﻿WEBVTT

00:00:21.640 --> 00:00:31.640
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:00:36.184 --> 00:00:41.624
‫نیمه‌شب بود که ادوارد وارد
‫ ایستگاه قطار ماندالی شد.

00:00:45.464 --> 00:00:47.865
‫کت و شلوار دامادی بر تن داشت...

00:00:48.024 --> 00:00:50.583
‫و یه دسته‌گل استوایی هم دستش بود...

00:00:50.745 --> 00:00:53.785
‫و شدیدا مست بود.

00:01:03.384 --> 00:01:06.265
‫کل مسیر رو خواب دیده بود...

00:01:06.424 --> 00:01:11.224
‫یعنی تا یانگون...

00:01:11.385 --> 00:01:13.624
‫یعنی پایتخت برمه.

00:01:18.600 --> 00:01:28.600
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»
‫ تلگرام: aManOfWar@

00:02:33.625 --> 00:02:36.185
‫در یانگون سحر بود...

00:02:36.346 --> 00:02:40.985
‫و هوای سنگین نوید طوفانی
‫‌ استوایی رو می‌داد.

00:02:41.146 --> 00:02:44.506
‫با این‌که ادوارد یادش نبود چه خوابی دیده...

00:02:44.666 --> 00:02:49.306
‫اندوه خوابش تا خود بندر همراهش بود.

00:03:57.467 --> 00:04:02.267
‫هفت سالی می‌شد که ادوارد...

00:04:02.587 --> 00:04:04.667
‫نامزدش مالی رو ندیده بود.

00:04:09.627 --> 00:04:13.468
‫سعی می‌کرد چهره‌اش رو به یاد بیاره...

00:04:13.627 --> 00:04:15.868
‫ولی نمی‌تونست.

00:04:19.227 --> 00:04:23.868
‫خوشحال می‌شد اگر می‌تونست
‫ میان بی‌شمار حفره‌هایی که...

00:04:24.027 --> 00:04:29.466
‫روی تخته‌های اسکله شکل
‫گرفته بودن ناپدید بشه.

00:04:43.068 --> 00:04:46.588
‫خودش رو تصور کرد که به آرامی...

00:04:46.748 --> 00:04:51.067
‫در جریان گل‌آلود رود معلقه.

00:04:58.268 --> 00:05:03.067
‫کشتی لندنی از دور دیده می‌شد.

00:05:09.500 --> 00:05:16.500
[تور بزرگ]

00:05:34.268 --> 00:05:35.707
‫بعد دور انداختن گل‌ها...

00:05:35.869 --> 00:05:39.389
‫ادوارد یواشکی سوار کشتی سنگاپور شد.

00:05:56.668 --> 00:06:01.469
‫چهارم ژانویه‌ی سال ۱۹۱۸ بود.

00:06:28.029 --> 00:06:29.149
‫ادوارد!

00:06:29.629 --> 00:06:32.029
‫غافلگیر شدم اینجا دیدمت لاک‌پشت پیر!

00:06:32.189 --> 00:06:33.308
‫سلام رجینالد.

00:06:33.949 --> 00:06:35.869
‫چی شد که اومدی سنگاپور؟

00:06:36.029 --> 00:06:37.628
‫کشتی بخار یانگون من رو آورد.

00:06:40.509 --> 00:06:41.948
‫لباس‌های قشنگ پوشیدی.

00:06:43.389 --> 00:06:46.910
‫چطوری پیرمرد؟
‫قیافت طوریه انگار یبس شدی.

00:06:47.390 --> 00:06:49.310
‫دخترعموی خوشگلم چطوره؟

00:06:49.790 --> 00:06:51.230
‫خوبه گمونم.

00:06:52.509 --> 00:06:54.590
‫این ادوارد ابوته.

00:06:54.749 --> 00:06:58.268
‫برجسته‌ترین نماینده‌ی سلطنت
‫ بریتانیا در برمه!

00:06:58.430 --> 00:07:02.270
‫همچنین بیش از هفت ساله که
‫بدون هیچ نتیجه‌ای...

00:07:02.429 --> 00:07:05.469
‫نامزد دخترعموی عزیزم مالیه.

00:07:06.269 --> 00:07:09.150
‫خب عروسی کِیه کثافت؟

00:07:12.830 --> 00:07:14.430
‫قیافت عجیب شده ادوارد!

00:07:14.590 --> 00:07:15.549
‫جدا؟

00:07:17.309 --> 00:07:19.070
‫صبح بخیر آقای سینگلتون.

00:07:19.870 --> 00:07:22.269
‫دیروز فراموش کردید هزینه‌ی
‫نوشیدنیتون رو پرداخت کنید.

00:07:22.910 --> 00:07:24.030
‫اشتباهی شده.

00:07:24.190 --> 00:07:27.069
‫آقای ابوت. خیاط اومدن خدمتتون.

00:07:27.230 --> 00:07:30.751
‫پیراهن‌ها و شلوارهاتون طی
‫24 ساعت آماده می‌شن...

00:07:30.910 --> 00:07:33.950
‫و کت و شلوار هم طی سه چهار روز.
‫راضی هستید؟

00:07:34.110 --> 00:07:35.709
‫- عالیه.
‫- خوبه.

00:07:35.870 --> 00:07:38.109
‫لباس‌ها رو جلوی اتاقتون تحویل می‌دیم.

00:07:38.270 --> 00:07:41.791
‫یعنی چی! از برمه لباسی نیاوردی؟

00:07:41.950 --> 00:07:44.191
‫خوابم برد و چمدونم رو جمع نکردم.

00:07:47.550 --> 00:07:51.549
‫اومدم یه سری امور اداری
‫ حوصله سر بر رو حل کنم.

00:07:52.990 --> 00:07:55.551
‫از این امور اداری واسم بگو.

00:07:55.710 --> 00:07:56.991
‫یه تلگرامه جناب ابوت.

00:08:00.510 --> 00:08:02.751
‫هیجده زنجیر سنگاپوری.

00:08:22.271 --> 00:08:24.831
‫[در حال رسیدن - نقطه - ام]

00:08:28.991 --> 00:08:30.591
‫جاسوسی ادوارد!

00:08:31.230 --> 00:08:33.631
‫گمونم اندازه‌هام رو گرفتی دیگه.

00:08:35.231 --> 00:08:37.471
‫- هستی؟
‫- ولم کن رجینالد.

00:08:43.231 --> 00:08:47.391
‫دورترین جایی که از این ایستگاه
‫می‌تونم برم کجاست؟

00:08:48.831 --> 00:08:51.231
‫قطار سریع‌السیر بانکوک یک ساعت دیگه می‌ره.

00:08:52.671 --> 00:08:53.792
‫دوباره می‌ری؟

00:08:53.951 --> 00:08:57.951
‫نمی‌دونم قاطی چه قضیه‌ای شدی،
‫ولی مفتخرم که دوست توئم.

00:08:57.951 --> 00:09:00.831
‫خوشحالم که تو نامزد دخترعمومی.

00:09:00.991 --> 00:09:02.110
‫بیا بغلت کنم.

00:09:04.672 --> 00:09:06.430
‫می‌تونی روی من حساب کنی.

00:09:06.592 --> 00:09:07.552
‫خدا پادشاه رو نگه داره!

00:09:07.871 --> 00:09:08.992
‫می‌بینمت رجینالد.

00:09:26.752 --> 00:09:31.552
‫ادوارد خودش رو رها کرد و
‫ به صدای شبانه‌ی جنگل گوش داد.

00:09:35.712 --> 00:09:38.591
‫نعوظ واقعا شدیدی داشت.

00:09:40.672 --> 00:09:44.512
‫همچنین احساس کرد که بو می‌ده
‫ و باید دوش بگیره

00:09:49.312 --> 00:09:53.471
‫چشمانش رو بست و شروع کرد به رویا دیدن.

00:10:32.033 --> 00:10:34.113
‫ادوارد با تعجب از خواب بیدار شد.

00:10:34.913 --> 00:10:38.273
‫خود را در شرایطی بسیار ناگوار یافت.

00:11:28.033 --> 00:11:29.794
‫چه صبح قشنگی.

00:12:08.514 --> 00:12:11.555
‫پرنده‌ها ساکت شدند،
‫ گویی که اعلام می‌کردند...

00:12:11.714 --> 00:12:14.274
‫قطار جدیدی به زودی خواهد آمد.

00:13:00.195 --> 00:13:02.755
‫ادوارد وارد روستایی شد.

00:13:06.115 --> 00:13:08.834
‫ساکنینش خیلی پرحرف نبودند.

00:15:55.397 --> 00:15:57.638
‫هزاران سال زندگی کردم...

00:15:59.237 --> 00:16:01.317
‫ولی همچنان باکره هستم.

00:16:04.517 --> 00:16:07.078
‫دوستان خوابیدند و خرخر می‌کنند.

00:16:10.117 --> 00:16:14.758
‫چه بی‌ادب!

00:16:14.758 --> 00:16:16.678
‫چه شرم‌آور!

00:16:17.317 --> 00:16:23.398
‫چه تضادی در قیاس با این زوج دوست داشتنی.

00:16:24.197 --> 00:16:29.638
‫به‌هرحال، امروز روز خوبی واسه شوهر داشتنه.

00:16:31.878 --> 00:16:36.518
‫بنابراین زن غول شاهزاده را به قله‌ها برد.

00:16:39.078 --> 00:16:42.598
‫با چنان اراده‌ای وارد جنگل شد...

00:16:44.038 --> 00:16:47.078
‫که زود ظاهر و ناپدید شد...

00:16:47.878 --> 00:16:51.077
‫به زودی به غار طلاکاری‌شده‌اش می‌رسه.

00:17:51.559 --> 00:17:53.639
‫ادوارد یه راهنما استخدام کرد.

00:17:56.678 --> 00:17:58.278
‫اسمش عمر بود.

00:17:59.399 --> 00:18:01.158
‫جنگل رو خوب می‌شناخت...

00:18:01.319 --> 00:18:04.679
‫و می‌تونست ادوارد رو امن و امان
‫ به بانکوک برسونه.

00:18:07.079 --> 00:18:10.278
‫همراه عمر، سه همسرش هم اومدند.

00:20:25.161 --> 00:20:26.922
‫وای، عجب شلوغی‌ای!

00:20:28.361 --> 00:20:31.880
‫اصلا چرا یه نفر باید سه تا زن بگیره؟

00:23:39.564 --> 00:23:44.524
‫ادوارد که به تازگی به بانکوک رسیده
‫ بود مرد ولزی‌ای را دید که از قبل می‌شناخت.

00:23:44.844 --> 00:23:46.924
‫که وابسته‌ به بریتانیا در سفارت بود.

00:23:47.563 --> 00:23:50.444
‫اسمش گادفری بود،
‫مردی با صدایی بلند.

00:23:54.604 --> 00:23:57.644
‫گادفری شدیدا با دوستش احوال‌پرسی کرد.

00:23:58.284 --> 00:24:02.925
‫خیال کرد که ادوارد از برمه آمده بود
‫ که به تولد شاهزاده برسد.

00:24:04.204 --> 00:24:08.044
‫گادفری همراه دیگر اعضای هیئت
‫دیپلماتیک بریتانیا در آسیا بود.

00:24:10.124 --> 00:24:13.163
‫بابی که از پکن آمده بود،
‫خانم هیوز از هنگ کنگ...

00:24:13.324 --> 00:24:15.405
‫جانسون همراه تمام کارکنان سریلانکا...

00:24:15.564 --> 00:24:18.124
‫آرچی از توکیو و حتی لاک‌پشت چاق...

00:24:18.604 --> 00:24:22.925
‫که سیفلیس رو توی کل قاره پخش کرده بود.

00:24:25.325 --> 00:24:28.205
‫ادوارد رو کشیدن بردن کاخ...

00:24:28.364 --> 00:24:32.205
‫درحالی که یه سرود قایقرانی قدیمی
‫رو با تمام وجود می‌خوندن.

00:24:34.284 --> 00:24:36.045
‫ادوارد یه کلمه هم حرف نزد.

00:24:36.204 --> 00:24:39.083
‫مثل گچ رنگش پریده بود و می‌لرزید.

00:25:26.125 --> 00:25:29.165
‫واقعا ممنونم که خودتون رو توی
‫ این زحمت انداختید...

00:25:29.325 --> 00:25:32.045
‫که در این مراسم شرکت کنید.

00:25:32.205 --> 00:25:34.284
‫ممنونم. واسم خیلی باارزشه.

00:25:34.446 --> 00:25:35.406
‫ادوارد!

00:25:36.045 --> 00:25:39.084
‫پرورش برنج و صادرات رونق شدیدی داشته.

00:25:39.246 --> 00:25:41.646
‫مالیات این فعالیت‌ها بر روی...

00:25:41.805 --> 00:25:44.844
‫خرج بهبود مدیریت استان می‌شه.

00:25:45.966 --> 00:25:49.326
‫تو با بقیه فرق داری.
‫از کجا اومدی؟

00:25:49.645 --> 00:25:54.606
‫از ماندالی. در برمه شمالی.
‫قبلش هم لندن بودم.

00:25:54.765 --> 00:25:57.966
‫شهرهای قشنگین و در موردشون شنیدم...

00:25:58.125 --> 00:26:00.846
‫و یه روز خوشحال می‌شم که ببینمشون.

00:26:01.005 --> 00:26:02.766
‫هنوز خیلی جوانم.

00:26:05.006 --> 00:26:07.566
‫واست حین سلطنتت آرزوی موفقیت می‌کنم.

00:26:08.366 --> 00:26:09.805
‫لطف دارید...

00:26:09.966 --> 00:26:13.645
‫ولی طوری رفتار می‌کنی که
‫انگار روز تاج‌گذاریمه.

00:26:13.806 --> 00:26:17.005
‫ولی الان تولدمه و خیلی هم خوشحالم.

00:26:20.526 --> 00:26:22.446
‫این کاخ راه خروجی داره؟

00:26:22.606 --> 00:26:25.967
‫آره. اون سمت سالن. آخر گذرگاه.

00:26:26.126 --> 00:26:27.246
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم.

00:26:28.206 --> 00:26:31.247
‫همچنین. امیدوارم روز خوبی داشته باشی.

00:27:24.046 --> 00:27:29.486
‫ادوارد مثل مسافری بر روی قایق ماهیگیری
‫ به سمت نواحی فرانسوی رفت.

00:27:34.447 --> 00:27:36.686
‫از خلیج هوشی‌مین رد شد.

00:27:38.607 --> 00:27:41.808
‫داخل اون جای تنگ گذر زمان رو فراموش کرد.

00:27:44.207 --> 00:27:46.608
‫کمی تب داشت...

00:27:46.767 --> 00:27:48.847
‫خیس عرق شده بود.

00:27:49.327 --> 00:27:52.687
‫خوابش می‌برد و لرزان بیدار می‌شد.

00:27:53.327 --> 00:27:54.926
‫فکر این که مرگش نزدیکه...

00:27:55.088 --> 00:27:59.088
‫در این جور شرایط براش محتمل بود.

00:28:01.328 --> 00:28:05.328
‫متوهم بود اما آرام.

00:30:54.130 --> 00:30:57.170
‫ادوارد بدون هیچ هدفی در
‫خیابان‌های هوشی‌مین قدم می‌زد.

00:31:03.890 --> 00:31:06.130
‫وارد خوابگاهی کثیف شد.

00:31:10.450 --> 00:31:14.129
‫مالکینش کلی حرف زدن،
‫ ولی بالاخره راهش دادن داخل.

00:31:22.930 --> 00:31:26.451
‫سال نوی قمری بود و ادوارد خیلی مریض بود.

00:31:29.010 --> 00:31:31.251
‫تلگرام جدیدی دریافت کرده بود.

00:31:33.650 --> 00:31:38.451
‫[وارد هوشی‌مین - نقطه - ام]

00:32:14.451 --> 00:32:15.892
‫دارن چی می‌گن؟

00:32:18.291 --> 00:32:20.692
‫می‌خواستن بیرونت کنن.

00:32:21.651 --> 00:32:25.331
‫نمی‌خوان که امشب بمیری.

00:32:26.131 --> 00:32:27.731
‫سال نوئه.

00:32:28.851 --> 00:32:30.772
‫و تو بهشون چی گفتی؟

00:32:32.051 --> 00:32:36.690
‫که امشب یا چند شب آینده نمی‌میری.

00:32:42.132 --> 00:32:44.532
‫بهت سال نو رو تبریک می‌گن.

00:33:12.852 --> 00:33:15.412
‫بین دوران نقاهتش در هوشی‌مین...

00:33:15.572 --> 00:33:18.772
‫و سبک زندگی بوهمیایی‌ای
‫ که در مانیلا انتخاب کرده بود...

00:33:18.932 --> 00:33:20.532
‫چند هفته‌ای فاصله بود.

00:33:25.332 --> 00:33:30.132
‫ظاهرا این تغییر رفتار دلیل خاصی نداشت.

00:33:36.852 --> 00:33:39.091
‫ادوارد به طور فزاینده‌ای در
‫طول روز می‌خوابید...

00:33:39.252 --> 00:33:41.172
‫و فقط در شب زندگی می‌کرد.

00:33:41.492 --> 00:33:43.572
‫مشروب زیاد می‌خورد.

00:33:44.052 --> 00:33:47.573
‫با قمار پول به دست می‌آورد
‫ و سپس باز از دست می‌داد.

00:33:49.172 --> 00:33:53.333
‫با ملوان‌ها دعوا می‌کرد و با
‫ شب‌گردها دوست می‌شد...

00:33:53.492 --> 00:33:57.173
‫که صبح‌های زود به خلیج مانیلا
‫جان می‌بخشیدن.

00:34:44.053 --> 00:34:48.853
‫دوره‌اش در مانیلا مملو از خماری
‫ و سرخوشی بود.

00:35:30.934 --> 00:35:34.454
‫گهگاهی موجی از مالیخولیا او را فرا می‌گرفت.

00:35:36.214 --> 00:35:37.814
‫احساسی می‌شد.

00:36:58.935 --> 00:37:01.976
‫در شبی مملو از حماقت...

00:37:02.135 --> 00:37:06.135
‫ادوارد به همراه چندین ملوان
‫ و چهار فاحشه فیلیپینی...

00:37:06.295 --> 00:37:10.455
‫سوار کشتی جنگی‌ آمریکایی‌ای شد.

00:37:12.375 --> 00:37:15.255
‫حین حرکت کشتی به سمت ژاپن بیدار شد.

00:37:18.935 --> 00:37:21.976
‫کاپیتان از مزاحم‌ها خوشش اومده بود.

00:37:23.255 --> 00:37:26.776
‫سه روز نوشیدن و آواز خوندن.

00:37:26.935 --> 00:37:32.536
‫به صورت خیلی مخفیانه در ساحل
‫ اوساکا پیاده شدن.

00:38:01.015 --> 00:38:05.336
‫ادوارد کنار ژاپنی‌ها پشت پیشخوان نشست.

00:38:05.496 --> 00:38:09.177
‫همراه هم نودلشان را سر کشیدند.

00:38:10.296 --> 00:38:11.735
‫سربازی پدیدار شد...

00:38:11.896 --> 00:38:15.575
‫و از مشتری‌های غربی خواست که
‫گذرنامه‌شون رو نشون بدن.

00:38:18.136 --> 00:38:20.056
‫ادوارد درنگ نکرد...

00:38:20.696 --> 00:38:21.976
‫و رفت.

00:38:49.817 --> 00:38:56.057
‫پیش راهبان کوموسو ادوارد حس
‫می‌کرد که خیلی در معرض دید نیست.

00:38:56.696 --> 00:38:59.897
‫شهر به شهر می‌چرخیدن و گدایی می‌کردن.

00:39:09.337 --> 00:39:12.377
‫حتی ازمون نپرسیدی الان کجا می‌ریم.

00:39:13.177 --> 00:39:16.536
‫مقصدت واست مهم نیست؟

00:39:16.697 --> 00:39:18.297
‫هر جایی می‌رم که من رو ببرید.

00:39:19.417 --> 00:39:20.856
‫آقای عزیز...

00:39:21.497 --> 00:39:23.736
‫با این‌که عجیب به نظر میاد،
‫حس می‌کنم خونه هستم!

00:39:25.337 --> 00:39:27.737
‫وقتی راهبان تصمیم گرفتن برن شمال...

00:39:27.737 --> 00:39:30.456
‫به معبدی در کوهستان...

00:39:30.937 --> 00:39:33.497
‫ادوارد پیششون موند.

00:39:40.697 --> 00:39:45.658
‫ولی نتونست توی معبد بخوابه.

00:39:45.978 --> 00:39:49.338
‫صداهایی شنید،
‫صدای پا...

00:39:49.657 --> 00:39:52.056
‫و پچ‌پچ‌هایی می‌شنید...

00:39:52.218 --> 00:39:56.058
‫واسش از وحشت به زبانی می‌گفت
‫ که بلد نبود.

00:39:59.737 --> 00:40:04.218
‫سایه مبهم نمی‌کنه. آشکار می‌کنه.

00:40:04.857 --> 00:40:07.098
‫ژاپنی‌ها این رو می‌دونن.

00:40:08.378 --> 00:40:11.418
‫از سایه فرار نمی‌کنن، دنبالش می‌گردن.

00:40:12.698 --> 00:40:15.577
‫سایه‌هایی که ازشون حرف می‌زنم
‫ از نظام دیگه‌ای هستن.

00:40:16.698 --> 00:40:19.417
‫از پدیده‌هایی که درکشون نمی‌کنم خوشم نمیاد.

00:40:20.217 --> 00:40:22.618
‫رعایت سالم قوانین طبیعت رو می‌پسندم.

00:40:23.258 --> 00:40:27.418
‫و قوانین طبیعت رو از کجا
‫یاد گرفتی آقای ابوت؟

00:40:28.378 --> 00:40:31.897
‫شاید خوب نشناسیشون.

00:40:32.858 --> 00:40:34.139
‫لعنت بهش کیتا!

00:40:35.578 --> 00:40:38.137
‫من سایه‌های افراد نامرئی رو می‌بینم.

00:40:38.458 --> 00:40:41.658
‫همین واسه ایجاد تنش توی
‫یه انسان معمولی کفایت می‌کنه.

00:40:43.898 --> 00:40:48.697
‫شاید هم سایه‌ها رو می‌بینی
‫ چون همین الانش در تنشی.

00:40:50.458 --> 00:40:54.139
‫صحبت‌هات داره خسته‌ام می‌کنه کیتا.

00:40:54.619 --> 00:40:57.179
‫اگه با سبدی روی سرت دور بزنی...

00:40:57.338 --> 00:40:59.899
‫باید بیشتر در مورد قضاوت
‫ دیگران خودداری کنی!

00:41:08.858 --> 00:41:10.939
‫از کوهستان بالا برو.

00:41:11.578 --> 00:41:14.299
‫میمون‌ها رو تماشا کن.

00:41:15.579 --> 00:41:19.099
‫زیر درختان قدم بزن.

00:41:20.379 --> 00:41:23.258
‫خودت رو تقدیم دنیا بکن آقای ابوت.

00:41:23.578 --> 00:41:25.819
‫می‌بینی که چقدر در حقت سخاوت به خرج می‌ده.

00:41:30.139 --> 00:41:32.699
‫نامه هم به این معبد می‌رسه؟

00:41:35.419 --> 00:41:38.299
‫- توی روستا دفتر پست هست؟
‫- دفتر پست؟

00:44:03.741 --> 00:44:09.021
‫می‌دونیم کی هستی و چطور وارد
‫کشورمون شدی آقای ابوت.

00:44:10.461 --> 00:44:15.902
‫شاید بتونید واسمون توضیح بدید که
‫ به چه قصدی اومدید اینجا.

00:44:20.381 --> 00:44:22.142
‫به سمت این زندگی کشیده شدم.

00:44:33.502 --> 00:44:36.382
‫واسه چی اومدید ژاپن؟

00:44:36.701 --> 00:44:37.660
‫هیچی.

00:44:38.302 --> 00:44:40.222
‫تصادفا اومدم اینجا.

00:44:40.541 --> 00:44:43.582
‫ارتباطتون با نیروی دریایی آمریکا چیه؟

00:44:47.581 --> 00:44:50.141
‫از زنی فرار می‌کنم که در تعقیب منه.

00:44:55.102 --> 00:44:58.942
‫حتی ترسوترین مردان غرب هم...

00:44:59.422 --> 00:45:03.422
‫به ژاپن نمیان...

00:45:03.582 --> 00:45:05.662
‫که از یه زن فرار کنن.

00:45:06.142 --> 00:45:08.381
‫حرفت رقت‌انگیزه.

00:45:10.942 --> 00:45:14.141
‫واسه کی کار می‌کنی آقا؟

00:45:31.422 --> 00:45:33.982
‫تو این رو کشیدی؟

00:45:34.943 --> 00:45:36.063
‫آره.

00:45:54.623 --> 00:45:56.543
‫آقای ابوت...

00:45:57.503 --> 00:45:59.262
‫من درکت نمی‌کنم.

00:46:01.183 --> 00:46:03.102
‫ولی نمی‌خوایم اینجا باشی.

00:46:04.703 --> 00:46:09.822
‫فردا تا کشتی‌ای که شانگهای رو ترک
‫می‌کنه همراهیت می‌کنیم.

00:46:51.744 --> 00:46:55.422
‫یه ساعت هم طولی نکشید که ادوارد
‫ تلگرام جدیدی دریافت کرد.

00:47:05.184 --> 00:47:10.144
‫[در حال آمدن - خیلی دلتنگت - ام]

00:47:15.423 --> 00:47:16.864
‫ادوارد لبخند زد.

00:47:24.864 --> 00:47:28.224
‫هتل رو ترک کرد، بلیت تئاتری گرفت...

00:47:28.224 --> 00:47:30.624
‫لباس‌های جدیدی خرید و موهاش رو اصلاح کرد.

00:47:37.504 --> 00:47:40.063
‫نمایش خیلی براش جذاب نبود.

00:48:02.785 --> 00:48:07.903
‫به مالی فکر کرد و چهره‌اش
‫ واسش خیلی واضح شد.

00:48:12.865 --> 00:48:17.665
‫در هتل جلوی آینه ایستاد
‫ و پرتره‌ای از خودش کشید.

00:48:18.784 --> 00:48:22.945
‫به بازتاب آینه وفادار نبود.
‫خودش رو زشت و فرسوده کشید.

00:48:25.345 --> 00:48:29.825
‫رفت توی سالن و پرسید که قایقی که به بالای
‫ رودخانه می‌ره ساعت چند حرکت می‌کنه.

00:48:32.065 --> 00:48:34.304
‫آخرین قایقی بود که تا مدتی طولانی که...

00:48:34.465 --> 00:48:37.825
‫این سفر غیرممکن می‌شد به سمت
‫یانگ‌تسه حرکت می‌کرد.

00:48:40.705 --> 00:48:44.065
‫قبض رو پرداخت کرد و پرتره شخصی
‫ رو در پیشخوان گذاشت...

00:48:44.225 --> 00:48:47.744
‫و درخواست کرد که به بانویی داده بشه
‫ که به دنبالش میاد.

00:50:05.986 --> 00:50:09.026
‫یه خانواده چینی داشتن روی
‫ عرشه قایق ماژونگ بازی می‌کردن.

00:50:11.586 --> 00:50:14.145
‫ادوارد فکر کرد که قوانینش رو بلده.

00:50:14.466 --> 00:50:18.147
‫جای پیرمردی رو گرفت و
‫حرکات مضحکی انجام داد.

00:50:28.546 --> 00:50:30.307
‫پیرمرد خندید.

00:50:53.027 --> 00:50:56.227
‫ادوارد خیلی جدی بود،
‫کاملا تمرکز کرده بود.

00:50:58.467 --> 00:51:00.067
‫خوشحال بود.

00:52:02.947 --> 00:52:05.188
‫ادوارد در چونگ‌کینگ از رود خارج شد.

00:52:09.667 --> 00:52:12.707
‫چند حمال استخدام کرد که به کوهستان ببرنش.

00:52:15.268 --> 00:52:17.188
‫خیلی حمال‌های بداخلاقی بودن...

00:52:17.188 --> 00:52:20.229
‫ولی از نظر او باتجربه و قابل اعتماد بودن.

00:52:23.748 --> 00:52:28.067
‫اگه با سرعت خوبی پیش می‌رفتن در
‫ کمتر از دو هفته به اونجا می‌رسیدن.

00:52:29.828 --> 00:52:32.709
‫مجبور بودن از جنگل بامبویی وسیع رد بشن.

00:52:35.748 --> 00:52:38.627
‫از نظر ادوارد ماجراجویی محشری می‌شد.

00:53:18.949 --> 00:53:21.989
‫اگه ادوارد ماندارین حرف می‌زد متوجه می‌شد.

00:53:22.148 --> 00:53:24.389
‫عروسی بود که از منزل والدینش می‌رفت...

00:53:24.709 --> 00:53:26.789
‫تا به منزل همسر آینده‌اش برسه.

00:53:30.629 --> 00:53:32.549
‫داشت ناراحتی ترک کردن منزلش...

00:53:32.869 --> 00:53:35.110
‫به مقصد منزل جدیدش رو به نمایش می‌گذاشت.

00:53:45.509 --> 00:53:48.869
‫شبانه حمال‌ها از ادوارد
‫سرقت کردن و فرار کردن.

00:53:52.389 --> 00:53:57.190
‫ادوارد وقتی بیدار شد فقط با لباس‌ها و
‫ دفتر طراحیش رو داشت.

00:53:57.349 --> 00:53:58.788
‫دیگه هیچی نداشت.

00:54:12.870 --> 00:54:15.109
‫شاید به دور خودش دور می‌زد.

00:54:26.630 --> 00:54:28.710
‫وقتی خورشید غروب کرد...

00:54:28.869 --> 00:54:31.110
‫ادوارد حس کرد هرگز راهش رو پیدا نمی‌کنه.

00:54:33.189 --> 00:54:34.950
‫به خواب عمیقی فرو رفت.

00:56:30.791 --> 00:56:33.351
‫ادوارد رو بردن منزل هوراس سیگریو...

00:56:33.512 --> 00:56:35.751
‫در روستای کوچک وانگیو.

00:56:36.712 --> 00:56:39.111
‫خانه‌ی بزرگ اما زشتی بود...

00:56:39.272 --> 00:56:42.632
‫همراه با چندین اثاثیه‌ی خراب
‫ و پنجره‌ی شکسته.

00:56:44.392 --> 00:56:46.311
‫سیگریو کنسول چنگدو بود...

00:56:46.472 --> 00:56:49.032
‫ولی به ندرت پاش رو در کنسولگری می‌ذاشت.

00:56:54.952 --> 00:56:56.391
‫وقتی ادوارد بیدار شد...

00:56:56.552 --> 00:56:59.432
‫سیگریو داشت ساز زهی عجیبی می‌نواخت...

00:56:59.592 --> 00:57:00.711
‫یه گوقین.

00:57:02.952 --> 00:57:05.511
‫کنسول خودش رو معرفی کرد و توضیح داد...

00:57:05.672 --> 00:57:09.512
‫که در این روستا اسم این نغمه
‫ «اشتیاق بی‌پایان» هست...

00:57:09.672 --> 00:57:12.711
‫ولی در روستای بغلی بهش می‌گن
‫«غم بی‌نهایت»

00:57:32.553 --> 00:57:35.433
‫اطراف وانگیو رو جنگل بامبویی فرا گرفته بود.

00:57:36.072 --> 00:57:39.591
‫در روزهایی که هوا صاف بود
‫می‌شد کوهستان تبت رو دید.

00:57:51.273 --> 00:57:55.593
‫ادوارد، سیگریو و پیشخدمت پیر تبتیش...

00:57:55.593 --> 00:57:58.473
‫کوچه‌های وانگیو رو ترک کردن
‫و وارد جنگل‌ شدن...

00:57:58.793 --> 00:58:00.073
‫همراه با سبدی برای پیک‌نیک.

00:58:03.113 --> 00:58:05.193
‫موجودات دوست‌داشتنی‌ای هستن، درسته؟

00:58:06.153 --> 00:58:07.273
‫اونجا.

00:58:08.873 --> 00:58:09.993
‫اونجا!

00:58:10.313 --> 00:58:11.913
‫پاندا رو نمی‌بینی؟

00:58:20.553 --> 00:58:22.473
‫پیپ تریاک رو می‌دی؟

00:58:22.633 --> 00:58:25.034
‫پیرزن خوب درستش می‌کنه.

00:58:25.193 --> 00:58:26.313
‫مرسی.

00:58:27.113 --> 00:58:29.032
‫ولی جرئتش رو ندارم.

00:58:30.313 --> 00:58:32.553
‫پایان امپراتوری اجتناب‌ناپذیره.

00:58:34.153 --> 00:58:36.394
‫چندین سال طول می‌کشه.
‫شاید چندین ماه.

00:58:37.673 --> 00:58:40.552
‫بدون این‌که چیزی بفهمیم می‌ریم.

00:58:41.513 --> 00:58:45.514
‫سفیدپوسته اصلا نمی‌تونه
‫فرهنگ شرقی رو بفهمه.

00:58:45.994 --> 00:58:47.752
‫فرای درکشه.

00:58:49.513 --> 00:58:52.072
‫ولی بعید می‌دونم برگردم لندن.

00:58:52.234 --> 00:58:54.794
‫بیشتر از سه روز نتونستم تحملش کنم.

00:58:56.554 --> 00:58:59.434
‫ولی فکر این که وظایفم رو اینجا ادامه بدم...

00:58:59.593 --> 00:59:01.514
‫خیلی برام دردناکه.

00:59:02.794 --> 00:59:06.473
‫از شغلم متنفرم ولی عاشق
‫ این کشورم آقای ابوت.

00:59:20.394 --> 00:59:23.595
‫آدم‌هایی رو می‌شناسم که
‫ روزی بیش از چهل بار پیپ می‌کشن.

00:59:24.874 --> 00:59:27.113
‫خیلی زیاده. نفرین شدن.

00:59:31.114 --> 00:59:34.313
‫من کم پیش میاد از روزی
‫ هفت هشت بار بیشتر بکشم.

00:59:49.674 --> 00:59:51.113
‫توی چند روز گذشته...

00:59:53.514 --> 00:59:55.115
‫در چند ماه اخیر...

00:59:58.634 --> 01:00:01.193
‫از دوستی تلگرام دریافت می‌کردم.

01:00:04.394 --> 01:00:06.315
‫یا بهتره بگم از نامزدم.

01:00:07.115 --> 01:00:08.235
‫مالی.

01:00:11.114 --> 01:00:13.355
‫از لندن اومد که با من ازدواج کنه.

01:00:17.995 --> 01:00:19.914
‫ولی مضطرب شدم و فرار کردم.

01:00:24.395 --> 01:00:25.995
‫رفتم سنگاپور...

01:00:28.555 --> 01:00:30.954
‫مثل یه بزدل ازش فرار کردم.

01:00:33.675 --> 01:00:35.116
‫داره تعقیبم می‌کنه...

01:00:35.275 --> 01:00:36.875
‫مسیرم رو پیدا می‌کنه...

01:00:38.155 --> 01:00:39.916
‫واسم تلگرام می‌فرسته...

01:00:41.355 --> 01:00:43.595
‫کله‌شق‌ترین زن دنیاست!

01:00:47.115 --> 01:00:49.355
‫خیلی دختر مصممیه.

01:00:50.635 --> 01:00:52.715
‫واقعا محشره!

01:00:57.195 --> 01:01:00.234
‫واقعا واسم عجیبه چطور آدم می‌تونه
‫انقدر سرسخت باشه.

01:01:02.955 --> 01:01:07.116
‫به نظرم سخته که آدم بتونه کسی
‫مثل مالی رو پیدا کنه.

01:01:09.996 --> 01:01:12.556
‫ولی مدتی می‌شه که ازش خبری نشده.

01:01:16.875 --> 01:01:19.116
‫اصلا نمی‌دونم مالی در چه حاله.

01:01:21.675 --> 01:01:23.436
‫امیدوارم حالش خوب باشه.

01:01:24.555 --> 01:01:25.675
‫مالی.

01:01:33.516 --> 01:01:37.036
‫این داستانت از غمگین‌ترین
‫داستان‌هاییه که شنیدم.

01:02:32.077 --> 01:02:35.917
‫مالی عزیز. یه کار غیرمنتظره باعث شد
‫که یانگون رو ترک کنم.

01:02:35.917 --> 01:02:38.477
‫یه شکست ناخوشایند که من در اون دست نداشتم.

01:02:38.637 --> 01:02:41.036
‫بهتره با کشتی بعدی برگردی لندن.

01:02:41.197 --> 01:02:43.916
‫واقعا متاسفم عشقم. از طرف ادوارد.

01:03:18.797 --> 01:03:21.678
‫مالی وارد ساختمان مدیریت خلیج شد...

01:03:21.837 --> 01:03:25.838
‫و درخواست کرد که فهرست
‫مسافران اون روز رو ببینه.

01:03:27.117 --> 01:03:30.956
‫فهمید که ادوارد چند دقیقه پیش...

01:03:31.118 --> 01:03:33.198
‫سوار کشتی‌ای به مقصد سنگاپور شده.

01:03:33.677 --> 01:03:35.276
‫یه بلیت در کشتی‌ای خرید...

01:03:35.438 --> 01:03:38.798
‫که فردا به اونجا می‌رفت.

01:03:39.758 --> 01:03:44.397
‫همچنین درخواست کرد که تلگرامی
‫بفرسته، ولی دچار تردید شد.

01:03:44.558 --> 01:03:46.958
‫کجا بفرستش؟

01:03:47.597 --> 01:03:52.077
‫مرد میانسال هندی بهش گفت که:
‫مشخصا به هتل رافل!

01:03:52.238 --> 01:03:55.758
‫در حالی که داشت دوربینی رو
‫ از گمرک رد می‌کرد.

01:04:03.278 --> 01:04:05.359
‫اسمش تی‌اچ کاپور بود...

01:04:05.518 --> 01:04:09.357
‫و فیلمبرداری برای شرکت وارویک تریدینگ بود.

01:04:53.039 --> 01:04:57.519
‫هر چیزی که مالی در یانگون می‌دید
‫براش شگفت‌انگیز بود.

01:04:59.919 --> 01:05:04.879
‫اصلا متوجه گذر زمان نشده بود.

01:05:05.039 --> 01:05:07.119
‫دیگه به ادوارد فکر نمی‌کرد...

01:05:07.278 --> 01:05:11.439
‫و تا اواخرِ بعد از ظهر احساس
‫خستگی داشت اما خوشحال بود.

01:05:16.719 --> 01:05:22.160
‫عصر مالی رفت کلاب.

01:05:22.639 --> 01:05:25.839
‫پشت میز نشست و کمی سوپ ماهی خورد.

01:05:25.999 --> 01:05:30.478
‫داغ و ترش و خوشمزه بود.

01:05:30.959 --> 01:05:33.999
‫مالی با حرص خوردش.

01:05:40.720 --> 01:05:45.838
‫مالی بی‌اختیار از رقص فیل می‌خندید.

01:05:46.000 --> 01:05:49.678
‫انقدر بلند خندید که همه نگاهش می‌کردن.

01:06:10.000 --> 01:06:12.560
‫خوش اومدید خانم سینگلتون.

01:06:14.160 --> 01:06:17.519
‫آقا و خانم کوپر رو معرفی می‌کنم.

01:06:17.680 --> 01:06:21.680
‫آقای کوپر نایب رئیس
‫ انجمن رابر گروورز هستند.

01:06:22.159 --> 01:06:24.880
‫جلوی خانم کوپر سرگرد براون...

01:06:25.040 --> 01:06:27.760
‫و دخترش یعنی خانم لوسی هستند.

01:06:29.840 --> 01:06:32.399
‫آقای ساندرز، روبروتون...

01:06:32.880 --> 01:06:35.759
‫یه تاجر موفق دام هستند...

01:06:36.400 --> 01:06:39.280
‫که از یکی از نواحی آمریکا...

01:06:39.600 --> 01:06:42.959
‫با سابقه ثابت پرورش گاو میان.

01:06:43.120 --> 01:06:46.000
‫و در آخر شما رو به هنرمندی
‫ از ناپل معرفی می‌کنم...

01:06:46.480 --> 01:06:47.920
‫جناب فارنزی...

01:06:48.240 --> 01:06:51.281
‫یک تنور با استعداد اپرا
‫ که در منطقه تور دارن.

01:06:51.440 --> 01:06:54.161
‫آینده‌ی درخشانی در انتظار ایشونه.

01:06:54.960 --> 01:06:58.001
‫جناب سینگلتون تازه از لندن اومدن.

01:06:58.800 --> 01:07:02.321
‫حتما گرمای هوا شدیدا
.اذیتتون کرده خانم عزیز

01:07:03.281 --> 01:07:05.201
‫از گرما خوشم میاد.

01:07:05.360 --> 01:07:07.601
‫و به نظرم یانگون عالی بود!

01:07:07.760 --> 01:07:09.360
‫چه بهتر.

01:07:09.521 --> 01:07:12.401
‫روزهای اول یانگون تاثیر بزرگی داره.

01:07:12.721 --> 01:07:16.721
‫بعد مدتی مردم بدی آب و هوا رو حس می‌کنن.
‫مخصوصا خانم‌ها.

01:07:17.041 --> 01:07:18.480
‫همچنین هم بدی مردمش رو.

01:07:18.641 --> 01:07:21.360
‫می‌شه کنترلشون کرد خانم کوپر.

01:07:21.521 --> 01:07:23.441
‫آب و هوا رو نمی‌شه کاری کرد.

01:07:23.761 --> 01:07:25.680
‫بوی گندی می‌ده که نفس آدم رو بند میاره.

01:07:25.841 --> 01:07:27.921
‫سال‌های اخیر پیشرفت داشته.

01:07:28.081 --> 01:07:29.520
‫حرف مفت!

01:07:30.641 --> 01:07:32.561
‫و صحبت بوی گند شد ناخدا...

01:07:32.720 --> 01:07:37.042
‫باید بگم که بوی باد معده‌ی
‫ گاوهای آقای ساندرز...

01:07:37.201 --> 01:07:38.482
‫به شدت ناخوشاینده...

01:07:38.641 --> 01:07:41.201
‫و مستقیما به سمت کابین ما میاد.

01:07:42.641 --> 01:07:45.360
‫شوهرتون بهش عادت دارن.

01:07:45.521 --> 01:07:48.082
‫این مرد حالم رو به هم می‌زنه!
‫یه کاری بکن دونالد!

01:07:50.161 --> 01:07:52.402
‫می‌شه بگید چرا اومدید خانم سینگلتون؟

01:07:52.561 --> 01:07:55.601
‫واسه تور بزرگ؟ یانگون،
‫سنگاپور، بانکوک، هوشی‌مین...

01:07:55.761 --> 01:07:57.360
‫اومدم که ازدواج کنم.

01:07:58.481 --> 01:08:00.720
‫نامزدم از مسئولین ماندالیه.

01:08:01.041 --> 01:08:03.120
‫هفت ساله که نامزد هستیم.

01:08:04.722 --> 01:08:06.802
‫ولی فرار کرد.

01:08:09.201 --> 01:08:12.240
‫من رو توی اسکله رها کرد و عازم سنگاپور شد.

01:08:13.842 --> 01:08:15.282
‫دارم می‌رم دنبالش...

01:08:15.921 --> 01:08:18.162
‫که ببینم دستم بهش می‌رسه یا نه.

01:08:24.242 --> 01:08:26.322
‫واقعا شوخ هستید، مگه نه؟

01:08:27.282 --> 01:08:29.202
‫درواقع برام پیامی گذاشت...

01:08:29.361 --> 01:08:32.562
‫و گفت که کار فوری‌ای واسش پیش اومده...

01:08:32.882 --> 01:08:35.602
‫و بهتره که برگردم به لندن.

01:08:35.922 --> 01:08:37.362
‫عمرا!

01:08:37.842 --> 01:08:40.722
‫شکارش می‌کنم.
‫ فرقی نمی‌کنه چقدر هزینه‌اش بشه.

01:08:44.562 --> 01:08:47.122
‫دختر عزیزم، فکرش رو کردی که...

01:08:47.282 --> 01:08:51.762
‫چیزی که توصیف می‌کنی به صورت بی‌تعارف...

01:08:52.562 --> 01:08:54.001
‫به عنوان آبروریزی برداشت بشه؟

01:08:54.962 --> 01:08:57.841
‫به نظرت منظور نامزدت این نیست که...

01:08:58.002 --> 01:09:00.563
‫میلی نداره که با تو ازدواج کنه؟

01:09:01.059 --> 01:09:02.714
‫خیر.

01:09:04.402 --> 01:09:06.162
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

01:09:08.242 --> 01:09:10.003
‫چون ادوارد رو می‌شناسم.

01:09:10.162 --> 01:09:11.443
‫بهش اطمینان دارم.

01:09:12.242 --> 01:09:12.883
‫عزیزم...

01:09:13.843 --> 01:09:16.243
‫مردها واقعا عذابن.

01:09:18.962 --> 01:09:20.083
‫خوک کثیف!

01:09:20.242 --> 01:09:21.523
‫بیا دونالد!

01:09:21.682 --> 01:09:24.241
‫می‌خوام فورا به یانگون برگردیم!

01:09:24.403 --> 01:09:28.403
‫امیدوارم انقدر باشرف باشی که
‫مستقیم بری موتورخونه!

01:09:28.882 --> 01:09:31.763
‫ولی خانم کوپر، موتورخونه که...

01:09:33.363 --> 01:09:34.643
‫ببخشید.

01:09:39.442 --> 01:09:41.203
‫امروز واقعا خیلی سلیطه‌بازی در میاره.

01:09:41.523 --> 01:09:44.402
‫ولی واقعا دیگه زیاده‌روی کردی.

01:10:31.124 --> 01:10:32.402
‫بله؟

01:10:36.404 --> 01:10:38.004
‫خانم سینگلتون...

01:10:41.204 --> 01:10:43.764
‫رک و راست باهاتون حرف می‌زنم.

01:10:44.084 --> 01:10:46.484
‫به نظرم در شما خصوصیت کمیابی هست.

01:10:47.284 --> 01:10:50.643
‫یقین تزلزل‌ناپذیری که به
‫ اخلاق همسرتون دارید...

01:10:50.804 --> 01:10:52.884
‫مخصوصا وقتی شواهد برعکسش رو نشون می‌دن...

01:10:53.044 --> 01:10:55.604
‫به من توصیه می‌کنن این کار رو نکنم.

01:10:56.084 --> 01:10:59.763
‫هر چند این امید کورکورانه‌تون باعث می‌شه...

01:10:59.924 --> 01:11:03.123
‫که بهتون بگم که ما واسه هم ساخته شدیم.

01:11:04.564 --> 01:11:06.164
‫دیوانه شدی؟

01:11:07.444 --> 01:11:11.924
‫من هم مثل شما خیلی واضح می‌دونم
‫ چیکار کنم و بقیه رو چطور قضاوت کنم.

01:11:12.404 --> 01:11:14.324
‫هیچ‌چیزی اعتقادم رو از بین نمی‌بره.

01:11:14.964 --> 01:11:19.765
‫تا به امروز زنی با عقاید شما ندیدم.

01:11:26.324 --> 01:11:27.925
‫خانم سینگلتون...

01:11:28.724 --> 01:11:30.644
‫الان در وضعیتی نیستید...

01:11:30.964 --> 01:11:32.565
‫که به خواستگاری من پاسخ بدید...

01:11:33.045 --> 01:11:35.283
‫ولی با این حال می‌خوام بهتون بگم...

01:11:35.445 --> 01:11:37.683
‫که دوست دارم با شما ازدواج کنم.

01:11:39.924 --> 01:11:41.205
‫مردک پست!

01:11:45.525 --> 01:11:46.645
‫عجیب‌الخلقه!

01:13:41.366 --> 01:13:43.126
‫سلام رجی!

01:13:43.446 --> 01:13:45.687
‫دخترعمو؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

01:13:45.846 --> 01:13:47.926
‫اومدم ازدواج کنم پسرعمو.

01:13:49.206 --> 01:13:52.726
‫ولی درست قبل اومدنم به یانگون
‫ ادوارد اومد اینجا.

01:13:52.886 --> 01:13:54.167
‫عینکم رو بده.

01:13:54.486 --> 01:13:57.365
‫رجینالد سینگلتون، چیکار می‌کنی؟

01:14:02.966 --> 01:14:06.167
‫گفت که باید واسه مقاصد کاری سفر کنه.

01:14:07.446 --> 01:14:10.805
‫احمق بهم توصیه کرد که به لندن برگردم!

01:14:10.967 --> 01:14:12.567
‫من هم چنین توصیه‌ای می‌کنم.

01:14:12.726 --> 01:14:13.847
‫رجی!

01:14:15.606 --> 01:14:18.006
‫گوش کن مالی سینگلتون.

01:14:19.286 --> 01:14:23.447
‫جفتمون معتقدیم که شغل ادوارد
‫ ساکت و حوصله‌سربره...

01:14:23.606 --> 01:14:26.327
‫مدیریت پست در یه
‫ شهر دورافتاده در برمه.

01:14:26.647 --> 01:14:27.927
‫ولی می‌دونی چیه؟

01:14:28.087 --> 01:14:30.647
‫ممکنه برداشت غلطی از این ماجرا داشته باشیم.

01:14:32.407 --> 01:14:34.326
‫شاید ادوارد سرش خیلی شلوغه.

01:14:34.487 --> 01:14:37.686
‫یا اصلا شاید واسه انجام کارش
‫ باید سرش خیلی خلوت باشه.

01:14:37.847 --> 01:14:40.566
‫و اصلا دوست نداره که در وضع
‫ فعلی زنی در تعقیبش باشه.

01:14:40.727 --> 01:14:42.808
‫حتی اگه شدیدا عاشقت باشه.

01:14:46.487 --> 01:14:49.528
‫خیلی‌خب رجی، حرف‌هات مزخرفن.

01:14:49.687 --> 01:14:52.408
‫چیزی که می‌دونی رو بگو وگرنه
‫ مجبورت می‌‌کنم...

01:14:52.567 --> 01:14:54.966
‫لعنت بهت مالی!
‫نمی‌شه همه‌چیز رو بدونی که.

01:14:55.127 --> 01:14:57.366
‫حیف که الکی اومدی اینجا، ولی...

01:14:57.527 --> 01:14:58.806
‫برگرد لندن!

01:14:58.967 --> 01:15:01.206
‫بخاطر خودت و ادوارد هم که شده برگرد.

01:15:02.327 --> 01:15:03.448
‫یه سنگاپور اسلینگ لطفا!

01:15:03.607 --> 01:15:06.966
‫رجی، همین الان بهم می‌گی قضیه‌ی ادوارد چیه.

01:15:10.807 --> 01:15:11.766
‫بشین.

01:15:20.088 --> 01:15:22.806
‫ادوارد رو دیدم... نپر توی حرفم!

01:15:25.368 --> 01:15:28.087
‫نمی‌گفت که توی سنگاپور چیکار داره...

01:15:28.248 --> 01:15:32.088
‫ولی به اندازه کافی بهم مدرک داد
‫که به این نتیجه واضح برسم.

01:15:35.607 --> 01:15:39.448
‫حس می‌کنم شوهر آینده‌ات درگیر
‫فعالیت‌های فوق سری...

01:15:39.608 --> 01:15:41.368
‫برای انگلیسه.

01:15:48.248 --> 01:15:51.448
‫رجی عزیز، خیلی خوب خیالبافی می‌کنی.

01:15:52.408 --> 01:15:55.128
‫از عمو الی به ارث بردی دیگه.

01:15:55.288 --> 01:15:57.528
‫واسه مزخرفات میخانه وقت زیادی داری.

01:15:57.848 --> 01:15:59.767
‫و تو هم مثل همیشه احمقی.

01:15:59.928 --> 01:16:01.049
‫به خودت بیا مالی!

01:16:01.208 --> 01:16:04.248
‫خیال کردی جاسوس‌ها اعلام می‌کنن که جاسوسن؟

01:16:04.728 --> 01:16:06.809
‫رجی، ادوارد کجاست؟

01:16:07.288 --> 01:16:08.729
‫باید کمکم کنی.

01:16:09.368 --> 01:16:13.049
‫به خدا مزاحمش نمی‌شم،
‫ولی باید باهاش حرف بزنم.

01:16:13.208 --> 01:16:15.607
‫اصلا به نظرم حق هم دارم!

01:16:17.528 --> 01:16:18.649
‫مالی.

01:16:19.129 --> 01:16:22.009
‫به نظرت ممکنه ادوارد از ازدواج
‫ منصرف شده باشه؟

01:16:23.608 --> 01:16:26.489
‫چطور جرئت می‌کنی، رجینالد سینگلتون؟

01:16:27.128 --> 01:16:30.649
‫چرا فکر می‌کنی ادوارد انقدر
‫ بزدلانه تصمیم می‌گیره؟

01:16:30.649 --> 01:16:32.729
‫تو می‌شناسیش. تو ما رو بهم معرفی کردی.

01:16:33.368 --> 01:16:34.969
‫بزدل...

01:16:35.768 --> 01:16:37.688
‫کلمه‌ی بزرگیه.

01:16:38.809 --> 01:16:42.008
‫ازدواج واسه هر مرد سالمی خیلی ترسناکه...

01:16:42.169 --> 01:16:43.769
‫حالا که بهش فکر می‌کنم همین‌طوره.

01:16:45.049 --> 01:16:47.609
‫اصلا توانایی چنین شرارتی رو نداره.

01:16:47.769 --> 01:16:49.049
‫کاملا درک می‌کنم...

01:16:49.209 --> 01:16:52.249
‫که مردی از لحظه‌ای که ممکنه زندگیش رو
‫ خراب کنه وحشت داشته باشه.

01:16:52.569 --> 01:16:54.008
‫ادوارد کجاست؟

01:16:58.489 --> 01:17:02.480
‫[قطار به مقصد بانکوک در جنگل]
‫ [از ریل خارج شد]

01:17:02.649 --> 01:17:04.410
‫ادوارد سوار اون قطار بود؟

01:17:04.569 --> 01:17:06.169
‫چه وحشتناک!

01:17:07.129 --> 01:17:09.368
‫همه‌ی وسایلم رو بفرست بانکوک!

01:17:11.929 --> 01:17:14.809
‫در دعاهایش و فرا خواندن ارواح و فرشته‌ها...

01:17:15.769 --> 01:17:20.089
‫شاهدخت با بانوی غول‌پیکر درگیر شد.

01:17:40.730 --> 01:17:41.850
‫شاهزاده‌ی من!

01:17:42.809 --> 01:17:44.250
‫بانوی غول‌پیکر مُرده.

01:17:44.729 --> 01:17:46.490
‫واقعا؟ چرا کشتیش؟

01:17:46.649 --> 01:17:48.890
‫تصادفی بود. قصدم این نبود.

01:17:49.049 --> 01:17:50.810
‫بیا مسیرمون رو ادامه بدیم.

01:17:50.969 --> 01:17:55.130
‫دلم واسه زن غول‌پیکر می‌سوزه.
‫چه زندگی غم‌انگیزی داشت. بیا بریم.

01:18:21.370 --> 01:18:23.289
‫دنبال کسی می‌گردی دختر؟

01:18:24.090 --> 01:18:25.850
‫بعید می‌دونم اینجا پیداش کنی.

01:18:26.170 --> 01:18:28.089
‫همه سوار قطار بعدی شدن.

01:18:31.610 --> 01:18:34.970
‫می‌دونم که سوار چنین قطار شلوغی
‫بودن چقدر ناخوشاینده...

01:18:34.970 --> 01:18:37.531
‫ولی دلیل نمی‌شه بزنی زیر گریه.

01:18:39.610 --> 01:18:43.291
‫زندگی در طول سی ساعت گذشته
‫ خیلی سخت‌تر بوده. تضمین می‌کنم.

01:18:44.091 --> 01:18:47.451
‫قطعا ترجیج می‌دادم که تنها می‌بودم.

01:18:51.771 --> 01:18:53.691
‫انسانیت چیز غم‌انگیزیه.

01:18:58.971 --> 01:19:01.210
‫نامزدم سوار این قطار بود...

01:19:01.691 --> 01:19:03.931
‫ولی نمی‌تونم پیداش کنم.

01:19:04.251 --> 01:19:05.691
‫نگران نباش دختر.

01:19:05.691 --> 01:19:08.251
‫کسی توی این حادثه آسیب جدی ندیده.

01:19:08.571 --> 01:19:10.810
‫هر چند یه سری حقشون بود.

01:19:11.931 --> 01:19:16.251
‫اگه نامزدت سوار این قطار بوده پس یه دلیلی
‫ پیدا کرده که به مسیرش ادامه بده.

01:19:16.571 --> 01:19:18.651
‫من هم بودم همین کار رو می‌کردم.
‫البته اگه می‌تونستم.

01:19:21.371 --> 01:19:22.971
‫اسمم مالی سینگلتونه.

01:19:24.571 --> 01:19:26.492
‫تازه از لندن اومدم.

01:19:27.451 --> 01:19:28.892
‫اومدم که ازدواج کنم.

01:19:29.691 --> 01:19:33.531
‫من الیزابت اسمیتم، ولی همه من رو
‫به اسم بانوی اژدها می‌شناسن.

01:19:33.691 --> 01:19:36.092
‫گمونم بخاطر سیگار کشیدنم باشه.

01:19:36.891 --> 01:19:38.972
‫خوشبختانه اصلا ازدواج نکردم.

01:19:39.611 --> 01:19:41.463
‫از نظرم مردها .... هستند.

01:19:43.931 --> 01:19:46.833
‫از طرفی زن‌ها هم ... هستند.

01:19:49.211 --> 01:19:50.812
‫ساکت شو ...

01:19:52.411 --> 01:19:54.440
‫این چینی‌ها خیلی ... هستن.

01:19:56.092 --> 01:19:59.290
‫از لندن فرار کردم و قصد ندارم برگردم.

01:19:59.452 --> 01:20:02.332
‫نه که اینجا اکثرا از اونجا بهتر باشه.

01:20:02.812 --> 01:20:04.252
‫ولی همچنان...

01:20:06.172 --> 01:20:08.572
‫ادوارد توی برمه مستقره.

01:20:09.052 --> 01:20:11.291
‫از یانگون گذشتم و پسندیدمش.

01:20:12.091 --> 01:20:15.131
‫در مورد زندگی توی آسیا خیلی هیجان دارم.

01:20:15.292 --> 01:20:16.252
‫جدا؟

01:20:16.732 --> 01:20:20.732
‫و هر وقت که حس کنی نمی‌پسندیش می‌تونی بری.

01:20:22.332 --> 01:20:23.932
‫چه شخصیتی داری.

01:20:25.372 --> 01:20:27.131
‫همه‌چیز از دیدت ناخوشاینده؟

01:20:27.292 --> 01:20:28.412
‫نه دختر.

01:20:28.732 --> 01:20:30.011
‫گل‌ها رو دوست دارم.

01:20:31.291 --> 01:20:34.811
‫تایلند از قشنگ‌ترین گل‌های دنیا رو داره.

01:20:34.972 --> 01:20:36.251
‫گل کاغذی.

01:20:36.732 --> 01:20:39.772
‫گل خرچنگی... خرچنگی آویزان.

01:20:40.252 --> 01:20:41.652
‫میموسا و گل بی‌صبر.

01:20:42.652 --> 01:20:44.411
‫اتلینگرا.

01:20:44.572 --> 01:20:47.452
‫یکی از قشنگ‌ترین‌هاش رز چینیه.

01:20:47.612 --> 01:20:49.211
‫یا مشعل زنجبیلی.

01:20:49.372 --> 01:20:52.893
‫گل اختر که بهش شات هندی هم می‌گن.

01:20:54.492 --> 01:20:57.052
‫گل ارکید.

01:20:57.533 --> 01:21:00.251
‫فرانگی پانی یا پلومریا.

01:21:00.413 --> 01:21:02.973
‫و البته نیلوفر آبی.

01:21:15.293 --> 01:21:17.853
‫از من خواستن که به مدیریت گل‌ها...

01:21:18.012 --> 01:21:20.573
‫در مهمانی تولد شاهزاده در بانکوک نظارت کنم.

01:21:21.373 --> 01:21:25.053
‫به خاطر بی‌لیاقتی خطوط راه‌آهن
‫تایلند دیر کردم.

01:22:28.254 --> 01:22:31.294
‫مالی بانوی اژدها رو تا کاخ شاهزاده
‫در بانکوک همراهی کرد.

01:22:31.454 --> 01:22:33.214
‫ولی خیلی زود گمش کرد.

01:22:41.054 --> 01:22:43.453
‫رقابتی در حیاط درحال انجام بود.

01:22:43.614 --> 01:22:48.414
‫با شرکت گروه‌های انگلیسی،
‫آلمانی، فرانسوی و ژاپنی.

01:22:50.814 --> 01:22:53.694
‫شرکت‌کننده‌ها نقاب داشتند...

01:22:53.854 --> 01:22:56.413
‫و از مچ پا به هم بسته شده بودند.

01:22:58.494 --> 01:23:01.854
‫تایلندی‌ها بازی رو تماشا می‌کردن و در
‫حین سرگرمی می‌خندیدن.

01:23:03.934 --> 01:23:06.174
‫چون گروه انگلیسی عضوی رو از دست داده بود...

01:23:06.974 --> 01:23:09.054
‫از اومدن مالی به شدت استقبال شد.

01:23:10.174 --> 01:23:13.693
‫ازش خواستن که وارد مسابقه بشه.

01:23:16.254 --> 01:23:19.615
‫حینی که داشتن به هم‌تیمی‌هاش می‌بستنش...

01:23:19.774 --> 01:23:21.853
‫مالی با اصرار زیاد در مورد
‫ادوارد سوال می‌پرسید.

01:23:23.614 --> 01:23:27.455
‫دقیقا قبل شروع مسابقه یه نفر پاسخ داد...

01:23:27.614 --> 01:23:30.655
‫«منظورت از ادوارد همون کثافتیه
‫ که از ماندالی اومده بود؟»

01:23:30.655 --> 01:23:35.135
‫«همین نیم‌ ساعت پیش دیدمش که رفت!»

01:24:27.615 --> 01:24:30.974
‫مالی دو روز و دو شب در بانکوک بود.

01:24:31.136 --> 01:24:33.854
‫هیچ اثری از حضور ادوارد در شهر پیدا نکرد.

01:24:36.416 --> 01:24:38.336
‫انگیزه‌اش رو از دست نداد.

01:24:43.455 --> 01:24:45.216
‫رفت که توی بندر پرس و جو کنه...

01:24:45.375 --> 01:24:49.214
‫و فهمید که ادوارد بر یک قایق ماهی‌گیری
‫به هوشی‌مین رفته.

01:24:50.175 --> 01:24:53.535
‫مالی وقتی تلف نکرد و و بلیت کشتی...

01:24:53.696 --> 01:24:57.855
‫شرکت «پیام رسانی
‫رودخانه های کوچینچینا» رو خرید.

01:25:02.176 --> 01:25:05.696
‫وقتی به هوشی‌مین رسید قلبش تند تند می‌تپید.

01:25:08.576 --> 01:25:11.936
‫می‌خوای به تمام هتل‌ها و
‫ مسافرخونه‌های هوشی‌مین تلگرام بفرستی؟

01:25:12.256 --> 01:25:13.056
‫آره.

01:25:13.216 --> 01:25:17.055
‫ببخشید خانم، گفتید گیرنده
‫ یه آقای غربی هستن درسته؟

01:25:17.216 --> 01:25:20.415
‫فقط دو تا هتل توی شهر هست
‫که غربی‌ها می‌رن.

01:25:20.576 --> 01:25:22.496
‫خیلی عجیب می‌شه که...

01:25:22.656 --> 01:25:24.416
‫گفتم واسه همه بفرست!

01:25:25.056 --> 01:25:25.695
‫قطعا.

01:25:43.936 --> 01:25:45.057
‫از سر راه برید کنار!

01:25:57.216 --> 01:26:00.577
‫خونه‌ی تیموتی سندرز در دلتای مکونگ بود.

01:26:03.297 --> 01:26:05.536
‫اوایل مالی نزدیک رودخونه نمی‌رفت...

01:26:06.336 --> 01:26:08.416
‫یا صاحب خونه رو نمی‌دید.

01:26:12.737 --> 01:26:14.817
‫فقط از اتاق خواب تا سالن راه می‌رفت...

01:26:15.137 --> 01:26:18.817
‫و همین مسیر کوتاه کافی بود
‫که نفسش بند بیاد.

01:26:28.257 --> 01:26:30.496
‫یه روز سندرز اومد بهش سر زد.

01:26:32.417 --> 01:26:34.497
‫خیلی لطف کردید.

01:26:37.857 --> 01:26:40.418
‫هیچ‌وقت نمی‌تونم لطف‌هاتون رو جبران کنم.

01:26:43.137 --> 01:26:45.376
‫شاید حتی زندگیم رو مدیونتون باشم.

01:26:49.057 --> 01:26:52.258
‫می‌دونم وضعیتم خوب نیست
‫ که سفرم رو ادامه بدم.

01:26:53.698 --> 01:26:58.018
‫ولی این باعث نمی‌شه کاری که واسه
‫ انجامش اومدم رو کنار بذارم.

01:26:58.177 --> 01:26:59.138
‫خانم سینگلتون...

01:26:59.297 --> 01:27:02.818
‫اصلا قصد ندارم درخواست
‫ ازدواجتون رو قبول کنم.

01:27:06.817 --> 01:27:10.336
‫این اولین باری نبود که چنین حمله‌ای
‫داشتید، درسته؟

01:27:16.258 --> 01:27:19.138
‫قبل از این‌که لندن رو ترک کنید دکتر رفتید؟

01:27:20.098 --> 01:27:22.658
‫نگفته بودن وضعتون جدیه؟

01:27:23.938 --> 01:27:24.898
‫چرا.

01:27:28.897 --> 01:27:30.017
‫ببینید...

01:27:31.618 --> 01:27:35.458
‫دکتر کاملا تاکید کرد که باید
‫استراحت کنید.

01:27:38.978 --> 01:27:41.379
‫گفت خیلی شانس
‫ آوردید که هنوز زنده‌اید.

01:27:42.818 --> 01:27:45.058
‫دوران نقاهتتون طولانی خواهد بود...

01:27:45.378 --> 01:27:48.257
‫ولی دیگه از شما خواستگاری نمی‌کنم.

01:27:48.898 --> 01:27:50.338
‫قول می‌دم.

01:28:00.738 --> 01:28:04.259
‫اینجا همه شرایط لازم برای استراحت فراهمه.

01:28:05.699 --> 01:28:08.099
‫اگه چیزی لازم داشتید بهم خبر بدید.

01:28:10.979 --> 01:28:12.737
‫تا هر وقت که لازم باشه،

01:28:13.218 --> 01:28:15.137
‫این خونه مال شماست.

01:28:15.299 --> 01:28:18.659
‫و من مهمون شمام. اگه دوست
‫ نداشته باشید من رو ببینید، نمی‌بینید.

01:28:18.978 --> 01:28:19.937
‫آقای سندرز...

01:28:20.099 --> 01:28:22.818
‫من دائم در سفرم.

01:28:23.298 --> 01:28:26.178
‫امشب هم در شهر، توی هوشی‌مین هستم.

01:28:27.299 --> 01:28:32.099
‫فقط اومدم ببینم حالتون چطوره
‫و چیزی لازم دارید یا نه.

01:28:39.299 --> 01:28:43.619
‫شاید بهتر باشه نامزدتون
‫ رو پیدا کنم و بهش بگم حالتون چطوره.

01:28:49.539 --> 01:28:51.138
‫نباید بفهمه.

01:29:11.299 --> 01:29:14.340
‫ خیلی خوشگلید.
‫آقای سندرز خیلی شما رو دوست داره.

01:29:17.539 --> 01:29:18.820
‫ولی من دوستش ندارم.

01:29:18.979 --> 01:29:21.220
‫وای! شوهر خیلی خوبی می‌شه.

01:29:22.500 --> 01:29:25.540
‫- گفت که قراره ازدواج کنیم؟
‫- نه، ولی معلومه.

01:29:25.699 --> 01:29:28.098
‫وگرنه انقدر بهتون نمی‌رسید.

01:29:30.660 --> 01:29:32.418
‫اسمت چیه؟

01:29:32.580 --> 01:29:33.859
‫نیوک، خانم.

01:29:39.620 --> 01:29:41.220
‫ببین، نیوک...

01:29:42.180 --> 01:29:44.100
‫من نامزد یه مرد دیگه هستم.

01:29:44.259 --> 01:29:46.500
‫اوه! من هم خیلی مردها رو دوست دارم.

01:29:46.820 --> 01:29:49.540
‫ولی اگه کسی مثل آقای سندرز
‫ بخواد باهام ازدواج کنه...

01:29:49.700 --> 01:29:51.460
‫لحظه‌ای هم شک نمی‌کنم.

01:29:51.620 --> 01:29:53.700
‫خیلی پولداره و
‫خیلی شما رو دوست داره.

01:29:53.859 --> 01:29:57.700
‫ازم خواسته وقتی حالتون بهتر شد
‫ببریمتون تو باغ قدم بزنید.

01:29:58.020 --> 01:30:00.420
‫چند هفته دیگه گل‌ها بیشتر می‌شن...

01:30:00.420 --> 01:30:02.340
‫و میوه‌های درخت‌ها بزرگ‌تر.

01:30:02.820 --> 01:30:04.099
‫خیلی قشنگ می‌شه.

01:30:04.420 --> 01:30:06.499
‫بعد که قوی‌تر شدید...

01:30:06.660 --> 01:30:09.379
‫می‌تونیم بریم رودخونه رو ببینیم.
‫همین‌طور هم بازار رو.

01:30:10.660 --> 01:30:13.219
‫به‌محض اینکه سر پا بشم، می‌رم.

01:30:13.540 --> 01:30:15.139
‫خیلی بامزه‌اید.

01:30:17.540 --> 01:30:20.100
‫وقت «روح کوچولوها»ست، خانم مالی.

01:30:20.740 --> 01:30:23.299
‫همیشه این موقع میان. بیا ببین.

01:30:27.620 --> 01:30:30.821
‫روح مردگان این خونه.
‫خیلی عزیزن.

01:30:30.980 --> 01:30:32.581
‫خیلی دوستشون دارم.

01:31:02.661 --> 01:31:04.261
‫زمان می‌گذره...

01:31:10.341 --> 01:31:12.901
‫باغ عوض شده.

01:31:14.181 --> 01:31:16.741
‫موجی از احساسات زمین رو فرا گرفته.

01:31:21.221 --> 01:31:22.981
‫مالی قواش رو بازیابی کرد.

01:31:25.861 --> 01:31:27.301
‫مثل پرنده‌ها آواز می‌خوند.

01:31:30.981 --> 01:31:34.340
‫کلمه‌های ویتنامی‌ای رو می‌گفت
‫ که اصلا بلد نبود.

01:31:43.622 --> 01:31:47.780
‫خیس عرق از خواب‌هایی بیدار می‌شد
‫ که اون‌ها رو به خاطر نداشت.

01:35:22.824 --> 01:35:24.585
‫نمی‌دونم نیوک کجاست.

01:35:25.544 --> 01:35:27.785
‫می‌خوام بهش رقص یاد بدم.

01:36:07.145 --> 01:36:08.904
‫همه کجا می‌رن؟

01:36:13.385 --> 01:36:15.305
‫می‌خوای مجبورشون کنم برگردن؟

01:36:18.825 --> 01:36:21.066
‫مسخره‌ می‌شه، نه؟

01:37:42.346 --> 01:37:46.345
‫این موقع سال زادگاهمون جیرجیرک‌جنگی می‌کنن.

01:37:47.467 --> 01:37:50.827
‫مردها و زن‌ها چندین روز متوالی
‫ کوان‌هو می‌خونن.

01:37:51.627 --> 01:37:53.227
‫عشقه دیگه!

01:37:54.027 --> 01:37:55.787
‫و حین جشن برداشت...

01:37:56.266 --> 01:37:58.987
‫تمام پسرهای روستا جذاب‌تر می‌شن.

01:38:01.867 --> 01:38:03.146
‫نیوک...

01:38:03.787 --> 01:38:05.707
‫از همه‌چیز خوشت میاد.

01:38:05.866 --> 01:38:08.107
‫بهتره بگم از همه.

01:38:10.027 --> 01:38:11.147
‫همه نه.

01:38:11.307 --> 01:38:13.387
‫یه چند تایی... زیادن.

01:38:14.187 --> 01:38:15.787
‫کلی عشق دارم که تقدیم کنم.

01:38:16.107 --> 01:38:18.506
‫این که فقط به یه نفر بدیش خودخواهانه‌ست.

01:38:20.107 --> 01:38:21.228
‫خانم مالی؟

01:38:21.707 --> 01:38:22.987
‫عشق شما چی؟

01:38:23.147 --> 01:38:24.266
‫خوشتیپه؟

01:38:25.707 --> 01:38:28.106
‫واسه من... آره. معلومه.

01:38:28.267 --> 01:38:29.546
‫مسخره!

01:38:31.627 --> 01:38:33.547
‫موهای قشنگ داره؟

01:38:34.187 --> 01:38:35.467
‫تیره‌ان.

01:38:36.747 --> 01:38:37.706
‫خب...

01:38:38.187 --> 01:38:40.586
‫شاید الان کچل شده باشه.

01:38:42.668 --> 01:38:44.748
‫خیلی وقته ندیدمش.

01:38:48.107 --> 01:38:49.068
‫نیوک...

01:38:50.187 --> 01:38:52.908
‫چرا خانواده و روستاتون رو ترک کردی؟

01:38:53.547 --> 01:38:54.986
‫خانم مالی!

01:38:55.148 --> 01:38:56.906
‫با بادونگ مشورت کردم.

01:38:57.227 --> 01:38:59.948
‫بهم گفت بهتره باهاش برم جنوب که یه
‫زندگی خوبی واسه خودم درست کنم.

01:39:00.107 --> 01:39:01.388
‫واسه همین رفتم.

01:39:03.628 --> 01:39:04.908
‫کی هست؟

01:39:05.548 --> 01:39:07.467
‫بانوی کشیش سه دنیا.

01:39:07.787 --> 01:39:09.708
‫ارواح از طریق اون حرف می‌زنن.

01:39:10.667 --> 01:39:13.388
‫بهمون پیشنهاد می‌دن که صلاحمون در چیه.

01:39:13.868 --> 01:39:16.268
‫در شمال بادونگ زیاد هست.

01:39:17.068 --> 01:39:18.348
‫اینجا هم زیادن؟

01:39:18.988 --> 01:39:21.228
‫یه چند تایی هستن، ولی کمتر.

01:39:23.468 --> 01:39:24.747
‫نیوک...

01:39:25.708 --> 01:39:27.308
‫من رو می‌بری پیش یکیشون؟

01:39:39.948 --> 01:39:43.467
‫مولی از بادونگ پرسید که خوب می‌شه یا نه.

01:39:46.988 --> 01:39:49.549
‫جوابش اشکای نیوک رو درآورد...

01:39:50.668 --> 01:39:52.587
‫مالی به زودی می‌میره.

01:40:10.348 --> 01:40:13.869
‫بعد یه پیش‌گویی دیگه از بادونگ،
‫ نیوک عصبانی شد.

01:40:15.149 --> 01:40:17.548
‫بهش اتهام زد که واضح نمی‌گه.

01:40:18.189 --> 01:40:21.549
‫الان می‌گه، مالی خانم، یه روح کنارته...

01:40:21.708 --> 01:40:23.949
‫که ازت در مقابل خطر محافظت می‌کنه.

01:40:38.349 --> 01:40:41.229
‫مالی رنگش پریده بود ولی گریه نمی‌کرد.

01:40:45.549 --> 01:40:48.429
‫از بادونگ خواست درباره ادوارد حرف بزنه.

01:40:50.989 --> 01:40:56.270
‫بادونگ توضیح داد که مالی یه مرد نه،
‫بلکه دو مرد داره.

01:41:01.229 --> 01:41:03.790
‫یکی پولداره و خیلی دوستت داره.

01:41:04.109 --> 01:41:08.428
‫اون یکی تو چینه،
‫تو یه شهر بزرگ کنار رودخونه.

01:41:17.069 --> 01:41:18.988
‫مالی زد زیر گریه.

01:42:07.630 --> 01:42:11.951
‫آقای سندرز عزیز،
‫وقتش شده که سفرم رو ادامه بدم.

01:42:12.110 --> 01:42:15.149
‫وقت مناسبی واسه رفتن نیست،
‫ بدون خداحافظی...

01:42:15.311 --> 01:42:17.549
‫که مطمئنا لیاقت شما این نبود.

01:42:17.711 --> 01:42:19.311
‫معذرت می‌خوام.

01:42:21.551 --> 01:42:24.911
‫پی‌نوشت: نیوک رو با خودم بردم.

01:43:11.471 --> 01:43:13.072
‫در هتل شانگهای...

01:43:13.231 --> 01:43:16.590
‫ پرتره زشت ادوارد رو
‫ دادن به مالی.

01:43:26.191 --> 01:43:28.912
‫منشی با دیدن ناراحتی مالی توضیح داد که...

01:43:29.071 --> 01:43:31.470
‫که سوژه الان
‫وضعیت بهتری داره.

01:43:36.271 --> 01:43:38.832
‫مالی درباره جا‌به‌جایی‌های ادوارد پرسید.

01:43:39.631 --> 01:43:41.712
‫منشی گفت که «رفت بالای رودخانه...»

01:43:43.471 --> 01:43:47.632
‫و همچنین گفت که فایده‌ای
‫نداره که مالی بره دنبالش.

01:43:49.392 --> 01:43:54.192
‫هیچ قایقی تو چهار ماه آینده
‫به خاطر جریان آب بالای رودخانه نمی‌ره.

01:43:59.792 --> 01:44:01.231
‫مالی بلند گفت...

01:44:01.551 --> 01:44:03.631
‫«هیچی غیرممکن نیست، آقای عزیز!»

01:45:05.872 --> 01:45:07.633
‫یکی داره میاد.

01:45:11.313 --> 01:45:12.752
‫یه کشیشه.

01:45:35.473 --> 01:45:36.752
‫شب ‌بخیر.

01:45:40.113 --> 01:45:42.512
‫خیلی جالبه و خوشحال‌کننده...

01:45:42.673 --> 01:45:45.714
‫که یه خانم غربی در این مکان دورافتاده باشه.

01:45:47.633 --> 01:45:49.232
‫من کشیش کارپنتر هستم.

01:45:49.394 --> 01:45:50.834
‫مالی سینگلتون.

01:45:52.274 --> 01:45:54.674
‫- داری پایین رودخونه می‌ری؟
‫- بالا.

01:45:54.993 --> 01:45:58.514
‫جدی؟ گمون می‌کردم این موقع
‫ سال غیرممکن باشه.

01:45:58.673 --> 01:46:00.434
‫تقریبا غیرممکنه.

01:46:01.233 --> 01:46:02.354
‫متوجه‌ام.

01:46:04.754 --> 01:46:06.354
‫عالیه!

01:46:10.034 --> 01:46:13.554
‫«بهتون می‌گم، اگه ایمانی به
‫کوچکی دونه خردل داشته باشین...

01:46:13.714 --> 01:46:18.033
‫این کوه رو جابه‌جا می‌کنین
‫و هیچی براتون غیرممکن نیست.»

01:46:18.833 --> 01:46:20.913
‫متی ۱۷:۲۰.

01:46:22.034 --> 01:46:24.753
‫و دلیل این سفر عجیب چیه؟

01:46:24.914 --> 01:46:26.673
‫می‌رم نامزدم رو ببینم.

01:46:30.674 --> 01:46:32.433
‫ کجاست؟

01:46:35.474 --> 01:46:36.753
‫نمی‌دونم.

01:46:41.714 --> 01:46:43.154
‫خیلی جالبه.

01:46:45.554 --> 01:46:46.833
‫و شما چی؟

01:46:47.794 --> 01:46:49.394
‫می‌رم چنگدو.

01:46:50.034 --> 01:46:52.274
‫از مسیر زمینی مسیرش طولانیه.

01:46:53.234 --> 01:46:55.953
‫شاید مثل شما باایمان نیستم که زودتر برسم.

01:46:56.274 --> 01:46:59.155
‫یا شاید هم فقط وسیله‌ای ندارم
‫ که این‌طوری سفر کنم.

01:47:02.034 --> 01:47:03.315
‫خطرناک نیست؟

01:47:03.954 --> 01:47:05.715
‫جاده هم خطرناکه، نیست؟

01:47:07.155 --> 01:47:10.035
‫می‌خواستم بپرسم دوست داری با ما بیای؟

01:47:10.194 --> 01:47:11.955
‫سفرت کوتاه‌تر می‌شه.

01:47:13.074 --> 01:47:15.315
‫خیلی مصمم به نظر میای.

01:47:17.235 --> 01:47:19.155
‫روحم رو به خدا سپرده بودم...

01:47:19.314 --> 01:47:22.834
‫ولی حالا که شما رو دیدم،
‫ مسئولیتش رو می‌سپرم به شما.

01:47:25.554 --> 01:47:27.475
‫می‌ری چنگدو چیکار بکنی؟

01:47:28.275 --> 01:47:29.715
‫با اسقف حرف بزنم.

01:47:30.675 --> 01:47:34.195
‫بهش نامه نوشتم که دارم
‫ از کلیسام انصراف می‌دم.

01:47:36.594 --> 01:47:38.674
‫می‌خوام برگردم یورک‌شر...

01:47:39.475 --> 01:47:43.954
‫روزنامه بخونم، نون تست با
‫مربای بلوبری بخورم...

01:47:46.515 --> 01:47:49.076
‫شاید برنامه‌ی زندگی بی‌فایده‌ای
‫ به نظر برسه...

01:47:49.395 --> 01:47:53.876
‫ولی مطمئنم که از کاری که اینجا می‌کنم،
‫ بی‌فایده‌تر نیست.

01:47:54.675 --> 01:47:57.075
‫نمی‌خوام قضاوتت کنم ولی...

01:47:57.715 --> 01:48:00.754
‫خیلی ناراحت‌کنندست که این‌طوری حرف می‌زنی.

01:48:03.155 --> 01:48:06.836
‫حتما خیلی ناراحت‌کنند‌ست
‫که عقاید یه عمر رو کنار بذاری.

01:48:07.636 --> 01:48:09.236
‫اصلا دخترم.

01:48:09.875 --> 01:48:11.636
‫خیلی رها می‌شی.

01:48:18.035 --> 01:48:21.076
‫شبانه خدمه کارهای لازم رو انجام دادن...

01:48:21.076 --> 01:48:23.636
‫که کشیش و الاغش رو سوار کنن.

01:48:24.755 --> 01:48:27.796
‫ولی الاغ به هیچ‌وجه راضی نشد که سوار بشه.

01:48:28.915 --> 01:48:31.955
‫قبل سحر طنابش رو پاره کرد و فرار کرد.

01:48:35.956 --> 01:48:40.436
‫مسیر رو پیوسته طی می‌کردن ولی
‫ آثار خستگی در خدمه مشخص بود.

01:48:43.156 --> 01:48:45.395
‫مالی به این قضایا توجه‌ای نمی‌کرد...

01:48:45.803 --> 01:48:49.361
‫عجله داشت. کم می‌خوابید و کابوس می‌دید.

01:48:50.836 --> 01:48:53.877
‫خیلی سرفه می‌کرد و روز به روز
‫رنگش پریده‌تر می‌شد.

01:48:59.156 --> 01:49:00.916
‫ناگهان در مسیر رودخانه...

01:49:01.076 --> 01:49:04.276
‫مجسمه غول‌پیکر بودا
‫از دل کوه بیرون آمد.

01:49:09.556 --> 01:49:11.315
‫کشیش کارپنتر هیچ حرفی نزد...

01:49:11.476 --> 01:49:13.876
‫ولی معلوم بود از دیدن این صحنه
‫تحت تاثیر قرار گرفته.

01:49:16.916 --> 01:49:20.435
‫مغلی فکر کرد هنوزم شاید
‫کشیش تمام ایمانش رو از دست نداده باشه.

01:49:20.756 --> 01:49:22.197
‫بهش لبخند زد.

01:49:34.676 --> 01:49:38.837
‫کشیش، از حرفی که می‌خوای
‫ به اسقف بزنی مطمئنی؟

01:49:39.317 --> 01:49:41.556
‫نمی‌ترسی بعدا پشیمون بشی؟

01:49:42.037 --> 01:49:43.956
‫من آدم کندیم فرزندم.

01:49:44.437 --> 01:49:49.397
‫سه سال طول کشید که از فکر کردن
‫به نامه برسم به نوشتنش.

01:49:49.397 --> 01:49:52.277
‫پس اگه پشیمون بشم،
‫یه مدتی هم طول می‌کشه.

01:49:54.997 --> 01:49:57.717
‫ولی زندگی پر از غافلگیریه...

01:49:57.877 --> 01:50:00.276
‫اتفاق‌های غیرمنتظره میان و می‌رن.

01:50:01.557 --> 01:50:02.837
‫درسته.

01:50:14.197 --> 01:50:16.116
‫میگه همین‌جا توقف می‌کنن.

01:50:16.277 --> 01:50:19.157
‫شب شده و قسمت بعدی مسیر
‫ جریانش شدیده.

01:50:19.317 --> 01:50:21.077
‫تا پونزده کیلوتر خطرناکه.

01:50:21.237 --> 01:50:23.316
‫خیلی وقت از دست دادیم.

01:50:23.477 --> 01:50:25.877
‫ازش بپرس می‌تونن شب قایق رو بکشن یا نه.

01:50:31.317 --> 01:50:34.038
‫- خب؟ می‌تونن ادامه بدن؟
‫- شب نه.

01:50:34.197 --> 01:50:37.236
‫خیلی خطرناکه. باید مدام برن تو آب.

01:50:37.398 --> 01:50:38.998
‫تو آب...

01:50:39.477 --> 01:50:42.036
‫بهش بگو باید ادامه بدیم!
‫ من می‌گم!

01:50:46.038 --> 01:50:50.038
‫کشیش اگه بخوای، می‌تونیم وایسیم
‫که پیاده بشی.

01:50:50.358 --> 01:50:52.278
‫اگه بری من هم میام.

01:50:53.078 --> 01:50:55.638
‫ولی شاید بهتر باشه صبح مسیر رو ادامه بدیم.

01:50:55.797 --> 01:50:58.038
‫همین الان می‌ریم. بهش بگو، نیوک!

01:50:58.358 --> 01:51:01.078
‫- ولی، خانم مالی...
‫- می‌خوای پیاده شی، نیوک؟

01:51:04.917 --> 01:51:07.318
‫اگه خدا بخواد، همه‌چیز خوب پیش می‌ره.

01:51:18.838 --> 01:51:22.518
‫میگن تو منطقه شورشه.
‫اینجا موندن خیلی خطرناکه.

01:51:22.838 --> 01:51:24.119
‫باید ادامه بدیم.

01:51:24.438 --> 01:51:25.878
‫خب پس حل شد!

01:51:53.558 --> 01:51:56.119
‫اون قسمت رودخونه هیچ‌وقت
‫جنازه‌هایی که می‌گیره رو پس نمی‌ده.

01:51:58.999 --> 01:52:03.158
‫نه قایقران‌ها و نه جنازه کشیش
‫هیچ‌کدوم به خشکی برنگشتن.

01:52:09.399 --> 01:52:12.919
‫مالی غرق نشد چون نیوک نجاتش داد.

01:52:23.639 --> 01:52:27.158
‫صبح که شد، نیوک سرد و لرزان بود
‫و دائم گریه می‌کرد.

01:52:30.839 --> 01:52:33.559
‫مالی تا جایی که می‌تونست تحملش کرد.

01:52:40.599 --> 01:52:42.998
‫ولی بالاخره صبرش تمام شد.

01:52:43.159 --> 01:52:47.640
‫محکم گرفتش و از کنار رودخانه هلش داد عقب.

01:52:52.280 --> 01:52:54.840
‫بی‌صدا از وسط جنگل راه افتادن.

01:52:55.160 --> 01:52:57.720
‫وارد یه روستای کوچیک شدن.

01:53:03.086 --> 01:53:07.959
‫یه سری از افراد به اعدام محکوم
‫بودن و به تیرک بسته شده بودن.

01:53:10.520 --> 01:53:12.440
‫لباس‌های غربی بر تن داشتن.

01:53:14.999 --> 01:53:17.240
‫به سرقت از یه غربی متهم شده بودن...

01:53:17.560 --> 01:53:19.320
‫که احتمالا هم کشته بودنش.

01:53:27.800 --> 01:53:31.959
‫به مالی و نیوک گفتن
‫قراره اون روز اعدام بشن.

01:53:34.520 --> 01:53:37.081
‫مالی گفت: «چه بهتر!»

01:53:40.040 --> 01:53:50.040
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»
‫ تلگرام: aManOfWar@

01:54:21.561 --> 01:54:24.441
‫مالی از روستا رفت و نیوک هم به دنبالش رفت.

01:54:31.001 --> 01:54:32.761
‫جفتشون خسته بودن...

01:54:32.921 --> 01:54:36.280
‫ولی مالی انگار تو یه دنیای دیگه بود.

01:54:36.441 --> 01:54:38.200
‫حتی پلک نمی‌زد.

01:54:38.361 --> 01:54:40.600
‫آروم و بی‌صدا راه می‌رفت.

01:54:41.081 --> 01:54:42.681
‫فقط یه بار حرف زد.

01:54:43.161 --> 01:54:44.601
‫به نیوک گفت...

01:54:44.921 --> 01:54:47.001
‫«آواز بخون نیوک...»

01:54:47.161 --> 01:54:51.482
‫«که بدونم کنارمی،
‫حتی اگه مه غلیظ‌تر شد.»

01:54:52.281 --> 01:54:55.641
‫نیوک شروع کرد به خوندن،
‫ولی مالی دیگه گوش نمی‌داد.

01:54:55.641 --> 01:54:57.242
‫ایستاد.

01:54:57.401 --> 01:54:58.840
‫چشماش رو بست.

01:55:02.360 --> 01:55:05.160
‫<font color="#8000ff">ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ</font>
‫<font color="#ffff00">@CinemDreaming</font>

01:55:35.002 --> 01:55:37.721
‫وقتی پیداش کردن یخ زده بود.

01:56:07.002 --> 01:56:08.283
‫کبود شده بود.

01:56:12.282 --> 01:56:14.681
‫چندین ساعت از مرگش می‌گذشت.

01:58:43.760 --> 01:58:47.041
[برای مارین]
