﻿1
00:00:03,003 --> 00:00:04,067
‫<i>امروز اعلامیه جدیدی از،</i>

2
00:00:04,091 --> 00:00:05,657
‫<i>یک کشف علمی در...</i>

3
00:00:05,831 --> 00:00:07,070
‫<i>.موسسه مطالعات فرافضایی منتشر شد</i>

4
00:00:07,094 --> 00:00:08,660
‫<i>پژوهشگران متوجه وجود...</i>

5
00:00:08,834 --> 00:00:10,749
‫<i>منابع جدید انرژی در...</i>

6
00:00:10,923 --> 00:00:12,621
‫<i>.بعد های ناشناخته‌ تازه‌ای شدند</i>

7
00:00:12,795 --> 00:00:14,338
‫<i>.امشب، در برنامه بنی انگر</i>

8
00:00:14,362 --> 00:00:16,407
‫<i>با توجه به افزایش تنش ها
‫با اتحادیه جماهیر شوروی،</i>

9
00:00:16,581 --> 00:00:18,366
‫<i>دانشمندان ساعت قیامت رو</i>

10
00:00:18,540 --> 00:00:20,237
‫<i>به شصت ثانیه قبل از
‫نیمه شب جا‌به‌جا کردند.</i>

11
00:00:20,411 --> 00:00:23,371
‫<i>آیا ما واقعا اینقدر
‫به نابودی هسته‌ای نزدیک هستیم؟</i>

12
00:00:23,545 --> 00:00:25,851
‫<i>اما در بهره اول، از شهروندان عادی ،می‌پرسیم</i>

13
00:00:26,026 --> 00:00:27,766
‫<i>"آیا آمریکا آماده جنگه؟"</i>

14
00:00:27,940 --> 00:00:29,420
‫<i>خب، گزت یه مقاله...</i>

15
00:00:29,594 --> 00:00:31,234
‫<i>.درباره این عملیات حمله هسته‌ای داره</i>

16
00:00:31,379 --> 00:00:32,921
‫<i>،که میگه اعضای مرحوم یک خانواده</i>

17
00:00:32,945 --> 00:00:34,382
‫<i>،باید در کیسه های زباله پیچیده بشن</i>

18
00:00:34,556 --> 00:00:36,340
‫<i>و بیرون از خونه
‫برای جمع آوری گذاشته بشن.</i>

19
00:00:36,514 --> 00:00:38,560
‫<i>به نظر می‌رسه آمریکا داره
‫برای جنگ آماده میشه،</i>

20
00:00:38,734 --> 00:00:40,736
‫<i>و این یعنی آمریکایی ها دارند
‫برای مرگ آماده میشن.</i>

21
00:00:40,910 --> 00:00:42,999
‫<i>.برای مرگ آماده میشن</i>

22
00:02:11,592 --> 00:02:19,944
‫<font color="#fffc00"><b><i>نگهبانان</i></b></font>

23
00:02:21,969 --> 00:02:26,195
‫<font color="#fffc00"><b><i>قسمت دوم</i></b></font>

24
00:02:26,407 --> 00:02:32,532
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]

25
00:02:32,857 --> 00:02:38,434
‫«مترجمین»
‫.::: فرزاد یاقوتی و باربد حسینی :::.

26
00:02:38,549 --> 00:02:41,204
‫کار زیباییه.

27
00:02:41,378 --> 00:02:45,252
‫امیدوارم اون کشتی
‫خوب در ماجراجوییش سرد نگهش داره.

28
00:02:45,426 --> 00:02:46,775
‫اگر پوسیده شه...

29
00:02:46,949 --> 00:02:48,951
‫جایی که داره میره خیلی سرده.

30
00:02:49,125 --> 00:02:51,301
‫بعد از دو سال در این جزیره لعنتی،

31
00:02:51,475 --> 00:02:52,835
‫و ساختن این
‫...اون حواسش هست که

32
00:02:52,955 --> 00:02:55,305
‫قبل از نمایش بزرگش خراب نشه.

33
00:02:55,479 --> 00:02:57,394
‫اما، خانم منیش،

34
00:02:57,568 --> 00:02:59,888
‫فکر می‌کردم خوشحال بشید
‫که پشت اون چیز رو ببینید،

35
00:03:00,005 --> 00:03:01,833
‫نه عقبشو نقاشی کنید.

36
00:03:02,007 --> 00:03:03,618
‫خب، آقای شیا،

37
00:03:03,792 --> 00:03:05,707
‫من فقط چند تا طرح نهایی،

38
00:03:05,881 --> 00:03:07,361
‫از مجموعه روییش می‌خواستم،

39
00:03:07,535 --> 00:03:10,102
‫مخصوصا اون ساختار شگفت انگیز منقارش.

40
00:03:10,277 --> 00:03:11,756
‫شگفت انگیز؟

41
00:03:11,930 --> 00:03:14,150
‫شبیه دانشمندای اون پایین حرف می‌زنی.

42
00:03:14,324 --> 00:03:16,500
‫اونقدر شیفته دستاورد های خودشون هستند،

43
00:03:16,674 --> 00:03:19,590
‫که وحشت و ترسناک بودن
‫این فاجعه ای که،

44
00:03:19,764 --> 00:03:21,070
‫ما رویاپردازیش کردیم،

45
00:03:21,244 --> 00:03:24,726
‫و کابوسی که ساختند رو نمی‌بینند.

46
00:03:24,900 --> 00:03:26,423
‫برای بینش و ایده یک مرد،

47
00:03:26,597 --> 00:03:28,295
‫ما تا جهنم رفتیم و برگشتیم.

48
00:03:29,557 --> 00:03:31,211
‫اما می‌تونیم برگردیم؟

49
00:03:33,561 --> 00:03:35,389
‫به نظرت می‌ذاره از این جزیره بریم؟

50
00:03:35,563 --> 00:03:37,521
‫ما توافق‌نامه های
‫عدم افشای اطلاعات امضا کردیم.

51
00:03:37,695 --> 00:03:39,436
‫به خوبی بهمون حقوق دادند.

52
00:03:39,610 --> 00:03:42,570
‫و کشتیمون به مقصد سرزمین اصلی
‫چند روز دیگه می‌رسه.

53
00:03:42,744 --> 00:03:44,833
‫چرا اینقدر افکار تاریکی داری، مکس؟

54
00:03:45,007 --> 00:03:47,488
‫اوه، خب، آره.
‫مطمئنم حق با توئه.

55
00:03:47,662 --> 00:03:49,141
‫حدس می‌زنم تو تمام این صنعت،

56
00:03:49,316 --> 00:03:51,448
‫شباهت های تلخ بیشتری به،

57
00:03:51,622 --> 00:03:53,885
‫داستان کامیکی که قدیم نوشتم داره.

58
00:03:55,757 --> 00:04:01,632
‫یه تکه کوچک زشت از
‫<i>.قصه های کشتی باری سیاه</i>

59
00:04:01,806 --> 00:04:03,939
‫<i>،از فرط سرگردانی و گرسنگی</i>

60
00:04:04,113 --> 00:04:08,030
‫<i>،تاریک‌ترین افکارم جوشید و سر رفت</i>

61
00:04:08,204 --> 00:04:11,990
‫<i>و از مغز تا قلبم مانند مرکب سیاه سرازیر .شد</i>

62
00:04:12,164 --> 00:04:13,253
‫تاکسی!

63
00:04:16,343 --> 00:04:18,040
‫<i>،من دیویدزتاون رو تصور می کنم</i>

64
00:04:18,214 --> 00:04:22,087
‫<i>که توسط شیطان های خالکوبی دار
‫کشتی باری اشغال شده است.</i>

65
00:04:22,262 --> 00:04:25,482
‫<i>.همسرم به احتمال فراوان مرده بود</i>

66
00:04:25,656 --> 00:04:28,398
‫<i>،او و دختران زیبایم را به یاد می‌آوردم</i>

67
00:04:28,572 --> 00:04:30,705
‫<i>.که از ایوان خانه با من خداحافظی می‌کردند</i>

68
00:04:30,879 --> 00:04:32,750
‫<i>خوشحالم که رُزای من زنده نیست تا این رو .ببینه</i>

69
00:04:32,924 --> 00:04:34,448
‫<i>.همه الان مردند</i>

70
00:04:34,622 --> 00:04:36,493
‫همه چیز داره به نابودی میره.

71
00:04:36,667 --> 00:04:38,408
‫- به این نگاه کن. به این نگاه کن...
‫- همم.

72
00:04:38,582 --> 00:04:41,672
‫<i>من اجساد باد کرده
‫همسفرانم را تصور می‌کردم.</i>

73
00:04:41,846 --> 00:04:43,520
‫<i>،دکتر منهتن از سیاره رفته</i>

74
00:04:43,544 --> 00:04:45,217
‫<i>...و کوسه پوسیده...</i>

75
00:04:45,241 --> 00:04:46,982
‫<i>.روس ها در مسیر جنگ هستند</i>

76
00:04:47,067 --> 00:04:49,201
‫<i>قایقم رو به سمت فراموشی می‌برند...</i>

77
00:04:49,376 --> 00:04:51,536
‫- حمله به آزمندیاس...
‫<i>.همه مردند</i>

78
00:04:51,639 --> 00:04:53,162
‫بهتون گفتم.

79
00:04:53,336 --> 00:04:54,922
‫همش شبیه تیتر های ده سال پیشه،

80
00:04:54,946 --> 00:04:57,601
‫قبل از اینکه تمام انتقام جویان
‫نقاب‌دار رو تو سال 77 ممنوع کردن.

81
00:04:57,775 --> 00:05:00,517
‫حالا که صحبتش شد، این
‫بخش رورشاک رو دیدی؟

82
00:05:00,691 --> 00:05:02,954
‫بالاخره هفته پیش دستگیر کردند.

83
00:05:03,128 --> 00:05:06,436
‫معلوم شد یکی از مشتریای اینجا بوده هاه؟

84
00:05:06,610 --> 00:05:10,962
‫رور... یعنی، والتر کواکس؟
‫جالبه.

85
00:05:11,136 --> 00:05:12,268
‫فوق‌العاده است، مگه نه؟

86
00:05:12,442 --> 00:05:13,443
‫- ممنون.
‫- آره.

87
00:05:13,617 --> 00:05:14,792
‫باعث میشه فکر کنی

88
00:05:14,966 --> 00:05:18,318
‫چی باعث میشه کسی مثل
‫رورشاک از کوره در بره؟

89
00:05:18,492 --> 00:05:20,755
‫ممکنه هر لحظه منفجر شه.

90
00:05:20,929 --> 00:05:23,975
‫<i>،عاقبت در مواجه با افکار هولناک</i>

91
00:05:24,149 --> 00:05:25,499
‫<i>،و اجتناب ناپذیرم</i>

92
00:05:26,587 --> 00:05:30,373
‫<i>.جنون را برگزیدم</i>

93
00:05:58,532 --> 00:06:00,055
‫هی، آروم بگیرید.

94
00:06:02,187 --> 00:06:03,667
‫هی، رورشاک.

95
00:06:03,841 --> 00:06:06,496
‫خیلی این حوالی معروف شدی.

96
00:06:06,670 --> 00:06:10,108
‫قطعا دوست دارم ازت امضا بگیرم.

97
00:06:10,282 --> 00:06:11,719
‫یه خودکار اینجا دارم.

98
00:06:16,027 --> 00:06:18,290
‫اون عوضیو بگیرید! بکشیدش!

99
00:06:18,465 --> 00:06:20,075
‫بیا اینجا حرومزاده...

100
00:06:21,598 --> 00:06:23,252
‫بگیریدش!

101
00:06:26,124 --> 00:06:27,430
‫این یارو رو پاره کنید!

102
00:06:27,604 --> 00:06:28,886
‫وقت حساب پس دادنه، رورشاک.

103
00:06:30,259 --> 00:06:32,043
‫بکشیدش!

104
00:06:32,217 --> 00:06:33,617
‫کافیه، کواکس.

105
00:06:33,697 --> 00:06:34,785
‫دراز بکش رو زمین!

106
00:06:34,959 --> 00:06:36,570
‫خوابوندمش رو زمین!
‫پشتیبانی خبر کنید.

107
00:06:36,744 --> 00:06:37,984
‫اینجا قراره منفجر شه.

108
00:06:38,136 --> 00:06:39,529
‫اون مادرخرابو بگیرید!

109
00:06:39,703 --> 00:06:40,400
‫تو مردی، رورشاک. مرده!

110
00:06:40,574 --> 00:06:42,053
‫هیچکدومتون درک نمی‌کنید.

111
00:06:42,227 --> 00:06:44,491
‫من اینجا با شما زندانی نیستم.

112
00:06:44,665 --> 00:06:46,623
‫شما اینجا با من زندانی اید.

113
00:07:18,960 --> 00:07:19,960
‫دن؟

114
00:07:21,745 --> 00:07:23,094
‫اه، دن؟

115
00:07:24,139 --> 00:07:25,749
‫دن، تو اون پایینی؟

116
00:07:36,107 --> 00:07:37,282
‫اوه...

117
00:07:38,936 --> 00:07:39,936
‫واو.

118
00:08:04,396 --> 00:08:05,441
‫واوو!

119
00:08:06,616 --> 00:08:07,661
‫لعنت!

120
00:08:09,271 --> 00:08:11,882
‫- لوری؟ لوری؟ لوری!
‫- دن!

121
00:08:12,056 --> 00:08:13,362
‫- لوری؟
‫- دن!

122
00:08:13,536 --> 00:08:15,059
‫- لوری!
‫- دن!

123
00:08:15,233 --> 00:08:16,060
‫یا خدا!

124
00:08:16,234 --> 00:08:17,584
‫صبر کن.

125
00:08:21,849 --> 00:08:23,720
‫لوری، تو خوبی؟

126
00:08:23,894 --> 00:08:25,156
‫من خیلی متاسفم.

127
00:08:25,330 --> 00:08:26,656
‫من دنبالت می‌گشتم و بعد...

128
00:08:26,680 --> 00:08:27,376
‫نه، نه. من...
‫من فقط توی...

129
00:08:27,550 --> 00:08:28,899
‫تو...تو خوبی؟

130
00:08:29,073 --> 00:08:30,873
‫فکر کنم تصادفی یه دکمه رو تو...

131
00:08:30,945 --> 00:08:32,531
‫من داشتم آرچی رو سر هم می‌کردم،

132
00:08:32,555 --> 00:08:34,252
‫- و روشن ولش کردم...
‫- ببخشید، آرچی؟

133
00:08:34,426 --> 00:08:35,776
‫آره.
‫ناو جغدی.

134
00:08:35,950 --> 00:08:38,213
‫اون..اون...
‫تو آسیب دیدی؟

135
00:08:38,387 --> 00:08:40,215
‫واقعا...

136
00:08:40,389 --> 00:08:41,869
‫- اوه.
‫- من خوبم.

137
00:08:42,043 --> 00:08:43,871
‫ببخشید. ام...

138
00:08:44,045 --> 00:08:46,438
‫من..خب..
‫من یکم...

139
00:08:47,439 --> 00:08:49,006
‫اخیرا حساس شدم.

140
00:08:49,180 --> 00:08:50,965
‫نمی‌خواستم بگم.

141
00:08:51,139 --> 00:08:53,160
‫منظورم اینه، از اونجایی که
‫گذاشتی کل هفته اینجا بمونم.

142
00:08:53,184 --> 00:08:54,490
‫اما، آره،

143
00:08:54,664 --> 00:08:55,970
‫تو به سایه ها هم می‌پریدی.

144
00:08:56,144 --> 00:08:57,664
‫نمی‌خواستم دربارش صحبت کنم.

145
00:08:58,973 --> 00:09:01,279
‫فقط...

146
00:09:01,453 --> 00:09:03,412
‫بعد از اینکه کمدین مرد...

147
00:09:03,586 --> 00:09:06,981
‫جان، ادرین و رورشاک
‫طی چند روز مورد حمله قرار گرفتن.

148
00:09:07,155 --> 00:09:08,939
‫دارم نگران میشم...

149
00:09:09,113 --> 00:09:11,681
‫تو قضیه چرت و پرت
‫نقاب‌کش رورشاک رو که جدی نگرفتی،

150
00:09:11,855 --> 00:09:13,857
‫- گرفتی؟
‫- خب....

151
00:09:14,858 --> 00:09:16,294
‫اوه، نه.

152
00:09:23,258 --> 00:09:24,738
‫اوه، دن. ببخشید.

153
00:09:24,912 --> 00:09:26,870
‫نه، نه. مشکلی نیست.

154
00:09:28,611 --> 00:09:32,572
‫دوران خوبی توی این لباس داشتم اما...

155
00:09:32,746 --> 00:09:35,444
‫اون زمان ها خیلی وقت پیش
‫دود شد و از بین رفت...

156
00:09:35,618 --> 00:09:36,967
‫دلت برای اون زمان تنگ میشه؟

157
00:09:37,141 --> 00:09:38,795
‫نه.

158
00:09:38,969 --> 00:09:41,232
‫وقتی به قبلا فکر می‌کنم،
‫خیلی خجالت آور بود واقعا.

159
00:09:42,451 --> 00:09:44,105
‫فانتزی یه بچه مدرسه‌ای.

160
00:09:48,022 --> 00:09:51,765
‫خب، حداقل تو فانتزیت رو زندگی می‌کردی.

161
00:09:52,940 --> 00:09:54,550
‫من فانتزی مادرم رو زندگی می‌کردم.

162
00:09:54,724 --> 00:09:58,815
‫خب، یجورایی، رویای من هم توسط،

163
00:09:58,989 --> 00:10:01,165
‫ماجراهای مینت‌من
‫شکل گرفته بود.

164
00:10:01,339 --> 00:10:02,950
‫هالیس رو الگوم قرار داده بودم،

165
00:10:03,124 --> 00:10:05,953
‫که با نقشه های پدرم
‫برای زندگیم مغایرت داشت.

166
00:10:06,127 --> 00:10:07,824
‫اووه! بهم بگو.

167
00:10:07,998 --> 00:10:12,394
‫خب...پدرم داشت من رو سوق می‌داد
‫تا شغل کارمند بانک خودشو ادامه بدم؛

168
00:10:12,568 --> 00:10:16,790
‫اما من ترجیح می‌دادم به جای پول،
‫کارت های امتیازی از مبارزان جرم و جنایت جمع کنم.

169
00:10:16,964 --> 00:10:20,707
‫در هر صورت، حواسم رو جمع نگه می‌داشت،
‫و تونستم وارد هاروارد بشم.

170
00:10:20,881 --> 00:10:25,363
‫وقتی که از دنیا رفت داشتم رشته هوانوردی
‫و جانورشناسی می‌خوندم.

171
00:10:25,537 --> 00:10:28,497
‫و پول خیلی زیادی برای من به یادگار گذاشت.

172
00:10:28,671 --> 00:10:30,499
‫و چون کسی نبود من رو
‫از فکر این کار بیرون بیاره،

173
00:10:30,673 --> 00:10:32,936
‫این اتفاق افتاد.

174
00:10:33,110 --> 00:10:35,678
‫تو رویاهات رو واقعی کردی.

175
00:10:35,852 --> 00:10:37,332
‫یک رویای واقعی شده،

176
00:10:37,506 --> 00:10:40,248
‫تبدیل به واقعیتی آشفته میشه، مگه نه؟

177
00:10:40,422 --> 00:10:41,945
‫اما، آره،

178
00:10:42,119 --> 00:10:45,645
‫وقتی تو لحظه بودم، مال خودم کردمش.

179
00:10:45,819 --> 00:10:47,777
‫فکر می‌کنم هردومون مال خودمون کردیمش.

180
00:10:55,785 --> 00:10:57,744
‫اون کمد سوغاتی رو می‌بینی؟

181
00:10:57,918 --> 00:10:59,659
‫من کارت های امتیازی خودم رو،

182
00:10:59,833 --> 00:11:02,400
‫جدا از ماجراجویی های
‫جغد شب هالیس نگه می‌داشتم.

183
00:11:02,574 --> 00:11:05,621
‫تاریخچه آینده خودم رو می‌نوشتم.

184
00:11:09,103 --> 00:11:12,541
‫نمی‌تونستم صبر کنم تا همه‌ی این چیزای
‫دوران ماجراجوییم رو دور بندازم.

185
00:11:12,715 --> 00:11:15,718
‫همونطور که می‌تونی حدس بزنی
‫دو جعبه از اموالم،

186
00:11:15,892 --> 00:11:18,460
‫تازه از اخراج راکفلر برام رسیدن.

187
00:11:18,634 --> 00:11:20,074
‫حقیقتا، من تعجب کردم که
‫زحمت دادن به خودشون،

188
00:11:20,157 --> 00:11:22,899
‫و بعد از جداییمون چیزی برام فرستادن.

189
00:11:24,161 --> 00:11:26,424
‫دلت برای جان تنگ میشه؟

190
00:11:26,598 --> 00:11:28,688
‫مدام فکر می‌کنم که باید بشه.

191
00:11:28,862 --> 00:11:33,170
‫حتی وقتی باهاش بودم،
‫اون واقعا اونجا نبود.

192
00:11:33,344 --> 00:11:36,130
‫برخلاف تمام مامورین دولتی
‫که حواسشون به ما بود.

193
00:11:37,087 --> 00:11:39,089
‫که چطور جان رو خوشحال نگه می‌داشتم.

194
00:11:42,440 --> 00:11:46,009
‫اما هی، من فقط می‌تونم
‫خواب چیزی که اینجا داری رو ببینم.

195
00:11:46,183 --> 00:11:48,533
‫تو خوش شانسی که حریم شخصی خودتو داری.

196
00:11:49,447 --> 00:11:50,797
‫آره...

197
00:11:51,449 --> 00:11:53,234
‫خوش شانس.

198
00:11:53,408 --> 00:11:55,410
‫یه واقعیت آشفته دیگه، آره؟

199
00:11:55,584 --> 00:11:57,412
‫نوع دیگه‌ای وجود داره؟

200
00:11:58,674 --> 00:11:59,936
‫و این روز ها این حسو میده که،

201
00:12:00,110 --> 00:12:03,157
‫واقعیت داره در اطرافمون فرو می‌ریزه.

202
00:12:03,331 --> 00:12:05,420
‫حالا دوباره شبیه رورشاک حرف می‌زنی.

203
00:12:05,594 --> 00:12:08,379
‫دن، این فرضیه نقاب‌کش منطقی نیست.

204
00:12:08,553 --> 00:12:10,338
‫جان با میل خودش از زمین رفت.

205
00:12:10,512 --> 00:12:13,167
‫رورشاک هنگام ارتکاب قتل دستگیر شد.

206
00:12:13,341 --> 00:12:14,777
‫توطئه کجاست؟

207
00:12:14,951 --> 00:12:17,562
‫رورشام جوری نیست که همینجوری
‫به یک نفر شلیک کنه.

208
00:12:17,737 --> 00:12:18,738
‫خیلی ساده است.

209
00:12:18,912 --> 00:12:20,217
‫و اون وقایع اینقدر
‫نزدیک به هم رخ دادن،

210
00:12:20,391 --> 00:12:21,871
‫حمله به ادرین،

211
00:12:22,045 --> 00:12:23,965
‫و قتل کمدین،
‫خیلی تصادفیه.

212
00:12:24,134 --> 00:12:26,615
‫رورشاک از روز اول خبر داشت.

213
00:12:28,399 --> 00:12:32,316
‫ببین، من می‌دونم اون ماسک
‫طی سال ها مغزشو خورده،

214
00:12:32,490 --> 00:12:33,491
‫اما ما باهم کار کردیم.

215
00:12:33,665 --> 00:12:36,622
‫رورشاک همیشه یک محقق قوی
‫و یه متخصص با تدبیر بود.

216
00:12:36,756 --> 00:12:38,322
‫به همین خاطر، نمی‌تونم به این فکر نکنم،

217
00:12:38,496 --> 00:12:42,239
‫که شاید اون مدارکی پیدا کرده بود
‫که تمام این اتفاقات رو به هم وصل می‌کرد.

218
00:12:42,413 --> 00:12:44,546
‫فقط آرزو می‌کنم می‌تونستم
‫بفهمم تو مغزش چه خبره.

219
00:12:48,202 --> 00:12:49,464
‫خیلی خب، والتر.

220
00:12:49,638 --> 00:12:51,205
‫حالا، فکر می‌کنم بدونی این چیه؟

221
00:12:51,379 --> 00:12:53,729
‫می‌خوام بهش نگاه کنی
‫و بهم بگی چی می‌بینی.

222
00:12:56,079 --> 00:12:57,341
‫بهش نگاه می‌کنی، والتر؟

223
00:12:58,342 --> 00:12:59,953
‫برام اینکارو می‌کنی؟

224
00:13:00,127 --> 00:13:01,258
‫چی می‌بینی؟

225
00:13:05,741 --> 00:13:07,003
‫یه پرنده زیبا.

226
00:13:07,177 --> 00:13:09,092
‫عالیه.

227
00:13:09,266 --> 00:13:10,386
‫بیا یکی دیگه رو امتحان کنیم، باشه؟

228
00:13:12,139 --> 00:13:13,401
‫چی می‌بینی؟

229
00:13:20,277 --> 00:13:22,714
‫- یه پروانه زیبا.
‫- فوق‌العاده است والتر.

230
00:13:22,889 --> 00:13:25,717
‫به عنوان جلسه اولمون
‫خیلی خوب داره پیش میره.

231
00:13:25,892 --> 00:13:27,284
‫این خیلی بهم کمک می‌کنه،

232
00:13:27,458 --> 00:13:29,218
‫درباره سلامت روانت برای دادگاه صحبت کنم.

233
00:13:30,113 --> 00:13:31,113
‫بیا ادامه بدیم.

234
00:13:32,942 --> 00:13:34,814
‫روی این کارت چی می‌بینی؟

235
00:13:35,858 --> 00:13:37,294
‫و راحت باش که هر تصویریر که

236
00:13:37,468 --> 00:13:39,166
‫به ذهنت می‌رسه رو توصیف کنی.

237
00:13:39,340 --> 00:13:42,386
‫اوه، آره!

238
00:13:42,560 --> 00:13:44,519
‫هی! برو گمشو تخم سگ!

239
00:13:44,693 --> 00:13:46,913
‫این پول نمیده تا قیافه زشت تو رو ببینه.

240
00:13:47,087 --> 00:13:48,828
‫کجا داری میری مادرجنده؟

241
00:13:49,002 --> 00:13:50,264
‫بهش دست نزن!

242
00:13:50,438 --> 00:13:52,135
‫حرومزاده حتما بیماری داره.

243
00:13:52,309 --> 00:13:53,528
‫درسته، مادرجنده...

244
00:13:55,095 --> 00:13:56,139
‫برو کنار!

245
00:13:59,708 --> 00:14:01,971
‫خب، والتر؟

246
00:14:02,145 --> 00:14:03,538
‫تو توش چی می‌بینی؟

247
00:14:03,712 --> 00:14:05,061
‫هی بهم میگی والتر.

248
00:14:05,888 --> 00:14:07,150
‫ازت خوشم نمیاد.

249
00:14:07,324 --> 00:14:09,979
‫اه... از من خوشت نمیاد؟

250
00:14:10,153 --> 00:14:11,676
‫چون چاقی. خرپولی.

251
00:14:11,851 --> 00:14:13,722
‫فکر می‌کنی می‌دونی درد چیه.

252
00:14:13,896 --> 00:14:15,637
‫بهت درباره درد میگم، دکتر.

253
00:14:15,811 --> 00:14:16,811
‫بهت درباره....

254
00:14:17,508 --> 00:14:19,728
‫رورشاک میگم.

255
00:14:19,902 --> 00:14:21,730
‫زاده اشتباهات یک فاحشه،

256
00:14:21,904 --> 00:14:23,688
‫زندان ایالتی تو سن ده سالگی.

257
00:14:23,863 --> 00:14:28,519
‫بعد از به قتل رسیدن مادر،
‫فقط یک پشیمونی از بچگی داشتم.

258
00:14:28,693 --> 00:14:30,739
‫اینکه اونجا نبودم تا رو
‫جسدش تف کنم.

259
00:14:32,959 --> 00:14:35,700
‫<i>توی یک تولیدی پوشاک
‫به عنوان کارگر استخدام شدم،</i>

260
00:14:35,875 --> 00:14:37,398
‫<i>سفارش مخصوص دوخت یک
‫پیراهن زنونه،</i>

261
00:14:37,572 --> 00:14:40,575
‫از جنس یک پارچۀ ساخت
‫دکتر منهتن دریافت کردم.

262
00:14:40,749 --> 00:14:43,447
‫<i>یک جور مایع لزج، وسط دو
‫لایۀ لاتکس،</i>

263
00:14:43,621 --> 00:14:45,580
‫<i>،حساس به گرما و فشار</i>

264
00:14:45,754 --> 00:14:49,062
‫مشتری، کیتی جنوس بود که
‫هیچوقت سفارشو تحویل نگرفت.

265
00:14:49,236 --> 00:14:50,890
‫نمی‌دونستم چرا.

266
00:14:51,064 --> 00:14:54,197
‫<i>سیاه و سفید تغییر شکل می‌دادند
‫اما مخلوط نمی‌شدند.</i>

267
00:14:54,371 --> 00:14:55,807
‫<i>.خاکستری نداشت</i>

268
00:14:55,982 --> 00:14:58,549
‫<i>.خیلی خیلی زیبا بود</i>

269
00:14:58,723 --> 00:15:02,379
‫<i>.روز بعد، فهمیدم کیت جنوس به قتل رسیده</i>

270
00:15:02,553 --> 00:15:04,991
‫<i>بهش تجاوز شده بود و خارج از
‫آپارتمانش به قتل رسیده بود.</i>

271
00:15:05,165 --> 00:15:07,515
‫<i>.حدود 40 همسایه صدای فریاد شنیدند</i>

272
00:15:07,689 --> 00:15:11,562
‫<i>.هیچکس کاری نکرد
‫هیچکس به پلیس زنگ نزد.</i>

273
00:15:11,736 --> 00:15:13,216
.‫<i>بعضیاشون حتی تماشا هم کردند</i>

274
00:15:13,390 --> 00:15:14,783
!‫<i>اونا تماشا کردند</i>

275
00:15:14,957 --> 00:15:16,741
،‫<i>اونجا بود که فهمیدم مردم</i>

276
00:15:16,916 --> 00:15:18,961
.‫<i>پشت این همه خود فریبی چی هستند</i>

277
00:15:20,963 --> 00:15:23,966
،‫<i>شرمسار از بشریت
.‫رفتم خونه</i>

278
00:15:24,140 --> 00:15:26,229
،‫<i>لباس کیتی رو برداشتم</i>

279
00:15:26,403 --> 00:15:29,057
‫<i>و ازش چهره‌ای ساختم که
.‫طاقت نگاه کردن بهش توی آینه رو داشته باشم</i>

280
00:15:31,104 --> 00:15:33,889
.‫<i>سال 1975، روی یک پرونده آدم ربایی کار کردم</i>

281
00:15:34,063 --> 00:15:38,328
.‫<i>بلیر روش. شش سال سن داشت</i>

282
00:15:38,502 --> 00:15:39,808
.‫<i>از خبرچین ها بازجویی کردم</i>

283
00:15:39,982 --> 00:15:41,549
.‫<i>یکیشون با خون ریزی جواب پس داد</i>

284
00:15:41,723 --> 00:15:43,072
.‫<i>یک آدرس</i>

285
00:15:43,246 --> 00:15:44,944
.‫<i>یه خیاطی از کار افتاده در بروکلین</i>

286
00:15:47,729 --> 00:15:51,776
.‫<i>اون موقع فقط کواکس بودم
.‫تظاهر به رورشاک بودن می‌کردم</i>

287
00:15:51,951 --> 00:15:55,867
.‫<i>ساده لوح و نرم بودم
.‫متوجه نمی‌شدم</i>

288
00:15:57,217 --> 00:15:58,522
.‫<i>تا وقتی پیداش کردم</i>

289
00:16:00,829 --> 00:16:04,267
.‫<i>هیچی به جز تکه هاش نبود
،‫خاکستر هایی در اجاق</i>

290
00:16:06,139 --> 00:16:09,533
.‫<i>خون رو تخته آشپزخونه
.‫استخون برای سگ ها</i>

291
00:16:09,707 --> 00:16:11,100
.‫<i>اون توسط شرارت بلعیده شده بود</i>

292
00:16:12,972 --> 00:16:16,279
.‫<i>هیچ شانسی نداشت
.‫همونطور که کواکس نداشت</i>

293
00:16:16,453 --> 00:16:19,326
،‫<i>بالاخره با درک ظرفیت حقیقی انسان برای وحشت</i>

294
00:16:19,500 --> 00:16:21,458
.‫<i>کواکس چشم هاش رو بست</i>

295
00:16:23,286 --> 00:16:25,941
.‫<i>اون رورشاک بود که دوباره چشم هاش رو باز کرد</i>

296
00:16:31,251 --> 00:16:34,167
.‫<i>سگ هارو راحت کشتم
.‫چیز بهتری سرشون نمیشد</i>

297
00:16:38,345 --> 00:16:39,520
.‫<i>اما جرالد گرایس چرا</i>

298
00:16:40,695 --> 00:16:41,957
‫چی...نه. هی!

299
00:16:42,131 --> 00:16:43,437
.‫<i>اون رو با تمام قوا کشتم</i>

300
00:16:43,611 --> 00:16:45,154
.‫<i>من بهت گفتم من هیچکاری با اون دختر نکردم</i>

301
00:16:46,353 --> 00:16:47,702
‫تو هیچی بر علیهم نداری.

302
00:16:47,876 --> 00:16:49,312
‫بیخیال، پسر داری چیکار می‌کنی؟

303
00:16:49,486 --> 00:16:51,053
‫این چیه؟

304
00:16:51,227 --> 00:16:52,813
‫سعی نکن دستبند هات رو برش بزنی.

305
00:16:52,837 --> 00:16:55,449
‫- به موقع نمی‌تونی انجام بدی.
‫- اوه خدای من تو دیوونه ای!

306
00:16:55,623 --> 00:16:57,016
‫چی..چی، تو می‌خوای منو بسوزونی؟

307
00:16:57,190 --> 00:17:00,019
‫تو نمی‌تونی اینکارو کنی.
‫وایسا! نه! اوه، خدا! نه!

308
00:17:04,458 --> 00:17:05,546
‫نه! نه!

309
00:17:09,767 --> 00:17:11,160
،‫<i>هنگامی که یک مرد دیده</i>

310
00:17:11,334 --> 00:17:13,119
،‫<i>دیگه نمی‌تونه چشم پوشی کنه</i>

311
00:17:13,293 --> 00:17:15,251
،‫<i>و تظاهر کنه وجود نداره</i>

312
00:17:15,425 --> 00:17:17,732
‫اهمیتی نداره کی بهش دستور میده
‫تا چشم پوشی کنه.

313
00:17:17,906 --> 00:17:20,691
‫من اینکارو انجام نمیدم چون اجازه‌اش هست.

314
00:17:20,865 --> 00:17:23,520
‫من انجامش میدم چون مجبورم.

315
00:17:23,694 --> 00:17:26,480
‫انجامش میدم چون مقیدم.

316
00:17:27,872 --> 00:17:31,050
‫می‌بینم...

317
00:17:31,224 --> 00:17:33,748
‫نه. تو نمی‌بینی.

318
00:17:33,922 --> 00:17:35,228
‫اما صبر داشته باش، دکتر.

319
00:17:36,055 --> 00:17:37,230
‫خواهی دید.

320
00:17:40,059 --> 00:17:42,539
‫چطور ادرین انجامش میده؟

321
00:17:42,713 --> 00:17:46,065
‫اون سنش خیلی از من بیشتر نیست
‫...اما بدنش الان

322
00:17:46,239 --> 00:17:49,024
‫از هرچیزی که من در زمان
‫جغد شب بودنم بودم بهتره.

323
00:17:49,198 --> 00:17:52,288
‫وقتی از آزمندیاس بودن بازنشسته شد،

324
00:17:52,462 --> 00:17:56,553
‫من و جان رو برد تا گوشه عزلت بزرگش
‫رو در قطب ببینیم.

325
00:17:56,727 --> 00:17:58,251
‫خیلی خودنماست.

326
00:17:58,425 --> 00:18:00,992
‫تو کارنک رو دیدی؟
‫تو...تو بوبستیس رو دیدی؟

327
00:18:01,167 --> 00:18:02,559
‫آره. اون من رو فرستاد

328
00:18:02,733 --> 00:18:04,189
‫تا با گربه خونگی خیلی بزرگش بازی کنم.

329
00:18:04,213 --> 00:18:06,433
‫سیاهگوش اصلاح شده ژنتیکی، در واقع.

330
00:18:06,607 --> 00:18:08,348
‫جذابه.

331
00:18:08,522 --> 00:18:12,743
‫تنها جذبه اونجا چیزی که بین
‫جان و ادرین وجود داشت بود.

332
00:18:12,917 --> 00:18:13,917
‫بدون وقفه حرف می‌زدن.

333
00:18:16,356 --> 00:18:19,098
‫اون از ثروت شرکت وایت استفاده می‌کنه،

334
00:18:19,272 --> 00:18:20,447
‫تا علم رو پیشرفت بده.

335
00:18:20,621 --> 00:18:22,536
‫- تهوع آوره.
‫- و به خیریه کمک کنه.

336
00:18:22,710 --> 00:18:24,538
‫کاری می‌کنه خیلی آسون به نظر بیاد.

337
00:18:24,712 --> 00:18:28,063
‫اون از یه فانتزی بازنشسته شد
‫و فقط...یکی دیگه ساخت.

338
00:18:28,237 --> 00:18:32,067
‫اون...با پاسخ زاده شد که...

339
00:18:32,241 --> 00:18:35,897
‫هیچ پول و قدرت و خانواده‌ای نمی‌تونه بهت بده.

340
00:18:36,071 --> 00:18:37,290
‫پاسخ به چی؟

341
00:18:37,464 --> 00:18:39,030
‫بعد از درآوردن ماسک،

342
00:18:40,249 --> 00:18:41,511
‫تو کی هستی؟

343
00:18:44,645 --> 00:18:47,300
‫به سلامتی ادرین، مرد با پاسخ.

344
00:18:51,173 --> 00:18:53,001
‫هی، چی...
‫چی تو جیبته؟

345
00:18:53,175 --> 00:18:56,700
‫اوه، من...از آتیش نجاتشون دادم.

346
00:18:56,874 --> 00:18:58,876
‫عینک جغدی یدکیم.
‫کجا بود؟

347
00:18:59,050 --> 00:19:01,705
‫داخل...آرچی.

348
00:19:01,879 --> 00:19:04,752
‫- آرچی؟
‫- خب، خیلی خوبه که شما بعد از

349
00:19:04,926 --> 00:19:07,320
‫متحد شدن برای نابود کردن مخفیگاهم
‫اینقدر با هم آشنا هستید.

350
00:19:09,104 --> 00:19:12,412
‫بیا. امتحانشون کن.
‫دید جغدیم رو تجربه کن.

351
00:19:12,586 --> 00:19:14,283
‫،مهم نیست چقدر تاریک میشه

352
00:19:14,457 --> 00:19:17,417
‫وقتی از درون اینا نگاه می‌کنی
‫همه چیز مثل روز روشنه.

353
00:19:17,591 --> 00:19:20,724
‫چرا، آقای درایبرگ...

354
00:19:20,898 --> 00:19:22,204
‫داری دلبری می‌کنی.

355
00:19:22,378 --> 00:19:24,337
‫اوه حتما خراب شدن
‫بذار نگاه کنم...

356
00:19:41,528 --> 00:19:45,053
‫نمی‌تونم..نه،
‫تونستم. ببخشید.

357
00:19:56,369 --> 00:19:58,936
‫من...خیلی ببخشید. مشکل از تو نیست.

358
00:19:59,110 --> 00:20:01,156
‫- فقط...
‫- هی، آروم باش. مشکلی نیست.

359
00:20:01,330 --> 00:20:03,637
‫- نه، تو لیاقتت بیشتره
‫- دن...

360
00:20:03,811 --> 00:20:06,857
‫- منظورم اینه، من واقعا اینو می‌خوام.
‫- مهم نیست.

361
00:20:07,031 --> 00:20:09,512
‫می‌دونم وقتی یه چیزی درست نیست،
‫چه حسی میده.

362
00:20:10,861 --> 00:20:13,037
‫الان فقط می‌خوابیم، باشه؟

363
00:20:14,604 --> 00:20:18,042
‫فقط خواب.

364
00:20:18,217 --> 00:20:20,107
.‫<i>سر خط خبر های ساعت یازده</i>

365
00:20:20,131 --> 00:20:22,699
.‫<i>نیرو های روسیه در حال پیشروی در افغانستان هستند</i>

366
00:20:22,873 --> 00:20:25,572
،‫<i>و پاکستان از آمریکا درخواست دخالت کرده</i>

367
00:20:25,746 --> 00:20:28,966
‫<i>اما روسیه ادعا می‌کنه
.‫تنها در حال ایمن کردن مرز هاشون هستند</i>

368
00:20:29,140 --> 00:20:32,448
،‫<i>گزارش ویژه ای از نویسنده سرشناس، مکس شی داریم</i>

369
00:20:32,622 --> 00:20:35,103
.‫<i>که دو سال پیش به طور مرموزی ناپدید شد</i>

370
00:20:35,277 --> 00:20:37,279
،‫<i>بشنوید که چرا جست و جوی محققین برای</i>

371
00:20:37,453 --> 00:20:38,802
.‫<i>سرنخ با شکست به اتمام رسیده</i>

372
00:21:48,655 --> 00:21:50,396
‫خب، خب، خب.

373
00:21:50,570 --> 00:21:52,223
‫سلام، رورشاک.

374
00:21:52,398 --> 00:21:54,400
‫زمان طولانی گذشته.

375
00:21:54,574 --> 00:21:56,619
‫گنده‌لات، دنیا کوچیکه.

376
00:21:58,360 --> 00:22:00,710
‫دنیا کوچیکه. خوشم اومد.

377
00:22:02,016 --> 00:22:03,887
‫می‌دونی، بعد از 20 سال،

378
00:22:04,061 --> 00:22:05,474
‫حدس می‌زدم اینکه،

379
00:22:05,498 --> 00:22:06,629
‫با من چیکار کردی یادت بره.

380
00:22:06,803 --> 00:22:09,545
‫تو و اون مرد جغدی لعنتی.

381
00:22:09,719 --> 00:22:10,938
‫خنده داره که این چیزا،

382
00:22:11,112 --> 00:22:12,983
‫برمی‌گردن تا مارو شکار کنن، آره؟

383
00:22:13,157 --> 00:22:16,160
‫حالا که حرفش شد،
‫اونی که سوزوندی داره می‌میره.

384
00:22:18,467 --> 00:22:21,514
‫شاید فردا،
‫شاید روز بعدش.

385
00:22:21,688 --> 00:22:25,082
‫اما می‌بینی، اون دوستای زیادی اینجا داشت.

386
00:22:25,256 --> 00:22:26,736
‫و وقتی می‌میره،

387
00:22:26,910 --> 00:22:30,131
‫اینجا می‌ترکه
‫و بعدش تو...

388
00:22:30,305 --> 00:22:32,481
‫با فاصله کمی می‌میری.

389
00:22:32,655 --> 00:22:33,743
‫خواسته بزرگیه.

390
00:22:33,917 --> 00:22:35,310
‫زرنگ خان!

391
00:22:35,484 --> 00:22:36,311
‫یه سوراخ جدید تو این یارو درمیارم.

392
00:22:36,485 --> 00:22:38,618
‫هی، هی، هی. عجله ای نیست.

393
00:22:38,792 --> 00:22:40,794
‫من 20 سال صبر کردم.

394
00:22:40,968 --> 00:22:45,146
‫به‌زودی بهش می‌رسه.
‫و هیچکس اهمیتی نمیده.

395
00:22:45,320 --> 00:22:48,236
‫می‌شنوم حتی رواشناسش امروز استعفا داد.

396
00:22:48,410 --> 00:22:51,631
‫تو توی کوچه سایه ها تنهایی، رورشاک،

397
00:22:51,805 --> 00:22:54,373
‫جایی که گذشته‌ات دسترسی زیادی داره.

398
00:22:54,547 --> 00:22:57,376
‫و تنها چیز بین من و تو،

399
00:22:57,550 --> 00:23:00,683
‫یه...قفل...نکبته.

400
00:23:01,597 --> 00:23:02,772
‫دربارش فکر کن.

401
00:23:22,052 --> 00:23:23,489
‫تو خوبی؟

402
00:23:23,663 --> 00:23:27,580
‫خواب بد.
‫واقعیت بد.

403
00:23:27,754 --> 00:23:29,930
‫امیدوارم به خاطر چیزی که
‫اتفاق افتاد نباشه.

404
00:23:31,279 --> 00:23:33,455
‫به خاطر نقاب‌کشه.

405
00:23:33,629 --> 00:23:35,849
‫چهارتامون از بین رفتن،

406
00:23:36,023 --> 00:23:38,199
‫جنگ تو افق در کمینه،

407
00:23:38,373 --> 00:23:41,202
‫من ترسیدم، همش به هم مربوطه،

408
00:23:41,376 --> 00:23:42,769
‫و بدترین هنوز از راه نرسیده.

409
00:23:42,943 --> 00:23:46,468
‫و نمی‌تونم کاری کنم تا جلوشو بگیرم.

410
00:23:46,642 --> 00:23:49,645
‫همش باعث میشه حس...

411
00:23:49,819 --> 00:23:52,953
‫ناتوانی کنم.

412
00:23:54,563 --> 00:23:56,260
‫به همین خاطر، من دویدم این پایین.

413
00:23:56,435 --> 00:23:57,827
‫به خاطر همه خوبی هایی که انجام شد.

414
00:23:58,001 --> 00:23:59,281
‫اینجور نیست که بیرون بردن ناو...

415
00:23:59,350 --> 00:24:00,613
‫قراره چیزی رو درست کنه.

416
00:24:03,093 --> 00:24:04,093
‫چرا که نه؟

417
00:24:05,748 --> 00:24:07,184
‫تو جدی هستی؟

418
00:24:07,358 --> 00:24:10,840
‫من یه انتقام جوی نقاب دار بودم، یادته.

419
00:24:11,014 --> 00:24:12,470
‫من عادت دارم سه صبح برم بیرون.

420
00:24:12,494 --> 00:24:13,974
‫و کار احمقانه‌ای بکنم.

421
00:24:21,503 --> 00:24:24,550
‫وایسا، من...من لباست رو سوزوندم یادته؟

422
00:24:26,987 --> 00:24:29,685
‫عینک یدکی،
‫لباس یدکی.

423
00:24:42,437 --> 00:24:43,612
‫- دن؟
‫- همم؟

424
00:24:52,621 --> 00:24:53,622
‫من آمادم.

425
00:25:02,413 --> 00:25:03,937
‫بزن بریم.

426
00:25:04,111 --> 00:25:05,504
‫امیدوارم گیر نیفتیم.

427
00:25:30,572 --> 00:25:31,572
‫واو!

428
00:25:57,947 --> 00:26:01,603
‫این عالیه.
‫خیلی عالیه.

429
00:26:04,693 --> 00:26:06,173
‫دن، سمت راستت مشکل هست.

430
00:26:08,262 --> 00:26:09,262
‫سفت بچسب!

431
00:26:20,143 --> 00:26:21,943
‫ساختمون به نظر امن میاد.

432
00:26:22,102 --> 00:26:23,103
‫نه، صبر کن.

433
00:26:23,277 --> 00:26:24,060
‫- اونجا!
‫- یکی لطفا!

434
00:26:26,280 --> 00:26:28,238
‫به نظر می‌رسه چهار بزرگسالن.
‫می‌تونیم برشون داریم؟

435
00:26:28,412 --> 00:26:29,412
‫همین الان دارم روش کار می‌کنم!

436
00:26:34,854 --> 00:26:36,072
‫<i>لطفا آروم بمونید.</i>

437
00:26:36,246 --> 00:26:37,726
‫<i>ما اینجاییم تا نجاتتون بدیم.</i>

438
00:26:37,900 --> 00:26:39,249
‫<i>از پنجره عقب برید.</i>

439
00:26:46,300 --> 00:26:48,389
!‫<i>یا مادر خدا</i>

440
00:26:48,563 --> 00:26:50,130
.‫<i>مادر خدا درسته</i>

441
00:26:50,304 --> 00:26:52,567
‫اوه، من یه شبح کاملا متفاوتم.

442
00:26:52,741 --> 00:26:54,830
‫و قطعا مادر کسی نیستم.

443
00:26:55,004 --> 00:26:56,136
.‫<i>دمت گرم، ممنون</i>

444
00:26:56,876 --> 00:26:58,007
‫بزن بریم.

445
00:26:58,181 --> 00:26:59,879
‫<i>- ممنون.</i>
‫- ممنون.

446
00:27:06,015 --> 00:27:07,451
‫- خوش اومدید.
‫- هی!

447
00:27:07,626 --> 00:27:09,279
‫تو همون... یارو جغده هستی.

448
00:27:09,453 --> 00:27:10,193
‫کی؟

449
00:27:10,367 --> 00:27:11,847
‫جغد سیاه!

450
00:27:12,021 --> 00:27:14,023
‫کی می‌خواد آهنگ بشنوه؟

451
00:27:30,039 --> 00:27:31,475
‫اوه!

452
00:27:31,650 --> 00:27:33,216
‫<i>- سلامت باشید.</i>
‫- ممنون.

453
00:27:33,390 --> 00:27:34,478
.‫<i>ممنون</i>

454
00:27:34,653 --> 00:27:35,958
‫چه اتفاقی الان افتاد؟

455
00:27:39,527 --> 00:27:41,442
‫این واقعا اتفاق افتاد؟

456
00:27:41,616 --> 00:27:42,922
‫می‌دونی ممکنه مارو کنار...

457
00:27:43,096 --> 00:27:44,096
‫رورشاک به خاطر این زندانی کنن.

458
00:27:44,140 --> 00:27:45,489
‫آره.

459
00:27:45,664 --> 00:27:47,404
‫و جنگ جهانی سوم فردا شروع شه.

460
00:28:14,475 --> 00:28:16,259
‫دن!

461
00:28:16,433 --> 00:28:18,348
‫- امشب خوب بود.
‫- آره بود.

462
00:28:20,524 --> 00:28:22,613
‫امیدوار بودم امشب بتونه
‫چیزی رو درونت بیدار کنه.

463
00:28:22,788 --> 00:28:23,788
‫اوه، کرد.

464
00:28:26,313 --> 00:28:28,837
‫سیری ناپذیری ها؟

465
00:28:29,011 --> 00:28:31,971
‫خب، بعدش چیکار کنیم؟

466
00:28:35,539 --> 00:28:38,760
‫ما...باید رورشاک رو آزاد کنیم.

467
00:28:39,979 --> 00:28:40,979
‫چی؟

468
00:28:44,374 --> 00:28:45,985
‫<i>در هیاهوهام</i>

469
00:28:46,159 --> 00:28:48,074
‫<i>از فرط نیاز به
‫هم‌صحبت،</i>

470
00:28:48,248 --> 00:28:52,034
.‫<i>با همسفران مرده‌ام سخن گفتم</i>

471
00:28:52,208 --> 00:28:55,908
.‫<i>صدا هایشان از زیر قایق سخن می‌گفتند</i>

472
00:28:56,082 --> 00:29:00,086
...‫<i>گفت و گو با مردگان، دلگیر</i>

473
00:29:00,260 --> 00:29:01,890
‫اوه پسر.
‫ده روز تا جنگ اتمی مونده، درف.

474
00:29:01,914 --> 00:29:03,369
‫<i>تلخ....</i>
‫- این چیزیه که تو تلویزیون گفتن

475
00:29:03,393 --> 00:29:04,743
.‫<i>... بی نهایت غمگین بود</i>

476
00:29:04,917 --> 00:29:07,746
‫اوه خدا، درف،
‫فقط چند تا کیتی بهم بده.

477
00:29:07,920 --> 00:29:09,617
‫تا بتونم نعشه شم، پسر.

478
00:29:09,791 --> 00:29:14,753
‫<i>اخبار شوم، با ماهی های ریز مردارخوار
.‫از دهانشان بیرون می‌ریخت</i>

479
00:29:14,927 --> 00:29:17,122
‫همش تقصیر منهتنه.
‫اون یارو بدبختمون کرده.

480
00:29:17,146 --> 00:29:19,670
‫اوه! روزنامه تازه رسید.

481
00:29:19,845 --> 00:29:21,281
‫یه شورش تو زندان شده.

482
00:29:22,586 --> 00:29:23,650
‫- بهم بدش!
‫- واو هی!

483
00:29:23,674 --> 00:29:25,111
‫ما اونجا رفیق داریم.

484
00:29:25,285 --> 00:29:27,591
‫"پارتیزان شورش در زندان شروع کرد."
‫"پنج نفر مرده."

485
00:29:27,766 --> 00:29:29,158
‫دوباره رورشاک.

486
00:29:29,332 --> 00:29:30,594
‫تیتر خبر ها میشه،

487
00:29:30,769 --> 00:29:32,379
‫بعد از اینکه چند ابرقهرمان دیگه،

488
00:29:32,553 --> 00:29:33,713
‫به خاطر نجات آپارتمان از آتش، تو اخبار بودن.

489
00:29:33,815 --> 00:29:35,034
‫نقاب‌دارای لعنتی!

490
00:29:35,208 --> 00:29:36,557
‫بیخیال.
‫بیاید جمع کنیم بچه ها.

491
00:29:36,731 --> 00:29:38,472
‫تاوان این خیلی زیاد قراره باشه.

492
00:29:38,646 --> 00:29:41,780
‫اگر بیشتر سرم نمی‌شد،
‫می‌گفتم همش به هم مربوطه.

493
00:29:41,954 --> 00:29:43,279
،‫<i>ما با هم صحبت کردیم</i>

494
00:29:43,303 --> 00:29:45,218
،‫<i>من و دوستان پوسیده‌ام</i>

495
00:29:45,392 --> 00:29:46,959
...‫<i>درباره زندگی</i>

496
00:29:47,133 --> 00:29:48,806
.‫<i>یک روزنامه فروش اینارو حس می‌کنه</i>

497
00:29:48,830 --> 00:29:50,068
....‫<i>....و پایان ها</i>

498
00:29:50,092 --> 00:29:51,964
.‫<i>همش نشان از دردسره</i>

499
00:29:52,138 --> 00:29:54,270
‫<i>...از مجازات مخوفی که</i>

500
00:29:54,444 --> 00:29:56,185
.‫<i>در کمین همه ماست</i>

501
00:29:59,449 --> 00:30:02,278
‫پلیسا یا خلافکارا مارو وسط
‫هرج و مرج به قتل می‌رسونن.

502
00:30:02,452 --> 00:30:04,541
‫- در هر حال....
‫- نه، وایسا. ببین.

503
00:30:04,715 --> 00:30:06,555
‫ما برنامه این رو داشتیم
‫که حواس نگهبانا رو پرت کنیم.

504
00:30:06,587 --> 00:30:08,719
‫شورش زندان اینکار رو برامون می‌کنه.

505
00:30:08,894 --> 00:30:10,547
‫می‌تونم به رادیوی پلیس گوش کنم،

506
00:30:10,721 --> 00:30:12,047
‫و اطلاعات لحظه‌ای،

507
00:30:12,071 --> 00:30:13,855
‫جایگاه و استراتژی ها بگیریم.

508
00:30:14,029 --> 00:30:15,465
‫این بلیطمون به داخله.

509
00:30:15,639 --> 00:30:17,337
‫اون یه قاتل روانیه،

510
00:30:17,511 --> 00:30:21,123
‫که تو امیدواری این فرضیه
‫دور از ذهن تو رو تایید کنه.

511
00:30:23,082 --> 00:30:25,282
‫واقعا می‌ارزه کونمون رو
‫برای آزاد کردن رورشاک به خطر بندازیم؟

512
00:30:26,346 --> 00:30:27,346
‫ممم.

513
00:30:27,434 --> 00:30:29,044
‫کون تو که جاش امنه.

514
00:30:31,917 --> 00:30:34,571
‫اگر نباشه، کونت رو پاره می‌کنم.

515
00:30:37,705 --> 00:30:38,705
‫هالیس؟

516
00:30:40,229 --> 00:30:42,231
‫اوه، با خودم فکر کردم بهت سر بزنم،

517
00:30:42,405 --> 00:30:43,685
‫بعد از اینکه برای آبجو خوریمون نیومدی.

518
00:30:43,754 --> 00:30:45,191
‫ببخشید، هالیس.

519
00:30:45,365 --> 00:30:47,193
‫درگیر خوندن یه کتاب شدم. خوابم برد.

520
00:30:48,281 --> 00:30:49,021
‫قهوه می‌خوری؟

521
00:30:49,195 --> 00:30:50,283
‫حتما.

522
00:30:53,503 --> 00:30:55,941
‫خب...اخبار رو اخیرا دیدی؟

523
00:30:56,115 --> 00:30:57,290
‫نمیشه تیتر های...

524
00:30:57,464 --> 00:30:58,987
‫این جنگی که میگن در راهه ندید.

525
00:30:59,161 --> 00:31:01,294
‫یه داستان کوچک‌تر دیروز منتشر شد،

526
00:31:01,468 --> 00:31:03,122
‫درباره آتش‌سوزی یه آپارتمان،

527
00:31:03,296 --> 00:31:05,602
‫و یه نجات خیلی غیرمعمولی.

528
00:31:10,694 --> 00:31:13,872
‫نه.نه.

529
00:31:14,046 --> 00:31:15,221
‫- نه.
‫- حالا وایسا.

530
00:31:15,395 --> 00:31:17,005
‫- اها.
‫- وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا.

531
00:31:17,179 --> 00:31:18,615
‫<i>تو میگی رفتن دکتر منهتن</i>

532
00:31:18,789 --> 00:31:20,922
‫<i>از سیاره برنامه‌ریزی شده بود؟</i>

533
00:31:21,096 --> 00:31:22,402
‫زمان بندی شده بود بین حمله های،

534
00:31:22,576 --> 00:31:24,273
‫بلیک، ادرین و رورشاک، آره.

535
00:31:24,447 --> 00:31:26,232
‫زیادی تصادفیه.

536
00:31:26,406 --> 00:31:29,148
‫حمله رسانه‌ای به جان برای
‫سرطان قطعا باید ساختگی می‌بود.

537
00:31:29,322 --> 00:31:30,627
،‫<i>لوری باهاش زندگی می‌کرد</i>

538
00:31:30,801 --> 00:31:32,041
.‫<i>و اون هیچوقت در معرض سرطان نبود</i>

539
00:31:32,194 --> 00:31:33,674
.‫<i>اما من کمی تحقیق کردم</i>

540
00:31:33,848 --> 00:31:36,198
‫قربانی های سرطانی که
‫در نوا اکسپرس نام برده شده بودند.

541
00:31:36,372 --> 00:31:38,766
‫همشون در یک زمان معین
‫کارمند یک شرکت بودند.

542
00:31:38,940 --> 00:31:40,637
‫دوباره، خیلی تصادفی.

543
00:31:40,811 --> 00:31:45,120
‫فکر می‌کنم یه نفر از این آدما ‫و مطبوعات
استفاده کرد تا ‫تبعید جان رو کلید بزنه.

544
00:31:45,294 --> 00:31:47,209
‫و فکر می‌کنم بخشی از یک نقشه،

545
00:31:47,383 --> 00:31:49,995
‫برای آغاز کردن جنگ جهانی سومه.

546
00:31:50,169 --> 00:31:52,519
‫واو!
‫این خیلی فرضیه دور از ذهنیه.

547
00:31:52,693 --> 00:31:54,216
‫لوری هم همینو گفت.

548
00:31:54,390 --> 00:31:56,479
‫و این شرکت،
‫ربط دادن قربانی ها به هم،

549
00:31:56,653 --> 00:31:57,480
‫اونا کین؟

550
00:31:57,654 --> 00:31:58,742
‫و چطوری مرتبط میشن به...

551
00:31:58,917 --> 00:32:00,570
‫بلیک، ادرین و رورشاک؟

552
00:32:00,744 --> 00:32:02,703
‫اسم شرکت گسترش ابعادی‌ئه.

553
00:32:02,877 --> 00:32:05,532
،‫<i>بعد از اسمش تو تحقیق درباره</i>

554
00:32:05,706 --> 00:32:07,795
.‫<i>ساختار شرکتیشون به بن بست خوردم</i>

555
00:32:07,969 --> 00:32:09,188
‫<i>ادرین چی؟</i>

556
00:32:09,362 --> 00:32:10,929
،‫<i>اون خوب با دنیای شرکت ها در ارتباطه</i>

557
00:32:11,103 --> 00:32:12,123
.‫<i>و قطعا انگیزه کمک کردن داره</i>

558
00:32:12,147 --> 00:32:14,367
‫بدون مدرک قوی تر،

559
00:32:14,541 --> 00:32:16,978
‫گفتن این فرضیه توطئه
‫به کسی تو جایگاه اون،

560
00:32:17,152 --> 00:32:18,893
‫ممکنه تو شرایط بدی قرارش بده.

561
00:32:19,067 --> 00:32:22,810
‫یعنی، اون..اون ممکنه مارو گزارش بده اما...

562
00:32:22,984 --> 00:32:24,377
‫دارم روی یه سرنخ دیگه کار می‌کنم.

563
00:32:24,551 --> 00:32:27,162
‫که به‌زودی نمایان میشه.

564
00:32:27,336 --> 00:32:29,817
‫مطمئنم پرونده رو حل می‌کنی، پسرک.

565
00:32:29,991 --> 00:32:32,080
‫باورت دارم.

566
00:32:32,254 --> 00:32:33,647
‫و ممنون که این
‫جزئیات رو بهم گفتی.

567
00:32:33,821 --> 00:32:35,083
‫مم.

568
00:32:35,257 --> 00:32:36,495
‫دوباره حس قدیم هارو میده.

569
00:32:37,999 --> 00:32:39,585
‫هی، ما جغد شب ها
‫باید کنار هم بمونیم.

570
00:32:39,609 --> 00:32:42,525
‫خب، به خاطر همینه که اومدم پیشت، دن.

571
00:32:42,699 --> 00:32:44,658
‫اگه من بتونم بفهمم کی،

572
00:32:44,832 --> 00:32:46,181
‫مردم رو از آتش آپارتمان نجات داد،

573
00:32:46,355 --> 00:32:47,443
‫قطعا پلیس هم می‌تونه.

574
00:32:51,360 --> 00:32:53,232
‫لعنت. زمانمون تموم شده.

575
00:33:25,742 --> 00:33:26,742
‫خب، حالا هیچ راه برگشتی نیست.

576
00:33:27,701 --> 00:33:29,529
‫اگه این پرونده رو حل نکنیم،

577
00:33:29,703 --> 00:33:31,618
‫ممکنه هیچ بازگشتی برای هیچکدوممون نباشه.

578
00:33:36,492 --> 00:33:38,973
‫برو، برو، برو.
‫تیراندازی شد.

579
00:33:39,147 --> 00:33:40,646
‫یک افسر از پا دراومد!
‫ضلع جنوب غربی!

580
00:33:40,670 --> 00:33:42,474
‫تسلیم شید یا بهتون شلیک میشه!

581
00:33:42,498 --> 00:33:45,153
‫خوشحال نیستی که تو تنهایی نگهت می‌دارن؟

582
00:33:45,327 --> 00:33:47,068
‫حالا تجدید دیدارمون توسط،

583
00:33:47,242 --> 00:33:48,939
‫گروه اون بیرون خراب نمیشه.

584
00:33:49,114 --> 00:33:50,767
‫لارنس، زود باش و جوشکار الکتریکی رو بیار.

585
00:33:54,380 --> 00:33:57,774
‫مشکل چیه، رورشاک؟
‫اون داخل خیلی گرمه؟

586
00:33:57,948 --> 00:34:00,299
‫خب، قراره خیلی گرم‌تر بشه.

587
00:34:00,473 --> 00:34:02,127
‫آره. می‌بینی یک دفعه چطوری،

588
00:34:02,301 --> 00:34:04,868
‫بهت دیگه نمیگه
‫"گنده‌لات، دنیا کوچیکه"؟

589
00:34:05,043 --> 00:34:07,262
‫شاید وقتی این میله هارو بریدیم بفهمه،

590
00:34:07,436 --> 00:34:09,003
‫قراره کوتاه ترش کنیم.

591
00:34:09,177 --> 00:34:10,352
‫کور خوندی.

592
00:34:10,526 --> 00:34:12,485
‫کور؟ حرومزاده نکبت!

593
00:34:12,659 --> 00:34:15,444
‫ما یه زندان پر از آدمایی داریم
‫که ازت به شدت متنفرن.

594
00:34:15,618 --> 00:34:16,619
‫تو چی داری؟

595
00:34:16,793 --> 00:34:18,491
‫دست های تو رو دارم.

596
00:34:18,665 --> 00:34:19,883
‫هی! این چه کوفتیه؟

597
00:34:20,058 --> 00:34:21,494
‫لارنس، مادر به خطای احمق!

598
00:34:21,668 --> 00:34:22,688
‫حالا نمی‌تونیم به قفل برسیم.

599
00:34:22,712 --> 00:34:24,062
‫ببخشید، فیگر.

600
00:34:24,236 --> 00:34:25,561
‫مایکل هنوز می‌تونه میله هارو ببره.

601
00:34:25,585 --> 00:34:26,649
‫طول می‌کشه.

602
00:34:26,673 --> 00:34:27,804
‫شورش اونقدر طول نمی‌کشه.

603
00:34:27,978 --> 00:34:29,304
‫و من نمی‌خوام کسی مزاحمم شه.

604
00:34:29,328 --> 00:34:30,653
‫- ببخشید، لارنس...
‫- نه!

605
00:34:30,677 --> 00:34:32,200
‫....اما تو سر راه انتقامم هستی.

606
00:34:32,374 --> 00:34:34,289
‫- نه، رئیس!
‫- مایکل، لارنس رو ببر.

607
00:34:34,463 --> 00:34:36,813
‫- نه، نه صبر کن!
‫- شخصی نیست، لری.

608
00:34:36,987 --> 00:34:38,815
‫وایسا!هی!

609
00:34:46,823 --> 00:34:48,086
‫یک هیچ.

610
00:34:48,260 --> 00:34:49,696
‫نوبت شماست.

611
00:34:49,870 --> 00:34:50,871
‫بیا و من رو بگیر.

612
00:34:56,006 --> 00:34:57,462
‫این چیز مال ما نیست.

613
00:34:57,486 --> 00:34:59,227
‫شلیک کنید!

614
00:34:59,401 --> 00:35:01,205
‫وسیله هواییت رو فرود بیار
‫و ما از نیروی مرگبار استفاده می‌کنیم.

615
00:35:01,229 --> 00:35:03,623
‫رادیوی پلیس میگه این منطقه
‫توسط زندانی ها کنترل میشه.

616
00:35:03,797 --> 00:35:05,237
‫محافظ های گوش رو بذار.
‫فریاد زن هارو فعال می‌کنم.

617
00:35:09,977 --> 00:35:11,097
‫اه!

618
00:35:15,243 --> 00:35:16,563
‫به اون چیز شلیک کنید!

619
00:35:24,426 --> 00:35:25,866
‫زود باش قفل رو باز کن.

620
00:35:25,993 --> 00:35:28,300
‫می‌خوام پخته شدن این
‫حرومزاده رو بو بکشم.

621
00:35:28,474 --> 00:35:31,390
‫و بعدش مثل بوقلمون روز شکرگزاری
‫کنده کاریش می‌کنم.

622
00:35:32,304 --> 00:35:33,479
‫رفتیم داخل.

623
00:35:35,176 --> 00:35:36,482
‫نگاهش کن،

624
00:35:36,656 --> 00:35:39,354
‫مثل یه بچه ترسو میره بالا تختش.

625
00:35:39,528 --> 00:35:41,574
‫حالا گرفتیمت حرومزاده کوچولو.

626
00:35:59,026 --> 00:36:01,420
‫تا حالا فاضلاب رو با
‫توالت از بین نبرده بودم.

627
00:36:01,594 --> 00:36:02,594
‫واضح بود واقعا.

628
00:36:03,204 --> 00:36:04,510
‫دو هیچ.

629
00:36:04,684 --> 00:36:05,728
‫نوبت شماست.

630
00:36:16,478 --> 00:36:18,001
‫چطوری بین همه اینا پیداش کنیم؟

631
00:36:18,176 --> 00:36:19,394
‫با تصور اینکه نمرده باشه.

632
00:36:19,568 --> 00:36:20,968
‫اون این وحشت و جنون رو جذب می‌کنه.

633
00:36:21,091 --> 00:36:22,267
‫این جاییه که زندگی می‌کنه.

634
00:36:22,441 --> 00:36:25,444
‫کمک! یکی اینو بگیره! کمک!

635
00:36:25,618 --> 00:36:26,923
‫هی، رورشاک!

636
00:36:29,883 --> 00:36:30,883
‫هی!

637
00:36:30,971 --> 00:36:32,011
‫کمک!

638
00:36:37,238 --> 00:36:39,066
‫رورشاک!

639
00:36:39,240 --> 00:36:40,676
‫هی، داش.
‫اومدیم آزادت کنیم.

640
00:36:40,850 --> 00:36:42,548
‫منو ببخشید.
‫باید برم دستشویی.

641
00:36:42,722 --> 00:36:44,027
‫محض رضای خدا!

642
00:36:44,202 --> 00:36:45,986
‫خب، وقتی باید بری دستشویی، باید بری.

643
00:36:46,160 --> 00:36:47,616
‫ببین، نقاب‌دار اینجا داریم!

644
00:36:47,640 --> 00:36:49,120
‫اون جغد شبه! بگیریدشون!

645
00:36:49,163 --> 00:36:51,209
‫هی! ما سعی داریم جلوی یه جنگ رو بگیریم!

646
00:36:57,389 --> 00:37:00,914
‫ام...فکر کنم یکم به خاطر...

647
00:37:01,088 --> 00:37:02,568
‫از دست دادن خونه ناراحتم.

648
00:37:02,742 --> 00:37:04,542
‫بهتره با ناو ارتباط برقرار کنم.

649
00:37:05,962 --> 00:37:07,094
‫کاری که باید انجام میشد رو کردم.

650
00:37:07,268 --> 00:37:09,096
‫الان می‌تونیم بریم.

651
00:37:09,270 --> 00:37:10,532
‫- مطمئنی؟
‫- از این طرف.

652
00:37:10,706 --> 00:37:12,055
‫دست هات رو شستی؟

653
00:37:12,230 --> 00:37:13,424
‫آرچی خروجمون رو پوشش میده.

654
00:37:13,448 --> 00:37:14,188
‫سیفون کشیدی؟

655
00:37:14,362 --> 00:37:15,362
‫دو بار کشیدم.

656
00:37:16,059 --> 00:37:18,061
‫یکم گیر کرده بود.

657
00:37:18,236 --> 00:37:19,556
‫نذارید فرار کنن!

658
00:37:19,672 --> 00:37:21,084
‫با نور دنبالشون بگردید!

659
00:37:21,108 --> 00:37:22,544
‫همین حالا وسیله هواییت رو فرود بیار!

660
00:37:22,718 --> 00:37:25,068
‫تکرار می‌کنم!
‫وسیله‌ات رو فرود بیار!

661
00:37:27,897 --> 00:37:30,552
‫همه این بالا دنبالمون می‌گردن.

662
00:37:30,726 --> 00:37:33,381
‫من یه جا برای قایم شدن
‫و نقشه کشی برای حرکت بعدیمون می‌شناسم.

663
00:37:33,555 --> 00:37:35,470
‫خوشحالم که تو لباس کار
‫می‌بینمت، دنیل.

664
00:37:35,644 --> 00:37:37,864
‫مثل قدیم ها.

665
00:37:38,038 --> 00:37:40,345
‫هیچوقت از لباس کارت
‫خوشم نیومد، خانم یوزپچیک.

666
00:37:40,519 --> 00:37:41,868
‫- شخصی نیست.
‫- اه!

667
00:37:42,042 --> 00:37:43,739
‫باورم نمیشه رو یه چیز توافق داریم.

668
00:37:43,913 --> 00:37:46,438
‫یا خدا.

669
00:37:46,612 --> 00:37:48,657
‫- سلام.
‫- جان.

670
00:37:48,831 --> 00:37:50,355
‫گفتن تو مریخ هستی.

671
00:37:50,529 --> 00:37:51,921
‫من مریخ هستم.

672
00:37:52,095 --> 00:37:54,359
‫قراره ما اونجا حرف بزنیم.

673
00:37:54,533 --> 00:37:56,361
‫تو سعی خواهی کرد
‫تا من رو متقاعد کنی،

674
00:37:56,535 --> 00:37:58,624
‫که این دنیا رو نجات بدم.

675
00:37:58,798 --> 00:38:01,366
‫تا...من باید تو رو متقاعد کنم؟

676
00:38:01,540 --> 00:38:04,630
‫جان، ما واقعا به کمکت رو زمین نیاز داریم.

677
00:38:04,804 --> 00:38:06,893
‫دوباره مثل قهرمان داستان اومد.

678
00:38:07,067 --> 00:38:10,157
‫خدای خارج از ماشین.
‫آره فکر کنم اسمش همینه.

679
00:38:11,027 --> 00:38:12,507
‫در هر حال،

680
00:38:12,681 --> 00:38:14,814
‫یک ساعت در آینده،
‫ما در حال صحبت در مریخ هستیم.

681
00:38:14,988 --> 00:38:17,599
‫- مریخ؟ ما وقت نداریم...
‫- دن.

682
00:38:17,773 --> 00:38:19,427
‫فکر می‌کنم بهتره باهاش برم.

683
00:38:19,601 --> 00:38:21,777
‫شاید راهی برای دراومدن
‫از این آشفتگی پیدا کنیم.

684
00:38:21,951 --> 00:38:23,170
‫مشکلی برام پیش نمیاد.

685
00:38:23,344 --> 00:38:24,624
‫لوری، صبر کن.

686
00:38:24,693 --> 00:38:26,042
‫مواظب باش.

687
00:38:31,570 --> 00:38:33,093
‫حیف که با ما کار نمی‌کنن.

688
00:38:34,007 --> 00:38:36,662
‫آره، آره حیف.

689
00:38:44,539 --> 00:38:45,366
‫ما رسیدیم.

690
00:38:45,540 --> 00:38:46,541
‫نظرت چیه؟

691
00:38:49,457 --> 00:38:51,546
‫اوه، البته. من رو ببخشید.

692
00:38:51,720 --> 00:38:54,201
‫گاهی اوقات این چیز ها رو فراموش می‌کنم.

693
00:38:57,987 --> 00:38:59,206
‫تو خوبی؟

694
00:39:01,556 --> 00:39:04,516
‫خدای من! جان، حرومزاده احمق....

695
00:39:07,867 --> 00:39:10,652
‫یا خدا.

696
00:39:10,826 --> 00:39:13,916
‫این جاییه که درباره
‫سرنوشت زمین بحث می‌کنیم.

697
00:39:21,533 --> 00:39:25,885
...‫<i>به راستی که زندگی جهنم است</i>

698
00:39:26,059 --> 00:39:30,803
‫<i>و دست سرد مرگ، تنها دستاویز
‫نجاتمان است.</i>

699
00:39:30,977 --> 00:39:34,676
.‫<i>دیگر تحمل سخنان مردگان را ندارم</i>

700
00:39:34,850 --> 00:39:37,200
.‫<i>دیگر خبری از لعن و لعنت نیست</i>

701
00:39:37,375 --> 00:39:39,507
.‫<i>دیگر قضاوتی برای گناهان ما نیست</i>

702
00:39:41,509 --> 00:39:43,269
...‫<i>پارتیزان شناخته شده به اسم جغد شب</i>

703
00:39:43,293 --> 00:39:44,120
...‫<i>وارد شورش شد و مضنون به قتل</i>

704
00:39:44,294 --> 00:39:45,470
..‫<i>والتر کواکس</i>

705
00:39:45,644 --> 00:39:47,167
.‫<i>ملقب به رورشاک رو آزاد کرد</i>

706
00:39:47,341 --> 00:39:49,561
.‫<i>هردو از اسارت پلیس با وسیله هوایی فرار کردند</i>

707
00:39:49,735 --> 00:39:51,432
‫آه!

708
00:39:51,606 --> 00:39:52,931
.‫<i>اطلاعات جدید به زودی منتشر می‌شود</i>

709
00:39:52,955 --> 00:39:54,355
‫- خدا لعنتش کنه!
‫- درف! چته؟

710
00:39:54,522 --> 00:39:55,697
‫هی، هی، هی.

711
00:39:55,871 --> 00:39:56,935
‫هیچ دردسری این اطراف نمی‌خوایم.

712
00:39:56,959 --> 00:39:58,308
‫خفه شو، پیر خرفت.

713
00:39:58,483 --> 00:39:59,938
‫این حرومزاده های ابرقدرت دار
‫از زیر همه چیز درمیرن،

714
00:39:59,962 --> 00:40:01,616
‫وقتی بچه های ما
‫داخل شورش دهنشون سرویس میشه.

715
00:40:01,790 --> 00:40:03,444
‫عادلانه نیست!

716
00:40:03,618 --> 00:40:07,100
‫<i>در عین وحشت از درد خفگی..
‫درون آن جهیدم...</i>

717
00:40:07,274 --> 00:40:08,904
.‫<i>هی، یارو اخبارگو به جغد شب اشاره کرد</i>

718
00:40:08,928 --> 00:40:13,236
‫<i>...نخست پایم در مرگ
‫سرد و خیس فرو رفت.</i>

719
00:40:13,411 --> 00:40:15,519
‫درف، اون کسیه که اون کتاب
‫درباره نقاب‌دار هارو نوشت.

720
00:40:15,543 --> 00:40:17,502
‫پدرم ماشینش رو می‌بره تعمیرگاهش.

721
00:40:17,676 --> 00:40:19,112
‫- می‌دونی کجاست؟
‫- آره.

722
00:40:19,286 --> 00:40:20,722
‫پایین خیابونه....

723
00:40:20,896 --> 00:40:22,178
...‫<i>ولی عمق اقیانوس</i>

724
00:40:22,202 --> 00:40:24,726
.‫<i>از بلعیدنم امتناع ورزید</i>

725
00:40:24,900 --> 00:40:27,816
‫<i>نگاه منگم را به سوی
...‫آسمان و آخرت گرداندم</i>

726
00:40:27,990 --> 00:40:30,166
...‫<i>.و در عوض، زمین را دیدم</i>

727
00:40:30,340 --> 00:40:31,994
‫این یارو دوست داره
‫تو شورش ها شرکت کنه...

728
00:40:32,168 --> 00:40:33,929
.‫<i>من به مقصدم رسیدم</i>

729
00:40:33,953 --> 00:40:35,650
‫...پس بیاید بهش شورش بدیم.

730
00:40:35,824 --> 00:40:37,715
‫آره.
‫آره. بیاید این یارو رو پاره کنیم!

731
00:40:37,739 --> 00:40:39,219
‫- آره!!
‫- باه!

732
00:40:39,393 --> 00:40:41,073
.‫<i>مرا رها کردند تا بمیرم</i>

733
00:40:41,177 --> 00:40:44,354
‫<i>همان شیاطینی که بی‌تردید خانواده‌ام را
.‫سلاخی کردند</i>

734
00:40:44,529 --> 00:40:48,707
‫<i>اما من سوار بر قایق لاش های خود
....‫بازگشته بودم</i>

735
00:40:48,881 --> 00:40:54,364
‫<i>شبحی کینه توز که سوار بر
.‫امواج، به سوی خانه می‌شتابد</i>

736
00:40:54,539 --> 00:40:55,975
‫آره! آره!

737
00:40:56,149 --> 00:40:58,238
‫- همینه؟
‫- آره طبقه بالا.

738
00:41:05,375 --> 00:41:07,334
‫خیلی خب، خیلی خب.
‫می‌فهمم چی میگی.

739
00:41:07,508 --> 00:41:09,138
‫دیگه در نزنید.

740
00:41:09,162 --> 00:41:10,424
‫یه لحظه صبر کن.

741
00:41:10,598 --> 00:41:11,598
‫- بگیریدش!
‫- آره!

742
00:41:12,905 --> 00:41:14,863
‫اون سگو بگیرید!

743
00:41:15,037 --> 00:41:16,877
‫نگران خودت باش، تن لش.

744
00:41:30,313 --> 00:41:31,706
‫نه.

745
00:41:33,229 --> 00:41:34,469
‫- درف!
‫- اوه پسر.

746
00:41:34,535 --> 00:41:36,058
‫درف! بسه!

747
00:41:36,232 --> 00:41:38,757
‫اون مرده.
‫باید از اینجا بزنیم بیرون!

748
00:41:47,156 --> 00:41:49,202
‫مذاکره ما اینجا قراره رخ بده.

749
00:41:51,030 --> 00:41:55,382
‫از وقتی شروع میشه که تو با خبر
‫همبستر شدنت با درایبرگ غافلگیرم می‌کنی.

750
00:41:55,556 --> 00:41:58,559
‫تو..درباره من و دن می‌دونی؟

751
00:41:58,733 --> 00:42:02,258
‫نه. اما در چند لحظه آینده به من خواهی گفت.

752
00:42:02,432 --> 00:42:06,305
‫اه! جان من الان تحمل این
‫پیشگویی هات رو ندارم.
‫

753
00:42:06,349 --> 00:42:07,655
‫منطقی نیست،

754
00:42:07,829 --> 00:42:09,269
‫که چیزی تو رو غافل گیر کنه،

755
00:42:09,309 --> 00:42:11,920
‫وقتی می‌تونی زمان رو در هر جهتی ببینی.

756
00:42:12,094 --> 00:42:15,576
‫همه چیز از پیش تعیین شده است
‫حتی پاسخ های من.

757
00:42:15,750 --> 00:42:17,970
‫پس قدرتمند ترین موجود جهان،

758
00:42:18,144 --> 00:42:21,234
‫فقط یه... عروسک خیمه شب بازیه
‫که فیلمنامه رو دنبال می‌کنه؟

759
00:42:21,408 --> 00:42:23,236
‫ما هممون عروسک خیمه شب بازی هستیم، لوری.

760
00:42:23,410 --> 00:42:25,090
‫من فقط عروسکی هستم
‫که می‌تونه نخ هارو ببینه.

761
00:42:26,718 --> 00:42:29,634
‫هیچ آینده‌ای نیست.
‫هیچ گذشته‌ای نیست.

762
00:42:29,808 --> 00:42:31,461
‫زمان، همزمانه.

763
00:42:31,636 --> 00:42:34,552
‫جان، چطور می‌تونم درباره
‫سرنوشت دنیا باهات مذاکره کنم...

764
00:42:34,726 --> 00:42:36,249
‫وقتی نتیجه رو می‌دونی؟

765
00:42:36,423 --> 00:42:38,033
‫بهم کمک کن بفهمم.

766
00:42:41,907 --> 00:42:44,257
‫قدیمی ترین خاطره‌ات چیه؟

767
00:42:45,737 --> 00:42:46,737
‫نمی‌دونم.

768
00:42:48,087 --> 00:42:50,132
‫نمی‌دونم. فکر کنم برگرده
‫به زمان جدایی پدرو مادرم

769
00:42:50,306 --> 00:42:51,545
...‫<i>اون نمی‌تونست درک کنه</i>

770
00:42:51,569 --> 00:42:52,874
...‫<i>که چرا عقده داشتم</i>

771
00:42:53,048 --> 00:42:54,615
‫یادمه بحث می‌کردند اما...

772
00:42:54,789 --> 00:42:57,009
.‫<i>براش متفاوت بود</i>

773
00:42:57,183 --> 00:42:59,489
‫و نمی‌تونستم این خشم
‫رو بیشتر از این نگه دارم.

774
00:42:59,664 --> 00:43:01,264
.‫<i>خدای من! تو روانشناس نیاز داری</i>

775
00:43:01,317 --> 00:43:03,711
‫نه. یادم نیست.

776
00:43:03,885 --> 00:43:05,583
‫نه، یادت هست.

777
00:43:06,584 --> 00:43:07,759
‫هنوز اونجا هست.

778
00:43:07,933 --> 00:43:09,412
‫به خودت اجازه بده ببینی.

779
00:43:11,153 --> 00:43:12,513
،‫<i>ببین، برای شروع</i>

780
00:43:12,590 --> 00:43:14,243
‫<i>اون اونجا بود، خب؟</i>

781
00:43:14,417 --> 00:43:15,854
.‫<i>و اون خیلی نجیب بود</i>

782
00:43:16,028 --> 00:43:18,639
‫من پنج سالم بود، فکر کنم.

783
00:43:18,813 --> 00:43:21,903
‫می‌دونی نجابت برای کسی..

784
00:43:22,077 --> 00:43:23,513
‫مثل اون چطوری بود؟

785
00:43:23,688 --> 00:43:25,013
،‫<i>من یواشکی رفتم پایین</i>

786
00:43:25,037 --> 00:43:26,865
.‫<i>تا با گوی برفی بازی کنم</i>

787
00:43:27,039 --> 00:43:28,954
‫معناش یه ازدواج شکست خورده...

788
00:43:29,128 --> 00:43:31,173
‫و آینده‌ای نامشخص برای بچمونه.

789
00:43:31,347 --> 00:43:34,524
‫بچه‌ی من! اینا همش درباره همینه یادته؟

790
00:43:34,699 --> 00:43:36,067
،‫<i>پدرم همیشه</i>

791
00:43:36,091 --> 00:43:37,371
‫<i>- روی من داد می‌زد.</i>
‫- لارل جین!

792
00:43:37,527 --> 00:43:38,722
‫<i>....چون می‌دونست
.‫من بچش نیستم</i>

793
00:43:38,746 --> 00:43:39,906
‫این پایین چیکار می‌کنی؟

794
00:43:41,662 --> 00:43:44,143
‫تقریبا مطمئنم پدر واقعیم
‫عدالت نقاب‌دار بود،

795
00:43:44,317 --> 00:43:45,927
‫دوست پسر قدیمی مادرم.

796
00:43:47,581 --> 00:43:48,669
‫به هر حال، من...

797
00:43:48,843 --> 00:43:50,932
‫پدرم یه قلدر سلطه‌گر بود.

798
00:43:51,106 --> 00:43:52,934
‫مثل تمام مردایی که باهاشون بودم...

799
00:43:55,894 --> 00:43:57,983
‫اما دن..اینجوری نیست.

800
00:43:58,766 --> 00:44:00,725
‫اون مهربون و نجیبه.

801
00:44:00,899 --> 00:44:02,814
‫کسیه که می‌تونی مشکلاتت رو بهش بگی.

802
00:44:04,032 --> 00:44:06,208
‫یک معشوق پذیرا.

803
00:44:06,382 --> 00:44:09,647
‫یعنی... تو با درایبرگ می‌خوابی؟

804
00:44:10,604 --> 00:44:12,650
‫اما...تو همین الانشم می‌دونستی.

805
00:44:12,824 --> 00:44:14,477
‫- تو گفتی...
‫-  من بار ها گفتم

806
00:44:14,652 --> 00:44:16,175
‫که تو تنها ارتباط من،

807
00:44:16,349 --> 00:44:18,394
‫تنها نگرانیم در دنیا هستی.

808
00:44:18,568 --> 00:44:21,484
‫این چه معنی داره
‫که وقتی تو رهام کردی،

809
00:44:21,659 --> 00:44:22,790
‫من از زمین رفتم؟

810
00:44:22,964 --> 00:44:24,966
‫حالا که من رو جایگزین کردی،

811
00:44:25,140 --> 00:44:27,229
‫اون ارتباط شکسته شده.

812
00:44:29,275 --> 00:44:31,435
‫پوچی درخواست نجات دنیایی که..

813
00:44:31,538 --> 00:44:33,758
‫هیچ سهمی توش ندارم رو از من می‌بینی؟

814
00:44:33,932 --> 00:44:36,282
‫جان، مسخره نباش.

815
00:44:36,456 --> 00:44:39,154
‫زمین زیادی مهمه که بخواد
‫به یه‌دونه رابطه متکی باشه.

816
00:44:39,328 --> 00:44:40,590
‫برای من نیست.

817
00:44:40,765 --> 00:44:44,594
‫دنیای سرخ من در اینجا برام ارزش
‫بیشتری نسبت به دنیای آبی شما داره.

818
00:44:44,769 --> 00:44:46,466
‫بهت اثبات می‌کنم.

819
00:45:18,150 --> 00:45:20,456
‫این پایین داخل کثافت قایم شدیم

820
00:45:20,630 --> 00:45:23,721
‫فقط داریم یه مشت اسم روی صفحه ظاهر می‌کنیم.

821
00:45:23,895 --> 00:45:25,679
‫کامپیوتر لازم نیست.

822
00:45:25,853 --> 00:45:28,769
‫این چهره تنها چیزیه که لازم دارم.

823
00:45:28,943 --> 00:45:30,728
‫انگشت کوچیکه‌ی یک نفرو بذار توی دستم.

824
00:45:30,902 --> 00:45:33,295
‫برات بهتر از کامپیوتر
‫ازش اطلاعات بیرون می‌کشم.

825
00:45:33,469 --> 00:45:35,428
‫هی، تو تیکه پارچه‌تو لازم داشتی،

826
00:45:35,602 --> 00:45:37,125
‫منم زمان واسه ی تحقیق لازم داشتم.

827
00:45:37,299 --> 00:45:39,780
‫و حالا باید سر این با هم همفکری کنیم.

828
00:45:39,954 --> 00:45:42,000
‫گفتی کمدین به مولاک درمورد یه جزیره گفته،

829
00:45:42,174 --> 00:45:43,349
‫و یک دسیسه علیه جان،

830
00:45:43,523 --> 00:45:44,829
‫و فکر می‌کنم اون توطئه باید...

831
00:45:45,003 --> 00:45:46,526
‫همون حمله سرطان محور رسانه‌ای باشه،

832
00:45:46,700 --> 00:45:47,962
‫که جان رو از سیاره بیرون کشوند.

833
00:45:48,136 --> 00:45:49,529
‫حالا اینو داشته باش.

834
00:45:49,703 --> 00:45:51,052
‫بالاخره تو تحقیق درمورد شرکت...

835
00:45:51,226 --> 00:45:52,967
‫"توسعه ابعادی" به یه نتیجه رسیدم.

836
00:45:53,141 --> 00:45:55,796
‫همون شرکتی که قربانیان سرطان جان
‫ توش کار می‌کردن.

837
00:45:55,970 --> 00:45:59,013
‫و اونا همچنین مالک
‫"موسسه مطالعات فرافضایی" هم بودن.

838
00:45:59,147 --> 00:46:01,236
‫و ببین، "نوا اکسپرس" هم مرتبطه.

839
00:46:01,410 --> 00:46:02,934
‫اونا لیست سرطان ها رو منتشر کردن.

840
00:46:03,108 --> 00:46:05,371
‫و به نظر می‌رسه که همه‌ی این شرکت ها،

841
00:46:05,545 --> 00:46:07,199
‫توسط "حمل و نقل اهرام" تامین مالی میشن.

842
00:46:07,373 --> 00:46:08,504
‫حمل و نقل اهرام؟

843
00:46:08,678 --> 00:46:10,202
‫ این اسم برات معنای خاصی داره؟

844
00:46:10,376 --> 00:46:12,639
...‫<i>داروهای غیرقانونی مالاک</i>

845
00:46:12,813 --> 00:46:14,510
.‫<i>توسط "اهرام" تحویل داده می‌شدن</i>

846
00:46:14,684 --> 00:46:18,210
‫خدایا، مالاک توی عمق ماجرا بوده.
‫و احتمالا خبر هم نداشته.

847
00:46:18,384 --> 00:46:20,144
‫اگر خونه‌ش توسط این شرکتا شنود می‌شده...

848
00:46:20,168 --> 00:46:22,431
‫از ملاقاتش با کمدین باخبر بودن.

849
00:46:22,605 --> 00:46:24,651
‫و از اینکه کمدین توطئه ی علیه جان رو
‫ کشف کرده بود.

850
00:46:24,825 --> 00:46:26,305
‫وقتی راجع به تحقیقاتم می‌دونی،

851
00:46:26,479 --> 00:46:28,002
‫می‌دونی چطور برام تله بذاری.

852
00:46:28,176 --> 00:46:29,830
‫- ولی تکلیف وایت چی میشه؟
‫- هوم.

853
00:46:30,004 --> 00:46:32,528
‫ترور کردن ادرین جور درنمیاد...

854
00:46:32,702 --> 00:46:34,356
‫وایسا... وایسا.

855
00:46:34,530 --> 00:46:36,330
."‫<i>به آدرس تعمیرات اتومبیل "میسون</i>

856
00:46:36,663 --> 00:46:37,969
‫هالیس؟

857
00:46:38,143 --> 00:46:39,543
..‫<i>نیاز به واحدای بیشتری برای</i>

858
00:46:39,579 --> 00:46:40,774
‫گشتن منطقه
‫و پیدا کردن کله‌گره ها داریم.

859
00:46:40,798 --> 00:46:42,016
‫<i>در حال عبور از گوشه -</i>
‫- نه.

860
00:46:42,190 --> 00:46:43,757
...‫<i>جسد شناسایی شد</i>

861
00:46:43,931 --> 00:46:45,411
‫- نه.
‫<i>- ...هالیس میسون.</i>

862
00:46:45,585 --> 00:46:46,585
‫اوه خدا! هالیس؟

863
00:46:46,673 --> 00:46:48,893
‫خدای من! نه!

864
00:46:49,458 --> 00:46:50,808
‫متاسفم.

865
00:46:50,982 --> 00:46:52,113
‫اون مرد خوبی بود.

866
00:46:52,287 --> 00:46:53,941
‫من اونجا نبودم.

867
00:46:54,115 --> 00:46:56,465
‫من باید...
‫من باید اونجا می‌بودم.

868
00:46:56,639 --> 00:46:57,965
‫میتونسته یه قتل تصادفی باشه.

869
00:46:57,989 --> 00:46:59,904
‫یا
‫یک نقابدارکشی دیگه.

870
00:47:00,078 --> 00:47:03,821
‫زیرزمین رو زیر و رو می‌کنیم،
‫به جوابامون می‌رسیم. انتقام می‌گیریم.

871
00:47:03,995 --> 00:47:05,315
‫نه.
‫زمان کافی نداریم.

872
00:47:05,431 --> 00:47:06,431
‫ما باید...

873
00:47:06,519 --> 00:47:07,868
‫تقصیر خودش بود.

874
00:47:08,042 --> 00:47:10,740
‫برای مدت زیادی تنبلی کرد.
‫مهارتاشو از یاد برد.

875
00:47:10,915 --> 00:47:13,265
‫تنبلی کرد؟ تنبلی؟

876
00:47:13,439 --> 00:47:15,006
‫فکر می‌کنی کدوم خری هستی؟

877
00:47:15,180 --> 00:47:17,747
‫تو از مردم جدا افتادی
‫و در عین حال بهشون توهین می‌کنی.

878
00:47:17,922 --> 00:47:19,401
‫و تنها دلیلی که کسی اعتراضی نداره،

879
00:47:19,575 --> 00:47:22,100
‫اینه که همه فکر می‌کنن
‫ یه روان‌پریش لعنتی ای!

880
00:47:27,018 --> 00:47:31,457
‫می‌دونی دوست بودن باهات چقدر دشواره؟

881
00:47:35,809 --> 00:47:38,943
‫دنیل،
‫تو دوست خوبی هستی.

882
00:47:39,639 --> 00:47:41,032
‫اینو می‌دونم.

883
00:47:41,206 --> 00:47:44,644
‫متاسفم که بعضی وقتا سخت میشه.

884
00:47:48,822 --> 00:47:51,259
‫نه، من کسیم که باید متاسف باشه.

885
00:47:51,433 --> 00:47:52,608
‫نباید اون حرفا رو می‌زدم.

886
00:47:53,653 --> 00:47:54,915
‫بیا فراموشش کنیم، باشه؟

887
00:47:55,089 --> 00:47:56,743
‫وقت واسه این کارا نداریم.

888
00:47:56,917 --> 00:47:59,050
‫موافقم. پایان نزدیکه.

889
00:47:59,224 --> 00:48:00,616
‫و کسی که می‌خواسته ادرین بمیره،

890
00:48:00,790 --> 00:48:02,836
‫تکه ی بعدی این پازله.

891
00:48:03,010 --> 00:48:04,446
‫بیا امیدوار باشیم
‫باهوش‌ترین آدم جهان،

892
00:48:04,620 --> 00:48:06,622
‫قبل از اینکه دیر شه،

893
00:48:06,796 --> 00:48:07,928
‫می‌تونه تو فهمیدنش
‫کمکمون کته.

894
00:48:19,244 --> 00:48:20,898
‫جناب رییس جمهور،

895
00:48:21,072 --> 00:48:22,672
‫تانک های روس به بهانه‌ی
‫، "آماده‌باش غربی"

896
00:48:22,769 --> 00:48:24,814
‫توی آلمان شرقی مستقر شدن.

897
00:48:24,989 --> 00:48:26,729
‫سازمان سیا فکر می‌کنه این جدیه.

898
00:48:26,904 --> 00:48:28,794
‫جفت کشور ها این هفته
‫ در حالت آماده‌باش بودن.

899
00:48:28,818 --> 00:48:30,559
‫یک جرقه، و کل دنیا میره رو هوا.

900
00:48:30,733 --> 00:48:33,258
‫طبق تحلیل ما احتمال موفقیت
‫... در حمله ی اولیه

901
00:48:33,432 --> 00:48:34,868
‫...به تاسیسات هسته ای دشمن بالاست.

902
00:48:35,042 --> 00:48:37,523
‫تلفات از سمت ما
‫بین 10 تا 20 میلیون نفر برآورد میشه.

903
00:48:37,697 --> 00:48:39,177
‫خب راستش، فقط در موج اول انقدره.

904
00:48:39,351 --> 00:48:41,570
‫نیروهای تاکتیکی و استراتژیک ما
‫... در سرتاسر جهان

905
00:48:41,744 --> 00:48:44,182
‫...در وضعیت اضطراری 2 قرار دارن.

906
00:48:44,356 --> 00:48:45,724
‫دستور شما چیه،
‫جناب رئیس جمهور؟

907
00:48:45,748 --> 00:48:47,098
‫هوم.

908
00:48:48,186 --> 00:48:51,232
‫همینجا می‌نشینیم و منتظر می‌مونیم.

909
00:48:57,456 --> 00:49:02,026
‫ببین، جان. ما وقت نداریم بریم
‫مریخ گشت و گذار.

910
00:49:02,200 --> 00:49:04,506
‫و این بحث هم به هیچ وجه سریع پیش نمیره.

911
00:49:04,680 --> 00:49:06,639
‫میشه لطفا زحمت رو از رو دوشم برداری،

912
00:49:06,813 --> 00:49:08,728
‫و بگی این مکالمه چطوری قراره تموم بشه؟

913
00:49:08,902 --> 00:49:11,252
‫با گریه.

914
00:49:11,426 --> 00:49:14,038
‫من در مقطعی از آینده‌م به زمین برمیگردم،

915
00:49:14,212 --> 00:49:16,431
‫و خیابون ها رو پر از جنازه خواهم دید.

916
00:49:16,605 --> 00:49:19,043
‫اما جزئیات مبهم هستن.

917
00:49:19,217 --> 00:49:20,217
‫ببخشید؟

918
00:49:20,348 --> 00:49:21,915
‫منظورت چیه که "مبهم" ان؟

919
00:49:22,089 --> 00:49:25,440
‫نوعی اختلال وجود داره
‫ که آینده رو نامشخص کرده،

920
00:49:25,614 --> 00:49:28,182
‫مانع از درک واضح من میشه.

921
00:49:28,356 --> 00:49:31,229
‫به طور بالقوه، پالس الکترومغناطیسی ناشی از
‫انفجار کلاهک های جنگی،

922
00:49:31,403 --> 00:49:32,752
‫با قدرت بالا میتونه
‫علت این باشه.

923
00:49:32,926 --> 00:49:34,101
‫وای، خدایا.

924
00:49:34,275 --> 00:49:36,669
‫،جان ما نمی‌تونیم همینطوری دور مریخ بچرخیم

925
00:49:36,843 --> 00:49:38,714
‫وقتی قراره تو خونه‌مون موشک شلیک بشه.

926
00:49:38,888 --> 00:49:41,804
‫بشریت ممکنه رو لبه‌ی انقراض باشه.

927
00:49:41,979 --> 00:49:44,024
‫این اذیتت نمی‌کنه؟

928
00:49:44,198 --> 00:49:46,244
‫نه، لوری.
‫این اذیتم نمی‌کنه.

929
00:49:46,418 --> 00:49:50,030
‫زندگی پدیده ایه که
‫بیش از حد بهش اهمیت داده شده.

930
00:49:50,204 --> 00:49:54,339
‫مریخ بدون هیچ موجود زنده ای کاملا راحته.

931
00:49:54,513 --> 00:49:58,430
‫سطحش یک نقشه ی توپوگرافی دائما متغیره.

932
00:49:58,604 --> 00:50:03,870
‫با موج هایی به طول 10 هزار سال،
‫جریان داره و جابه‌جا میشه.

933
00:50:04,044 --> 00:50:06,481
‫بهش میگن عوارض آشفته.

934
00:50:06,655 --> 00:50:10,355
‫آره، خب، زندگی های ما هم عوارض آشفته داره.

935
00:50:10,529 --> 00:50:11,969
‫منظورم اینه که،
‫به بار اولی که همو دیدیم فکر کن.

936
00:50:12,009 --> 00:50:13,464
‫و اون جلسه ی جنایت‌شکنان توی دهه 60.

937
00:50:13,488 --> 00:50:14,813
‫دور هم تحت نام جنایت‌شکنان جمع شدیم...

938
00:50:14,837 --> 00:50:16,491
‫هیچ معنی ای نمیده!

939
00:50:16,665 --> 00:50:18,841
‫<i>یادته همه‌ش چطور از هم پاشید؟</i>

940
00:50:19,016 --> 00:50:20,974
.‫<i>وقتی رفتی حتی آشفته‌تر هم شد</i>

941
00:50:25,152 --> 00:50:28,677
‫لورل جین، درسته؟
‫بچه ی سلی؟

942
00:50:29,983 --> 00:50:32,159
‫آه... آره.

943
00:50:32,333 --> 00:50:35,075
‫کارتون رو اونجا دیدم.
‫خیلی باحال بودید.

944
00:50:35,249 --> 00:50:38,513
‫خب، تو خودت هم بد چیزی از آب درنیومدی.

945
00:50:38,687 --> 00:50:40,211
‫لطف دارین.

946
00:50:40,385 --> 00:50:43,083
‫ببینم، مامانت از من هیچ حرف می‌زنه؟

947
00:50:43,257 --> 00:50:44,257
‫عام، نه خیلی.

948
00:50:44,345 --> 00:50:45,999
‫معلومه.

949
00:50:47,696 --> 00:50:49,568
‫چشم‌هات شبیه مامانته،

950
00:50:49,742 --> 00:50:51,309
‫حتی اون خال بانمک.

951
00:50:51,483 --> 00:50:54,007
‫موهات به مامانت نرفته
‫ ولی جز این، عین خودش شدی.

952
00:50:54,181 --> 00:50:55,400
‫تو دل برو.

953
00:50:55,574 --> 00:50:57,445
‫اون دست کثیفتو بکش!

954
00:50:57,619 --> 00:50:59,665
‫سلام، سل.
‫دلم تنگ شده بود.

955
00:50:59,839 --> 00:51:01,580
‫لازم نکرده بشه.

956
00:51:01,754 --> 00:51:03,799
‫تو حتی ذره‌ای شرم و حیا نداری؟

957
00:51:03,973 --> 00:51:06,411
‫به خدا فقط داشتیم حرف می‌زدیم.
‫یعنی آدم نمی‌تونه با چیزش...

958
00:51:06,585 --> 00:51:07,890
‫یعنی دختر دوست قدیمیش حرف هم بزنه؟

959
00:51:08,065 --> 00:51:09,283
‫فکر می‌کنی من چجور آدمیم؟

960
00:51:09,457 --> 00:51:10,777
‫من می‌دونم چجور آدمی هستی،
‫ادوارد بلیک!

961
00:51:10,937 --> 00:51:12,417
‫بیست و پنج ساله که می‌دونم!

962
00:51:12,591 --> 00:51:14,810
‫اینو هیچوقت یادت نره.

963
00:51:14,984 --> 00:51:17,248
‫خیال می‌کردم خیلی وقته که
‫کدورت ها رو رفع کردیم.

964
00:51:17,422 --> 00:51:19,293
‫اون کاری که تو کردی،
‫هیچوقت رفع نمیشه.

965
00:51:19,467 --> 00:51:21,774
‫و قرار هم نیست
‫برای دخترم تکرار برای دخترم تکرار شه.

966
00:51:21,948 --> 00:51:24,081
‫زود باش.
‫همین الان از اینجا می‌ریم.

967
00:51:27,258 --> 00:51:29,390
،‫<i>البته که در اون لحظه</i>

968
00:51:29,564 --> 00:51:31,436
.‫<i>خبر نداشتم اون حروم‌زاده چیکار کرده</i>

969
00:51:31,610 --> 00:51:33,699
...‫<i>مامان سه تا چهارراه رانندگی کرد</i>

970
00:51:34,961 --> 00:51:36,528
‫.<i>..یکدفعه ماشینو متوقف کرد</i>

971
00:51:36,702 --> 00:51:38,921
‫و بعد همه ی دغ دل‌شو خالی کرد.

972
00:51:39,966 --> 00:51:43,317
‫تمام دردها و ترسای تمام عمرش،

973
00:51:43,491 --> 00:51:46,146
‫و بلایی که بلیک سرش اورده بود.

974
00:51:46,320 --> 00:51:49,236
‫برای سال‌ها اون درد رو با خودم حمل کردم.

975
00:51:50,803 --> 00:51:54,198
‫توی یه مقطع،
‫مسیرم به مسیر بلیک برخورد.

976
00:51:54,372 --> 00:51:56,113
‫و یکم زیادی نوشیدنی خورده بودم.

977
00:51:56,287 --> 00:51:58,202
.‫<i>و سگ‌مست بودم</i>

978
00:51:58,376 --> 00:52:00,552
‫یوزپچیک، ها؟

979
00:52:00,726 --> 00:52:03,729
‫فامیلی مادربزرگت؟
‫از ژوپیتر خوشت نمیاد؟

980
00:52:03,903 --> 00:52:06,340
‫می‌بینم که مال باباتو هم انتخاب نکردی.

981
00:52:06,514 --> 00:52:08,734
‫- اسمم به تو چه مربوطه؟
‫- هیچی.

982
00:52:08,908 --> 00:52:11,693
‫هنوزم می‌بینم که به مامانت رفتی.

983
00:52:11,867 --> 00:52:14,305
‫خیلی هلو بود.

984
00:52:14,479 --> 00:52:16,611
‫قبل از کتک زدنش هم هلو صداش زدی؟

985
00:52:16,785 --> 00:52:18,309
‫قبل از اینکه خواستی بهش تجاوز کنی؟

986
00:52:18,483 --> 00:52:21,528
‫چه مردی یک زن رو برخلاف میلش
‫مجبور به رابطه جنسی می‌کنه؟

987
00:52:21,616 --> 00:52:25,707
‫فقط... یک دفعه‌ بود.

988
00:52:25,881 --> 00:52:27,120
،‫<i>هفت لیوان اسکاچ تو شکمم بود</i>

989
00:52:27,144 --> 00:52:28,144
،‫<i>و یکی هم توی دستم</i>

990
00:52:28,188 --> 00:52:29,450
.‫<i>که بهش تعارف کردم</i>

991
00:52:31,148 --> 00:52:32,758
‫و بعدش، تو هم عصبانی شدی،

992
00:52:32,932 --> 00:52:33,996
.‫<i>و ما رو برگردوندی خونه</i>

993
00:52:37,545 --> 00:52:39,243
‫حداقل به نظر اون موقع،

994
00:52:39,417 --> 00:52:42,202
‫عوارض آشفته‌ی زندگی هامون رو درک می‌کردی.

995
00:52:42,376 --> 00:52:44,073
‫چرا الان کم اهمیت تره؟

996
00:52:44,987 --> 00:52:46,946
‫من اتم ها رو مطالعه می‌کنم، لوری.

997
00:52:47,120 --> 00:52:48,687
‫من منظره ی کهن و باشکوهی رو که،

998
00:52:48,861 --> 00:52:51,080
‫مبدا پیدایش جهان زیر پای ماست، می‌بینم.

999
00:52:51,255 --> 00:52:55,520
‫در برابر این عظمت،
‫عمر انسان کوتاه و ناچیزه.

1000
00:53:07,140 --> 00:53:08,359
‫خیلی خب دیگه بسه.

1001
00:53:09,360 --> 00:53:10,491
‫این آشغالو فرود بیار.

1002
00:53:11,579 --> 00:53:12,579
‫منو ببر خونه.

1003
00:53:14,147 --> 00:53:15,235
‫هرطور مایلی.

1004
00:53:37,475 --> 00:53:39,085
‫گفتی این بحث با گریه تموم میشه.

1005
00:53:39,912 --> 00:53:41,696
‫اشتباه می‌کردی.

1006
00:53:41,870 --> 00:53:44,438
‫یعنی شاید درمورد خیابونای
‫پر از جسد هم اشتباه کرده باشی.
‫

1007
00:53:44,604 --> 00:53:49,530
‫لوری، تو شاکی هستی که من
‫حاضر نیستم دنیا رو از دید انسان ها ببینم.

1008
00:53:49,704 --> 00:53:52,577
‫اما تو هم حاضر نیستی
‫که دنیا رو از دید من ببینی.

1009
00:53:52,751 --> 00:53:54,231
‫اگه فقط به خودت اجازه بدی،

1010
00:53:54,405 --> 00:53:56,363
‫که تمام زنجیره رو ببینی،

1011
00:53:56,537 --> 00:54:00,149
‫الگوی زندگی رو ببینی،
‫اونوقت درک می‌کنی.

1012
00:54:00,324 --> 00:54:05,285
‫در عوض، کاملا درک خودت رو
‫رد می‌کنی، انگار که ترسیدی.

1013
00:54:05,459 --> 00:54:06,155
...‫<i>دردش</i>

1014
00:54:06,330 --> 00:54:07,330
‫من نمی‌ترسم.

1015
00:54:07,461 --> 00:54:08,501
.‫<i>و کاری که بلیک باهاش کرد</i>

1016
00:54:09,550 --> 00:54:12,640
‫فقط دیگه نمی‌خوام خاطرات
‫احمقانه‌ام رو به یاد بیارم.

1017
00:54:12,814 --> 00:54:15,426
.‫<i>سال ها با خودم نگهش داشتم</i>

1018
00:54:15,600 --> 00:54:17,079
‫من می‌دونم تو چی هستی، ادوارد بلیک.

1019
00:54:17,254 --> 00:54:18,777
‫من 25 ساله که می‌دونم.

1020
00:54:18,951 --> 00:54:21,780
‫چه مردی یک زن رو برخلاف
‫میلش مجبور به رابطه جنسی می‌کنه؟

1021
00:54:21,954 --> 00:54:24,348
‫چیزی که اتفاق افتاد 40 سال پیش بود.

1022
00:54:24,522 --> 00:54:27,699
‫- گذشته ها گذشته.
‫- فقط یک بار...

1023
00:54:27,873 --> 00:54:29,396
‫من نمی‌ترسم.

1024
00:54:29,570 --> 00:54:30,765
...‫<i>حتی بخش های کثیفش</i>

1025
00:54:30,789 --> 00:54:32,486
‫من...

1026
00:54:32,660 --> 00:54:34,116
.‫<i>کم کم دارن روشن تر میشن</i>

1027
00:54:34,140 --> 00:54:34,923
.‫<i>خدای من! تو نیاز به رواشناس داری</i>

1028
00:54:35,097 --> 00:54:36,447
!‫<i>دخترم</i>

1029
00:54:36,621 --> 00:54:37,317
،‫<i>پدرم همیشه</i>

1030
00:54:37,491 --> 00:54:38,057
...‫<i>سرم داد می‌زد</i>

1031
00:54:38,231 --> 00:54:39,493
‫لورل جین!

1032
00:54:39,667 --> 00:54:40,947
.‫<i>چون می‌دونست، بچش نیستم</i>

1033
00:54:41,016 --> 00:54:42,627
‫لورل جین، درسته؟
‫بچه سلی؟

1034
00:54:42,801 --> 00:54:45,630
‫یه مرد نمی‌تونه با
‫دختر دوست قدیمیش صحبت کنه؟

1035
00:54:46,326 --> 00:54:47,980
‫اون...

1036
00:54:48,154 --> 00:54:48,763
.‫<i>تو خودت هم بد چیزی از آب درنیومدی</i>

1037
00:54:48,937 --> 00:54:49,937
‫اون....

1038
00:54:49,982 --> 00:54:50,765
‫هنوز مادرت رو درونت می‌بینم.

1039
00:54:50,939 --> 00:54:52,332
‫چشم‌هات شبیه مامانته.

1040
00:54:52,506 --> 00:54:54,943
‫مامانت، درباره من زیاد صحبت نکرد؟

1041
00:54:55,117 --> 00:54:56,597
‫نه.

1042
00:54:56,771 --> 00:54:58,686
.‫<i>و دیگه نمی‌تونستم اون خشم رو تحمل کنم
‫</i>

1043
00:54:58,860 --> 00:55:00,297
.‫<i>و اون واقعا نجیب بود</i>

1044
00:55:00,471 --> 00:55:02,351
‫فکر می‌کردم مدت ها پیش
‫حل و فصلش کرده بودیم.

1045
00:55:02,386 --> 00:55:03,691
،‫<i>وقتی پیر میشی</i>

1046
00:55:03,865 --> 00:55:05,214
.‫<i>دید جدیدی پیدا می‌کنی</i>

1047
00:55:05,389 --> 00:55:06,868
...‫<i>نمیشه یه مرد با</i>

1048
00:55:07,042 --> 00:55:09,958
‫<i>دختر دوست قدیمیش صحبت کنه؟</i>

1049
00:55:13,048 --> 00:55:14,093
‫نه.

1050
00:55:15,094 --> 00:55:18,924
‫نه!

1051
00:55:19,620 --> 00:55:21,187
‫نه، نه، نه.

1052
00:55:22,536 --> 00:55:24,190
‫بلیک حرومزاده!

1053
00:55:26,801 --> 00:55:30,631
‫من هیچوقت به تو نمیگم پدر!

1054
00:56:03,708 --> 00:56:04,708
‫حق با توئه.

1055
00:56:06,624 --> 00:56:07,624
‫زندگی من یه شوخیه.

1056
00:56:09,453 --> 00:56:12,151
‫زندگی من...همه‌ی زندگی...

1057
00:56:13,544 --> 00:56:14,675
‫بی معنیه.

1058
00:56:14,849 --> 00:56:16,547
‫مخالفم.

1059
00:56:16,721 --> 00:56:18,810
‫چی؟

1060
00:56:20,377 --> 00:56:22,770
‫فکر نمی‌کنم زندگیت بی معنیه.

1061
00:56:24,729 --> 00:56:27,514
‫اما..چرا؟

1062
00:56:27,688 --> 00:56:30,517
‫تو...نظر من رو عوض کردی.

1063
00:56:31,997 --> 00:56:33,694
‫در تمام وجودیتم،

1064
00:56:33,868 --> 00:56:37,524
‫تا حالا معجزه‌ای ترمودینامیکی ندیده بودم،

1065
00:56:37,698 --> 00:56:41,223
‫واقعه ای با کلی احتمال اتفاق نیفتادن علیهش،

1066
00:56:41,398 --> 00:56:44,357
‫که عملا غیرممکنه،

1067
00:56:44,531 --> 00:56:48,056
‫مانند تبدیل شدن خودکار اکسیژن به طلا.

1068
00:56:48,927 --> 00:56:50,885
‫در هر لقاح انسانی زن و مرد،

1069
00:56:51,059 --> 00:56:55,455
‫هزاران میلیون اسپرم
‫برای یک تخمک رقابت می‌کنند.

1070
00:56:55,629 --> 00:56:58,719
‫اون احتمالات رو به اندازه
‫نسل های بی پایان چند برابر کن،

1071
00:56:58,893 --> 00:57:01,809
‫در برابر احتمال زنده بودن اجدادت،

1072
00:57:02,549 --> 00:57:03,549
‫ملاقات کردن،

1073
00:57:03,637 --> 00:57:05,900
‫پدری کردن این پسر مشخص،

1074
00:57:06,074 --> 00:57:08,468
‫آن دختر معین،

1075
00:57:08,642 --> 00:57:12,037
‫تا روزی که مادر تو مردی رو دوست می‌داره،

1076
00:57:12,211 --> 00:57:14,822
‫که برای متنفر بودن ازش دلیل زیاد داره.

1077
00:57:14,996 --> 00:57:16,998
‫و نتیجه آن رابطه،

1078
00:57:17,172 --> 00:57:19,392
‫از هزاران میلیون بچه‌ای که،

1079
00:57:19,566 --> 00:57:21,307
‫برای باروری رقابت می‌کنند،

1080
00:57:22,177 --> 00:57:23,265
‫تو بودی،

1081
00:57:24,310 --> 00:57:26,747
‫فقط تو که به دنیا اومدی.

1082
00:57:28,270 --> 00:57:30,969
‫برای تقطیر یک فرم خاص،

1083
00:57:31,143 --> 00:57:33,711
‫از آن هیاهوی نامحتمل،

1084
00:57:33,885 --> 00:57:37,279
‫مانند تبدیل هوا به طلاست.

1085
00:57:37,454 --> 00:57:40,369
،‫<i>چیزی نزدیک به محال</i>

1086
00:57:41,632 --> 00:57:44,635
.‫<i>معجزه ترمودینامیک</i>

1087
00:57:44,809 --> 00:57:47,028
...‫<i>اما اگر من</i>

1088
00:57:47,202 --> 00:57:51,424
،‫<i>اگر تولد من، یک معجزه ترمودینامیکه</i>

1089
00:57:51,598 --> 00:57:56,429
‫<i>پس می‌تونی این رو درباره
.‫هرکسی توی این دنیا بگی</i>

1090
00:57:56,603 --> 00:58:00,085
،‫<i>اما این دنیا اینقدر پرجمعیته</i>

1091
00:58:00,259 --> 00:58:02,653
،‫<i>اینقدر پر از معجزه است</i>

1092
00:58:02,827 --> 00:58:04,350
.‫<i>که عادی می‌شوند</i>

1093
00:58:05,307 --> 00:58:06,787
...‫<i>و ما یادمون میره</i>

1094
00:58:06,961 --> 00:58:10,965
.‫<i>من یادم میره واقعا چی هستند</i>

1095
00:58:12,576 --> 00:58:16,057
،‫<i>حالا، از نقطه نظر تو</i>

1096
00:58:16,231 --> 00:58:17,711
.‫<i>من زمین رو می‌بینم</i>

1097
00:58:19,408 --> 00:58:21,280
،...‫<i>لوری، اشک‌هات رو پاک کن</i>

1098
00:58:21,454 --> 00:58:24,413
،‫<i>که زندگی تو از یک کوارک نادر تر</i>

1099
00:58:24,588 --> 00:58:28,156
.‫<i>و از رویا های هایزنبرگ هم نامحتمل تره</i>

1100
00:58:28,330 --> 00:58:31,638
‫کپه گلی هستی که
...‫کوزه گر تمام دنیا

1101
00:58:31,812 --> 00:58:34,293
.‫<i>اثر انگشت واضحش رو روی تو به جا گذاشته</i>

1102
00:58:36,295 --> 00:58:40,168
‫اشک هات رو پاک کن،
‫و بیا بریم خونه.

1103
00:58:46,479 --> 00:58:48,829
‫شبیه اون نیست.
‫ساختمون خالی شده.

1104
00:58:49,003 --> 00:58:52,137
‫- هر شب تا دیروقت اینجا کار می‌کنه.
‫- دفتر برنامه ریزی روزانه‌اش رو پیدا کردم.

1105
00:58:52,311 --> 00:58:56,489
‫مطلب دیروز...
‫"به مقصد کارنک برو."

1106
00:58:56,663 --> 00:58:59,013
‫کارنک پایگاه مخفیش تو قطب جنوبه.

1107
00:58:59,187 --> 00:59:00,972
‫اینم از کمک خواستن ازش.

1108
00:59:01,146 --> 00:59:04,889
‫این نمودار،
‫تحلیل بحران های جهانی.

1109
00:59:05,063 --> 00:59:08,109
‫جنگ، قحطی، مشکلات محیطی.

1110
00:59:08,283 --> 00:59:10,198
‫نمودار پیش‌بینی بحران
‫ تا اواسط دهه 90.

1111
00:59:10,372 --> 00:59:11,678
‫خوش‌بینانه‌ست.

1112
00:59:11,852 --> 00:59:13,637
‫اگر نتونیم رد حمل‌ونقل اهرام رو بزنیم،

1113
00:59:13,811 --> 00:59:15,411
‫این یک دهه زودتر رخ میده.

1114
00:59:20,252 --> 00:59:21,470
‫بر پدرت!

1115
00:59:24,343 --> 00:59:28,260
‫شرکت هلدینگ وایت متشکل از حمل‌و‌نقل اهرام،

1116
00:59:28,434 --> 00:59:30,523
‫توسعه ی ابعادی،

1117
00:59:30,697 --> 00:59:32,133
‫ <i>،نووا اکسپرس</i>

1118
00:59:32,307 --> 00:59:34,571
‫موسسه مطالعات فرازمینی.

1119
00:59:34,745 --> 00:59:37,269
‫آدرین صاحب همشونه، رورشاک.

1120
00:59:37,443 --> 00:59:41,012
‫همه‌شون تحت اختیارشن.

1121
00:59:41,186 --> 00:59:42,753
‫وایت که خودش هدف بود.

1122
00:59:43,971 --> 00:59:46,104
‫شاید، شاید نه.

1123
00:59:46,278 --> 00:59:48,672
‫باید هر چه سریعتر آدرینو پیدا کنیم.

1124
00:59:54,939 --> 00:59:56,003
،‫<i>دفترچه خاطرات رورشاک</i>

1125
00:59:56,027 --> 00:59:58,159
.‫<i>یکم نوامبر 1985</i>

1126
00:59:58,333 --> 00:59:59,944
.‫<i>آخرین یادداشت</i>

1127
01:00:00,118 --> 01:00:01,918
.‫<i>درایبرگ قانع شده که وایت پشت همه چیزه</i>

1128
01:00:02,076 --> 01:00:04,470
.‫<i>هیچ رقیبی خطرناک تر از این نمیشه</i>

1129
01:00:04,644 --> 01:00:06,167
.‫<i>از هرکدوممون چابک تره</i>

1130
01:00:06,341 --> 01:00:08,387
.‫<i>می‌تونه جفتمونو اونجا توی برف بکشه</i>

1131
01:00:08,561 --> 01:00:10,215
.‫<i>هیچکس هرگز هیچ بویی نمی‌بره</i>

1132
01:00:10,389 --> 01:00:11,999
‫<i>بازگشت از این ماموریت
.‫محتمل به نظر نمیاد</i>

1133
01:00:14,001 --> 01:00:15,524
‫<i>امیدوارم دنیا به قدری باقی بمونه</i>

1134
01:00:15,699 --> 01:00:17,396
،‫<i>که کسی بتونه این رو بخونه</i>

1135
01:00:17,570 --> 01:00:19,920
‫<i>که مردم بتونن حقیقت رو در مورد آدرین وایت</i>

1136
01:00:20,094 --> 01:00:22,706
.‫<i>و مسئیولیتش توی این دسیسه بفهمن</i>

1137
01:00:22,880 --> 01:00:25,317
،‫<i>به سهم خودم
.‫از هیچی پشیمون نیستم</i>

1138
01:00:25,491 --> 01:00:27,449
.‫<i>تمام عمرم رو فارغ از سازگار بودن گذروندم</i>

1139
01:00:29,364 --> 01:00:33,455
‫<i>و حالا بدون هیچ گلایه ای
.‫ پا به تاریکی می‌ذارم</i>

1140
01:01:00,352 --> 01:01:02,635
‫<i>از اون برف هایی نیست
،‫ که تو کالیفرنیا بهش عادت دارین</i>
(‫(اشاره به شباهت برف و کوکایین

1141
01:01:02,659 --> 01:01:04,443
.‫<i>آقای راث</i>

1142
01:01:04,617 --> 01:01:07,402
،‫<i>از شوخی آدرین وایت مشهور</i>

1143
01:01:07,576 --> 01:01:09,317
‫<i>همونقدر خوشحال شدم</i>

1144
01:01:09,491 --> 01:01:13,017
.‫<i>که از دعوت سخاوتمندانه‌تون به کارناک</i>

1145
01:01:13,191 --> 01:01:15,193
،‫<i>پناهگاه شما در قطب جنوب</i>

1146
01:01:15,367 --> 01:01:16,977
.‫<i>واقعا نفس‌گیره</i>

1147
01:01:17,151 --> 01:01:18,587
.‫<i>و همچنین نامش، کارناک</i>

1148
01:01:18,762 --> 01:01:20,328
‫<i>ریشه ی مصری داره، درست میگم؟</i>

1149
01:01:20,502 --> 01:01:22,983
.‫<i>بله. مشخصا تحقیقت رو کردی</i>

1150
01:01:23,157 --> 01:01:26,117
.‫<i>قطعا نه به قدری که پیش شما کم نیارم</i>

1151
01:01:26,291 --> 01:01:27,901
‫سلام، آقای وایت.

1152
01:01:28,075 --> 01:01:30,077
‫خوشحال میشید که بدونید

1153
01:01:30,251 --> 01:01:31,600
‫مرسوله سالم و سلامت رسید.

1154
01:01:31,775 --> 01:01:33,646
‫عجب اخباری، دوست من.

1155
01:01:33,820 --> 01:01:36,127
‫من براتون یه بطری شراب فوق‌العاده
‫آوردم تا جشن بگیریم.

1156
01:01:36,301 --> 01:01:40,305
‫<i>،رامسس دوم، ملقب به آزمندیاس</i>

1157
01:01:40,479 --> 01:01:42,263
.‫<i>لقبتون به عنوان یک ابرقهرمان</i>

1158
01:01:42,437 --> 01:01:44,788
‫<i>بیشتر درمورد مسیرتون
.‫ در تبدیل شدن به آزیمندیاس بهمون بگید</i>

1159
01:01:45,614 --> 01:01:47,225
.‫<i>اوه، حتما</i>

1160
01:01:47,399 --> 01:01:51,838
‫<i>من باشم میگم
.‫ماجراجوییم درست بعد از فوت والدینم آغاز شد</i>

1161
01:01:52,012 --> 01:01:53,448
‫<i>اونا با مقدار زیادی پول
.‫تنهام گذاشتن</i>

1162
01:01:53,622 --> 01:01:56,016
.‫<i>اما وقتی 17 ساله بودم همشو به خیریه بخشیدم</i>

1163
01:01:56,190 --> 01:01:59,541
‫<i>می‌خواستم ثابت کنم که می‌تونم
...‫به هر چیزی که می‌خوام برسم</i>

1164
01:01:59,716 --> 01:02:02,240
‫- برای شام آماده شیم؟
‫- نه.

1165
01:02:02,414 --> 01:02:03,937
‫اول کار.

1166
01:02:04,111 --> 01:02:06,200
...‫<i>تنها راهنمایم الهام از</i>

1167
01:02:06,374 --> 01:02:09,247
‫<i>یک انسان بود که باهاش
،‫احساس خیشاوندی می‌کردم</i>

1168
01:02:10,770 --> 01:02:12,641
.‫<i>اسکندر مقدونی</i>

1169
01:02:12,816 --> 01:02:14,861
،‫<i>به عنوان یک فرمانده جوان و فوق‌العاده نظامی</i>

1170
01:02:15,035 --> 01:02:16,994
،‫<i>اسکندر کشور های بسیاری رو فتح کرد</i>

1171
01:02:17,168 --> 01:02:18,996
،‫<i>بدون کشتار حکمرانی کرد</i>

1172
01:02:19,170 --> 01:02:21,148
...‫<i>و بزرگترین مرکز علم‌آموزی جهان رو</i>

1173
01:02:21,172 --> 01:02:22,739
.‫<i>در مصر ساخت</i>

1174
01:02:22,913 --> 01:02:24,368
،‫<i>با عزم مقایسه موفقیت خودم با او</i>

1175
01:02:24,392 --> 01:02:25,698
...‫<i>قدم های قهرمانم رو دنبال کردم</i>

1176
01:02:25,872 --> 01:02:27,192
‫مصاحبه نوا اکسپرس

1177
01:02:27,308 --> 01:02:29,876
‫برای بازبینی شما قبل از پخش آماده‌ است.

1178
01:02:30,050 --> 01:02:31,878
‫سیاره در حال حاضر پر از حادثه است،

1179
01:02:32,052 --> 01:02:34,054
‫و من باید همشونو بازبینی کنم.

1180
01:02:34,228 --> 01:02:37,014
‫من این اطلاعات رو در
‫مترمکز ترین حالتش می‌خوام.

1181
01:02:37,188 --> 01:02:38,929
..‫<i>بعضیا حتی میگن که شما یاد گرفتید</i>

1182
01:02:39,103 --> 01:02:41,061
‫<i>چطوری با دستان خالیتون
‫یک گلوله رو متوقف کنید!</i>

1183
01:02:41,235 --> 01:02:44,369
‫ما برای لذت بردن از هدیه‌ی
‫سخاوتمندانه شما می‌ریم.

1184
01:02:44,543 --> 01:02:47,328
‫می‌دونیم که ترجیح می‌دید
‫این پایین تنها باشید.

1185
01:02:48,112 --> 01:02:49,504
‫بله.

1186
01:02:49,678 --> 01:02:50,375
..‫<i>اسکندر دنیای متمدن رو متحد کرد</i>

1187
01:02:50,549 --> 01:02:51,550
‫کاملا تنها.

1188
01:02:51,724 --> 01:02:52,724
.‫<i>اما فقط وقتی زنده بود</i>

1189
01:02:52,769 --> 01:02:54,161
‫فقط من و دنیا.

1190
01:02:54,335 --> 01:02:55,119
،‫<i>دانش فراعنه</i>

1191
01:02:55,293 --> 01:02:56,685
،‫<i>به دنیا برای نسل ها</i>

1192
01:02:56,860 --> 01:02:58,300
.‫<i>بعد از مرگشون الهام بخشید</i>

1193
01:02:58,339 --> 01:03:00,080
،‫<i>با گرفتن نام یونانی رامسس دوم</i>

1194
01:03:00,254 --> 01:03:01,647
،‫<i>و سبک راهزنی اسکندر</i>

1195
01:03:01,821 --> 01:03:04,693
.‫<i>من راه خودم برای فتح رو آغاز کردم</i>

1196
01:03:04,868 --> 01:03:06,913
،‫<i>اما نه فتح انسان ها</i>

1197
01:03:07,087 --> 01:03:08,872
.‫<i>بلکه فتح شرارتی که آنها رو احاطه کرده</i>

1198
01:03:17,010 --> 01:03:19,360
‫کانال ها هر 100 ثانیه عوض میشن،

1199
01:03:19,534 --> 01:03:21,362
‫و تصویر های تصادفی تشکیل میدن،

1200
01:03:21,536 --> 01:03:24,452
‫و اشارات ناخودآگاهی به آینده رو نشون میدن.

1201
01:03:24,626 --> 01:03:26,890
‫یک مدل پازل از آینده.

1202
01:03:27,064 --> 01:03:28,630
‫من کنار گرفتن تصاویری از،

1203
01:03:28,805 --> 01:03:31,677
‫خشونت رضایت‌بخش
‫و تصاویر کودکانه رو می‌بینم،

1204
01:03:31,851 --> 01:03:37,683
‫که نشان از میل به پسرفت،
‫و آزاد از مسئولیت‌پذیری است.

1205
01:03:37,857 --> 01:03:40,904
‫افزایش تصاویر جنسی رو می‌بینم،
‫که نشان از یک جریان زیرین شهوانی،

1206
01:03:41,078 --> 01:03:42,906
‫نه چندان غیرمعمول
‫در شرایط درگیری است.

1207
01:03:43,950 --> 01:03:45,560
‫این همش نشان از جنگه.

1208
01:03:49,216 --> 01:03:50,783
‫طبق شرایط مایه خواهم گذاشت.

1209
01:03:54,047 --> 01:03:56,484
‫همه ترسیدند.
‫می‌تونی حسش کنی.

1210
01:03:56,658 --> 01:03:57,964
،‫<i>حساب کردم که</i>

1211
01:03:58,138 --> 01:03:59,531
...‫<i>خیلی از دیویدزتاون دور نیستم</i>

1212
01:03:59,705 --> 01:04:01,465
‫منتظر بمب های اتمم که بریزن.

1213
01:04:01,620 --> 01:04:03,119
،‫<i>مطمئن بودم که تا اون موقع</i>

1214
01:04:03,143 --> 01:04:05,972
‫<i>این مکان توسط دزدان کشتی باری
‫به تاراج برده شده بود.</i>

1215
01:04:06,146 --> 01:04:07,844
،‫<i>در پایان ماجراجویی‌ام</i>

1216
01:04:08,018 --> 01:04:11,412
...‫<i>تنها چیزی که برایم مانده بود، انتقام از</i>

1217
01:04:11,586 --> 01:04:15,808
،‫<i>کسانی که خانواده و خدمه‌ام را کشته بودند</i>

1218
01:04:15,982 --> 01:04:17,941
.‫<i>و مرا به مرگ خود رها کردند، بود</i>

1219
01:04:19,638 --> 01:04:24,121
‫<i>دیویدزتاون خفته و
.‫غرق در سکوت بود</i>

1220
01:04:24,295 --> 01:04:26,601
‫باورش سخته که بالاخره داریم میریم خونه.

1221
01:04:26,775 --> 01:04:28,386
‫به سلامتیش می‌نوشم.

1222
01:04:30,475 --> 01:04:33,826
.‫<i>به خانه سابقم رسیدم</i>

1223
01:04:34,000 --> 01:04:37,308
‫<i>محتاطم که قصاب هایی که
‫آن را اشغال کرده بودند بیدار نشوند.</i>

1224
01:04:44,750 --> 01:04:48,566
،‫<i>نمی‌دانستد که حال
،‫مرگ در میانشان ایستاده</i>

1225
01:04:48,640 --> 01:04:54,760
‫<i>و در تاریکی نمی‌فهمیدند که
‫چرا بر سرشان نازل شده.</i>

1226
01:04:57,328 --> 01:04:59,069
.‫<i>یک نفرشان بیدار بود</i>

1227
01:05:00,809 --> 01:05:03,725
‫<i>،از بیم آنکه مبادا او
‫خفتگان را بیدار کند، به او حمله کردم.</i>

1228
01:05:03,900 --> 01:05:07,227
.‫<i>در تاریکی مطلق، او را به باد کتک گرفتم</i>

1229
01:05:07,251 --> 01:05:09,906
.‫<i>جیغ های زنانه‌ و روی اعصابی داشت</i>

1230
01:05:10,080 --> 01:05:13,866
.‫<i>هیچ دزدی نیامد، اما بدتر از آن آمد</i>

1231
01:05:14,040 --> 01:05:16,695
،‫<i>چهره هایشان برایم آشنا بود</i>

1232
01:05:16,869 --> 01:05:18,697
...‫<i>از وحشتشان بگذریم</i>

1233
01:05:18,871 --> 01:05:21,091
.‫<i>بچه ها شیون می‌کردند</i>

1234
01:05:21,265 --> 01:05:23,546
.‫<i>آن کس را که زیرم افتاده بود، نگریستم</i>

1235
01:05:23,702 --> 01:05:28,359
،‫<i>بر لبهای متورم و خون‌آلودش
.‫نامم را جاری ساخت</i>

1236
01:05:28,533 --> 01:05:35,453
‫،<i>آن چنان حقیقت عظیمی مغزم را اشغال کرد
‫که دیگر جایی برای عقل باقی نگذاشت.</i>

1237
01:05:35,627 --> 01:05:39,991
‫<i>هر چه می‌دویدم، ولی باز
،‫وقوف به ملعون بودنم</i>

1238
01:05:40,015 --> 01:05:45,158
‫<i>از خودم پیشی می‌گرفت و پیروزی
.‫موحشش را به رخم می‌کشید</i>

1239
01:05:45,332 --> 01:05:48,292
‫<i>صدای دور دست جماعت خشمگین را
.‫از پشت سر می‌شنیدم</i>

1240
01:05:48,466 --> 01:05:52,165
.‫<i>سرانجام به ساحلی خاکستری رسیدم</i>

1241
01:05:52,339 --> 01:05:55,821
‫<i>اقیانوسی سیاه و ملال‌انگیز و بی‌انتها
.‫پیش رویم گسترده بود</i>

1242
01:05:55,995 --> 01:06:03,568
،‫<i>در حالی که یگانه راهنمایم عشق بود و بس
‫چگونه به چنین جا و چنین حال هولناکی رسیدم؟</i>

1243
01:06:04,656 --> 01:06:08,965
‫<i>چگونه نیت شرافتمندانه‌ام مرا به
‫قساوت واداشته بود؟</i>

1244
01:06:19,976 --> 01:06:25,068
،‫<i>ایستادم، نفس‌زنان، گریه کنان</i>

1245
01:06:25,242 --> 01:06:30,421
‫<i>...به صداي تعقیب کنندگانم گوش سپردم که
.‫نزدیک‌تر می‌شدند</i>

1246
01:06:30,595 --> 01:06:36,731
،‫<i>در فکر راهی برای ادامه فرار
.‫سرم را بلند کردم و او را دیدم</i>

1247
01:06:36,905 --> 01:06:40,953
،‫<i>کشتی باری سیاه و ساکنان نفرین شده آن</i>

1248
01:06:41,127 --> 01:06:44,739
،‫<i>به نظر می‌رسید که منتظر بودند
.‫منتظر من</i>

1249
01:06:44,913 --> 01:06:46,524
،‫<i>به دیویدزتاون آمده بودند</i>

1250
01:06:46,698 --> 01:06:49,527
‫<i>تا تنها جایزه‌ای که برای آن
.‫ارزش قائل بودند را بگیرند</i>

1251
01:06:49,701 --> 01:06:53,183
‫<i>تا تنها روحی که تا به حال
.‫واقعا خواستار آن بودند را بگیرند</i>

1252
01:06:54,053 --> 01:06:56,621
،‫<i>من یک وحشت بودم</i>

1253
01:06:56,795 --> 01:07:00,929
.‫<i>میان وحشت ها، باید ساکن می‌شدم</i>

1254
01:07:01,104 --> 01:07:03,584
.‫<i>به سوی لنگرهای کشتی شنا کردم</i>

1255
01:07:05,021 --> 01:07:06,457
.‫<i>طنابی به پایین افتاد</i>

1256
01:07:07,458 --> 01:07:10,504
.‫<i>آن را به چنگ گرفتم</i>

1257
01:07:10,678 --> 01:07:13,246
،‫<i>و از عرشه فوقانی، صدای هلهله‌ای</i>

1258
01:07:14,813 --> 01:07:17,990
.‫<i>چندش و سیاه به گوش رسید</i>

1259
01:07:18,164 --> 01:07:21,559
.‫<i>بوی تعفنش بهشت را آزار می‌داد</i>

1260
01:07:21,687 --> 01:07:24,984
.‫<i>پایان</i>

1261
01:07:41,397 --> 01:07:42,397
‫بی‌ادب.

1262
01:07:48,586 --> 01:07:49,674
‫حالا.

1263
01:07:50,805 --> 01:07:52,416
‫چیکار می‌تونم براتون بکنم؟

1264
01:07:52,590 --> 01:07:55,506
‫می‌دونیم همه چیز زیر سر توئه.

1265
01:07:55,680 --> 01:07:58,335
‫قتل کمدین، تبعید جان.

1266
01:07:58,509 --> 01:07:59,640
‫خدایا! ادرین،

1267
01:07:59,814 --> 01:08:02,339
‫ما به خاطر تو در آستانه
‫جنگ جهانی سوم هستیم.

1268
01:08:02,513 --> 01:08:04,210
‫خب، نیکسون و سگ مهاجمش، بلیک،

1269
01:08:04,384 --> 01:08:06,473
‫در این رابطه نقش بیشتری داشتند.

1270
01:08:06,647 --> 01:08:08,040
‫تا حالا آخرین سخنرانی که،

1271
01:08:08,214 --> 01:08:09,452
‫کندی قرار بود انجام بده رو خوندی؟

1272
01:08:15,178 --> 01:08:18,181
‫"ما در این کشور، در این نسل،"

1273
01:08:18,355 --> 01:08:21,836
‫"نه به میل خود،
‫بلکه به اراده سرنوشت،"

1274
01:08:22,010 --> 01:08:24,709
‫"نگهبانان دیوار آزادی هستیم."

1275
01:08:24,883 --> 01:08:28,887
‫اما در دنیایی از استبداد،
‫شلیک گلوله، اون رو تماشا کرد.

1276
01:08:29,061 --> 01:08:30,323
‫احتمالا گلوله‌ی بلیک.

1277
01:08:30,497 --> 01:08:32,760
‫هدفت از این حرفا چیه، ادرین؟

1278
01:08:32,934 --> 01:08:34,849
‫اونجا بود که شروع به فهمیدن کردم،

1279
01:08:35,023 --> 01:08:37,113
‫ماجراجویی من...

1280
01:08:37,287 --> 01:08:39,767
‫جهادی پوچ در برابر چنین نیروهایی بود.

1281
01:08:39,941 --> 01:08:44,294
‫یک کمدی سیاه که
‫شخص کمدین، سال 66 شفافش کرد.

1282
01:08:44,468 --> 01:08:47,253
،‫<i>مطمئنم که آبرو ریزی جنایت‌شکنان رو یادتونه</i>

1283
01:08:47,427 --> 01:08:49,777
‫<i>زمانی که اجتناب‌ناپذیر بودن
‫جنگ اتمی رو مطرح کرد.</i>

1284
01:08:51,344 --> 01:08:53,433
.‫<i>اون چشمانم رو به سوی حقیقت باز کرد</i>

1285
01:08:53,607 --> 01:08:55,653
‫<i>تنها بهترین کمدین ها
‫می‌تونن اینکارو انجام بدن.</i>

1286
01:08:55,827 --> 01:08:59,352
‫<i>اون زمان بود که فهمیدم
‫باید چیکار کنم.</i>

1287
01:08:59,526 --> 01:09:02,268
‫روش های اسکندر،
‫متحد کردن با فتح،

1288
01:09:02,442 --> 01:09:06,794
‫  نمی‌تونه رقابت مشترک شرق و غرب
‫رو برای نابودی متوقف کنه.

1289
01:09:06,968 --> 01:09:08,361
‫اما اسکندر علاوه بر این برای،

1290
01:09:08,535 --> 01:09:11,277
‫باز کردن گره کور گوردی،

1291
01:09:12,409 --> 01:09:13,932
‫با پاره کردنش به
‫وسیله شمشیر هم شناخته میشد.

1292
01:09:14,106 --> 01:09:18,589
‫همون راه حل نامتعارف برای
‫حل کردن مشکل جهانی ما لازمه.

1293
01:09:19,416 --> 01:09:23,202
‫و شمشیر من،
‫بزرگ‌ترین شوخی خرکی تاریخ خواهد بود.

1294
01:09:23,376 --> 01:09:25,552
‫شوخی کشف شده توسط کمدین.

1295
01:09:27,772 --> 01:09:29,730
‫بلیک داشت با سفینه
‫از نیکاراگوا برمی‌گشت،

1296
01:09:29,904 --> 01:09:31,993
‫وقتی جزیره شخصی من رو دید.

1297
01:09:32,168 --> 01:09:34,996
‫<i>اون تحقیق کرد و هنرمندان
‫و دانشمندان من رو در حال،</i>

1298
01:09:35,171 --> 01:09:38,696
‫<i>ساخت یک هیولای زنده جدید
‫از طریق تغییرات ژنتیکی،</i>

1299
01:09:38,870 --> 01:09:40,350
.‫<i>و تحقیقاتمون برای تلپورت کردن رو پیدا کرد</i>

1300
01:09:41,177 --> 01:09:42,743
‫تلپورت؟

1301
01:09:42,917 --> 01:09:44,571
‫اما فقط جان می‌تونه تلپورت کنه.

1302
01:09:44,745 --> 01:09:49,489
‫جان امکان انجام دادنش و جذاب تر بودنش از
‫وسیله های برقی که می‌ساخت رو اثبات کرد.

1303
01:09:49,663 --> 01:09:51,926
،‫<i>بنابراین، من از تلاش هاش بهره بردم</i>

1304
01:09:52,100 --> 01:09:56,975
‫<i>با درآمد حاصل از توسعه هیدرانت های جرقه‌ای عمومی
‫که وسایل نقلیه‌اش رو تامین می‌کنه.</i>

1305
01:09:57,149 --> 01:10:02,154
‫<i>گسترش ابعادی و موسسه مطالعات فرافضایی
‫رو تامین مالی کردم.</i>

1306
01:10:02,328 --> 01:10:07,333
‫هردو فناوری های جدیدی از
‫نتیجه تحقیقات جان در دولت ساختند.

1307
01:10:07,507 --> 01:10:09,640
،‫<i>اما بدون ذهن راهنمایِ او</i>

1308
01:10:09,814 --> 01:10:12,773
‫تلپورت کردن محدود بود.

1309
01:10:12,947 --> 01:10:15,298
‫هرچیز زنده‌ای بعد از
‫رسیدن منفجر میشد و می‌مرد.

1310
01:10:15,472 --> 01:10:17,125
‫تکرار مکررات می‌کنی.

1311
01:10:17,300 --> 01:10:19,563
‫تو کمدین رو کشتی
‫تا ساکت نگهش داری.

1312
01:10:19,737 --> 01:10:21,129
‫متاسفانه برای بلیک،

1313
01:10:21,304 --> 01:10:23,131
،‫<i>من خونه مولاک رو زیر نظر داشتم</i>

1314
01:10:23,306 --> 01:10:25,960
،‫<i>وقتی بدبینی عملیش از کنترل خارج شد</i>

1315
01:10:26,134 --> 01:10:29,007
.‫<i>و شروع به لو دادن تکه‌هایی از نقشه‌ام کرد</i>

1316
01:10:29,181 --> 01:10:31,705
.‫<i>من از دخالت تصادفیش پشیمونم</i>

1317
01:10:31,879 --> 01:10:34,926
‫<i>با در خطر بودن سرنوشت جهان
‫و سرنوشت انسانیت،</i>

1318
01:10:35,100 --> 01:10:40,801
‫<i>نمی‌تونستم خطر برملا شدن کامل
‫نقشه‌ام توسط بلیک به هیچکس رو به جون بخرم.</i>

1319
01:10:40,975 --> 01:10:42,194
‫...مخصوصا به جان.

1320
01:10:43,021 --> 01:10:46,503
‫برای جا شدن در نقشه من خیلی
‫قدرتمند و غیرقابل پیشبینی بود.

1321
01:10:46,677 --> 01:10:48,722
.‫<i>نقشه کنار گذاشتنش رو سال ها کشیدم</i>

1322
01:10:48,896 --> 01:10:50,681
،‫<i>به همین علت همکاران قدیمی‌اش</i>

1323
01:10:50,855 --> 01:10:52,833
‫<i>در معرض تشعشع قرار گرفتند
‫و به عنوان سلاح در برابر</i>

1324
01:10:52,857 --> 01:10:56,817
‫<i>وابستگی بسیار شکننده جان
‫به بشریت استفاده شدند.</i>

1325
01:10:56,991 --> 01:10:59,342
،‫<i>با خنثی شدن جان و بلیک</i>

1326
01:10:59,516 --> 01:11:02,997
.‫<i>تحقیقات نقاب‌کش تو باید متوقف میشد</i>

1327
01:11:03,171 --> 01:11:05,086
،‫<i>من اقدام به ترور خودم رو برنامه‌ریزی کردم</i>

1328
01:11:05,261 --> 01:11:08,612
‫<i>تا من رو فراتر از هرگونه شک قرار بده
.‫و به تئوریت لطمه شک بزنه</i>

1329
01:11:08,786 --> 01:11:11,963
،‫<i>به قاتل بی خبری که استخدام کردم
.‫سیانور داده شد</i>

1330
01:11:12,137 --> 01:11:14,705
‫<i>و برای رورشاک به خاطر
.‫قتل مولاک پاپوش دوخته شد</i>

1331
01:11:14,879 --> 01:11:16,228
.‫<i>تا انتهای نخ ها گره بخوره</i>

1332
01:11:19,144 --> 01:11:21,064
‫ادرین تو داری درباره تلپورت معیوب،

1333
01:11:21,189 --> 01:11:24,062
‫هیولاهای ژنتیکی و تموم کردن جنگ حرف می‌زنی.

1334
01:11:24,236 --> 01:11:27,892
‫چطوری هیچکدوم از این
‫دانش دیووانه وار قراره معنی بده؟

1335
01:11:28,066 --> 01:11:29,850
‫نقشه‌ من بسیار ساده است.

1336
01:11:30,024 --> 01:11:31,939
‫هیولام رو به نیویورک تلپورت می‌کنم.

1337
01:11:32,113 --> 01:11:34,942
‫انفجار حاصل از این کار
‫نصف شهر رو از بین می‌بره.

1338
01:11:35,116 --> 01:11:37,249
‫عواقب این اتفاق
‫دولت های زمین رو متقاعد می‌کنه،

1339
01:11:37,423 --> 01:11:40,034
‫که ما توسط یه دنیای دیگه
‫مورد حمله قرار گرفتیم.

1340
01:11:40,208 --> 01:11:42,123
‫به جای جنگیدن با یکدیگر،

1341
01:11:42,298 --> 01:11:46,084
‫برای اولین بار، نژاد بشر
‫مقابل یک دشمن مشترک متحد میشن،

1342
01:11:46,258 --> 01:11:49,783
‫و عصر جدیدی از صلح جهانی شروع میشه.

1343
01:11:54,310 --> 01:11:56,050
‫ادرین، بهم گوش کن.

1344
01:11:56,747 --> 01:11:58,139
‫تو حالت خوب نیست.

1345
01:11:58,314 --> 01:11:59,663
‫تو کمک لازم داری.

1346
01:11:59,837 --> 01:12:03,362
‫من فقط خوشحالم که قبل از اینکه
‫کاری بخوای انجام بدی ما رسیدیم اینجا.

1347
01:12:04,102 --> 01:12:05,582
‫بخوام انجام بدم؟

1348
01:12:05,756 --> 01:12:08,454
‫دن، من یه شخصیت شرور
‫تو کتاب های کامیکی نیستم.

1349
01:12:08,628 --> 01:12:10,891
‫واقعا فکر می‌کنی من
‫نقشه بزرگم رو توضیح می‌دادم،

1350
01:12:11,065 --> 01:12:12,825
‫اگر یک ذره احتمال این وجود داشت که شما،

1351
01:12:12,980 --> 01:12:14,286
‫روی نتیجه‌اش تاثیر بذارید؟

1352
01:12:15,331 --> 01:12:16,984
‫من 35 دقیقه پیش انجامش دادم.

1353
01:12:32,913 --> 01:12:35,742
‫اوه، پسر.

1354
01:12:37,222 --> 01:12:38,222
‫همم.

1355
01:12:40,268 --> 01:12:44,708
‫خب، ساعت 11:25 ئه،
‫وقتشه ببندیم، پسرک.

1356
01:12:44,882 --> 01:12:47,319
‫هی، چند دفعه می‌خوای
‫اون آشغال رو بخونی؟

1357
01:12:47,493 --> 01:12:49,452
‫این داستان منطقی نیست، پسر.

1358
01:12:49,626 --> 01:12:51,105
‫برای همینه که باید دوباره بخونمش.

1359
01:12:51,279 --> 01:12:54,021
‫و اسم من برنی‌ئه،
‫نه "پسرک".

1360
01:12:54,195 --> 01:12:55,806
‫برنی؟
‫مخفف برنارد؟

1361
01:12:55,980 --> 01:12:57,373
‫شوخی نمی‌کنی.

1362
01:12:57,547 --> 01:12:59,220
‫این اسم من هم هست.

1363
01:12:59,244 --> 01:13:00,244
‫واو...

1364
01:13:08,209 --> 01:13:09,254
‫چه خبره...

1365
01:13:09,428 --> 01:13:10,777
‫یا خدا، درف...

1366
01:13:18,655 --> 01:13:19,960
‫یا...

1367
01:14:21,761 --> 01:14:23,850
‫یا خدا!

1368
01:14:24,024 --> 01:14:25,896
‫یا خدا!

1369
01:14:32,946 --> 01:14:35,122
‫اون....اون چه کوفتی بود؟

1370
01:14:35,296 --> 01:14:38,430
‫من پیشبینی می‌کردم
‫زودتر به زمین برگردیم.

1371
01:14:38,604 --> 01:14:40,432
‫دخالتی که حس کردم،

1372
01:14:40,606 --> 01:14:42,782
‫مشخص شد انفجار یک کلاهک هسته‌ای نبوده.

1373
01:14:43,696 --> 01:14:44,784
‫پس چی...

1374
01:14:45,916 --> 01:14:46,960
‫تکیان ها.

1375
01:14:47,134 --> 01:14:48,614
‫انبوهی از تکیان ها.

1376
01:14:48,788 --> 01:14:50,790
‫اما از کجا می‌تونن اومده باشن؟

1377
01:14:50,964 --> 01:14:54,315
‫من تقریبا حس خوب
‫نامطمئن بودن رو فراموش کرده بودم.

1378
01:14:54,490 --> 01:14:56,230
‫جان...

1379
01:14:56,404 --> 01:14:59,364
‫من دارم پالس قوی از
‫منطقه قطب جنوب دریافت می‌کنم.

1380
01:14:59,538 --> 01:15:01,322
‫جان، منو از اینجا ببر بیرون، لطفا.

1381
01:15:02,541 --> 01:15:03,541
‫حتما.

1382
01:15:07,154 --> 01:15:08,634
،‫<i>هیچکس تردید نمی‌کنه</i>

1383
01:15:08,808 --> 01:15:11,768
،‫<i>که زمین با چنین نیروی مهاجم مخوفی مواجه شده</i>

1384
01:15:11,942 --> 01:15:17,121
‫<i>که مجبوره برای مقابله باهاش
‫تمام خصومت ها رو کنار بذاره.</i>

1385
01:15:18,862 --> 01:15:21,691
‫هیچکس هرگز نباید حقیقت رو بفهمه.

1386
01:15:21,865 --> 01:15:24,520
‫کسانی که دخیل بودند، مردند.

1387
01:15:24,694 --> 01:15:28,611
‫قاتلین توسط قاتلینی
‫که هم رو به قتل رسوندند، به قتل رسیدند.

1388
01:15:28,785 --> 01:15:30,438
‫یک هرم مرگ‌بار.

1389
01:15:31,701 --> 01:15:34,573
‫و ما چی؟

1390
01:15:40,492 --> 01:15:42,189
‫البته که وایت.

1391
01:15:42,363 --> 01:15:45,366
‫کی به جز اون دانش
‫کار کردن با تکیان هارو داره؟

1392
01:15:45,541 --> 01:15:49,196
‫اون حتما احتمال کشف شدن
‫نتیجه‌اش رو چند وقتیه که پیشبینی کرده.

1393
01:15:49,370 --> 01:15:52,548
‫تمام اون چیزای نیویورک،
‫ادرین نقشه‌اش رو کشیده بود؟

1394
01:15:52,722 --> 01:15:55,376
‫آره. اون بلیک و نیمی از نیویورک رو کشت.

1395
01:15:56,508 --> 01:15:57,814
‫ببخشید، رورشاک.

1396
01:15:57,988 --> 01:16:00,120
‫دارم به لوری ده ثانیه پیش اطلاع میدم.

1397
01:16:00,294 --> 01:16:02,209
‫این تکیان ها دارند به همه چیز گند می‌زنن.

1398
01:16:02,383 --> 01:16:03,383
‫جان، صبر کن!

1399
01:16:06,692 --> 01:16:09,129
‫- جان!
‫- نه!

1400
01:16:09,303 --> 01:16:10,522
‫باید جلوشو بگیری.

1401
01:16:10,696 --> 01:16:12,176
‫بلیک و نیمی از نیویورک رو کشت.

1402
01:16:12,350 --> 01:16:14,787
‫آره. اون بلیک و نیمی از نیویورک رو کشت.

1403
01:16:14,961 --> 01:16:16,267
‫ببخشید، رورشاک.

1404
01:16:16,441 --> 01:16:18,661
‫دارم به لوری ده ثانیه پیش اطلاع میدم.

1405
01:16:18,835 --> 01:16:21,925
‫این تکیان ها دارند به همه چیز گند می‌زنن.

1406
01:16:31,238 --> 01:16:33,545
‫اختلالی که دید من رو
‫مبهم می‌کنه اینجا قویتره.

1407
01:16:35,242 --> 01:16:38,637
‫پشت این همه تکیان قایم شدن
‫هوشمندانه بود، وایت.

1408
01:16:38,811 --> 01:16:41,379
‫اما این بازی احمقانه‌است.

1409
01:16:44,077 --> 01:16:45,644
‫بسیار خب.

1410
01:16:45,818 --> 01:16:47,778
‫اگر باید این رو تا پایانی تلخ دنبال کنم...

1411
01:17:06,622 --> 01:17:07,927
‫دن.

1412
01:17:19,373 --> 01:17:21,854
‫بوبستیس، من رو ببخش.

1413
01:17:27,251 --> 01:17:28,644
‫وایت، نکن!

1414
01:17:39,567 --> 01:17:42,483
‫هاه. مطمئن نبودم این کار بده.

1415
01:17:42,658 --> 01:17:43,658
‫وایت...

1416
01:17:45,486 --> 01:17:46,879
‫تو یه عوضی هستی.

1417
01:18:01,024 --> 01:18:02,721
‫اوه، لعنت.

1418
01:18:05,550 --> 01:18:06,682
‫لوری!

1419
01:18:10,468 --> 01:18:11,988
‫چیز دیگه ای که ازش مطمئن نبودم...

1420
01:18:17,693 --> 01:18:20,217
‫مأیوسم کردی، وایت.

1421
01:18:20,391 --> 01:18:21,914
‫خیلی مأیوسم کردی.

1422
01:18:35,493 --> 01:18:39,453
‫بازسازی خودم یکی از اولین
‫حقه هایی بود که یاد گرفتم.

1423
01:18:39,627 --> 01:18:41,455
‫واقعا فکر کردی منو می‌کشه؟

1424
01:18:42,761 --> 01:18:45,068
‫من روی خورشید راه رفتم.

1425
01:18:45,242 --> 01:18:47,810
‫من وقایع بسیار کوچک و سریعی رو دیدم،

1426
01:18:47,984 --> 01:18:50,638
‫که حتی به سختی میشه گفت اتفاق افتادند.

1427
01:18:50,813 --> 01:18:51,552
‫اما تو؟

1428
01:18:51,727 --> 01:18:54,381
‫تو فقط یه انسانی.

1429
01:18:54,555 --> 01:19:00,605
‫و برای من باهوش ترین فرد جهان
‫با باهوش ترین موریانه جهان فرقی نداره.

1430
01:19:02,476 --> 01:19:04,261
‫اون چیه، وایت؟

1431
01:19:04,435 --> 01:19:06,437
‫یه سلاح نهایی دیگه؟

1432
01:19:06,611 --> 01:19:08,569
‫یه همچین چیزی.

1433
01:19:08,744 --> 01:19:09,851
...‫<i>اخبار تازه رسیده</i>

1434
01:19:09,875 --> 01:19:10,995
...‫<i>تصاویر هولناکی داریم</i>

1435
01:19:11,094 --> 01:19:13,226
‫اوه، خدا...

1436
01:19:13,400 --> 01:19:15,098
.‫<i>چیزی که قراره ببینید شمارو شوکه می‌کنه</i>

1437
01:19:15,272 --> 01:19:17,293
.‫<i>...صحنه‌ای کاملا وحشتناک اینجا هست</i>

1438
01:19:17,317 --> 01:19:19,929
.‫<i>...یک موسسه تحقیق درباره ابعاد دیگر</i>

1439
01:19:20,103 --> 01:19:21,994
.‫<i>...میلیون ها نفر غروب در اینجا فوت کردند</i>

1440
01:19:22,018 --> 01:19:24,716
‫نه! نه!

1441
01:19:24,890 --> 01:19:26,410
‫<i>آیا می‌تونه موجودی فضایی باشه؟</i>

1442
01:19:26,457 --> 01:19:28,017
‫<i>آیا به زمین حمله شده؟</i>

1443
01:19:28,111 --> 01:19:29,460
...‫<i>نگرانی های جهانی در حال افزایش</i>

1444
01:19:29,634 --> 01:19:31,244
..‫...و رهبران جهانی در حال

1445
01:19:31,418 --> 01:19:32,985
‫<i>انتشار اعلامیه های حمایتی
.‫در سراسر جهان هستند</i>

1446
01:19:33,159 --> 01:19:34,528
،‫<i>ما می‌شنویم که رهبر روسیه</i>

1447
01:19:34,552 --> 01:19:36,249
،‫<i>گورباچو گفته</i>

1448
01:19:36,423 --> 01:19:38,271
‫<i>آنها در حال ارزیابی
...‫تهدید جدید در نیویورک هستند</i>

1449
01:19:38,295 --> 01:19:40,427
...‫<i>...تماس ها برای یک نشست فوری صلح</i>

1450
01:19:40,601 --> 01:19:42,125
...‫<i>...در ژنو از سوی رهبران جهان</i>

1451
01:19:42,299 --> 01:19:44,040
.‫<i>در تلاشی جهانی و نگران کننده در حال افزایشه</i>

1452
01:19:44,214 --> 01:19:46,105
‫<i>حتی روسیه در حال متوقف کردن
.‫اقدامات نظامی خود می‌باشد</i>

1453
01:19:46,129 --> 01:19:48,218
.‫<i>خانم ها و آقایان، خبر خوب</i>

1454
01:19:48,392 --> 01:19:49,610
.‫<i>جنگ تمام شد</i>

1455
01:19:49,785 --> 01:19:51,438
.‫<i>جنگ تمام شد</i>

1456
01:19:51,612 --> 01:19:53,136
.‫<i>جنگ تمام شد</i>

1457
01:19:54,311 --> 01:19:56,617
‫من انجامش داد. من انجامش دادم!

1458
01:19:57,705 --> 01:20:00,708
‫من زمین رو از جهنم نجات دادم!

1459
01:20:00,883 --> 01:20:03,886
‫و سپس اون رو به سمت بهشت بلند می‌کنم.

1460
01:20:04,060 --> 01:20:05,626
‫وایسا. سپس چی؟

1461
01:20:05,801 --> 01:20:08,194
‫واقعا فکر کردی می‌تونی
‫از این اعمالت قسر در بری؟

1462
01:20:11,328 --> 01:20:13,069
‫اگر کارم رو فاش کنید،

1463
01:20:13,243 --> 01:20:16,159
‫صلحی که میلیون ها نفر
‫برای به دست اوردنش مردند رو از بین می‌برید.

1464
01:20:17,073 --> 01:20:18,770
‫اگر من رو بکشید،

1465
01:20:18,944 --> 01:20:21,338
‫باعث وجود تحقیقاتی می‌شید
‫که اتفاق های افتاده رو برملا می‌کنه.

1466
01:20:22,774 --> 01:20:25,037
‫اون راست میگه.

1467
01:20:25,211 --> 01:20:26,647
‫فاش کردن نقشه‌اش،

1468
01:20:26,822 --> 01:20:30,390
‫خرابی بزرگتری روی زمین به بار میاره.

1469
01:20:30,564 --> 01:20:34,090
‫در مریخ، تو ارزش زندگی رو نشون دادی.

1470
01:20:34,264 --> 01:20:38,355
‫اگه بخوایم زندگی رو اینجا حفظ کنیم،
‫باید ساکت بمونیم.

1471
01:20:40,705 --> 01:20:43,969
‫تو راست میگی. وای خدا.

1472
01:20:50,715 --> 01:20:51,716
‫رورشاک...

1473
01:20:52,630 --> 01:20:54,850
‫ما...ما...

1474
01:20:57,156 --> 01:20:59,158
‫ما باید با این موضوع کنار بیایم.

1475
01:21:02,031 --> 01:21:04,250
‫نه.

1476
01:21:04,424 --> 01:21:06,600
‫نه حتی اگر پای قیامت وسط باشه.

1477
01:21:06,774 --> 01:21:08,428
‫هیچوقت کنار نیا.

1478
01:21:11,127 --> 01:21:14,173
‫خب، به احتمال زیاد، نتیجه‌ای نداره.

1479
01:21:14,347 --> 01:21:17,133
‫رورشاک به سختی یک شاهد معتمده.

1480
01:21:18,525 --> 01:21:19,526
‫همچنان...

1481
01:21:22,921 --> 01:21:26,316
‫من برای مراقبه به آسمان‌نمام میرم.

1482
01:21:26,490 --> 01:21:28,405
‫جان؟

1483
01:21:39,068 --> 01:21:40,199
‫تو کجا میری؟

1484
01:21:40,373 --> 01:21:41,766
‫برمی‌گردم آمریکا.

1485
01:21:41,940 --> 01:21:44,421
‫باید به مردم گفته شه.
‫شرارت باید مورد مجازات قرار بگیره.

1486
01:21:44,595 --> 01:21:47,250
‫می‌دونی، نمی‌تونم بذارم
‫این کار رو انجام بدی.

1487
01:21:49,600 --> 01:21:53,212
‫صدالبته.
‫برای حفاظت از بهشت جدید وایت.

1488
01:21:53,386 --> 01:21:57,347
‫یک جسد دیگه در میان پایه ها
‫تفاوت خاصی ایجاد نمی‌کنه.

1489
01:21:58,783 --> 01:21:59,783
‫خب...

1490
01:22:01,351 --> 01:22:02,395
‫منتظر چی هستی؟

1491
01:22:03,701 --> 01:22:05,007
‫انجامش بده.

1492
01:22:07,531 --> 01:22:08,924
‫رورشاک...

1493
01:22:14,059 --> 01:22:15,059
‫انجامش بده.

1494
01:22:19,499 --> 01:22:20,499
‫انجامش بده!

1495
01:22:25,375 --> 01:22:27,116
‫نه!

1496
01:22:27,290 --> 01:22:29,292
‫- نه، نه.
‫- دن.

1497
01:22:30,032 --> 01:22:30,815
‫خدایا.

1498
01:22:30,989 --> 01:22:32,077
‫من اینجام، دن.

1499
01:22:32,251 --> 01:22:33,470
‫نه.

1500
01:22:33,644 --> 01:22:34,906
‫من خیلی متاسفم.

1501
01:22:48,659 --> 01:22:50,226
‫سلام، جان.

1502
01:22:52,141 --> 01:22:53,751
‫امیدوار بودم که فرصت
‫کنیم دوباره صحبت کنیم.

1503
01:22:56,145 --> 01:23:00,976
‫می‌دونم من برای نجات بشریت
‫از مرز های کشتن بی‌گناهان عبور کردم.

1504
01:23:02,325 --> 01:23:07,547
‫اما یکی باید بار این جنایت
‫ضروری و زشت رو به دوش می‌کشید.

1505
01:23:07,721 --> 01:23:10,811
‫برخلاف رورشاک، من درک می‌کنم،

1506
01:23:12,117 --> 01:23:14,815
‫بدون بخشش یا محکوم کردن،

1507
01:23:14,990 --> 01:23:19,081
‫امور بشریت دیگه بیشتر از این
‫نمی‌تونه برای من مهم باشه.

1508
01:23:19,255 --> 01:23:24,390
‫من این کهکشان رو به مقصد
‫کهکشانی...کمتر پیچیده ترک می‌کنم.

1509
01:23:24,564 --> 01:23:27,437
‫اما تو دوباره به حیات انسان علاقه‌مند شدی.

1510
01:23:27,611 --> 01:23:29,656
‫آره، شدم.

1511
01:23:31,615 --> 01:23:33,269
‫شاید چند تا برای خودم خلق کنم.

1512
01:23:35,575 --> 01:23:36,315
‫خدانگهدار، ادرین.

1513
01:23:36,489 --> 01:23:37,838
‫قبل از اینکه بری،

1514
01:23:39,710 --> 01:23:41,233
‫من کار درست رو انجام دادم،
‫مگه نه؟

1515
01:23:43,018 --> 01:23:44,178
‫همه چیز در نهایت جواب داد.

1516
01:23:45,846 --> 01:23:47,065
‫در نهایت؟

1517
01:23:48,632 --> 01:23:50,416
‫هیچ چیز به انتها نمی‌رسه، ادرین.

1518
01:23:52,810 --> 01:23:54,377
‫هیچ چیز هیچوقت تموم نمیشه.

1519
01:24:14,179 --> 01:24:16,747
‫به جز تقریبا به کشتن دادنم،

1520
01:24:16,921 --> 01:24:18,575
‫با حمله قلبی،

1521
01:24:18,749 --> 01:24:21,186
‫این کادوی کریسمس خوبیه.

1522
01:24:21,360 --> 01:24:25,451
‫خیلی خوشحالم که
‫لورل کوچولوم برگشته پیشم.

1523
01:24:25,625 --> 01:24:28,585
‫- رنگ مو به کنار.
‫- مامان یادته؟

1524
01:24:28,759 --> 01:24:30,761
‫ساندرا و سم هالیس هستیم الان.

1525
01:24:30,935 --> 01:24:32,545
‫آخی!

1526
01:24:32,719 --> 01:24:36,027
‫هالیس خیلی خوشحال می‌شد
‫که اسمش رو روی خودت گذاشتی.

1527
01:24:36,201 --> 01:24:39,596
‫کمترین کاری بود که
‫می‌تونستم برای گرامیداشتش بکنم.

1528
01:24:39,770 --> 01:24:41,772
‫اون مثل پدر دوم من بود.

1529
01:24:41,946 --> 01:24:44,644
‫و به خاطر همین بود
‫که می‌خواستم سر بزنم.

1530
01:24:46,559 --> 01:24:50,781
‫مامان، من فهمیدم پدر واقعیم کی بود.

1531
01:24:52,783 --> 01:24:54,524
‫اوه، خدای من.

1532
01:24:54,698 --> 01:24:57,309
‫اوه، لورل.
‫خیلی ببخشید.

1533
01:24:57,483 --> 01:24:58,919
‫مامان...

1534
01:24:59,094 --> 01:25:01,618
‫- ممکنه چه فکر هایی کنی...
‫- مامان، مهم نیست.

1535
01:25:04,447 --> 01:25:06,884
‫زندگی آدم ها اونارو
‫به جاهای عجیبی می‌بره.

1536
01:25:07,928 --> 01:25:09,321
‫کار های عجیبی می‌کنن،

1537
01:25:09,495 --> 01:25:11,367
‫و بعضی وقتا نمی‌تونن دربارش صحبت کنن.

1538
01:25:13,499 --> 01:25:14,587
‫می‌دونم چه حسی داره.

1539
01:25:17,851 --> 01:25:20,332
‫دوست دارم، مامان.

1540
01:25:20,506 --> 01:25:23,248
‫هیچوقت هیچ بدی در حقم نکردی.

1541
01:25:27,861 --> 01:25:31,038
‫خدانگهدار، سم. خدانگهدار، ساندرا.

1542
01:25:31,213 --> 01:25:32,823
‫خیلی برای بچه دار شدن صبر نکنید.

1543
01:25:32,997 --> 01:25:34,397
‫من زن پیری ام.

1544
01:25:34,477 --> 01:25:36,783
‫- خدافظ مامان.
‫- خدافظ خانم ژوپیتر.

1545
01:25:36,957 --> 01:25:39,656
‫می‌دونی، شاید مادرت
‫ایده‌ی بدی هم نداده باشه که...

1546
01:25:39,830 --> 01:25:41,179
‫فراموشش کن.

1547
01:25:41,353 --> 01:25:42,789
‫هنوز نه.

1548
01:25:42,963 --> 01:25:44,419
‫تو دوباره درباره ماجراجویی کردن صحبت کردی،

1549
01:25:44,443 --> 01:25:46,083
‫و من قرار نیست بمونم خونه
‫و پوشک عوض کنم.

1550
01:25:47,838 --> 01:25:50,275
‫جغد شب و شبح ابریشمی
‫خیلی باحال به نظر می‌رسن.

1551
01:25:50,449 --> 01:25:52,756
‫- فکر کنم اسم جدیدی می‌خوام.
‫- همم؟

1552
01:25:52,930 --> 01:25:54,975
‫و یه کاستوم بهتر برای محافظت.

1553
01:25:55,150 --> 01:25:57,891
‫- همم
‫- یه چیز چرمی.

1554
01:25:58,065 --> 01:25:59,197
‫حتما.

1555
01:25:59,371 --> 01:26:00,633
‫و یه ماسک.

1556
01:26:00,807 --> 01:26:02,548
‫اه..

1557
01:26:02,722 --> 01:26:04,594
‫- شاید یه تفنگ.
‫- هم...

1558
01:26:04,902 --> 01:26:11,785
«دی‌سی ریپوتر، ارائه‌ای همه جانبه از دنیای بی‌انتهای دی‌سی»
.::: @DCReporter :::.

1559
01:26:12,079 --> 01:26:13,231
‫سیمور، کجا بودی؟

1560
01:26:13,255 --> 01:26:14,778
‫بعد ایکس؟

1561
01:26:14,952 --> 01:26:16,016
‫تازه از برگرز اند بورشت ناهار گرفتم.

1562
01:26:16,040 --> 01:26:17,433
‫اسمشو به زبون نیار!

1563
01:26:17,517 --> 01:26:19,193
‫اجازه نمیدم تو این دفتر روسی صحبت شه.

1564
01:26:19,217 --> 01:26:20,827
‫توافقنامه صلح باشه یا نه.

1565
01:26:21,001 --> 01:26:22,675
‫داری چیکار می‌کنی؟

1566
01:26:22,699 --> 01:26:24,299
‫خب، می‌خواستم ناهارم رو بخورم.

1567
01:26:24,440 --> 01:26:25,852
‫سه میلیون نفر تو نیویورک مردند،

1568
01:26:25,876 --> 01:26:26,996
‫و تو جزوشون نبودی.

1569
01:26:27,094 --> 01:26:28,618
‫سیمور، لعنت!

1570
01:26:28,792 --> 01:26:30,837
‫قبل از اینکه بخوری،
‫باید دو صفحه دیگه پر کنی.

1571
01:26:31,011 --> 01:26:32,032
‫فکر می‌کردم سر مقاله‌تون...

1572
01:26:32,056 --> 01:26:33,318
‫خب، اشتباه فکر کردی.

1573
01:26:33,492 --> 01:26:35,059
‫هیشکی دیگه حق نداره،

1574
01:26:35,233 --> 01:26:37,168
‫راجب رفقای جون جونی روسیمون بد حرف بزنه.

1575
01:26:37,192 --> 01:26:38,932
‫در نتیجه، دو صفحه سرمقاله به فنا رفت.

1576
01:26:39,106 --> 01:26:40,146
‫یه چیزی پیدا کن باهاش پرشون کن.

1577
01:26:40,238 --> 01:26:41,718
‫رابرت ردفورد میگه،

1578
01:26:41,892 --> 01:26:43,372
‫که سال 88 کاندید رئیس جمهور میشه.

1579
01:26:43,546 --> 01:26:47,071
‫سیمور،  به اخبار چرند با
‫پوشش دادنشون اعتبار نده.

1580
01:26:47,245 --> 01:26:49,160
‫هیچکس نمی‌خواد یه بازیگر
‫گاوچرون تو کاخ سفید باشه.

1581
01:26:49,334 --> 01:26:52,468
‫خب پس باید یه چیزی
‫از پوشه عوام باشه؟

1582
01:26:52,642 --> 01:26:54,121
‫آره، آره.

1583
01:26:54,296 --> 01:26:56,602
‫هرکاری که به عقل ناقصت می‌رسه بکن...

1584
01:26:56,776 --> 01:27:00,084
‫...و برای اولین بار تو زندگیت
‫مسئولیت پذیر باش.

1585
01:27:00,258 --> 01:27:02,129
‫هرچیزی دوست داری بنویس.

1586
01:27:02,304 --> 01:27:05,829
‫کاملا می‌ذارمش به اختیار خودت.

