﻿WEBVTT

00:00:16.100 --> 00:00:24.490
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:00:26.392 --> 00:00:30.957
‫مترجم: اشکان هیدی

00:00:31.260 --> 00:00:32.440
‫حالت خوبه، شلوغه؟

00:00:32.441 --> 00:00:33.680
‫آره، مثل همیشه.

00:00:36.240 --> 00:00:38.080
‫مامان، عروسی فرداست، دیوونه شدی؟

00:00:42.980 --> 00:00:47.141
‫آره، راستش، اوم...

00:00:48.720 --> 00:00:50.180
‫من فردا نمی‌تونم بیام.

00:00:51.180 --> 00:00:52.180
‫ببخشید.

00:00:52.540 --> 00:00:53.180
‫چرا؟

00:00:53.181 --> 00:00:56.540
‫یه کاری تو کالوی دارم و نمی‌تونم...

00:00:57.820 --> 00:00:59.620
‫داری منو اذیت می‌کنی، الان داری اینو میگی!

00:00:59.621 --> 00:01:00.760
‫نه، نه، فردا نمیتونم.

00:01:01.140 --> 00:01:02.260
‫باید یه نفرو ببینم.

00:01:02.640 --> 00:01:03.160
‫کی رو؟

00:01:03.161 --> 00:01:04.161
‫یه دوست.

00:01:04.400 --> 00:01:05.240
‫فردا مهمونیه.

00:01:05.241 --> 00:01:08.881
‫می‌دونم فردا مهمونیه، ولی نمی‌تونم بیام،
‫نمی‌تونم اونجا باشم.

00:01:15.900 --> 00:01:17.380
‫مامان، کاری نمی‌کنم.

00:01:17.560 --> 00:01:19.180
‫منتظر تو موندیم تا برنامه‌ریزی کنیم.

00:01:20.920 --> 00:01:22.821
‫ولی... منتظرت موندیم، بهت میگم، تو نیستی.

00:01:27.240 --> 00:01:31.240
‫مامان، گوش کن، من... نمی‌تونم بیام،
‫نمی‌تونم بیام، همین دیگه و...

00:01:32.260 --> 00:01:33.620
‫نه، نمیخوام ناراحتت کنم.

00:01:34.100 --> 00:01:36.140
‫ببین مامان، من فردا صبح زود کار دارم.

00:01:36.940 --> 00:01:37.400
‫باشه.

00:01:37.900 --> 00:01:38.900
‫نه، فقط من نیستم.

00:01:38.980 --> 00:01:39.280
‫من...

00:01:39.800 --> 00:01:40.020
‫آره.

00:01:40.440 --> 00:01:41.120
‫باشه.

00:01:41.340 --> 00:01:43.320
‫فردا صبح زود کار دارم مامان، می‌بوسمت.

00:01:43.440 --> 00:01:44.440
‫بوس.

00:01:44.680 --> 00:01:45.680
‫بوس، بوس.

00:01:46.100 --> 00:01:47.100
‫بوس.

00:02:00.000 --> 00:02:10.000
<font color="#8000ff">ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ</font>
‫<font color="#ffff00">@CinemDreaming</font>

00:02:34.706 --> 00:02:38.706
‫♪ When I Was Cruel No.2 ♪
‫♪ Elvis Costello ♪

00:02:45.960 --> 00:02:47.120
‫اونجا رو نگاه کن.

00:02:48.080 --> 00:02:49.080
‫اونجا رو نگاه کن.

00:02:50.660 --> 00:02:51.660
‫خب.

00:02:56.570 --> 00:02:57.610
‫همدیگرو ببوسید.

00:02:57.730 --> 00:02:58.730
‫همدیگرو ببوسید.

00:03:01.610 --> 00:03:02.130
‫آره.

00:03:02.131 --> 00:03:03.131
‫آره.

00:03:04.410 --> 00:03:05.410
‫آره.

00:03:06.550 --> 00:03:07.070
‫آره.

00:03:07.071 --> 00:03:07.550
‫آره.

00:03:07.551 --> 00:03:08.710
‫آها. عالیه.

00:03:08.850 --> 00:03:09.930
‫حالا به هم نگاه کنید.

00:03:10.890 --> 00:03:11.890
‫بمون، همونجا بمون.

00:03:13.230 --> 00:03:13.750
‫نگاه کن.

00:03:14.110 --> 00:03:15.110
‫به اونجا نگاه کن.

00:03:16.890 --> 00:03:17.410
‫عالی.

00:03:17.730 --> 00:03:20.170
‫حالا رو در روی هم وایسید،
‫رخ تو رخ.

00:03:29.780 --> 00:03:31.140
‫البته که می‌تونی.

00:03:31.300 --> 00:03:32.300
‫باشه.

00:03:41.936 --> 00:03:42.647
‫خیلی خب.

00:03:43.529 --> 00:03:44.825
‫به من نگاه کنید.

00:03:44.956 --> 00:03:45.816
‫لبخند.

00:04:47.038 --> 00:04:48.451
‫- عصر بخیر
‫- عصر بخیر

00:05:22.986 --> 00:05:26.428
‫:فیلمی از
‫تیِری دُ پِرِتی

00:05:54.722 --> 00:05:56.590
‫قهوه میل دارید؟

00:06:05.354 --> 00:06:06.752
‫قهوه میخواید؟

00:06:12.077 --> 00:06:13.980
‫-خوبه؟
‫.-بله. ممنون

00:08:48.017 --> 00:08:49.353
‫.تسلیت میگم

00:08:49.611 --> 00:08:50.928
‫.ممنون

00:10:19.530 --> 00:10:23.050
‫پدرخونده‌اش ژوزف که تو کلیسا بود،
‫اولین دوربین عکاسی رو به آنتونیا داد

00:10:23.051 --> 00:10:26.250
‫تا اون موقع دوربین دستش نگرفته بود.

00:10:30.850 --> 00:10:34.010
‫چند ماهی بود که عاشق
‫عکس‌های خانوادگی شده بود

00:10:34.011 --> 00:10:36.211
‫و زمان زیادی رو صرف
‫بررسی دقیق اونها می‌کرد.

00:10:40.450 --> 00:10:43.290
‫پدرخونده آنتونیا اول فکر کرد که اون
‫به ریشه‌های آبا و اجدادیش علاقه‌مند شده.

00:10:44.010 --> 00:10:46.834
‫اما معمایی که ذهنش رو
‫مشغول کرده بود، این نبود

00:10:46.835 --> 00:10:49.011
‫بلکه وجود این سرنخ‌ها و نشانه‌ها بود.

00:10:51.730 --> 00:10:54.550
‫اون یاد گرفت که خودش نگاتیوهاش رو
‫توی بوی تند مواد شیمیایی

00:10:54.551 --> 00:10:56.550
‫ظاهر کنه و وضوح تصاویر و بالا ببره.

00:10:57.270 --> 00:10:59.790
‫و حتی با این حال هم راضی نبود.

00:11:02.490 --> 00:11:05.515
‫فقط تو تابستون 1979 بود که
‫شروع کرد به گرفتن

00:11:05.516 --> 00:11:08.011
‫اولین عکس‌هایی که فکر می‌کرد
‫ارزش نگهداری دارن.

00:11:09.470 --> 00:11:13.690
‫اون تابستون، پاسکال 21 سالش بود
‫و آنتونیا عاشقش شده بود.

00:11:16.058 --> 00:11:20.058
‫♪ Sobreviviendo ♪
‫♪ Jamie Junaro ♪

00:12:27.628 --> 00:12:29.994
‫دولت فرانسه!

00:12:30.019 --> 00:12:31.441
‫قاتله!

00:12:31.466 --> 00:12:33.458
‫دولت فرانسه!

00:12:33.528 --> 00:12:34.910
‫قاتله!

00:12:34.952 --> 00:12:36.585
‫دولت فرانسه!

00:12:36.610 --> 00:12:38.319
‫قاتله!

00:12:38.439 --> 00:12:41.159
‫♪ اونا با عجله پایین اومدن ♪

00:12:41.319 --> 00:12:44.159
‫♪ درگیری به وجود میاد ♪

00:12:44.319 --> 00:12:47.159
‫♪ و از دسیسه‌های خارجی ♪

00:12:47.319 --> 00:12:50.159
‫♪ امروز خودمونو بیرون می‌کشیم ♪

00:12:50.286 --> 00:12:53.261
‫♪ و از دسیسه‌های خارجی ♪

00:12:53.326 --> 00:12:56.518
‫♪ امروز خودمونو بیرون می‌کشیم ♪

00:12:58.966 --> 00:13:00.686
‫♪ این پرچم رو به اهتزاز دربیارید ♪

00:13:00.846 --> 00:13:05.806
‫♪ زیر این یوغ، هر چی که باشه ♪
‫♪ ما صد سال زیرش نمی‌پوسیم ♪

00:13:06.366 --> 00:13:09.526
‫♪ از تپه‌ها تا دریا ♪
‫♪ آ پالاتینا رو بخونید ♪

00:13:09.686 --> 00:13:13.126
‫♪ و ظلم و ستم تموم میشه ♪

00:13:18.006 --> 00:13:20.086
‫♪ مردم کُرس، به پیش! ♪

00:13:20.566 --> 00:13:23.366
‫♪ سپیده دم نزدیک میشه ♪

00:13:23.526 --> 00:13:26.366
‫♪ برای کُرس مستقل ♪

00:13:26.526 --> 00:13:29.246
‫♪ افتخار تا ابد! ♪

00:13:29.406 --> 00:13:32.206
‫♪ برای کُرس مستقل ♪

00:13:32.366 --> 00:13:35.886
‫♪ افتخار تا ابد! ♪

00:13:40.166 --> 00:13:41.926
‫♪ این پرچم رو به اهتزاز دربیارید ♪

00:13:42.086 --> 00:13:46.766
‫♪ زیر این یوغ، هر چی که باشه ♪
‫♪ ما صد سال زیرش نمی‌پوسیم ♪

00:13:47.526 --> 00:13:50.646
‫♪ از تپه‌ها تا دریا ♪
‫♪ آ پالاتینا رو بخونید ♪

00:13:50.806 --> 00:13:54.046
‫♪ و ظلم و ستم تموم میشه! ♪

00:13:58.806 --> 00:14:00.926
‫♪ به این آهنگ گوش کن ♪

00:14:01.086 --> 00:14:02.966
‫♪ برای آخرین انسانیت ♪

00:14:03.126 --> 00:14:05.246
‫♪ و برای آخرین سرباز ♪

00:14:05.406 --> 00:14:09.446
‫♪ اجدادش، خونش، قدم‌های سنگینش ♪

00:14:09.606 --> 00:14:13.126
‫♪ فقط برای اونه که ♪
‫♪ من این آهنگ رو می‌خونم ♪

00:14:43.860 --> 00:14:45.220
‫این از بیخ ایتالیاییه.

00:14:46.120 --> 00:14:47.900
‫این بهترین شب زندگیمه.

00:15:10.636 --> 00:15:12.796
‫داداش، این بهترین شب زندگیمه.

00:15:12.940 --> 00:15:14.520
‫خیلی خوش گذشت، داداش.

00:15:41.532 --> 00:15:45.770
‫ششم ژانویه 1980، اخبار تلویزیون اعلام کرد
‫که فعالان خودمختاری

00:15:45.771 --> 00:15:49.070
‫تو باستلیکا سه مرد مسلح رو دستگیر کردن
‫که مشکوک بودن

00:15:49.071 --> 00:15:52.370
‫از طرف وزارت کشور مأمور شدن
‫تا یکی از اونها رو ترور کنن.

00:15:55.530 --> 00:15:56.846
‫اونها می‌خواستن یه کنفرانس خبری برگزار کنن

00:15:56.847 --> 00:15:59.171
‫قبل از اینکه زندانی‌ها رو
‫تحویل دادگستری بدن.

00:15:59.830 --> 00:16:02.810
‫دولت هم در جواب، تانک‌ها
‫و پلیس ضد شورش رو براشون فرستاد.

00:16:28.996 --> 00:16:29.822
‫پاسکال.

00:16:31.663 --> 00:16:32.702
‫پاسکال.

00:16:33.157 --> 00:16:35.717
‫کجا میری پاسکال؟

00:16:36.010 --> 00:16:39.290
‫آنتونیا هیچوقت دقیقاً نفهمید
‫کجا و چطور پاسکال به گروهی پیوست که

00:16:39.291 --> 00:16:42.211
‫تو یه هتل تو خیابون فش سنگر گرفته بودن و
‫مشتری‌هاش رو نگه داشته بودن.

00:16:45.670 --> 00:16:47.450
‫اونها امیدوار بودن که
‫خبرنگارها رو اونجا جمع کنن.

00:16:47.730 --> 00:16:50.850
‫به جای اینکه بیرون بیان،
‫48 ساعت اونجا موندن و تو این مدت

00:16:50.851 --> 00:16:53.490
‫یه جو جنگ داخلی تو آژاکسیو که
‫تو محاصره بود حکمفرما شد.

00:17:20.270 --> 00:17:22.165
‫یه پلیس ضد شورش کشته
‫شد و چند نفر دیگه هم با

00:17:22.189 --> 00:17:24.310
‫تیر یه تیرانداز که هیچوقت
‫پیداش نکردن زخمی شدن.

00:17:30.940 --> 00:17:33.920
‫پلیسای وحشت زده هم به سهم خودشون
‫یه زن و یه مرد جوون رو کشتن که تنها گناهشون

00:17:33.921 --> 00:17:36.721
‫این بود که تو زمان بدی
‫از اونجا با ماشین رد شدن.

00:17:50.740 --> 00:17:52.435
‫گروه در نهایت قبول کرد که
‫تسلیم بشه به این شرط که

00:17:52.436 --> 00:17:55.201
‫ژاندارمری بیاد سراغشون نه پلیس.

00:17:57.000 --> 00:17:59.780
‫بهشون اجازه دادن که
‫آزادانه مسیر بین هتل تا

00:17:59.781 --> 00:18:02.100
‫کلانتری رو طی کنن در حالی که اسلحه‌های
‫خالی رو روی شونه‌شون حمل می‌کردن.

00:18:06.180 --> 00:18:09.440
‫پاسکال با رفقاش
‫به دادگاه امنیت دولت معرفی شد و

00:18:09.441 --> 00:18:11.121
‫تو زندان سانته زندانی شد.

00:18:23.910 --> 00:18:24.930
‫اون واسه عقایدش می‌جنگه.

00:18:25.570 --> 00:18:26.570
‫باشه.

00:18:27.270 --> 00:18:29.030
‫ولی کارای خلاف قانون هم کرده.

00:18:30.330 --> 00:18:32.410
‫و این خوب نیست که تو رو هم
‫تو کاراش درگیر کنه.

00:18:32.690 --> 00:18:33.690
‫این کار درست نیست.

00:18:34.540 --> 00:18:35.540
‫منو درگیر چیزی نکرده.

00:18:36.810 --> 00:18:39.606
‫پاسکال فقط درباره عقایدش با من
‫ حرف می‌زنه و عقایدش غیرممکن نیست.

00:18:39.630 --> 00:18:42.226
‫کارایی که می‌کنه یا نمی‌کنه رو بهم نمیگه،
‫نمی‌خواد منو قاطی کنه.

00:18:42.250 --> 00:18:43.810
‫نمی‌خوام نگران باشی.

00:18:44.270 --> 00:18:45.270
‫نگران نیستم.

00:18:45.850 --> 00:18:48.090
‫برام قابل تحمل نیست یه روز صبح
‫بهم بگن بردنت بازداشتگاه.

00:18:51.150 --> 00:18:53.504
‫اینو بفهم، اگه بخوان در رو بشکنن،

00:18:53.544 --> 00:18:55.150
‫همین‌جا میان در رو می‌شکنن و میان دنبالت.

00:18:55.410 --> 00:18:56.410
‫خونه ما.

00:18:56.435 --> 00:18:58.148
‫خونه مادرت، خونه من، خونه برادرت.

00:19:00.370 --> 00:19:01.430
‫هی عقیده، عقیده می‌کنه.

00:19:01.470 --> 00:19:02.710
‫منم تو سن اون عقیده داشتم.

00:19:03.190 --> 00:19:05.290
‫می‌خواستم خانواده تشکیل بدم، بچه‌دار بشم.

00:19:06.110 --> 00:19:06.930
‫ببینم بزرگ میشن.

00:19:06.931 --> 00:19:08.610
‫این عقیده شرافتمندانه نیست؟

00:19:09.930 --> 00:19:11.470
‫میشه با عقاید زندگی کرد، حرف زد.

00:19:11.710 --> 00:19:14.310
‫مجبور نیستی به در و دیوار یا آدما شلیک کنی.

00:19:16.010 --> 00:19:17.130
‫درباره احساساتت بحث نکن.

00:19:19.390 --> 00:19:23.410
‫ولی وقتی یکی همچین چیزایی تو سرشه،
‫تنهایی میره به جنگش.

00:19:23.630 --> 00:19:24.990
‫یه دختر جوون رو درگیر نمی‌کنه.

00:19:25.810 --> 00:19:27.250
‫بازم میگم اون هیچی بهم نمیگه.

00:19:27.430 --> 00:19:28.070
‫هیچی بهت نمیگه.

00:19:28.390 --> 00:19:29.390
‫هیچی بهت نمیگه.

00:19:31.437 --> 00:19:32.570
‫این حرف رو به من میزنی؟

00:19:32.597 --> 00:19:33.957
‫تازه رفته زندان.

00:19:35.490 --> 00:19:36.910
‫تازه رفته زندان.

00:19:36.911 --> 00:19:38.170
‫خیلی زود هم برمی‌گرده اونجا.

00:19:38.790 --> 00:19:40.890
‫اون وقت تو می‌خوای چیکار کنی؟

00:19:41.870 --> 00:19:44.490
‫من و مامانت باید پول بلیط هواپیما رو بدیم
‫که بریم ملاقاتش تو زندان؟

00:19:44.491 --> 00:19:45.670
‫اینو می‌خوای؟

00:19:46.550 --> 00:19:47.750
‫پس چیکار کنم؟

00:19:47.751 --> 00:19:49.311
‫با کسی که دوستش ندارم قرار بذارم؟

00:19:50.190 --> 00:19:51.310
‫من اینو نگفتم.

00:19:51.590 --> 00:19:52.590
‫من اینو نگفتم.

00:19:54.230 --> 00:19:57.030
‫فقط میگم الان با این کارهاتون،
‫منو به کشتن ندین.

00:19:58.510 --> 00:19:59.526
‫بابا من عاشقشم.

00:19:59.550 --> 00:20:00.926
‫نمی‌تونم وانمود کنم دوستش ندارم.

00:20:00.950 --> 00:20:01.950
‫رو من حساب نکن.

00:20:10.730 --> 00:20:12.450
‫آنتونیا تقریباً هر روز براش نامه می‌نوشت.

00:20:13.290 --> 00:20:14.610
‫براش عکس می‌گرفت.

00:20:16.090 --> 00:20:18.152
‫از دوستایی که منتظر برگشتنش بودن،
‫کوچه‌های خلوت،

00:20:18.153 --> 00:20:20.371
‫اومدن بهار، و براش می‌فرستاد.

00:20:23.130 --> 00:20:25.970
‫پاسکال ازش می‌خواست،
‫اگه زیاد جواب نداد، نگران نباشه.

00:20:26.770 --> 00:20:29.070
‫از نوشتن و یکنواختی زندگی تو زندان،
‫خوشش نمی‌اومد

00:20:29.071 --> 00:20:31.531
‫جوری بود که حرف زیادی
‫برای تعریف کردن نداشت.

00:20:34.030 --> 00:20:35.925
‫ولی منتظر رسیدن نامه‌ها و عکساش بود و

00:20:35.926 --> 00:20:38.311
‫تأکید می‌کرد که از هیچی پشیمون نیست.

00:20:38.690 --> 00:20:41.890
‫ولی بی‌صبرانه منتظره که دوباره اون
‫و همه چیزایی رو که به لطف اون،

00:20:42.430 --> 00:20:44.070
‫حتی به شکل عکس هم هنوز وجود دارن، ببینه.

00:21:16.889 --> 00:21:18.311
‫داری میری خونه‌ت.

00:21:20.269 --> 00:21:21.645
‫داره میره خونه‌ش.

00:22:05.900 --> 00:22:06.900
‫خوشحالم.

00:22:13.850 --> 00:22:17.670
‫می‌خوام از همه دوستامون که
‫امشب اومدن تشکر کنم، که با

00:22:17.671 --> 00:22:20.500
‫من، شوهرم و پسرم اومدن، امروز
‫پسرم اینجاست و این تنها چیزیه که مهمه.

00:22:20.567 --> 00:22:24.000
‫همه اونایی که برای ما اونجا بودن.

00:22:25.590 --> 00:22:26.590
‫پاسکال

00:22:36.745 --> 00:22:39.595
‫به سلامتی روزهای پیش رو!

00:23:02.360 --> 00:23:05.040
‫توجه زیادی به آنتونیا نکرد.

00:23:05.840 --> 00:23:08.328
‫اونقدر ناراحت شد که نه تونست از آزادیش

00:23:08.329 --> 00:23:10.581
‫خوشحال باشه و نه حتی بره باهاش حرف بزنه.

00:23:13.640 --> 00:23:15.773
‫جرأت نمی‌کرد تکون بخوره و از اینکه

00:23:15.774 --> 00:23:18.461
‫جلوی چشم همه مونده و نمی‌تونست
‫فرار کنه، از خودش بدش می‌اومد.

00:23:37.080 --> 00:23:38.080
‫آنتونیا!

00:23:39.380 --> 00:23:40.380
‫آنتو!

00:23:44.500 --> 00:23:45.500
‫داری میری؟

00:23:47.200 --> 00:23:47.840
‫آره دارم میرم.

00:23:47.960 --> 00:23:50.000
‫واقعاً متأسفم ولی حالشو ندارم...

00:23:50.840 --> 00:23:53.396
‫حس خوبی ندارم، راحت نیستم،
‫احساس راحتی نمی‌کنم.

00:23:53.420 --> 00:23:56.620
‫نمی‌خوام مثل اونایی باشم که اینجوری میرن،
‫نمی‌خوام توجه‌ها رو از تو بگیرم یا...

00:23:57.680 --> 00:23:59.658
‫ترجیح میدم برم ولی تو برگرد

00:23:59.659 --> 00:24:02.721
‫پیش خانواده و دوستات و خوش بگذرون.

00:24:02.980 --> 00:24:04.820
‫من باید زودتر می‌اومدم پیشت.

00:24:05.440 --> 00:24:07.280
‫ممنون بابت همه عکسا و نامه‌هات.

00:24:08.540 --> 00:24:09.780
‫این حرفا الکی نیست.

00:24:10.620 --> 00:24:11.620
‫آنتونیا.

00:24:12.260 --> 00:24:14.220
‫خوشحالم اگه تونسته کمکت کنه.

00:24:34.466 --> 00:24:35.818
‫!پاسکال

00:24:36.920 --> 00:24:38.270
‫!پاسکال

00:24:39.574 --> 00:24:40.807
‫!هوی

00:25:19.390 --> 00:25:22.150
‫از اون شب به بعد،
‫هر شبی که مخفیانه غیبشون می‌زد،

00:25:22.151 --> 00:25:26.030
‫همون ساعت، آنتونیا و پاسکال
‫همدیگه رو می‌دیدن.

00:25:27.490 --> 00:25:29.170
‫دیگه آنتونیا زن پاسکال بود.

00:25:33.350 --> 00:25:36.870
‫بدون اینکه مستقیماً درگیر بشه، این دوره
‫پر تنش سیاسی و اعتراضات رو تجربه می‌کرد.

00:25:36.895 --> 00:25:38.790
‫که دوره‌ای از فشار سیاسی و مخالفت‌ها بود.

00:25:40.810 --> 00:25:44.310
‫پدر خوانده آنتونیا مسئولیت چند تا کلیسا رو
‫به عهده گرفته بود، از جمله کلیسای روستا رو،

00:25:44.311 --> 00:25:47.730
‫و زندگی عاشقانه دخترش خیلی اذیتش می‌کرد.

00:25:49.350 --> 00:25:53.337
‫با پاسکال مشکلی نداشت،
‫ولی نمی‌تونست بپذیره که

00:25:53.338 --> 00:25:56.130
‫سرنوشت آنتونیا از همین حالا
‫اینقدر غم‌انگیز رقم خورده باشه.

00:26:00.843 --> 00:26:04.843
‫♪ I Mulateri di I'Ulmetu ♪
‫♪ Canta U Populu Corsu ♪

00:29:09.708 --> 00:29:15.279
‫استعمارگرها گمشید بیرون!

00:29:34.670 --> 00:29:35.810
‫باز گرفتنش.

00:29:35.930 --> 00:29:36.930
‫چی شده؟

00:29:38.070 --> 00:29:39.070
‫دو دقیقه منو می‌بخشید.

00:29:42.593 --> 00:29:44.010
‫کی رو گرفتن؟

00:29:46.823 --> 00:29:47.963
‫پاسکال رو گرفتن.

00:29:51.530 --> 00:29:52.785
‫با ژان-ژو.

00:29:53.856 --> 00:29:55.616
‫بقیه رو صبح اومدن بردن.

00:29:57.576 --> 00:29:58.576
‫به خدا عادلانه نیست.

00:29:59.690 --> 00:30:00.966
‫از الان به بعد ساده‌ست.

00:30:00.990 --> 00:30:02.070
‫باید پشت هم باشیم.

00:30:02.590 --> 00:30:03.710
‫اما خوب گوش کن.

00:30:03.830 --> 00:30:05.666
‫نبینم غمگین باشی یا بخوای غمت رو بروز بدی.

00:30:05.749 --> 00:30:06.405
‫.این یک

00:30:06.430 --> 00:30:07.830
‫دوم اینکه، سرت رو بالا بگیر.

00:30:08.530 --> 00:30:09.270
‫بالا، لطفاً.

00:30:09.450 --> 00:30:11.246
‫چون نباید از هیچی خجالت بکشی.

00:30:11.270 --> 00:30:13.190
‫اونا کاری رو که باید می‌کردن
‫انجام دادن، همین.

00:30:13.250 --> 00:30:14.806
‫و برای همین، حتی اگه
‫ظاهرمون رو حفظ می‌کنیم.

00:30:14.830 --> 00:30:16.510
‫ما سه تا باید کنار هم بمونیم.

00:30:17.125 --> 00:30:17.751
‫.روشنه

00:30:17.810 --> 00:30:19.050
‫و دوم دیگه، برم ویسکی بیارم.

00:30:19.390 --> 00:30:20.390
‫تو ادامه بده،

00:30:23.030 --> 00:30:24.030
‫حق با اونه.

00:30:24.570 --> 00:30:26.170
‫این فقط یه پروازه، در بدترین حالت...

00:30:26.770 --> 00:30:28.810
‫در بدترین حالت، با اون میری پاریس، همین.

00:30:30.010 --> 00:30:30.790
‫خب، من نمی‌دونم.

00:30:30.850 --> 00:30:32.306
‫الان فعلاً تو بازداشت می‌مونید.

00:30:32.330 --> 00:30:33.330
‫با سیمون.

00:30:34.650 --> 00:30:35.650
‫ببینیم چی میشه.

00:30:43.770 --> 00:30:44.610
‫بیا، یکی دیگه.

00:30:44.670 --> 00:30:45.710
‫و بعدش می‌تونیم یه چیزی بخوریم.

00:30:46.830 --> 00:30:47.310
‫تمومه.

00:30:47.430 --> 00:30:48.430
‫خیلی ممنون.

00:30:48.810 --> 00:30:49.810
‫مرسی.

00:30:59.340 --> 00:31:01.099
‫آنتونیا سال 1984 به عنوان عکاس

00:31:01.100 --> 00:31:03.140
‫تو یه آژانس کوچیک شروع به کار کرده بود.

00:31:03.141 --> 00:31:05.020
‫اون موقع فقط 22 سالش بود.

00:31:05.880 --> 00:31:08.400
‫تازه از نیس برگشته بود،
‫جایی که یک سال کاملاً

00:31:08.401 --> 00:31:11.000
‫بی‌ثمر رو تو دانشگاه
‫با مادلین و لتیسیا گذرونده بود.

00:31:11.580 --> 00:31:14.300
‫یه سال پر از مهمونی‌های بی‌انتها،
‫ که فقط با اهالی کُرس می‌گشت.

00:31:17.160 --> 00:31:19.800
‫پدرخونده آنتونیا چند تا از عکس‌هاش رو
‫قرض گرفته بود و به

00:31:19.801 --> 00:31:21.676
‫یه دوستش که تو روزنامه کار می‌کرد داده بود.

00:31:21.700 --> 00:31:23.639
‫این شاید کارفرماها رو متقاعد کرده بود که

00:31:23.640 --> 00:31:26.001
‫با وجود سن کم و بی‌تجربگی محض استخدامش کنن.

00:31:26.420 --> 00:31:29.716
‫هرچند به واقع، هیچ تجربه خاصی

00:31:29.717 --> 00:31:32.141
‫برای عکاسی از موضوعات محلی لازم نبود.

00:31:34.000 --> 00:31:36.143
‫تو تحریریه به هیچکس پنهون نبود

00:31:36.144 --> 00:31:38.541
‫که اون با یه زندانی سیاسی رابطه داره.

00:31:40.840 --> 00:31:44.800
‫شغل جدیدش، هرچند رضایت‌بخش نبود،
‫حداقل بهش اجازه داده بود

00:31:44.801 --> 00:31:47.441
‫خیلی زودتر از اونچه فکر می‌کرد
‫به استقلال برسه.

00:31:48.900 --> 00:31:51.740
‫اتاق دوران بچگیش و روستا رو ترک کرده بود
‫و رفته بود تو یه آپارتمان

00:31:51.741 --> 00:31:53.588
‫تو آژاکسیو که مادرش از یه عمۀ پیر

00:31:53.589 --> 00:31:56.101
‫به ارث برده بود و راضی به فروشش نمی‌شد.

00:31:59.360 --> 00:32:01.910
‫از وقتی پاسکال از زندان آزاد شده بود،

00:32:01.911 --> 00:32:04.201
‫هفته‌ای چند شب رو پیش اون می‌موند.

00:32:04.960 --> 00:32:06.480
‫و این یعنی بالغ شدن.

00:32:07.520 --> 00:32:11.300
‫نه اینکه صاحبِ خونه و حقوق باشی،
‫بلکه یعنی اینکه بتونی با پاسکال

00:32:11.301 --> 00:32:14.021
‫به جای صندلی عقب ماشین، تو تخت بخوابی.

00:32:17.890 --> 00:32:19.250
‫خودش عکس می‌گرفت.

00:32:20.050 --> 00:32:24.497
‫هیچکدوم از صحنه‌هایی که روی
‫فیلم ثبت می‌کرد دقیقاً یه رویداد نبود،

00:32:24.498 --> 00:32:27.251
‫،ولی با این حال
‫عکس‌هاش واقعیت زندگی رو نشون می‌داد.

00:32:28.410 --> 00:32:30.571
‫این ایده خیلی به دل آنتونیا می‌نشست،

00:32:30.644 --> 00:32:32.693
‫ولی وقتی به عکس‌های شخصیش نگاه می‌کرد،

00:32:32.767 --> 00:32:35.150
‫شک می‌کرد که همه چیز
‫تو این داستان روشن نیست.

00:32:35.230 --> 00:32:36.286
‫سؤال همینه.

00:32:36.310 --> 00:32:38.230
‫مسئله شغل‌های الکی کُرس‌ها نیست.

00:32:38.231 --> 00:32:39.606
‫مسئله اینه که چطور به اینجا رسیده.

00:32:39.630 --> 00:32:42.250
‫اون عروسک خیمه‌شب‌بازی دولته.

00:32:42.350 --> 00:32:43.482
‫و سؤال واقعی اینه که چرا یه کُرس

00:32:43.483 --> 00:32:46.210
‫نمی‌تونه پست مدیریت یا سرپرستی بگیره.

00:32:47.230 --> 00:32:48.930
‫چرا ما صلاحیت نداریم؟

00:32:48.931 --> 00:32:50.851
‫بعدش میان از تبانی حرف می‌زنن.

00:32:51.330 --> 00:32:53.341
‫زیر لنز دوربینش، همه دوستاش شبیه

00:32:53.342 --> 00:32:55.566
‫شخصیت‌های تراژدی به نظر می‌رسیدن
‫که درگیر رنج‌های ناگفتنی بودن.

00:32:55.590 --> 00:32:56.830
‫چطور می‌تونی خودت رو با این چیزا درگیر کنی؟

00:32:56.831 --> 00:32:57.430
‫چطور چی؟

00:32:57.431 --> 00:32:58.431
‫این داستان‌های عشقی.

00:32:58.670 --> 00:33:01.110
‫آره، داستان‌های عشقی، زندگی،
‫داستان‌های زندگی...

00:33:01.111 --> 00:33:04.230
‫در حالی که مشکل دقیقاً نبودِ کامل تراژدی بود.

00:33:04.350 --> 00:33:06.270
‫مثلاً، همه چیز می‌تونست ساده‌تر باشه.

00:33:06.290 --> 00:33:07.250
‫چرا با ژان-ژو موندی؟

00:33:07.251 --> 00:33:08.350
‫درسته.

00:33:14.120 --> 00:33:17.340
‫در هر صورت، چیزی که برام جالبه
‫اینه که هیچکس چیزی نفهمید،

00:33:17.440 --> 00:33:20.560
‫نه والدینت، نه ژان-ژو، نه ما، هیچکس.

00:33:20.763 --> 00:33:22.219
‫آره خب، خوشبختانه دیگه
‫فقط همین کارو می‌کنیم.

00:33:22.260 --> 00:33:23.040
‫واقعاً همینطوره.

00:33:23.200 --> 00:33:24.020
‫چطوری این کارو کردی؟

00:33:24.021 --> 00:33:24.800
‫چطوری این کارو کردم؟

00:33:24.801 --> 00:33:25.801
‫برامون توضیح بده.

00:33:25.826 --> 00:33:27.986
‫اما چطور می تونم توضیح بدم؟
‫،من چند بار در ماه میرم و میام

00:33:28.020 --> 00:33:29.070
‫. می پرسم که چطور باید تغییر کنم

00:33:29.200 --> 00:33:31.580
‫ببین، من تو دروغ گفتن
‫خیلی ماهرم، قبول داری؟

00:33:31.581 --> 00:33:33.860
‫اگه بخوام، میتونم هر چیزی رو
‫به هر کسی قالب کنم.

00:33:34.140 --> 00:33:35.140
‫همین دیگه.

00:33:35.460 --> 00:33:37.436
‫نمیدونم، مثلاً این مغازه‌ای که
‫دارم راه میندازم رو ببین.

00:33:37.460 --> 00:33:39.488
‫میدونستم باید اسپانسر بگیرم

00:33:39.489 --> 00:33:41.020
‫با نماینده‌های برندهایی که
‫میخوام بفروشم جلسه بذارم.

00:33:41.060 --> 00:33:41.340
‫همین دیگه.

00:33:41.460 --> 00:33:42.460
‫من حاضرم هر کاری بکنم.

00:33:42.900 --> 00:33:44.309
‫حتی تو لحظه آخر پدر و مادرم رو بپیچونم،
‫در حالی که

00:33:44.310 --> 00:33:46.221
‫بهم نیاز دارن و تو دردسر افتادن.

00:33:46.740 --> 00:33:49.180
‫حتی گردنبندِ مرجانِ غسلِ تعمیدم رو فروختم
‫دیگه هیچی برام مهم نیست.

00:33:49.380 --> 00:33:50.880
‫فقط اون مهمه، پوستش، لباش...

00:33:51.960 --> 00:33:53.420
‫میدونی چی رو بیشتر از همه تو اون دوست دارم؟

00:33:53.421 --> 00:33:54.060
‫موهاش رو.

00:33:54.140 --> 00:33:55.360
‫بوی موهاش رو.

00:33:55.840 --> 00:33:57.140
‫صورتم رو میذارم لای موهاش.

00:33:57.380 --> 00:33:58.580
‫دیوونه میشم.

00:33:58.720 --> 00:33:59.220
‫واقعاً همینه.

00:33:59.300 --> 00:34:00.300
‫منو دیوونه میکنه.

00:34:00.360 --> 00:34:00.960
‫به خدا قسم.

00:34:01.000 --> 00:34:01.620
‫نمیتونید تصورش رو بکنید.

00:34:02.000 --> 00:34:03.280
‫تازه، خوش‌تیپم هست.

00:34:03.360 --> 00:34:04.020
‫خوب حرف میزنه.

00:34:04.240 --> 00:34:05.240
‫ولی واقعاً.

00:34:07.000 --> 00:34:08.720
‫اصلاً، با یه فرانسوی بودن...

00:34:09.140 --> 00:34:10.020
‫اصلاً قابل مقایسه نیست.

00:34:10.120 --> 00:34:11.120
‫هیچ جوره.

00:34:12.400 --> 00:34:14.600
‫وقتی میگی قابل مقایسه نیست،
‫یعنی بهتره یا بدتر؟

00:34:14.601 --> 00:34:15.640
‫از بهترم بهتره.

00:34:15.760 --> 00:34:16.760
‫مشکل همینه.

00:34:16.900 --> 00:34:18.340
‫خیلی شگفت‌انگیزه، میفهمی؟

00:34:18.740 --> 00:34:20.396
‫این یکی به نظرم خیلی جالب نیست.

00:34:20.420 --> 00:34:23.880
‫ولی هر جور تو بخوای،
‫این یکی هم به نظرم بهتره.

00:34:24.580 --> 00:34:25.580
‫این رو من دوست دارم.

00:34:26.120 --> 00:34:26.860
‫این یکی چطور؟

00:34:26.861 --> 00:34:27.740
‫نه؟

00:34:27.741 --> 00:34:28.240
‫آره.

00:34:28.580 --> 00:34:29.900
‫حداقل گوی‌ها معلومه.

00:34:30.680 --> 00:34:32.640
‫به نظر من میتونی این سه تا رو بفرستی.

00:34:32.880 --> 00:34:33.580
‫این سه تا؟

00:34:33.581 --> 00:34:34.140
‫این یکی نه؟

00:34:34.141 --> 00:34:34.360
‫نه.

00:34:34.480 --> 00:34:35.600
‫این پشتشه.

00:34:36.620 --> 00:34:37.620
‫فردا میریم سراغ یه پرونده قتل.

00:34:38.080 --> 00:34:39.240
‫فردا میریم سراغ یه قتل.

00:34:40.220 --> 00:34:41.820
‫یه جنبه اخلاقی هم داره، به هر حال.

00:34:41.840 --> 00:34:41.980
‫صبر کن.

00:34:42.340 --> 00:34:43.956
‫یه سری آدم مثل تو عکاس هستن.

00:34:43.980 --> 00:34:45.136
‫مثل من خبرنگارن.

00:34:45.160 --> 00:34:46.236
‫بعضی‌هاشون آتش‌نشانن.

00:34:46.260 --> 00:34:47.735
‫این آدما، یهو ممکنه

00:34:47.736 --> 00:34:49.260
‫سر یه تصادف یا قتل پیداشون بشه.

00:34:49.680 --> 00:34:50.960
‫اگه یکی از اعضای خانواده‌شون باشه.

00:34:51.340 --> 00:34:52.300
‫چیکار میکنی؟

00:34:52.301 --> 00:34:53.400
‫نمیدونم.

00:34:53.401 --> 00:34:54.880
‫نمیری؟

00:34:55.180 --> 00:34:57.456
‫اگه تو نری، یکی دیگه به جات میره.

00:34:57.480 --> 00:34:58.300
‫متأسفم.

00:34:58.301 --> 00:34:59.516
‫برای من یه چیزی مهم‌تره.

00:34:59.540 --> 00:35:00.776
‫عشق که منطقی نیست.

00:35:00.800 --> 00:35:04.440
‫یه جایی باید این توانایی رو داشته باشی ...
‫این قابلیت رو...

00:35:04.720 --> 00:35:06.920
‫که احساسات رو بذاری کنار.

00:35:07.480 --> 00:35:08.760
‫بحث احساسات نیست.

00:35:08.761 --> 00:35:09.560
‫بحث اخلاقه.

00:35:09.660 --> 00:35:10.300
‫اخلاق و وجدان.

00:35:10.500 --> 00:35:11.020
‫خب پس؟

00:35:11.021 --> 00:35:12.816
‫اگه بحث اخلاق و وجدانه،
‫باید شغلت رو عوض کنی.

00:35:12.840 --> 00:35:14.120
‫نه، نباید شغل رو عوض کرد.

00:35:14.780 --> 00:35:15.780
‫باید سؤال کرد.

00:35:15.960 --> 00:35:16.960
‫باید پرسید.

00:35:17.520 --> 00:35:18.280
‫همونطور که فلورن میگه.

00:35:18.340 --> 00:35:20.260
‫اگه سؤال نکنی، هیچوقت راضی نمیشی.

00:35:21.000 --> 00:35:22.336
‫99 بار از 100 بار میگن نه.

00:35:22.360 --> 00:35:23.520
‫پسرشون مرده.

00:35:23.800 --> 00:35:25.360
‫فکر میکنم بهت میگن نه، ولی نه.

00:35:25.440 --> 00:35:27.476
‫خیلی خب، البته، مشکلی نیست، عکس بگیرید.

00:35:27.500 --> 00:35:29.060
‫ولی کار ما عکس گرفتنه.

00:35:29.820 --> 00:35:31.240
‫نه، خب میگن نه، ممنون.

00:35:31.500 --> 00:35:32.500
‫عکس نه.

00:35:32.660 --> 00:35:33.860
‫پس چاره‌ای نیست، چاره‌ای نیست.

00:35:35.680 --> 00:35:36.680
‫خب پس هیچ کاری نمیکنیم.

00:35:37.140 --> 00:35:39.256
‫از کسایی که نمیخوان ازشون عکس گرفته بشه،
‫عکس نمیگیریم.

00:35:39.280 --> 00:35:40.560
‫این کار خبرنگاریه.

00:35:40.740 --> 00:35:41.820
‫این دزدیدن لحظه‌هاشونه.

00:35:41.920 --> 00:35:42.920
‫همه دزدی میکنن.

00:35:42.980 --> 00:35:43.980
‫من دزدی نمیکنم.

00:35:45.020 --> 00:35:45.300
‫چی؟

00:35:45.980 --> 00:35:47.560
‫نه، ولی چی؟

00:35:48.400 --> 00:35:50.936
‫آره، بدتر از یه اعلامیه عمومیه.

00:35:50.960 --> 00:35:52.240
‫مثل چیزی که اون گفت.

00:35:54.052 --> 00:35:58.052
‫♪ Salut a toi ♪
‫♪ Berurier Noir ♪

00:40:24.817 --> 00:40:26.757
‫<i>" سالواتوره کونتینی تویی؟ "</i>

00:40:27.700 --> 00:40:29.227
‫" این بخاطر ژرز سونیه است ".

00:40:34.590 --> 00:40:37.997
‫در لیون قرار بود به زودی محاکمه گروه FLNC
‫شروع بشه،

00:40:38.057 --> 00:40:44.892
‫که در ژوئن 1984 وارد زندان آژاکسیو
‫شده بودن تا ژان-مارک لیچ و سالواتوره کونتینی رو اعدام کنن،

00:40:44.945 --> 00:40:49.130
‫ که مسئول آدم‌ربایی و قتل ژرژ سونیه،
‫فعال ملی‌گرای سرشناس بودن.

00:40:55.510 --> 00:40:58.101
‫شایعات وحشتناکی درباره
‫سالواتوره کونتینی پخش شده بود،

00:40:58.834 --> 00:41:01.959
‫یه شکنجه‌گر و قاتل
‫که میگفتن عادت داشت

00:41:01.960 --> 00:41:04.111
‫جسد شکنجه شده قربانیانش رو
‫به خوک‌ها بده تا بخورن.

00:41:06.130 --> 00:41:09.410
‫اون موقع، دیگه هیچکس تو کُرس شک نداشت،

00:41:09.411 --> 00:41:12.650
‫ که قتل اون فعال جوون
‫کار سرویس‌های مخفی دولت فرانسه بود.

00:41:12.651 --> 00:41:15.050
‫که با همکاری مشکوک با
‫اعضای باندهای تبهکار انجام شد.

00:42:00.380 --> 00:42:04.340
‫یک سال پیش، طبق انتظار،
‫ژرژ سونیه، فعال ما

00:42:04.360 --> 00:42:07.900
‫ربوده شد، شکنجه شد و
‫ ناجوانمردانه به قتل رسید.

00:42:10.240 --> 00:42:13.400
‫همونطور که قبلاً اعلام کرده بودیم،
‫تلافی‌جویی شروع شده.

00:42:15.100 --> 00:42:20.880
‫چند روز مونده به دادگاهشون،
‫ما حمایت کامل خودمون رو

00:42:20.881 --> 00:42:25.780
‫از سه عضو گروه FLNC که برای انتقام خون،
‫جونشون رو فدا کردن، اعلام می‌کنیم.

00:42:28.860 --> 00:42:30.662
‫بعد از چندین ماه.

00:42:30.709 --> 00:42:33.004
‫تمام پلیسها و مقامات استانی...

00:42:33.716 --> 00:42:36.623
‫مطمئن باشند که درب به همون پاشنه می‌چرخه

00:42:37.169 --> 00:42:39.769
‫که اونها به زودی می توانند از مصونیت کامل.

00:42:39.957 --> 00:42:42.477
‫ در ازای ربودن فعال ما برخوردار شوند.

00:42:43.180 --> 00:42:47.020
‫این عملیات یک حرکت ضد حکومتی است
‫در مقابل جنایی سازی حرکتهای ملی گرایی..

00:42:47.281 --> 00:42:49.388
‫در مقابل غارت، اخاذی و...

00:42:49.660 --> 00:42:51.534
‫و غیره است.

00:42:51.980 --> 00:42:53.768
‫آنتونیا صدای پاسکال رو شناخت.

00:42:54.280 --> 00:42:57.700
‫فهمید که حتماً باید همه چهره‌های پنهان شده

00:42:57.701 --> 00:43:00.320
‫زیر نقاب‌ها رو بتونه بشناسه،
‫و این خیلی ناراحتش کرد.

00:43:01.320 --> 00:43:04.940
‫هر بار که دکمه شاتر رو فشار می‌داد،
‫داشت این صحنه‌سازی رو

00:43:04.941 --> 00:43:06.907
‫پیش خودش تأیید می‌کرد
‫که این ربطی به واقعیت نداره

00:43:06.908 --> 00:43:09.281
‫و فقط کاریه که برای تبدیل شدن
‫لحظه به عکس انجام میشه.

00:43:13.400 --> 00:43:15.080
‫همه اینا به نظرش اصلاً شرافتمندانه نبود.

00:43:16.520 --> 00:43:18.737
‫در واقع، وقتی خوب فکر می‌کرد،

00:43:18.817 --> 00:43:22.658
‫ اکثریت قاطع عکاس‌ها
‫.شغل شرافتمندانه‌ای نداشتن

00:43:31.790 --> 00:43:33.570
‫تو 23 سالته، از اخبار روز خبر داری.

00:43:33.690 --> 00:43:34.690
‫آره خب.

00:43:34.870 --> 00:43:38.490
‫دو ساله داری کار می‌کنی، ده تا عکس
‫تو زندگیت گرفتی، حرفه رو می‌شناسی.

00:43:39.010 --> 00:43:41.330
‫خب من نمی‌دونم همه جا چه خبره،
‫ولی می‌دونم چی مهمه.

00:43:41.790 --> 00:43:43.250
‫آها و چی مهمه به نظر مردم؟

00:43:43.251 --> 00:43:45.086
‫خب نمی‌دونم، ولی
‫یه اتفاق تاریخی داره می‌افته.

00:43:45.110 --> 00:43:45.970
‫و ما نمی‌خوایم پوششش بدیم.

00:43:46.050 --> 00:43:47.142
‫می‌ذاریم روزنامه‌های بزرگ ملی

00:43:47.143 --> 00:43:48.370
‫چیزی رو پوشش بدن که به ما مربوطه.

00:43:48.470 --> 00:43:50.513
‫روزنامه‌های بزرگ ملی کار خودشون رو

00:43:50.514 --> 00:43:53.070
‫می‌کنن، یه دادگاه با اهمیت ملی رو
‫پوشش می‌دن.

00:43:53.810 --> 00:43:54.810
‫ما...

00:43:54.950 --> 00:43:55.986
‫چرا پیچیده‌ش کنیم

00:43:56.010 --> 00:43:57.766
‫ماهیت روزنامه کورس ماتن
‫اینه که خیلی به مردم نزدیکه.

00:43:57.790 --> 00:43:59.410
‫ما یه روزنامه کُرسی هستیم.

00:43:59.550 --> 00:44:01.150
‫و من ملی‌گرا نیستم، اینو می‌دونی.

00:44:01.350 --> 00:44:04.630
‫ما یه روزنامه کُرسی هستیم،
‫باید اطلاعات بدیم، این نزدیکی به مردمه.

00:44:04.655 --> 00:44:05.879
‫نزديک بودن چيزيه که مردم دوست دارنش.

00:44:05.911 --> 00:44:09.614
‫برای مثال دوست دارند که در مورد جنازه ها بنویسند
‫.میخوان بدونن کی مُرده

00:44:09.639 --> 00:44:11.518
‫آره، اينطوري بهم نگاه نکن

00:44:11.551 --> 00:44:12.844
‫اونا ميخوان بدونن کي مُرده

00:44:12.888 --> 00:44:16.801
‫مثلاً من اگه به صفحه نگاه کنم می تونم فراموش کنم
‫.که یه ارتشی پدرش رو در حال آواز خواندن از دست داده

00:44:16.862 --> 00:44:18.639
‫!من تو خيابون باهاش آشنا شدم پس دهنت رو ببند

00:44:18.725 --> 00:44:21.421
‫پس ما چه کار می کنیم
‫.ما می‌تونیم یک تماس تلفنی بگیریم

00:44:21.494 --> 00:44:23.657
‫ما می‌تونیم یه قرار ملاقات
‫.برای بازدید جنازه بذاریم

00:44:23.693 --> 00:44:25.807
‫ورزش، میدونم از ورزش خوشت نمیاد.

00:44:25.849 --> 00:44:27.689
‫امروز صبح از بدنم خبر ندارم

00:44:27.935 --> 00:44:29.166
‫دیگه نمیدونم....

00:44:29.226 --> 00:44:30.619
‫...زندگی در روستای ما

00:44:30.745 --> 00:44:34.345
‫زندگی در روستای ما، این نزدیکه

00:44:34.630 --> 00:44:35.630
‫حوادث...

00:44:35.990 --> 00:44:37.850
‫دادگاه لیون حوادث نیست؟

00:44:39.350 --> 00:44:40.906
‫دادگاه لیون حوادثه.

00:44:40.930 --> 00:44:45.790
‫حوادثی که همه رسانه‌های فرانسوی
‫و حتی بین‌المللی پوششش می‌دن.

00:44:45.890 --> 00:44:49.510
‫ما هم امروز صبح میایم
‫یه عکس دیگه اضافه می‌کنیم.

00:44:50.150 --> 00:44:51.410
‫حرف‌های تکراری می‌زنیم.

00:44:52.030 --> 00:44:53.190
‫به هر حال من اونجا خواهم بود.

00:44:53.310 --> 00:44:54.530
‫می‌دونم که تو لیون خواهی بود.

00:44:55.090 --> 00:44:56.090
‫مشکلی نیست.

00:44:56.190 --> 00:44:58.240
‫ولی تو به عنوان یه فعال تو لیون خواهی بود،

00:44:58.241 --> 00:45:00.631
‫به عنوان یه زن، نه به عنوان عکاس.

00:45:00.710 --> 00:45:01.710
‫این مسلمه.

00:45:02.470 --> 00:45:03.530
‫هیچکس اونجا نمیره
‫کسی واسه رفتن به اونجا عجله نداره

00:45:03.531 --> 00:45:06.690
‫این به تو ربطی نداره
‫که بدونی کی میره و کی نمیره.

00:45:06.910 --> 00:45:08.590
‫اینجا یه رئیس داره.

00:45:09.250 --> 00:45:09.790
‫فهمیدی؟

00:45:09.791 --> 00:45:10.550
‫رئیس منم.

00:45:10.690 --> 00:45:14.550
‫پس کاری که بهت میگن رو انجام میدی،
‫وگرنه می‌تونی موسسه خودت رو راه بندازی.

00:45:14.690 --> 00:45:15.430
‫مشکلی نیست.

00:45:15.530 --> 00:45:16.730
‫کارمند استخدام کن.

00:45:16.790 --> 00:45:19.290
‫می‌تونی عکس بگیری،
‫می‌تونی بری برای IBE کار کنی.

00:45:19.450 --> 00:45:21.890
‫در واقع، اگه جاه‌طلب باشی،
‫تو این حرفه موفق می‌شی.

00:45:21.930 --> 00:45:22.930
‫مسئله موفقیت تو حرفه نیست.

00:45:22.931 --> 00:45:24.706
‫مسئله انجام دادن یه کار مهمه.

00:45:24.730 --> 00:45:26.246
‫در واقع، می‌خواد اقتدارش رو نشون بده.

00:45:26.270 --> 00:45:27.430
‫هدفش نشون دادن اقتدارشه.

00:45:27.431 --> 00:45:30.551
‫یه اتفاق مهم داره می‌افته، ولی
‫به خواست اون، در موردش حرف نمی‌زنیم.

00:45:31.050 --> 00:45:32.206
‫می‌سپریمش به دست زمان.

00:45:32.230 --> 00:45:33.326
‫میذاریم مشمول گذر زمان بشه.

00:45:33.350 --> 00:45:33.630
‫مسلماً.

00:45:34.030 --> 00:45:35.310
‫آره، روزنامه‌های ملی.

00:45:35.370 --> 00:45:37.136
‫چرا باید ما چیزی رو پوشش بدیم که

00:45:37.137 --> 00:45:38.690
‫به ما مربوطه و چرا نباید
‫لوموند اینکار رو بکنه؟

00:45:38.691 --> 00:45:38.950
‫دقیقاً.

00:45:39.230 --> 00:45:39.530
‫نه.

00:45:39.750 --> 00:45:41.766
‫و این رو نمی‌فهمه، وقتی بهش می‌گی.

00:45:41.790 --> 00:45:42.410
‫هیچی نمی‌شنوه.

00:45:42.530 --> 00:45:43.050
‫هیچی نمی‌شنوه.

00:45:43.170 --> 00:45:43.610
‫دیوونه‌ست.

00:45:44.070 --> 00:45:44.630
‫دیوونه‌ست.

00:45:45.090 --> 00:45:46.090
‫حالم بد شد.

00:45:47.150 --> 00:45:48.670
‫این همه کار می‌شد کرد.

00:45:50.010 --> 00:45:52.990
‫ولی نه، بدون مجوز نمی‌تونستم
‫حتی یه عکس بگیرم.

00:45:53.670 --> 00:45:55.550
‫به هر حال، تو که مجوز نداشتی.

00:45:56.130 --> 00:45:57.706
‫ولی چیزای خیلی قوی‌ای اونجا بود.

00:45:57.730 --> 00:45:59.690
‫حتی از سیاست حرف نمی‌زنم،
‫از چیزایی که اونجا بود حرف می‌زنم.

00:45:59.691 --> 00:46:01.730
‫خیلی... غم‌انگیز بود.

00:46:02.790 --> 00:46:03.810
‫تموم شد، گذشت.

00:46:03.950 --> 00:46:05.310
‫دیگه هیچوقت نمی‌تونم دوباره عکس بگیرم.

00:46:09.450 --> 00:46:10.710
‫اصلاً براشون مهم نیست.

00:46:10.910 --> 00:46:13.811
‫گیر دادن به اینکه باید...
‫از دور سیاهی لشکر باشیم.

00:46:13.950 --> 00:46:15.730
‫تو مستقیم با دولت درگیر می‌شی، احمقانه.

00:46:15.910 --> 00:46:18.286
‫آره، تو کوتاه نمیای، ولی احمقانه خودت رو
‫میندازی تو دردسر ابدی.

00:46:18.310 --> 00:46:19.010
‫این موضوع اصلی نیست.

00:46:19.190 --> 00:46:19.910
‫البته که همین موضوع اصلیه.

00:46:20.090 --> 00:46:20.590
‫معلومه که نه.

00:46:20.670 --> 00:46:21.270
‫پس موضوع اصلی چیه؟

00:46:21.670 --> 00:46:23.270
‫موضوع اصلی وضعیتیه که توش گیر کردیم.

00:46:24.370 --> 00:46:27.751
‫این آخرین دولت استعماریه که داره
‫یه دولت سیاسی رو نابود میکنه.

00:46:29.690 --> 00:46:30.590
‫این یه جنایت دولتی و پسته.

00:46:30.591 --> 00:46:31.791
‫ما هم موافقیم، ولی...

00:46:32.310 --> 00:46:33.789
‫و اینکه دولت داره پرونده رو
‫خراب میکنه، دلیل نمیشه

00:46:33.790 --> 00:46:36.071
‫که FLNC بره تو زندان.

00:46:36.490 --> 00:46:39.610
‫و این اصلاً دلیل نمیشه که
‫مجازات های سبک برای فعالان ما توجیه بشه.

00:46:40.870 --> 00:46:42.546
‫اون باید همین الان آزاد بشه، همین و بس.

00:46:42.570 --> 00:46:45.150
‫و این دولته که باید به جرمش اعتراف کنه
‫و محکوم بشه.

00:46:45.330 --> 00:46:46.330
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

00:46:46.870 --> 00:46:48.360
‫تمام روز داری در مورد دادگاه حرف میزنی،
‫در مورد

00:46:48.384 --> 00:46:49.790
‫اتفاقاتی که تو زندان میفته، قتل‌ها.

00:46:50.230 --> 00:46:51.630
‫مانون، قراره چی بشه؟

00:46:52.310 --> 00:46:53.370
‫چه اتفاقی قراره بیفته؟

00:46:53.371 --> 00:46:54.371
‫ما از کجا بدونیم؟

00:46:54.610 --> 00:46:55.610
‫نمی‌دونیم.

00:46:55.670 --> 00:46:56.670
‫نمی‌تونیم بدونیم.

00:46:58.190 --> 00:46:58.710
‫واقعاً سنگینه.

00:46:58.830 --> 00:47:00.086
‫تازه مامانم هم همش زنگ میزنه.

00:47:00.110 --> 00:47:01.346
‫نمیدونم چند تا سوال پرسیده.

00:47:01.370 --> 00:47:02.450
‫ژان-ژو همه چیز رو میدونه.

00:47:02.570 --> 00:47:03.510
‫ماشین رو با خودش میبره.

00:47:03.590 --> 00:47:04.590
‫کی خونه هست.

00:47:04.630 --> 00:47:05.230
‫دیگه نمی‌تونم.

00:47:05.270 --> 00:47:05.810
‫دارم میترکم.

00:47:05.910 --> 00:47:06.910
‫واقعاً.

00:47:07.210 --> 00:47:08.950
‫حتی نمیشه تو خونه خودمون حرف بزنیم.

00:47:09.070 --> 00:47:11.186
‫چون یه وقت به حرفات گوش میدن، یه وقت نه.

00:47:11.210 --> 00:47:12.210
‫واقعاً سخته.

00:47:36.858 --> 00:47:38.489
‫بلند شو، یالا.

00:47:38.648 --> 00:47:42.648
‫♪ Ya mma ♪
‫♪ Cheb Hasni ♪

00:48:25.480 --> 00:48:26.570
‫چیزی می‌خورید؟

00:48:26.571 --> 00:48:27.310
‫قهوه درست کن.

00:48:39.710 --> 00:48:41.030
‫آنتونیا، قهوه رو ول کن.

00:48:41.090 --> 00:48:42.090
‫.نمی‌مونیم

00:49:37.680 --> 00:49:41.091
‫وقتی پاسکال برای سومین بار
‫در مارس 1989 دستگیر شد،

00:49:41.092 --> 00:49:43.801
‫آنتونیا نزد عموش رفت.

00:49:45.220 --> 00:49:47.840
‫فوراً فهمید که نه میتونه انتظار رو تحمل کنه،

00:49:48.225 --> 00:49:49.878
‫.نه تحمل چشمهای دلسوز و نگران رو داره

00:49:51.887 --> 00:49:56.566
‫و حتی اسمش هم به عنوان همسر پاسکال
‫رو سنگ قبرش هم حک نمیشه.

00:49:56.821 --> 00:50:00.241
‫و این عادلانه خواهد بود
‫چون مرکز جاذبه ی وجودش...

00:50:00.409 --> 00:50:02.596
‫ همیشه خارج از خودش قرار گرفته .

00:50:03.946 --> 00:50:06.819
‫.البته که نباید از خودخواهی دوست پسرش شکایت کنه

00:50:07.738 --> 00:50:12.851
‫کی میتونه کسی رو که زندگی و جانش رو فدا میکنه، خودخواه خطاب کنه؟
‫آزادی برای یک هدف سیاسی.

00:50:13.120 --> 00:50:15.120
‫خب، مثل همیشه هیچی ندارن.

00:50:16.280 --> 00:50:17.280
‫من آزاد میشم.

00:50:18.260 --> 00:50:19.200
‫چقدر؟

00:50:19.201 --> 00:50:20.220
‫هنوز نمیدونیم.

00:50:21.480 --> 00:50:22.700
‫چند ماه، حداکثر یک سال.

00:50:23.380 --> 00:50:24.380
‫تحمل میکنم.

00:50:25.940 --> 00:50:27.740
‫چون این دفعه منتظرت نمیمونم.

00:50:28.000 --> 00:50:29.640
‫این دفعه دیگه منتظرت نمیمونم.

00:50:31.440 --> 00:50:33.160
‫این وضعیت یه چرخه بی‌پایانه.

00:50:34.120 --> 00:50:36.540
‫تو از زندان میای بیرون،
‫بعد دوباره برمیگردی.

00:50:37.920 --> 00:50:40.080
‫و من همیشه اینجا منتظرت میمونم.

00:50:44.080 --> 00:50:45.420
‫منظورت چیه؟

00:50:45.940 --> 00:50:47.160
‫دوستت دارم، ولی...

00:50:48.120 --> 00:50:49.240
‫من این زندگی رو نمیخوام.

00:50:51.460 --> 00:50:54.320
‫و نمیتونم ازت بخوام که از مسیر زندگی‌ای
‫که انتخاب کردی دست بکشی.

00:50:57.560 --> 00:51:00.580
‫و حتی اگه بهم بگی که میتونی
‫این کارو بکنی، بگی که توانشو داری،

00:51:00.720 --> 00:51:01.720
‫من این کارو نمیکنم.

00:51:05.440 --> 00:51:07.096
‫نمیخوام از هیچ چیزی دست بکشی.

00:51:07.120 --> 00:51:09.380
‫ولی اگه ادامه بدیم، آخرش ازت متنفر میشم.

00:51:15.670 --> 00:51:16.790
‫فکر کنم همین الانشم ازت متنفرم.

00:51:18.870 --> 00:51:21.030
‫نمیتونم چند ماه دیگه نقش بازی کنم.

00:51:24.350 --> 00:51:25.630
‫میتونم برم تو سلولم؟

00:51:25.631 --> 00:51:26.631
‫ولی گوش کن...

00:51:28.070 --> 00:51:29.230
‫واقعاً، من ولت نمیکنم.

00:51:29.690 --> 00:51:31.210
‫نمیتونم بمونم، درسته.

00:51:31.330 --> 00:51:34.410
‫نمیتونم تحمل کنم، قوی نیستم،
‫ولی ولت نمیکنم، تنهات نمیذارم.

00:51:35.030 --> 00:51:36.230
‫همیشه پشتت هستم.

00:51:38.610 --> 00:51:39.610
‫نگهبان.

00:51:54.346 --> 00:51:58.346
‫♪ Luna Nova ♪
‫♪ Diana di l'alba ♪

00:52:14.700 --> 00:52:16.196
‫دیگه نمیخوام هیچی ازت بشنوم.

00:52:16.220 --> 00:52:16.900
‫فهمیدی یا نه؟

00:52:16.901 --> 00:52:19.320
‫حالم ازت به هم میخوره،
‫کاری که کردی خیلی کثیفه.

00:52:19.380 --> 00:52:20.420
‫- کاری که کردی
‫- پاسکال

00:52:21.000 --> 00:52:22.060
‫خوب میفهمی یا نه؟

00:52:22.061 --> 00:52:24.336
‫گمشو برو دیوونه، سرت تو کار خودت باشه.

00:52:24.360 --> 00:52:25.760
‫نمی‌فهمی داری چه غلطی میکنی؟

00:52:39.480 --> 00:52:40.480
‫تو خسته‌ای.

00:52:42.140 --> 00:52:43.140
‫خوبی؟

00:52:49.760 --> 00:52:50.940
‫نمیخوایم توجیهت کنیم.

00:52:52.460 --> 00:52:53.580
‫مطمئنی؟

00:52:55.840 --> 00:52:56.880
‫چی میخوری؟

00:52:56.881 --> 00:52:57.960
‫یه قهوه لطفاً.

00:52:59.580 --> 00:53:02.740
‫آنتوان، یه قهوه و یه پستیس برامون بیار لطفاً.

00:53:03.160 --> 00:53:04.160
‫ممنون.

00:53:05.100 --> 00:53:06.740
‫باید به نیس زنگ بزنیم و داد و بیداد کنیم.

00:53:07.160 --> 00:53:08.300
‫تا با رئیس صحبت کنیم.

00:53:09.940 --> 00:53:13.080
‫تازه این حتی تو مقاله خونی که دادن هم هست.

00:53:13.620 --> 00:53:14.420
‫من نمیدونم.

00:53:14.620 --> 00:53:15.560
‫چند تا عکس فرستادی؟

00:53:15.561 --> 00:53:16.320
‫چهار تا؟

00:53:16.321 --> 00:53:17.321
‫پنج تا فرستادم.

00:53:17.540 --> 00:53:18.060
‫پنج تا؟

00:53:18.061 --> 00:53:20.101
‫آره پنج تا، اونا اینا رو انتخاب کردن و برش دادن.

00:53:20.380 --> 00:53:21.080
‫ولی این چیه؟

00:53:21.081 --> 00:53:22.156
‫الکی برش دادن.

00:53:22.180 --> 00:53:25.040
‫میتونه هر چیزی باشه، هر جایی، هر زمانی.

00:53:25.180 --> 00:53:26.380
‫فقط روش نوشته پلیس.

00:53:48.680 --> 00:53:51.140
‫دو هفته بعد، نامه‌ای از پاسکال دریافت کرد.

00:54:02.390 --> 00:54:03.390
‫درکش می‌کرد.

00:54:03.930 --> 00:54:06.410
‫خیلی خوب می‌فهمید چرا ترکش کرده بود.

00:54:06.670 --> 00:54:09.890
‫هرچند که البته، کنار اومدن باهاش
‫براش آسون نبود.

00:54:11.270 --> 00:54:13.466
‫تمام این سال‌ها حتماً برای او دردناک بوده.

00:54:13.490 --> 00:54:15.450
‫هرچند که هیچوقت
‫زحمت فکر کردن بهش رو به خودش نداده بود.

00:54:16.150 --> 00:54:17.470
‫که بابتش می‌خواست عذرخواهی کنه.

00:54:18.210 --> 00:54:20.170
‫و اون حق داشت که آینده‌ی دیگه‌ای رو طلب کنه

00:54:20.370 --> 00:54:22.930
‫از دستش عصبانی بود، ولی حالا دیگه تموم شده.

00:54:23.650 --> 00:54:24.930
‫چیزی نداشت که سرزنشش کنه.

00:54:25.790 --> 00:54:28.050
‫در واقع، هیچوقت چیزی نداشت
‫که بخواد سرزنشش کنه.

00:54:28.790 --> 00:54:31.870
‫می‌دونست که با وجود جدایی‌شون، می‌تونه
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای روش حساب کنه.

00:54:32.090 --> 00:54:33.490
‫بیشتر از هر کس دیگه‌ای.

00:54:35.890 --> 00:54:37.450
‫واقعاً نمی‌خواستم کار به اینجا بکشه.

00:54:38.170 --> 00:54:40.028
‫فقط نفهمیدم حرف‌هام...

00:54:40.052 --> 00:54:42.130
‫...خیلی تند بود،
‫بیشتر از اونی که فکر می‌کردم.

00:54:43.770 --> 00:54:45.850
‫و از وضعیتی که بهش رسیدیم خوشم نمیاد.

00:54:47.303 --> 00:54:49.303
‫واقعاً از خودم ناراحتم و صادقانه پشیمونم.

00:54:50.530 --> 00:54:52.368
‫اگه می‌تونستم این حرف‌ها رو نزنم،

00:54:52.392 --> 00:54:54.637
‫یا حداقل جور دیگه‌ای بگم،
‫.باور کن این کارو می‌کردم

00:54:58.390 --> 00:54:59.390
‫منم همینطور.

00:54:59.470 --> 00:55:00.350
‫نه، ولی اون تقصیری نداره.

00:55:00.390 --> 00:55:00.690
‫تقصیر منه.

00:55:00.870 --> 00:55:02.446
‫و من نه به اون نیاز دارم نه به بقیه.

00:55:02.470 --> 00:55:03.850
‫من بودم که اومدم پیشت.

00:55:05.550 --> 00:55:06.550
‫پس از اون ناراحت نباش.

00:55:08.030 --> 00:55:10.490
‫و حتی اگه از من ناراحتی،

00:55:11.410 --> 00:55:12.450
‫واقعاً متأسفم.

00:55:15.150 --> 00:55:17.150
‫دیگه نمی‌خوام اذیت بشی.

00:55:18.410 --> 00:55:20.666
‫نه اینکه منو ببخشی و همه چی مثل قبل بشه.

00:55:20.690 --> 00:55:23.410
‫واقعاً می‌خوام دیگه از کاری که
‫باهات کردم ناراحت نباشی.

00:55:24.730 --> 00:55:26.570
‫من الان چطوری برگردم به این موضوع؟

00:55:26.810 --> 00:55:27.810
‫می‌دونم...

00:55:28.890 --> 00:55:30.570
‫خب آره، به نظرت مسخره نیست؟

00:55:30.571 --> 00:55:33.630
‫تنها چیزی که باعث شد بیان پیشم و

00:55:33.631 --> 00:55:37.810
‫عذرخواهی کنن، این بود که
‫پاسکال از زندان بهشون نامه نوشته بود که

00:55:37.811 --> 00:55:40.366
‫راضی نیستن ما با هم مشکل داشته باشیم.

00:55:40.390 --> 00:55:41.210
‫صبر کن، این چیه دیگه؟

00:55:41.211 --> 00:55:44.291
‫تو نیاز داشتی یکی برات نامه بفرسته
‫تا دوستیت رو انکار نکنی؟

00:55:45.270 --> 00:55:46.270
‫فکر نمی‌کنم.

00:55:46.930 --> 00:55:49.026
‫فکر می‌کنم بیشتر نمی‌دونستن چیکار کنن.

00:55:49.050 --> 00:55:51.170
‫اونا نه آزادی تو هستن نه وجدانت.

00:55:51.810 --> 00:55:52.930
‫نمیشه ازشون دلخور بود.

00:55:53.250 --> 00:55:55.470
‫در واقع، آدم با این همه توانایی
‫کم پیدا میشه

00:55:57.630 --> 00:55:58.770
‫واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟

00:55:58.771 --> 00:55:59.771
‫چی رو؟

00:56:00.050 --> 00:56:01.070
‫که من توانایی‌هایی دارم.

00:56:02.330 --> 00:56:03.610
‫خودت می‌دونی، نه؟

00:56:05.010 --> 00:56:07.330
‫نه، مسئله این نیست، ولی برام مهمه
‫که تو اینطور فکر می‌کنی.

00:56:07.870 --> 00:56:09.150
‫حتی اگه فقط در مورد عکس‌ها باشه.

00:56:10.550 --> 00:56:14.929
‫می‌دونم دوست نداری درموردش حرف بزنیم
‫و من زیاد هم چیزی نمی‌دونم، ولی...

00:56:54.780 --> 00:56:56.180
‫باید باهام می‌خوابید.

00:56:56.860 --> 00:57:00.880
‫فقط یه بار، و دیواری غیرقابل عبور
‫بین خودش و پاسکال می‌کشید.

00:57:54.790 --> 00:57:58.210
‫یادآوری می‌کنم دستور جلسه امروز چیه.

00:57:58.510 --> 00:58:01.170
‫باید درمورد وضعیت سیاسی فعلی صحبت کنیم.

00:58:01.950 --> 00:58:05.350
‫و همچنین باید به
‫انتخابات منطقه‌ای جمهوری بپردازیم.

00:58:05.351 --> 00:58:06.866
‫و درمورد انتخابات
‫ماه مارس پیش‌رو تصمیم بگیریم.

00:58:06.890 --> 00:58:11.610
‫خب، می‌دونید که کنکولت به ادموند
‫پیشنهاد داده سرلیست باشه.

00:58:12.030 --> 00:58:15.710
‫و بنابراین ما به یک استراتژی روشن
‫برای این مبارزه انتخاباتی نیاز داریم.

00:58:15.970 --> 00:58:18.560
‫الان به نمایندگان فعال نیاز داریم.

00:58:19.230 --> 00:58:20.470
‫به خون تازه نیاز داریم.

00:58:20.550 --> 00:58:24.490
‫و به همین دلیله که می‌خوایم
‫به سیمون بالستر پیشنهاد بدیم

00:58:24.491 --> 00:58:26.146
‫توی لیست انتخابات مارس آینده ما باشه.

00:58:26.170 --> 00:58:31.250
‫اون به خوبی توانایی‌هاش و
‫قدرت متقاعدکنندگیش رو نشون داده.

00:58:31.430 --> 00:58:31.590
‫خب.

00:58:31.770 --> 00:58:32.730
‫آره ولی صبر کن...

00:58:32.731 --> 00:58:35.950
‫در نوامبر، اولین انشعاب جنبش،
‫که هیچکس نمی‌دونست

00:58:35.951 --> 00:58:38.431
‫پیش‌درآمد انشعاب دومه،
‫یک ماه پیش از موعد اتفاق افتاده بود.

00:58:39.370 --> 00:58:40.370
‫با آنتونیا صحبت می‌کنم.

00:58:41.150 --> 00:58:44.330
‫اون گوش میده و در جواب
‫عکسی از بریده یه مجله رو نشون میده.

00:58:45.370 --> 00:58:48.170
‫بهم میگه، این چیزیه که الان
‫تو دنیا داره اتفاق می‌افته.

00:58:49.030 --> 00:58:51.950
‫این عکس، مشخصاً، کار من نیست.

00:58:52.750 --> 00:58:56.050
‫باید بریم روستاها، از مردم بپرسیم
‫چی فکر می‌کنن،

00:58:56.170 --> 00:58:57.170
‫یه برنامه پیشنهاد کنیم.

00:58:57.730 --> 00:59:01.270
‫از تصور اینکه 20 یا 30 سال بعد،
‫هنوز توی همون آژانس کار کنه،

00:59:01.271 --> 00:59:04.610
‫و اونقدر به گرفتن عکس‌های بی‌ارزش
‫عادت کرده باشه ...

00:59:04.611 --> 00:59:06.668
‫که حتی متوجهش نباشه،

00:59:06.669 --> 00:59:08.650
‫ و شاید حتی به طرز مسخره‌ای
‫ به کارش افتخار کنه، به خودش می‌لرزید.

00:59:08.850 --> 00:59:11.350
‫می‌تونی امشب پاکت رو خارج از کیف
‫تو فرودگاه بذاری یا نه؟

00:59:11.351 --> 00:59:12.090
‫باشه، من انجامش میدم.

00:59:12.290 --> 00:59:13.290
‫خوبه، ممنون.

00:59:14.550 --> 00:59:17.990
‫در ماه اوت، از یه مقاله خیلی کوتاه
‫در صفحات بین‌المللی فهمید

00:59:17.991 --> 00:59:20.791
‫که محاصره شهری که
‫اسمش رو نمی‌دونست شروع شده،

00:59:21.030 --> 00:59:24.730
‫توی کشوری که هیچوقت بهش فکر نکرده بود،
‫و به زودی دیگه وجود نخواهد داشت.

00:59:25.830 --> 00:59:27.030
‫اسم شهر ووکووار بود.

00:59:29.630 --> 00:59:31.188
‫آنتونیا فرصتی رو که منتظرش بود
‫بدست آورد

00:59:31.189 --> 00:59:33.511
‫بالاخره میخواست یه کار
‫واقعی عکاسی انجام بده.

00:59:35.530 --> 00:59:37.545
‫به مدیرهاش پیشنهاد داد که بره اونجا و

00:59:37.546 --> 00:59:40.031
‫یه گزارش کامل برای روزنامه بیاره.

00:59:40.910 --> 00:59:43.050
‫البته که هیچی بهش ندادن.

00:59:44.330 --> 00:59:46.180
‫فهمید که برای رفتن نیازی به

00:59:46.181 --> 00:59:48.911
‫اجازه روزنامه نداره.

00:59:51.590 --> 00:59:53.050
‫من برای تو چی هستم واقعاً؟

00:59:55.210 --> 00:59:56.210
‫من...

00:59:57.430 --> 00:59:59.510
‫نمیدونم، نمیدونم چی بهت بگم، من...

01:00:01.210 --> 01:00:02.210
‫تو دوست منی.

01:00:07.460 --> 01:00:08.460
‫من دوستتم.

01:00:11.960 --> 01:00:13.120
‫هیچی توش برات عجیب نیست؟

01:00:19.680 --> 01:00:21.540
‫تو بیشتر میخوای، درسته؟

01:00:28.920 --> 01:00:30.440
‫میخوای چی بهت بگم؟

01:00:30.940 --> 01:00:33.400
‫که من نسبت بهت احساساتی دارم؟

01:00:34.220 --> 01:00:35.220
‫آره.

01:00:35.540 --> 01:00:36.540
‫آره.

01:00:37.460 --> 01:00:38.940
‫تو میدونی ما چطوری باید با این کنار بیایم.

01:00:39.800 --> 01:00:40.340
‫پس چی؟

01:00:40.341 --> 01:00:41.840
‫به شماها فکر میکنم.

01:00:41.841 --> 01:00:43.240
‫امروز صبح اینجا میمونم.

01:00:43.600 --> 01:00:44.600
‫ادامه میدم.

01:00:44.700 --> 01:00:46.880
‫میرم یه مجمع عمومی رو پوشش بدم.

01:00:46.940 --> 01:00:48.900
‫میرم یه مسابقه پتانک رو پوشش میدم.

01:00:49.000 --> 01:00:52.500
‫هر کاری دم دستم میاد انجام بدم
‫هر چه بادا باد؛ از این بدتر نمیشه

01:00:52.540 --> 01:00:54.840
‫بس کن... آره میرم اونجا، تولی.

01:00:54.980 --> 01:00:56.060
‫آره، مسلماً.

01:00:59.040 --> 01:01:00.040
‫من چند کاره‌ام.

01:01:00.520 --> 01:01:01.520
‫جشن روستا.

01:01:03.340 --> 01:01:03.660
‫نه.

01:01:04.080 --> 01:01:04.740
‫نه، جنگ نکن.

01:01:04.920 --> 01:01:05.920
‫جنگ نکن

01:01:06.000 --> 01:01:07.560
‫ولی این جنگ نیست، این نیست.

01:01:07.960 --> 01:01:10.136
‫چرا جنگه، ولی به خاطر این نیست که میرم.

01:01:10.160 --> 01:01:11.740
‫فقط این نیست... چیزهایی هست.

01:01:11.840 --> 01:01:12.100
‫چیزهایی هست که باید نشون داد.

01:01:12.420 --> 01:01:12.960
‫مردم هستن.

01:01:13.260 --> 01:01:15.476
‫آره، ولی اینا رو هر روز تو تلویزیون به
‫ پیرهاتون نشون میدن.

01:01:15.500 --> 01:01:17.276
‫اما چیزی که اونا نشون میدن
‫منو راضی نمیکنه.

01:01:17.300 --> 01:01:19.500
‫به نظر من اونچه نشون میدن،
‫اون چیزی نیست که باید دید.

01:01:21.360 --> 01:01:22.200
‫اونا نشونت میدن.

01:01:22.220 --> 01:01:23.220
‫خونه.

01:01:23.300 --> 01:01:24.300
‫اشک و خون.

01:01:24.400 --> 01:01:25.400
‫این نیست...

01:01:26.140 --> 01:01:27.340
‫میبینی، مشکل همینه.

01:01:27.880 --> 01:01:28.740
‫اینه که چی نشون میدن.

01:01:28.820 --> 01:01:29.640
‫اینه که مردم چی یادشون میمونه.

01:01:29.800 --> 01:01:30.800
‫اونا اونجا منتظرشن...

01:01:31.060 --> 01:01:32.400
‫آره، اون میخواد چیز دیگه‌ای نشون بده.

01:01:32.540 --> 01:01:33.540
‫میفهمی؟

01:01:33.980 --> 01:01:35.076
‫اون میخواد چیز دیگه‌ای نشون بده.

01:01:35.100 --> 01:01:36.520
‫میخواد نشون بده چطور والدینش رو رها کرده.

01:01:36.521 --> 01:01:38.516
‫دوست دارم ببینم جلوی آدمایی که
‫دارن میمیرن چیکار میکنی.

01:01:38.540 --> 01:01:39.360
‫چطوری میخوای این کارو بکنی.

01:01:39.361 --> 01:01:39.700
‫این چه کاریه؟

01:01:39.701 --> 01:01:40.860
‫نه ولی اوه!

01:01:41.320 --> 01:01:43.800
‫خوب نیست، نمیدونم تو سرت چی میگذره.

01:01:44.220 --> 01:01:47.920
‫نه، ببین،
‫تو باید از تصمیمت برگردی، بگو آره.

01:01:48.120 --> 01:01:50.500
‫- نه،
‫- این قابل قبول نیست، من نمیتونم اینو بپذیرم.

01:01:50.900 --> 01:01:55.220
‫نمیتونی سه دور شهر رو بچرخی و برگردی.

01:01:55.340 --> 01:01:56.740
‫اینطوری نمیشه.

01:01:57.180 --> 01:01:58.940
‫نه ولی صبر کن، اوه، ولی...

01:01:59.840 --> 01:02:01.320
‫ولی من نمیخوام که نیس باشه.

01:02:03.740 --> 01:02:06.540
‫من یه آژاکس بازسازی شده نمیخوام،
‫یه کرس بازسازی شده.

01:02:06.541 --> 01:02:08.680
‫اوه، با این ایده‌های بزرگت بس کن،

01:02:10.560 --> 01:02:11.560
‫خیلی زیاده روی کردی.

01:02:17.060 --> 01:02:20.020
‫تو به سرت میزنه،
‫اما، اما، اما، هیچوقت به بقیه نمیرسی.

01:02:20.100 --> 01:02:21.480
‫و به بقیه.

01:02:21.481 --> 01:02:22.616
‫میفهمم که نگرانتون میکنه.

01:02:22.640 --> 01:02:27.380
‫ولی اونجا تحت نظارت خواهم بود،
‫با گزارشگرهای جنگی هستم،

01:02:27.580 --> 01:02:29.580
‫باهاشون کار میکنم، همراهشون میریم.

01:02:29.660 --> 01:02:30.120
‫و چرا گزارشگرهای جنگی؟

01:02:30.121 --> 01:02:30.860
‫اونا از سراسر دنیا میان.

01:02:30.880 --> 01:02:31.916
‫تو گزارشگر جنگی هستی.

01:02:31.940 --> 01:02:32.900
‫و اگه بخوام بشم چی؟

01:02:32.901 --> 01:02:33.941
‫آه آره، همینطوری میای.

01:02:34.060 --> 01:02:35.300
‫آره، ولی صبر کن، واقعاً.

01:02:35.820 --> 01:02:36.380
‫این چیه؟

01:02:36.447 --> 01:02:38.167
‫.نمیدونم چی بهت بگم
‫عقلم به جایی دیگه قد نمیده.

01:02:38.280 --> 01:02:39.320
‫.نمیدونم چی بگم

01:02:39.440 --> 01:02:40.760
‫این امکان نداره، نمیدونم.

01:02:40.920 --> 01:02:42.340
‫فکر کنم اونجا منتظرتن.

01:02:47.700 --> 01:02:48.700
‫اونجا بهشون بگو.

01:02:49.420 --> 01:02:51.140
‫من از کرس میام، والدینم رو کشتم.

01:02:52.920 --> 01:02:53.920
‫والدینم رو کشتم.

01:02:54.260 --> 01:02:55.260
‫نمی‌خوای بشنوی.

01:02:55.640 --> 01:02:56.920
‫آره، پادگان‌هام رو سوزوندن.

01:02:57.760 --> 01:02:58.900
‫پادگان‌هام رو سوزوندن.

01:02:59.680 --> 01:03:02.080
‫تو، تو، تو، تو، تو، تو، تو.

01:03:02.081 --> 01:03:03.441
‫تو باید تراژدی مینوشتی.

01:03:03.500 --> 01:03:04.500
‫آه آره.

01:03:04.640 --> 01:03:06.840
‫این تویی که تاریخ و دنیا رو براشون نوشتی،

01:03:10.360 --> 01:03:11.020
‫نجات پیدا کردیم.

01:03:11.140 --> 01:03:12.496
‫میفهمی داری با ما چیکار میکنی؟

01:03:12.520 --> 01:03:16.440
‫- فکر میکنه این کار تو نیست.
‫- فکر نمیکنه این علیه شماست.

01:03:16.860 --> 01:03:18.520
‫انگار تصور میکنه این برای منه.

01:03:18.980 --> 01:03:20.356
‫تهش چی، ما چیکار کنیم؟

01:03:20.380 --> 01:03:21.960
‫فراموشت کنیم، تو میری.

01:03:22.320 --> 01:03:23.320
‫دیگه بهش فکر نکنیم.

01:03:23.400 --> 01:03:23.420
‫تو میری، دیگه بهش فکر نمیکنیم.

01:03:23.421 --> 01:03:24.896
‫ولی من ازتون نمیخوام فراموشم کنید.

01:03:24.920 --> 01:03:26.140
‫"میخوام یه کاری بکنم".

01:03:26.141 --> 01:03:28.021
‫میخوام کاری بکنم که برام مهمه.

01:03:28.780 --> 01:03:29.780
‫که برام اهمیت داره.

01:04:15.540 --> 01:04:16.880
‫چطور میشه وارد جنگ شد؟

01:04:17.743 --> 01:04:19.086
‫از چه راهی؟

01:04:19.700 --> 01:04:23.108
‫آیا یه اتاق انتظار، یه مرز،
‫یه دری هست که باید از اون رد شد

01:04:23.109 --> 01:04:25.760
‫که پشتش قلمرو رسمی جنگ قرار داره؟

01:04:28.220 --> 01:04:30.580
‫هر روز با دوربینش از هتل میره بیرون.

01:04:31.940 --> 01:04:35.841
‫همه جا پژواک زبان اسلاوی به گوش
‫میرسه که برای اولین باره میشنوه.

01:04:38.320 --> 01:04:39.420
‫به پدرخوندش نامه مینویسه.

01:04:39.920 --> 01:04:42.460
‫اول شمایل‌های مذهبی و
‫مقبره یه امپراتور رو دیدم.

01:05:42.887 --> 01:05:45.694
‫- تا حالا ووکووار رفتی؟
‫- نه تا حالا

01:05:46.266 --> 01:05:48.640
‫فردا یه ماشین داره میره.

01:05:49.103 --> 01:05:52.323
‫دو تا جا مونده. یه راهنمای
‫عالی داریم به اسم بوریس.

01:05:52.542 --> 01:05:54.456
‫.اگه یکیش رو میخوای

01:05:54.748 --> 01:05:57.095
‫آره، میخوام!

01:05:58.758 --> 01:06:01.016
‫تو یه روز برمی‌گردیم؟

01:06:01.083 --> 01:06:04.747
‫احتمالاً. مگه اینکه یه
‫چیز جالب اتفاق بیفته...

01:06:04.820 --> 01:06:08.700
‫ولی وقتی همون روز برمیگردی، 200 مارک آلمان میگیری.

01:06:09.273 --> 01:06:12.280
‫چیزی که مشخصه اینه که که غربی‌ها هنوز نمی‌فهمند
‫که چه اتفاقی داره میوفته.

01:06:14.210 --> 01:06:16.136
‫چرا که تا همین الان ما این سوال رو داشتیم..

01:06:16.609 --> 01:06:19.702
‫که جنگ شدید بعدی چه خواهد بود؟

01:06:19.878 --> 01:06:21.948
‫.این مسئله جنگ تو اروپا به شدت افزایش یافته

01:06:22.006 --> 01:06:24.582
‫و حالا هم داره جوابش رو میگیره.

01:06:24.944 --> 01:06:27.527
‫از اونور اروپایی ها اصرار
‫...دارند که جنگی اتفاق نمیوفته

01:06:27.551 --> 01:06:30.663
‫،پس این همه درگیری
‫بین قومی از کجا میاد

01:06:30.696 --> 01:06:33.130
‫.واقعاً که هیچ چیز رو پیش بینی نکردند
‫.که اصلا اینطور نیست

01:06:33.180 --> 01:06:35.366
‫-اصلاً اینطور نیست...
‫- پس چیه؟

01:06:37.560 --> 01:06:39.480
‫اینجا متجاوز داخل کشوره.

01:06:40.740 --> 01:06:42.490
‫درسته که دیدنش سخت‌تره، ولی به نظر من

01:06:42.491 --> 01:06:44.821
‫اگه نخوای چیزی ببینی، هیچی نمی‌بینی.

01:06:46.460 --> 01:06:49.060
‫الان تو بلگراد قدم میزنی، هیچی نمی‌بینی.

01:06:49.420 --> 01:06:51.460
‫چون شبه‌نظامیان شهر رو تو دست گرفتن.

01:06:54.640 --> 01:06:58.620
‫و موفق شدن با یه
‫شعبده‌بازی ارتش کمونیستی رو

01:06:58.621 --> 01:07:01.382
‫به یه ارتش ملی‌گرا تبدیل کنن
‫که میره همسایه رو قتل عام میکنه.

01:07:01.560 --> 01:07:02.540
‫و قتل عام همینجاست.

01:07:02.541 --> 01:07:03.400
‫از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی شده.

01:07:03.520 --> 01:07:04.800
‫فاجعه داره نزدیک میشه.

01:07:06.260 --> 01:07:08.560
‫چون خبرگزاری فرانسه تامین مالی میشه.

01:07:09.077 --> 01:07:11.644
‫... این کارهای وزارت امور خارجه

01:07:13.040 --> 01:07:16.420
‫.لعنت به این صلحهای سلطنتی

01:07:17.100 --> 01:07:20.863
‫منظورم به دنیاست، اونا الان دارن
‫سعی میکنن ببینن چطور...

01:07:22.040 --> 01:07:23.536
‫چطور بازسازی کنن، یکم نظم بدن.

01:07:23.560 --> 01:07:27.760
‫ولی فعلاً من نسبتاً آرومم.

01:07:28.660 --> 01:07:29.760
‫آب میخوای؟

01:07:29.761 --> 01:07:30.580
‫آره، ممنون میشم.

01:07:30.660 --> 01:07:32.440
‫اون تخت کوچیک رو اونجا میبینی؟

01:07:32.441 --> 01:07:33.721
‫پیشنهاد من بهت همینه.

01:07:34.300 --> 01:07:35.300
‫هر طور خواستی.

01:09:06.690 --> 01:09:08.165
‫تاریکی مطلق بود.

01:09:13.015 --> 01:09:13.840
‫تاریکی مطلق،

01:09:14.000 --> 01:09:16.960
‫مثل الان که تو خونه باشیم
‫و شب سیاه باشه.

01:09:18.981 --> 01:09:21.441
‫روی پنجره‌ها پتو می‌ذاریم.

01:09:21.760 --> 01:09:24.680
‫که بتونی داخل چراغ روشن کنی.

01:09:25.000 --> 01:09:27.875
‫.هیچ نوری نباید بیرون بره

01:09:28.125 --> 01:09:32.472
‫میتونیم از داخل بپوشونیم
‫.که هیچی از بیرون دیده نشه

01:09:32.614 --> 01:09:36.448
‫حمله‌ها بیشتر شب‌ها اتفاق می‌افته.

01:09:36.525 --> 01:09:39.257
‫شب‌ها، سعی می‌کنن فرار کنن

01:09:39.658 --> 01:09:43.016
‫با استفاده از کانال‌ها و تونل‌هایی

01:09:43.427 --> 01:09:45.893
‫که مخصوصاً ساخته شدن.

01:09:46.400 --> 01:09:49.416
‫و یه حمله شروع شد، ما تو خونه بودیم.

01:09:49.514 --> 01:09:51.430
‫و یه حمله شروع شد، ما تو خونه بودیم.

01:09:51.598 --> 01:09:54.798
‫شروع کردن به تیراندازی.

01:09:55.629 --> 01:09:57.504
‫دویدیم بیرون.

01:10:01.288 --> 01:10:04.328
‫.اون با یه فیلمبردار بود و یه نیروی ویژه

01:10:04.425 --> 01:10:07.412
‫.یکدفعه، نیروهای ویژه ریختن بیرون

01:10:07.492 --> 01:10:08.992
‫دویدیم بیرون.

01:10:09.769 --> 01:10:11.702
‫.با نیروهای ویژه رفتن بیرون

01:10:11.780 --> 01:10:13.600
‫ما دو نفر دنبالشون رفتیم.

01:10:14.771 --> 01:10:16.296
‫شب سیاه بود.

01:10:16.533 --> 01:10:20.258
‫مهم نبود کدوم طرف می‌رفتیم،
‫یکی حتماً ما رو می‌کشت.

01:10:20.460 --> 01:10:22.751
‫سربازهایی که باید
‫همراهیشون میکردن

01:10:22.752 --> 01:10:24.540
‫شب از خونه‌ای که
‫توش بودن فرار کردن.

01:10:24.720 --> 01:10:25.980
‫سعی کردن دنبالشون برن.

01:10:26.200 --> 01:10:28.800
‫ولی چون تاریک بود،
‫نمیدونستن چیکار کنن.

01:10:28.801 --> 01:10:29.801
‫بقیه ناپدید شدن.

01:11:41.650 --> 01:11:42.650
‫خوبه؟

01:11:43.370 --> 01:11:43.930
‫نوبت توئه.

01:11:44.170 --> 01:11:45.170
‫برو، برو.

01:13:37.266 --> 01:13:39.386
‫حتی یه عکس هم نگرفته.

01:13:41.712 --> 01:13:43.192
‫این کاری که اینجا
‫می‌کنیم چه فایده‌ای داره؟

01:13:43.220 --> 01:13:44.399
‫به عموش مینویسه.

01:13:45.860 --> 01:13:50.340
‫مینویسه همه این احتیاط‌ها، ظرافت‌های قاب‌بندی،

01:13:50.341 --> 01:13:53.776
‫وجدان راحت خارج از کادر، شرم منزجرکننده، لذت.

01:13:54.760 --> 01:13:57.100
‫راه‌های زیادی برای مستهجن
‫نشون دادن خود وجود داره.

01:13:58.620 --> 01:14:00.080
‫تو خیابون‌های بلگراد
‫قدم میزنه، جایی که

01:14:00.081 --> 01:14:02.721
‫جنگ شبیه یه رویای بی‌محتواست.

01:14:03.513 --> 01:14:05.192
‫شب‌ها با یلیتسا بیرون میره.

01:14:06.946 --> 01:14:08.566
‫به پدرخوندش هیچی نمیگه.

01:14:09.700 --> 01:14:12.860
‫فقط بهش مینویسه، میدونم که
‫بعضی چیزها باید پنهان بمونن.

01:14:15.240 --> 01:14:20.420
‫و با این حال این فقط یه اتفاق
‫کوچیکه، یه لکنت، یه حادثه

01:14:20.421 --> 01:14:24.634
‫بی‌اهمیت از داستانی که اینجا
‫شروع نشده و اینجا تموم نمیشه.

01:14:26.000 --> 01:14:27.520
‫چون نه آغازی داره نه پایانی.

01:18:00.673 --> 01:18:02.923
‫روز به روز اوضاع بدتر میشد.

01:18:06.021 --> 01:18:09.044
‫.برو اونور کار کن-
‫.دقیقاً دارم کارم رو انجام میدم-

01:18:10.860 --> 01:18:14.140
‫شلوار جین، لباس نظامی و
‫ماسک‌هایی که به کنفرانس‌های مطبوعاتی

01:18:14.141 --> 01:18:16.900
‫دیروز رنگ و بوی رمانتیک
‫روستایی میداد، ناپدید شده بودن.

01:18:19.020 --> 01:18:22.460
‫جاشون رو لباس‌های سیاه زیپ‌دار
‫و ماسک‌های موتورسواری گرفته بود

01:18:22.461 --> 01:18:24.515
‫که به نظر میرسید صورت‌های
‫صاف خزنده‌هایی رو

01:18:24.516 --> 01:18:26.761
‫با چشم‌های درشت فلورسنت پوشونده.

01:18:32.783 --> 01:18:34.469
‫فکر میکنی هستی؟
‫.یه سرباز پیاده
‫(اشاره به سرباز شطرنج)

01:18:34.515 --> 01:18:35.635
‫.جلوتر همه

01:18:35.752 --> 01:18:36.980
‫.تو رو هرجا که ميخواد ميذاره

01:18:37.152 --> 01:18:38.498
‫. جوجه فکُلی

01:18:38.900 --> 01:18:40.443
‫بوقلمون، آقا.

01:18:40.640 --> 01:18:43.720
‫فکر کردی همینطوری
‫میتونی عکس بگیری، هان؟

01:18:45.215 --> 01:18:46.540
‫دوستات خوبن، نه؟

01:18:46.541 --> 01:18:48.000
‫همه می‌دونن.

01:18:48.001 --> 01:18:49.780
‫تو 24 ساعت یاد گرفتم، هان؟

01:18:50.228 --> 01:18:52.280
‫بهش فکر کردی؟

01:18:52.281 --> 01:18:53.880
‫من هنوز گوشم سالمه.

01:18:54.080 --> 01:18:55.600
‫فقط میتونم شکمت رو پاره کنم.

01:18:55.674 --> 01:18:57.713
‫ولی آره، اونای دیگه،
‫اون طرف میدونن.

01:18:58.760 --> 01:19:02.140
‫چون مسیر، مسیر،
‫مارک-رِو، سادست، هان؟

01:19:02.141 --> 01:19:03.336
‫از خودت میپرسی اونجا بذاری.

01:19:03.360 --> 01:19:05.036
‫بعد میتونی یکم اینجا هم بذاری.

01:19:05.060 --> 01:19:07.036
‫و همه چی، همه چی،
‫بله، میری میذاری.

01:19:07.060 --> 01:19:08.780
‫و بعد میتونی سوار این ماشین بشی.

01:19:08.860 --> 01:19:10.256
‫ببین رفیق، بیا
‫بهت یه اسلحه بدیم.

01:19:10.280 --> 01:19:11.280
‫باید بهش شلیک کنی.

01:19:11.800 --> 01:19:12.600
‫اینو می‌خوای؟

01:19:12.601 --> 01:19:13.841
‫اینجوری بزرگت کردن.

01:19:16.960 --> 01:19:18.440
‫الان فکر میکنی
‫داری مبارزه میکنی؟

01:19:18.640 --> 01:19:19.500
‫با چی داری میجنگی؟

01:19:20.913 --> 01:19:23.060
‫با مردم روستای بغلی؟

01:19:29.290 --> 01:19:30.290
‫چه...

01:19:31.526 --> 01:19:33.754
‫آقا، تموم شد، مخفی کاری.

01:19:34.970 --> 01:19:36.030
‫یه سرباز بزرگ، هان؟

01:19:36.812 --> 01:19:37.830
‫یه سرباز بزرگ در سایه.

01:19:37.950 --> 01:19:39.350
‫تو 24 ساعت فهمیدم کی بود.

01:19:40.950 --> 01:19:41.950
‫و نقاب داشت.

01:19:42.750 --> 01:19:43.750
‫خداروشکر.

01:19:44.010 --> 01:19:45.530
‫حتی میتونست فراموشش کنه، آقا.

01:19:46.796 --> 01:19:47.790
‫24 ساعت.

01:19:47.815 --> 01:19:48.738
‫یه جنگجوی واقعی!

01:19:49.341 --> 01:19:50.190
‫خیلی خوبه، قول بده.

01:19:50.350 --> 01:19:51.103
‫قول بده.

01:19:51.230 --> 01:19:53.006
‫و تو میدونی کی این
‫فکرو انداخت تو سرش.

01:19:53.030 --> 01:19:54.486
‫تو میدونی.
‫و بهم میگی.

01:19:54.510 --> 01:19:55.190
‫بهم میگی.

01:19:55.210 --> 01:19:56.210
‫پیداش میکنیم.

01:19:57.030 --> 01:19:58.710
‫برای اون، دردسرها تازه شروع شده.

01:19:58.750 --> 01:20:00.150
‫من از مدتها قبل میدونستم.

01:20:01.130 --> 01:20:02.370
‫چرت و پرت تحویل من نده.

01:20:02.650 --> 01:20:03.650
‫اجازه نمیدم.

01:20:04.550 --> 01:20:05.950
‫هفته‌هاست که اصرار میکنه.

01:20:06.670 --> 01:20:08.210
‫اونوقت تو نمیتونی بگی نه؟

01:20:10.865 --> 01:20:12.919
‫فقط یه ویژگی از
‫مارک اورلی بهم بگو

01:20:12.959 --> 01:20:15.111
‫.یه ویژگی که استخدامش به گروه ضروری باشه

01:20:15.870 --> 01:20:17.117
‫.چیه؟ یه روشنفکر سیاسیه

01:20:18.090 --> 01:20:19.909
‫.یه بمب‌گذار

01:20:30.809 --> 01:20:31.622
‫.گوش کن

01:20:37.744 --> 01:20:40.040
‫امشب همه گوسفندهای فاسد
‫.رو از جنبش حذف می‌کنیم

01:20:40.860 --> 01:20:43.460
‫من همه بخش ها رو می شناسم
‫.که چند هفته‌ای که به تنهايی کار می‌کنن

01:20:44.701 --> 01:20:46.188
‫.ما مجبور شديم که تعدادشون رو بيشتر کنيم

01:20:46.681 --> 01:20:50.405
‫خیلی‌های دیگه رو هم به خدمت گرفتیم
‫.فقط برادر تو نیست، افراد دیگه ایی هم هستند

01:20:51.571 --> 01:20:52.990
‫...  اگه فقط برای عکس بود

01:20:55.110 --> 01:20:56.983
‫.اون فقط نقش یه آدم اضافی رو بازی میکرد

01:21:00.546 --> 01:21:02.326
‫او در هیچ عملی یا کاری شرکت نمی کنه.

01:21:04.430 --> 01:21:05.692
‫.میتونی رو حرفم حساب کنی

01:21:10.805 --> 01:21:12.206
‫.اون همه چیز رو در مورد بردارم میدونه

01:21:12.373 --> 01:21:13.113
‫.نه

01:21:14.589 --> 01:21:15.549
‫واقعا منزجر کننده است.

01:21:16.283 --> 01:21:17.933
‫.در واقع، هرگز از شغلش راضی نبود

01:21:24.022 --> 01:21:26.022
‫.از اين کار خسته نشدی

01:21:28.022 --> 01:21:32.460
‫در آگوست 1993، FLNC کانال تاریخی
‫...در یک جلسه عمومی در کورته

01:21:32.461 --> 01:21:35.520
‫ بیانیه‌ای خوند که توش مسئولیت
‫ قتل یک جوون معترض

01:21:35.521 --> 01:21:37.705
‫.از گروه خودش رو به عهده گرفت

01:21:37.706 --> 01:21:40.661
‫به نام مفهومِ دفاع مشروع پیشگیرانه.

01:21:46.438 --> 01:21:48.778
‫این فرد توسط گروهی از

01:21:49.212 --> 01:21:52.458
‫دسیسه‌گران حیله‌گر و بی‌وجدان مأمور شده است

01:21:52.909 --> 01:21:56.469
‫ تا به عنوان مجری، تعدادی از مبارزان ما را

01:21:56.603 --> 01:21:59.710
‫از بین ببرد.

01:21:59.840 --> 01:22:02.580
‫آنتونیا، که از طرف روزنامه فرستاده
‫شده بود، از دست‌های بالا رفته و

01:22:02.581 --> 01:22:04.461
‫چهره‌های مشتاقی که با شادی
‫همراهی می‌کردند عکس گرفت.

01:22:05.000 --> 01:22:07.901
‫او فکر کرد که جالب میشه از کسی

01:22:07.902 --> 01:22:10.460
‫که وسط این شادی عمومی
‫دست نمی‌زنه عکس بگیره.

01:22:10.780 --> 01:22:12.212
‫اما به جز خبرنگارهایی که مثل

01:22:12.236 --> 01:22:15.280
‫خودش رویداد رو پوشش
‫می‌دادن، کسی رو پیدا نکرد.

01:22:16.320 --> 01:22:20.720
‫ادعای مسئولیت قتل رابرت سودس
‫رو میشه حداقل از

01:22:20.721 --> 01:22:23.140
‫دو جنبه مختلف داخلی
‫و خارجی تحلیل کرد.

01:22:23.480 --> 01:22:26.335
‫از نظر داخلی، بدون شک، قدمی در

01:22:26.336 --> 01:22:28.860
‫تاریخ جنبش‌های مخفی جزیره برداشته شد.

01:22:29.240 --> 01:22:32.740
‫البته، این اولین بار
‫نیست که قتلی اعلام میشه،

01:22:32.800 --> 01:22:38.184
‫اما این اولین باره که یک سازمان
‫اعتراف میکنه که کسی رو کشته.

01:22:38.240 --> 01:22:41.740
‫تمام تاریخ جنبش‌های
‫مخفی در سراسر دنیا پر از

01:22:41.741 --> 01:22:46.060
‫این جور ماجراهاست، اما معمول
‫نیست که کسی اعدام به خاطر

01:22:46.061 --> 01:22:50.900
‫اختلاف عقیده رو قبول کنه، حتی اگه
‫در چارچوب دفاع مشروعی باشه که

01:22:50.901 --> 01:22:55.240
‫به نظر میاد در این مورد
‫خیلی پیشگیرانه بوده،

01:22:55.241 --> 01:22:57.760
‫ که دقیقاً تعریف دفاع مشروع نیست.

01:23:10.700 --> 01:23:12.687
‫ من تعهدم رو انکار
‫ولی دیگه نمی‌فهمم.

01:23:16.128 --> 01:23:17.015
‫...ولی خب

01:23:18.555 --> 01:23:19.915
‫دیگه نمی‌فهمم.

01:23:21.319 --> 01:23:22.719
‫دیگه نمی‌فهمم
‫داریم چیکار می‌کنیم.

01:23:24.380 --> 01:23:25.736
‫حالا همدیگه رو می‌کشیم؟

01:23:30.023 --> 01:23:33.070
‫من نمی‌توانم با خودم کنار بیایم
‫که به دوستانم آسیبی برسانم.

01:23:33.930 --> 01:23:34.930
‫نمی‌تونم.

01:23:41.500 --> 01:23:42.500
‫سرت رو بالا بگیر رفیق.

01:23:48.540 --> 01:23:49.540
‫تو آزادی.

01:24:01.619 --> 01:24:03.006
‫همه‌تون حق دارید.

01:24:04.220 --> 01:24:05.220
‫حرف بزن.

01:24:06.400 --> 01:24:09.560
‫بعضی‌ها فراموش کردن که پشت رمانتیک
‫بودن، یه مبارزه‌ای هست که باید انجام بشه.

01:24:15.210 --> 01:24:19.090
‫تو یه مبارزه سیاسی از این
‫نوع، مسلماً انحراف هست،

01:24:19.091 --> 01:24:21.276
‫ اشتباه هست، و حتی خطا هم هست، بله.

01:24:29.246 --> 01:24:31.500
‫ببخشید، ولی این دوستته و
‫اینجوری باهاش حرف می‌زنی.

01:24:33.420 --> 01:24:35.420
‫دوست همه‌تون اینجاست
‫و هیچکس ازش حمایت نمی‌کنه.

01:24:37.020 --> 01:24:38.660
‫طوری رفتار می‌کنید
‫انگار غریبه‌ست.

01:24:39.560 --> 01:24:41.017
‫اینا دوستای دوران بچگی هستن.

01:24:45.670 --> 01:24:46.430
‫می‌دونید چیه؟

01:24:46.431 --> 01:24:48.950
‫شنیدن حرف‌هاتون هم حالم
‫رو بد می‌کنه هم خنده‌داره.

01:24:48.951 --> 01:24:50.591
‫من حتی نمی‌دونم اینجا
‫درباره چی حرف می‌زنیم.

01:24:50.830 --> 01:24:52.270
‫من نمی‌دونم درباره
‫چی حرف می‌زنیم.

01:24:54.150 --> 01:24:57.510
‫صبر کنید، فکر می‌کنید من اینجا می‌شینم،
‫به حرفاتون گوش میدم و هیچی نمیگم؟

01:25:01.320 --> 01:25:02.520
‫می‌خواد زندگیش رو بسازه.

01:25:03.020 --> 01:25:04.936
‫اون با من یه پروژه داره،
‫می‌خواد خانواده تشکیل بده.

01:25:04.960 --> 01:25:06.020
‫و شما؟

01:25:07.580 --> 01:25:08.940
‫اگه کشته بشه، چیکار می‌کنیم؟

01:25:09.460 --> 01:25:10.700
‫به این فکر کردید؟

01:25:11.022 --> 01:25:12.122
‫آره ژاویر، البته.

01:25:12.180 --> 01:25:13.340
‫اون نمی‌خواد کشته بشه.

01:25:14.480 --> 01:25:15.480
‫سؤال اینه.

01:25:16.720 --> 01:25:17.300
‫سؤال اینه.

01:25:17.340 --> 01:25:18.820
‫و در نهایت برای تو هم سؤال اینه.

01:25:18.940 --> 01:25:22.600
‫این جوونی که ازش حرف می‌زنیم
‫و کشته شد، مگه هم‌سن شما نبود؟

01:25:23.746 --> 01:25:25.426
‫مگه ایمان نداشت؟ مگه زن نداشت؟
‫مگه بچه نداشت؟

01:25:25.900 --> 01:25:26.920
‫به اونا فکر کردید؟

01:25:27.320 --> 01:25:28.440
‫نه، شما اصلاً به این فکر نمی‌کنید.

01:25:29.500 --> 01:25:30.500
‫نه.

01:25:31.200 --> 01:25:33.116
‫خودتون رو تبرئه میکنید و به خودتون میگید.

01:25:33.140 --> 01:25:35.120
‫آها، اون می‌دونست
‫داره کجا پاشو میذاره، آره؟

01:25:35.210 --> 01:25:37.577
‫-خانواده‌تون رو تشکیل بدید، برنامه‌تون رو پیش ببرید.
‫-ما این کار رو می‌کنیم.

01:25:37.620 --> 01:25:38.020
‫خب انجامش بدید.

01:25:38.060 --> 01:25:40.120
‫ولی ما در این بین می‌دونیم که

01:25:40.121 --> 01:25:42.481
‫از حالا به بعد دو تا
‫مبارزه با هم قاطی میشن.

01:25:42.680 --> 01:25:44.000
‫نشونه‌های یه جنگ وجود داره.

01:25:44.540 --> 01:25:47.301
‫نمی‌تونیم کنترل جنبش
‫رو دست بعضی‌ها بسپریم.

01:25:47.400 --> 01:25:49.440
‫اصلاً می‌فهمی داری چی میگی؟

01:25:49.920 --> 01:25:51.320
‫یعنی همه در این مورد می‌دونن؟

01:25:53.140 --> 01:25:54.180
‫خب ما چیکار کنیم؟

01:25:55.120 --> 01:25:56.520
‫ما چیکار کنیم، زندگی ما چی میشه؟

01:25:56.980 --> 01:25:59.620
‫عزاداری کنیم، تحمل
‫کنیم، بشینیم و قهوه درست کنیم؟

01:26:00.360 --> 01:26:01.920
‫تنهایی بچه‌های شما رو بزرگ کنیم؟

01:26:02.640 --> 01:26:03.640
‫همینه؟

01:26:04.200 --> 01:26:06.040
‫فکر می‌کنید این
‫چیزیه که من می‌خوام؟

01:26:09.090 --> 01:26:10.690
‫ژاویر، اون فقط به شما تعهد نداشت.

01:26:11.110 --> 01:26:12.526
‫اون به من هم تعهد داشت.

01:26:12.550 --> 01:26:14.630
‫مگه من گفتم که اون به تو تعهد نداشت؟

01:26:15.070 --> 01:26:16.070
‫من همچین حرفی زدم؟

01:26:17.470 --> 01:26:18.470
‫ژوایر، من بهت گفتم.

01:26:18.790 --> 01:26:20.306
‫بهتره که بری، حق با توئه.

01:26:20.330 --> 01:26:22.466
‫اگه حس می‌کنی نمی‌تونی
‫بمونی، بهتره که الان بری.

01:26:22.490 --> 01:26:23.490
‫اینو من بهت میگم.

01:26:23.670 --> 01:26:24.726
‫ولی مسئله این نیست.

01:26:24.750 --> 01:26:26.892
‫مسئله اینه که امروز

01:26:26.893 --> 01:26:29.371
‫افرادی هستن که قصد
‫دارن به جنبش بپیوندن.

01:26:30.130 --> 01:26:31.910
‫منطقیه که این افراد رو کنار بذاریم.

01:26:34.290 --> 01:26:37.055
‫اگه می‌خواید درباره
‫روزهای کورته حرف بزنید

01:26:37.602 --> 01:26:38.650
‫کورته به ما ربطی نداره.

01:26:38.810 --> 01:26:39.870
‫گفتم، باز هم میگم.

01:26:40.330 --> 01:26:42.490
‫این مربوط به کانال تاریخی و توافقه.

01:26:43.450 --> 01:26:46.090
‫ما نباید خودمون رو برای
‫اشتباهات دیگران سرزنش کنیم.

01:26:56.690 --> 01:26:58.750
‫بدترین چیز اینه که اگه جای
‫اونا بودید شما هم دست می‌زدید.

01:26:58.751 --> 01:27:00.391
‫همه‌تون همینجوری
‫واکنش نشون میدید.

01:27:18.600 --> 01:27:19.880
‫به خاطر یوگسلاویه.

01:27:20.620 --> 01:27:21.620
‫چه ربطی داره؟

01:27:22.600 --> 01:27:24.440
‫یوگسلاوی، جنگ، تروما، بی‌بچگی.

01:27:25.640 --> 01:27:28.187
‫من می‌تونم نخوام بچه داشته باشم

01:27:28.188 --> 01:27:30.961
‫بدون اینکه به خاطر یه بیماری یا تروما باشه.

01:27:33.140 --> 01:27:34.140
‫نمی‌فهمم.

01:27:36.740 --> 01:27:39.460
‫حتی با فکر کردن زیاد هم هیچ
‫دلیلی برای بچه‌دار شدن پیدا نمی‌کنم.

01:27:41.360 --> 01:27:43.720
‫و من نیومدم اینجا که
‫درباره این با تو حرف بزنم.

01:27:44.700 --> 01:27:46.380
‫فقط می‌خواستم در جریان باشی، همین.

01:27:47.920 --> 01:27:49.160
‫من مجبورت نکردم این کار رو بکنی.

01:28:03.420 --> 01:28:05.900
‫تو نمی‌خوای بچه داشته باشی یا
‫نمی‌خوای با من بچه داشته باشی؟

01:28:07.820 --> 01:28:08.900
‫من به این سؤال فکر نمی‌کنم.

01:28:11.160 --> 01:28:12.160
‫حیفه.

01:28:14.060 --> 01:28:15.060
‫احتمالاً.

01:28:25.190 --> 01:28:27.070
‫اصلا به این فکر نمی کنی که
‫چه فرصت خوبی میتونه باشه!

01:28:29.110 --> 01:28:30.110
‫نه، قبول دارم.

01:28:34.040 --> 01:28:36.920
‫خب ببین، فکر می‌کنم بهتره
‫یه مدت همدیگه رو نبینیم.

01:29:26.810 --> 01:29:27.810
‫آماده شید.

01:29:29.750 --> 01:29:30.750
‫مسلح شید.

01:29:32.255 --> 01:29:33.189
‫!آتش

01:29:53.830 --> 01:29:55.286
‫می‌دونم، می‌دونم
‫چی می‌خواید بگید.

01:29:55.310 --> 01:29:56.866
‫باید بهتون خبر می‌دادیم، ببخشید.

01:29:56.890 --> 01:29:57.230
‫چرا؟

01:29:57.231 --> 01:29:58.523
‫اگه بهم خبر می‌دادید، فکر می‌کنی

01:29:58.524 --> 01:30:00.430
‫اجازه می‌دادم این نمایش
‫رو جلوی کلیسا راه بندازید؟

01:30:00.431 --> 01:30:02.511
‫اولاً خیلی بی‌احترامیه
‫که بگید نمایش.

01:30:02.630 --> 01:30:04.546
‫ما داریم یه مبارز رو به خاک
‫می‌سپریم، وظیفه‌مونه که احترام بذاریم.

01:30:04.570 --> 01:30:07.366
‫باید گریه کنید، باید از
‫غم و شرم گریه کنید.

01:30:07.390 --> 01:30:08.230
‫این کاریه که باید بکنید.

01:30:08.310 --> 01:30:08.830
‫همینطوریه، پدر.

01:30:08.970 --> 01:30:10.770
‫ما داریم برادری رو دفن
‫می‌کنیم که تو نبرد کشته شده.

01:30:10.910 --> 01:30:11.570
‫نبرد چی؟

01:30:11.571 --> 01:30:13.346
‫نکنه ارتش فرانسه اونو کشته؟

01:30:13.370 --> 01:30:13.950
‫آره؟

01:30:13.951 --> 01:30:14.951
‫بله.

01:30:15.250 --> 01:30:16.030
‫چی می‌خواید؟

01:30:16.031 --> 01:30:16.530
‫می‌خواید اینجا

01:30:16.531 --> 01:30:17.670
‫جلوی کلیسا منو تهدید کنید؟

01:30:17.671 --> 01:30:18.250
‫همینه؟

01:30:18.251 --> 01:30:21.131
‫به نظر میاد خیلی تو نقشی
‫که بهتون دادن فرو رفتید.

01:31:17.340 --> 01:31:18.340
‫سیمون.

01:31:29.020 --> 01:31:30.020
‫خوبی؟

01:31:51.710 --> 01:31:53.110
‫وقتی آوردنت
‫اینجا، من اونجا بودم.

01:31:55.970 --> 01:31:58.630
‫افتادی، سعی کردم
‫حرف بزنم، داشتی گریه می‌کردی.

01:32:03.080 --> 01:32:04.080
‫به خاطر بیهوشیه.

01:32:06.360 --> 01:32:07.480
‫خواب‌های بد دیدم.

01:32:25.750 --> 01:32:27.230
‫فکر می‌کنم تو دست نمی‌زدی.

01:32:37.540 --> 01:32:40.540
‫این بی‌شک بزرگترین تعریفی
‫بود که تا حالا ازم کرده بود.

01:32:41.080 --> 01:32:42.180
‫شاید حتی تنها تعریفش.

01:32:43.920 --> 01:32:45.760
‫حداقل تنها تعریفیه که یادم میاد.

01:32:59.440 --> 01:33:01.828
‫همه‌شون فقط می‌خوان همدیگه رو بکشن.

01:33:02.160 --> 01:33:03.863
‫من نمی‌تونم کاری براش بکنم.

01:33:05.926 --> 01:33:07.122
‫این حرف رو نزنید.

01:33:08.706 --> 01:33:10.058
‫این کاریه که باید بکنم.

01:33:10.120 --> 01:33:12.140
‫یکی یکی دفنشون کنم، همینه؟

01:33:12.141 --> 01:33:13.141
‫بله.

01:33:14.240 --> 01:33:18.480
‫باید دوستشون داشته باشم و همدردی
‫.کنم، ولی از توانم خارجه

01:33:19.360 --> 01:33:22.460
‫باید با وجود تاریکی روحشون
‫و با وجود ضعف‌هاشون...

01:33:24.160 --> 01:33:25.460
‫دوستشون داشت.

01:33:26.800 --> 01:33:27.800
‫دیگه نمی‌تونم.

01:33:29.613 --> 01:33:31.323
‫همه ما روزهای سختی رو میگذرونیم.

01:33:32.340 --> 01:33:35.280
‫شاید برای شما به خاطر رابطه نزدیک و قدیمی
‫که با همشهری‌هاتون دارید، سخت‌تر هم باشه.

01:33:35.281 --> 01:33:37.601
‫و دقیقاً به همین دلیل
‫که این لحظات سخته.

01:33:38.720 --> 01:33:42.500
‫ما باید حضور داشته باشیم و

01:33:42.501 --> 01:33:45.980
‫کلام خدا رو که پیام
‫صلحه منتقل کنیم.

01:33:46.680 --> 01:33:47.680
‫میدونم.

01:33:49.740 --> 01:33:52.460
‫شما از اون دسته آدم‌هایی
‫هستید که همدستانه تسلیم نمیشن.

01:33:54.200 --> 01:33:55.200
‫باید مقاومت کنید.

01:34:08.780 --> 01:34:10.080
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

01:34:11.420 --> 01:34:12.420
‫صدای ژان-ژو رو می‌شنوم.

01:34:13.040 --> 01:34:15.000
‫اینجاست؟

01:34:16.520 --> 01:34:17.520
‫با پاسکاله.

01:34:22.540 --> 01:34:23.660
‫مطمئنی حالت خوبه؟

01:34:25.600 --> 01:34:26.600
‫نه اصلاً.

01:34:58.630 --> 01:35:00.253
‫مرگ تو صورتش پیداست.

01:35:18.400 --> 01:35:21.320
‫این به خاطر نقاب‌ها، اسلحه‌ها
‫و اسطوره‌های مزخرفتونه.

01:35:22.540 --> 01:35:24.420
‫حالا این کشور داره
‫قاتل‌ها رو می‌پرسته.

01:35:27.860 --> 01:35:28.940
‫همیشه همینطور بوده.

01:35:30.640 --> 01:35:32.280
‫به خاطر شما بدتر هم شده.

01:35:33.380 --> 01:35:35.655
‫شما ما رو آلوده می‌کنید،
‫همه ما رو فاسد می‌کنید.

01:35:37.560 --> 01:35:39.162
‫الان باید خوشحال باشید که بالاخره

01:35:39.163 --> 01:35:41.495
‫فرصت کشتن و مردن
‫مثل مردها رو پیدا کردید.

01:35:42.880 --> 01:35:45.057
‫چون برای شما مرد بودن همینه، مگه نه؟

01:35:54.160 --> 01:35:56.000
‫دوست داری چطوری
‫تو رو به یاد بیارن؟

01:35:59.250 --> 01:36:01.710
‫دوست داری درباره‌ت چی بگن؟

01:36:04.130 --> 01:36:05.130
‫مهم نیست.

01:36:05.490 --> 01:36:06.490
‫چرا، مهمه.

01:36:14.330 --> 01:36:15.930
‫دوست دارم بگن که راست و درست بودم.

01:36:19.180 --> 01:36:20.180
‫که خیانتکار نبودم.

01:36:27.206 --> 01:36:28.206
‫نمی‌خوام بکشنت.

01:36:59.650 --> 01:37:02.650
‫ولی در نهایت، پاسکال رو
‫تقریباً جلوی چشماش کشتن.

01:37:08.860 --> 01:37:12.760
‫در ژوئن ۱۹۹۹، دو سال از استعفاش می‌گذشت.

01:37:15.000 --> 01:37:17.827
‫اون روز قرار بود ساعت ۵

01:37:17.828 --> 01:37:19.921
‫تو رستورانش که داشت محموله
‫رو تحویل می‌گرفت ببینتش.

01:37:20.880 --> 01:37:24.160
‫داشت به سمت رستوران
‫می‌رفت که صدای شلیک‌هایی شنید

01:37:24.161 --> 01:37:26.439
‫که اونقدر براش
‫آشنا بود که نیازی نبود

01:37:26.440 --> 01:37:28.980
‫زیاد درباره ماهیتشون فکر کنه.

01:37:29.700 --> 01:37:30.980
‫شروع به دویدن کرد.

01:37:31.220 --> 01:37:33.580
‫و موقع دویدن، از قبل می‌دونست.

01:37:34.960 --> 01:37:37.400
‫کمتر از دو دقیقه بعد
‫وارد رستوران شد.

01:37:38.240 --> 01:37:41.700
‫سالن پر از جعبه‌های غذا بود و روی پیشخوان

01:37:41.701 --> 01:37:44.181
‫یه دفتر حساب باز بود که صفحه‌هاش خونی شده بود.

01:37:46.120 --> 01:37:49.005
‫دست راستش تکون
‫می‌خورد، انگار سعی می‌کرد

01:37:49.006 --> 01:37:51.261
‫از زمین تکیه بگیره و
‫پاهاش کمی می‌لرزید.

01:37:52.020 --> 01:37:53.820
‫آنتونیا هنوز فکر می‌کرد نمرده.

01:37:54.140 --> 01:37:55.858
‫و وقتی سرش رو بالا
‫آورد روی پیشخوان

01:37:55.859 --> 01:37:58.621
‫لکه‌های سفید مغز
‫رو دید که می‌درخشید.

01:39:11.026 --> 01:39:13.260
‫.روز خوبی داشته باشید

01:39:13.304 --> 01:39:14.157
‫.خداحافظ

01:39:44.660 --> 01:39:45.300
‫حالت خوبه؟

01:39:45.301 --> 01:39:46.320
‫چطوری؟

01:39:46.321 --> 01:39:47.321
‫خوب.

01:39:47.660 --> 01:39:48.020
‫عالی.

01:39:48.200 --> 01:39:48.620
‫خوشحالم می‌بینمت.

01:39:48.760 --> 01:39:49.460
‫منم همینطور، واقعاً.

01:39:49.740 --> 01:39:51.660
‫هنوز داری رو عروسی‌های
‫کالوی امشب کار می‌کنی؟

01:39:51.661 --> 01:39:52.781
‫آره، بعدازظهر میرم.

01:39:52.840 --> 01:39:53.980
‫دوست دارم ببینمت.

01:39:55.060 --> 01:39:56.060
‫ملکه کوچولوم رو می‌بینی؟

01:39:56.107 --> 01:39:57.107
‫اوه، سلام.

01:39:57.360 --> 01:39:58.360
‫چقدر بزرگ شده.

01:39:59.300 --> 01:39:59.940
‫باورنکردنیه.

01:40:00.220 --> 01:40:01.100
‫سلام می‌کنی؟

01:40:01.101 --> 01:40:02.101
‫سلام.

01:40:02.480 --> 01:40:03.200
‫سلام عزیزم.

01:40:03.440 --> 01:40:04.220
‫حالت چطوره؟

01:40:04.221 --> 01:40:05.200
‫تو چطوری؟

01:40:05.201 --> 01:40:06.201
‫خوبم، خوبم.

01:40:06.300 --> 01:40:07.300
‫یه کم راحتم بذار.

01:40:08.020 --> 01:40:09.380
‫شاید منو نمی‌شناسه.

01:40:09.400 --> 01:40:10.440
‫و خسته هم هست.

01:40:10.680 --> 01:40:11.900
‫تو شهر غذا خوردید؟

01:40:11.901 --> 01:40:12.901
‫آره.

01:40:18.800 --> 01:40:20.331
‫-سلام.
‫-سلام.

01:40:20.540 --> 01:40:22.620
‫ببخشید، می‌تونیم چند
‫دقیقه مزاحمتون بشیم؟

01:40:22.621 --> 01:40:24.320
‫بله، بفرمایید، بیاید.

01:40:27.620 --> 01:40:29.120
‫چی شده؟

01:40:29.800 --> 01:40:34.420
‫می‌خواستیم چند تا سؤال
‫ازتون بپرسیم تا بهتر بفهمیم.

01:40:36.420 --> 01:40:36.960
‫چرا؟

01:40:36.961 --> 01:40:38.051
‫چی رو می‌خواید بفهمید؟

01:40:38.093 --> 01:40:39.612
‫بحث دفعه قبل رو؟

01:40:40.060 --> 01:40:41.740
‫ما خوب متوجه نشدیم.

01:40:41.920 --> 01:40:45.020
‫می‌خوایم بیشتر بدونیم.

01:40:45.800 --> 01:40:47.716
‫ببینید، اگه می‌خواید می‌تونیم
‫جلسه بعد صحبت کنیم.

01:40:50.220 --> 01:40:53.840
‫بعد، من فکر می‌کنم زندگی
‫خیلی ارزشمندتر از هر هدفیه.

01:40:56.020 --> 01:40:58.500
‫شما مثلاً چی فکر می‌کنید؟

01:41:00.850 --> 01:41:04.470
‫حتماً دلیلی داره، اونا
‫اینطوری تربیت نشدن.

01:41:07.095 --> 01:41:08.550
‫اونا فرد رو هدف گرفتن؟

01:41:09.435 --> 01:41:10.830
‫یا نماد رو هدف گرفتن...

01:41:14.323 --> 01:41:16.263
‫ممکنه نماد رو هدف گرفته باشن.

01:41:17.210 --> 01:41:22.129
‫اما بازم، هیچی عزای خانواده‌ها

01:41:22.130 --> 01:41:24.771
‫و پیامدهای دردناک برای
‫بازماندگان رو توجیه نمی‌کنه.

01:41:24.910 --> 01:41:26.710
‫هیچی مرگ یه انسان رو توجیه نمی‌کنه.

01:41:28.570 --> 01:41:33.650
‫پس تو سیاست، فکر می‌کنید
‫رادیکال بودن فایده‌ای نداره؟

01:41:35.810 --> 01:41:39.590
‫فکر می‌کنم راه‌های خیلی
‫مؤثرتری برای پیشبرد امور هست.

01:41:41.290 --> 01:41:43.355
‫اگه می‌خواید درسی درباره تاریخ ملی‌گرایی

01:41:43.356 --> 01:41:45.471
‫شاید جالب باشه،
‫ولی یه کم کلی میشه.

01:41:45.530 --> 01:41:50.101
‫آره، شاید جالب باشه،
‫ولی یه کم زیادی مبهمه.

01:41:50.550 --> 01:41:53.350
‫ما برای درس اینجا نیومدیم، در
‫واقع میخوایم از شما سؤال بپرسیم.

01:41:53.670 --> 01:41:56.390
‫خب، من کنجکاوم بدونم
‫سیستم چطور کار میکنه...

01:41:56.391 --> 01:41:59.730
‫FLNC و اینکه در
‫واقعیت چطور عمل میکنه.

01:41:59.950 --> 01:42:00.950
‫همین.

01:42:02.930 --> 01:42:05.710
‫کی به شما گفته من میتونم
‫به این سؤال جواب بدم؟

01:42:11.760 --> 01:42:15.000
‫این یه سازمان مخفیه، قبول دارید؟

01:42:15.001 --> 01:42:16.260
‫شما قبلاً بیرون رفتید.

01:42:16.680 --> 01:42:18.900
‫وقتی مخفیه، چطوری میشه واردش شد؟

01:42:19.780 --> 01:42:22.820
‫من روش ورود به یک
‫سازمان مخفی رو نمیدونم.

01:42:24.500 --> 01:42:28.280
‫پس آیا شما کسایی رو
‫میشناسید که تو جبهه هستن؟

01:42:29.240 --> 01:42:32.700
‫مثل همه کُرسی‌ها، حتماً آدم‌هایی
‫رو میشناسیم که مبارز بودن.

01:42:34.760 --> 01:42:37.980
‫بعدش، فکر میکنم برای
‫شما خیلی جالب‌تر باشه

01:42:37.981 --> 01:42:41.660
‫که بحث رو به سمت اینکه چرا این
‫سازمان مخفی به وجود اومد، ببریم.

01:42:42.580 --> 01:42:46.541
‫دلایل و خواسته‌های
‫یه بخشی از مردم چیه؟

01:42:46.860 --> 01:42:49.180
‫مثلاً برای شما،
‫ملی‌گرایی یعنی چی؟

01:42:51.240 --> 01:42:55.325
‫نمیدونم، ملی‌گرایی لزوماً

01:42:55.326 --> 01:42:58.380
‫به معنی مبارز بودن یا در جبهه بودن نیست.

01:42:58.860 --> 01:43:02.880
‫بیشتر به معنی دوست داشتن
‫سرزمینت و محافظت ازشه، فکر میکنم.

01:43:04.037 --> 01:43:04.848
‫خوبه،

01:43:05.387 --> 01:43:07.500
‫ این میتونه یه تعریف خوب باشه.

01:43:08.320 --> 01:43:09.660
‫ولی بعدش؟

01:43:12.080 --> 01:43:13.820
‫این یه اعتقاده.

01:43:16.200 --> 01:43:19.140
‫چند لحظه پیش، شما درباره کسایی که
‫عزیزانشون رو از دست دادن صحبت کردید.

01:43:19.800 --> 01:43:22.040
‫شما تو این ماجرا
‫عزیزی رو از دست دادید؟

01:43:48.000 --> 01:43:56.000
<font color="#8000ff">ارائه‌شده توسط سینما دریمینگ</font>
‫<font color="#ffff00">@CinemDreaming</font>

01:44:29.330 --> 01:44:32.870
‫اگه میتونست دوباره بعضی از عکس‌هاش
‫رو ببینه، شاید با وجود نقص‌های فنی

01:44:32.871 --> 01:44:34.711
‫بازم راضی میشد.

01:44:36.530 --> 01:44:39.950
‫شاید فکر میکرد که
‫بالاخره تونسته به سادگی

01:44:39.951 --> 01:44:42.889
‫عکس‌هایی که تو بچگی
‫خیلی دوستشون داشت برسه.

01:44:45.210 --> 01:44:49.430
‫عکس‌های خانوادگی، پولاروید‌ها،
‫عکس‌های پرسنلی که تو پاکت‌های

01:44:49.431 --> 01:44:53.090
‫زرد شده نگهداری میشن یا روی
‫سنگ قبر چسبونده شدن، همه اینا،

01:44:53.091 --> 01:44:55.331
‫با معصومیت بی‌رحمانه‌شون،
‫یه چیز رو میگن.

01:44:56.770 --> 01:45:00.190
‫آدم‌هایی زندگی کردن،
‫ولی حالا مرگ اومده.

01:45:01.090 --> 01:45:03.995
‫در واقع، مرگ قبلاً اومده، درست

01:45:03.996 --> 01:45:06.371
‫همون لحظه‌ای که یه دست
‫ناشناس دکمه شاتر رو فشار میده.

01:45:08.030 --> 01:45:10.910
‫آنتونی میتونست فکر کنه که همه
‫این عکس‌هایی که از گرفتنشون

01:45:10.911 --> 01:45:15.150
‫خجالت میکشید، بازیگرهای
‫پتانک، کمیته‌های جشن‌ها، انتخابات

01:45:15.151 --> 01:45:18.570
‫دوشیزه‌ها یا جوون‌هایی که با
‫نقاب تو جنگل، تفنگ به دست،

01:45:18.630 --> 01:45:23.611
‫زیر پرچم‌های جمجمه‌دار ژست
‫گرفتن، در اصل، اونا هم همین رو میگن.

01:45:24.290 --> 01:45:29.290
‫با همون معصومیت، و
‫البته، همون بی‌رحمی.

01:45:30.748 --> 01:45:36.527
‫مترجم: اشکان هیدی

01:45:38.995 --> 01:45:41.180
‫:به یاد
‫فرانسین دوران فولاچی

01:45:41.339 --> 01:45:43.733
‫:به یاد
‫اِستفان لِکا

01:45:43.793 --> 01:45:47.039
‫:به یاد
‫ژان-پیِر بالِستری

01:45:48.155 --> 01:45:51.318
[به تصویر خودش]

01:45:52.562 --> 01:45:54.814
‫:فیلمی از
‫تیِری دُ پِرِتی

01:45:55.892 --> 01:45:58.368
‫:سناریو
‫تیری دُ پِرِرتی و ژان اَپتکمان

01:45:59.155 --> 01:46:03.255
‫:اقتباس از رُمان " به تصویر خودش " از
‫ژروم فِراری
‫(تصاویر) ترجمه:  «بهمن یغمایی» و «ستاره یغمایی» - انتشارات نگاه

01:46:03.649 --> 01:46:13.316
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]
