یک نمایشگاه هم نداشتم

01:05:10.741 --> 01:05:13.511
..[گزارشگر] هیاهو این هفته در منهتن به دلیل

01:05:13.535 --> 01:05:16.705
اولین نمایشگاه نقاشی فریدا کالو بود

01:05:16.788 --> 01:05:22.294
عکس‌های کوچیک فریدا
شبیه یک کودک بی‌احساس بود

01:05:23.754 --> 01:05:26.632
[فریدا]
همه چیز فوق‌العاده شد

01:05:27.132 --> 01:05:31.094
من 25 قطعه رو نمایش
دادم و 12 قطعه رو فروختم

01:05:35.849 --> 01:05:40.687
از اونجا برای نمایشگاهی که آندره
برتون ترتیب داده بود به پاریس رفتم

01:05:55.535 --> 01:06:00.248
وقتی که رسیدم، همه چیز افتضاح بود

01:06:01.291 --> 01:06:04.252
نمایشگاه من حتی برپا نشده بود

01:06:04.503 --> 01:06:09.007
نقاشی‌هام توی گمرک مونده بودن

01:06:09.299 --> 01:06:14.888
برتون پسر‌ه‌ی عوضی حتی
برای تحویل اونها نرفته بود

01:06:16.723 --> 01:06:20.519
..حالا برتون می‌خواد نقاشی‌های من رو

01:06:20.852 --> 01:06:24.523
همراه با اشیای معمولی که در
بازارهای مکزیک خریده به نمایش بذاره

01:06:27.567 --> 01:06:29.194
یه عالمه چیز معمولی

01:06:29.736 --> 01:06:31.405
همه‌ش آشغال

01:06:36.952 --> 01:06:41.498
این نمایشگاه در نهایت در گالری
پیرکل افتتاح می‌شه

01:06:41.581 --> 01:06:44.918
می‌گن یکی از بهترین‌های اینجاس

01:06:48.422 --> 01:06:52.634
ازدحام زیادی در افتتاحیه بود

01:06:54.094 --> 01:06:57.097
تبریک زیاد خوان میرو

01:06:57.639 --> 01:07:00.892
ستایش بزرگ از کاندینسکی

01:07:01.393 --> 01:07:06.773
و تبریک‌های پیکاسو یکی
دیگه از بزرگان سوررئالیسم

01:07:08.608 --> 01:07:14.448
اما این عوضی‌های پولدار نمی‌خوان چیزی بخرن

01:07:16.783 --> 01:07:22.539
من افتخار حضور در حلقه نخبگان
هنرمندان مشهور رو ندارم

01:07:23.331 --> 01:07:25.459
مردها پادشاهی می‌کنن

01:07:25.876 --> 01:07:28.754
اون‌هان که حکومت می‌کنن

01:07:37.053 --> 01:07:41.183
این آدم‌ها باعث تهوعم می‌شن

01:07:42.350 --> 01:07:48.356
ساعتا توی کافه می‌شینن تا
کون‌های باارزششون رو گرم کنن

01:07:48.523 --> 01:07:53.737
" آنها بی‌وقفه از "فرهنگ" "هنر" و "انقلاب
حرف می‌زنن

01:07:54.404 --> 01:08:00.368
اونها هوا رو با تئوری‌هایی
مسموم می‌کنن که هرگز محقق نمی‌شن

01:08:03.580 --> 01:08:05.832
از سوررئالیسم متنفرم

01:08:07.042 --> 01:08:11.755
این تجلی انحطاط هنر بورژوازیه

01:08:18.261 --> 01:08:24.810
حالم از کل ماجرا به‌هم می‌خوره
گه تو همه‌ش

01:08:25.685 --> 01:08:31.316
لعنت به هر چی که برتون
نگرانشه و این‌ جای وحشتناک

01:08:31.858 --> 01:08:34.236
فقز هر گهی می‌خوان بخورن

01:08:34.402 --> 01:08:37.781
می‌رم خونه

01:08:51.670 --> 01:08:54.256
انگار جهنمه

01:08:55.465 --> 01:09:00.220
خسته‌م از درد مداوم توی
کمرم که هر روز بدتر می‌شه

01:09:11.356 --> 01:09:16.152
من به‌خاطر اون تصادف به گا رفتم

01:09:19.823 --> 01:09:22.659
پاهام همیشه درد می‌کنن

01:09:23.952 --> 01:09:30.876
عصب‌هاش آسیب دیدن و هرگز شبیه قبل نمی‌شن

01:09:32.460 --> 01:09:34.671
هیچ امیدی نیست

01:09:42.470 --> 01:09:48.476
همه‌ی دکترا می‌گن باید عمل کنم

01:09:50.562 --> 01:09:52.856
می‌ترسم

01:10:02.365 --> 01:10:06.328
در نهایت اقدام به شکستن استخوان کردن

01:10:07.621 --> 01:10:13.418
تکه‌ای از لگنم رو برداشتن
و به ستون فقراتم چسبوندن

01:10:24.971 --> 01:10:30.143
رشد و جاافتادن مجدد استخون
به زمان زیادی نیاز داره

01:10:31.353 --> 01:10:34.898
باید برای مدتی توی بیمارستان بمونم

01:10:38.276 --> 01:10:42.030
برام سخته که به آینده فکر کنم

01:10:42.572 --> 01:10:46.660
تا وفتی که خوب نشم نمی‌تونم بهش فکر کنم

01:10:49.496 --> 01:10:54.709
درخت امید، قوی بمون

01:11:16.356 --> 01:11:20.235
[دیگو]
..فریدا نمی‌دونم چجوری بگم

01:11:20.735 --> 01:11:26.324
من هرگز نتونستم اعتراف
کنم که چقدر دوستت دارم

01:11:26.950 --> 01:11:29.953
اما الان دیگه ازش مطمئنم

01:11:31.621 --> 01:11:36.042
دختر کوچیک، من خیلی نگران وضعیتتم

01:11:44.050 --> 01:11:50.306
[فریدا] اون می‌گه من اون
زنی‌ام که بیشتر از همه عاشقشه

01:11:50.724 --> 01:11:55.311
و ازم می‌خواد دوباره باهاش ازدواج کنم

01:11:58.189 --> 01:12:03.695
[دیگو]عاشقش بودم و بهش التماس
کردم دوباره باهام ازدواج کنه

01:12:04.070 --> 01:12:06.364
ولی موفقیت‌آمیز نبود

01:12:06.823 --> 01:12:11.786
وقتی بالاخره قبول
کرد شرط و شروطی گذاشت

01:12:13.621 --> 01:12:18.752
که اون با پولی که خودش درمیاره زندگی می‌کنه

01:12:19.669 --> 01:12:24.340
و منم فقط نیمی از مخارج خونه رو پرداخت کنم

01:12:25.133 --> 01:12:27.969
و با هم سکس نکنیم

01:12:29.304 --> 01:12:33.641
وقتی داشت آخرین شرط رو می‌گفت
گفت:

01:12:34.434 --> 01:12:41.434
[فریدا] وقتی تو رو با زن‌های دیگه تصور
می‌کنم دیگه نمی‌تونم باهات عشق‌بازی کنم

01:12:42.275 --> 01:12:49.275
به‌محض اینکه شروع به اغوا کردنم بکنی
توی ذهنم با یک مانع رو‌به‌رو می‌شم

01:12:52.702 --> 01:12:57.582
[دیگو] از بازگشت اون به قدری خوشحال
شدم که همه شروط اون رو پذیرفتم

01:12:57.999 --> 01:13:02.295
من و فریدا برای دومین بار ازدواج کردیم

01:13:28.279 --> 01:13:30.448
[فریدا]ازدواج دوممون داره خوب پیش می‌ره

01:13:32.242 --> 01:13:38.540
درک متقابل بیشتری هست. دیگه از حسادت
یا بحث‌های خشونت‌آمیز خبری نیست

01:13:41.751 --> 01:13:46.714
هر کدوممون وظیفه‌مون رو
برای مدیریت خونه انجام می‌دیم

01:13:49.467 --> 01:13:52.512
تا ابد باهم می‌مونیم

01:13:54.139 --> 01:13:57.183
هیچی جز عشق بین ما نیست

01:14:12.407 --> 01:14:14.075
پسر کوچیکم

01:14:14.492 --> 01:14:20.456
برات یه خونه باعشق می‌سازم

01:14:31.551 --> 01:14:35.221
الان دارم توی یه مدرسه‌ی هنر درس می‌دم

01:14:42.395 --> 01:14:46.441
و بعدازظهرها خودم رو
وقف زیبایی نقاشی می‌کنم

01:14:48.610 --> 01:14:55.610
به‌محض‌اینکه یکی رو تمام کنم باید بفروشمش
تا پول کافی برای مخارج ماهانه داشته باشم

01:14:58.286 --> 01:15:00.663
اگر وضعیت سلامتیم اینجوری نبود

01:15:01.789 --> 01:15:04.626
می‌شد بگم خوشحالم

01:15:23.478 --> 01:15:29.025
تا سال 1950 به اندازه کافی خوب کار می کردم

01:15:30.401 --> 01:15:33.571
اما الان وضعیت سلامتی
من در بدترین حالت خودشه

01:15:38.493 --> 01:15:42.413
[آلخاندرو]
فریدا یه بیمار حرفه‌ای شده بود

01:15:43.373 --> 01:15:46.709
یه عالمه جراحی

01:15:47.085 --> 01:15:50.755
کلی پزشک و ارتوپد

01:15:51.506 --> 01:15:55.093
اون رو حلق‌آویز می‌کردن
تا ستون فقراتش صاف بشه

01:16:02.016 --> 01:16:04.060
[فریدا] این حقیقت منه

01:16:04.560 --> 01:16:06.562
چاره‌ای وجود نداره

01:16:07.480 --> 01:16:11.317
با وجود اینا هیچ چیز بهتر از خنده نیست

01:16:11.943 --> 01:16:16.114
سخت خندیدن به شما قدرت می‌ده

01:16:18.157 --> 01:16:22.495
[دکتر گیلرمو ولاسکو و پولو، دکتر فریدا]
توی بیمارستان فریدا از درد خودش نور ساخت

01:16:23.204 --> 01:16:26.124
و همیشه قسم می‌خورد

01:16:26.791 --> 01:16:29.294
[فریدا] زندگی لعنتی

01:16:33.214 --> 01:16:37.051
[دیگو] اگر من رو با یک
زن زیبا می دید، می‌گفت

01:16:37.260 --> 01:16:41.306
[فریدا] بسپارش به من

01:16:46.602 --> 01:16:48.980
همیشه توی عملم

01:16:49.439 --> 01:16:51.482
اما ناامید نیستم

01:16:53.484 --> 01:16:56.654
من میل زیادی برای ادامه زندگی دارم

01:17:01.617 --> 01:17:04.454
زنده باد زندگی

01:17:28.644 --> 01:17:32.440
مطمئنم پای راستم رو قطع می‌کنن

01:17:34.192 --> 01:17:39.197
جزئیات رو نمی‌دونم اما دکترا نگران‌ان

01:17:59.675 --> 01:18:01.344
من یک معلول هستم

01:18:04.472 --> 01:18:11.472
حالا تو این خونه مهجور لعنتی گرفتار شده‌م

01:18:17.819 --> 01:18:19.695
زرد

01:18:21.030 --> 01:18:22.824
بیماری

01:18:23.199 --> 01:18:24.951
ترس

01:18:26.119 --> 01:18:30.790
همه ارواح این رنگ رو می‌پوشن

01:18:33.543 --> 01:18:35.795
قرمز

01:18:37.755 --> 01:18:39.757
خون

01:18:46.514 --> 01:18:48.891
سیاه

01:18:51.269 --> 01:18:53.187
هیچی سیاه نیست

01:18:55.231 --> 01:18:57.316
واقعا هیچی

01:19:07.160 --> 01:19:09.036
می‌خوام بمیرم

01:19:14.959 --> 01:19:18.796
[جودیت فرتو، پرستار فریدا]
بعد از عمل برای قطع پاش

01:19:19.255 --> 01:19:21.424
همه چیز در سکوت بود

01:19:22.633 --> 01:19:27.597
حتی حضور دیگو هم کمکی نکرد و
اصلاً نمی‌خواست نقاشی کنه

01:19:28.264 --> 01:19:31.058
دکتر گفت مجبورش نکنید کاری کنه

01:19:31.142 --> 01:19:33.519
چون اون دیگه نمی‌خواد زندگی کنه

01:19:37.607 --> 01:19:41.152
ولی یه روز صبح نگاهم کرد و گفت:

01:19:41.903 --> 01:19:43.863
[فریدا] فکر کنم می‌خوام نقاشی کنم

01:19:45.406 --> 01:19:49.494
[جودیت] مجبور شدم اونو به
ویلچرش ببندم تا بتونه صاف بشینه

01:20:02.548 --> 01:20:05.259
..[فریدا]توی کل زندگیم

01:20:06.969 --> 01:20:11.015
بدوت ذره‌ای جاه‌طلبی نقاشی کشیدم

01:20:13.351 --> 01:20:18.147
فقط خواستم که خودم لذت ببرم

01:20:20.483 --> 01:20:24.737
و با این قدرتی که دارم زندگی کنم

01:20:27.657 --> 01:20:32.912
من چیزهای زیادی رو که برای
زندگیم می‌خواستم از دست دادم

01:20:34.497 --> 01:20:38.376
اما نقاشی کردن زندگی من رو کامل کرد

01:21:05.486 --> 01:21:08.986
[لولا آلوارز براوو، دوست] من
به دیگو گفتم که این از سر خشمه

01:21:09.011 --> 01:21:12.510
که ما هرگز نمایشگاهی برای فریدا
در مکزیک برگزار نکرده بودیم

01:21:13.536 --> 01:21:18.165
تا ببینم اون درباره برگزار
کردن گالری چی بهم می‌گه

01:21:19.709 --> 01:21:25.631
نمایشگاه مجموعه آثار فریدا کالو

01:21:33.973 --> 01:21:36.225
[دیگو] اون با آمبولانس رسید

01:21:36.809 --> 01:21:38.894
شبیه یه قهرمان

01:21:41.897 --> 01:21:44.150
فریدا وسط اتاق نشست

01:21:45.526 --> 01:21:51.532
او از دیدن این همه آدم که به گرمی
از اون تجلیل می‌کنن خوشحال بود

01:21:56.078 --> 01:21:58.914
تقریبا هیچی نگفت

01:22:00.583 --> 01:22:06.464
احتمالا متوجه شده بوده که
داره با زندگی خداحافظی می‌کنه

01:22:10.217 --> 01:22:12.678
[فریدا] من از مرگ نمی‌ترسم

01:22:14.221 --> 01:22:18.100
با این حال، باید با این
واقعیت تلخ روبه‌رو بشم

01:22:18.601 --> 01:22:22.938
که حتی چندتا زندگی هم برای من کافی نیست

01:22:23.606 --> 01:22:27.777
که بتونم نقاشی‌هایی که می‌خوام رو بکشم

01:22:48.381 --> 01:22:50.508
شادی چیه؟

01:22:52.093 --> 01:22:55.096
خلقت کشف کردن

01:23:05.147 --> 01:23:09.944
آهوی تنها سرگردان و زخمی شد

01:23:11.153 --> 01:23:14.532
تا اینکه گرما رو توی خونه پیدا کرد

01:23:18.202 --> 01:23:23.124
و بهبود پیدا کرد و قوی شد

01:23:24.041 --> 01:23:29.422
زخم‌هایی که اون تحمل کرد، همگی از بین می‌رن

01:23:37.513 --> 01:23:40.099
ممنون که به من آرامش دادی

01:23:41.726 --> 01:23:47.148
در جنگل آهو، اکنون آسمان صافه
