﻿1
00:00:00,500 --> 00:00:07,500
<font color="#ffbe0f"><i>به یاری آزاده کاوسی</i></font>

2
00:00:08,000 --> 00:00:15,000


3
00:00:15,500 --> 00:00:22,500
<font color="#ffbe0f"><i>ترجمه شنیداری و زیرنویس: یوسف کارگر</i></font>

4
00:00:23,000 --> 00:00:30,000


5
00:00:51,700 --> 00:00:57,220
‫اشیاء، لباس‌ها، هدایای ردوبدل شده
‫همه چی اینجاست.

6
00:00:58,240 --> 00:01:01,400
‫همه‌اش باید اینجا باشه ولی
‫باز شما هم یه نگاه بیندازید.

7
00:01:09,040 --> 00:01:12,660
‫این هم طلاها. به‌دقت چک کردیم.

8
00:01:13,720 --> 00:01:18,060
‫ولی به خاطر این هرج‌و‌مرج و دلخوری‌ها
‫ممکنه کم و کسری باشه که بگید جبران می‌کنم.

9
00:01:18,720 --> 00:01:24,300
‫ببخشید که یهویی این‌طوری خبر دادم.
‫چند روزه خودم هم نمی‌دونم چیکار می‌کنم.

10
00:01:25,620 --> 00:01:29,520
‫باشه مهمت ولی کسی بهت چیزی نگفته که.
‫الآن وقت این کارهاست؟!

11
00:01:29,960 --> 00:01:33,620
‫صبر می‌کردی اول دختر پیدا بشه،
‫بعد می‌فهمیدیم مشکلش چیه.

12
00:01:33,940 --> 00:01:37,500
‫چه لزومی به این عجله بود که این‌طور
‫بُدو اومدی و این‌ها رو به من میگی؟!

13
00:01:39,020 --> 00:01:40,480
‫رفتی پیش پلیس؟

14
00:01:44,415 --> 00:01:45,815
‫تو به من گوش کن.

15
00:01:45,840 --> 00:01:51,900
‫رضا هم بیاد باهم بریم پلیس. دادخواست بنویسیم
‫و عکسش هم بدیم تا بلافاصله دنبالش بگردند.

16
00:01:52,220 --> 00:01:56,720
‫- بعدش همه باهم می‌نشینیم و مفصل درباره اتفاق حرف می‌زنیم.
‫- نه دایی.

17
00:01:58,820 --> 00:01:59,740
‫ممنون.

18
00:02:00,140 --> 00:02:03,460
‫آدم خوب و فهمیده‌ای هستی ولی
‫دیگه نیازی به این حرف‌ها نیست.

19
00:02:04,800 --> 00:02:06,700
‫اساساً به‌زور تونسته‌ام جلوت بشینم.

20
00:02:07,260 --> 00:02:10,220
‫از خجالت، به‌سختی نگاهت می‌کنم.
‫رضا رو هم که اصلاً نمی‌تونم.

21
00:02:10,800 --> 00:02:13,300
‫هدایا و طلاهاتون رو بگیرید.

22
00:02:13,640 --> 00:02:16,980
‫نامزدی و ما و این قضیه رو فراموش کنید.

23
00:02:18,680 --> 00:02:20,620
‫من دیگه همچین دختری ندارم.

24
00:02:23,340 --> 00:02:25,540
‫اگه سالم برگرده، خودم می‌کشمش!

25
00:02:26,540 --> 00:02:29,440
‫اگر هم جنازه‌اش برگرده
‫می‌اندازمش جلوی سگ‌ها.

26
00:02:29,440 --> 00:02:30,800
‫توبه کن مهمت.

27
00:02:32,180 --> 00:02:35,880
‫هیچ‌کس حق نداره در حق یکی این حرف
‫رو بزنه، حتی اگه پدر طرف باشه.

28
00:02:36,400 --> 00:02:39,820
‫شرمنده ولی آدم در حق دشمنش هم
‫همچین فکری نمی‌کنه.

29
00:02:39,820 --> 00:02:41,440
‫چه برسه به دختر خودش.

30
00:02:41,440 --> 00:02:44,520
‫مادر و پدر که اصلاً نباید
‫نسبت به فرزندش بگه.

31
00:02:47,160 --> 00:02:48,640
‫با اجازه دایی.

32
00:02:53,560 --> 00:02:54,620
‫مهمت؟!

33
00:02:59,820 --> 00:03:02,040
‫خب مشکلش چی بوده؟
‫چرا از خونه فرار کرده؟

34
00:03:02,380 --> 00:03:03,780
‫اینو نگفت.

35
00:03:03,920 --> 00:03:08,040
‫منم اصرار نکردم و فشار نیاوردم بهش.
‫تو احوالش رو ندیدی.

36
00:03:11,380 --> 00:03:12,780
‫به خاطر منه!

37
00:03:12,920 --> 00:03:15,040
‫چرا به خاطر تو باشه پسرم؟

38
00:03:15,440 --> 00:03:17,180
‫تو مگه چیکار کردی با دختره؟

39
00:03:17,180 --> 00:03:20,000
‫با آدمی که فوقش دو دفعه دیدم
‫چیکار می‌تونم بکنم؟

40
00:03:20,480 --> 00:03:25,000
‫خب منو نخواست دیگه.
‫با اجبار باباش هم فرار کرد. همین.

41
00:03:25,000 --> 00:03:31,000
‫پسرم تو چقدر به کوچک کردن
‫خودت علاقه‌مندی آخه!؟

42
00:03:45,500 --> 00:03:46,920
‫بابابزرگ؟

43
00:03:48,240 --> 00:03:50,040
‫همه‌ی این‌ها رو ما خریدیم؟

44
00:03:51,120 --> 00:03:53,600
‫بله، ما خریدیم. مگه قرار بود کی بخره؟!

45
00:03:54,360 --> 00:03:56,440
‫یعنی این کارها همیشه این مدلیه؟

46
00:03:58,260 --> 00:04:01,280
‫- کدوم کارها؟
‫- همین کارها دیگه.

47
00:04:02,220 --> 00:04:04,320
‫بعد از به‌هم‌خوردن نامزدی و پس‌دادن حلقه...

48
00:04:04,780 --> 00:04:07,160
‫هدایای گرفته و داده شده پس گرفته می‌شن؟

49
00:04:08,040 --> 00:04:11,380
‫بله همین‌طوره. مگه قرار بود چطور باشه؟

50
00:04:12,200 --> 00:04:15,840
‫- همون داستان گاو مُرد، شراکت تموم شد؟
‫- تقریباً.

51
00:04:28,260 --> 00:04:31,280
‫عجب. این چیه دیگه؟

52
00:04:32,600 --> 00:04:33,480
‫رضا؟

53
00:04:36,540 --> 00:04:38,660
‫رضا یالا پاشو پسرم. دیرمون نشه.

54
00:04:39,240 --> 00:04:40,580
‫بگیر.

55
00:04:42,780 --> 00:04:43,880
‫کافیه.

56
00:04:53,140 --> 00:04:55,860
‫- بابابزرگ می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم.
‫- بپرس.

57
00:04:58,060 --> 00:04:59,900
‫هنوز از اینکه هر روز کلِّه‌ی سحر بیدار بشی...

58
00:05:00,220 --> 00:05:03,000
‫و واسم همچین صبحونه‌ی خوبی
‫حاضر کنی خسته نشدی؟

59
00:05:04,060 --> 00:05:07,180
‫راستش من از خوردن خسته شدم
‫ولی تو از حاضر کردن این نه.

60
00:05:09,080 --> 00:05:11,360
‫- چی شد؟
‫- نون رو یادم رفت.

61
00:05:20,960 --> 00:05:22,960
‫هان؟ خسته نشدی؟

62
00:05:23,260 --> 00:05:25,940
‫شدم ولی چیکار کنم؟

63
00:05:26,900 --> 00:05:27,940
‫آماده نکن.

64
00:05:28,740 --> 00:05:30,600
‫آماده نکنم چی می‌خوری؟

65
00:05:31,400 --> 00:05:34,720
‫- از گرسنگی که نمی‌میرم. یه چیزی پیدا می‌کنم.
‫- اون‌طوری نمی‌شه.

66
00:05:35,160 --> 00:05:37,560
‫هیچی جای یه صبحونه‌ی خوب رو نمی‌گیره.

67
00:05:37,800 --> 00:05:40,880
‫اون‌طوری نمیشه سر کار رفت. بعدش...

68
00:05:42,560 --> 00:05:44,120
‫به محض شروع‌کردن کار...

69
00:05:44,440 --> 00:05:46,760
‫هی به خودت میگی کی ناهار میشه؟

70
00:05:55,940 --> 00:06:00,960
‫- بعد دیدم جلوی ماشینم یه داگوی آرژانتینیِ هیولا وایساده.
‫- داگوی آرژانتینی چیه دیگه؟

71
00:06:00,960 --> 00:06:03,540
‫همون نژاد سگ گنده‌ دیگه بابا.

72
00:06:03,540 --> 00:06:07,120
‫- با چشم‌های کوچک رنگی و گوش‌های شکسته
‫- یادم نمیاد.

73
00:06:07,320 --> 00:06:08,640
‫ اینو می‌گم دیگه.

74
00:06:14,540 --> 00:06:15,460
‫این!

75
00:06:16,020 --> 00:06:18,260
‫- وای. این چیه دیگه؟
‫- داگوی آرژانتینی.

76
00:06:19,400 --> 00:06:23,240
‫گفتم این حیوون اینجا چیکار می‌کنه؟
‫خیلی آروم نزدیکش شدم. منو که دید...

77
00:06:23,240 --> 00:06:25,740
‫یه نگاه به من انداخت، یه نگاه به ماشین.

78
00:06:25,740 --> 00:06:30,420
‫این طوری کرد و پرید توی ماشین و رفت
‫جلو نشست، انگار ماشین باباشه.

79
00:06:30,980 --> 00:06:34,380
‫با احتیاط رفتم پیشش، خب ترسیدم از هیکلش.

80
00:06:34,380 --> 00:06:39,800
‫رفتم پشت در. یکی دو تا «هُش» گفتم ولی
‫عین خیالش نبود و تکون نمی‌خورد.

81
00:06:39,920 --> 00:06:44,440
‫بعد یادم افتاد و رفتم از توی صندوق
‫عقب چماق رو برداشتم.

82
00:06:44,440 --> 00:06:45,680
‫نزدی که حیوون رو؟

83
00:06:45,680 --> 00:06:49,880
‫نه بابا چرا بزنم؟ تو هیکل بزرگ
‫این نژاد رو نبین، عین بچه‌‌ان.

84
00:06:49,880 --> 00:06:53,400
‫دلت نمیاد اصلاً.
‫ولی چون گنده هست آدم می‌ترسه.

85
00:06:53,680 --> 00:06:58,000
‫خلاصه یکی دو بار با چماق تکونش دادم،
‫ولی باز از جاش جم نخورد اصلاً.

86
00:06:58,000 --> 00:07:02,980
‫ولی چون اذیت شد، تا دید صندلی
‫عقب خالیه، پرید و طوری عقب خوابید...

87
00:07:02,980 --> 00:07:06,500
‫- که از شدت بزرگی‌اش صندلی رو نمی‌دیدی.
‫- خب چی می‌خواست؟

88
00:07:06,500 --> 00:07:08,760
‫راستش پرسیدیم ولی نگفت.

89
00:07:09,300 --> 00:07:13,080
‫- ولی احتمالاً فکر کرده بود ماشین خودشونه حیوونکی.
‫- یعنی چی ماشین خودش؟

90
00:07:13,080 --> 00:07:19,180
‫این نژاد اینجاها چیکار داره آخه؟ طبق گفته‌ی «جوشکون» کارگر پمپ‌بنزین، دو‌سه روز پیش یکی با ماشین ولش کرده.

91
00:07:19,180 --> 00:07:22,840
‫اگه شبیه ماشین من بوده باشه،
‫اینم اشتباه گرفته احتمالاً.

92
00:07:22,840 --> 00:07:24,520
‫اینا خیلی به صاحبشون وابسته می‌شن.

93
00:07:24,520 --> 00:07:26,520
‫درسته. سگ‌ها همینطوری‌ان.

94
00:07:26,840 --> 00:07:32,000
‫دیگه جوشکون رو صدا زدم و گفتم این‌طوری
‫ نمیشه، بیا یه نگاه به این بنداز قربونت.

95
00:07:32,000 --> 00:07:35,420
‫ اومد و دید و گفت نگران نباش. بسپر به من.
‫چیکار کردیم؟

96
00:07:35,500 --> 00:07:38,560
‫درها رو بستیم. فقط در عقب سمت شاگرد بازه.

97
00:07:38,560 --> 00:07:43,720
‫آب‌پاش رو برداشتیم و پاشیدیم عقب.
‫خودش رو زد این‌ور و اون‌ور.

98
00:07:43,720 --> 00:07:49,960
‫می‌خواست بیاد جلو، می‌پاشیدیم جلو. می‌رفت گوشه، می‌پاشیدیم اونجا.
‫آخرش از در باز، پرید بیرون و رفت حیوون.

99
00:07:49,960 --> 00:07:54,260
‫- ای بابا
‫- همین‌طوری سوار چند تا ماشین شده و به زور بیرونش کردند.

100
00:07:55,300 --> 00:07:57,960
‫بعد از ظهری این چه بلایی بود سرمون اومد؟!

101
00:07:58,200 --> 00:08:00,400
‫- عمو یه چیزی ازت می‌پرسم.
‫- بپرس عمو

102
00:08:00,780 --> 00:08:04,420
‫- چرا این اتفاقات فقط تو رو پیدا می‌کنن و سراغ ما نمیان؟
‫- یعنی چی؟

103
00:08:04,840 --> 00:08:10,860
‫گفتم که. تمام اتفاقات عجیب سر تو میاد.
‫ما هم مثل علف، بیخود می‌آییم و میریم.

104
00:08:10,860 --> 00:08:12,640
‫مگه میشه همچین چیزی آخه؟

105
00:08:12,640 --> 00:08:17,560
‫قطعاً این مدل اتفاقات برای تو هم پیش میاد
‫ولی متوجه نمیشی.

106
00:08:17,560 --> 00:08:22,960
‫بابابزرگت می‌دونه من از بچگی همیشه آگاهی بالایی داشتم.
‫اصطلاحاً میگن با شعور بالا.

107
00:08:22,960 --> 00:08:25,940
‫همیشه این طوری بودم. احتمالاً بخاطر همینه.
‫نمی‌دونم که.

108
00:09:53,200 --> 00:09:54,240
‫بده.

109
00:11:10,880 --> 00:11:15,780
‫الحق که حلال‌زاده‌ای. خواستم پیام بدم
‫که زنگ زدی.

110
00:11:17,400 --> 00:11:19,260
‫سر کار هستم. چه گه دیگه‌ای می‌تونم بخورم؟

111
00:11:22,500 --> 00:11:25,760
‫بگو به خدا؟ بگو به خدا؟

112
00:11:26,880 --> 00:11:29,820
‫عجب! از کجا گارسون دختر پیدا کرده؟

113
00:11:32,100 --> 00:11:34,900
‫فهمیدم.

114
00:11:35,700 --> 00:11:38,820
‫نه بابا پسر... سردار اون رو از دست نمیده.

115
00:12:16,860 --> 00:12:19,280
‫پسر درست اومدیم؟ اینجا بود؟

116
00:12:20,740 --> 00:12:22,760
‫از اینجا بود؟

117
00:12:30,920 --> 00:12:31,840
‫ممنون.

118
00:14:14,140 --> 00:14:15,700
‫هنوز لباس‌هاتو در نیاوردی تو؟

119
00:14:16,140 --> 00:14:18,940
‫- نه، لخت شدم ولی دوباره پوشیدم.
‫- چرا؟

120
00:14:19,540 --> 00:14:20,820
‫دلم نخواست.

121
00:14:22,340 --> 00:14:23,580
‫منو نخواست؟

122
00:14:24,000 --> 00:14:27,620
‫نه امروز فکرم درگیره . دلم شور می‌زنه.
‫دست خودم نیست.

123
00:14:27,900 --> 00:14:30,640
‫- اتفاق بدی افتاده؟
‫- چیزی نشده.

124
00:14:31,580 --> 00:14:33,060
‫پس بگیر بشین.

125
00:14:34,340 --> 00:14:35,500
‫اینو در بیار.

126
00:14:52,300 --> 00:14:55,140
‫رضا ماجرای تو چی شد پسر؟

127
00:14:55,540 --> 00:14:57,720
‫- کدوم ماجرا؟
‫- منظورت چیه کدوم ماجرا؟

128
00:14:57,720 --> 00:15:01,260
‫انقدر گفتی عروسی و نامزدی و
‫فلان که مغزمونو گاییدی.

129
00:15:01,260 --> 00:15:03,160
‫خیلی وقته خبری هم نیست ازت.

130
00:15:03,160 --> 00:15:06,200
‫- اون قضیه خیلی وقته تموم شده.
‫- چطور یعنی؟

131
00:15:06,200 --> 00:15:08,280
‫خیلی وقته تموم شده. کنسلش کردیم.

132
00:15:08,280 --> 00:15:10,220
‫- قسم بخور.
‫- به خدا.

133
00:15:10,740 --> 00:15:11,900
‫چرا؟

134
00:15:12,800 --> 00:15:16,840
‫دلیل خاصی ندارم که بگم.
‫.میشه گفت عدم تفاهم

135
00:15:17,240 --> 00:15:21,180
‫وقتی دیدیم نمیشه، حرف زدیم
‫و تصمیم گرفتیم توافقی جدا بشیم.

136
00:15:21,900 --> 00:15:26,000
‫- ای بابا. کی این‌طوری شد حالا؟
‫- خیلی وقته.

137
00:15:26,840 --> 00:15:30,280
‫- ناراحت شدم.
‫- کاریش نمیشه کرد.

138
00:15:32,180 --> 00:15:35,060
‫سرت سلامت داداش. خیری توش بوده.

139
00:15:35,540 --> 00:15:38,280
‫بیخیال پسر. بعداً عدم تطابق بدنی
‫هم پیش می‌اومد.

140
00:15:38,280 --> 00:15:40,060
‫نیمه‌ی پُر رو باید دید.

141
00:15:50,540 --> 00:15:52,800
‫ببخشید این موقع مزاحم میشم.

142
00:15:55,420 --> 00:15:56,620
‫مهم نیست.

143
00:15:59,880 --> 00:16:01,940
‫میشه بیام تو؟

144
00:16:04,300 --> 00:16:07,040
‫مریضی؟ رنگت پریده.

145
00:16:08,280 --> 00:16:09,640
‫نه خوبم.

146
00:16:10,960 --> 00:16:12,340
‫گرسنه‌ای؟

147
00:16:13,560 --> 00:16:17,880
‫نه ولی یه لیوان آب بدی خوبه.
‫یه‌کم سرم گیج میره.

148
00:17:36,380 --> 00:17:37,240
‫بفرما.

149
00:17:41,140 --> 00:17:42,080
‫بفرما.

150
00:17:54,400 --> 00:17:55,400
‫رضا؟

151
00:17:57,900 --> 00:18:00,180
‫رضا پاشو پسرم. دیر نشه.

152
00:18:10,780 --> 00:18:16,060
‫یه دقیقه رفیق... آخه به خاطر افتادگی چونه، اینطوری حرف میزنه...
‫یه دقیقه میخوام سوالی بپرسم.

153
00:18:16,060 --> 00:18:20,760
‫گفت ما سازمان ملل متحدیم یا صلیب سرخ؟

154
00:18:20,760 --> 00:18:23,640
‫گفت شور این قضیه دراومده دیگه رفیق.

155
00:18:23,760 --> 00:18:31,280
‫گفت سوریه‌ای‌ها به کنار؛ افغانی هست، ازبک هست
‫قرقیز هست، حتی آفریقایی هم هست...

156
00:18:31,280 --> 00:18:35,500
‫گفت باورت میشه دیروز یکی از رفقا
‫تو ناف آنکارا...

157
00:18:35,500 --> 00:18:39,400
‫شاهد دعوای سودانی‌ها و موزامبیکی‌ها بوده؟

158
00:18:39,400 --> 00:18:45,840
‫اینا توی بار تا خرخره خوردن و وسط «تونالی»
‫دو دسته‌ی پنجاه نفری شدند...

159
00:18:45,840 --> 00:18:50,260
‫و تا صبح دعوا کردن و همدیگرو
‫با مشت و چماق زدن.

160
00:18:50,260 --> 00:18:57,180
‫پلیس هم هیچ کاری نکرده و تماشا کرده. چرا؟
‫چون مصونیت قضایی داشتند. فرزند دیپلمات بودند.

161
00:18:57,180 --> 00:19:03,900
‫گفت این چه کاریه برادر؟ دست به شمشیر هم بشن
‫ کسی نباید کاری به موزامبیکی‌ها داشته باشه.

162
00:19:03,900 --> 00:19:07,600
‫گفت برادر من موزامبیک کجاست آخه؟
‫موزامبیک کجاست؟

163
00:19:07,600 --> 00:19:15,380
‫گفت بگو دو میلیارد میدیم تو نقشه نشونش بده
‫به خدا نمی‌تونن پیداش کنن. ما هم بدجور می‌خندیدیم.

164
00:19:15,380 --> 00:19:24,320
‫چای از دهن احمد آقا بیرون پرید، من رو زمین غش کردم
‫مجاهد اینا از خنده پاسور رو ول کردن. از خنده روده‌بُر شدیم.

165
00:19:24,460 --> 00:19:27,580
‫آدم خیلی خیلی عجیبیه. خیلی خنده‌داره.

166
00:20:04,800 --> 00:20:07,020
‫- بریم.
‫- شما برید. کاری برام پیش اومد.

167
00:20:07,140 --> 00:20:09,900
‫- چه کاری؟
‫- ختنه‌سوران پسر مجیده. یه سر می‌زنم.

168
00:20:09,900 --> 00:20:11,560
‫بیا برسونیمت اگه می‌خوای.

169
00:20:11,560 --> 00:20:14,420
‫- نه می‌خوام یه‌کم قدم بزنم.
‫- باشه هر طور می‌خوای.

170
00:20:16,720 --> 00:20:18,560
‫- خیلی دیر نکن.
‫- نه.

171
00:20:33,100 --> 00:20:34,180
‫رضا؟

172
00:20:41,460 --> 00:20:43,260
‫- کجا؟
‫- میرم خونه.

173
00:20:43,900 --> 00:20:45,520
‫- اینا چیه؟
‫- چیزی نیست.

174
00:20:46,340 --> 00:20:50,400
‫- میخوای خوش باشی؟
‫-  نه بابا، گفتم یه‌کم بچرخم. حوصله‌ام سر رفته بود.

175
00:20:50,600 --> 00:20:53,840
‫- حوصله‌ات چرا سر رفته؟
‫- اوضاع رو نمی‌بینی؟

176
00:20:54,400 --> 00:20:56,100
‫اوضاع چیه مگه؟

177
00:20:56,220 --> 00:21:00,240
‫دلار شده 900 شده. بورس سقوط کرده.

178
00:21:00,240 --> 00:21:03,560
‫آمریکا به ایران پیام داده.
‫ایران اسرائیل رو تهدید کرده.

179
00:21:03,780 --> 00:21:07,120
‫- آدم تو این زندگی از چی حوصله‌اش سر میره؟
‫- چرت نگو بابا.

180
00:21:08,080 --> 00:21:10,200
‫- تو کجا میری؟
‫- کجا رو دارم؟ خونه دیگه.

181
00:21:10,720 --> 00:21:14,840
‫- ولی اگه غر نزنی، می‌تونیم یه چرخی بزنیم.
‫- باشه.

182
00:21:19,320 --> 00:21:23,060
‫اینجا خیلی خوشگله پسر.
‫حس خیلی عجیبی به آدم میده.

183
00:21:24,760 --> 00:21:28,940
‫انگار قراره خدا صدا کنه
‫و بگه خوش اومدی رضا.

184
00:21:29,300 --> 00:21:31,320
‫- بیخیال بابا
‫- چرا؟

185
00:21:32,500 --> 00:21:35,160
‫چه می‌دونم. آدم همچین حرفی میزنه آخه؟

186
00:21:35,760 --> 00:21:41,460
‫چیه مگه؟ فرض کن اومدیم ملاقات
‫و دست‌بوسی خدا که پدرمون هست.

187
00:21:42,040 --> 00:21:44,880
‫خیلی غیرعادیه اونم به بچه‌هاش
‫خوش‌آمد بگه؟

188
00:21:45,720 --> 00:21:48,980
‫نیست ولی چه می‌دونم.

189
00:21:51,700 --> 00:21:53,380
‫راستش درست میگی.

190
00:22:13,800 --> 00:22:15,340
‫این هفته میریم دیدنِ بازی.

191
00:22:15,960 --> 00:22:17,880
‫- واقعا؟
‫- آره.

192
00:22:18,100 --> 00:22:23,320
‫به عنوان جمع عقاب‌ها (لقب تیم بشیکتاش)
‫ می‌خواهیم یه مینی‌بوس بگیریم و بریم. میای؟

193
00:22:23,720 --> 00:22:25,980
‫- خوبه. چه روزی؟
‫- یکشنبه

194
00:22:26,860 --> 00:22:27,900
‫والا خوبه.

195
00:22:28,440 --> 00:22:30,740
‫- فردا با پدربزرگم حرف می‌زنم و خبر میدم.
‫- باشه.

196
00:22:31,500 --> 00:22:34,400
‫- یه پلاکارد بزرگ هم داریم آماده می‌کنیم.
‫- چه نوشته‌ای؟

197
00:22:34,720 --> 00:22:36,320
‫روزهای گذشته‌ی بی‌تو رو گاییدیم.

198
00:22:37,440 --> 00:22:38,600
‫حلال باشه.

199
00:22:39,780 --> 00:22:43,560
‫خیلی دلمون تنگ شده بابا.
‫خیلی وقت شده عقاب رو ندیدیم.

200
00:22:44,080 --> 00:22:48,260
‫دراماتیکش نکنیم. غمناکش نکنیم.
‫خودمونو داخل زمین خالی کنیم.

201
00:22:48,720 --> 00:22:51,780
‫همینه پسر. ما کسی رو نداریم که.

202
00:22:52,080 --> 00:22:54,580
‫مثل تو نامزد داشتیم که دلمون تنگ بشه؟

203
00:23:05,720 --> 00:23:08,200
‫- ما هم دیگه نداریم پسر.
‫- یعنی چی؟

204
00:23:09,060 --> 00:23:10,920
‫نیست دیگه. نامزدی به‌هم خورد.

205
00:23:11,120 --> 00:23:12,980
‫- نه بابا؟
‫- باور کن.

206
00:23:14,220 --> 00:23:17,600
‫- چرا؟
‫- چرا نداره. نشد دیگه.

207
00:23:18,040 --> 00:23:22,320
‫دیدیم نمیشه، توافق کردیم
‫و متمدنانه جدا شدیم.

208
00:23:24,880 --> 00:23:26,140
‫می‌خوام بگم...

209
00:23:26,880 --> 00:23:30,760
‫ولی چون در آینده حقیقت معلوم میشه
‫و گند کار درمیاد، بهتره نگم.

210
00:23:31,020 --> 00:23:33,380
‫پسر مثل آدم تعریف کن ببینم.

211
00:23:33,920 --> 00:23:36,280
‫چیزی برای تعریف نیست. منو نخواست.

212
00:23:36,540 --> 00:23:41,200
‫- یعنی چی نخواست؟
‫- نخواست دیگه. بدون اینکه چیزی بگه فرار کرد رفت.

213
00:23:41,940 --> 00:23:45,640
‫- چطور فرار کرد و رفت؟
‫- تو هم هی هرچی میگم رو دوباره ازم نپرس.

214
00:23:45,640 --> 00:23:47,760
‫نه قسم می‌خورم نفهمیدم.

215
00:23:47,760 --> 00:23:52,000
‫چی‌اش رو نفهمیدی ها؟ میگم نخواست منو.
‫فرار کرد و رفت. چی رو نمی‌فهمی؟

216
00:23:52,440 --> 00:23:56,120
‫- مگه میشه؟ بچه‌بازیه مگه؟
‫- یه همچین چیزی.

217
00:24:02,160 --> 00:24:03,760
‫خب برای چی فرار کرده؟

218
00:24:04,580 --> 00:24:09,120
‫قبل فرار هیچ توضیحی نداد.
‫ولی احتمالاً به خاطر پدرشه.

219
00:24:10,460 --> 00:24:12,100
‫معلومه کجا رفته؟

220
00:24:13,040 --> 00:24:16,320
‫گفتن رفته استانبول.
‫اما هیچکس قطعی نمی‌دونه.

221
00:24:21,880 --> 00:24:26,860
‫تف توش. بابابزرگت چقدر خوشحال بود
‫که تو ازدواج می‌کنی.

222
00:24:27,300 --> 00:24:31,760
‫من هم بیشتر ناراحت اونم. چیزی نمیگه
‫ولی خیلی تو خودش می‌ریزه.

223
00:24:31,760 --> 00:24:37,320
‫معلومه می‌ریزه. مثل پیغمبره اون.
‫خدا می‌دونه چقدر ناراحت شده.

224
00:24:42,620 --> 00:24:45,180
‫بیخیال بابا. دهنش سرویس. فرار کرده که کرده.

225
00:24:45,680 --> 00:24:49,440
‫وقتی جوونی مثل تو رو نخواست، کون لقش.
‫گورشو گم کنه.

226
00:24:49,660 --> 00:24:51,140
‫منم همینو گفتم.

227
00:24:52,100 --> 00:24:54,920
‫این دیگه چیه؟
‫.مملکت شده عین دالاس

228
00:25:03,980 --> 00:25:06,860
‫- دالاس چی بود؟
‫- چه می‌دونم.

229
00:25:07,740 --> 00:25:11,820
‫بابام تو چنین موقعیت‌هایی اینو میگه.
‫از اونجا یادمه.

230
00:25:12,100 --> 00:25:13,320
‫چه موقعیت‌هایی؟

231
00:25:14,240 --> 00:25:16,880
‫همین موقعیت‌های شاخدار.

232
00:25:17,680 --> 00:25:19,140
‫حواست هست چی میگی؟

233
00:25:19,140 --> 00:25:23,220
‫وایسا. اشتباه برداشت کردی.
‫من هیچوقت با اون منظور میگم آخه؟

234
00:25:23,720 --> 00:25:27,260
‫تو داداش منی بابا. معذرت می‌خوام.

235
00:25:27,520 --> 00:25:31,640
‫به خدا مگه همچین چیزی میگم آخه من؟
‫تو داداش منی.

236
00:25:53,880 --> 00:25:59,660
‫بگذریم. اون‌طوری گفتم
‫ولی به این سادگی هم نیست.

237
00:26:01,100 --> 00:26:02,560
‫چی انقدر ساده نیست؟

238
00:26:02,840 --> 00:26:05,620
‫همین طوری عشقی بگی من میرم. نمیشه.

239
00:26:06,840 --> 00:26:10,200
‫- خب چطوری میشه؟
‫- اینش رو دیگه نمیدونم. ولی اون طوری نمیشه.

240
00:26:11,740 --> 00:26:14,540
‫- چی داری میگی پسر؟
‫- بیخیال.

241
00:26:26,480 --> 00:26:30,700
‫- این حرف‌ها بین خودمون بمونه. باشه؟ به کسی نگو.
‫- نگران نباش.

242
00:26:31,540 --> 00:26:36,320
‫فردا اولین کار اینه که از بلندگوهای
‫شهرداری به کل شهر اعلام کنم.

243
00:26:36,560 --> 00:26:39,760
‫والا از تو بعید نیست.
‫این روزها هر کاری از هر کسی انتظار میره.

244
00:26:41,380 --> 00:26:47,600
‫اهالی «بویابات»: اینه اینه اینه.
‫در جریان باشید.

245
00:26:47,600 --> 00:26:54,380
‫نامزدش رو گذاشته و فرار کرده.
‫بگم این طوری؟

246
00:26:54,640 --> 00:26:55,360
‫بگو.

247
00:26:56,100 --> 00:26:57,900
‫واقعاً اعلام بکنیم؟

248
00:26:58,160 --> 00:27:02,100
‫اوضاع که ناجوره. یه‌کمی هم ما ناجورش کنیم.

249
00:27:02,380 --> 00:27:05,300
‫بکنیم. من که مشکلی ندارم.

250
00:27:38,680 --> 00:27:42,260
‫گفتم دخترم عزیزم، میگیم
‫رفته به دیدن عمه‌اش...

251
00:27:42,480 --> 00:27:46,840
‫تو هم بدون ابنکه کسی شک کنه
‫و تا شب نشده برگرد. گفت باشه مامان.

252
00:27:47,540 --> 00:27:51,380
‫گفت فقط من یه‌کم از بابا میترسم.
‫بذار یه‌کم عصبانیتش کم بشه.

253
00:27:51,380 --> 00:27:55,080
‫گفت من یه چند روز بیشتر بمونم. گفتم باشه.
‫دو روز بیشتر موند.

254
00:27:55,580 --> 00:28:02,560
‫دو روز بعد شوهر عمه‌اش از ترمینال سوار ماشین و راهی‌اش کرده.
‫بعدش زنگ زد و گفت من دختر رو راهی کردم. نگران نباشید.

255
00:28:03,440 --> 00:28:06,980
‫به گفته‌ی راننده، موقع خروج
‫اتوبوس از ترمینال...

256
00:28:07,120 --> 00:28:13,000
‫گفته زنگ زدن که عمه‌ام رو بردن بیمارستان
‫و باید پیاده شم. بعدشم رفته که رفته!

257
00:28:15,720 --> 00:28:18,400
‫عمو مهمت چی؟ کاری نمی‌کنه؟

258
00:28:18,520 --> 00:28:23,040
‫هیچ کاری نمی‌کنه. رمقی هم براش نمونده.
‫آبرو و حیثیتش رفته.

259
00:28:23,380 --> 00:28:25,320
‫همه‌اش خجالت می‌کشه. از همه فرار می‌کنه.

260
00:28:26,000 --> 00:28:29,780
‫من اولش ترسیدم که نکنه بره یه جایی
‫خودشو دار بزنه.

261
00:28:29,780 --> 00:28:35,600
‫هیچی نمی‌خوره. کل روز سر زمین کار می‌کنه.
‫جایی که کنده رو دوباره می‌کنه و شخم می‌زنه.

262
00:28:36,160 --> 00:28:40,840
‫آدمی به سرسختی کوه الان شده عین دیوونه‌ها.

263
00:30:25,880 --> 00:30:29,060
‫- پسرم اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- کاری نمی‌کنم.

264
00:30:29,960 --> 00:30:31,280
‫چرا زود بلند شدی؟

265
00:30:32,240 --> 00:30:34,080
‫خوابم نبرد.

266
00:30:35,380 --> 00:30:39,500
‫- پاشو بیا صبحونه درست کنیم. سرما می‌خوری.
‫- باشه میام.

267
00:30:49,060 --> 00:30:53,140
‫بابابزرگ میشه من یه‌کم بخوابم و بعد بیام؟
‫سرم خیلی درد می‌کنه. این‌طوری نمیشه.

268
00:30:54,940 --> 00:30:56,360
‫باشه پسرم.

269
00:30:57,100 --> 00:31:00,620
‫یه‌کم بخواب و استراحت کن.
‫اصلاً می‌خوای امروز سر کار نیا.

270
00:31:01,400 --> 00:31:03,960
‫یه‌کم بخوابم. بعد ببینم چی میشه.

271
00:31:04,340 --> 00:31:05,860
‫باشه. سخت نگیر.

272
00:31:53,160 --> 00:31:54,880
‫خب الآن می‌خوای چیکار کنی؟

273
00:31:55,480 --> 00:31:56,880
‫- اینجا؟
‫- آره

274
00:31:57,420 --> 00:32:00,540
‫نمی‌دونم. راستش قبلاً بهش فکرِ نکردم.

275
00:32:00,980 --> 00:32:04,820
‫حتی نمی‌دونم توی شهر به این بزرگی، کجا
‫باید دنبال یکی گشت و پیدا کرد.

276
00:32:05,180 --> 00:32:08,440
‫اگه این‌طوری باشه، یه‌کم می‌چرخم و برمی‌گردم.

277
00:32:08,440 --> 00:32:11,440
‫والا پلیس‌ها گفتند اگه خودش نخواد،
‫پیدا شدنش سخته.

278
00:32:11,620 --> 00:32:15,000
‫البته اگه بلایی سرش نیومده باشه
‫خدایی نکرده.

279
00:32:16,080 --> 00:32:17,720
‫راستی کجا می‌مونی؟

280
00:32:17,860 --> 00:32:20,200
‫یه همکلاسی دانشگاه دارم. پیش اونم.

281
00:32:20,200 --> 00:32:22,220
‫مشکلی نداری؟ چیزی احتیاج نداری؟

282
00:32:22,400 --> 00:32:26,420
‫نه ممنون. مشکلمون همینه.
‫شما رو هم اذیت کردم.

283
00:32:26,600 --> 00:32:29,860
‫این چه حرفیه. هجران دختر
‫و عزیز دل ما هم هست.

284
00:32:29,860 --> 00:32:35,080
‫از اون روز به بعد، خنده روی لب
‫همه توی خونه خشک شده.

285
00:32:36,520 --> 00:32:38,560
‫تا یادم نرفته این شماره‌ات رو ذخیره کنم.

286
00:32:40,160 --> 00:32:42,560
‫- این بود نه؟
‫- آره همونه.

287
00:32:42,560 --> 00:32:44,560
‫- فامیلی‌ات چی بود؟
‫- اویسال

288
00:32:44,900 --> 00:32:46,860
‫رضا اویسال

289
00:32:47,040 --> 00:32:50,000
‫- گفتم که اگه چیزی خواستی تعارف نکن.
‫- باشه.

290
00:32:51,120 --> 00:32:55,560
‫می‌خوام بگم شب بریم خونه ما
‫ولی اوضاع اینجا رو می‌بینی.

291
00:32:55,560 --> 00:32:58,440
‫- ممنون. با اجازه‌تون من مرخص بشم.
‫- اختیار داری.

292
00:34:16,360 --> 00:34:17,720
‫تو دیرت نشده؟

293
00:34:19,380 --> 00:34:21,040
‫- چرا.
‫- خب؟

294
00:34:21,780 --> 00:34:23,760
‫- صبحونه می‌خورم. نخورم؟
‫- بلند شو بابا.

295
00:34:32,400 --> 00:34:35,600
‫چطوری داداش؟ چه خبر؟

296
00:34:35,800 --> 00:34:38,360
‫هیچ. خوبی بخواهیم تا خوب باشیم.

297
00:34:40,120 --> 00:34:43,160
‫- شب دیر اومدی.
‫- آره یه‌کم چرخیدم.

298
00:34:43,880 --> 00:34:44,840
‫کجا؟

299
00:34:46,580 --> 00:34:51,240
‫این دفعه سمت باکرکوی. بعدشم
‫شب یه‌کمی توی ساحل گشتم.

300
00:34:52,240 --> 00:34:53,380
‫خوب کردی.

301
00:34:54,880 --> 00:34:56,040
‫خبری شد؟

302
00:34:56,900 --> 00:34:57,680
‫نه.

303
00:35:03,420 --> 00:35:04,440
‫ای گه توش.

304
00:35:04,960 --> 00:35:06,440
‫چیزی نمیشه. عجله نکن.

305
00:35:07,720 --> 00:35:11,360
‫معلومه نمیشه. یه محافظ قوی داره.

306
00:35:24,300 --> 00:35:25,860
‫یاشار یه سوال دارم.

307
00:35:27,300 --> 00:35:28,900
‫خیلی وقته کنجکاوم.

308
00:35:29,400 --> 00:35:30,900
‫بپرس برادر. بفرما.

309
00:35:31,480 --> 00:35:35,200
‫- بدون سوال کردن از کجا بفهمی چطور زندگی می‌کنیم؟
‫- چی؟

310
00:35:36,360 --> 00:35:38,820
‫ولش کن. سوالت چیه؟

311
00:35:40,100 --> 00:35:44,440
‫تو الآن با این پسر تو یه دانشگاه
‫و یک کلاس هستید درسته؟

312
00:35:45,000 --> 00:35:45,820
‫بله.

313
00:35:48,340 --> 00:35:51,960
‫- اون هر صبح تنهایی میره دانشگاه.
‫- خب؟

314
00:35:53,880 --> 00:35:55,900
‫ولی تو هر وقت دلت خواست میری.

315
00:35:56,240 --> 00:35:58,580
‫حتی اصلاً نمیری. درسته؟

316
00:36:00,800 --> 00:36:01,980
‫درسته.

317
00:36:03,680 --> 00:36:05,020
‫چطوریه این؟

318
00:36:07,880 --> 00:36:09,140
‫چطور میشه؟

319
00:36:13,340 --> 00:36:14,380
‫باشه

320
00:36:15,580 --> 00:36:19,660
‫- میگم چطور ولی به هیچکس نمیگی باشه؟
‫-زشته، نگو اینطوری.

321
00:36:20,860 --> 00:36:22,440
‫من دانشگاه نمیرم.

322
00:36:23,220 --> 00:36:24,100
‫چی؟

323
00:36:25,340 --> 00:36:28,660
‫یعنی نمی‌خونم پسر.
‫توی دانشگاه پرونده ثبت‌نامی هم ندارم.

324
00:36:30,640 --> 00:36:32,320
‫این همه سال اینجا چیکار می‌کنی پس؟

325
00:36:32,420 --> 00:36:34,500
‫- ادای درس خوندن در میارم.
‫- چرا؟

326
00:36:34,660 --> 00:36:38,040
‫چرا نداره پسر. چون زندگی می‌کنم.

327
00:36:40,160 --> 00:36:41,460
‫خانواده‌ات می‌دونن؟

328
00:36:42,500 --> 00:36:45,920
‫دیوونه‌ای تو؟ پدر بفهمه سکته می‌کنه.

329
00:36:46,400 --> 00:36:47,960
‫قبل مردن دهنم رو سرویس می‌کنه.

330
00:36:49,660 --> 00:36:52,140
‫چطوری مدیریت میکنی؟ شک نمی‌کنن؟

331
00:36:53,420 --> 00:36:55,860
‫راستش بعضی وقت‌ها شک می‌کنن ولی...

332
00:36:56,200 --> 00:37:00,240
‫- ما هم طبق اون جلو میریم.
‫- چطور؟

333
00:37:03,000 --> 00:37:04,800
‫اینطور بگم خدمت برادرم...

334
00:37:05,640 --> 00:37:10,440
‫ببین این خونه و همه اون کتاب‌های درسی و
‫عکس‌های دانشگاه الکی هستن

335
00:37:11,160 --> 00:37:12,240
‫حتی این پسره.

336
00:37:12,540 --> 00:37:15,480
‫- رشاد؟
‫- آره رشاد.

337
00:37:15,480 --> 00:37:19,820
‫وقتی با چنین منظره‌ای روبرو میشن،
‫اصلاً شک نمی‌کنن

338
00:37:20,300 --> 00:37:23,660
‫- رشاد هم نمی‌خونه دهن سرویس؟
‫- نه، رشاد می‌خونه.

339
00:37:23,760 --> 00:37:26,260
‫فقط طوری وانمود می‌کنه انگار هم دانشگاهیمه.

340
00:37:26,500 --> 00:37:29,980
‫در قبالش اینجا مفت می‌مونه و می‌خوره.
‫خرجی هم میدم به ابنه‌ای.

341
00:37:30,620 --> 00:37:31,900
‫مثل رشوه؟

342
00:37:32,453 --> 00:37:36,966
‫رشوه چیه رضا جان. کسی بخواد از من
‫رشوه بگیره مادرش رو...

343
00:37:38,620 --> 00:37:40,060
‫اسمشو بذاریم بورسیه.

344
00:37:41,000 --> 00:37:42,580
‫یه مدل وام.

345
00:37:43,580 --> 00:37:47,240
‫یه چیزی مثل وام خوابگاهی و اینا.

346
00:37:49,180 --> 00:37:52,460
‫این خوب شد. با این حساب منم
‫مدیر امور خوابگاهی میشم.

347
00:37:57,540 --> 00:37:58,960
‫خب بعدش چی؟

348
00:37:59,400 --> 00:38:01,500
‫بالاخره یه روز لو میره.
‫اون وقت چیکار می‌کنی؟

349
00:38:01,500 --> 00:38:03,180
‫چی میشه نداره.

350
00:38:03,320 --> 00:38:08,000
‫ به اونم همون موقع فکر می‌کنیم.
‫الآن قدم به قدم جلو میریم.

351
00:38:08,546 --> 00:38:13,186
‫استپ بای استپ (قدم به قدم).
‫همون چیزی که بازیکن تیم قهرمان میگه.

352
00:38:13,540 --> 00:38:16,540
‫مال ما هم همون‌طور.
‫بازی به بازی فکر می‌کنیم.

353
00:38:17,120 --> 00:38:19,020
‫ولی خب گاهی پدر گیر میده.

354
00:38:19,020 --> 00:38:25,700
‫هی میگه این دانشگاه مادر به‌خطا تموم نمیشه؟
‫منم در نهایت خونسردی میگم طول کشید و دعوتش می‌کنم.

355
00:38:25,960 --> 00:38:29,260
‫می‌دونی که یه‌کم خانم‌باز هست دیوث.
‫پرواز می‌کنه و میاد.

356
00:38:29,740 --> 00:38:33,300
‫مثل یه نوع قرارداد مخفیانه هست بینمون،
‫برای اینکه مادرم رو دک کنه.

357
00:38:33,700 --> 00:38:35,300
‫بازی برد-برد.

358
00:38:35,580 --> 00:38:39,980
‫بعدشم وقتی میاد و این نمایش رو می‌بینه،
‫مجبور میشه برگرده.

359
00:38:40,280 --> 00:38:43,900
‫فکرشو بکن. کدوم احتمال رو
‫والدین دوست دارن باور کنن؟

360
00:38:44,080 --> 00:38:47,120
‫پدر و مادری هست که فکر کنه بچه‌اش
‫درس نمی‌خونه و سرش کلاه میذاره؟

361
00:38:50,000 --> 00:38:55,520
‫والا هر کاری می‌خوای بکن ولی زود
‫لو خواهی رفت. وضعیت رو انقدر ساده نگیر.

362
00:38:56,280 --> 00:38:59,326
‫چی لو میره. گرفتی ما رو؟

363
00:38:59,980 --> 00:39:01,900
‫اینجا ترکیه هست پسر.

364
00:39:02,460 --> 00:39:05,100
‫اینجا هرکس، هرچی رو بخواد باور میکنه.

365
00:39:05,800 --> 00:39:11,420
‫لو هم بره نهایتاً خودشو نابود می‌کنه. نابود هم نکنه
‫گاییدمش، همون موقع بهش فکر می‌کنیم.

366
00:39:12,320 --> 00:39:14,020
‫این چه آرامشیه پسر؟

367
00:39:14,260 --> 00:39:20,480
‫طرف اونجا برای درس‌خوندن تو داره خودشو نابود می‌کنه
‫تو اینجا داری ول می‌چرخی. مسخره هم می‌کنی. خوبه والا.

368
00:39:20,660 --> 00:39:24,926
‫چه تلاش و نابود شدنی؟ از جایی که نشسته
‫ملت رو سرویس می‌کنه.

369
00:39:26,760 --> 00:39:28,500
‫انگار نمی‌شناسی.

370
00:39:30,100 --> 00:39:31,720
‫والا نمی‌دونم چی بگم یاشار.

371
00:39:32,940 --> 00:39:37,120
‫ولی برادر، باید بگم به مصمم‌بودن و اعتماد
‫به نفست حسودی‌ام شد. دمت گرم.

372
00:39:37,380 --> 00:39:42,320
‫بایدم دمم گرم باشه. در توان هر کسی نیست این کارها.
‫جَنم میخواد، جرات می‌خواد.

373
00:39:42,720 --> 00:39:47,420
‫ملت برای گرفتن حق خودشون خجالت می‌کشن
‫ولی ما اینجا شیطان رو انگشت می‌کنیم. چی میگی تو؟

374
00:39:47,520 --> 00:39:49,420
‫ریسک می‌کنیم پسر، ریسک.

375
00:39:50,760 --> 00:39:55,120
‫- این ابنه‌ای رو می‌بینی؟ این رشاد رو؟
‫- خب؟

376
00:39:55,720 --> 00:39:59,420
‫نبین این‌طوری عصبانی میشم و گیر میدم.
‫پدیده‌ی عجیبیه.

377
00:39:59,940 --> 00:40:05,900
‫شاگرد اول راهنمایی و دبیرستان بوده. نمی‌دونم رتبه
‫چند کشوره. خیلی خرخونه کثافت.

378
00:40:06,000 --> 00:40:09,820
‫خدا عقل و هوشی رو که از من و تو دریغ کرده
‫ به این داده ولی...

379
00:40:10,120 --> 00:40:12,160
‫چیزهای باقی‌مونده‌ی دیگه رو هم دریغ کرده.

380
00:40:12,600 --> 00:40:15,380
‫وقتی باهاش آشنا شدم، از گرسنگی داشت می‌مرد.

381
00:40:15,860 --> 00:40:18,980
‫این‌طرف و اون‌طرف می‌پلکید و از فقر
‫تو خیابون می‌خوابید.

382
00:40:19,080 --> 00:40:23,100
‫فقر هم نه حتی، بلکه نداری و نیستی.
‫مثل بیابون... گاییدمش.

383
00:40:23,440 --> 00:40:28,400
‫پدرش مرده بود، مادرش هم یه دیوانه‌ی
‫تمام‌عیاره. ولی خب الآن چی شده؟

384
00:40:29,460 --> 00:40:31,700
‫زیر سایه‌ی من مثل آدم زندگی می‌کنه.

385
00:40:32,340 --> 00:40:40,620
‫غذا می‌خوره، جای گرم داره و دانشگاه میره.
‫شاید فردا آدم بزرگی بشه. رییس جمهور، وزیر.

386
00:40:40,960 --> 00:40:43,900
‫کشور برنده خواهد شد. ملت برنده خواهد بود.

387
00:40:45,600 --> 00:40:47,020
‫این‌طوریاست.

388
00:40:47,980 --> 00:40:53,760
‫منظورم اینه همینطوری نگو یاشار ولگرد. ما
‫اینجا کار بزرگی داریم می‌کنیم. ثواب می‌کنیم.

389
00:40:57,060 --> 00:41:00,260
‫ببین توی این زندگی،
‫هر چیزی مسبب چیز دیگه‌ای هست.

390
00:41:01,120 --> 00:41:03,460
‫هر انسان، بهانه‌ای برای دیگری هست.

391
00:41:04,620 --> 00:41:08,120
‫کامل نتونستم توضیح بدم ولی
‫شرایطی مشابه همینه.

392
00:41:18,280 --> 00:41:22,140
‫- برای تو هم می‌ریزم.
‫- به من رحم کن لطفاً. اساساً برای همه ریختی.

393
00:41:24,900 --> 00:41:26,280
‫این خوب بود پسر.

394
00:42:01,460 --> 00:42:02,740
‫بی‌شرف.

395
00:43:06,800 --> 00:43:08,720
‫- این به عقل کی رسید؟
‫- من.

396
00:43:09,960 --> 00:43:14,360
‫- بفرمایید آقای بازرس.
‫- خلیل چرا به کار این دوستمون رسیدگی نکردی؟

397
00:43:14,360 --> 00:43:18,660
‫قربان گفتیم پیگیری میشه. گفتیم چون همه توی
‫تاکسیم هستن باید کمی صبر کنه.

398
00:43:18,800 --> 00:43:21,420
‫انقدر اغراق نکن. زدن یه دکمه انقدر سخته؟

399
00:43:21,580 --> 00:43:23,780
‫- الآن قربان.
‫- یالا انجام بدین.

400
00:43:24,400 --> 00:43:25,520
‫میشه این بمونه؟

401
00:43:25,520 --> 00:43:27,160
‫- بله جناب بازرس.
‫- خیلی خب.

402
00:43:32,600 --> 00:43:34,320
‫با این دکمه هم جلو میری.

403
00:43:36,180 --> 00:43:36,980
‫برو.

404
00:43:41,800 --> 00:43:46,480
‫مظلوم بودن و اذیت کردن رو خیلی دوست دارید.
‫راحت شدی ضایعمون کردی؟

405
00:43:47,120 --> 00:43:48,960
‫من مشکلی ندارم جناب.

406
00:44:02,440 --> 00:44:05,200
‫سلام. عافیت باشه.

407
00:44:05,200 --> 00:44:07,840
‫بیا بیا. مادر زنت دوستت داره.

408
00:44:15,460 --> 00:44:17,360
‫خیر باشه؟ مهمونیه؟

409
00:44:18,020 --> 00:44:20,860
‫- پیام دادم. ندیدی؟
‫- نه

410
00:44:22,540 --> 00:44:25,580
‫آره فرستادی... زود بیا مهمونی داریم.

411
00:44:25,840 --> 00:44:28,140
‫- بیا بشین.
‫- دست‌هامو بشورم میام.

412
00:44:28,600 --> 00:44:30,340
‫خانواده‌ات اومدن؟ اینا از کجا اومده؟

413
00:44:30,560 --> 00:44:32,960
‫نه بابا. خانواده‌ی ما از کجا
‫همچین دلمه‌ای درست کنن آخه؟

414
00:44:33,160 --> 00:44:35,500
‫اوه اوه. کی پخته این رو؟

415
00:44:35,900 --> 00:44:38,820
‫- پدربزرگت.
‫- منم می‌خواستم همینو بگم. عین اون شده.

416
00:44:39,400 --> 00:44:43,260
‫- واقعاً کی پخته؟
‫- به خدا پدربزرگت. داخل داره نماز می‌خونه.

417
00:44:59,900 --> 00:45:02,660
‫پسرم این قضیه چی میشه این‌طوری؟
‫تا کجا قراره ادامه پیدا کنه؟

418
00:45:03,420 --> 00:45:04,660
‫نمی‌دونم بابابزرگ.

419
00:45:06,060 --> 00:45:10,500
‫هر چی می‌خواد بشه، تا هرجا طول بکشه
‫تا این دختر رو پیدا نکنم، برنمی‌گردم.

420
00:45:12,800 --> 00:45:16,440
‫- پسرم به چیز دیگه‌ای فکر نمی‌کنی نه؟
‫- چی مثلاً؟

421
00:45:18,160 --> 00:45:21,360
‫مردم میگن از پسر عیوض هیزم‌فروش،
‫اسلحه خریدی.

422
00:45:21,520 --> 00:45:23,900
‫دیگه چی؟! کی گفته اینو؟

423
00:45:24,180 --> 00:45:26,660
‫شنیدم دیگه... تا نباشد چیزکی،
‫مردم نگویند چیزها.

424
00:45:26,800 --> 00:45:30,280
‫من از هیچکس اسلحه نخریدم.
‫از کونشون حرف درنیارن.

425
00:45:31,800 --> 00:45:34,900
‫- خب اسلحه رو قراره چیکار کنم؟
‫- من چه بدونم؟

426
00:45:35,100 --> 00:45:37,500
‫قراره کسی رو بزنم؟ من قاتلم؟

427
00:45:37,920 --> 00:45:42,680
‫پسرم، اونایی که اینو میگن رفقای تو هستن.
‫وقتی همه یه چیزی رو گفتن، ترسیدیم.

428
00:45:42,820 --> 00:45:46,600
‫گفتیم شاید با اونطور رفتن دختره،
‫غرورت جریحه‌دار شده.

429
00:45:46,820 --> 00:45:51,640
‫تو به حرف مردم توجهی نکن. اینا به زور هم شده
‫آدم رو مجبور به جنایت می‌کنن. احمقم؟

430
00:45:51,640 --> 00:45:53,780
‫بابا ما هم باور نکردیم که.

431
00:45:54,240 --> 00:45:57,620
‫ولی خب منم خواستم بیام با خودت حرف بزنم
‫و از زبون خودت بشنوم.

432
00:45:57,720 --> 00:46:01,080
‫شنیدی. نگران نباش. همچین اتفاقی نمی‌افته.

433
00:46:04,080 --> 00:46:05,320
‫باشه پس.

434
00:46:08,360 --> 00:46:11,920
‫فرض کنیم پیداش کردی. چیکار می‌کنی
‫با این دختره؟ چه حرفی داری باهاش؟

435
00:46:12,640 --> 00:46:14,680
‫ازش می‌پرسم که آیا بهش بدی کردم؟

436
00:46:15,420 --> 00:46:19,980
‫میگم من چیکارت کردم که بدون یک کلمه
‫گذاشتی فرار کردی؟

437
00:46:20,140 --> 00:46:24,600
‫- خب بگی چی میشه؟
‫- منظورت چیه؟ دلیلش رو می‌فهمیم.

438
00:46:25,160 --> 00:46:29,800
‫من حق ندارم حقیقت رو بدونم؟
‫قراره کل زندگی‌ام رو با علامت سوال بگذرونم؟

439
00:46:29,800 --> 00:46:34,160
‫من آدم بی‌غرور و بی‌حیثیتی‌ام؟
‫ضمناً من چیکارش کردم؟

440
00:46:34,720 --> 00:46:41,560
‫باشه، اینکه جرات روبرو شدن باهام رو نداره می‌فهمم.
‫اما حداقل آدم نمی‌تونه یه زنگ بزنه، پیام بده...

441
00:46:41,680 --> 00:46:46,660
‫و بگه برادر من، من تو رو نمی‌خوام،
‫باهات ازدواج نمی‌کنم، برو به جهنم؟

442
00:46:46,980 --> 00:46:49,760
‫اگه این‌طوری صادقانه می‌گفت
‫من چیکارش می‌کردم مگه؟

443
00:46:49,760 --> 00:46:55,520
‫بیخود حرف نزن محض رضای خدا. همچین چیزی میگه آخه؟
‫هیچکس به یکی دیگه همچین حرفی نمی‌زنه. کجا زندگی می‌کنی؟

444
00:46:55,520 --> 00:46:58,520
‫- پس می‌بینه چی میشه.
‫- چی رو می‌بینه؟

445
00:46:59,040 --> 00:47:00,880
‫معنی اون مدل گذاشتن و رفتن رو.

446
00:47:01,120 --> 00:47:03,500
‫- یعنی چطور؟
‫- می‌بینه دیگه.

447
00:47:03,960 --> 00:47:06,840
‫- پسرم یه‌کم قبل میگفتی مگه من قاتلم؟
‫- بازم میگم.

448
00:47:07,180 --> 00:47:11,620
‫ولی اگه اینو ازش نپرسم و نگم من چیکارت کردم
‫تا آخر عمر توی دلم می‌مونه.

449
00:47:12,260 --> 00:47:14,540
‫بعد از این دیگه هیچ کاری نمی‌تونم بکنم.

450
00:47:16,180 --> 00:47:19,340
‫- تو این حرف‌ها رو اینجا یاد گرفتی؟
‫- کدوم حرف‌ها؟

451
00:47:19,340 --> 00:47:24,280
‫ - اینطور مرموز حرف زدن رو. بلد نبودی این مدل رو.
‫- چی میگم مگه؟

452
00:47:31,460 --> 00:47:34,980
‫فهمیدم. برنمی‌گردی.

453
00:47:35,560 --> 00:47:38,320
‫- نه
‫- باشه. برنگرد ببینیم.

454
00:47:45,420 --> 00:47:51,880
‫خب چطور پیداش می‌کنی؟ دو ماهه علافی اینجا.
‫هیچ خبری اثری ازش هست؟

455
00:47:52,660 --> 00:47:53,480
‫نه.

456
00:47:54,360 --> 00:47:57,080
‫پسرم استانبول یه شهر بیست میلیونیه.

457
00:47:57,080 --> 00:48:02,240
‫بالا و پایینش معلوم نیست. محشر کبراست
‫اینجا. چاه عمیقه اینجا.

458
00:48:02,400 --> 00:48:04,520
‫توی این دریای انسان، میشه کسی رو پیدا کرد؟

459
00:48:05,440 --> 00:48:08,640
‫بهت برنخوره ها ولی تو یه گرم عقل هم نداری.

460
00:48:08,900 --> 00:48:13,440
‫آدم برای دو کلمه حرف زدن، به این همه بدبختی
‫تن میده؟ ببین حال و روزت رو آخه.

461
00:48:13,960 --> 00:48:18,860
‫- حال و روزم چشه؟
‫- پسرم از کجا می‌دونی هنوز اینجاست؟ جای دیگه‌ای باشه چی؟

462
00:48:19,333 --> 00:48:25,113
‫آنکارا هست، ازمیر هست، سامسون هست.
‫دیاربکر، کونیا (قونیه). ترکیه به این بزرگی.

463
00:48:31,240 --> 00:48:37,040
‫پسرم به من گوش کن. تو هر کاری از دستت
‫برمی‌اومد کردی. درونت آروم و وجدانت پاکه.

464
00:48:37,600 --> 00:48:39,720
‫از این به بعدش رو دیگه اون می‌دونه.

465
00:48:40,000 --> 00:48:42,420
‫بالاتر از اون هم تقدیر خداست قطعاً.

466
00:48:43,240 --> 00:48:48,680
‫وقتی پدر و مادرش هم ولش کردن، درسته تو
‫اینطور دنبال اون سرگردون شدی و راه افتادی؟

467
00:48:49,340 --> 00:48:57,020
‫بخصوص مصرانه افتادن دنبال دختری که تو رو
‫نمی‌خواد، یه‌کم بیشترش معنی دیگه‌ای داره ها بابا.

468
00:48:59,040 --> 00:49:05,260
‫بیا ما برگردیم خونه‌مون. با کار و بار و زندگی مشغول میشی
‫و به مرور فراموش می‌کنی. همه چی هم روبراه میشه.

469
00:49:06,400 --> 00:49:09,720
‫یالا پسرم. برگردیم خونه‌مون.

470
00:49:27,200 --> 00:49:31,840
‫ببین اولین بار یه چیزی برات تعریف می‌کنم.
‫برگردی یا برنگردی تصمیم خودته.

471
00:49:32,260 --> 00:49:34,640
‫چیزی که تعریف می‌کنم رو
‫تا زنده‌ای فراموش نکن.

472
00:49:36,600 --> 00:49:40,480
‫یه سال بعد از وفات پدر خدابیامرزت...

473
00:49:41,560 --> 00:49:47,000
‫به نظر می‌رسید عادت کردیم
‫...ولی نمی‌خوردیم و شادی نمی‌کردیم

474
00:49:47,500 --> 00:49:50,880
‫همینطوری زندگی می‌کردیم.
‫به تعبیر درست‌تر، تلاش می‌کردیم که زندگی کنیم.

475
00:49:51,880 --> 00:49:54,640
‫یه روز توی مغازه نشسته بودم
‫که یه چیزی ذهنمو درگیر کرد.

476
00:49:54,880 --> 00:49:58,000
‫گفتم ما انقدر گرفتار رنج خودمون شدیم که...

477
00:49:58,000 --> 00:50:04,180
‫وقت نکردیم احوالی از این دختر بپرسیم که
‫ حالش خوبه یا بده، چیکار می‌کنه تو خونه.

478
00:50:05,880 --> 00:50:07,540
‫یاد مادرت افتادم.

479
00:50:08,340 --> 00:50:10,300
‫تازه عروس جوون...

480
00:50:12,640 --> 00:50:16,000
‫بعد از مرگ خدابیامرز،
‫نخواست بره خونه پدر و مادرش.

481
00:50:16,360 --> 00:50:18,460
‫هنوز جنازه تشییع نشده بود که اومد پیش من...

482
00:50:19,740 --> 00:50:23,600
‫گفت بابا اگه اجازه بدی
‫من تا آخر عمرم اینجا بمونم.

483
00:50:24,180 --> 00:50:27,240
‫گفت می‌خوام پسرمو تو خونه‌ی باباش بزرگ کنم.

484
00:50:28,160 --> 00:50:31,000
‫گفت فقط منو از یوسفم جدا نکنین...

485
00:50:31,420 --> 00:50:34,940
‫همه کارهاتون رو انجام میدم،
‫کمک دستتون میشم.

486
00:50:35,240 --> 00:50:38,800
‫سرافکنده‌تون نمی‌کنم و نمی‌ذارم
‫حرف و حدیثی پیش بیاد.

487
00:50:39,320 --> 00:50:42,400
‫منم گفتم باشه دخترم. هر طور راحتی.

488
00:50:46,220 --> 00:50:50,800
‫یه مدت گذشت. تو سه ساله اینا بودی...

489
00:50:51,640 --> 00:50:53,520
‫یه روز نشوندم جلوم

490
00:50:53,960 --> 00:50:58,840
‫اول حال و احوالش رو پرسیدم. گفتم خوبی؟
‫مشکلی چیزی نداری؟

491
00:51:03,200 --> 00:51:05,480
‫ببین اینو هم برای اولین بار بهت میگم.

492
00:51:07,240 --> 00:51:10,720
‫همون‌قدر که بابات پسرمه، عموت پسرمه...

493
00:51:11,100 --> 00:51:14,940
‫من الآن به اندازه‌ای که تو رو دوست دارم

494
00:51:15,460 --> 00:51:23,380
‫اون دختر رو هم بیشتر از اولاد خودم دوست داشتم.
‫همچین دختر جسور و بامعرفت و صاحب توکلی رو.

495
00:51:25,400 --> 00:51:28,660
‫گفت نه بابا زیر سایه شما هیچ مشکلی ندارم.

496
00:51:29,640 --> 00:51:36,540
‫اما بعدش گفت زندگی بدون یوسف خیلی سخته برام.
‫جایی که اون نباشه نمی‌تونم نفس بکشم.

497
00:51:37,100 --> 00:51:42,460
‫گفت می‌خوام یه روز همه چی رو حتی رضا رو
‫بذارم و برم پیش اون.

498
00:51:48,160 --> 00:51:51,100
‫تعجب کردم. هیچی نتونستم بگم.

499
00:51:51,900 --> 00:52:00,600
‫تا اون لحظه و اون سنم، توی اطرافیانم
‫.چنین عشق و صداقتی ندیده بودم

500
00:52:02,640 --> 00:52:05,600
‫از اینجام یه دردی بلند شد. قلبم...

501
00:52:05,660 --> 00:52:12,840
‫آنچنان از هیجان تپید که نتونستم خودمو نگه دارم
‫و دست‌هاشو گرفتم بوسیدمشون و به صورتم کشیدم.

502
00:52:14,880 --> 00:52:18,120
‫ولی از اون روز به بعد هم، همه‌اش
‫با این ترس که...

503
00:52:19,640 --> 00:52:25,500
‫نکنه این زن پاک ما رو ول کنه و
‫تنهامون بذاره زندگی کردم.

504
00:52:26,680 --> 00:52:31,400
‫به هیچکس هم چیزی نگفتم.
‫می‌گفتم هم چه فایده‌ای داشت

505
00:52:31,540 --> 00:52:36,560
‫توی این زمانه‌ای که هیچکس جز خودش کسی
‫رو نمی‌بینه و به کسی باور و اطمینان نداره

506
00:52:36,780 --> 00:52:41,020
‫و تا خرتناق توی گرفتاری‌های شخصی فرو رفته

507
00:52:41,340 --> 00:52:45,480
‫چنین چیزی رو کی و چطوری درک می‌کرد؟
‫اگه درک بکنه چه کاری ازش ساخته است؟

508
00:52:49,500 --> 00:52:50,940
‫به هرحال

509
00:52:51,700 --> 00:52:54,900
‫حول و حوش یه ماه گذشت...

510
00:52:56,380 --> 00:52:57,680
‫یه روز عصر...

511
00:52:58,460 --> 00:53:00,760
‫یه بچه دوان‌دوان اومد مغازه...

512
00:53:01,640 --> 00:53:04,200
‫ولی از در که وارد شد من فهمیدم.

513
00:53:06,020 --> 00:53:09,520
‫گفت عمو برهان، آسیه خانم خودش رو دار زده.

514
00:53:15,160 --> 00:53:17,860
‫تو دردانه‌ی همچین مادری هستی پسرم.

515
00:53:19,120 --> 00:53:24,500
‫دیگه دنبال زنی که تو رو نمی‌خواد، تو رو دوست
‫نداره و عشقش رو از تو دریغ می‌کنه نیُفت.

516
00:53:25,260 --> 00:53:28,840
‫حتی اصرار نکن که اون رو زن و همسر خودت کنی.

517
00:53:29,780 --> 00:53:32,240
‫هیچکس از همچین ازدواجی خیر نمی‌بینه.

518
00:53:34,420 --> 00:53:40,220
‫شرمنده ولی، بمون گفتن برای کسی که
‫می‌خواد بره بی‌اخلاقی و بی‌ناموسیه.

519
00:55:12,760 --> 00:55:14,220
‫رضا چطوری؟

520
00:55:14,640 --> 00:55:16,660
‫خوبم. ممنون. تو چطوری؟

521
00:55:16,860 --> 00:55:20,400
‫- هنوز این اطرافی؟
‫- بله. خیر باشه؟

522
00:55:20,580 --> 00:55:24,580
‫راستش دیشب یه عملیات ضد فحشا انجام شده.
‫یه عده دختر رو بازداشت کردن.

523
00:55:24,580 --> 00:55:29,046
‫از بعضی‌ها هم درباره هجران پرسیدن.
‫یکی هم گفته می‌شناسدش.

524
00:55:29,073 --> 00:55:36,080
‫فقط چون دختره قرصیه، مطمئن نیستن راست میگه یا نه؟
‫میگن بهتره خودتون هم بیاید حرف بزنید.

525
00:55:38,580 --> 00:55:39,640
‫چی شده؟

526
00:55:41,400 --> 00:55:47,940
‫راستش الآن گفتنش یه‌کم مضحکه ولی من
‫این دختر رو درست حسابی نمی‌شناسمش.

527
00:55:48,420 --> 00:55:50,980
‫- کی رو؟ هجران رو؟
‫- بله

528
00:55:52,060 --> 00:55:56,220
‫درسته ما نامزد بودیم ولی شاید اگه
‫توی خیابون ببینمش، نشناسم.

529
00:55:56,860 --> 00:56:00,500
‫واقعیتش کلهم دو بار دیدمش.
‫هر دو بار هم دو کلمه حرف نزدیم.

530
00:56:00,860 --> 00:56:03,100
‫- خب؟
‫- خب که...

531
00:56:03,100 --> 00:56:09,200
‫اگه الآن پیدا بشه و بگه تو کی هستی
‫من چی باید جواب بدم؟

532
00:56:09,360 --> 00:56:14,760
‫درسته ولی پسرم تو برای پیدا کردنش چند ماهه
‫ اینجایی. اصلاً تا بحال به این فکر نکرده بودی؟

533
00:56:16,980 --> 00:56:23,060
‫همچین چیزی یادمه انگار. اون روز تو دستش
‫کتاب اینا بود. کتاب هم اگه نداشت...

534
00:56:23,740 --> 00:56:27,040
‫حال و هوای دانشجویی داشت
‫یا تیپش اونطوری بود.

535
00:56:27,300 --> 00:56:29,880
‫نمی‌دونم راستش. کامل یادم نمیاد.

536
00:56:30,600 --> 00:56:33,960
‫- تو مطمئنی این همون دختره؟
‫- بله مطمئنم.

537
00:56:35,320 --> 00:56:38,940
‫شاید قضیه‌ی دانشجویی رو قاطی کنم ولی...

538
00:56:39,620 --> 00:56:43,480
‫خودش بود. ساکت و ازخودراضی.

539
00:56:44,200 --> 00:56:46,100
‫دو تا کاپوچینو خورد

540
00:56:46,100 --> 00:56:51,100
‫بعدش هم به خاطر دود سیگارم،
‫چپ‌چپ نگاهم کرد و جاش رو عوض کرد.

541
00:56:52,140 --> 00:56:58,080
‫به‌نظرم شما درگیر من نشید. اون ییلماز قرمساق
‫رو پیدا کنید. اون وقت همه چی معلوم میشه.

542
00:56:58,360 --> 00:56:59,700
‫ییلماز کیه؟

543
00:57:00,932 --> 00:57:04,240
‫- قوّاده. همه‌ی اینا می‌شناسنش.
‫- درست حرف بزن.

544
00:57:05,960 --> 00:57:12,540
‫حق دارید. اگه یه‌کم آرایش و فلان داشت
‫شبیه بود ولی اون دختر دانشجو بود.

545
00:57:13,160 --> 00:57:16,460
‫همون اوایل هم دانشگاه رو ول کرد و برگشت.

546
00:57:17,580 --> 00:57:21,680
‫- کیه این دختر؟
‫- به تو مربوط نیست. تو بگو می‌شناسی یا نه؟

547
00:57:21,680 --> 00:57:24,420
‫- نمی‌شناسم. اصلاً ندیدم.
‫- گوش کن ییلماز

548
00:57:24,560 --> 00:57:27,180
‫قبلش بگم بعداً دلخوری پیش نیاد.

549
00:57:27,300 --> 00:57:34,520
‫اگر فردا روز معلوم بشه این دخترو می‌شناختی
‫اون یکی پات رو هم من می‌شکنم تا آخر عمرت شَل بشی.

550
00:57:34,600 --> 00:57:36,080
‫حله؟ موافقی؟

551
00:57:36,080 --> 00:57:38,600
‫جناب بازرس الآن چه لزومی به این کار هست؟

552
00:57:38,820 --> 00:57:42,380
‫اینجا چیزی مربوط به من نیست که.
‫چرا الکی دروغ بگم آخه؟

553
00:57:42,880 --> 00:57:45,060
‫اون رو خدا می‌دونه ولی از من گفتن بود.

554
00:57:45,160 --> 00:57:48,480
‫ضمناً میدونی من بازرس نیستم.
‫دم به دقیقه به من نگو بازرس.

555
00:57:48,480 --> 00:57:52,060
‫- قسم می‌خورم نمی‌دونستم.
‫- الآن فهمیدی. دیگه نگو.

556
00:57:52,420 --> 00:57:57,960
‫باشه نمی‌گم. فقط نفهمیدم من خیلی آروم
‫دارم حرف می‌زنم، شما چرا تند شدی؟

557
00:57:58,800 --> 00:58:00,960
‫این روزها همه چقدر عصبانی‌ان!

558
00:58:08,120 --> 00:58:12,420
‫برادر، ما قبلاً همدیگرو ملاقات کردیم؟

559
00:58:21,560 --> 00:58:23,200
‫برادر؟ برادر؟

560
00:58:26,340 --> 00:58:30,140
‫الآن تو رو یادم اومد.
‫توی کشتی به من دستمال ندادی؟

561
00:58:31,840 --> 00:58:34,280
‫نمی‌دونم قضیه چیه ولی معلومه ناراحت هستین.

562
00:58:34,560 --> 00:58:38,640
‫تو دوست خوبی به نظر می‌رسی.
‫ببین من اطرافیانم زیادن.

563
00:58:38,920 --> 00:58:42,660
‫اگه یه شماره تماس بهم بدی،
‫منم یه پرس‌و‌جویی می‌کنم.

564
00:58:42,660 --> 00:58:46,740
‫اگه چیزی دستگیرم شد، بهتون خبر میدم.
‫باشه؟

565
00:58:46,740 --> 00:58:48,140
‫خوبه. ممنون.

566
00:58:49,040 --> 00:58:50,140
‫دستت درد نکنه.

567
00:58:53,240 --> 00:58:55,800
‫- با این دختر چه نسبتی دارین؟
‫- از نزدیکامونه.

568
00:58:56,540 --> 00:58:58,300
‫خب باشه.

569
00:58:58,400 --> 00:58:59,680
‫خدا به همراهتون.

570
00:58:59,680 --> 00:59:03,773
‫همون‌طور که گفتم اگه چیزی فهمیدم
‫حتماً تماس می‌گیرم. باشه؟

571
00:59:04,020 --> 00:59:05,920
‫- ممنون
‫- به سلامت

572
00:59:16,980 --> 00:59:18,260
‫الو؟

573
00:59:19,500 --> 00:59:21,780
‫تو راهم... باشه دارم میام.

574
00:59:30,300 --> 00:59:33,480
‫استاد متوجه شدی آب دریا خیلی سبزه؟

575
00:59:34,760 --> 00:59:37,580
‫الهی زنده باشی برادر من.

576
00:59:37,720 --> 00:59:40,700
‫مگه میشه متوجه نباشم؟
‫منم دو روزه به همین فکر می‌کنم.

577
00:59:41,000 --> 00:59:42,620
‫سر کار نذاشتید که استاد. درسته؟

578
00:59:42,620 --> 00:59:46,820
‫این چه حرفیه برادر؟
‫من امروز صبح تو ایستگاه گفتم همینو.

579
00:59:46,820 --> 00:59:51,460
‫گفتم این دریا سبز شده مثل مالدیو.
‫چیکار می‌کنن باهاش؟ رنگش می‌کنن؟

580
00:59:52,040 --> 00:59:54,660
‫گفتن زلزله میشه و فلان و مسخره کردن.

581
00:59:55,720 --> 00:59:57,480
‫پس استدلال تو چیه؟

582
00:59:59,040 --> 01:00:01,620
‫- برکت؟
‫- چه برکتی؟ ماهی؟

583
01:00:01,760 --> 01:00:03,740
‫نه برادر. چه ماهی‌ای؟

584
01:00:04,460 --> 01:00:07,960
‫- باکتری.
‫- باکتری چی؟

585
01:00:08,232 --> 01:00:14,372
‫یه مشتری خاص دارم، پروفسوره. دیگه از
‫کنجکاوی نتونستم صبر کنم و زنگ زدم پرسیدم.

586
01:00:15,120 --> 01:00:19,560
‫به خاطر یه باکتری به اسم
‫فیتوپلانکتون این‌طوری شده.

587
01:00:19,560 --> 01:00:20,780
‫عجب

588
01:00:22,220 --> 01:00:24,860
‫فیتو  پلانک  تون

589
01:00:24,860 --> 01:00:28,080
‫برادرم درسش رو خوب یاد گرفته.

590
01:00:28,520 --> 01:00:32,920
‫برادر اینو این‌طوری نگی باور نمی‌کنن
‫احمق‌ها. منم حفظش کردم.

591
01:00:33,980 --> 01:00:37,460
‫بادهایی که از بیابون‌های آفریقا
‫میان هم تاثیر میذارن.

592
01:00:38,340 --> 01:00:40,480
‫این بخش‌اش یه‌کم پیچیده هست برادر.

593
01:00:40,960 --> 01:00:46,680
‫هرسال این‌طوری می‌شده ولی
‫چون زیاد طول نمی‌کشیده، متوجه نمی‌شدن.

594
01:00:47,260 --> 01:00:50,140
‫امسال هم که هوا خوبه، زیاد طول کشیده

595
01:00:50,280 --> 01:00:54,880
‫در نهایت گفت چیز خوبیه. دریا خودش
‫رو پاکسازی می‌کنه و فلان.

596
01:00:55,020 --> 01:00:58,940
‫اینم به معنای فراوانی نعمت و ماهی در
‫سال آینده هست که خب چیز خوبی‌ هست.

597
01:00:58,940 --> 01:01:01,040
‫خب این همون چیزیه که من میگم دیگه.

598
01:01:01,500 --> 01:01:02,600
‫خب دیگه.

599
01:01:02,780 --> 01:01:06,240
‫خب نداره که. جواب درست ماهی هست دیگه؟

600
01:01:06,380 --> 01:01:10,880
‫برادر تو مهمترین بخش قضیه رو ول کردی
‫و چسبیدی به ماهی. من اونو میگم.

601
01:01:10,960 --> 01:01:13,040
‫از این نظر نمره‌ کم می‌کنم ازت. میدونی؟

602
01:01:30,840 --> 01:01:32,480
‫آره. جلوی خونه‌ایم الآن.

603
01:01:35,020 --> 01:01:39,580
‫باشه. خیابون نیلوفر، پلاک 3.

604
01:01:45,000 --> 01:01:48,100
‫دختر؟ بیام؟ چیکار کنم؟

605
01:01:48,300 --> 01:01:51,040
‫- نه ولی خیلی طولش نده.
‫- باشه.

606
01:02:50,720 --> 01:02:51,460
‫بگیر.

607
01:03:21,300 --> 01:03:22,240
‫فرید اومده.

608
01:03:49,460 --> 01:03:52,100
‫یه دفعه دیگه منو بزنی، یه گلوله
‫خالی می‌کنم تو سرت.

609
01:03:53,340 --> 01:03:54,460
‫چطور میشه؟

610
01:03:56,200 --> 01:03:59,600
‫حالا می‌بینی. اسلحه جور کردم.
‫وقتی بیاد می‌بینی.

611
01:04:00,140 --> 01:04:01,020
‫باشه ببینیم.

612
01:04:03,080 --> 01:04:05,700
‫تو چه جور آدمی هستی هان؟ حیوون!

613
01:04:07,160 --> 01:04:10,760
‫عصبی‌ام دیگه. مقصر خودتی.
‫اون مواقع باید ازم فاصله بگیری.

614
01:04:17,520 --> 01:04:21,020
‫ببین فرید. داری زیاده‌روی می‌کنی ها.
‫بد میشه ها!

615
01:04:21,400 --> 01:04:24,980
‫چی میشه ها؟ چی میشه؟
‫چیکار میکنی؟ بگو ببینم.

616
01:04:25,700 --> 01:04:29,473
‫تو همینطور ادامه بده. ادامه بده.
‫می‌بینی چی میشه.

617
01:04:29,506 --> 01:04:30,640
‫هیچ گهی نمی‌خوری.

618
01:04:30,640 --> 01:04:32,760
‫بازم همینطور کتک می‌خوری
‫و می‌نشینی سر جات.

619
01:04:33,900 --> 01:04:37,060
‫چی از جون من می‌خوای تو؟
‫چی می‌خوای؟

620
01:04:37,060 --> 01:04:38,600
‫چی باید بخوام از تو؟

621
01:04:52,460 --> 01:04:56,060
‫- از پلیس خواستنم
‫- واسه چی؟

622
01:04:56,760 --> 01:04:59,160
‫- دنبال دختره می‌گردن.
‫- کی؟

623
01:05:00,220 --> 01:05:02,740
‫- کی؟ گیزم دیگه.
‫- کی دنبالشه؟

624
01:05:03,080 --> 01:05:04,200
‫نزدیکانش.

625
01:05:05,380 --> 01:05:10,040
‫یه جوونی همسن و سال ماها.
‫رییس آشناشون دراومده.

626
01:05:10,400 --> 01:05:13,220
‫- تو رو از کجا پیدا کردن؟
‫- از طریق پریهان.

627
01:05:13,460 --> 01:05:15,200
‫- کدوم پریهان؟
‫- پریهان دافه.

628
01:05:15,320 --> 01:05:16,920
‫خب چرا تو رو گفته؟

629
01:05:19,020 --> 01:05:21,080
‫تو عملیات دیشب اونم گرفتن.

630
01:05:21,360 --> 01:05:24,780
‫رییس هم تک تک دخترها رو آورده و
‫عکس دختره رو نشون داده.

631
01:05:25,200 --> 01:05:28,300
‫ با این احمق یکی دو بار تو کافه دیدیمش.

632
01:05:28,580 --> 01:05:30,240
‫بد آورده بودن به همدیگه.

633
01:05:30,580 --> 01:05:35,480
‫تا عکس رو دیده گفته می‌شناسمش.
‫شانس آوردیم با اون دانشجوئه اشتباه گرفته.

634
01:05:35,900 --> 01:05:37,280
‫اونجا قسر در رفتیم.

635
01:05:42,060 --> 01:05:45,080
‫- گیزم خبر داره؟
‫- نگفتم بهش.

636
01:06:45,240 --> 01:06:47,640
‫نکن. بدبخت خوابیده.

637
01:06:58,000 --> 01:06:59,180
‫فرید!

638
01:07:19,100 --> 01:07:23,520
‫این بی‌شرف رو کاری ندارم. تو چته هان؟
‫اصلاً خجالت نمی‌کشی؟

639
01:07:23,720 --> 01:07:25,880
‫چی میگی بابا؟ من چیکار کردم الآن؟

640
01:07:27,320 --> 01:07:28,180
‫چه غلطی کردی تو؟

641
01:07:29,240 --> 01:07:31,380
‫- فرید نکن.
‫- چی گفتی پفیوز؟

642
01:07:57,300 --> 01:07:59,160
‫ییلماز کجا میری؟

643
01:08:25,620 --> 01:08:27,200
‫با فرید توی فیسبوک آشنا شدن.

644
01:08:27,640 --> 01:08:30,520
‫با منم از طریق فالوورهای مشترکمون
‫آشنا شدیم و حرف زدیم.

645
01:08:32,180 --> 01:08:37,700
‫گفت باباش می‌خواسته به یک پیرمرد شوهرش بده
‫و این و مادرش مخالفت کردن و کتکشون زده.

646
01:08:38,140 --> 01:08:41,120
‫گفته بوده که اگه زنش نشی، شکنجه‌ات
‫می‌کنم، حتی بهت تجاوز می‌کنم.

647
01:08:42,220 --> 01:08:43,320
‫طبعاً ناراحت شدیم.

648
01:08:43,860 --> 01:08:46,580
‫چیز دیگه‌ای هم به عقلمون نرسید.
‫بس که زیاد پیش میاد این چیزها.

649
01:08:47,160 --> 01:08:50,080
‫یه روز گفت من نمی‌تونم و می‌خوام فرار کنم
‫و از ما کمک خواست.

650
01:08:50,280 --> 01:08:52,780
‫اولش خیلی توجه نکردیم.
‫درواقع فاصله گرفتیم.

651
01:08:53,280 --> 01:08:56,000
‫نتونستیم به دختری که نمی‌دونستیم وجود
‫خارجی داره یا نه اعتماد کنیم.

652
01:08:56,920 --> 01:09:01,080
‫یه روز دیگه بهم گفت من فردا
‫ گفتیم باشه بیا. فرار می‌کنم ازمیر.

653
01:09:01,420 --> 01:09:04,800
‫گفتیم اونجا بلایی سرش نیاد. بیاد بشناسیمش
‫و ببینیم چیکار می‌تونیم بکنیم.

654
01:09:06,660 --> 01:09:08,800
‫یه عصری اومد توی تاکسیم دیدیم همو.

655
01:09:09,700 --> 01:09:12,080
‫موقع حرف‌زدن، بهش مشکوک شدیم
‫ولی خیلی گیر ندادیم بهش.

656
01:09:12,480 --> 01:09:18,240
‫گفت از بویابات نه، از آفیون اومده. بعد که کارت
‫ملی‌اش رو دیدم، گفت اونجا دنیا اومدم ولی نمی‌شناسم.

657
01:09:18,820 --> 01:09:23,260
‫از ترس اینکه یکی بشناسدش یا به پدر و مادرش
‫و پلیس خبر بده، اسمشو عوض کرد به گیزم.

658
01:09:25,960 --> 01:09:29,140
‫به هر چی قسم می‌خورم که من تقصیری توی
‫ورودش به این جور کارها ندارم.

659
01:09:30,340 --> 01:09:33,040
‫یه دختره بود باهاش دوست شده بود.
‫اون مخشو زده بود.

660
01:09:33,540 --> 01:09:35,760
‫فرید دیوث هم تا فهمیده،
‫خودشو انداخته بود وسط.

661
01:09:37,360 --> 01:09:43,240
‫من تا فهمیدم، مخالفت کردم و مانع شدم ولی
‫فرید چاقو گذاشت رو گلوم و کتکم زد.

662
01:09:45,320 --> 01:09:49,060
‫وقتی دیدم من به خاطر اون دارم کتک می‌خورم
‫و اون صداش در نمیاد و پشت اون دراومد...

663
01:09:50,380 --> 01:09:53,040
‫خورد شدم. خیلی زورم اومد.

664
01:09:56,880 --> 01:10:00,400
‫اون مفعول هر روز منو می‌زد. مسخره
‫می‌کرد و سیلی می‌زد.

665
01:10:00,760 --> 01:10:05,380
‫ولی اینقدر بهم برنمی‌خورد. اینقدر رنجیده نمی‌شدم.
‫این دفعه دو تایی دست به یکی کردن...

666
01:10:07,560 --> 01:10:11,280
‫تحقیر کردنشون و مسخره کردن معلولیتم...

667
01:10:11,620 --> 01:10:13,020
‫انقدر برام سنگین بود که...

668
01:10:35,400 --> 01:10:36,640
‫من برای اون برادری کردم.

669
01:10:37,580 --> 01:10:41,080
‫محافظت کردم. توی هر مشکلش، پا پیش گذاشتم.

670
01:10:49,160 --> 01:10:51,840
‫الآن دارم برمی‌گردم به زادگاهم.
‫دیگه چیزی بهم مربوط نیست.

671
01:10:53,320 --> 01:10:56,640
‫ولی بازم دلم راضی نشد زیر دست
‫اون بی‌شرف نابود بشه.

672
01:10:57,360 --> 01:11:01,520
‫نخواستم بلایی سرش بیاد. خواستم به پلیس
‫بگم ولی نمی‌دونستم درسته یا نه.

673
01:11:02,240 --> 01:11:04,280
‫واسه همین تصمیم گرفتم به تو بگم.

674
01:15:25,660 --> 01:15:26,860
‫تو کی هستی مردک؟

675
01:15:30,460 --> 01:15:33,000
‫- بله
‫- چی بله مردک؟

676
01:15:33,620 --> 01:15:35,200
‫دارم میگم کی هستی؟

677
01:15:35,760 --> 01:15:37,200
‫تو کی هستی؟ نشناختم؟

678
01:15:37,686 --> 01:15:41,220
‫- همون بهتر. بشناسی یعنی بابات رو شناختی.
‫- خفه شو مردک.

679
01:15:42,500 --> 01:15:45,860
‫تو زنگ زدی. زر نزن بگو چی می‌خوای.

680
01:15:46,560 --> 01:15:49,800
‫وای وای وای. زیادی کنجکاوت شدم پسرکم.

681
01:15:49,900 --> 01:15:54,600
‫دوست دارم از نزدیک صورت مبارکت رو زیارت کنم.
‫اگه مقدوره یه چایی مهمونت کنم هان؟

682
01:15:55,360 --> 01:15:57,640
‫باشه. الآن آزادم. کجا بیام؟

683
01:16:01,760 --> 01:16:02,400
‫الو

684
01:16:03,820 --> 01:16:06,620
‫باشه. ولی قبلش بگو کی هستی؟

685
01:16:07,380 --> 01:16:09,280
‫بهتر نیست رو در رو بگم بهت؟

686
01:16:18,260 --> 01:16:21,600
‫#مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد#

687
01:16:50,040 --> 01:16:53,620
‫- کجا رو نگاه می‌کردی؟
‫- گارسون رو.

688
01:16:55,500 --> 01:16:57,200
‫بگیر. برای تو گرفتمش.

689
01:17:08,400 --> 01:17:11,160
‫- چیزی می‌خوای؟
‫- نمی‌خوام.

690
01:17:14,280 --> 01:17:16,360
‫ببین منو. چای بیار.

691
01:17:19,720 --> 01:17:21,740
‫خب اگه چیزی نمی‌خواستی چرا
‫گارسون رو نگاه می‌کردی؟

692
01:17:27,640 --> 01:17:30,620
‫این‌طوری نگاه نکن ها. عصبی نکن آدمو.

693
01:17:36,940 --> 01:17:39,960
‫نکنه چلاقه برگشته؟ هان؟

694
01:17:42,520 --> 01:17:45,520
‫جدی می‌پرسم. امروز دو بار زنگ زدم
‫تلفن ابنه‌ای خاموش بود.

695
01:17:47,780 --> 01:17:50,520
‫نمی‌دونم برگشته یا نه ولی میگه
‫برم پیش خودش.

696
01:17:51,800 --> 01:17:52,520
‫چرا؟

697
01:17:53,760 --> 01:17:55,800
‫می‌خواد تو رو به بزرگ‌های ولایتش بفروشه؟

698
01:18:00,080 --> 01:18:03,860
‫بهش بگو دیوونه‌ام نکنه وگرنه میرم
‫یه آشی براش بپزم یک وجب روغن روش.

699
01:18:17,060 --> 01:18:18,200
‫چیزی شده داداش؟

700
01:18:23,740 --> 01:18:26,220
‫داداش چیزی زدی؟ چیه زل زدی؟

701
01:18:28,900 --> 01:18:30,880
‫مرتیکه با تو ام. نمی‌شنوی؟

702
01:21:37,600 --> 01:21:41,180
‫با چه رویی اومدی تو؟! ها؟!
‫با چه رویی؟

703
01:21:41,620 --> 01:21:45,460
‫کارهایی که کردی بس نبود؟

704
01:21:45,580 --> 01:21:50,040
‫شکنجه‌هات بس نبود؟ بس نبود ها؟

705
01:21:50,120 --> 01:21:52,760
‫بیا مامان جان. بیا بیا. زود باش.

706
01:21:52,760 --> 01:21:56,000
‫- تو بمون و اصلاً بیرون نیا.
‫- می‌کشمت. می‌کشمت.

707
01:21:56,000 --> 01:21:57,920
‫مهمت! ولش کن مهمت!

708
01:21:58,000 --> 01:22:00,080
‫مهمت ول کن دخترمو.

709
01:22:00,200 --> 01:22:04,220
‫ولش کن مهمت. ولش کن. ولش کن.

710
01:22:04,320 --> 01:22:07,266
‫ولش کن... خفه‌اش می‌کنی... ول کن.

711
01:22:08,406 --> 01:22:09,940
‫آهای همسایه‌ها!

712
01:22:09,940 --> 01:22:13,820
‫به دادم برسید... ول کن.

713
01:22:13,880 --> 01:22:19,740
‫آهای همسایه‌ها... ولش کن

714
01:22:20,200 --> 01:22:22,140
‫ولش کن مهمت.

715
01:22:22,200 --> 01:22:25,120
‫- کمک کنید.
‫- آروم باش مهمت.

716
01:22:26,580 --> 01:22:29,120
‫آروم باش مرد.

717
01:22:30,360 --> 01:22:32,040
‫می‌کشمت.

718
01:22:33,639 --> 01:22:35,919
‫ولم کن... می‌کشمش.

719
01:22:43,880 --> 01:22:45,560
‫آروم باش.

720
01:22:58,600 --> 01:23:00,900
‫باشه. آروم باش.

721
01:23:01,460 --> 01:23:04,020
‫باشه. بریم خونه. آروم باش.

722
01:24:07,180 --> 01:24:08,480
‫چه کردی؟

723
01:24:09,460 --> 01:24:11,020
‫چیکار باید بکنم. اومدم دیگه.

724
01:24:35,660 --> 01:24:36,540
‫مهمت؟

725
01:24:42,540 --> 01:24:43,380
‫مهمت؟

726
01:24:46,980 --> 01:24:47,860
‫مهمت؟

727
01:24:49,120 --> 01:24:51,740
‫- چیه؟
‫- چیزی شده؟

728
01:24:56,200 --> 01:24:57,720
‫ نه بابا. چی بشه سر صبحی؟

729
01:25:01,580 --> 01:25:03,680
‫گفتم عیده. باز کردم یه صدایی تو خونه بپیچه.

730
01:25:32,340 --> 01:25:33,660
‫دخترم دست بابات رو ببوس.

731
01:25:36,000 --> 01:25:38,200
‫عیدت مبارک عزیزم.

732
01:25:43,100 --> 01:25:44,240
‫آفرین بهت.

733
01:25:47,380 --> 01:25:49,600
‫- عیدت مبارک.
‫- تو هم همینطور.

734
01:31:20,420 --> 01:31:21,740
‫بلند شو دخترم.

735
01:31:22,600 --> 01:31:24,500
‫پاشو سر جات بخواب.

736
01:31:26,420 --> 01:31:29,620
‫پاشو مامان جان.

737
01:31:43,660 --> 01:31:47,200
‫هجران؟ خوابی؟

738
01:34:10,320 --> 01:34:12,760
‫دخترم دیدم تو نیومدی، من اومدم.

739
01:34:19,640 --> 01:34:20,560
‫هجران؟!

740
01:34:21,700 --> 01:34:24,560
‫چیکار کردی با اینجا؟ عین دسته گل شده.

741
01:34:24,760 --> 01:34:26,860
‫کی این همه کار رو انجام دادی؟

742
01:34:27,060 --> 01:34:30,000
‫فکر می‌کردم داری سرتو گرم می‌کنی برای خودت.

743
01:34:30,340 --> 01:34:33,160
‫اولش همینطوری شروع کردم ولی
‫بعدش نتونستم دوام بیارم.

744
01:34:33,320 --> 01:34:35,960
‫تا گفتم بذار اینم درستش کنم
‫اونم درست کنم که دیگه این‌طوری شد.

745
01:34:35,960 --> 01:34:37,960
‫خدایی خیلی خوب شده.

746
01:34:40,520 --> 01:34:43,440
‫- دستت درد نکنه.
‫- نوش جان.

747
01:34:44,500 --> 01:34:45,800
‫چایی‌ات رو هم بردار.

748
01:34:57,900 --> 01:35:01,020
‫کی می‌دونه خدابیامرز اگه زنده بود
‫چقدر خوشحال می‌شد.

749
01:35:02,400 --> 01:35:06,280
‫هیچوقت جرات نکردم بپرسم.
‫ ننه چطوری مرد؟

750
01:35:07,220 --> 01:35:11,180
‫درست مثل زندگی کردنش.
‫بی سر و صدا رفت بیچاره.

751
01:35:12,840 --> 01:35:17,960
‫گفتم شب اول رمضانه. شاید روش نشه
‫واسه سحری چیزی بخواد، غذا آوردم.

752
01:35:18,360 --> 01:35:22,360
‫سینی آماده کردم و اینجا گذاشتم.
‫اونم اینجا خواب مونده بود.

753
01:35:23,140 --> 01:35:27,600
‫گفتم مادر بلند شو غذا آوردم.
‫گفته بودی روزه می‌گیرم، یه لقمه بخور.

754
01:35:28,260 --> 01:35:31,720
‫وقتی بلند نشد، فکر کردم خوابه.
‫اینجاشو تکون دادم.

755
01:35:32,040 --> 01:35:34,820
‫دست که زدم، سرش افتاد به جلو.

756
01:35:36,600 --> 01:35:39,160
‫بدون مزاحمت، بدون اینکه وبال کسی باشه.

757
01:35:39,420 --> 01:35:41,940
‫کفنش هم حاضر کرده و تو کمد گذاشته بود.

758
01:35:42,400 --> 01:35:45,800
‫به خاطر اون کووید لعنتی هم،
‫همون روز خاک شد.

759
01:35:46,460 --> 01:35:48,980
‫هیچکس نتونست بیاد. مراسم هم نگرفتن.

760
01:35:49,680 --> 01:35:55,500
‫بابات و آخوند و چند نفر دیگه نمازش رو خوندن.
‫بعد از نماز ظهر هم کنار بابابزرگت دفنش کردیم.

761
01:35:56,080 --> 01:35:57,680
‫انسان همینه دخترم.

762
01:35:58,440 --> 01:36:01,320
‫همینطور که اینجا نشستی، یهو می‌بینی رفتی.

763
01:36:11,180 --> 01:36:14,100
‫این همون دختره نیست که پارسال
‫تو سریال تپه بازی می‌کرد؟

764
01:36:14,900 --> 01:36:15,660
‫خودشه

765
01:36:16,300 --> 01:36:21,060
‫ولی نمی‌گفتی نمی‌شناختم. بوتاکس کرده.
‫دماغمش هم عمل کرده.

766
01:36:21,060 --> 01:36:24,440
‫عجب گهی بالا آورده. چه صورت خوشگلی داشت.
‫الآن انگار نفرین شده.

767
01:36:38,440 --> 01:36:41,040
‫مامان یه چیزی میگم ولی بد برداشت نکن.

768
01:36:42,480 --> 01:36:44,060
‫بگو دخترم. چرا بد برداشت کنم؟

769
01:36:45,760 --> 01:36:51,060
‫موقع تمیز کردن اینجا به ذهنم رسید.
‫راستش یه‌کم هم با فکر اون تمیزش کردم.

770
01:36:51,540 --> 01:36:56,420
‫نمی‌دونم چی میشه ولی اگه بشه با
‫بابا صحبت کنی و نظرش رو بدونی.

771
01:36:58,200 --> 01:36:59,940
‫درباره چی باید حرف بزنم؟

772
01:37:01,560 --> 01:37:03,860
‫میشه من از این به بعد اینجا زندگی کنم؟

773
01:37:09,100 --> 01:37:10,920
‫این وضعیت، درست‌بشو نیست.

774
01:37:11,700 --> 01:37:15,360
‫یه‌کم دور باشم، همه آروم میشن.
‫آب از آسیاب می‌افته شاید.

775
01:37:15,960 --> 01:37:17,200
‫بیشتر از همه بابام.

776
01:37:18,420 --> 01:37:20,220
‫خیلی فشار کشیده بیچاره.

777
01:37:21,700 --> 01:37:25,040
‫آخه با خونه به این بزرگی
‫چه لزومی داره دخترم؟

778
01:37:25,520 --> 01:37:28,880
‫درسته اینجا رو درستش کردی. باز میای
‫اینجا نفسی تازه می‌کنی ولی...

779
01:37:29,160 --> 01:37:31,500
‫نمی‌دونم اینجا مستقر شدنت چطوری بشه.

780
01:37:32,580 --> 01:37:34,600
‫منم به خاطر همین میگم دیگه مامان.

781
01:37:34,960 --> 01:37:38,140
‫به قول خودت خونه به اون بزرگی
‫ولی حبس شدیم موندیم توش دیگه.

782
01:37:38,480 --> 01:37:41,200
‫نمی‌تونیم نفس بکشیم. انگار هر روز
‫داره تنگ‌تر میشه.

783
01:37:41,600 --> 01:37:45,860
‫یه نگاه به حال و روز «منکشه» بنداز.
‫بچه نه شادی داره و نه جنب و جوش.

784
01:37:45,860 --> 01:37:51,980
‫حال و روز تو هم که معلومه. همه‌اش توی فکر و
‫خیال و ترس داریم دست و پنجه می‌زنیم.

785
01:37:52,140 --> 01:37:55,740
‫با کوچکترین صدای در، زهر ترک میشیم.
‫چیزی زمین می‌افته، دلمون می‌ریزه.

786
01:37:55,860 --> 01:37:58,480
‫واسه اینکه صدایی درنیاد، چایی هم
‫هم نمی‌زنیم دیگه.

787
01:38:01,680 --> 01:38:03,880
‫چی میگی؟ حرف می‌زنی با بابا؟

788
01:38:14,980 --> 01:38:17,740
‫- خوش اومدی.
‫- سلامت باشی.

789
01:38:32,440 --> 01:38:35,580
‫- سالاد هم حاضره. من برم دیگه.
‫- باشه دخترم.

790
01:38:39,660 --> 01:38:41,620
‫مشق‌هاتو تموم کردی جانم؟

791
01:38:42,160 --> 01:38:45,740
‫ریاضی رو تموم کردم. الآن هم دارم
‫تعلیمات اجتماعی می‌نویسم.

792
01:38:46,360 --> 01:38:47,560
‫آفرین.

793
01:39:13,240 --> 01:39:15,260
‫چی شده یه دونه‌ام؟ چرا گریه می‌کنی؟

794
01:39:17,480 --> 01:39:18,760
‫چی شده دختر؟

795
01:39:19,560 --> 01:39:21,380
‫بابا داره مامان رو کتک می‌زنه.

796
01:39:45,980 --> 01:39:47,980
‫اصلاً نترس باشه؟ من اینجام.

797
01:39:47,980 --> 01:39:50,480
‫مشق‌های تعلیمات اجتماعی رو ننوشتم.

798
01:39:50,480 --> 01:39:54,600
‫- باشه، فردا باهم می‌نویسیم.
‫- نمیشه. فردا اولین کلاسه.

799
01:39:54,740 --> 01:39:59,060
‫پس باهات میام مدرسه و با معلمت حرف می‌زنم
‫ و اجازه می‌گیرم فرداشب باهم می‌نویسیم.

800
01:39:59,060 --> 01:40:01,700
‫- باشه.
‫- الآن هم بخواب. من برم پیش مامان

801
01:40:01,700 --> 01:40:03,040
‫باشه.

802
01:40:23,640 --> 01:40:27,220
‫- خوبی؟ هنوز درد می‌کنه؟
‫- خوبم. خوبم دخترم.

803
01:40:28,300 --> 01:40:31,140
‫همه چی رو مرتب کردم و گذاشتم سر جاش.

804
01:40:31,420 --> 01:40:33,140
‫دستت درد نکنه.

805
01:40:34,240 --> 01:40:38,000
‫- من دیگه برم تا نیومده و منو ندیده باز.
‫- باشه.

806
01:40:38,800 --> 01:40:40,560
‫چیزی شد صدام کن باشه؟

807
01:40:40,820 --> 01:40:43,580
‫نه دیگه حرصش رو خالی کرد.
‫چیزی نمیشه.

808
01:40:55,600 --> 01:40:57,320
‫چیزی شده جوون‌ها؟

809
01:40:59,780 --> 01:41:01,780
‫جوون‌ها با شمام. نمی‌شنوید؟

810
01:41:01,940 --> 01:41:03,780
‫- چرا شنیدیم...
‫- خب؟

811
01:41:04,000 --> 01:41:05,780
‫نه. چی قراره بشه؟

812
01:41:06,320 --> 01:41:09,020
‫برید خونه‌هاتون. ملت خوابن. دردسر نشه.

813
01:41:09,260 --> 01:41:11,300
‫- چه دردسری مثلاً؟
‫- برو بچه.

814
01:41:11,920 --> 01:41:14,040
‫نصف شبی داستان درست نکنین برام.

815
01:41:15,260 --> 01:41:16,740
‫مهمت چی شده؟

816
01:41:18,520 --> 01:41:21,800
‫چیزی نیست عمو سلیمان.
‫با جوون‌ها داشتم حرف می‌زدم.

817
01:41:32,280 --> 01:41:33,380
‫بابا؟

818
01:41:39,000 --> 01:41:40,560
‫دیگه دست به مادرم نزن.

819
01:41:41,480 --> 01:41:44,520
‫- اگه چیزی هست به من بگو.
‫- تو رو می‌کشمت.

820
01:41:45,680 --> 01:41:47,860
‫همینجا خفه‌ات میکنم و چالت می‌کنم.

821
01:41:48,100 --> 01:41:50,480
‫هرچی دوست داری بکن ولی دیگه اون زن رو نزن.

822
01:42:04,460 --> 01:42:05,440
‫چطوری یوسف؟

823
01:42:05,440 --> 01:42:09,480
‫خوبم آبجی. مامانم اینا می‌خوان
‫باهات حرف بزنن.

824
01:42:09,480 --> 01:42:11,080
‫درباره چی؟

825
01:42:11,080 --> 01:42:13,260
‫نمی‌دونم چیزی نگفتن.

826
01:42:13,400 --> 01:42:17,560
‫- دیگه کی هست؟
‫- عمه ملک و صاحب کار آبجی دردانه.

827
01:42:17,560 --> 01:42:21,340
‫ببین دخترم بدون هیچ حرف اضافه
‫یه راست میرم سر اصل مطلب.

828
01:42:21,820 --> 01:42:23,720
‫یه معلم بازنشسته هست.

829
01:42:23,820 --> 01:42:28,100
‫منظورم از بازنشستگی اونقدر هم سن بالا نیست.
‫حول و حوش پنجاه ساله. خیلی هم خوبه.

830
01:42:28,340 --> 01:42:32,140
‫باتجربه هست و درد و رنج رو می‌فهمه.
‫آدم خوبیه.

831
01:42:32,420 --> 01:42:38,320
‫لازم نیست بگم آدم متمدنیه بعد از این همه سال
‫معلمی کردن و خدمت کردن به کشور.

832
01:42:38,520 --> 01:42:42,580
‫آدمی که این همه بچه تربیت کرده باشه،
‫بدش چی می‌تونه باشه آخه؟

833
01:42:43,506 --> 01:42:50,126
‫برای اینکه بیکار نباشه، یه کتابفروشی
‫باز کرده تا سرش گرم باشه. وگرنه سرحاله.

834
01:42:50,540 --> 01:42:54,400
‫زنش تقریباً هشت سال پیش سر زایمان مرد.

835
01:42:54,520 --> 01:42:56,840
‫بچه زنده موند. الآن کلاس اوله.

836
01:42:57,020 --> 01:43:01,940
‫یه دختر بزرگ هم داره که توی ازمیر دانشجوئه.
‫ولی ما با اون کاری نداریم.

837
01:43:02,100 --> 01:43:03,560
‫اینجاش خیلی مهمه.

838
01:43:04,260 --> 01:43:06,420
‫همه اینایی که گفتم یه طرف...

839
01:43:06,600 --> 01:43:12,700
‫تو اول طرف رو ببین. رو در رو باهاش آشنا شو
‫حرف بزن بینیم احساست چی میگه و نظرت چیه؟

840
01:43:12,860 --> 01:43:17,000
‫چشمت طرفو می‌گیره یا نمی‌گیره.
‫ببین خوشت میاد یا نمیاد.

841
01:43:17,220 --> 01:43:22,340
‫مهم هم همینه. ما هرچی بگیم بیخوده، دروغه.
‫راست هم باشه، تا یه جایی جوابه.

842
01:43:23,060 --> 01:43:25,660
‫از من بپرسی، میگم راحت میشی.

843
01:43:25,660 --> 01:43:29,920
‫شاید یه‌کم دختر کوچکه سختت باشه
‫ولی اونم فکر نمی‌کنم.

844
01:43:30,080 --> 01:43:33,840
‫این همه سال، خیلی زحمت کشیده تا
‫مثل دسته گل تربیتش کنه.

845
01:43:34,740 --> 01:43:38,520
‫مهمتر از همه این که، اصلاً فکر نکن من بعد
‫قراره تو همه چیز دخالت کنه

846
01:43:38,660 --> 01:43:43,440
‫و بگه این‌طوری بشین این‌طوری پاشو یا
‫بهت گیر بده و حسادت کنه.

847
01:43:43,880 --> 01:43:48,560
‫دیگه تو این سن هم حال و حوصله اینو نداره
‫که هر شب بهت گیر بده و اذیت کنه.

848
01:43:48,640 --> 01:43:53,680
‫مخلص کلام این که اگه برای آشنایی بله بگی
‫بهش خبر خواهیم داد.

849
01:43:54,280 --> 01:43:57,700
‫در زمان و مکان مناسبی همو می‌بینید
‫و حرف می‌زنید.

850
01:43:57,700 --> 01:44:01,200
‫بعدش تو می‌شینی حساب و کتاب می‌کنی
‫و تصمیمت رو می‌گیری.

851
01:44:01,340 --> 01:44:06,340
‫از من می‌پرسی، نیازی به فکر کردن نیست.
‫هم تو خلاص میشی و هم خانواده‌ت.

852
01:44:06,480 --> 01:44:09,960
‫اگه خدا بخواد، یه سال دیگه هم بچه‌دار میشی
‫و همه‌ عادت میکنن و تموم میشه.

853
01:44:09,960 --> 01:44:14,940
‫یه سال بعدش هم همه فراموش کردن.
‫اساساً این دنیای پر عبرت چی داره آخه.

854
01:44:15,060 --> 01:44:22,260
‫با برد پیت هم ازدواج کنی، نهایتاش یکی دو سال
‫فرق داره. همه عین هم هستن. همه مزه کدو میدن.

855
01:44:22,360 --> 01:44:28,140
‫دیدی با آنجلینا جولی چی شدن دیگه؟
‫خوب و بد همه قاطی میشن و در نهایت میرن.

856
01:44:43,860 --> 01:44:45,060
‫چی میگی مامان؟

857
01:44:51,420 --> 01:44:53,060
‫چیزی نمیخوای بگی؟

858
01:44:54,400 --> 01:44:57,920
‫چی بگم دخترم؟ نای چیزی گفتن مونده برام؟

859
01:45:00,920 --> 01:45:02,480
‫بابام خبر داره؟

860
01:45:05,700 --> 01:45:06,780
‫داره؟

861
01:45:09,740 --> 01:45:10,840
‫اون چی میگه؟

862
01:45:18,000 --> 01:45:19,340
‫حرف بزن خب.

863
01:45:20,200 --> 01:45:24,840
‫چیزی از شما نمیخوام. فقط می‌خوام بدونم
‫راضی به این کار هستید یا نه؟

864
01:45:26,680 --> 01:45:29,160
‫گفت به من ربطی نداره. هر کاری
‫خودش دوست داره بکنه.

865
01:45:54,300 --> 01:45:55,960
‫میدونی گاهی به چی فکر می‌کنم؟

866
01:45:56,960 --> 01:46:01,280
‫این که خونه، ماشین، مغازه و
‫همه چی رو بفروشم...

867
01:46:01,940 --> 01:46:04,680
‫بریم توی یه روستای کوچک اطراف اژه.

868
01:46:05,220 --> 01:46:08,300
‫البته نه لزوماً اون اطراف. آنتالیا هم میشه.

869
01:46:09,340 --> 01:46:14,340
‫چه می‌دونم. «کاستامونیا»، «توکات»...
‫بزنم به سیم آخر «تونجلی» هم میشه.

870
01:46:15,280 --> 01:46:17,120
‫کافیه یه روستای آرامش‌بخش باشه.

871
01:46:18,360 --> 01:46:21,640
‫قبلاً یه عکس توی اینترنت دیدم...

872
01:46:21,860 --> 01:46:24,700
‫اول فکر کردم تصویری از بهشته. بعد دیدم...

873
01:46:25,560 --> 01:46:28,000
‫یه جاییه به اسم «آواجیک» توی تونجلی.

874
01:46:29,026 --> 01:46:33,586
‫دیگه «آرتوین» هست، «هوپا»،
‫«آراویب» و «یوسف‌اوی»

875
01:46:34,240 --> 01:46:37,580
‫ بعد از فارغ‌التحصیلی، خدمت اجباری‌ام رو
‫اونجا بودم.

876
01:46:39,240 --> 01:46:42,620
‫بابا همه جای مملکت، مثل بهشته.
‫بالاخره یه جایی پیدا میشه دیگه.

877
01:46:43,540 --> 01:46:46,880
‫مساله اصلی این نیست.
‫این بهانه هست بیشتر.

878
01:46:48,820 --> 01:46:52,020
‫مساله اصلی، اراده‌ی بلند شدن و رفتنه.

879
01:46:55,500 --> 01:46:58,820
‫اگه بخوام اونجا هم می‌تونم همین کار
‫رو بکنم. یه مغازه باز می‌کنم...

880
01:46:59,180 --> 01:47:01,800
‫نشد هم یه کار دیگه می‌کنم.
‫اون هم نشد...

881
01:47:01,940 --> 01:47:04,580
‫دامداری و مزرعه داری هست.

882
01:47:04,580 --> 01:47:08,580
‫این کارها دیگه مثل قبل سخت نیست.
‫خیلی آسون‌تر و متفاوت‌تره.

883
01:47:11,300 --> 01:47:15,400
‫ماه می پارسال، یادته رفته بودم تشییع
‫جنازه دایی نورالدین؟

884
01:47:16,700 --> 01:47:17,880
‫- آره
‫- اوهوم

885
01:47:18,380 --> 01:47:20,240
‫اونجا توی راه...

886
01:47:20,720 --> 01:47:25,600
‫یه روستایی دیدم که توی مزرعه کار می‌کرد.
‫زدم کنار و یه‌کم تماشا کردم.

887
01:47:25,775 --> 01:47:28,735
‫یه تی‌شرت چسبان پوشیده بود با شلوارک
‫ و کفش اسپرت.

888
01:47:28,760 --> 01:47:32,960
‫یه جوونی بود خوشتیپ‌تر و خوش‌هیکل‌تر
‫از آدم‌های شهری اینجا.

889
01:47:33,720 --> 01:47:36,980
‫ماشین رو زده کنار و
‫موزیک رو باز کرده.

890
01:47:37,300 --> 01:47:40,520
‫به تنهایی داشت حال می‌کرد.
‫خیلی عجیب بود. خوشم اومد.

891
01:47:40,640 --> 01:47:45,860
‫موزیک فانتزی و آرابسک هم نبود ها. صدای خود
‫نشاط ارتاش بود که با این بیشتر حال کردم.

892
01:47:47,040 --> 01:47:48,000
‫چی بود؟

893
01:48:05,100 --> 01:48:08,520
‫به به. بگذریم.

894
01:48:08,520 --> 01:48:10,420
‫نمیگم حتماً این‌طوری باشه.

895
01:48:10,420 --> 01:48:15,500
‫لازم نیست مزرعه داری یا باغداری کنیم.
‫من فقط مثال زدم.

896
01:48:15,633 --> 01:48:20,273
‫وگرنه به چیزهای دیگه‌ای که تو
‫هم خوشت بیاد...

897
01:48:20,300 --> 01:48:22,060
‫و خودت رو درگیر کنی
‫هم می‌تونیم فکر کنیم.

898
01:48:22,220 --> 01:48:24,900
‫مثلاً می‌تونیم عایشه رو
‫اونجا بفرستیم مدرسه.

899
01:48:25,245 --> 01:48:28,765
‫مثلاً یه مدرسه کوچک دولتی که
‫با بچه‌های خلق درس بخونه.

900
01:48:28,860 --> 01:48:32,200
‫پیاده میره و میاد و از شر سرویس
‫مدرسه خلاص میشه.

901
01:48:32,200 --> 01:48:36,580
‫یعنی زندگی رو از زاویه دیگه‌ای تجربه میکنه.
‫از سمت نرمالی یاد می‌گیره.

902
01:48:39,540 --> 01:48:42,520
‫هست همچین جا و کاری
‫که دوست داشته باشی؟

903
01:48:44,980 --> 01:48:48,540
‫- بچگی داشتم ولی الآن یادم نمیاد.
‫- نیست یعنی؟

904
01:48:49,840 --> 01:48:52,140
‫نه. چیزی به ذهنم نمی‌رسه.

905
01:48:52,340 --> 01:48:54,580
‫باشه مشکلی نیست.

906
01:48:54,720 --> 01:48:58,840
‫تو هم به خانه‌داری ادامه میدی و توی خونه
‫که حوصله‌ات سر رفت، میای کمکم می‌کنی.

907
01:48:59,040 --> 01:49:03,500
‫اگه خواستیم صحافی کنیم،
‫میای توی مغازه وایمیستی. نه؟

908
01:49:03,800 --> 01:49:07,480
‫آره میام. گفته بودم که توی
‫شهرستان ما یه بقالی بود...

909
01:49:07,780 --> 01:49:10,540
‫که چند سال من کارهاش رو راست و ریست کردم.

910
01:49:10,540 --> 01:49:13,660
‫دمتم گرم. پس برای تو هم
‫یه مغازه بقالی باز می‌کنیم.

911
01:49:14,620 --> 01:49:18,140
‫بی دردسر و ریسک. بخر و بفروش.

912
01:49:18,140 --> 01:49:20,140
‫مایع ظرفـشویی بیاد و کبریت بره.

913
01:49:20,660 --> 01:49:22,660
‫چی شد؟ اینجا رو که خیلی دوست داشتی؟

914
01:49:23,760 --> 01:49:27,220
‫- باز هم دوست دارم.
‫- پس برای چی میخوای بری؟

915
01:49:29,820 --> 01:49:33,200
‫گاهی ذهنم چیز میشه...
‫یعنی همه‌اش این‌طوریه...

916
01:49:33,700 --> 01:49:35,040
‫که قراره عمر، همه‌اش توی یه جای ثابت...

917
01:49:35,400 --> 01:49:41,280
‫که معلومه فردا چی قراره بشه و همه
‫چی تکراری هست، طی بشه؟

918
01:49:42,560 --> 01:49:46,760
‫گاهی، صبح بلند میشم و یهو می‌بینم
‫این همون صبح دیروزیه

919
01:49:46,920 --> 01:49:49,400
‫صبحِ دیروزی، همون صبح فرداست
‫و اونم یه صبحیه تو سال آینده.

920
01:49:50,620 --> 01:49:52,540
‫ظهرها هم همینطور.
‫عصرها هم.

921
01:49:53,240 --> 01:49:54,840
‫مخصوصاً قبل از خواب.

922
01:49:55,260 --> 01:49:57,680
‫گاهی اونقدر مغزم قاطی میکنه که
‫گمان می‌کنم دارم دیوونه میشم.

923
01:49:58,120 --> 01:50:01,300
‫با خودم میگم دارم به همون چیز فکر
‫می‌کنم ولی اون دیشب بود آخه.

924
01:50:01,820 --> 01:50:06,660
‫نمی‌دونم امروز چندم ماهه ولی یه
‫روز کاملاً متفاوته. دو ماه قبل هم...

925
01:50:06,800 --> 01:50:10,580
‫همین بود، دو سال پیش هم. باز دو ماه دیگه
‫همین میشه، دو سال دیگه هم همینطور.

926
01:50:23,700 --> 01:50:25,100
‫بیخیال بابا.

927
01:50:25,980 --> 01:50:28,840
‫بیخیال. ول کن. پیچیده‌ست.
‫روحیه‌ام رو خراب می‌کنه.

928
01:50:29,040 --> 01:50:31,880
‫یعنی ربطی به اینجا نداره.

929
01:50:32,460 --> 01:50:34,300
‫چه ربطی میتونه داشته باشه آخه این‌طوری؟

930
01:50:34,860 --> 01:50:36,620
‫بهشت اصلی همینجاست.

931
01:50:37,380 --> 01:50:42,660
‫زیبا، ساکت، متمدن.
‫سرزمین دیوژن کَلْبی هست ها.

932
01:50:43,880 --> 01:50:47,400
‫دوستهام اینجان، دوستدارانم، آشناهام.

933
01:50:48,020 --> 01:50:52,280
‫اما مهمتر اینه که تو اینجایی.

934
01:51:03,780 --> 01:51:07,320
‫من به تو چیزو گفته بودم؟

935
01:51:07,380 --> 01:51:09,040
‫اونجا قراره اینطور نباشه؟

936
01:51:10,380 --> 01:51:11,400
‫چی نباشه؟

937
01:51:12,100 --> 01:51:15,180
‫- گفتی این عمر با چیزهای تکراری طی میشه
‫- آره

938
01:51:15,940 --> 01:51:18,960
‫- میگم اونجا هم این‌طوری نمیشه مگه؟
‫- کجا؟

939
01:51:19,640 --> 01:51:20,960
‫جایی که بریم.

940
01:51:25,360 --> 01:51:26,480
‫چی شد؟

941
01:51:28,740 --> 01:51:30,380
‫خیلی خوشم اومد.

942
01:51:31,120 --> 01:51:33,040
‫الآن که گفتی جایی که بریم.

943
01:51:34,160 --> 01:51:36,160
‫یعنی تفکرم رو حمایت کردی.

944
01:51:36,820 --> 01:51:39,020
‫شریک شدی و شوهرت رو کمک کردی.

945
01:51:39,780 --> 01:51:42,900
‫یه زن سالم، یه همسر قابل اعتماد
‫و یه رفیق خوب این کار رو می‌کنه.

946
01:51:43,880 --> 01:51:48,180
‫حتی خودشم هم خوشش نیاد
‫به افکار شوهرش اهمیت میده.

947
01:51:49,920 --> 01:51:53,140
‫بله... اونجا هم اونطوری میشه.

948
01:51:53,320 --> 01:51:56,800
‫همینطوره

949
01:51:57,660 --> 01:51:59,620
‫«کشور جدیدی نمی‌توانی پیدا کنی»

950
01:51:59,620 --> 01:52:04,080
‫«دریای دیگری نمی‌توانی پیدا کنی.
‫هرجا بروی، این شهر دنبال تو خواهد آمد.»

951
01:52:04,340 --> 01:52:09,100
‫«دوباره در همان خیابان ها سرگردان خواهی شد.
‫در همان محله پیر خواهی شد.»

952
01:52:09,320 --> 01:52:13,013
‫«باز در همان خانه‌ها موهایت خاکستری خواهد شد.»
‫[شعرِ کنستانتینوس کافاویس]

953
01:52:14,580 --> 01:52:16,200
‫از این خلاصی نیست.

954
01:52:17,860 --> 01:52:20,640
‫نیست ولی باز باید یه کاری کرد.

955
01:52:20,820 --> 01:52:24,620
‫یه حمله ای باید کرد.
‫یه حرکتی باید زد.

956
01:52:24,780 --> 01:52:27,080
‫وگرنه بدون انجام کاری، آدم خلاص نمیشه.

957
01:52:29,620 --> 01:52:32,660
‫درسته یه‌کم خودفریبی به نظر میاد ولی...

958
01:52:34,380 --> 01:52:37,920
‫چه اشکالی داره؛ اگه فایده‌ای داره،
‫آدم بتونه خودش رو گول بزنه.

959
01:52:38,040 --> 01:52:41,160
‫حتی اگه لازم باشه، می‌تونه به خودش
‫دروغ هم بگه، نظم رو به هم بزنه.

960
01:52:41,160 --> 01:52:43,160
‫باید بتونه عادت‌ها رو تکه‌پاره کنه.

961
01:52:44,120 --> 01:52:46,060
‫مثلاً صبح سر کار نره.

962
01:52:46,300 --> 01:52:49,640
‫چه می‌دونم، ناهار رو نصف شب بخوره.

963
01:52:49,740 --> 01:52:53,020
‫بچه‌ها رو نفرسته مدرسه. به هرحال
‫باید یه کاری بکنه.

964
01:52:53,600 --> 01:52:57,240
‫باید یه کاری بکنه.
‫باید یه کاری بکنه.

965
01:53:00,400 --> 01:53:05,980
‫اینو میگی ولی اونجا هم برای خودش یه
‫نظمی خواهد داشت، مثل هرجای دیگه.

966
01:53:06,300 --> 01:53:09,240
‫آفرین. درسته. خیلی درسته.

967
01:53:09,860 --> 01:53:10,760
‫بله

968
01:53:11,240 --> 01:53:14,320
‫اونجا هم برای خودش یه نظمی خواهد داشت.
‫باریکلا. قطعاً خواهد داشت.

969
01:53:14,460 --> 01:53:17,640
‫حیوانات هم درون یک نظم مشخص زندگی
‫می‌کنن. چرا؟ چون مجبورن.

970
01:53:17,780 --> 01:53:18,960
‫خیلی درست میگی.

971
01:53:19,260 --> 01:53:22,340
‫نظم، گریزناپذیره.
‫مجبوری و بایدی هست.

972
01:53:22,900 --> 01:53:23,760
‫ولی...

973
01:53:24,406 --> 01:53:29,933
‫چیزی که می‌خوام بگم یا درستش چیزی که میخوام بگم
‫ولی به خودم نمیتونم ‌بفهمونم دقیقا این نیست.

974
01:53:30,200 --> 01:53:34,780
‫در این مورد تو حق داری، اون جداست.
‫اما چیزی که می‌خوام بگم...

975
01:53:35,260 --> 01:53:38,420
‫اینه که توی این حالتی که حوصله نداری یا دلت می‌گیره

976
01:53:38,600 --> 01:53:43,180
‫یا مثل من احساس سنگینی می‌کنی،
‫باید یه کاری بکنی.

977
01:53:43,300 --> 01:53:47,740
‫یه حمله، یه تغییر ایجاد کردن.

978
01:53:48,620 --> 01:53:53,620
‫منظور درست همینه ها. تغییر
‫ایجاد کردن... توانستن.

979
01:53:53,880 --> 01:53:59,400
‫دارم از تلاش برای رهایی از اون
‫احساسات بد و غلط حرف می‌زنم.

980
01:53:59,520 --> 01:54:03,420
‫من اینطور فکر می‌کنم. یه‌کم قبل‌تر
‫اشتباه تعریف کردم. تو حق داشتی.

981
01:54:04,120 --> 01:54:06,500
‫وگرنه... البته خب.

982
01:54:06,800 --> 01:54:12,300
‫اگه امکان داشت توی جایی که هستی و بدون به هم زدن
‫نظم، تغییری ایجاد کنی من هیچ مشکلی ندارم.

983
01:54:12,300 --> 01:54:13,980
‫چه نیازی به این همه زحمت هست؟

984
01:54:14,760 --> 01:54:17,580
‫ولی نمیشه... نمیشه.

985
01:54:18,500 --> 01:54:23,513
‫بدون انجام چیزی، بدون تغییر چیزی
‫این مصیبت ابداً تموم نمیشه.

986
01:54:27,060 --> 01:54:29,620
‫وگرنه حرفت درسته.

987
01:54:29,880 --> 01:54:32,660
‫اونجا هم نظمی برپا خواهد شد
‫حتی اگر همون قبلی نباشه.

988
01:54:32,780 --> 01:54:36,860
‫اونجا هم ناهار خورده خواهد شد، شام درست خواهد شد.
‫حمام خواهد شد و لباس شسته خواهد شد.

989
01:54:36,860 --> 01:54:40,000
‫بچه‌ها مشق خواهند نوشت.
‫انجام خواهد شد که خواهد شد.

990
01:54:40,880 --> 01:54:43,240
‫درست میگی. ولی منم درست میگم.

991
01:54:45,540 --> 01:54:49,780
‫چون که بدون انجام کاری، بدون تغییر چیزی
‫بدون هیچ حرکتی...

992
01:54:50,300 --> 01:54:52,440
‫به طور قطع این حس نمیره.

993
01:54:52,620 --> 01:54:55,733
‫اینجای انسان، مثل سنگ جا خوش می‌کنه.

994
01:55:26,020 --> 01:55:27,560
‫میدونی این چه نوع حسیه؟

995
01:56:29,720 --> 01:56:32,300
‫- توالت کجا بود؟
‫- اونجا

996
01:56:38,860 --> 01:56:41,060
‫- یه سر به عایشه بزن
‫- باشه

997
01:57:34,440 --> 01:57:35,860
‫یکی زنگ زد.

998
01:57:36,580 --> 01:57:40,420
‫مامانم زنگ زده. این اواخر
‫مدام زنگ می‌زنه.

999
01:57:42,860 --> 01:57:43,740
‫خودشه.

1000
01:57:48,980 --> 01:57:52,360
‫- زنگ نمی‌زنی بهش؟
‫- فردا. الآن نمی‌کِشم.

1001
01:57:55,100 --> 01:57:59,420
‫عایشه داره کیف می‌کنه. دو تا
‫دوست پیدا کرده بازی می‌کنه.

1002
01:58:05,800 --> 01:58:08,120
‫- خوبی؟
‫- خوبم خوبم.

1003
01:58:09,400 --> 01:58:13,340
‫یه‌کم مست‌ام ولی خیلی خوشحالم.

1004
01:58:14,340 --> 01:58:15,880
‫تو نگران من نباش.

1005
01:58:19,820 --> 01:58:21,420
‫چرا خوشحال نباشم آخه؟

1006
01:58:22,620 --> 01:58:25,480
‫تو روبروم هستی. دخترم با
‫دوست‌هاش بازی می‌کنه.

1007
01:58:25,860 --> 01:58:27,160
‫می‌خوریم و می‌نوشیم.

1008
01:58:27,400 --> 01:58:30,513
‫یه مرد دیگه چی می‌تونه از این زندگی بخواد؟

1009
01:58:48,620 --> 01:58:50,240
‫چرا از مادرت خوشت نمیاد؟

1010
01:58:52,000 --> 01:58:55,640
‫هم ضعیفه و هم لاغر.
‫از این آدم‌ها خوشم نمیاد.

1011
01:58:58,540 --> 01:59:01,380
‫- بابات چی؟
‫- بابام چی شده؟

1012
01:59:02,080 --> 01:59:03,580
‫اون رو چرا دوست نداری؟

1013
01:59:05,160 --> 01:59:07,640
‫بابام رو دوست دارم ولی
‫اون منو دوست نداره.

1014
01:59:53,240 --> 01:59:55,440
‫- می‌خوای؟
‫- آره

1015
02:00:03,080 --> 02:00:04,360
‫عایشه خوابید؟

1016
02:00:05,380 --> 02:00:07,000
‫اصلاً بیدار نشد که بچه.

1017
02:00:07,660 --> 02:00:09,860
‫پس بدون مسواک‌زدن خوابوندی؟

1018
02:00:10,460 --> 02:00:12,560
‫امروز هم این‌طوری باشه.
‫چیزی نمیشه که.

1019
02:00:14,140 --> 02:00:15,820
‫از خستگی سرم گیج میره.

1020
02:00:17,460 --> 02:00:21,460
‫منم ولی خوب شد. خیلی وقت
‫بود بیرون می‌رفتیم.

1021
02:00:22,740 --> 02:00:24,560
‫شب یه‌کم زیاده‌روی کردم؟

1022
02:00:25,200 --> 02:00:28,000
‫- چی رو؟
‫- مشروب رو. حرف زدن رو.

1023
02:00:28,440 --> 02:00:31,700
‫حس کردم یه‌کم حرف مفت می‌زنم
‫ولی نتونستم خودمو کنترل کنم.

1024
02:00:32,680 --> 02:00:35,140
‫نه. حرف زدی دیگه.

1025
02:00:37,520 --> 02:00:42,200
‫اینطور مواقع حس می‌کنم تحقیر می‌کنی.
‫تحقیر که نه، سرزنش می‌کنی.

1026
02:00:42,760 --> 02:00:44,380
‫یه ذره هم واسه این پرسیدم.

1027
02:00:44,520 --> 02:00:47,360
‫- مگه میشه همچین چیزی؟ چرا سرزنش؟
‫- نمی‌دونم.

1028
02:00:47,860 --> 02:00:50,420
‫مست هم که باشم، همه‌اش
‫متوجه این میشم.

1029
02:00:51,100 --> 02:00:52,580
‫اغراق می‌کنی باز.

1030
02:00:55,660 --> 02:00:57,620
‫گاهی فقط حوصله‌ام سر میره.

1031
02:00:58,506 --> 02:01:02,920
‫بی‌حوصله هم نه، فقط حرف‌هاتو نمی‌فهمم.
‫ولی اون طور که میگی نیست.

1032
02:01:04,280 --> 02:01:06,740
‫- باشه من می‌خوابم.
‫- باشه منم دارم میام.

1033
02:01:06,920 --> 02:01:08,620
‫- مراقب باش سرما نخوری.
‫- باشه.

1034
02:02:00,600 --> 02:02:05,160
‫- به نظرم تو قبل خواب مخصوصاً سیگار می‌کشی.
‫- چرا باید این کار رو بکنم؟

1035
02:02:05,760 --> 02:02:10,740
‫- تا بغلت نکنم. میدونی که از بوش بدم میاد.
‫- بغل می‌کنی دیگه.

1036
02:02:12,160 --> 02:02:14,980
‫طاقت نمیارم خب... کاش بتونم.

1037
02:02:26,040 --> 02:02:29,080
‫برگرد رو به من.
‫یه چیزی می‌خوام بپرسم.

1038
02:02:43,540 --> 02:02:45,460
‫هیچ به مردهای دیگه نگاه می‌کنی؟

1039
02:02:47,420 --> 02:02:48,800
‫اینو از کجا درآوردی؟

1040
02:02:48,940 --> 02:02:51,680
‫از هیچ جا. به ذهنم رسید پرسیدم.
‫نگاه می‌کنی؟

1041
02:02:53,020 --> 02:02:54,140
‫تو چی فکر می‌کنی؟

1042
02:02:55,140 --> 02:02:59,120
‫- نمی‌دونم. گاهی اینطور حس می‌کنم.
‫- مثلاً کِی؟

1043
02:03:00,140 --> 02:03:01,540
‫مثلاً امشب.

1044
02:03:02,320 --> 02:03:07,420
‫- یه یارو تو رستوران کل شب نگاهت می‌کرد.
‫- خب؟

1045
02:03:08,640 --> 02:03:10,620
‫خب‌اش رو تو باید جواب بدی.

1046
02:03:11,540 --> 02:03:13,640
‫یکی منو نگاه کرده منو مقصر می‌دونی؟

1047
02:03:14,120 --> 02:03:16,260
‫- نه اینطور نیست.
‫- پس چطوره؟

1048
02:03:16,940 --> 02:03:20,840
‫اگه اینقدر رفته رو مخت، به جای من
‫از اون یارو می‌پرسیدی خب.

1049
02:03:20,980 --> 02:03:23,040
‫اگه لازم هم بود، یه دونه می‌زدی تو دهنش.

1050
02:03:27,640 --> 02:03:29,380
‫گاهی خیلی بی‌رحم میشی.

1051
02:03:30,460 --> 02:03:31,420
‫چطور؟

1052
02:03:32,500 --> 02:03:34,900
‫چون یه‌کم حسادتم گل کرد، چیا که نگفتی.

1053
02:03:35,460 --> 02:03:39,200
‫یعنی چی می‌رفتم می‌زدم تو دهن طرف؟
‫می‌زدم چی میشد؟

1054
02:03:39,720 --> 02:03:42,300
‫معنی این نادانی‌ها، دوست‌داشتن زیاده؟

1055
02:04:13,440 --> 02:04:14,800
‫چی شده عایشه؟

1056
02:04:15,320 --> 02:04:17,660
‫من یه خواب بد دیدم.

1057
02:04:18,480 --> 02:04:20,600
‫- چی دیدی؟
‫- یه چیز بد.

1058
02:04:22,180 --> 02:04:25,140
‫- بیا ببینم.
‫- تو نمی‌تونی بیای؟

1059
02:04:31,560 --> 02:04:33,540
‫الآن که بیدار شده، مسواک بزنه.

1060
02:04:35,600 --> 02:04:38,100
‫بال شکسته‌اش هم داشت خوب میشد.

1061
02:04:38,780 --> 02:04:41,140
‫روزی از روزها طوفان بزرگی شد

1062
02:04:41,680 --> 02:04:44,020
‫و برگ‌ همه درخت‌ها ریخت.

1063
02:04:44,560 --> 02:04:47,600
‫فقط برگ‌های درخت کاج موندن.

1064
02:04:47,880 --> 02:04:52,120
‫درختان بید، بلوط و چنار
‫زشت به نظر می‌رسیدند.

1065
02:04:52,220 --> 02:04:54,260
‫و از خودشان خجالت می‌کشیدند.

1066
02:04:54,680 --> 02:04:59,320
‫پرنده پر شکسته زیر سایه درخت کاج،
‫زمستان راحتی سپری کرده بود.

1067
02:04:59,900 --> 02:05:02,560
‫با گرم‌شدن هوا، دوستانش آمدند.

1068
02:05:02,820 --> 02:05:05,700
‫دوستانش با سالم‌یافتن او...

1069
02:05:30,240 --> 02:05:31,160
‫خوابیدی؟

1070
02:05:34,740 --> 02:05:35,500
‫نه.

1071
02:05:39,320 --> 02:05:40,760
‫می‌خوام یه اعتراف بکنم.

1072
02:05:44,400 --> 02:05:46,520
‫من گاهی مخفیانه تعقیبت می‌کنم.

1073
02:05:50,620 --> 02:05:51,660
‫چرا؟

1074
02:05:52,840 --> 02:05:56,520
‫چرت نگو. آدم زنش رو برای
‫چی تعقیب می‌کنه؟

1075
02:05:59,780 --> 02:06:01,680
‫اینو باید از تعقیب‌کننده پرسید.

1076
02:06:05,500 --> 02:06:06,980
‫لااقل به درد خورد؟

1077
02:06:08,280 --> 02:06:13,440
‫نمی‌دونم ولی چیزی نشد.
‫فکر هم نمی‌کردم چیزی بشه.

1078
02:06:14,840 --> 02:06:18,880
‫- چرا تعقیب می‌کنی اونوقت؟
‫- به خاطر تو.

1079
02:06:22,360 --> 02:06:26,340
‫چی حس می‌کنی، تو فکر چی هستی.
‫چی از ذهنت می‌گذره. هیچی نمی‌دونم.

1080
02:06:27,300 --> 02:06:30,760
‫نگران میشم و مثل سگ تعقیب می‌کنم.
‫چشم ازت برنمی‌دارم...

1081
02:06:30,960 --> 02:06:34,360
‫ولی نیست. هیچی نمی‌تونم پیدا کنم
‫و هیچی نمی‌بینم.

1082
02:06:36,220 --> 02:06:37,580
‫زنم هم این‌طوری بود.

1083
02:06:38,720 --> 02:06:41,080
‫هیچی رو نمی‌کرد.
‫هیچی نمی‌گفت.

1084
02:06:41,920 --> 02:06:44,220
‫به روش نمی‌آوردم ولی خیلی
‫کنجکاو و نگران می‌شدم که...

1085
02:06:45,240 --> 02:06:46,660
‫چی فکر می‌کنه و چیکار می‌کنه...

1086
02:06:47,240 --> 02:06:51,220
‫نسبت به من چه حسی داره؟ دوستم داره
‫یا نه؟ ازم متنفره یا نه؟

1087
02:06:55,120 --> 02:06:59,740
‫کاش آدم اصلاً نگران این چیزها نباشه.
‫اصلاً درگیرش نشه.

1088
02:07:02,700 --> 02:07:04,200
‫واسه همین تعقیب می‌کنم.

1089
02:07:05,080 --> 02:07:08,660
‫اینکه چیکار می‌کنی؟
‫کسی دیگه تو ذهنته؟

1090
02:07:09,000 --> 02:07:12,340
‫اینکه با یکی قرار می‌ذاری و می‌بینیش؟
‫کاری می‌کنی؟

1091
02:07:15,760 --> 02:07:17,840
‫تعقیب کردن به کنار، باز این خوبه.

1092
02:07:18,740 --> 02:07:21,700
‫هر کاری کنیم، موبایلت رو چک می‌کنم.
‫ پیام‌هات رو نگاه می‌کنم.

1093
02:07:23,540 --> 02:07:27,180
‫وقتی غرورم می‌شکنه و خجالت‌زده
‫میشم، گیر میدم به عایشه.

1094
02:07:27,740 --> 02:07:32,120
‫به خیال اینکه چیزی دیده یا می‌دونه
‫و میگه، چشم به دهنش می‌دوزم.

1095
02:07:33,960 --> 02:07:38,280
‫مسلماً بچه تعجب میکنه و هیچی از
‫حرف‌هام نمی‌فهمه. زل می‌زنه بهم.

1096
02:07:40,200 --> 02:07:42,320
‫بعدش انقدر از خودم عصبانی میشم
‫و خجالم می‌کشم که نگو.

1097
02:07:44,360 --> 02:07:48,380
‫قسم می‌خورم که دیگه همچین کاری نخواهم کرد
‫و توبه می‌کنم و به خودم قول میدم.

1098
02:07:51,380 --> 02:07:54,060
‫با عذاب وجدان این، باهات خوش رفتاری می‌کنم.

1099
02:07:54,560 --> 02:07:58,060
‫هدیه می‌گیرم. می‌برم رستوران.
‫گاهی زیاده‌روی می‌کنم.

1100
02:08:00,240 --> 02:08:05,820
‫متوجهش میشی. معلومه که متوجه میشی.
‫بدون اینکه صداشو دربیاری می‌پرسی چیزی شده؟

1101
02:08:06,560 --> 02:08:08,320
‫گاهی شک می‌کنی.

1102
02:08:09,300 --> 02:08:12,140
‫بله. معلومه شک می‌کنی.

1103
02:08:12,940 --> 02:08:14,840
‫مثل جنّی. خیلی تیزبین هستی.

1104
02:08:16,660 --> 02:08:20,060
‫منم می‌زنم به ندونستن و میگم نه چیزی نشده.

1105
02:08:20,660 --> 02:08:23,780
‫میگی اخیراً خیلی خوب شدی. خبریه؟

1106
02:08:24,360 --> 02:08:28,880
‫وانمود می‌کنم چیزی نشده و
‫منظورت رو نمی‌فهمم.

1107
02:08:33,400 --> 02:08:35,020
‫به قول احمد کایا...

1108
02:08:35,960 --> 02:08:39,220
‫از هر طرف نگاه کنی تناقضه.
‫از هر طرف نگاه کنی حماقته.

1109
02:08:40,120 --> 02:08:41,900
‫چه تناقض و حماقتی؟!

1110
02:08:43,340 --> 02:08:48,400
‫تناقض در مقابل این هیچی نیست.
‫این بی‌حیثیتی، ننگ و پستی تمام هست.

1111
02:08:51,880 --> 02:08:53,020
‫ چیکار می‌کنم؟

1112
02:08:55,600 --> 02:08:57,000
‫دارم چیکار می‌کنم؟

1113
02:09:11,120 --> 02:09:11,980
‫هجران؟

1114
02:09:14,720 --> 02:09:17,540
‫هجران با این وضع چیکار باید بکنیم؟

1115
02:09:20,940 --> 02:09:22,520
‫چی رو چیکار می‌کنیم اورهان؟

1116
02:09:23,600 --> 02:09:24,920
‫یعنی چی چی رو؟

1117
02:09:26,180 --> 02:09:28,020
‫میگم این‌طوری چیکار قراره بکنیم؟
‫نمی‌فهمی؟

1118
02:09:33,040 --> 02:09:35,100
‫خب چیکار کنیم؟
‫چی می‌خوای؟

1119
02:09:51,680 --> 02:09:53,180
‫- اینو خاموش کن.
‫- خوبه این‌طوری.

1120
02:09:53,180 --> 02:09:54,720
‫خاموشش کن. چشم‌هام می‌سوزه.

1121
02:10:05,680 --> 02:10:12,780
‫هجران؟ خیلی وقته دیگه نمی‌تونم خودم و این وضعیت
‫رو تحمل کنم. واسه همین زود باید کاری بکنیم.

1122
02:10:13,180 --> 02:10:16,260
‫- خب بگو انجام بدیم. چی می‌خوای؟
‫- چی می‌خوام؟

1123
02:10:16,520 --> 02:10:18,740
‫چی نمی‌خوام. همه رو می‌دونی خودت.

1124
02:10:18,920 --> 02:10:24,320
‫سر شب گفتم که. زندگی با تو در یه روستای
‫کوچک. انتظار خیلی زیادی هم ندارم.

1125
02:10:24,500 --> 02:10:27,560
‫اصلاً و ابداً هم نمی‌خوام عاشقم باشی یا دیوونه‌ام.

1126
02:10:28,400 --> 02:10:33,780
‫تنها انتظارم دوست داشتنمه. اینکه وقتی نگاهم میکنی،
‫چشم‌هات برق بزنه. اگه نه، بد نگاهم نکنی.

1127
02:10:34,020 --> 02:10:38,940
‫اینکه هر از گاهی چیزهای خوبی از ته دلت بهم بگی.
‫باورم کنی و بهم اعتماد کنی.

1128
02:10:40,860 --> 02:10:44,140
‫تنها چیزی که توی این زندگی می‌خوام اینه.
‫کاش دست من بود، ولی نیست.

1129
02:10:45,080 --> 02:10:49,120
‫وقتی هم این‌طوری میشه، دیوونه میشم.

1130
02:10:49,120 --> 02:10:53,260
‫یه چیزی درونم بزرگ و بزرگ میشه
‫و باد می‌کنه.

1131
02:10:53,400 --> 02:10:56,360
‫بعدش هرچی میگی عصبی میشم.
‫هر کارت، رو مخم میره.

1132
02:10:57,820 --> 02:10:59,060
‫مثلاً حال الانت.

1133
02:10:59,600 --> 02:11:02,520
‫وقتی مثل دیوار زندان میشی و اینطور
‫نگاه می‌کنی، دیوانه میشم.

1134
02:11:02,520 --> 02:11:06,680
‫همه‌اش کمین کردی که بینمون دعوایی بشه
‫یا اختلافی پیش بیاد.

1135
02:11:07,160 --> 02:11:10,900
‫همه‌اش می‌ترسم یه روز نتونم جلوی
‫خودمو بگیرم و بزنم توی دهنت.

1136
02:11:11,080 --> 02:11:13,940
‫بزن. بزن جلوی خودتو نگیر.

1137
02:11:16,800 --> 02:11:18,140
‫اینو می‌خوای نه؟

1138
02:11:18,360 --> 02:11:25,180
‫می‌دونم اینو می‌خوای. بزنم تا بدتر و پست‌تر بشم.
‫تا توی وضعیت شرم‌آورتری بیفتم. ولی نمیگی...

1139
02:11:25,360 --> 02:11:31,080
‫اورهان نکن. بدتر نشو. اینو اصلاً نمیگی.
‫درک نمی‌کنی شاید مریضه یا خسته هست.

1140
02:11:31,673 --> 02:11:35,653
‫یعنی اصلاً به فکرت نمی‌رسه نیمه‌ی پُر رو ببینی
‫درک کنی و کوتاه بیای.

1141
02:11:35,780 --> 02:11:38,140
‫نمیگی باشه الآن بخوابیم. فردا حرف می‌زنیم.

1142
02:11:38,140 --> 02:11:40,426
‫نمیگی داری از چی حرف می‌زنی
‫و چرا داریم اینها رو میگیم.

1143
02:11:40,480 --> 02:11:43,356
‫فوراً بهم می‌پری. کافیه یه اشتباهی بکنم.

1144
02:11:43,380 --> 02:11:47,320
‫کافیه یه حرف بدی بزنم، یه گافی بدم،
‫یه دعوا و بحرانی بشه.

1145
02:11:48,360 --> 02:11:50,560
‫گفتن اینکه من دوستت دارم،  اگر هم نه
‫اینطور فرض می‌کنم...

1146
02:11:50,720 --> 02:11:56,040
‫تو شوهر منی، بزرگ منی از گوشه‌ی مغزت
‫هم عبور نمی‌کنه. اصلاً نمیگی اینو.

1147
02:11:58,080 --> 02:11:59,420
‫رفتی یه گوشه...

1148
02:11:59,800 --> 02:12:03,140
‫و برای برپا شدن بلوا دعا می‌کنی.

1149
02:12:53,220 --> 02:12:54,480
‫باشه الآن میاد پایین.

1150
02:12:57,460 --> 02:12:59,180
‫بدو عزیزم سرویس اومد.

1151
02:13:05,900 --> 02:13:09,620
‫مراقب باش، می‌افتی.

1152
02:13:18,940 --> 02:13:21,860
‫- من میرم.
‫- به‌سلامت.

1153
02:13:25,460 --> 02:13:28,580
‫- برای شام چیزی خواستی، زنگ بزن.
‫- باشه.

1154
02:13:42,620 --> 02:13:45,320
‫عزیزم؟ چطوری دخترم؟

1155
02:13:45,400 --> 02:13:47,380
‫خوبم مادر. ممنون
‫تو چطوری؟

1156
02:13:47,380 --> 02:13:51,100
‫خوبم دخترم، خوبم. ما هم مشغولیم.

1157
02:13:51,220 --> 02:13:52,440
‫منکشه چیکار می‌کنه؟

1158
02:13:52,440 --> 02:13:54,280
‫هیچی. مدرسه هست.

1159
02:13:54,280 --> 02:13:56,840
‫منتظرم بیاد بریم پیش خاله اینا.

1160
02:13:57,120 --> 02:13:59,080
‫تو چه خبر دخترم؟ خوبی؟

1161
02:13:59,280 --> 02:14:00,580
‫خوبم شکر.

1162
02:14:00,580 --> 02:14:01,780
‫آقا اورهان چطوره؟

1163
02:14:02,400 --> 02:14:05,460
‫اونم خوبه. گرفتار کار و بار.

1164
02:14:05,460 --> 02:14:08,880
‫خوبه دخترم. بهترینش کار کردنه.

1165
02:14:09,540 --> 02:14:12,120
‫- دخترم؟
‫- بله مادر؟

1166
02:14:13,460 --> 02:14:16,700
‫عزیزم دلمون برات خیلی تنگ شده.
‫همسایه‌ها و همه...

1167
02:14:16,700 --> 02:14:19,620
‫مامان زنگ در رو می‌زنن. کار مهمی نداری
‫میشه بعداً باهات تماس بگیرم؟

1168
02:14:19,740 --> 02:14:21,380
‫باشه دخترم. باشه.

1169
02:14:21,720 --> 02:14:25,140
‫- گفتم صداتو بشنوم. بعداً حرف می‌زنیم.
‫- باشه.

1170
02:15:00,240 --> 02:15:01,540
‫خوش اومدی.

1171
02:15:07,780 --> 02:15:10,460
‫- چی شده عایشه جان؟
‫- چیزی نشده.

1172
02:15:11,720 --> 02:15:14,340
‫- چرا گریه می‌کنی؟
‫- گریه نمی‌کنم.

1173
02:15:23,860 --> 02:15:25,080
‫عایشه اومد؟

1174
02:15:25,480 --> 02:15:27,920
‫یه‌کم قبل اومد ولی خیلی عصبانیه.
‫چیزی شده؟

1175
02:15:28,160 --> 02:15:32,300
‫از مدرسه زنگ زدن و گفتن یکی از دوست‌هاش
‫کرونا گرفته. مدرسه 15 روز تعطیله.

1176
02:15:32,400 --> 02:15:34,340
‫تازه باز شده بود که. این چه وضعیه؟

1177
02:15:34,340 --> 02:15:36,040
‫منم نفهمیدم ولی کاری نمیشه کرد.

1178
02:15:37,073 --> 02:15:40,033
‫- تو چیکار می‌کنی؟
‫- تمیزکاری. چطور مگه؟

1179
02:15:40,220 --> 02:15:42,040
‫هیچی. همینطوری پرسیدم فقط.

1180
02:15:43,280 --> 02:15:45,360
‫شام بریم بیرون؟ بعدشم پیاده‌روی؟

1181
02:15:45,360 --> 02:15:47,780
‫- نه، حسش نیست.
‫- پس می‌دویم.

1182
02:15:48,040 --> 02:15:49,700
‫دویدن هم نمی‌خوام.

1183
02:15:49,900 --> 02:15:52,740
‫- باشه. پس شب می‌بینمت.
‫- باشه.

1184
02:15:57,920 --> 02:15:59,000
‫ببین چی میگم...

1185
02:15:59,840 --> 02:16:02,980
‫به مادربزرگ عایشه قول داده بودم
‫توی تعطیلات تابستون ببرمش

1186
02:16:04,880 --> 02:16:07,460
‫الآن که وضعیت این‌طوری شد ببرمش.
‫نظرت چیه؟

1187
02:16:08,620 --> 02:16:10,240
‫میشه. خود دانی.

1188
02:16:10,920 --> 02:16:15,580
‫از اونجا هم میریم ییلاق. یه سری تعمیرات
‫و خرده‌کاری هست که انجام میدم.

1189
02:16:16,160 --> 02:16:18,220
‫کمی هم استراحت می‌کنم و به خودم میام.

1190
02:16:19,420 --> 02:16:24,880
‫تو هم تک‌و‌تنها می‌مونی و درباره همه چیز
‫دوباره فکر می‌کنی و تصمیم می‌گیریم.

1191
02:16:25,880 --> 02:16:27,100
‫چه تصمیمی؟

1192
02:16:29,600 --> 02:16:33,120
‫منظورت چیه؟ قراره این شکلی ادامه بدیم؟

1193
02:16:38,000 --> 02:16:40,480
‫منظورم از تصمیم‌گیری، مجبور کردن
‫ تو به چیزی نیست.

1194
02:16:41,080 --> 02:16:43,000
‫یا دعا نمی‌کنم اتفاق بدی بیفته.

1195
02:16:44,220 --> 02:16:50,080
‫تنها چیزی که می‌خوام، روبراه شدن همه چیز طبق
‫خواسته طرفین هست. کسی سربار اون یکی نباشه.

1196
02:16:50,320 --> 02:16:53,260
‫بعدش هر طور تو بخوای، همون کار رو می‌کنیم.

1197
02:16:53,340 --> 02:16:55,560
‫هر چی بگی طبق همون عمل می‌کنیم.
‫من به همه‌اش راض‌ام.

1198
02:16:55,560 --> 02:16:59,080
‫فقط این شکنجه تموم بشه. بیشتر از
‫این پژمرده نشیم.

1199
02:16:59,820 --> 02:17:03,120
‫لباس‌هات اینجاست. جوراب‌هات هم.

1200
02:17:03,580 --> 02:17:08,180
‫یادت نره زود زود عوض کنی. مخصوصاً وقتی
‫بازی می‌کنی و عرق می‌کنی. باشه؟

1201
02:17:08,300 --> 02:17:10,520
‫باشه ولی یه‌کم زیاده‌روی نمی‌کنی؟

1202
02:17:10,520 --> 02:17:14,660
‫- چی رو؟
‫- من که هرچی میگی انجام میدم. میدونی.

1203
02:17:14,815 --> 02:17:19,455
‫- حق با توئه. ولی چون مهمه دوباره تکرار می‌کنم.
‫- باشه.

1204
02:17:19,480 --> 02:17:21,960
‫- فراموش نکن. باشه؟
‫- باشه.

1205
02:17:24,340 --> 02:17:25,020
‫بریم.

1206
02:17:25,280 --> 02:17:27,520
‫- رسیدید، خبر بده.
‫- باشه.

1207
02:17:27,640 --> 02:17:28,780
‫به‌سلامت.

1208
02:17:31,220 --> 02:17:32,300
‫اورهان؟

1209
02:17:42,560 --> 02:17:44,900
‫- سفر بی خطر.
‫- ممنون.

1210
02:17:51,200 --> 02:17:52,360
‫بریم دخترم.

1211
02:17:54,840 --> 02:17:55,880
‫آروم.

1212
02:20:11,640 --> 02:20:12,560
‫جانم؟

1213
02:20:13,200 --> 02:20:14,180
‫خواب بودی؟

1214
02:20:14,720 --> 02:20:16,920
‫نه توی بالکن بودم. دیر شنیدم.
‫چی شده؟

1215
02:20:17,440 --> 02:20:19,820
‫چیزی نشده. گفتم ببینم خوبی؟

1216
02:20:21,000 --> 02:20:23,140
‫خوبم. جای نگرانی نیست.

1217
02:20:23,980 --> 02:20:25,100
‫تو چه کردی؟

1218
02:20:25,840 --> 02:20:28,680
‫هنوز اینجام. خیلی اصرار کردن
‫نتونستم چیزی بگم.

1219
02:20:29,360 --> 02:20:31,000
‫شب اونجا می‌مونی؟

1220
02:20:31,340 --> 02:20:34,440
‫آره. فردا میرم ییلاق.

1221
02:20:34,580 --> 02:20:36,920
‫باشه. عایشه چطوره؟

1222
02:20:37,380 --> 02:20:42,440
‫خوبه، یه‌کم قبل خوابید. اومدم حیاط هوا بخورم.
‫و قبل خواب، صداتو بشنوم.

1223
02:20:44,340 --> 02:20:45,320
‫هستی؟

1224
02:20:46,440 --> 02:20:47,500
‫اینجام.

1225
02:20:48,420 --> 02:20:49,440
‫چیزی نگفتی.

1226
02:20:50,540 --> 02:20:51,440
‫چی بگم؟

1227
02:20:53,280 --> 02:20:57,800
‫- خواستم صداتو بشنوم جمله سوالی نیست که.
‫- چی؟

1228
02:20:58,900 --> 02:21:00,640
‫بیخیال. شوخی می‌کنم.

1229
02:21:01,960 --> 02:21:03,820
‫انگار نمی‌خوای حرف بزنی.

1230
02:21:04,880 --> 02:21:08,580
‫- دیروز نتونستم بخوابم. سرم درد می‌کنه.
‫- چرا نخوابیدی؟

1231
02:21:09,220 --> 02:21:11,380
‫نمی‌دونم. گاهی پیش میاد. میدونی که.

1232
02:21:12,300 --> 02:21:13,160
‫بله

1233
02:21:14,460 --> 02:21:16,780
‫- برو بخواب پس.
‫- باشه.

1234
02:21:18,140 --> 02:21:20,580
‫- مشکلی نیست نه؟
‫- مثلاً؟

1235
02:21:21,160 --> 02:21:24,580
‫- چه می‌دونم. تنهایی بترسی و...؟
‫- نه. نگران نباش.

1236
02:21:26,060 --> 02:21:28,860
‫- پس شب بخیر.
‫- شب خوش.

1237
02:21:53,820 --> 02:21:55,400
‫شرمنده مزاحم شدم.

1238
02:21:58,880 --> 02:22:00,020
‫مهم نیست.

1239
02:22:02,840 --> 02:22:06,660
‫میشه بیام تو؟
‫می‌خوام درباره چیزی حرف بزنیم.

1240
02:22:30,560 --> 02:22:33,840
‫- راحتی؟
‫- خوبم. ممنون.

1241
02:22:35,360 --> 02:22:37,540
‫چی می‌خوری؟ چی بیارم برات؟

1242
02:22:38,740 --> 02:22:39,400
‫آب.

1243
02:22:41,160 --> 02:22:43,380
‫چایی هست. بخوای می‌تونم قهوه هم بیارم.

1244
02:22:44,140 --> 02:22:47,500
‫- نه ممنون. آب کافیه.
‫- باشه.

1245
02:24:07,720 --> 02:24:08,640
‫بفرما.

1246
02:24:11,620 --> 02:24:12,540
‫بفرما.

1247
02:24:22,620 --> 02:24:23,740
‫هجران؟

1248
02:24:26,000 --> 02:24:27,040
‫هجران؟

1249
02:24:28,860 --> 02:24:30,300
‫هجران؟ دخترم؟

1250
02:24:40,420 --> 02:24:41,200
‫خوبی؟

1251
02:24:44,200 --> 02:24:46,660
‫خوبم خوبم. باز خواب موندم.

1252
02:24:46,660 --> 02:24:48,660
‫خوب شده دیگه. استراحت کردی.

1253
02:24:49,960 --> 02:24:53,620
‫دیدی تب‌ات هم افتاده.
‫آب سرکه کارساز بوده.

1254
02:24:53,760 --> 02:24:57,000
‫همینطور یکی دو روز استراحت کنی
‫خوب خوب میشی ایشالا.

1255
02:24:57,440 --> 02:25:01,640
‫ببین این قرص‌ها رو هم بابات فرستاد.
‫این قرص همه رو امسال نجات داده.

1256
02:25:02,200 --> 02:25:06,700
‫گفت تا خوب نشده مصرف کنه.
‫بلندشو اینو بخور.

1257
02:25:06,820 --> 02:25:07,780
‫یالا

1258
02:25:28,660 --> 02:25:29,380
‫چی شد؟

1259
02:25:31,180 --> 02:25:34,340
‫چیزی نیست. ساعت چنده؟

1260
02:25:35,000 --> 02:25:39,100
‫- نزدیکای دو. چطور؟
‫- همینطوری پرسیدم.

1261
02:25:41,220 --> 02:25:44,600
‫هوا خوبه. میگم بریم بیرون یه‌کم
‫صورتت آفتاب ببینه.

1262
02:25:44,660 --> 02:25:48,180
‫دو روزه اینجا افتادی. خمیر هم درست می‌کنم.

1263
02:25:48,860 --> 02:25:50,240
‫- باشه.
‫- خیلی خب.

1264
02:25:50,420 --> 02:25:54,060
‫من آماده‌اش کنم بیام. منتظر باش ولی.
‫بلند میشی سرت گیج میره.

1265
02:25:54,060 --> 02:25:55,140
‫- باشه دخترم؟
‫- باشه.

1266
02:25:55,140 --> 02:25:57,140
‫پس من آماده می‌کنم بیام.

1267
02:27:45,320 --> 02:27:46,720
‫من میرم قهوه‌خونه.

1268
02:27:47,240 --> 02:27:49,540
‫- چایی دم کردم.
‫- اونجا می‌خورم.

1269
02:27:53,300 --> 02:27:54,940
‫- چیزی لازمه؟
‫- نه.

1270
02:28:00,280 --> 02:28:01,940
‫یه‌کم هم ما خوش‌گذرونی کنیم.

1271
02:28:09,500 --> 02:28:11,180
‫می‌تونی خم بشی؟ بذارم جلوت؟

1272
02:28:11,360 --> 02:28:14,900
‫خوبه این‌طوری. تو هم استراحت کن.
‫خیلی خسته شدی.

1273
02:28:15,280 --> 02:28:17,660
‫به خدا خسته شدم.

1274
02:28:18,940 --> 02:28:20,920
‫چایی خیلی خوب شده. دستت درد نکنه.

1275
02:28:21,320 --> 02:28:25,120
‫نوش جان. نیم ساعته گذاشتم دم
‫بیاد. بایدم خوب بشه.

1276
02:28:25,560 --> 02:28:27,820
‫از اینا هم بخور کامت شیرین بشه.

1277
02:28:34,640 --> 02:28:38,160
‫- این دوباره شروع شده؟
‫- من اینو ندیدم.

1278
02:28:38,460 --> 02:28:44,280
‫این ازش استقبال نشد، جمعش کردن.
‫دوباره پخشش می‌کنن. بذار اینم ببینم.

1279
02:28:45,820 --> 02:28:49,540
‫آها این خوبه.

1280
02:29:07,000 --> 02:29:09,180
‫چی شد؟

1281
02:29:09,820 --> 02:29:14,820
‫چیزی نشد. یه‌کم احساساتی شدم.

1282
02:29:15,500 --> 02:29:16,820
‫برای چی؟

1283
02:29:19,080 --> 02:29:20,680
‫همینطوری.

1284
02:29:21,440 --> 02:29:23,760
‫یاد چیزهایی که سر تو اومد، افتادم.

1285
02:29:29,180 --> 02:29:30,920
‫یه چیزی می‌پرسم مامان.

1286
02:29:34,160 --> 02:29:35,980
‫از اون پسره خبری داری؟

1287
02:29:37,420 --> 02:29:38,440
‫کدوم؟

1288
02:29:40,280 --> 02:29:42,600
‫همون رضا که نامزد کرده بودیم.

1289
02:29:44,780 --> 02:29:46,780
‫چی شد الآن یاد اون افتادی؟

1290
02:29:47,940 --> 02:29:49,540
‫امروز توی خواب دیدمش.

1291
02:29:50,960 --> 02:29:54,960
‫- کی؟ پسره؟
‫- آره. وقتی بیدارم کردی، داشتم خواب می‌دیدمش.

1292
02:29:57,280 --> 02:29:58,800
‫خیره ایشالا.

1293
02:30:00,380 --> 02:30:03,060
‫قبل جدایی اومد خونه آقا اورهان.

1294
02:30:04,160 --> 02:30:09,000
‫نشست و یه لیوان آب خواست. منم تا برم
‫و بیارم، دیدم خوابیده.

1295
02:30:10,160 --> 02:30:12,480
‫یه همچین چیز آشفته‌ای بود.

1296
02:30:16,840 --> 02:30:18,680
‫چیزی نمیگی؟

1297
02:30:20,760 --> 02:30:22,060
‫چی بگم دخترم؟

1298
02:30:23,220 --> 02:30:25,840
‫پرسیدم که خبری ازش داری؟

1299
02:30:26,840 --> 02:30:27,480
‫آهان.

1300
02:30:29,660 --> 02:30:34,640
‫وقتی بیمارستان بستری بودم، عمو
‫و زن‌عموش اومده بودن برای ملاقات.

1301
02:30:35,060 --> 02:30:38,580
‫اونها گفتن از زندان اومده بیرون
‫و کار می‌کنه.

1302
02:30:50,920 --> 02:30:52,500
‫بابابزرگش مرده نه؟

1303
02:30:55,000 --> 02:30:56,700
‫تو از کجا میدونی؟

1304
02:30:58,780 --> 02:31:01,200
‫یه بار به صفحه فیسبوکش سر زده بودم.
‫اونجا دیدم.

1305
02:31:07,740 --> 02:31:10,200
‫چشمهام سنگین شدند. من دیگه بخوابم.

1306
02:31:11,060 --> 02:31:15,180
‫باشه. من تا بابات بیاد اینو ببینم.

1307
02:31:22,560 --> 02:31:24,500
‫- هجران؟
‫- ها؟

1308
02:31:27,620 --> 02:31:28,520
‫...الآن

1309
02:31:29,540 --> 02:31:31,180
‫گفتم چون شاید عصبانی بشی

1310
02:31:31,740 --> 02:31:35,160
‫یا بد برداشت کنی نگفتم بهت ولی...

1311
02:31:36,820 --> 02:31:39,580
‫وقتی اینا رو گفتی، درست نیست نگم.

1312
02:31:41,260 --> 02:31:45,180
‫امروز... وقتی خواب بودی اون اومد.

1313
02:31:46,500 --> 02:31:50,160
‫- کی؟
‫- پسره دیگه. رضا.

1314
02:31:51,320 --> 02:31:56,420
‫یه مغازه سمت «کاستامون» باز کرده.
‫به زودی نقل مکان می‌کنه اونجا.

1315
02:31:56,740 --> 02:32:01,460
‫گفت می‌خواد قبل رفتن باهات
‫رو در رو حرف بزنه.

1316
02:32:01,920 --> 02:32:03,920
‫اما نگفت چرا.

1317
02:32:05,020 --> 02:32:09,160
‫گفت نگران نباشید. کسی رو اذیت نمی‌کنم.
‫گفت نیم ساعت کفایت می‌کنه.

1318
02:32:10,160 --> 02:32:13,760
‫گفت اگر هم نخواد، سرش سلامت. مشکلی نیست.

1319
02:32:14,640 --> 02:32:16,920
‫من نگفتم که میشه یا نمیشه.

1320
02:32:17,580 --> 02:32:20,940
‫گفتم قول نمیدم ولی شاید بپرسم ازش.

1321
02:32:21,300 --> 02:32:25,080
‫چون باهات راحت نبودم، نخواستم بگم.

1322
02:32:28,240 --> 02:32:29,380
‫فقط...

1323
02:32:30,960 --> 02:32:32,620
‫این بچه همه‌اش حالت رو می‌پرسید.

1324
02:32:34,180 --> 02:32:36,160
‫مدام از زندان نامه می‌نوشت.

1325
02:32:37,760 --> 02:32:40,700
‫من نخواستم چیزی بگم چون ترسیدم
‫تو عصبانی بشی...

1326
02:32:41,060 --> 02:32:43,300
‫یا به گوش آقا اورهان برسه
‫و آرامشتون به هم بخوره.

1327
02:32:46,440 --> 02:32:49,360
‫- بابام از این خبر داره؟
‫- نه.

1328
02:32:50,440 --> 02:32:54,180
‫بابات چیزی در رابطه با تو نمی‌پرسه.

1329
02:32:55,500 --> 02:32:57,680
‫والا من باز نمی‌خواستم اینو بهت بگم.

1330
02:32:58,360 --> 02:33:01,660
‫تو که اینا رو گفتی، نخواستم
‫بارش رو دوشم باشه.

1331
02:33:08,900 --> 02:33:10,420
‫نامه‌ها رو چیکار کردی؟

1332
02:33:38,940 --> 02:33:42,300
‫- خوش اومدین.
‫- ممنون پسرم. حالت چطوره؟

1333
02:33:42,460 --> 02:33:46,980
‫- خوبم ممنون. شما چطورین؟
‫- خوبیم شکر. خدا بدترش رو نده.

1334
02:33:48,520 --> 02:33:49,500
‫خوش اومدی.

1335
02:33:50,200 --> 02:33:52,940
‫- ممنون. غم آخرت باشه.
‫- ممنونم.

1336
02:33:54,480 --> 02:33:58,880
‫من یه‌کم توی بازار کار دارم. اگه اجازه بدی تا
‫شما حرف می‌زنید، من برم اونا رو حل کنم.

1337
02:33:58,880 --> 02:34:02,100
‫بعد هم باید به مینی‌بوس برسیم.
‫دیر نکنیم.

1338
02:34:02,200 --> 02:34:03,520
‫باشه. نگران نباش.

1339
02:34:03,960 --> 02:34:09,600
‫خب پس شما بشینید. تو هم تموم شدی
‫زنگ بزن و بیا. خیلی دیر نکن. برای تو هم خرید داریم.

1340
02:34:09,700 --> 02:34:10,460
‫باشه.

1341
02:34:11,540 --> 02:34:13,840
‫به عمو و زن عموت خیلی سلام برسون پسرم.

1342
02:34:13,840 --> 02:34:16,840
‫- چشم. شما هم به عمو مهمت سلام برسونید.
‫- باشه باشه.

1343
02:34:26,660 --> 02:34:27,340
‫بفرما.

1344
02:34:37,020 --> 02:34:40,080
‫- چی می‌خوری؟
‫- چایی و آب.

1345
02:34:40,540 --> 02:34:43,320
‫- گرسنه‌ای؟ چیزی می‌خوای؟
‫- نه ممنون.

1346
02:34:50,940 --> 02:34:53,000
‫- من سفارش بدم و بیام.
‫- باشه.

1347
02:35:21,640 --> 02:35:25,020
‫- تسلیت میگم. بابابزرگت رو از دست دادی.
‫- ممنون.

1348
02:35:26,120 --> 02:35:28,600
‫پدر و مادرت رو هم زمان بچگی
‫از دست دادی هان؟

1349
02:35:29,140 --> 02:35:31,320
‫بله هر دو رو با فاصله‌ی کم0.

1350
02:35:31,780 --> 02:35:35,160
‫- یادت میاد؟
‫- زیاد نه. خیلی کوچولو بودم.

1351
02:35:36,580 --> 02:35:39,860
‫با یه ژاکت قهوه‌ای دکمه‌ی چوپانی
‫برای واکسیناسیون بُرده بودنم.

1352
02:35:40,240 --> 02:35:43,900
‫فقط اینو به صورت غیرخیالی یادم میاد.
‫ولی گاهی قاطی می‌کنم.

1353
02:35:44,360 --> 02:35:46,060
‫چی رو قاطی می‌کنی؟

1354
02:35:46,600 --> 02:35:49,780
‫این که واقعی بود یا توی خواب دیدم.

1355
02:35:50,960 --> 02:35:52,460
‫عکسشون رو داری؟

1356
02:36:04,520 --> 02:36:08,300
‫میگن دنبال یه چیزی بگردی، پیدا نمیشه ها.

1357
02:36:31,440 --> 02:36:34,560
‫- دکمه‌ی چوپانی چیه؟
‫- چی؟

1358
02:36:35,860 --> 02:36:38,740
‫گفتی با ژاکت دکمه‌ی چوپانی برده بودنت.

1359
02:36:40,020 --> 02:36:42,080
‫این چیزها هستن مثلِ...

1360
02:36:42,720 --> 02:36:45,400
‫- مثل چی؟
‫- اینطور...

1361
02:36:46,620 --> 02:36:50,620
‫از یه تنه‌ی بزرگ درخت به
‫شکل دایره بریده شده

1362
02:36:50,920 --> 02:36:55,780
‫البته کاملاً دایره نه ولی وسطش اینطور
‫عریض و کناره‌هاش باریکه.

1363
02:36:57,520 --> 02:36:58,820
‫خیلی نفهمیدم.

1364
02:36:59,380 --> 02:37:04,180
‫نخ یا طناب از توش رد میشه
‫یا بسته میشه.

1365
02:37:06,000 --> 02:37:08,600
‫بیخیال خودتو اذیت نکن. همینطوری
‫پرسیدم که حرفی زده بشه.

1366
02:37:29,320 --> 02:37:34,040
‫- این یارو چیکار داره می‌کنه؟
‫- منم اونو نگاه می‌کردم. از صبح همینطوره.

1367
02:37:34,780 --> 02:37:37,120
‫یا یه مشکلی داره یا مریضه.

1368
02:37:42,420 --> 02:37:44,260
‫راستی یادم رفت بگم...

1369
02:37:44,920 --> 02:37:46,480
‫ممنونم که اومدی.

1370
02:37:47,800 --> 02:37:52,400
‫تا چند روز دیگه دارم میرم. اگه نمی‌اومدی،
‫شاید دیگه هیچ وقت نمی‌دیدمت.

1371
02:37:53,280 --> 02:37:56,240
‫که اینطور. چرا داری میری؟

1372
02:37:57,400 --> 02:38:02,360
‫دلیل خاصی هم نداره. فقط دیگه
‫نمی‌خوام اینجا بمونم.

1373
02:38:03,480 --> 02:38:05,720
‫چرا نمی‌خوای اینجا بمونی؟

1374
02:38:06,560 --> 02:38:11,100
‫مخصوصاً صبح‌ها وقتی بیدار میشم، ندیدن
‫پدربزرگم خیلی فشار میاره روم.

1375
02:38:12,380 --> 02:38:16,100
‫تا قبل از سربازی، یه روز هم نبود که نبینمش.

1376
02:38:17,340 --> 02:38:21,400
‫نمی‌تونم بدون اون مغازه رو باز کنم
‫یا قبل از خواب، صداشو نشنوم.

1377
02:38:22,780 --> 02:38:26,000
‫چه بدونم. هیچ رقمه نمی‌تونم
‫به نبودنش عادت کنم.

1378
02:38:28,960 --> 02:38:30,620
‫ایشالا که خیره.

1379
02:38:44,160 --> 02:38:46,700
‫یه روز عصر داشتم با رفقا می‌رفتم بیرون...

1380
02:38:47,980 --> 02:38:50,760
‫بابابزرگم جلوی در دستمو گرفت
‫و یه عکس بهم داد

1381
02:38:52,160 --> 02:38:58,500
‫اینو ببین. دختر دوست دوران
‫سربازی بابای خدابیامرزته.

1382
02:38:58,640 --> 02:39:00,720
‫گفت اگه خوشت اومد، خبر کن.

1383
02:39:01,980 --> 02:39:07,100
‫منم گفتم بابابزرگ شوخی می‌کنی؟
‫تو این زمونه از روی عکس همسر انتخاب می‌کنن؟

1384
02:39:08,280 --> 02:39:09,840
‫اونم گفت پس از کجا انتخاب میشه؟

1385
02:39:10,500 --> 02:39:17,060
‫گفتم چه بدونم. آدم آشنا میشه، حرف می‌زنه
‫یه چیزی داریم به نام تمدن.

1386
02:39:18,706 --> 02:39:21,200
‫گفت اگه قرار بود با دیدن و
‫حرف زدن، شناخت ایجاد بشه

1387
02:39:21,513 --> 02:39:24,433
‫هیچکس خیانت نمی‌دید و
‫هیچکس طلاق نمی‌گرفت.

1388
02:39:24,560 --> 02:39:27,400
‫هیچ برابری حقوقی از بین نمی‌رفت.

1389
02:39:28,900 --> 02:39:32,860
‫گفت باز تو فکرهاتو بکن. اگه نخواستی
‫مجبورت نمی‌کنیم که.

1390
02:39:38,360 --> 02:39:42,280
‫عکسو گرفتم. اما از خجالت پیش
‫اون نتونستم نگاه کنم.

1391
02:39:43,660 --> 02:39:48,540
‫شب موقع برگشتن از قهوه‌خونه یادم افتاد.
‫زیر یه تیر چراغ برق، نگاهش کردم.

1392
02:39:49,800 --> 02:39:53,820
‫صورتت رو اولین بار، اونجا
‫زیر نور چراغ برق دیدم.

1393
02:39:54,980 --> 02:39:59,320
‫اولین بار اون موقع، صدای درونمو شنیدم.
‫دردی از شکمم بلند شد.

1394
02:40:00,340 --> 02:40:02,140
‫اون شب تا صبح نخوابیدم.

1395
02:40:03,340 --> 02:40:04,740
‫مدام به تو فکر کردم.

1396
02:40:10,200 --> 02:40:13,600
‫دو سه روز بعد اومد گفت چی میگی؟
‫بریم خواستگاری دختره؟

1397
02:40:14,220 --> 02:40:18,180
‫گفتم باشه. دختره خیلی خوشگله.
‫حال و هوای متفاوتی داره.

1398
02:40:18,440 --> 02:40:20,480
‫کی نمی‌خواد با این ازدواج کنه آخه؟
‫ولی نتونستم بگم...

1399
02:40:20,660 --> 02:40:24,680
‫چشم‌های این دختر دوردست رو
‫نگاه می‌کنن. نزدیک رو نمی‌بینن...

1400
02:40:25,500 --> 02:40:29,700
‫مخصوصاً یکی مثل منو اصلاً نمی‌بینن.
‫ببینه هم اصلاً نمی‌خواد.

1401
02:40:30,100 --> 02:40:31,640
‫چطور می‌تونستم اینو بگم؟

1402
02:40:35,860 --> 02:40:38,420
‫خدا برای بعضی از بنده‌هاش،
‫روی دیگه‌اش رو نشون داده.

1403
02:40:39,300 --> 02:40:42,800
‫اینو بابابزرگ می‌گفت. به ما هم اینو نشون داد.

1404
02:40:44,140 --> 02:40:51,380
‫کاش همه چی زندگی مطابق میل ما بود.
‫ولی نشد. من بعد هم نمیشه احتمالاً.

1405
02:40:52,840 --> 02:40:57,440
‫ ولی باز هم آدم ناراحت میشه.
‫با اینکه می‌دونه نمیشه، امیدوار میشه.

1406
02:40:59,240 --> 02:41:01,620
‫من باعث همه درد و رنج‌هات شدم.

1407
02:41:03,240 --> 02:41:07,240
‫زندگی‌ات به خاطر من سیاه شد.
‫جوونی‌ات به خاطر من نابود شد.

1408
02:41:07,940 --> 02:41:10,080
‫به خاطر من از خونه‌ات فرار کردی.

1409
02:41:11,280 --> 02:41:14,240
‫ولی دیگه کاری نمیشه کرد.
‫کاریه که شده.

1410
02:41:17,000 --> 02:41:21,160
‫من باز خواستم اینها رو بگم
‫و بدونی چطور فکر می‌کنم.

1411
02:41:22,500 --> 02:41:24,120
‫خواستم حلالم کنی.

1412
02:41:37,060 --> 02:41:37,820
‫این مال توئه.

1413
02:42:24,420 --> 02:42:28,060
‫- چی شد دخترم؟
‫- چیزی نیست.

1414
02:42:28,960 --> 02:42:31,380
‫تو برو. من یه‌کم قدم می‌زنم و میام.

1415
02:42:33,260 --> 02:42:35,640
‫- باشه فقط دیر نکن.
‫- باشه.

1416
02:49:36,220 --> 02:49:39,760
‫- عیدتون مبارک
‫- عید شما هم مبارک.

1417
02:49:40,120 --> 02:49:41,640
‫ممنونم. می‌بینمتون.

1418
02:50:21,540 --> 02:50:24,820
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- صبحونه درست می‌کنم. تو چه کردی؟

1419
02:50:24,820 --> 02:50:26,820
‫هیچی. طبق معمول.

1420
02:50:27,380 --> 02:50:31,160
‫قاب گوشی که خریده بودم، یادم
‫رفته بود. به اون سر زدم.

1421
02:50:38,120 --> 02:50:42,100
‫- کنترل رو ندیدی؟
‫- روی میز تلفن بود.

1422
02:50:46,880 --> 02:50:48,820
‫این کنترل با من مشکلی داره؟

1423
02:50:49,580 --> 02:50:50,760
‫چی شد؟

1424
02:50:51,200 --> 02:50:54,680
‫یه‌کم قبل نبود اونجا. از تو
‫که پرسیدم ظاهر شد.

1425
02:50:56,060 --> 02:50:58,980
‫ممکنه. اونجاست ولی نمی‌دونم
‫ چرا دیده نمیشه.

1426
02:51:10,620 --> 02:51:15,040
‫- هنوز تبریک عید نگفتیم.
‫- یه‌کم کار دارم. تموم کنم میام.

1427
02:51:38,435 --> 02:51:41,841
‫برادرزاده یعنی این. اولین کارش توی
‫صبح عید، تماس با عموش هست.

1428
02:51:41,865 --> 02:51:43,256
‫عیدت مبارک عمو جان.

1429
02:51:43,280 --> 02:51:46,160
‫- تو هم همینطور عمو. عید همگی مبارک.
‫- راه افتادین؟

1430
02:51:46,380 --> 02:51:49,500
‫نه بابا. هنوز زوده.
‫الآن از نماز برگشتم.

1431
02:51:49,820 --> 02:51:52,440
‫برای موبایل قاب جدید انداختم. گفتم
‫اولین کار اینه به تو زنگ بزنم.

1432
02:51:52,440 --> 02:51:57,320
‫خوب کردی. ببین زن عموت و بچه‌ها
‫همگی منتظرن ها. برای نهار می‌رسین؟

1433
02:51:57,493 --> 02:52:01,500
‫تا بعد از ظهر برسیم باز خوبه ولی فکر کنم
‫تا عصر طول بکشه. باید به پدر زن سر بزنیم.

1434
02:52:01,500 --> 02:52:04,340
‫آهان. چه کار کنیم دیگه؟
‫باید منتظر بشیم نوبتمون برسه.

1435
02:52:04,340 --> 02:52:08,400
‫ولی سر مزار نرید. اونجا رو باهم میریم.
‫لازم شد فردا میریم.

1436
02:52:08,400 --> 02:52:10,280
‫باشه باشه نگران نباش.

1437
02:52:10,960 --> 02:52:12,600
‫سنگ‌هاش خوب شده؟
‫خوب کار کردن؟

1438
02:52:12,600 --> 02:52:16,740
‫خیلی خوب شده. خوشت میاد.
‫نور به قبرش بباره.

1439
02:52:17,120 --> 02:52:21,340
‫ولی بازم میگم اگه خوشت نیومد، دوباره
‫درستش می‌کنیم. تعارف نکن.

1440
02:52:21,340 --> 02:52:24,580
‫نه پسرم. نگران نباش. هرچی
‫توی عکس دیدی همونه.

1441
02:52:24,900 --> 02:52:27,620
‫- زیباترین قبر اینجا شد به خدا.
‫- خوبه پس.

1442
02:52:28,200 --> 02:52:31,660
‫- باشه پس. نزدیک شدید تماس بگیر.
‫- باشه. تماس می‌گیریم.

1443
02:52:31,826 --> 02:52:34,386
‫- مراقب باشید ها.
‫- نگران نباش. فعلاً خداحافظ.

1444
02:52:40,800 --> 02:52:42,240
‫کجا موندی پس؟

1445
02:52:46,820 --> 02:52:50,060
‫گفتم حاضر بشم تا بعد از
‫صبحونه معطل نشیم.

1446
02:52:57,160 --> 02:52:58,020
‫چی شد؟

1447
02:53:05,840 --> 02:53:07,560
‫عیدت مبارک.

1448
02:53:09,000 --> 02:53:10,040
‫تو هم همینطور.

1449
02:53:14,480 --> 02:53:15,640
‫وایسا. چیکار می‌کنی؟

1450
02:53:16,900 --> 02:53:18,520
‫مگه میشه؟ باباتم مگه؟

1451
02:53:19,120 --> 02:53:24,240
‫درست میگی ولی چه می‌دونم. چون مامانم
‫همه‌اش دست بابامو می‌بوسه یادم مونده.

1452
02:53:25,100 --> 02:53:28,100
‫نه این‌طوری نیست. تقریباً هم‌سن هستیم.

1453
02:53:29,000 --> 02:53:30,820
‫هرچند منم نمی‌فهمم...

1454
02:53:33,360 --> 02:53:36,960
‫بذار این دفعه، اینطور باشه. دفعه
‫بعدی رو یاد می‌گیریم.

1455
02:53:46,080 --> 02:53:47,640
‫عیدت مبارک باشه.

1456
02:53:51,340 --> 02:53:52,460
‫تو هم همینطور.

1457
02:53:56,380 --> 02:54:01,460
‫- بیا صبحونه بخوریم. دیرمون میشه.
‫- تو بشین. من دست‌هامو بشورم.

1458
02:54:02,540 --> 02:54:03,600
‫هجران؟

1459
02:54:09,220 --> 02:54:10,640
‫من تو رو خیلی دوست دارم.

1460
02:54:15,120 --> 02:54:16,800
‫به اندازه‌ای زیاد که نمی‌تونم بگم.

1461
02:54:24,320 --> 02:54:25,140
‫من هم.

1462
02:54:27,000 --> 02:54:28,500
‫من هم تو رو خیلی دوست دارم.

1463
02:54:55,980 --> 02:54:57,280
‫به چی فکر می‌کنی؟

1464
02:55:00,900 --> 02:55:03,940
‫یعنی این دفعه بابام قبول می‌کنه و می‌بخشه؟

1465
02:55:07,180 --> 02:55:11,160
‫روزهاست دارم به این فکر می‌کنم.
‫کاش بعد این همه مدت، دیگه طولش نده.

1466
02:55:12,700 --> 02:55:16,000
‫من فکر نمی‌کنم این دفعه طولش بده
‫ولی...

1467
02:55:19,540 --> 02:55:24,520
‫ناراحتی من و آب شدن خودش به کنار،
‫گرفتاری مادر و منکشه رو کجای دلم بگذارم.

1468
02:55:25,080 --> 02:55:29,160
‫مگه ممکنه آدم نسبت به بچه‌اش و
‫خانواده‌اش این قدر کینه داشته باشه؟

1469
02:55:32,340 --> 02:55:37,753
‫به نظرم تو دیگه خودتو ناراحت نکن.
‫می‌بخشه. خواهی دید. هرچی باشه باباته.

1470
02:55:39,320 --> 02:55:44,040
‫اگه این دفعه هم نبخشه،
‫دفعه‌ی بعدی رو مجبوره.

1471
02:55:45,320 --> 02:55:47,760
‫وقتی این به دنیا اومد،
‫اسم اونو می‌ذاریم

1472
02:55:47,873 --> 02:55:51,973
‫و میدیم بغلش و میگیم بیا مهمت خان،
‫این دفعه هم نمیخوای ببخشی؟

1473
02:55:52,100 --> 02:55:56,820
‫اون وقت چیکار می‌کنه؟ میگه نه نمی‌خوام؟
‫اونو دیگه سخته بگه.

1474
02:55:57,800 --> 02:56:00,040
‫تو دیگه به نظرم به این چیزها فکر نکن.

1475
02:56:00,580 --> 02:56:03,400
‫وقتی فکر میکنی چی میشه؟
‫فایده‌ای داره برات؟

1476
02:56:03,580 --> 02:56:06,720
‫مشکلی از رفتار اون حل می‌کنه؟
‫هیچی نمیشه.

1477
02:56:06,940 --> 02:56:08,620
‫تو می‌مونی و ناراحتی‌ات.

1478
02:56:09,760 --> 02:56:13,440
‫ضمناً منم دیگه به این چیزها اجازه نمیدم.
‫تو دو نفری.

1479
02:56:13,700 --> 02:56:17,000
‫اگه ما از درد و غصه یه بار متاثر میشیم
‫تو دو بار متاثر میشی.

1480
02:56:17,240 --> 02:56:20,860
‫اونطوری نمیشه. دیگه باید
‫بیشتر مراقب باشی.

1481
02:56:28,440 --> 02:56:29,400
‫چی شد؟

1482
02:56:32,940 --> 02:56:33,960
‫چیزی نیست.

1483
02:56:36,180 --> 02:56:37,780
‫چرا اونطور نگاه کردی؟

1484
02:56:40,140 --> 02:56:41,800
‫تو رو نگاه کردم. نمی‌تونم؟

1485
02:56:45,060 --> 02:56:46,020
‫می‌تونی.

1486
02:57:04,560 --> 02:57:08,900
‫- دیشب یه خواب دیدم.
‫- خیر باشه؟

