﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:45,000


2
00:00:45,024 --> 00:01:30,024


3
00:01:30,048 --> 00:01:45,248
‫مترجم : تالاپاتی
‫بازبینی : نوید مرادی

4
00:01:45,572 --> 00:01:55,772
ناین مووی دانلود فیلم و سریال زیرنویس چسبیده بدون سانسور

@nine9movie

5
00:01:55,796 --> 00:02:14,796
‫مترجم : تالاپاتی
‫بازبینی : نوید مرادی

6
00:02:15,072 --> 00:03:00,072
ناین مووی دانلود فیلم و سریال زیرنویس چسبیده بدون سانسور

@nine9movie

7
00:03:00,096 --> 00:04:10,096
ناین مووی دانلود فیلم و سریال زیرنویس چسبیده بدون سانسور

@nine9movie

8
00:04:10,500 --> 00:04:11,750
‫سلام عمو.

9
00:04:13,541 --> 00:04:15,541
‫چرا گریه می‌کنی؟

10
00:04:15,541 --> 00:04:17,500
‫افتادی زمین، آسیب دیدی؟

11
00:04:17,541 --> 00:04:19,750
‫آبجی دیویا امروز نیومد پیشت؟

12
00:04:31,125 --> 00:04:33,625
‫چند ماه قبل

13
00:04:37,500 --> 00:04:40,708
‫دیگه نمیتونم کنترلش کنم.

14
00:04:40,708 --> 00:04:43,416
‫جیوتی، دست از غذا خوردن بردار و لطفا بگیرش.

15
00:04:43,458 --> 00:04:45,208
‫همه منتظرن.

16
00:04:48,791 --> 00:04:50,083
‫بیا پایین.

17
00:04:50,083 --> 00:04:52,541
‫کمکم کن خدا

18
00:04:54,291 --> 00:04:56,958
‫با پولی که به عنوان اجاره با هر وصلت دادیم،

19
00:04:56,958 --> 00:04:59,333
‫اون واسه خودش ماشین خرید.

20
00:04:59,375 --> 00:05:02,166
‫بیخیال دیگه آقا. دو قسط آخر مونده.

21
00:05:02,166 --> 00:05:04,041
‫تازه این ماشین دست دومه.

22
00:05:04,083 --> 00:05:05,625
‫چرا اینقدر ادم بداخلاقی هستی؟

23
00:05:05,625 --> 00:05:08,666
‫با پولی که اجاره میده، بهتر بود یه نو میخریدی.

24
00:05:08,666 --> 00:05:10,166
‫چرا اینقدر ناراحتی آقا؟

25
00:05:10,208 --> 00:05:12,083
‫این وصلت جور میشه، نگران نباش.

26
00:05:12,125 --> 00:05:14,125
‫-بریم بابا. -برکت بده آقا.

27
00:05:14,166 --> 00:05:17,458
‫لطفا کاری کن که این وصلت ها بهم بخوره تا دو قسط بعدی رو بدم.

28
00:05:18,166 --> 00:05:20,333
‫حالا با عکس ها اذیتمون میکنه.

29
00:05:21,708 --> 00:05:22,833
‫لعنتی!

30
00:05:26,458 --> 00:05:27,291
‫هی!

31
00:05:27,708 --> 00:05:29,500
‫این پانزدهمین وصلته.

32
00:05:29,500 --> 00:05:31,250
‫سعی کن این دفعه حداقل از دختره خوشت بیاد.

33
00:05:31,291 --> 00:05:34,041
‫هی! پیرهنم چروک میشه.

34
00:05:34,250 --> 00:05:37,416
‫بابا، تو که همیشه همینو میگی.

35
00:05:47,458 --> 00:05:48,375
‫خب، حالا چی؟

36
00:05:49,166 --> 00:05:50,083
‫بریم؟

37
00:05:53,958 --> 00:05:55,583
‫عجب بخت نحسی!

38
00:06:11,791 --> 00:06:13,625
‫چرا همه اینجوری نگام میکنن؟

39
00:06:14,125 --> 00:06:16,083
‫مگه من نایانتارا رو رد کردم؟

40
00:06:16,208 --> 00:06:18,166
‫این دختریه که شما بهم نشون دادین.

41
00:06:18,625 --> 00:06:20,208
‫و اینم دختریه که من دیدم.

42
00:06:25,083 --> 00:06:27,833
‫میخواید با فتوشاپ زندگی منو خراب کنید؟

43
00:06:28,750 --> 00:06:30,208
‫نمیتونید منو گول بزنید، باشه؟

44
00:06:31,041 --> 00:06:34,250
‫-گویند، بریم! -باشه آقا.

45
00:06:41,541 --> 00:06:44,333
‫بگیرش، مراقب باش.

46
00:06:47,583 --> 00:06:49,375
‫عکس های خوب بگیر.

47
00:06:49,375 --> 00:06:51,416
‫-زود باش. -صبر کن.

48
00:06:52,541 --> 00:06:53,875
‫یه ذره به سمت راستت حرکت کن.

49
00:06:55,625 --> 00:06:59,750
‫هی، اون رو یه لحظه نگه دار و بیا خدا رو عبادت کن.

50
00:06:59,791 --> 00:07:01,000
‫شاید شما رو به راه بیاره.

51
00:07:02,416 --> 00:07:04,541
‫-چرا داد میزنی آقا؟ -برو کنار!

52
00:07:04,541 --> 00:07:05,583
‫خیلی خطرناکی.

53
00:07:05,583 --> 00:07:07,750
‫راننده حتما قبل از عروسی پسرم ماشین رو میخره.

54
00:07:07,791 --> 00:07:10,208
‫[دعا کردن]

55
00:07:10,208 --> 00:07:14,125
‫ای الهه، لطفا پسرم نارایانا ردی رو زودتر عروس کن.

56
00:07:14,166 --> 00:07:16,833
‫من 101 تا نارگیل به نذرت در معبدت میشکنم.

57
00:07:27,041 --> 00:07:30,250
‫آرون، این الهه خیلی قدرتمنده.

58
00:07:30,291 --> 00:07:35,291
‫دختر همسایمون ساروجا هم شانس ازدواج نداشت.

59
00:07:35,291 --> 00:07:36,916
‫اونا این الهه رو زیارت کردن.

60
00:07:36,958 --> 00:07:38,583
‫بلافاصله بعدش ازدواج کرد.

61
00:07:38,708 --> 00:07:39,750
‫هی!

62
00:07:41,333 --> 00:07:42,625
‫هی، آرون!

63
00:07:48,541 --> 00:07:50,041
‫باورم نمیشه شماها!

64
00:07:50,250 --> 00:07:52,750
‫وقتتون رو با حرف های بیخود هدر میدین.

65
00:07:52,750 --> 00:07:53,875
‫خجالت نمیکشین؟

66
00:07:53,916 --> 00:07:55,333
‫من از دست شماها خیلی خسته شدم.

67
00:07:55,375 --> 00:07:58,625
‫حتی یه پلوپز بعد از 3 تا سوت فشارو حس میکنه.

68
00:07:58,666 --> 00:08:00,708
‫تو 30 سالته و هنوز انگار نه انگار.

69
00:08:00,750 --> 00:08:04,708
‫میخوام برای یه بار هم که شده، نگران زندگیت بشی.

70
00:08:04,750 --> 00:08:07,125
‫آرون، چرا اینجا داری جنجال درست میکنی؟

71
00:08:07,166 --> 00:08:08,666
‫بریم خونه اینا رو بحث کنیم.

72
00:08:08,708 --> 00:08:10,666
‫تو درد منو نمیفهمی خواهر.

73
00:08:10,750 --> 00:08:12,875
‫اون هنوز فکر میکنه یه جوون پر شوره.

74
00:08:12,916 --> 00:08:14,416
‫یکی سنشو بهش یادآوری کنه.

75
00:08:14,416 --> 00:08:16,208
‫ازش بپرسین کی میخواد ازدواج کنه.

76
00:08:16,208 --> 00:08:18,250
‫هی! آروم باش، باشه؟

77
00:08:18,291 --> 00:08:20,000
‫از وقتی رفتیم اون خواستگاری، داری غر میزنی.

78
00:08:20,000 --> 00:08:21,041
‫چقدر اعصاب خورد کن شدی!

79
00:08:21,125 --> 00:08:22,583
‫چرا اینقدر به ازدواج من اهمیت میدی؟

80
00:08:22,583 --> 00:08:24,083
‫آخه کی دیگه اهمیت میده؟

81
00:08:24,125 --> 00:08:26,166
‫ما این همه دختر دیدیم. هیچ کدوم رو دوست نداشتی؟

82
00:08:26,166 --> 00:08:27,375
‫نه، نداشتم.

83
00:08:27,416 --> 00:08:30,083
‫-بگو ببینیم چه جور دختری دوست داری. -اگر از کسی خوشم اومد، بهتون میگم.

84
00:08:30,416 --> 00:08:33,541
‫مامان، ببین چقدر مغروره!

85
00:08:34,000 --> 00:08:36,166
‫دلم واسش میسوزه پسرم.

86
00:08:36,208 --> 00:08:37,875
‫چرا بهش سخت میگیری؟

87
00:08:37,916 --> 00:08:39,541
‫چرا طرف اونو میگیری مامان؟

88
00:08:39,833 --> 00:08:42,250
‫آخه نمیشه که با هر کی از راه رسید ازدواج کنم.

89
00:08:42,291 --> 00:08:44,916
‫اگه همه مثل تو فکر میکردن، هیچکی ازدواج نمیکرد.

90
00:08:44,958 --> 00:08:47,166
‫تو دیگه 30 سالت شده، چطوری هنوز عاشق کسی نشدی؟

91
00:08:47,166 --> 00:08:50,083
‫عشق، سن و ازدواج چه ربطی به هم دارن؟

92
00:08:50,083 --> 00:08:51,708
‫عشق که ربطی به سن نداره.

93
00:08:51,750 --> 00:08:53,166
‫ولی ازدواج چرا، خیلی ربط داره.

94
00:08:53,208 --> 00:08:55,375
‫اون ازدواج نکنه، منم دیگه ازدواج نمیکنم.

95
00:08:55,416 --> 00:08:58,875
‫مامان، زود واسش زن بگیر. خیلی بی قراره.

96
00:09:00,250 --> 00:09:02,291
‫مگه من جلوی ازدواج کردن تو رو گرفتم؟

97
00:09:02,291 --> 00:09:04,583
‫اگه شماها مشکلی ندارین، من مشکلی با ازدواج کردن ندارم.

98
00:09:04,583 --> 00:09:07,041
‫چی داری میگی تو؟ عقلت سر جاشه؟

99
00:09:07,208 --> 00:09:11,000
‫مردم چی میگن اگه پسر کوچیکه اول ازدواج کنه؟

100
00:09:11,625 --> 00:09:14,833
‫فکر میکنن پسر بزرگه یه ایرادی داره.

101
00:09:14,833 --> 00:09:16,666
‫اونوقت دیگه اصلا نمیتونه ازدواج کنه.

102
00:09:18,583 --> 00:09:19,541
‫آرون آقا...

103
00:09:20,000 --> 00:09:21,375
‫گوشیت داره ویبره میره.

104
00:09:22,000 --> 00:09:25,750
‫یه نفر از 5 قدم اونورتر میفهمه گوشیم داره ویبره میره.

105
00:09:25,791 --> 00:09:26,958
‫ولی خودم خبر ندارم.

106
00:09:27,625 --> 00:09:30,208
‫منو زن بدین چون من میرم تو حالت سایلنت.

107
00:09:31,541 --> 00:09:32,375
‫الو.

108
00:09:32,375 --> 00:09:34,000
‫آرون، گوش کن...

109
00:09:34,041 --> 00:09:37,291
‫اون داره راجع به گوشی و ویبره و سایلنت حرف میزنه.

110
00:09:37,541 --> 00:09:39,666
‫یه فکری به حالش بکنین آقا.

111
00:09:49,750 --> 00:09:50,625
‫بریم.

112
00:09:59,666 --> 00:10:00,958
‫بابا...

113
00:10:02,291 --> 00:10:03,500
‫مامان...

114
00:10:50,916 --> 00:10:54,125
‫-گیره های پرده آماده‌س؟ -تا دو روز دیگه آماده میشه آقا.

115
00:10:54,125 --> 00:10:55,291
‫باشه، برگرد سر کارت.

116
00:10:57,166 --> 00:11:00,333
‫من شب میام خونه. امشب بریم فیلم ببینیم؟

117
00:11:00,375 --> 00:11:01,708
‫-آره حتما.

118
00:11:02,958 --> 00:11:04,583
‫بابا چیکار میکنه؟

119
00:11:04,583 --> 00:11:06,833
‫داره میرزاپور میبینه.

120
00:11:08,000 --> 00:11:10,416
‫این پیرمرده جدی جدی داره میرزاپور میبینه؟

121
00:11:10,416 --> 00:11:13,458
‫-یه لحظه وایسا الان بهت زنگ میزنم. -باشه.

122
00:11:13,500 --> 00:11:15,541
‫چه خبره اینجا!

123
00:11:16,208 --> 00:11:18,375
‫-باشه، حواسم بهت هست. -سوپریت...

124
00:11:19,083 --> 00:11:20,583
‫سفارشای زیادی داریم.

125
00:11:21,250 --> 00:11:23,000
‫دستگاه هامون نمیتونن جواب بدن.

126
00:11:23,375 --> 00:11:25,208
‫داریم همه سفارشا رو از دست میدیم.

127
00:11:25,208 --> 00:11:29,208
‫اگه بتونیم چندتا دستگاه دیگه بخریم، دوباره میتونیم سفارش بگیریم.

128
00:11:29,416 --> 00:11:30,958
‫پس دستگاه ها رو بگیر.

129
00:11:34,208 --> 00:11:37,416
‫خرید دستگاه جدید چیز کمی نیست.

130
00:11:37,416 --> 00:11:39,833
‫باید کارمندای جدید استخدام کنیم.

131
00:11:39,875 --> 00:11:44,125
‫حقوقشون، نگهداری، رفت و آمد... ای بابا!

132
00:11:44,166 --> 00:11:47,250
‫من اصلا حوصله این چیزا رو ندارم.

133
00:11:47,666 --> 00:11:49,583
‫اگه شماها اینقدر هیجان زده اید،

134
00:11:49,625 --> 00:11:52,416
‫چرا خودتون شخصا دستگاه ها رو نمیخرین؟

135
00:11:53,375 --> 00:11:56,166
‫من میام دستگاه رو افتتاح میکنم.

136
00:11:56,291 --> 00:11:57,291
‫باشه آقا.

137
00:12:17,500 --> 00:12:19,625
‫هی پسر، بیا اینو بلند کن.

138
00:12:28,625 --> 00:12:29,708
‫بارون سیل آسایی میاد!

139
00:12:29,750 --> 00:12:31,708
‫ببخشید، راه بدید!

140
00:12:42,833 --> 00:12:46,250
‫لعنتی! همه محصولم خراب شد.

141
00:13:44,833 --> 00:13:45,875
‫خب، بریم.

142
00:14:22,208 --> 00:14:26,375
‫"ای بلبل شیرین! منو به خلسه بردی"

143
00:14:26,416 --> 00:14:30,458
‫"هاله نور تو روح منو به سمتت میکشه"

144
00:14:30,458 --> 00:14:34,583
‫"دل کوچیکم تندتر میزنه و قصه های مرموز میگه"

145
00:14:34,583 --> 00:14:39,000
‫"این آشوب با یه آهنگ ساکت و شیرین شروع شده"

146
00:14:39,291 --> 00:14:43,666
‫"من دارم تو ستاره ها شناور میشم؛ تو ماه منی"

147
00:14:43,666 --> 00:14:47,916
‫"مثل نور خورشید تو چشمم به زمین اومدی"

148
00:14:47,916 --> 00:14:51,958
‫"حتی نقاش راوی وارما هم نمیتونه خوشگلیتو ثبت کنه"

149
00:14:51,958 --> 00:14:55,833
‫"بعد از دیدن زیباییت یه خالق جدید متولد میشه"

150
00:14:55,875 --> 00:14:59,458
‫"ای بلبل شیرین! منو به خلسه بردی"

151
00:14:59,458 --> 00:15:03,458
‫"هاله نور تو روح منو به سمتت میکشه"

152
00:15:03,500 --> 00:15:07,708
‫"دل کوچیکم تندتر میزنه و قصه های مرموز میگه"

153
00:15:07,750 --> 00:15:12,125
‫"این آشوب با یه آهنگ ساکت و شیرین شروع شده"

154
00:16:04,875 --> 00:16:07,541
‫هی، ما اینجا برای وصلت اومدیم.

155
00:16:09,458 --> 00:16:11,000
‫روتو به دوربین کن.

156
00:16:11,166 --> 00:16:13,375
‫خواهرم ازت عکس میخواد.

157
00:16:17,208 --> 00:16:18,291
‫نگاش کن.

158
00:16:20,291 --> 00:16:21,375
‫فقط نگاش کن آقا.

159
00:16:21,625 --> 00:16:23,166
‫هی، نگاش کن!

160
00:16:30,583 --> 00:16:33,500
‫"تو اولین فکری هستی که هر روز صبح به ذهنم میرسه"

161
00:16:33,541 --> 00:16:37,541
‫"چشمام مشتاق دیدن یه نگاه از تو هستن"

162
00:16:38,458 --> 00:16:45,916
‫"تو خاکستری ترین خونه ها رو هم به بهشت های رنگارنگ تبدیل میکنی"

163
00:16:46,541 --> 00:16:54,708
‫"بادی که نوازشت میکنه پر از رایحه چوب صندله"

164
00:16:55,208 --> 00:17:02,291
‫"اسم تو مثل یه آهنگ جدید با نفسم گره خورده"

165
00:17:03,041 --> 00:17:11,291
‫"تو خاکی که از پاهات بلند میشه طلاست"

166
00:17:11,416 --> 00:17:19,625
‫"من ثروتمندترین آدم روی زمینم چون میتونم همشو گنجینه کنم"

167
00:17:21,875 --> 00:17:26,041
‫"ای بلبل خوش صدا! تو منو مسخ خودت کردی"

168
00:17:26,041 --> 00:17:30,000
‫"هاله ات روحمو به سمت خودت میکشه"

169
00:17:30,041 --> 00:17:34,250
‫"دل کوچولوم تندتر میزنه و قصه های مرموز میگه"

170
00:17:34,250 --> 00:17:38,666
‫"این آشوب با یه نت شیرین و آروم شروع شده"

171
00:17:58,208 --> 00:18:01,458
‫"ای الهه، من همین دیروز ازت دعا کردم،"

172
00:18:01,500 --> 00:18:03,291
‫"و تو همین الان آرزومو برآورده کردی."

173
00:18:03,333 --> 00:18:06,625
‫"تو واقعا قدرتمندی."

174
00:18:06,625 --> 00:18:09,541
‫"یه چیز دیگه. پسر کوچکترمو هم زود زن بده."

175
00:18:09,583 --> 00:18:12,666
‫"-راوالی، یه خبر خوب برات دارم. -چی شده؟"

176
00:18:12,666 --> 00:18:15,083
‫"بالاخره داداشم یه دخترو پسندیده."

177
00:18:15,208 --> 00:18:18,041
‫"جدی؟ داداشت از کسی خوشش اومده؟"

178
00:18:18,041 --> 00:18:20,833
‫"-باور کن راوالی. -این خبر خوب نیست. این خبر عالیه."

179
00:18:21,208 --> 00:18:23,375
‫"اونقدر خوشگله؟"

180
00:18:23,708 --> 00:18:24,875
‫"-عمو، من ماشین میخوام. -صبر کن بچه."

181
00:18:24,875 --> 00:18:27,166
‫"-نه، من ماشین میخوام. -هی، ولش کن. بیا با من."

182
00:18:27,208 --> 00:18:29,333
‫"عکسشو میفرستم. بگو نظرت چیه."

183
00:18:29,375 --> 00:18:33,125
‫"-باشه. کی میخوای به خانواده ات در مورد ما بگی؟"

184
00:18:33,125 --> 00:18:35,625
‫"-صبر داشته باش. اوپس! بابام اینجاست. -سلام آقای ردی."

185
00:18:36,291 --> 00:18:40,708
‫"شرط میبندم الان پسرم از دخترت خوشحال تره. داره میدرخشه!"

186
00:18:41,000 --> 00:18:43,250
‫"بیا دیگه اینو بیشتر از این عقب نندازیم."

187
00:18:43,875 --> 00:18:46,375
‫"یه تاریخ تعیین میکنیم."

188
00:18:46,416 --> 00:18:50,875
‫"نمیدونم چیکار میکنی. ولی عکسا باید فوق العاده بشن."

189
00:18:51,250 --> 00:18:53,583
‫"همسر آیندم باید تحت تاثیر قرار بگیره."

190
00:18:55,791 --> 00:18:58,916
‫"خدایا این انصاف نیست. من هنوز 2 قسط دیگه دارم که بدم."

191
00:18:58,958 --> 00:19:00,458
‫"چرا قبل از اون بختشو باز کردی؟"

192
00:19:00,458 --> 00:19:03,125
‫"با این ازدواج کردن سریع چی میخواد به دست بیاره؟"

193
00:19:03,916 --> 00:19:06,625
‫"همسر آیندش شمارشو خواسته."

194
00:19:07,208 --> 00:19:11,333
‫"-خیلی ناز به نظر می رسید. -چی گفتی؟"

195
00:19:11,666 --> 00:19:14,458
‫"همسر آیندم بهت پیام داده؟ دمت گرم آبجی!"

196
00:19:22,375 --> 00:19:25,208
‫"این دختره کیه؟ با من عکس گرفته."

197
00:19:25,208 --> 00:19:27,125
‫"همسر آیندت."

198
00:19:27,125 --> 00:19:28,958
‫"-چی؟ همسر آیندم؟ -آره."

199
00:19:29,000 --> 00:19:30,875
‫"من نمیدونم کیه."

200
00:19:30,916 --> 00:19:33,083
‫"بابا! همون دختریه که اون روز براش رقصیدی."

201
00:20:00,958 --> 00:20:04,041
‫"نارایانا، دارن پشت سر هم زنگ میزنن."

202
00:20:04,291 --> 00:20:05,333
‫"بهشون چی بگم؟"

203
00:20:05,375 --> 00:20:09,166
‫"بهشون بگو یه تصادف شده و هممون تو آی سی یو هستیم."

204
00:20:09,166 --> 00:20:11,875
‫"هی! حواست باشه چی میگی."

205
00:20:11,875 --> 00:20:14,375
‫"بهش بگو حواسش باشه چیکار میکنه."

206
00:20:14,666 --> 00:20:17,250
‫"چرا همه دارن طوری رفتار میکنن انگار آخر دنیاست؟"

207
00:20:17,458 --> 00:20:19,458
‫"بالاخره یه موقعی دست از زنگ زدن بر میدارن."

208
00:20:20,125 --> 00:20:21,708
‫"داری سرمو میبری."

209
00:20:22,750 --> 00:20:25,583
‫"همه استرس دارن. برم خورشت کدو درست کنم؟"

210
00:20:25,583 --> 00:20:28,125
‫"خفه شو! امیدوارم مارو کدو نکنن."

211
00:20:28,875 --> 00:20:30,291
‫"خانم غیر حرفه ای!"

212
00:20:35,375 --> 00:20:36,958
‫"سلام عزیزم."

213
00:20:38,083 --> 00:20:39,083
‫"باهاش حرف بزن."

214
00:20:39,125 --> 00:20:41,458
‫"داری همین الان ازم سوء استفاده میکنی؟"

215
00:20:41,708 --> 00:20:43,583
‫"من این همه بهت پیام دادم."

216
00:20:43,625 --> 00:20:45,916
‫"ولی تو به هیچ کدوم جواب ندادی."

217
00:20:46,041 --> 00:20:47,458
‫"میدونی این چه حسی داره؟"

218
00:20:47,625 --> 00:20:50,083
‫"دقیقا مثل هوادارای آر سی بی که منتظر جامن،"

219
00:20:50,083 --> 00:20:52,958
‫"من مشتاقانه منتظر پیام ها و زنگ های تو بودم."

220
00:20:53,458 --> 00:20:55,708
‫"نا امیدم کردی مرد."

221
00:20:56,166 --> 00:20:57,083
‫"عزیزم..."

222
00:20:57,625 --> 00:20:59,541
‫"آره، بگو."

223
00:20:59,583 --> 00:21:01,083
‫"اون روز که سوار اتوبوس شدم،"

224
00:21:01,458 --> 00:21:02,541
‫"یه دختری رو دیدم."

225
00:21:04,125 --> 00:21:05,833
‫"محشر بود."

226
00:21:06,458 --> 00:21:08,458
‫"اون تعریف واقعی زیبایی بود."

227
00:21:08,458 --> 00:21:09,500
‫"بریم."

228
00:21:10,208 --> 00:21:11,083
‫"آبجی، بیا."

229
00:21:11,125 --> 00:21:12,125
‫"یا خدا!"

230
00:21:13,208 --> 00:21:15,625
‫"چطور ممکنه کسی تو نگاه اول عاشق یه دختر بشه؟"

231
00:21:16,208 --> 00:21:18,333
‫"اون حس واسه من خیلی جدید بود."

232
00:21:19,791 --> 00:21:23,875
‫"وقتی اولین بار چشمم بهش افتاد رفتم تو خلسه."

233
00:21:24,958 --> 00:21:28,583
‫"اومدم خونه شما رو ببینم، هنوز تو فضا بودم."

234
00:21:28,833 --> 00:21:32,083
‫"تمام مدتی که داشتم به تو نگاه میکردم، اونو میدیدم."

235
00:21:32,083 --> 00:21:34,208
‫"پسر شیطون!"

236
00:21:34,333 --> 00:21:36,625
‫"چرا داری حس های منو به خودم بر میگردونی؟"

237
00:21:36,666 --> 00:21:37,750
‫"چی؟"

238
00:21:39,125 --> 00:21:41,875
‫"-اینا حسای توئه؟ -آره عزیزم."

239
00:21:42,125 --> 00:21:46,541
‫"تو حرفامو از دهنم کشیدی بیرون."

240
00:21:48,125 --> 00:21:51,083
‫"من تو زندگیم مرد به این خوشتیپی ندیدم."

241
00:21:51,541 --> 00:21:55,375
‫"تو هر کسی رو که میبینم، تو رو میبینم."

242
00:21:57,416 --> 00:22:00,125
‫"خب، قضیه اینه که..."

243
00:22:00,416 --> 00:22:01,583
‫"عاشقتم عزیزم!"

244
00:22:04,083 --> 00:22:05,916
‫"-اه! چندش! -تو الان گفتی چندش؟"

245
00:22:08,000 --> 00:22:09,291
‫"بابایی..."

246
00:22:14,416 --> 00:22:15,208
‫"هی..."

247
00:22:15,583 --> 00:22:17,916
‫یعنی واقعاً اینقدر خوشگله؟

248
00:22:18,875 --> 00:22:21,083
‫انتظاراتتو ببر بالاتر...

249
00:22:21,125 --> 00:22:23,791
‫بازم از انتظاراتت فراتر میره.

250
00:22:24,750 --> 00:22:28,291
‫هی! داری خیلی زیادی بزرگش میکنی.

251
00:22:28,291 --> 00:22:29,458
‫اول عکسشو نشون بده.

252
00:22:29,458 --> 00:22:31,666
‫فردا عکسشو براتون میفرستم.

253
00:22:31,708 --> 00:22:34,500
‫قبول میکنید که خیلی خوشگله.

254
00:22:34,500 --> 00:22:37,125
‫هی... هی... دیگه اسمت نباید نارایانا ردی باشه.

255
00:22:37,166 --> 00:22:38,583
‫باید باشه ردی عاشق.

256
00:22:38,583 --> 00:22:40,833
‫هی! اسم قشنگیه ها.

257
00:22:43,041 --> 00:22:44,166
‫بسه دیگه بچه ها!

258
00:23:00,875 --> 00:23:02,208
‫هی، دعا کن و برو.

259
00:23:17,791 --> 00:23:19,500
‫هی، نارایانا ردی!

260
00:23:20,625 --> 00:23:22,750
‫نارایانا ردی! هی!

261
00:23:47,458 --> 00:23:49,500
‫آره، آره. غروب میبینمتون.

262
00:24:00,083 --> 00:24:02,875
‫اه، چه آفتابیه.

263
00:24:14,250 --> 00:24:15,416
‫پیاده شید، مردم!

264
00:24:15,583 --> 00:24:18,041
‫چیتاندا به بنگلور، سوار شید!

265
00:24:18,250 --> 00:24:21,166
‫سوار شید مردم! چیتاندا به بنگلور!

266
00:24:23,708 --> 00:24:25,458
‫خواهر... سلام.

267
00:24:25,958 --> 00:24:27,083
‫- سلام.
‫- بریم.

268
00:24:48,041 --> 00:24:49,000
‫سلام.

269
00:24:49,041 --> 00:24:52,041
‫هی، ردی عاشق! ژولیتت رسید؟

270
00:24:52,083 --> 00:24:55,333
‫گفتی انتظاراتمون رو ببریم بالا.

271
00:24:55,333 --> 00:24:57,000
‫همه منتظریم ببینیمش.

272
00:24:57,041 --> 00:25:00,583
‫زود عکسشو بفرست. همه باید تو خلسه بریم.

273
00:25:01,750 --> 00:25:04,291
‫تازه سوار اتوبوس شدم بچه ها.

274
00:25:04,333 --> 00:25:06,458
‫راننده هنوز دنده دو هم نکرده.

275
00:25:06,500 --> 00:25:07,583
‫انقدر عجله نکنید.

276
00:25:08,166 --> 00:25:11,416
‫علاوه بر این، باید صبر کنید تا بهترین رو ببینید.

277
00:25:12,750 --> 00:25:14,416
‫برام آرزوی موفقیت کنید بچه ها!

278
00:25:14,750 --> 00:25:17,583
‫بابا، انقدر خودتو تحویل نگیر.

279
00:25:17,625 --> 00:25:19,375
‫خفه شو و برو عقب!

280
00:25:20,333 --> 00:25:22,125
‫هی، بازنده!

281
00:25:22,125 --> 00:25:23,791
‫با توام!

282
00:25:23,833 --> 00:25:25,833
‫کر شدی یا چی؟

283
00:25:30,208 --> 00:25:31,208
‫داداش...

284
00:25:31,375 --> 00:25:32,541
‫برو کنار.

285
00:25:33,000 --> 00:25:35,125
‫با تو حرف میزنم، مرد!

286
00:25:36,458 --> 00:25:39,458
‫بابا، دیگه نمیتونم تحمل کنم.

287
00:25:39,791 --> 00:25:42,416
‫این دختره رو بذار واسه من.

288
00:25:43,125 --> 00:25:44,416
‫خواهش می کنم، مرد.

289
00:25:50,416 --> 00:25:52,708
‫[به زبون کانادایی حرف میزنه]

290
00:25:55,958 --> 00:25:57,375
‫هی، هی!

291
00:25:57,791 --> 00:26:00,458
‫تو خیلی دختر تو دانشگاه نشون کردی.

292
00:26:00,500 --> 00:26:03,833
‫بذار منم یه مزه ای از این ببرم.

293
00:26:04,458 --> 00:26:06,125
‫من چی، داداش؟

294
00:26:06,125 --> 00:26:08,458
‫آه! گوه بخور!

295
00:26:08,708 --> 00:26:11,750
‫سیلش، منم همینو بهت پیشنهاد میدم.

296
00:26:12,083 --> 00:26:13,791
‫این پیشنهاد مقابلمه، پرابو.

297
00:26:14,041 --> 00:26:16,791
‫تو یک دقیقه آینده،

298
00:26:16,958 --> 00:26:19,000
‫اگه نتونی کنارش بشینی،

299
00:26:21,333 --> 00:26:22,541
‫مال منه.

300
00:26:36,375 --> 00:26:38,708
‫داداش، از قبل بهت میگم.

301
00:26:38,750 --> 00:26:41,833
‫اگه اون کنارش بشینه، بهتره خودتو بکشی.

302
00:26:44,541 --> 00:26:45,750
‫فکر میکنی میشینه؟

303
00:26:46,291 --> 00:26:48,458
‫اگه بشینه، این ماجرا تموم شده است.

304
00:26:48,708 --> 00:26:50,666
‫بگو ببینیم چی شده.

305
00:27:20,041 --> 00:27:21,375
‫کی اون صدا رو درآورد؟

306
00:27:24,041 --> 00:27:25,250
‫من بودم!

307
00:27:25,666 --> 00:27:27,875
‫داشت گاز میگرفت. واسه همین زدمش.

308
00:27:38,666 --> 00:27:42,125
‫ما رو مسخره کردین و آخرش همدیگه رو بوسیدین.

309
00:27:51,875 --> 00:27:53,208
‫بشین، نارایانا ردی.

310
00:27:53,208 --> 00:27:55,416
‫بهش کمک کردی، درسته؟ حقته.

311
00:28:04,166 --> 00:28:07,083
‫من دیویا هستم. سرپرست شرکت مواد غذایی هند.

312
00:28:07,375 --> 00:28:09,208
‫خیلی خوش شانسی مرد!

313
00:28:09,250 --> 00:28:11,250
‫اون اول قدم برداشت.

314
00:28:11,291 --> 00:28:12,791
‫چی نگا میکنی؟

315
00:28:12,875 --> 00:28:13,958
‫باهاش حرف بزن.

316
00:28:14,125 --> 00:28:15,875
‫فقط باهاش حرف بزن، لعنتی!

317
00:28:16,000 --> 00:28:17,625
‫تو نارایانا ردی هستی، درسته؟

318
00:28:20,416 --> 00:28:21,875
‫از کجا اسم منو میدونی؟

319
00:28:22,125 --> 00:28:23,375
‫تو اهل چیکاماراناهالی هستی.

320
00:28:23,541 --> 00:28:26,541
‫تو ۲۰ درصد سهام کارخونه دولتی بنگلور رو داری.

321
00:28:27,416 --> 00:28:28,291
‫سن ۳۰.

322
00:28:28,291 --> 00:28:30,583
‫۳۰! ۳۰؟

323
00:28:31,291 --> 00:28:33,666
‫هی، همه اینا تو پروفایل همسریابیم هست.

324
00:28:34,583 --> 00:28:38,041
‫خانوادت هم دنبال کیس ازدواج میگردن؟

325
00:28:39,125 --> 00:28:40,250
‫بد نیست.

326
00:28:40,500 --> 00:28:42,125
‫اون یارو ونکی، دلاله...

327
00:28:42,250 --> 00:28:44,625
‫اون بیشتر از پولی که میگیره کار میکنه.

328
00:28:44,666 --> 00:28:48,041
‫ولی پروفایل تو توی لیستی که اون فرستاده بود نبود.

329
00:28:48,166 --> 00:28:49,166
‫هی

330
00:28:49,500 --> 00:28:51,666
‫تو دکترا توی خیال پردازی گرفتی؟

331
00:28:51,708 --> 00:28:53,750
‫-نه.
‫-عجیبه!

332
00:28:53,750 --> 00:28:57,000
‫چون الان یه عالمه چیز رو از خودت درآوردی.

333
00:28:57,416 --> 00:28:59,250
‫مگه تو دیدگاه متفاوتی نداری؟

334
00:29:00,541 --> 00:29:01,833
‫باشه، تو بگو.

335
00:29:01,833 --> 00:29:03,000
‫تو منو از کجا میشناسی؟

336
00:29:03,041 --> 00:29:04,541
‫-عزیزم.
‫-هان؟!

337
00:29:04,916 --> 00:29:06,000
‫عزیزم؟!

338
00:29:10,625 --> 00:29:11,666
‫خواهر...

339
00:29:12,583 --> 00:29:13,958
‫چطور به نظر میرسه؟

340
00:29:14,833 --> 00:29:16,791
‫-خوب به نظر میاد.
‫-بذار ببینم.

341
00:29:19,500 --> 00:29:21,375
‫چه مرد خوشتیپی!

342
00:29:21,416 --> 00:29:23,500
‫دلم میخواد گازش بگیرم.

343
00:29:28,916 --> 00:29:31,000
‫چرا اینجوری دوست منو پیچوندی؟

344
00:29:31,000 --> 00:29:34,000
‫سلام. راستش من از اون وصلت خوشم نمیاد.

345
00:29:34,500 --> 00:29:36,416
‫خانواده‌م منو برای شکست آماده کردن.

346
00:29:37,000 --> 00:29:38,291
‫اون دختر خوشگل توی اتوبوس چی؟

347
00:29:39,541 --> 00:29:41,750
‫چطور میتونی انقدر ساده باشی؟

348
00:29:41,791 --> 00:29:43,666
‫اگه واقعا یه دختر خوشگل توی اتوبوس بود،

349
00:29:43,708 --> 00:29:47,416
‫چرا باید به دلال یه لک پول بدم تا برام همسر پیدا کنه؟

350
00:30:03,375 --> 00:30:04,416
‫دیویا...

351
00:30:06,250 --> 00:30:07,291
‫خداحافظ.

352
00:30:09,375 --> 00:30:10,250
‫خداحافظ.

353
00:30:38,750 --> 00:30:42,125
‫هورا! عمو برگشت!

354
00:30:42,125 --> 00:30:44,000
‫شکلات خریده.

355
00:30:44,041 --> 00:30:45,750
‫بیا، باهم کاروم بازی کنیم.

356
00:30:48,125 --> 00:30:49,833
‫قهرمان برگشت!

357
00:30:50,208 --> 00:30:50,916
‫شکلات رو بردار.

358
00:30:50,916 --> 00:30:53,333
‫داداش، اون دختره!

359
00:30:53,500 --> 00:30:55,958
‫جای تعجب نداره که براش دیوونه شدی.

360
00:30:56,000 --> 00:30:57,291
‫حق داری.

361
00:30:57,333 --> 00:30:59,125
‫سلیقه من عالیه.

362
00:31:00,000 --> 00:31:01,125
‫بسه دیگه بچه ها!

363
00:31:01,125 --> 00:31:03,958
‫خیلی وقته منتظر بودی،

364
00:31:04,000 --> 00:31:05,500
‫و اون حتماً ارزشش رو داره.

365
00:31:05,500 --> 00:31:06,833
‫اسمش چیه؟

366
00:31:08,708 --> 00:31:09,666
‫دیویا.

367
00:31:09,666 --> 00:31:12,416
‫وای! داری سرخ میشی!

368
00:31:12,458 --> 00:31:14,708
‫هی، بسه دیگه بچه ها!

369
00:31:16,791 --> 00:31:18,583
‫حالا که همدیگه رو دیدین،

370
00:31:18,583 --> 00:31:20,083
‫برو بهش پیشنهاد بده.

371
00:31:20,125 --> 00:31:22,208
‫خیلی داری عجله میکنی

372
00:31:22,541 --> 00:31:25,000
‫علاقه‌مندی‌هاش، چیزایی که دوست نداره،

373
00:31:25,000 --> 00:31:26,666
‫نظرش چیه،

374
00:31:26,708 --> 00:31:27,916
‫هیچی نمیدونم.

375
00:31:27,958 --> 00:31:30,541
‫چرا میخوای بدونی؟ میخوای زندگینامه‌اش رو بسازی؟

376
00:31:30,541 --> 00:31:34,375
‫این همه مدت غر میزدی که هیچکس رو دوست نداره.

377
00:31:34,625 --> 00:31:38,458
‫حالا بالاخره یکی رو دوست داره.

378
00:31:39,166 --> 00:31:40,250
‫دوست دارم بابا.

379
00:31:48,875 --> 00:31:49,875
‫سلام.

380
00:31:50,541 --> 00:31:55,083
‫داداش، وقتی دیروز افتادی، همه تو رو یه دلقک دیدن.

381
00:31:55,125 --> 00:31:57,125
‫فکر کنم اون دلسوزی به کارت اومد.

382
00:31:57,166 --> 00:31:58,416
‫براش دست تکون بده.

383
00:31:59,833 --> 00:32:01,833
‫حتماً، این کار رو میکنم.

384
00:32:01,875 --> 00:32:04,166
‫ولی، اون واقعا به من دست تکون داد؟

385
00:32:04,750 --> 00:32:07,000
‫بذار مطمئن شم بعد براش دست تکون بدم.

386
00:32:07,000 --> 00:32:10,041
‫چه احمقی! سانی لئون میخواد بیاد تو اتاقت،

387
00:32:10,041 --> 00:32:12,791
‫بعد تو بهش میگی کلید اتاق نداری.

388
00:32:13,791 --> 00:32:14,625
‫بیا.

389
00:32:14,625 --> 00:32:18,208
‫داداش، دست تکون بدم و مطمئن بشم؟

390
00:32:18,250 --> 00:32:20,666
‫ببینیم جایزه مال توئه یا من.

391
00:32:24,333 --> 00:32:26,000
‫میزنم تو دهنت!

392
00:32:32,916 --> 00:32:34,000
‫تایید شد!

393
00:32:34,250 --> 00:32:38,041
‫دیروز بخاطر اون دختره نزدیک بود اتوبوس رو داغون کنه.

394
00:32:40,375 --> 00:32:43,333
‫دیروز بخاطرش دعوا کردی.

395
00:32:43,375 --> 00:32:45,083
‫چرا الان مثل ترسوها رفتار میکنید؟

396
00:32:45,125 --> 00:32:46,291
‫چون همیشه همین بودن.

397
00:32:59,625 --> 00:33:00,708
‫اون کیه؟

398
00:33:00,708 --> 00:33:02,875
‫چرا انقدر اتوبوس رو نگه میداری؟

399
00:33:02,875 --> 00:33:04,750
‫فکر میکنی اینجا مال باباته؟

400
00:33:04,791 --> 00:33:07,541
‫اگه یه بار دیگه این کار رو بکنی فکت رو خورد میکنم.

401
00:33:38,166 --> 00:33:40,625
‫برای امروز دیگه کافیه. بزن بریم.

402
00:33:41,208 --> 00:33:42,375
‫بجنب.

403
00:33:46,250 --> 00:33:48,583
‫خیلی خوشحال به نظر میای. چه خبر شده!

404
00:33:48,583 --> 00:33:50,875
‫هیچی نیست.

405
00:33:51,208 --> 00:33:53,291
‫-من عادیم.
‫-واقعاً؟

406
00:33:53,291 --> 00:33:56,041
‫- ولی سوییتی خیلی خوشحاله.
‫- سوییتی؟

407
00:33:57,666 --> 00:33:58,541
‫چرا؟ مگه چی شده؟

408
00:33:58,541 --> 00:34:00,750
‫فهمیده که دیگه خبری از اتوبوس زیبایی نیست.

409
00:34:02,416 --> 00:34:03,916
‫تو بهش گفتی؟

410
00:34:04,291 --> 00:34:07,416
‫تو که نگفتی به سوییتی نگم.

411
00:34:07,916 --> 00:34:11,250
‫اه! من خیلی بهت اعتماد داشتم.

412
00:34:15,083 --> 00:34:16,791
‫چرا داری منو دستپاچه می‌کنی؟

413
00:34:17,500 --> 00:34:19,625
‫دوست من خیلی دوستت داره.

414
00:34:19,666 --> 00:34:21,500
‫ولی وقتی اسمشو میارم تو دستپاچه میشی.

415
00:34:21,958 --> 00:34:23,208
‫طفلکی.

416
00:34:23,333 --> 00:34:25,416
‫تو 4 روز 10 کیلو کم کرده.

417
00:34:25,458 --> 00:34:28,250
‫می‌خواد تو 10 روز 20 کیلو کم کنه تا تو رو ببینه.

418
00:34:28,375 --> 00:34:29,958
‫اگه این کارو بکنه،

419
00:34:30,000 --> 00:34:31,333
‫قبل از اینکه منو ببینه خدا رو می‌بینه.

420
00:34:31,333 --> 00:34:32,916
‫آره، می‌دونم، درسته.

421
00:34:33,208 --> 00:34:34,500
‫چرا اینو بهش نمیگی؟

422
00:34:34,500 --> 00:34:36,083
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- دارم به سوییتی زنگ می‌زنم.

423
00:34:36,083 --> 00:34:37,833
‫- دیویا، نه.
‫- ردی، وایسا.

424
00:34:37,875 --> 00:34:41,125
‫- دیویا، نه.
‫- ردی، وایسا.

425
00:34:41,125 --> 00:34:42,583
‫دیویا، نه!

426
00:34:44,458 --> 00:34:46,625
‫زدی تو خایه هام

427
00:34:55,416 --> 00:34:56,666
‫عصبی شدی؟

428
00:34:57,916 --> 00:34:59,500
‫دروغ نگو.

429
00:35:00,958 --> 00:35:02,541
‫من نمیتونم از دست تو عصبی بشم.

430
00:35:02,708 --> 00:35:04,166
‫همینه که منو عصبی میکنه.

431
00:35:04,166 --> 00:35:05,208
‫وای!

432
00:35:08,791 --> 00:35:11,333
‫اون مغازه شیک "سومانت" تو شهر خودمونو میشناسی؟

433
00:35:11,375 --> 00:35:12,291
‫آره.

434
00:35:12,666 --> 00:35:15,208
‫کنار اون یه معبده.

435
00:35:15,500 --> 00:35:17,000
‫آره، خب؟

436
00:35:17,333 --> 00:35:19,750
‫برو اونجا و یه چشم زخم بردار.

437
00:35:19,750 --> 00:35:20,708
‫چرا؟

438
00:35:20,750 --> 00:35:23,541
‫تو یه لبخند خیلی قشنگ داری.

439
00:35:24,208 --> 00:35:25,666
‫نمیتونم دست از تحسین کردنش دست بردارم.

440
00:35:37,041 --> 00:35:38,500
‫بله، بوجی؟

441
00:35:38,791 --> 00:35:42,166
‫بابام پروفایلمو تو یه سایت همسریابی گذاشته.

442
00:35:42,208 --> 00:35:44,166
‫دارن خواستگار میفرستن.

443
00:35:44,208 --> 00:35:45,541
‫جدی بودن قضیه رو میفهمی؟

444
00:35:45,541 --> 00:35:48,041
‫باشه، باشه. فهمیدم.

445
00:35:48,125 --> 00:35:49,916
‫من هر روز از برادرم میپرسم...

446
00:35:49,958 --> 00:35:52,666
‫ولی اون هیچ چیز قطعی بهم نمیگه.

447
00:35:52,708 --> 00:35:54,500
‫تا الان فکر میکردم فقط تو کُندی.

448
00:35:54,541 --> 00:35:56,750
‫ولی انگار کل خونوادتون کُندن، لعنتی!

449
00:35:57,000 --> 00:35:58,166
‫اینجوری نگو.

450
00:35:58,333 --> 00:35:59,916
‫لطفا یکم بهم فرصت بده.

451
00:35:59,916 --> 00:36:02,583
‫من بهت فرصت میدم. ولی بابام نمیده.

452
00:36:02,625 --> 00:36:04,916
‫کنار اومدن باهاش خیلی سخته.

453
00:36:04,916 --> 00:36:06,375
‫انگار تو میای باهاش حرف بزنی.

454
00:36:06,416 --> 00:36:08,291
‫فکر میکنی میترسم این کارو بکنم؟

455
00:36:09,458 --> 00:36:11,000
‫چرا ساکت شدی؟

456
00:36:12,000 --> 00:36:15,000
‫- الو؟
‫- داری یواشکی با کی حرف میزنی؟

457
00:36:15,000 --> 00:36:16,041
‫الو؟

458
00:36:16,625 --> 00:36:17,666
‫دوست دخترته؟

459
00:36:17,875 --> 00:36:19,083
‫تماس کاریه، بابا.

460
00:36:19,375 --> 00:36:20,250
‫دارم با منابع انسانی حرف میزنم.

461
00:36:20,791 --> 00:36:21,708
‫- میتونم باور کنم؟
‫- الو!

462
00:36:23,583 --> 00:36:26,750
‫- بله خانم، میشه یک ساعت دیگه تماس بگیرم؟
‫- چی داری میگی؟ - ممنون!

463
00:36:27,750 --> 00:36:29,916
‫این قیافمو ببین، مرد.
‫مگه میشه هیچ دختری عاشق من بشه؟

464
00:36:30,541 --> 00:36:33,083
‫صورتت چشه؟ تو پسر بانمکی هستی.

465
00:36:33,541 --> 00:36:36,833
‫با این حال، تا من ازدواج نکنم، تو هم ازدواج نمیکنی.

466
00:36:37,791 --> 00:36:39,958
‫چرا یه دختر خوب نمیبینی و عاشقش نمیشی؟

467
00:36:40,791 --> 00:36:42,333
‫تو که میگی هیچ کششی وجود نداره.

468
00:36:49,250 --> 00:36:50,125
‫بیا، بگیرش.

469
00:36:52,916 --> 00:36:54,625
‫هی! هی!

470
00:36:57,208 --> 00:36:57,958
‫حواسش نیست.

471
00:37:36,416 --> 00:37:37,083
‫هی ردی!

472
00:37:44,041 --> 00:37:46,500
‫- اینجا چیکار میکنی؟
‫- منتظر تو بودم.

473
00:37:46,916 --> 00:37:48,083
‫بی‌خیال شدی و رفتی.

474
00:37:51,666 --> 00:37:55,916
‫هی، تو خیالات نرو. منم مثل تو اتوبوسو از دست دادم.

475
00:37:57,125 --> 00:38:00,625
‫- آه! پس چجوری؟
‫- مگه تو نمیری سر کار؟

476
00:38:01,583 --> 00:38:02,625
‫آره، دارم میرم.

477
00:38:05,708 --> 00:38:06,666
‫پس، منم برسون.

478
00:38:29,916 --> 00:38:32,041
‫"دلبرم، ای دلبرم!"

479
00:38:34,833 --> 00:38:37,541
‫"با دیدن تو دلمو دادم"

480
00:38:39,791 --> 00:38:42,083
‫"دلبرم، ای دلبرم!"

481
00:38:44,750 --> 00:38:47,458
‫"خوابم رو از دست دادم"

482
00:38:48,208 --> 00:38:52,541
‫"شیرینی اسمتو برداشتم و به لبم چسبوندم"

483
00:38:53,125 --> 00:38:56,500
‫"آرزو میکنم که تمام حرفام شیرین بشن"

484
00:38:58,125 --> 00:39:00,041
‫"خیال‌پردازی‌های تورو تبدیل به بال کردم"

485
00:39:00,583 --> 00:39:02,625
‫"اونا رو به قلبم چسبوندم"

486
00:39:03,166 --> 00:39:06,875
‫"عشق اولم رو پر دادم تو آسمونا"

487
00:39:07,958 --> 00:39:16,833
‫"خیلی رویا داشتم که کلی چیزا بگم"

488
00:39:17,875 --> 00:39:26,958
‫"اینجوری اومدم که همه‌شون رو واقعی کنم"

489
00:39:48,291 --> 00:39:52,625
‫"هی منو همینجوری دست میندازی"

490
00:39:53,416 --> 00:39:57,500
‫"نفسمو بند میاری"

491
00:39:59,375 --> 00:40:07,958
‫"تا کی میخوای اینجوری منو دست بندازی؟"

492
00:40:09,416 --> 00:40:17,916
‫"تا کی باید مثل سایه‌ات دنبالت بیام؟"

493
00:40:18,958 --> 00:40:20,958
‫"هیچ رحمی نداری؟"

494
00:40:21,500 --> 00:40:23,458
‫"این لجبازی رو تموم نمیکنی؟"

495
00:40:24,000 --> 00:40:27,541
‫"هیچوقت درد منو نمیفهمی؟"

496
00:40:29,041 --> 00:40:31,041
‫"نمیشه یه بارم که شده بگی آره؟"

497
00:40:31,625 --> 00:40:33,666
‫"نمیشه یه بغل خوشگل بهم بدی؟"

498
00:40:34,166 --> 00:40:37,916
‫"میشه یه کم لبخند بزنی؟"

499
00:40:38,791 --> 00:40:47,666
‫"خیلی رویا داشتم که کلی چیزا بگم"

500
00:40:48,833 --> 00:40:57,500
‫"اینجوری اومدم که همه‌شون رو واقعی کنم"

501
00:41:20,041 --> 00:41:22,125
‫"زندگی داره میره جلو"

502
00:41:25,000 --> 00:41:27,875
‫"سکوت کشیدش عقب"

503
00:41:29,708 --> 00:41:34,333
‫"نگاه کردم ببینم کی تو چشامه"

504
00:41:34,875 --> 00:41:38,791
‫"اون نگاه داره منو میبره تو یه خلسه"

505
00:41:40,416 --> 00:41:48,791
‫"برا اینکه بفهمی چیه، بیا دلم رو پر کن"

506
00:41:49,500 --> 00:41:58,333
‫"خیلی رویا داشتم که کلی چیزا بگم"

507
00:41:59,625 --> 00:42:08,250
‫"اینجوری اومدم که همه‌شون رو واقعی کنم"

508
00:42:15,500 --> 00:42:16,083
‫وای نه!

509
00:42:23,125 --> 00:42:24,416
‫هی رفیق، نمیبینی؟

510
00:42:25,291 --> 00:42:26,125
‫عاشق شدی.

511
00:42:27,583 --> 00:42:28,125
‫رفیق!

512
00:42:28,708 --> 00:42:31,250
‫هی، وقتی عاشق میشی به صمیمی‌ترین دوستت هم خبر نمیدی؟

513
00:42:32,208 --> 00:42:33,000
‫رفیق، این دیگه...

514
00:42:33,583 --> 00:42:36,958
‫هی، من هیچی نمیدونم. باید بدونم این نارایانا ردی چجوری تبدیل شد

515
00:42:37,375 --> 00:42:38,750
‫به ردی عاشق. برو حالا.

516
00:42:49,500 --> 00:42:50,208
‫کامل تحت تاثیر قرار گرفتی، رفیق؟

517
00:42:55,875 --> 00:43:00,333
‫هی، یه داستان گفتی که صحنه "دوستت دارم" نداشت، بعد میگی این یه داستان عاشقانه است؟

518
00:43:01,291 --> 00:43:02,500
‫تو هر صحنه‌اش عشقه، درسته رفیق؟

519
00:43:03,083 --> 00:43:05,500
‫اگه تو اینطوری حس میکنی، خوبه؟ اونم باید حس کنه دیگه، درسته؟

520
00:43:06,375 --> 00:43:09,125
‫- اون حس میکنه.
‫- آها، اومد به تو گفت؟

521
00:43:09,791 --> 00:43:12,000
‫یا وقتی داشت با دوستاش حرف میزد، دیدی؟

522
00:43:12,875 --> 00:43:16,916
‫بدون اینکه بدونی از طرف اون چه خبره، چجوری تصمیم میگیری که این عشقه؟

523
00:43:18,333 --> 00:43:20,458
‫از طرف اون چه خبره رو از کجا بدونم رفیق؟

524
00:43:21,250 --> 00:43:24,375
‫واسه همینه که صحنه "دوستت دارم" لازم داریم دیگه، رفیق.

525
00:43:25,916 --> 00:43:29,000
‫هی، بغلی هست؟ بوسه‌ای هست؟

526
00:43:30,000 --> 00:43:31,291
‫یا حداقل صبحانه یا تیفینی چیزی؟

527
00:43:31,875 --> 00:43:32,625
‫لعنتی، اونم نیست؟

528
00:43:33,208 --> 00:43:34,833
‫باشه، حداقل شماره رد و بدل کردین؟

529
00:43:36,416 --> 00:43:38,791
‫برو بابا احمق! تو به اینم میگی داستان عاشقانه؟

530
00:43:39,500 --> 00:43:42,250
‫خدا رو شکر، اینو به عنوان یه داستان عاشقانه دینی معرفی نکردی.

531
00:43:42,791 --> 00:43:43,458
‫درود بر تو رفیق!

532
00:43:44,083 --> 00:43:49,208
‫هی، فکر میکنی ما بچه های کم سن و سالی هستیم که اول شماره رد و بدل کنیم...

533
00:43:49,875 --> 00:43:53,541
‫تمام شب چت کنیم، بریم کافه بشینیم و قهوه بخوریم...

534
00:43:54,000 --> 00:43:55,250
‫بستنی بخوریم و بریم سینما...

535
00:43:55,666 --> 00:43:57,500
‫و آخرشم بگیم عزیزم، دوستت دارم؟

536
00:43:57,958 --> 00:43:59,541
‫مال ما یه داستان عاشقانه پخته است، مرد.

537
00:44:00,166 --> 00:44:03,416
‫عاشقانه تو چشمای هم نگاه میکنیم و با دل حرف میزنیم.

538
00:44:03,958 --> 00:44:05,875
‫هی، بیا اینجا. به کسی نگو.

539
00:44:06,833 --> 00:44:08,083
‫اونا از یه جا دیگه میخندن.

540
00:44:08,750 --> 00:44:11,500
‫گمشو بابا! من اونو میشناسم رفیق.

541
00:44:12,125 --> 00:44:14,166
‫هاها! من دخترا رو میشناسم رفیق.

542
00:44:15,416 --> 00:44:18,291
‫من دوست پسر سابق چهارتا دختر دهاتی خوشگل بودم.

543
00:44:19,541 --> 00:44:23,583
‫به کل مسیرت از این زاویه نگاه کن که اون دوست نداره.

544
00:44:24,541 --> 00:44:26,416
‫تو اون روز تو اتوبوس بهش کمک کردی، درسته؟

545
00:44:27,208 --> 00:44:29,541
‫اون باید همون موقع میگفت ممنون.

546
00:44:30,625 --> 00:44:35,916
‫به جاش مثل دوستای صمیمی گپ زدین و چرت و پرت گفتین.

547
00:44:37,000 --> 00:44:38,083
‫اونم تو همون اولین ملاقات.

548
00:44:38,750 --> 00:44:43,750
‫بعد از روز دوم خودش بهت زنگ زد که بیای پیشش رو صندلی و باهات حرف بزنه.

549
00:44:44,625 --> 00:44:46,583
‫هی، همون موقع هم شک نکردی؟

550
00:44:47,458 --> 00:44:48,583
‫به قیافه خودت نگاه کردی؟

551
00:44:49,416 --> 00:44:52,333
‫اگه یکی مثل تو کنارش باشه، کی جرات میکنه باهاش حرف بزنه؟

552
00:44:53,666 --> 00:44:56,500
‫اون واسه همون امنیت داره به تو نزدیک میشه.

553
00:44:57,291 --> 00:44:58,458
‫اگه اون سوار موتورت شد، یعنی عشقه؟

554
00:44:59,458 --> 00:45:02,041
‫صد نفر سوار موتور اسنپ و اوبر میشن.

555
00:45:02,541 --> 00:45:03,583
‫همه اونا معشوقه هاشونن؟

556
00:45:04,333 --> 00:45:06,916
‫دختر بیچاره شاید واقعاً اون روز اتوبوسش رو از دست داده.

557
00:45:07,750 --> 00:45:11,250
‫شاید چون دیرش شده بوده به عنوان یه دوست سوار موتورت شده که بره سر کار.

558
00:45:12,250 --> 00:45:14,291
‫هی، دیدی موتور تو چه شکلیه؟

559
00:45:15,208 --> 00:45:17,041
‫کسی که عقب میشینه باید کسی که رانندگی میکنه رو بگیره.

560
00:45:18,166 --> 00:45:19,458
‫وگرنه میفته.

561
00:45:20,500 --> 00:45:21,625
‫پس قضیه اینه که...

562
00:45:22,666 --> 00:45:24,583
‫یک، شاید تو رو به عنوان یه دوست قبول کرده.

563
00:45:25,708 --> 00:45:26,125
‫خدافظ!

564
00:45:28,916 --> 00:45:32,000
‫دوم، شاید ازت به عنوان بادیگارد واسه امنیتش استفاده کرده.

565
00:45:37,000 --> 00:45:39,791
‫و سوم، شاید واقعاً عاشقت شده باشه.

566
00:45:45,000 --> 00:45:49,125
‫برای اینکه حس واقعیشو بفهمیم، حتماً باید صحنه "دوستت دارم" رو داشته باشیم.

567
00:46:30,208 --> 00:46:31,291
‫دیویا...

568
00:46:34,041 --> 00:46:35,458
‫عزیزم...

569
00:46:38,625 --> 00:46:40,916
‫عزیزم، صبر کن.

570
00:46:41,416 --> 00:46:45,791
‫عزیزم، وایسا!

571
00:46:46,541 --> 00:46:49,083
‫چرا ازم دوری می‌کنی، عزیزم؟

572
00:46:50,791 --> 00:46:53,375
‫چرا عشق منو حس نمی‌کنی؟

573
00:46:55,291 --> 00:46:58,250
‫نکنه واسه اینه که اضافه وزن دارم؟

574
00:46:59,666 --> 00:47:03,291
‫عشق به قیافه و ظاهر ربطی نداره.

575
00:47:04,125 --> 00:47:06,583
‫مسئله، مسئله‌ی قلبه.

576
00:47:07,750 --> 00:47:09,583
‫اگه یه نگاه به قلبم مینداختی،

577
00:47:09,625 --> 00:47:12,875
‫می‌دیدی چه معبدی برات اون تو ساختم.

578
00:47:12,916 --> 00:47:15,125
‫اونوقت ازم دوری نمی‌کردی.

579
00:47:15,166 --> 00:47:17,291
‫چرا هنوز ایستادی خواهر؟

580
00:47:17,291 --> 00:47:19,125
‫بشین آروم حرف بزن.

581
00:47:23,125 --> 00:47:24,625
‫-بشین لطفاً.
‫-ممنون.

582
00:47:25,708 --> 00:47:27,000
‫لطفاً، سوییتی.

583
00:47:27,416 --> 00:47:28,958
‫بذار تنهام.

584
00:47:29,166 --> 00:47:31,750
‫ببین، ببین. الان بهم گفتی عزیزم.

585
00:47:31,875 --> 00:47:33,708
‫می‌دونی الان چه حسی دارم؟

586
00:47:33,708 --> 00:47:36,791
‫تک تک سلول‌های بدنم جون گرفته.

587
00:47:38,000 --> 00:47:41,000
‫یه بار دیگه با اون صدای خوشگلت بهم بگو عزیزم.

588
00:47:41,666 --> 00:47:42,708
‫عزیزم...

589
00:47:43,666 --> 00:47:47,333
‫عزیزم، کل اتوبوس دارن بهمون نگاه می‌کنن.

590
00:47:48,625 --> 00:47:50,708
‫آبروم داره میره

591
00:47:50,750 --> 00:47:52,083
‫آبرو؟

592
00:47:52,958 --> 00:47:55,750
‫یه بار سعی کن عشقمو قبول کنی.

593
00:47:55,791 --> 00:47:58,958
‫بهت نشون میدم عشق واقعی چیه.

594
00:47:59,000 --> 00:48:00,791
‫خواهر...

595
00:48:11,125 --> 00:48:12,000
‫بچه ها، بچه ها، بچه ها!

596
00:48:13,333 --> 00:48:21,541
‫یه دختر اومده زانو زده و با تمام وجود به یه پسره اعتراف کرده که عاشقشه،

597
00:48:21,583 --> 00:48:25,625
‫پسره ردش کرده. این کار درسته یا نه؟

598
00:48:25,666 --> 00:48:27,375
‫[همه] اشتباهه!

599
00:48:27,375 --> 00:48:30,708
‫-باید قبولش کنه یا نه؟
‫-[همه] باید قبول کنه. باید قبول کنه.

600
00:48:30,750 --> 00:48:33,000
‫قبولش کن. مشکلت چیه، مرد؟

601
00:48:33,000 --> 00:48:38,208
‫[همه] قبولش کن! قبولش کن!

602
00:49:10,375 --> 00:49:13,791
‫وقتی پیشنهاد میدم، می‌خوام یهویی عاشقم بشه.

603
00:49:13,791 --> 00:49:15,333
‫یه ایده خوب بهم بدین.

604
00:49:15,333 --> 00:49:18,208
‫-بهت پیشنهاد بدم و نشونت بدم؟
‫-چرا می‌خوای خودتو به زحمت بندازی؟

605
00:49:18,208 --> 00:49:19,541
‫بذار بهت نشون بدم چجوری باید انجامش داد.

606
00:49:20,125 --> 00:49:22,500
‫آخیل، وایستا!

607
00:49:22,500 --> 00:49:24,625
‫یه فرصت بهم بده.

608
00:49:25,333 --> 00:49:29,125
‫آخیل، برگرد!

609
00:49:38,125 --> 00:49:38,958
‫هی!

610
00:49:42,875 --> 00:49:44,041
‫عقلتو از دست دادی؟

611
00:49:44,958 --> 00:49:46,666
‫فکر کردم فقط شوخی می‌کنی در مورد سوییتی.

612
00:49:47,583 --> 00:49:50,083
‫ولی آوردی جلو و منو تحقیر کردی.

613
00:49:51,625 --> 00:49:56,000
‫بعد از همه اون جنجال‌هایی که توی اتوبوس راه انداخت، این احمق‌ها هم دارن مسخرم می‌کنن.

614
00:49:57,458 --> 00:49:58,916
‫واسه چی درس خوندی؟

615
00:49:59,458 --> 00:50:00,875
‫اگه شعور ابتدایی نداری.

616
00:50:01,375 --> 00:50:02,625
‫علاوه بر اون، کارمند دولتی هم هستی.

617
00:50:08,166 --> 00:50:11,083
‫چتونه شماها که تو اتوبوس هووم کردین؟

618
00:50:11,083 --> 00:50:13,958
‫بیاین الان حرف بزنیم! بیایین!

619
00:50:57,458 --> 00:50:58,708
‫چرا گریه می‌کنی؟

620
00:50:59,375 --> 00:51:00,708
‫من باید گریه کنم، درسته؟

621
00:51:02,208 --> 00:51:05,583
‫اشکاتو پاک کن. مردم فکر می‌کنن من یه کاری کردم.

622
00:51:12,875 --> 00:51:13,750
‫خواهر!

623
00:51:13,750 --> 00:51:17,791
‫گفتی می‌خوای به دیویا پیشنهاد بدی، آخرش دعوا راه انداختی.

624
00:51:17,833 --> 00:51:19,625
‫واقعاً این کارا لازمه؟

625
00:51:19,958 --> 00:51:22,208
‫معلومه که باید این کارو می‌کرد.

626
00:51:22,250 --> 00:51:26,750
‫اگه واسه زنش نجنگه که ردی عاشق نمیشه.

627
00:51:26,791 --> 00:51:30,041
‫عشق دیگه پرید. فقط ردی مونده الان.

628
00:51:30,375 --> 00:51:33,958
‫بعد از همه اون حرفایی که بهش زد، دیگه حتی تو صورتش هم نگاه نمی‌کنه.

629
00:51:33,958 --> 00:51:36,083
‫چرا انقدر منفی‌بافی می‌کنی؟

630
00:51:36,125 --> 00:51:39,916
‫نارایانا ردی، برو باهاش حرف بزن و معذرت‌خواهی کن.

631
00:51:39,916 --> 00:51:41,291
‫همه‌چی درست میشه.

632
00:51:41,333 --> 00:51:42,666
‫چرا باید معذرت‌خواهی کنم خواهر؟

633
00:51:43,458 --> 00:51:46,875
‫من کلی بهش التماس کردم که به سوییتی چیزی نگه در موردم.

634
00:51:47,250 --> 00:51:50,541
‫بازم اونو آورد و یه جنجال راه انداخت.

635
00:51:51,125 --> 00:51:54,041
‫همون موقع تصمیم گرفتم که اون دختر مناسبی واسه من نیست.

636
00:51:54,083 --> 00:51:56,166
‫تموم شد. همه‌چی تموم شد.

637
00:51:56,583 --> 00:52:01,333
‫فردا داریم میریم معبد. دعا کن که یه دختر بهتر پیدا کنی.

638
00:52:01,416 --> 00:52:02,666
‫چرا معبد؟

639
00:52:02,708 --> 00:52:05,875
‫سایلاجا خواهر داره یه مراسمی برگزار می‌کنه برای بچه دار شدن.

640
00:52:05,875 --> 00:52:07,166
‫همه باید بریم.

641
00:52:07,750 --> 00:52:10,083
‫هی، عشقش داره زنگ میزنه.

642
00:52:10,125 --> 00:52:12,791
‫بریم. بذارین خودشون حرف بزنن.

643
00:52:12,833 --> 00:52:14,000
‫هی!

644
00:52:19,125 --> 00:52:19,958
‫عزیزم...

645
00:52:20,000 --> 00:52:23,708
‫هی، سوییتی. تو و دوستت تصمیم گرفتین منو به کشتن بدین؟

646
00:52:23,708 --> 00:52:28,125
‫خیلی بهش اعتماد داشتم. ولی بهم نارو زد.

647
00:52:28,583 --> 00:52:32,916
‫من بهترین دوستشم. چطوری تونست بهم خیانت کنه آخه؟

648
00:52:32,916 --> 00:52:37,833
‫با اینکه میدونست دوستت دارم، بهم نگفت که تو رو دیده.

649
00:52:37,875 --> 00:52:42,083
‫شاید میخواسته منو دور بزنه و خودشو به تو نشون بده، زنیکه ی عوضی!

650
00:52:45,458 --> 00:52:47,083
‫-محکم ببندش.
‫-تموم شد آبجی.

651
00:52:47,375 --> 00:52:49,208
‫تا شب همین جا میبندی؟

652
00:52:49,833 --> 00:52:52,583
‫هنوز کارا شروع نشده اون پایین. زود بیا.

653
00:52:53,083 --> 00:52:55,666
‫-هی!
‫-وای نه، چی شده؟

654
00:52:56,208 --> 00:52:58,000
‫آقا دیروز سر یه دختر دعوای حسابی کرده.

655
00:52:58,583 --> 00:52:59,458
‫اون دختره کیه؟

656
00:53:00,791 --> 00:53:03,458
‫این چیزا به تو چه؟ برو به کارت برس.

657
00:53:05,333 --> 00:53:08,125
‫-باشه، نوبت منم میشه.
‫-باشه، میبینیم.

658
00:53:35,291 --> 00:53:37,250
‫-سلام!
‫-اوه، سلام عزیزم.

659
00:53:38,333 --> 00:53:39,125
‫-سلام!
‫-سلام!

660
00:53:44,958 --> 00:53:46,333
‫-بده اینو.
‫-چی شده رفیق؟

661
00:53:47,041 --> 00:53:49,166
‫-انگار استخدام شدی. تبریک میگم!
‫-ممنون!

662
00:53:49,708 --> 00:53:51,208
‫آبجی، نگفتی گلارو همونجا ببندم؟

663
00:53:55,000 --> 00:53:56,208
‫فقط ده دقیقه دیگه میبندم.

664
00:53:57,041 --> 00:53:58,958
‫هی، چی داری نگاه میکنی؟ راه بیفت، دیر شد.

665
00:54:13,458 --> 00:54:15,250
‫پدر! پدر!

666
00:54:17,958 --> 00:54:18,416
‫آبجی!

667
00:54:21,000 --> 00:54:21,791
‫تو دیویا رو از قبل میشناسی؟

668
00:54:22,416 --> 00:54:24,375
‫اونا فامیلای طرف دامادتون هستن.

669
00:54:24,916 --> 00:54:27,750
‫چرا اینو میپرسی؟ تو هم دیویا رو میشناسی؟

670
00:54:28,875 --> 00:54:31,875
‫-چرا که نه، اونم میشناسه.
‫-بسه دیگه!

671
00:54:33,333 --> 00:54:35,083
‫آبجی، من عاشقش شدم.

672
00:54:35,750 --> 00:54:40,500
‫واقعا؟ پس این دعواها و زخمی شدنا همش بخاطر اونه؟

673
00:54:41,250 --> 00:54:43,416
‫آبجی، من خیلی دوسش دارم.

674
00:54:44,708 --> 00:54:49,458
‫نمیدونم چیکار میکنی. ولی خانوادتو به خونواده ی اونا معرفی کن.

675
00:54:49,958 --> 00:54:51,458
‫همه چی درست میشه. خواهش میکنم آبجی!

676
00:54:53,000 --> 00:54:54,250
‫باشه، بیا بریم.

677
00:54:55,958 --> 00:54:56,500
‫بچه ها، بدویین!

678
00:54:59,916 --> 00:55:02,083
‫پدرخانوم، این برادرم نارایانا ردی هست.

679
00:55:02,958 --> 00:55:04,458
‫-سلام!
‫-سلام عزیزم.

680
00:55:05,500 --> 00:55:08,416
‫سیناپا اونجا چیکار میکنی؟ بیا اینجا.

681
00:55:27,916 --> 00:55:29,791
‫بریم. دیویا، بریم.

682
00:55:31,666 --> 00:55:34,125
‫مامان، بابا! الان وقتشه. بیاین بریم خواستگاری.

683
00:55:34,541 --> 00:55:35,916
‫منو آبجی میریم. تو ساکت باش.

684
00:55:36,375 --> 00:55:37,708
‫هی، چرا اینقدر عجله داری؟

685
00:55:38,083 --> 00:55:39,333
‫تو چی میدونی؟ تو ساکت باش.

686
00:55:39,750 --> 00:55:41,416
‫-تو بیا بابا.
‫-هی، وایستا!

687
00:55:42,458 --> 00:55:44,291
‫آره، باید شب سیوراتری ببینی.

688
00:55:44,791 --> 00:55:46,416
‫-سلام، آقای کسوا ردی.
‫-سلام!

689
00:55:47,375 --> 00:55:51,333
‫من چنا ردی هستم، سرپنچ مارگانی گونتا.

690
00:55:53,291 --> 00:55:55,291
‫ایشون پسرم، ناراسیمها ردی هستن.

691
00:55:56,250 --> 00:55:58,791
‫ایشون دارن به همه کارای من رسیدگی میکنن.

692
00:55:59,625 --> 00:56:04,583
‫من 30 هکتار زمین دارم. که الان خیلی مشتری داره.

693
00:56:10,666 --> 00:56:18,166
‫همه ی اینارو بهتون میگم، چون پسرم از وقتی دخترتونو دیده، دلش پیشش گیر کرده.

694
00:56:20,916 --> 00:56:24,958
‫هی داره منو کلافه میکنه که الان برم حرف خواستگاری بزنم.

695
00:56:29,500 --> 00:56:31,958
‫آقای چنا ردی، منو اشتباه برداشت نکنین.

696
00:56:32,833 --> 00:56:36,791
‫ما نمیتونیم این شغل و دارایی هارو تضمین کنیم.

697
00:56:40,416 --> 00:56:42,916
‫با اینکه خیلی خوبه، ولی همش موقتیه.

698
00:56:43,500 --> 00:56:46,958
‫ولی اگه یه کار دولتی باشه، ما تضمین داریم تا آخر عمر.

699
00:56:52,916 --> 00:56:57,125
‫چرا آقای کسوا ردی، این تضمین که برای همه تو زندگی وجود نداره، درسته؟

700
00:56:59,500 --> 00:57:02,291
‫برادر خود من یه زمانی تاجر خیلی بزرگی بود.

701
00:57:02,791 --> 00:57:04,708
‫اون موقع با بنز رفت و آمد میکرد.

702
00:57:05,166 --> 00:57:07,333
‫ولی الان، با یه موتور قدیمی رفت و آمد میکنه.

703
00:57:08,416 --> 00:57:09,625
‫اونم من بهش دادم.

704
00:57:10,416 --> 00:57:14,166
‫کسایی که کسب و کارای بزرگی دارن، با ضرر دادن خودکشی میکنن.

705
00:57:17,833 --> 00:57:25,000
‫من نمیتونم هر روز با ترس زندگی کنم و دخترمو تو همچین خونواده ای بفرستم.

706
00:57:29,000 --> 00:57:29,750
‫هوف، برو دیگه.

707
00:57:33,166 --> 00:57:33,916
‫-بریم؟
‫-باشه!

708
00:57:34,458 --> 00:57:36,666
‫-بابا، من یه سری به خدا رو تپه میزنم.
‫-باشه عزیزم!

709
00:57:42,000 --> 00:57:42,500
‫دیویا!

710
00:57:44,541 --> 00:57:44,958
‫دیویا!

711
00:57:45,708 --> 00:57:47,916
‫دیویا، وایسا! یه لحظه وایسا دیویا.

712
00:57:49,291 --> 00:57:50,041
‫به حرفم گوش کن.

713
00:57:51,833 --> 00:57:53,750
‫من برای کاری که کردم معذرت میخوام، دیویا خواهش میکنم.

714
00:57:57,083 --> 00:57:58,833
‫-الو!
‫-چرا قطع میکنی گوشیمو؟

715
00:57:59,291 --> 00:57:59,916
‫بگو چی شده.

716
00:58:00,916 --> 00:58:03,208
‫چند سال دیگه باید صبر کنم تا بیای با بابام حرف بزنی؟

717
00:58:04,000 --> 00:58:05,375
‫چی؟ گفتی چند سال؟

718
00:58:06,041 --> 00:58:08,708
‫ببین راوالی، تو لازم نیست حتی یه ثانیه هم منتظر من باشی.

719
00:58:09,458 --> 00:58:11,791
‫و در ضمن، دیگه به من اصرار نکن با بابات حرف بزنم.

720
00:58:12,916 --> 00:58:14,500
‫اگه میخوای صبر کن، اگه نه که دیگه میل خودت.

721
00:58:22,208 --> 00:58:24,750
‫اصلا ناراحت نشدم که تو اتوبوس جلو این همه آدم ضایع شدم.

722
00:58:26,166 --> 00:58:30,708
‫ولی تو هم یه لبخند زدی و من نمیدونم چرا اینقدر عصبانی شدم، دیویا.

723
00:58:31,333 --> 00:58:34,958
‫یعنی فکر کردی من بعد از اینکه لبخند زدم، سریع سویتی رو آوردم؟

724
00:58:37,291 --> 00:58:39,291
‫اگه میخواستم، خیلی وقت پیش به سویتی در مورد تو میگفتم.

725
00:58:39,708 --> 00:58:41,333
‫آیا اون روز، روزِ خوب و خوش‌یمُنی بود که این حرفا رو به من زدی؟

726
00:58:41,791 --> 00:58:42,958
‫یا اینکه من هیچ کار دیگه‌ای نداشتم که وقتمو بگذرونم؟

727
00:58:45,375 --> 00:58:48,416
‫مردم وقتی یه دختر با یه پسر میشینه، چه فکری می‌کنن؟

728
00:58:49,000 --> 00:58:50,583
‫و ساعت‌ها تو اتوبوس با هم حرف می‌زنن؟

729
00:58:51,083 --> 00:58:53,875
‫ولی من با تو نشستم و حرف زدم. چون تو آدم خوبی هستی.

730
00:58:54,583 --> 00:58:55,791
‫این احترامی بود که من بهت گذاشتم.

731
00:58:56,708 --> 00:59:00,416
‫ولی تو چیکار کردی؟ منو مقصر دونستی، در صورتی که هیچ اشتباهی نکرده بودم.

732
00:59:02,750 --> 00:59:04,791
‫راستشو بگو. من این کارو می‌کنم؟

733
00:59:06,875 --> 00:59:07,666
‫آخرش چی گفتی؟

734
00:59:08,500 --> 00:59:10,625
‫گفتی من عقل درست حسابی ندارم، با اینکه کارمند دولتم، درسته؟

735
00:59:12,083 --> 00:59:12,875
‫اوه نه، من حتی اینو گفتم؟

736
00:59:13,541 --> 00:59:15,166
‫فکر می‌کنی کارمند دولت شدن خیلی آسونه؟

737
00:59:16,375 --> 00:59:18,833
‫اگه می‌تونی یه کار دولتی بگیر و ثابت کن.

738
00:59:19,666 --> 00:59:20,083
‫چی شده دیویا؟

739
00:59:21,125 --> 00:59:24,708
‫آره! اگه می‌تونی یه کار دولتی بگیر و ثابت کن.

740
00:59:26,125 --> 00:59:26,708
‫فهمیدی؟

741
00:59:31,958 --> 00:59:32,375
‫الو!

742
00:59:34,125 --> 00:59:34,791
‫چرا می‌خندی؟

743
00:59:36,291 --> 00:59:37,708
‫-تصمیم گرفتم!
‫-چی؟

744
00:59:38,583 --> 00:59:41,666
‫دوستم سویتی، دقیقاً مطابق تصورات تو هست.

745
00:59:42,166 --> 00:59:46,125
‫دیویا، خواهش می‌کنم! اگه اینقدر عصبانی هستی، منو بزن.

746
00:59:47,166 --> 00:59:49,583
‫ولی خواهش می‌کنم اسم سویتی رو جلوی من نیار.

747
00:59:50,375 --> 00:59:50,833
‫دیویا!

748
00:59:52,958 --> 00:59:53,833
‫باشه، من باید برم.

749
00:59:55,500 --> 00:59:56,208
‫-دیویا!
‫-بله!

750
00:59:58,500 --> 00:59:59,833
‫چرا یکم بیشتر نمی‌مونی؟

751
01:00:00,708 --> 01:00:02,375
‫دلم می‌خواد بمونم، ولی باید برم.

752
01:00:15,791 --> 01:00:17,958
‫هی، ردی عاشق اینجاست. بیا!

753
01:00:18,583 --> 01:00:19,708
‫اوه، همه اینجا هستن؟

754
01:00:20,666 --> 01:00:22,458
‫با دیویا حرف زدی؟ معذرت‌خواهی کردی؟

755
01:00:23,250 --> 01:00:25,541
‫چی بگم ببخشید، خواهر؟ اون خودش بهم گفت دوستت دارم.

756
01:00:26,375 --> 01:00:27,208
‫اوه، بهت پیشنهاد داد؟

757
01:00:27,583 --> 01:00:28,916
‫هی، خجالت نمی‌کشی دروغ می‌گی؟

758
01:00:29,541 --> 01:00:32,333
‫هی، کی دروغ گفت؟ خواهر، می‌دونی چی گفت؟

759
01:00:33,041 --> 01:00:35,833
‫گفت اگه می‌تونی یه کار دولتی بگیر و ثابت کن.

760
01:00:36,291 --> 01:00:38,083
‫پس دیویا بهت پیشنهاد نداد؟

761
01:00:39,083 --> 01:00:40,541
‫چرا بی‌خود بزرگش کردی؟

762
01:00:41,166 --> 01:00:44,833
‫اوه نه خواهر، اون به من گفت که یه جورایی یه کار دولتی جور کنم و فقط اون موقع

763
01:00:45,291 --> 01:00:47,041
‫ما با هم ازدواج می‌کنیم.

764
01:00:47,750 --> 01:00:48,791
‫منظورش این بود، درسته؟

765
01:00:49,875 --> 01:00:51,375
‫می‌دونی موقع رفتن چی گفت؟

766
01:00:52,000 --> 01:00:53,541
‫گفت دلم می‌خواد بمونم ولی باید برم.

767
01:00:53,958 --> 01:00:55,291
‫چقدر دوست داره اینو بگم؟

768
01:00:56,666 --> 01:00:58,208
‫-اوه، آره!
‫-واقعیت رو نمی‌فهمی؟

769
01:00:59,000 --> 01:01:02,541
‫مسئله این نیست که اون دوستت داره یا نه. تو باید یه کار دولتی داشته باشی تا بتونی باهاش ازدواج کنی.

770
01:01:03,125 --> 01:01:05,791
‫خدا رو شکر، بعد از این همه وقت یه حرف درست زدی.

771
01:01:06,750 --> 01:01:09,625
‫هی بهاوی، چه اطلاعیه‌های کار دولتی داده شده؟

772
01:01:10,208 --> 01:01:15,083
‫بیا همشونو ثبت نام کنیم. ما باید به هر قیمتی یه کار دولتی بگیریم و باهاش ازدواج کنیم.

773
01:01:15,916 --> 01:01:19,208
‫حرف داداشت درسته. تو هنوز به واقعیت نیومدی.

774
01:01:19,791 --> 01:01:22,541
‫اگه کار دولتی می‌خوای، حداقل دو تا سه سال طول می‌کشه.

775
01:01:23,041 --> 01:01:29,625
‫دو، سه سال! طبق محاسبات من، اون ازدواج می‌کنه و دو سه تا بچه هم داره.

776
01:01:32,208 --> 01:01:33,291
‫-باشه، من رفتم.
‫-هی آرون!

777
01:01:39,458 --> 01:01:42,916
‫-آرون، می‌دونی که همه عصبانیت من از تو از بین رفته.
‫-چطوری؟

778
01:01:43,541 --> 01:01:46,416
‫عکس یه پسرو برات می‌فرستم. ببین و بگو چطوره.

779
01:01:53,375 --> 01:01:55,708
‫-این پسر کیه؟
‫-پسری که باهاش ازدواج می‌کنم.

780
01:01:56,833 --> 01:01:58,458
‫خواهش می‌کنم راوالی، این کارو نکن.

781
01:01:59,625 --> 01:02:02,916
‫اعضای خانواده‌ام منو درک نمی‌کنن و تو هم همینطور.

782
01:02:03,791 --> 01:02:04,541
‫حالا من چیکار کنم؟

783
01:02:05,208 --> 01:02:09,375
‫آرون، تو داری زیاده‌روی می‌کنی. تو که در هر صورت نمی‌تونستی ازدواج ما رو سر و سامان بدی.

784
01:02:09,875 --> 01:02:12,666
‫تو حداقل برای ازدواج برادرت کمک کن. خداحافظ!

785
01:02:18,375 --> 01:02:21,375
‫یه نفر رو تو بنگلور می‌شناسم که می‌تونه بهت تو گرفتن کار دولتی کمک کنه.

786
01:02:21,791 --> 01:02:23,041
‫برو ببینش، کار درست میشه.

787
01:02:43,083 --> 01:02:45,791
‫دو روز وقت داری. با یک و نیم میلیون بیا.

788
01:02:47,000 --> 01:02:48,041
‫کارت درست میشه.

789
01:02:50,500 --> 01:02:57,125
‫یک و نیم میلیون؟ اونو بذار کنار. کسب و کار چطوره؟

790
01:03:00,083 --> 01:03:00,875
‫خوب داره پیش میره.

791
01:03:02,208 --> 01:03:05,958
‫هی، من در مورد کسب و کار پوشاک حرف نمی‌زنم.

792
01:03:07,541 --> 01:03:13,083
‫ظاهراً با یه دختری خیلی جدی شده و در مورد اون کسب و کار.

793
01:03:14,625 --> 01:03:17,000
‫چی میگی رفیق؟ افتتاحیه انجام شد؟

794
01:03:17,916 --> 01:03:18,791
‫به نظر میاد انجامش دادی.

795
01:03:19,291 --> 01:03:20,250
‫هی، بی خیال!

796
01:03:21,958 --> 01:03:22,458
‫چیه رفیق؟

797
01:03:25,166 --> 01:03:26,000
‫به من سیلی می‌زنی، عوضی؟

798
01:03:27,750 --> 01:03:28,541
‫من پول نمیدم.

799
01:03:29,125 --> 01:03:31,750
‫سهم من سه میلیون هست، یک و نیم بهم بده و من میرم.

800
01:03:32,458 --> 01:03:34,000
‫-هی، چی میگی؟
‫-لطفاً صبر کن برادر.

801
01:03:34,750 --> 01:03:39,583
‫معامله خیلی وسوسه انگیزه. من می‌دونستم که این اتفاق میفته.

802
01:03:52,375 --> 01:03:54,875
‫-کار حتمیه، درسته؟
‫-پول دادی، درسته؟

803
01:03:55,833 --> 01:03:56,666
‫مستقیم برو خونه.

804
01:03:57,458 --> 01:04:03,666
‫یه تابلو بزن روش نوشته باشه نارایانا ردی، کارمند دولت. دم در خوب میشه.

805
01:04:04,250 --> 01:04:06,375
‫- آقا، کار!
‫- بابا تو که گرفتیش.

806
01:04:06,833 --> 01:04:07,875
‫- اوکیه، درسته؟
‫- شک نکن، مرد!

807
01:04:08,291 --> 01:04:08,666
‫ممنون آقا!

808
01:04:14,125 --> 01:04:17,458
‫هی، تو باید وقتی کارت جور شد زنگ می‌زدی دابا، ولی چرا اینجا زنگ زدی؟

809
01:04:18,083 --> 01:04:19,541
‫تو گفتی تو صحنه عاشقانه‌ی من صحنه عشقی نیست، درسته داداش؟

810
01:04:20,208 --> 01:04:21,833
‫- الان نشونش می‌دم.
‫- چی؟

811
01:04:47,416 --> 01:04:48,458
‫آره گوویند داداش، بگو چی شده.

812
01:04:48,958 --> 01:04:51,208
‫همه چی خراب شده داداش. چک کن، یه ویدیو برات فرستادم.

813
01:04:54,708 --> 01:04:57,833
‫- آقا، کجا می‌بری؟
‫- برو کنار!

814
01:04:58,583 --> 01:05:01,416
‫آقا، من برای همه کسایی که ازشون پول گرفتم کار دولتی جور کردم.

815
01:05:09,958 --> 01:05:10,500
‫هی، دختره!

816
01:05:16,375 --> 01:05:19,708
‫چرا سه روزه پیدات نیست؟ خیلی مشغولی؟

817
01:05:24,875 --> 01:05:25,583
‫چرا اینجوری شدی؟

818
01:05:28,125 --> 01:05:29,166
‫دیویا، اون ...

819
01:05:29,833 --> 01:05:33,083
‫فهمیدم. من گفتم اگه میتونی یه کار دولتی جور کن، توی معبد.

820
01:05:34,000 --> 01:05:35,166
‫جدی گرفتی؟

821
01:05:42,416 --> 01:05:44,583
‫آروم باش. من فقط واسه شوخی گفتم.

822
01:05:48,416 --> 01:05:50,916
‫چرا اینجوری میکنی؟ باید هرچیزی رو بگی؟

823
01:05:54,791 --> 01:05:57,333
‫بابام اینجاست. دلم میخواد بمونم، ولی باید برم.

824
01:06:02,541 --> 01:06:03,666
‫چرا گفت آروم باش؟

825
01:06:04,375 --> 01:06:05,708
‫گفت آروم باش، درسته؟

826
01:06:06,791 --> 01:06:09,125
‫پس، کار دولتی لازم نیست؟

827
01:06:09,708 --> 01:06:13,041
‫مسئله این نیست که کار دولتی داری یا نه.

828
01:06:13,666 --> 01:06:16,458
‫مسئله اصلی اینه که واقعاً دوستت داره یا نه.

829
01:06:17,291 --> 01:06:19,250
‫تو گفتی داستان عاشقانه شما یه چیز پخته‌ست، درسته؟

830
01:06:19,916 --> 01:06:21,958
‫انتظار نداشتم اینقدر پخته باشه.

831
01:06:22,750 --> 01:06:26,125
‫باشه، غروب بیا سر جامون. موقع نوشیدنی صحبت می‌کنیم.

832
01:06:27,041 --> 01:06:27,625
‫ردی عاشق!

833
01:06:35,583 --> 01:06:36,916
‫دلم میخواد بمونم، ولی باید برم.

834
01:06:37,791 --> 01:06:39,250
‫گفت، دلم میخواد بمونم ولی باید برم.

835
01:06:39,708 --> 01:06:41,000
‫چقدر منو دوست داشته باشه که اینو بگه؟

836
01:06:41,625 --> 01:06:42,875
‫دلم میخواد بمونم، ولی باید برم.

837
01:06:43,625 --> 01:06:46,833
‫واسه همین داداشه، ما یه صحنه دوستت دارم لازم داریم.

838
01:06:47,291 --> 01:06:48,708
‫تو هر صحنه‌ای عشقه دیگه، مگه نه داداش؟

839
01:07:15,666 --> 01:07:16,916
‫کی بهت اجازه داد اینا رو برگردونی؟

840
01:07:17,791 --> 01:07:21,958
‫میدونی بابات چه سختی‌هایی کشیده تا این پولو جمع کنه؟

841
01:07:23,041 --> 01:07:24,083
‫تو که تحصیل کرده‌ای، نیستی؟

842
01:07:24,708 --> 01:07:25,500
‫عقلت کجا رفته؟

843
01:07:27,500 --> 01:07:29,833
‫تو همه چی رو فقط بخاطر یه دختر خراب کردی...

844
01:07:31,083 --> 01:07:33,916
‫حالا میخوای چیکار کنی؟ جواب منو بده...

845
01:07:34,333 --> 01:07:36,583
‫کافیه لاکشمی. ولش کن.

846
01:07:37,875 --> 01:07:41,708
‫لازم ندید قبل از اینکه خودش یه تصمیمی بگیره، به ما خبر بده.

847
01:07:42,791 --> 01:07:44,708
‫اون میخواد زندگیشو طبق میل خودش بگذرونه.

848
01:07:45,208 --> 01:07:47,791
‫تمومش کن. اون پولو تو شرط بندی و قمار نباخته.

849
01:07:51,708 --> 01:07:54,541
‫اون میخواست یه کار جور کنه، به یه نفر اعتماد کرد که براش یه لطفی بکنه.

850
01:07:55,083 --> 01:07:57,208
‫اون نمیتونست حدس بزنه که اونا نیت بدی دارن، مگه نه؟

851
01:08:00,541 --> 01:08:03,708
‫مامان، بیا... یه کم غذا براش بکش.

852
01:08:04,541 --> 01:08:05,958
‫بیا خواهر.

853
01:08:26,583 --> 01:08:28,166
‫من ازت خواستم یه کار دولتی جور کنی، مگه نه؟

854
01:08:28,708 --> 01:08:29,791
‫جدی گرفتی؟

855
01:08:34,083 --> 01:08:35,000
‫شوخی میکردم...

856
01:08:36,958 --> 01:08:38,375
‫جور کردن یه کار دولتی کار آسونی نیست.

857
01:08:38,833 --> 01:08:41,000
‫اگه میتونی، یه کار دولتی جور کن.

858
01:09:05,958 --> 01:09:11,916
‫ببین، حداقل الان بفهم که اشتباه کردی و با یه دختر دیگه با دید باز عاشق شو.

859
01:09:12,416 --> 01:09:14,750
‫با یه دختر دیگه با دید باز عاشق شو.

860
01:09:17,041 --> 01:09:17,333
‫هی...

861
01:09:19,500 --> 01:09:21,375
‫هی... هی...

862
01:09:22,458 --> 01:09:26,166
‫من فقط ازت خواستم اشتباهتو بفهمی، نه اینکه خودتو مجازات کنی.

863
01:09:27,208 --> 01:09:28,458
‫اشتباه بود! من اشتباه کردم!

864
01:09:30,708 --> 01:09:33,541
‫میدونی دیویا چی گفت؟

865
01:09:35,000 --> 01:09:37,625
‫واقعاً داری سعی میکنی یه کار دولتی جور کنی فقط واسه اینکه من خوشحال شم؟

866
01:09:38,625 --> 01:09:40,250
‫اونقدر جدی نگیر.

867
01:09:41,958 --> 01:09:43,000
‫میدونی معنیش چیه؟

868
01:09:45,166 --> 01:09:47,791
‫یعنی براش مهم نیست که من کار دولتی دارم یا نه، و

869
01:09:48,416 --> 01:09:51,833
‫اینکه در هر صورت پدر مادرشو قانع میکنه.

870
01:09:53,333 --> 01:09:55,375
‫چطور میتونم دختری مثل دیویا رو اشتباه بفهمم؟

871
01:09:55,875 --> 01:09:56,208
‫هی ..

872
01:09:58,250 --> 01:10:01,708
‫من بخاطر اینکه دورم پر از آدمای منفی مثل توئه بدبین شدم.

873
01:10:03,291 --> 01:10:04,666
‫اگه تحت تأثیر تو، یه چیزی منفی جلوی دختره میگفتم،

874
01:10:05,125 --> 01:10:05,750
‫تصور کن چی میشد...

875
01:10:06,875 --> 01:10:09,000
‫تا آخر عمر یادش میموند.

876
01:10:13,500 --> 01:10:19,583
‫هی، وقتی ساکت بودی فکر کردم داری سعی میکنی اون دختره رو فراموش کنی.

877
01:10:20,625 --> 01:10:22,041
‫انتظار نداشتم افکارت اینقدر خشن باشه.

878
01:10:23,708 --> 01:10:28,708
‫تو حرفاشو مطابق میل خودت پیچوندی!

879
01:10:30,416 --> 01:10:32,791
‫اون مثل گوینده رادیو واضح حرف میزد.

880
01:10:34,250 --> 01:10:38,125
‫داداش، الان داری منو میترسونی... من رفتم.

881
01:10:40,666 --> 01:10:45,291
‫هی، دیویا بیشتر از هر چیزی منو دوست داره.

882
01:10:45,750 --> 01:10:46,666
‫این حقیقته.

883
01:10:48,875 --> 01:10:52,125
‫دوستت دارم دیویا. باهات ازدواج می‌کنم.

884
01:10:56,583 --> 01:10:57,875
‫ببینش، چه میخنده، بعد از این همه کاری که کرده.

885
01:10:59,000 --> 01:10:59,666
‫دارم همه چیو میبینم.

886
01:11:00,458 --> 01:11:01,416
‫ازش بپرس ببین به چی فکر میکنه.

887
01:11:01,750 --> 01:11:02,083
‫من؟ نه...

888
01:11:02,583 --> 01:11:03,000
‫برو، ازش بپرس.

889
01:11:03,708 --> 01:11:04,125
‫برو دیگه...

890
01:11:07,000 --> 01:11:11,375
‫داداش، تصمیمی گرفتی که از این مشکل خلاص شی؟

891
01:11:15,875 --> 01:11:16,958
‫دارم ازت می پرسم.

892
01:11:17,666 --> 01:11:18,458
‫جوابشو بده...

893
01:11:19,541 --> 01:11:23,000
‫به جای اینکه پول بدم یه شغل بخرم، تصمیم گرفتم یه کاری پیدا کنم که

894
01:11:25,500 --> 01:11:29,666
‫توش وارد باشم و دوست داشته باشم انجامش بدم.

895
01:11:31,875 --> 01:11:32,875
‫دارم به بیزینس فکر می کنم، مامان.

896
01:11:34,708 --> 01:11:39,416
‫پس چطوری بابای دیویا رو راضی می کنی؟

897
01:11:41,208 --> 01:11:45,666
‫اول با دیویا حرف میزنم. اگه اون قبول کنه، خودش باباشو راضی میکنه.

898
01:11:46,166 --> 01:11:47,916
‫اگه قبول نکنه چی؟ میخوای چیکار کنی؟

899
01:11:48,416 --> 01:11:50,958
‫میشه دهنتو ببندی! همش انرژی منفی میدی...

900
01:11:52,083 --> 01:11:52,791
‫خواهرت داره میاد...

901
01:11:53,250 --> 01:11:56,250
‫نارایانا ردی، دیویا داره نامزد میکنه.

902
01:12:01,250 --> 01:12:02,000
‫این کافیه؟

903
01:12:02,583 --> 01:12:05,875
‫اسم اون پسره مانوهاره. اونم یه شغل دولتی داره.

904
01:12:07,000 --> 01:12:08,625
‫دیروز اومدن برای دیدن همدیگه.

905
01:12:10,125 --> 01:12:12,625
‫داشتن حرف میزدن که نامزدی رو زودتر برگزار کنن.

906
01:12:17,000 --> 01:12:17,833
‫حالا خوشحالی داداش؟

907
01:12:18,625 --> 01:12:19,958
‫بهت التماس کردیم که زودتر بهش بگی.

908
01:12:20,416 --> 01:12:22,875
‫ولی تو نگفتی. من این اعتماد به نفستو درک نمیکنم!

909
01:12:23,750 --> 01:12:26,208
‫خیلی شانس داشتی ولی نتونستی بهش اعتراف کنی.

910
01:12:26,833 --> 01:12:29,791
‫شما دوتا هر روز تو اتوبوس خوب با هم گپ میزدین، اگه ازت خوشش نمیومد،

911
01:12:30,208 --> 01:12:31,125
‫چرا اصلا باهات حرف میزد؟

912
01:12:31,833 --> 01:12:33,625
‫حرف زدن با یکی به این معنی نیست که ازش خوشت میاد.

913
01:12:34,416 --> 01:12:41,416
‫اگه واقعا ازت خوشش میومد، حداقل بهت خبر میداد که خواستگار اومده.

914
01:12:42,291 --> 01:12:43,958
‫داری همه چی رو توهم میزنی، داداش.

915
01:12:45,958 --> 01:12:47,750
‫حداقل به ما بگو تو سرت چی میگذره.

916
01:12:49,958 --> 01:12:50,625
‫حرفتون تموم شد؟

917
01:12:52,500 --> 01:12:54,166
‫دیویا باباشو خیلی دوست داره.

918
01:12:55,750 --> 01:12:57,166
‫بخاطر اون با این وصلت موافقت کرده.

919
01:12:57,791 --> 01:12:58,541
‫داری چی میگی؟

920
01:12:59,041 --> 01:13:01,833
‫هیچ دلیل و منطق دیگه ای برای بررسی کردن وجود نداره.

921
01:13:02,791 --> 01:13:04,166
‫دیویا واقعا دوستم داره.

922
01:13:05,083 --> 01:13:06,000
‫اون تا حالا اینو بهت گفته؟

923
01:13:06,625 --> 01:13:09,375
‫نه، نگفته. ولی نیازی هم نیست.

924
01:13:10,625 --> 01:13:13,458
‫میشه عشق یکی رو تو چشماش دید، یه نگاه کافیه.

925
01:13:14,875 --> 01:13:16,458
‫عشق رو میشه حس کرد، اینطور فکر نمیکنی؟

926
01:13:17,375 --> 01:13:20,583
‫همه این روزای آشنایی و دوستی، این عشق نبود؟

927
01:13:22,750 --> 01:13:28,708
‫تو میگی که دختره به من اعتراف نکرده، من میگم که اون نتونسته به من اعتراف کنه.

928
01:13:31,750 --> 01:13:34,708
‫مامان، من پسرم و نتونستم احساساتمو اعتراف کنم.

929
01:13:35,500 --> 01:13:38,000
‫اون یه دختره، چطوری احساساتشو اعتراف کنه... فقط بهش فکر کن.

930
01:13:40,291 --> 01:13:43,000
‫بیخیال اینا شو. من حداقل بخاطر تو باید دیویا رو ببینم.

931
01:13:47,875 --> 01:13:50,166
‫هی، نارایانا ردی. همونجا وایستا...

932
01:13:52,250 --> 01:13:55,625
‫همه این روزا، تو واسه ثابت کردن تصورات خودت به ما بهونه های الکی دادی

933
01:13:56,125 --> 01:14:00,625
‫که دختره دوستت داره، ولی حالا داره با یکی دیگه نامزد میکنه.

934
01:14:01,375 --> 01:14:03,833
‫حالا باباشو تو داستان عشقی خودت یه آدم بد نشون دادی.

935
01:14:04,541 --> 01:14:09,375
‫فردا اگه ازدواج کنه، خانوادشو تو داستان عشقی خودت یه آدم بد نشون میدی، نه؟

936
01:14:09,958 --> 01:14:12,166
‫اونا آدم بده نیستن، تو آدم بده واقعی زندگی خودتی.

937
01:14:13,208 --> 01:14:13,750
‫تموم شد حرفات؟

938
01:14:14,041 --> 01:14:15,000
‫یه دیالوگ دیگه مونده.

939
01:14:15,291 --> 01:14:15,791
‫بگو.

940
01:14:16,083 --> 01:14:19,875
‫آدمایی مثل تو همونایین که دخترو میکشن فقط بخاطر اینکه به خواستگاریش جواب رد داده.

941
01:14:20,166 --> 01:14:21,208
‫حالا تموم شد؟
‫-آره.

942
01:14:21,458 --> 01:14:22,583
‫برو دیگه.
‫-تو اول برو.

943
01:14:23,291 --> 01:14:25,875
‫شنیدی چی گفتن، دیویا؟ مردم دارن اینقدر با من بد رفتاری میکنن.

944
01:14:26,833 --> 01:14:29,666
‫اون منو آدم بد داستان عشقی خودمون صدا زد و میگه من تو رو میکشم.

945
01:14:31,166 --> 01:14:33,291
‫باید دهن همشونو ببندیم، دیویا!

946
01:14:33,583 --> 01:14:35,500
‫زود اینکارو میکنم...

947
01:16:17,333 --> 01:16:18,166
‫مامان، آروم باش.

948
01:16:19,916 --> 01:16:20,958
‫پسرم، باهاش حرف زدی؟

949
01:16:27,208 --> 01:16:28,041
‫چرا بی حالی، پسرم؟

950
01:16:30,000 --> 01:16:31,041
‫مادربزرگ دیویا فوت کرده، مامان.

951
01:16:33,916 --> 01:16:35,583
‫واسه همین نتونستم بگم.

952
01:16:36,208 --> 01:16:37,375
‫حالا چی میشه؟

953
01:16:38,208 --> 01:16:41,333
‫چیکار میشه کرد... اونا باید بخاطر مرگ تو خانوادشون ناراحت باشن،

954
01:16:43,125 --> 01:16:44,750
‫تو نمیتونی تا یه هفته دیگه باهاش صحبت کنی.

955
01:17:02,625 --> 01:17:06,458
‫"ای ردی عاشق! ردی عاشق!"

956
01:17:07,291 --> 01:17:11,291
‫"کی میخوای وارد قلب دختره بشی؟"

957
01:17:18,916 --> 01:17:27,416
‫"ردی عاشق، زندگی داره باهات کبدی بازی میکنه و داره لهت میکنه"

958
01:17:35,000 --> 01:17:38,250
‫"عشق بعد از 30 سالگی تو وجودت متولد شده"

959
01:17:38,833 --> 01:17:42,833
‫"دختره با کلی ریسک اومد"

960
01:17:43,291 --> 01:17:46,250
‫"خوشگلی داره با یه لبخند سلام میکنه"

961
01:17:46,791 --> 01:17:49,416
‫"اون قلب تو رو دزدید"

962
01:17:49,916 --> 01:17:53,333
‫"ای ردی عاشق، بجنب رفیق!"

963
01:17:53,791 --> 01:17:57,250
‫"داستان عشقتو شروع کن، بابا!"

964
01:17:57,791 --> 01:18:01,291
‫"تو عشق بازی با دخترت"

965
01:18:01,750 --> 01:18:05,541
‫"تو این جنگ رو میبری"

966
01:18:39,208 --> 01:18:46,000
‫"اون همیشه ساده‌ست، ولی بازی تِمپل ران رو شروع کرده"

967
01:18:46,666 --> 01:18:53,791
‫"تو هم گیر این جور جادوها افتادی که نمیتونی ابراز کنی، نه داداش؟"

968
01:18:55,416 --> 01:18:56,666
‫"تو شوکه شدی"

969
01:18:59,166 --> 01:19:00,833
‫"تو شوکه شدی"

970
01:19:03,291 --> 01:19:06,125
‫"عشق ضمانت نداره"

971
01:19:07,166 --> 01:19:10,000
‫"شاید تو رو گول بزنه"

972
01:19:10,500 --> 01:19:13,916
‫"نه منتظر آینده باش، نه الان"

973
01:19:14,458 --> 01:19:17,750
‫"برو و احساست رو بگو"

974
01:19:18,791 --> 01:19:22,125
‫"عینک آفتابی زده و یقه پیرهنشو داده بالا"

975
01:19:22,750 --> 01:19:26,916
‫"موتورت رو روشن کن، هی لاو رِدی"

976
01:19:27,333 --> 01:19:30,250
‫"عشق بهتر از مشروب حال میده و شانسه"

977
01:19:30,875 --> 01:19:32,958
‫"فرصت رو از دست نده"

978
01:19:33,875 --> 01:19:37,166
‫"اوه ردی عاشق، بجنب رفیق!"

979
01:19:37,708 --> 01:19:41,000
‫"داستان عشقت رو شروع کن، بابا!"

980
01:19:41,833 --> 01:19:45,125
‫"تو عشق بازی با دخترت"

981
01:19:45,666 --> 01:19:49,583
‫"تو این جنگ رو میبری"

982
01:20:11,291 --> 01:20:12,041
‫شماها اینجا چیکار می‌کنید؟

983
01:20:14,041 --> 01:20:14,541
‫عمو...

984
01:20:15,041 --> 01:20:15,500
‫هوم...

985
01:20:15,875 --> 01:20:17,416
‫این همون دختریه که داداش دوستش داره.

986
01:20:18,125 --> 01:20:19,958
‫قراره باهاش نامزد کنه.

987
01:20:32,166 --> 01:20:32,833
‫حقوق شما چقدره آقا؟

988
01:20:34,416 --> 01:20:34,916
‫سی هزار.

989
01:20:35,750 --> 01:20:36,541
‫من پنجاه میگیرم.

990
01:20:38,416 --> 01:20:41,291
‫صبر کن. واقعا 50 هزار درآمد داری؟

991
01:20:41,750 --> 01:20:42,375
‫چرا؟ میخوای بیای پیش من کار کنی؟

992
01:20:42,750 --> 01:20:44,125
‫عمو، یه زنگ داری.

993
01:20:45,333 --> 01:20:45,833
‫مامان!!

994
01:20:46,833 --> 01:20:47,375
‫سامارا...

995
01:20:51,041 --> 01:20:51,458
‫چطور افتادی؟

996
01:20:54,208 --> 01:20:56,166
‫جیوتی، جعبه کمک‌های اولیه رو بیار.

997
01:20:56,708 --> 01:20:57,375
‫دارم میارمش.

998
01:20:57,916 --> 01:20:59,500
‫هیچی نشده. همه چی خوبه، گریه نکن عزیزم...

999
01:21:00,083 --> 01:21:02,291
‫پسرای خوب گریه نمی‌کنن... تو پسر خوبی نیستی؟

1000
01:21:04,666 --> 01:21:10,000
‫چطور افتادی؟ اگه گریه نکنی برات ماشین پلیس میگیرم.

1001
01:21:10,416 --> 01:21:12,125
‫آره... لبخند بزن، لبخند بزن، لبخند بزن...

1002
01:21:12,666 --> 01:21:13,166
‫تو پسر خوبی هستی...

1003
01:21:14,041 --> 01:21:15,958
‫چه پسر نازی! ببین چطور بخاطر یه ماشین پلیس گریه رو قطع کرد.

1004
01:21:21,125 --> 01:21:22,500
‫چرا بهت زنگ میزنه؟

1005
01:21:43,458 --> 01:21:44,250
‫هی، سلام! چی شده راوالی؟

1006
01:21:45,166 --> 01:21:49,458
‫چرا منو اینجا تنها صدا کردی؟ نقشه عاشقانه ای کشیدی؟

1007
01:21:50,166 --> 01:21:50,583
‫هی!

1008
01:21:51,208 --> 01:21:51,625
‫تو کی هستی؟

1009
01:21:52,166 --> 01:21:52,625
‫آرون.

1010
01:21:53,000 --> 01:21:53,666
‫من عاشقشم.

1011
01:21:54,500 --> 01:21:54,958
‫چی؟

1012
01:21:55,583 --> 01:21:57,708
‫ما سه ساله که با هم رابطه داریم.

1013
01:21:58,166 --> 01:22:01,375
‫من نمیخوام با ازدواجی که دوستش ندارم خودمو عذاب بدم.

1014
01:22:02,791 --> 01:22:05,625
‫اگه پدرم اینو بفهمه، بازم منو به زور شوهر میده به تو

1015
01:22:06,166 --> 01:22:08,458
‫فقط برای اینکه آبروش پیش فامیل نره.

1016
01:22:09,125 --> 01:22:11,333
‫همه چی فیکس شده و تو الان اینو به من میگی؟

1017
01:22:12,541 --> 01:22:16,625
‫اگه این موضوع پخش بشه، نمیدونم پدرت چی کار میکنه ولی پدر من اصلا آروم نمیگیره.

1018
01:22:20,875 --> 01:22:21,291
‫آقا...

1019
01:22:26,000 --> 01:22:30,750
‫دیویا! دختری که داداشم دوستش داره، خیلی بیشتر از اون به تو میاد.

1020
01:22:32,541 --> 01:22:34,416
‫هم اون کار دولتی داره هم تو.

1021
01:22:35,166 --> 01:22:37,833
‫اونا از نظر مالی خوبن، تو هم همینطور.

1022
01:22:38,958 --> 01:22:41,958
‫آقا، اگه فکرشو بکنی، دیویا گزینه بهتری برای توئه تا راوالی.

1023
01:22:44,041 --> 01:22:49,000
‫باشه. ولی اگه من با دختری که داداشت دوستش داره ازدواج کنم، اون وقت داداشت چی؟

1024
01:22:49,916 --> 01:22:52,958
‫آقا، اون عاشق اون دختره ولی اون دختر اونو دوست نداره.

1025
01:22:53,625 --> 01:22:57,000
‫اون حتی به احساسش اعتراف هم نکرده، و هیچ وقت هم نخواهد کرد.

1026
01:22:57,916 --> 01:23:02,166
‫اگه تو با دیویا ازدواج کنی، زندگی تو خوب میشه، زندگی ما هم همینطور.

1027
01:23:03,250 --> 01:23:03,958
‫لطفا سعی کن بفهمی آقا.

1028
01:23:12,500 --> 01:23:15,041
‫تا وقتی دیویا مجرده، اون هی اسم دیویا رو میاره

1029
01:23:15,541 --> 01:23:17,250
‫ولی وقتی ازدواج کنه، اونم با یکی دیگه ازدواج میکنه و

1030
01:23:17,708 --> 01:23:20,250
‫اون وقت به من اجازه میده با دختری که دوست دارم ازدواج کنم. برای همین این کارو کردم.

1031
01:23:21,000 --> 01:23:23,458
‫چطوری میتونی به برادر خودت خیانت کنی؟

1032
01:23:24,083 --> 01:23:26,958
‫اگه واقعا به فکر برادرش بود، تا الان ازدواج کرده بود.

1033
01:23:27,583 --> 01:23:30,166
‫شماها همه اصرار دارید که داستان عشق اون موفق شه ولی آیا یکی تون

1034
01:23:30,583 --> 01:23:34,291
‫حداقل یکی تون با من همدردی میکنه؟

1035
01:23:35,166 --> 01:23:35,916
‫این خانواده‌ی منه!

1036
01:23:37,000 --> 01:23:40,291
‫هی، برادر بزرگتر باید به خواهر و برادراش جرات بده ولی تو...

1037
01:23:40,958 --> 01:23:42,041
‫تو تبدیل به یه شیطان تو زندگی ما شدی.

1038
01:23:43,833 --> 01:23:47,458
‫هی، از کجا بدونیم که تو عاشق یه دختری وقتی بهمون نمیگی؟

1039
01:23:48,083 --> 01:23:50,041
‫اگه بفهمیم میخوای چیکار کنی؟ هیچی...

1040
01:23:51,000 --> 01:23:53,166
‫چرا هیچ کاری نکنیم؟ شما دو تا واسه ما یکی هستید.

1041
01:23:54,083 --> 01:23:55,000
‫این نمایشو تموم کنین.

1042
01:23:55,791 --> 01:23:58,000
‫گوش کن، من مدرک دارم که راوالی منو دوست داره.

1043
01:23:58,833 --> 01:24:00,375
‫تو چه مدرکی داری که دیویا تو رو دوست داره؟

1044
01:24:00,875 --> 01:24:05,166
‫بهم ثابت کن اشتباه کردم، اونوقت قبول می‌کنم و همین الان از این خونه میرم.

1045
01:24:05,750 --> 01:24:07,500
‫آرون، چی داری میگی؟

1046
01:24:08,333 --> 01:24:13,541
‫دیویا اونو دوست نداره، اگه دوست داشت، قبول نمی‌کرد با مانوهار ازدواج کنه.

1047
01:24:14,208 --> 01:24:17,250
‫اون یه آدم خل و چله، و داره زندگی منو بخاطر حماقتش قربانی می‌کنه.

1048
01:24:17,708 --> 01:24:19,291
‫و شمایی که این آدم دیوونه رو باور کردین، از اونم کله‌خرترین.

1049
01:24:20,083 --> 01:24:21,208
‫به کی گفتی آدم خل و چل؟

1050
01:24:21,916 --> 01:24:26,041
‫تو خلی که به ما نگفتی عاشق شدی.

1051
01:24:27,208 --> 01:24:30,250
‫با اینکه خانواده داری، فکر می‌کنی تنهایی،

1052
01:24:31,125 --> 01:24:32,166
‫تو کله‌خری که اینو باور کردی.

1053
01:24:32,708 --> 01:24:36,000
‫چطور نفهمیدی دردی که تو بخاطر جدایی از عشقت میکشی،

1054
01:24:36,500 --> 01:24:40,291
‫همون دردیه که اونم اگه از عشقش جدا شه میکشه؟

1055
01:24:41,708 --> 01:24:45,000
‫بخاطر خوشحالی خودت، چرا بهش نارو زدی؟

1056
01:24:46,291 --> 01:24:49,583
‫خجالت می‌کشم بهت بگم پسرم.

1057
01:24:50,791 --> 01:24:51,875
‫پس همتون طرف اونید، نه؟

1058
01:24:53,125 --> 01:24:54,333
‫باشه، میرم.

1059
01:24:58,291 --> 01:25:00,583
‫الو، راوالی. خانواده‌م فهمیدن که با مانوهار یه معامله کردیم.

1060
01:25:01,125 --> 01:25:02,500
‫منو بخاطر نارو زدن به برادرم سرزنش می‌کنن.

1061
01:25:03,041 --> 01:25:05,541
‫انگار مادرم خجالت می‌کشه بهم بگه پسرش.

1062
01:25:06,291 --> 01:25:07,458
‫خانواده‌م دارن سعی می‌کنن قانعم کنن.

1063
01:25:08,250 --> 01:25:10,708
‫بعد از این همه ماجرا، ما نمی‌تونیم با هم ازدواج کنیم و خوشحال باشیم.

1064
01:25:11,125 --> 01:25:11,750
‫بهتره با مانوهار ازدواج کنی.

1065
01:25:12,375 --> 01:25:14,166
‫آرون، چی داری میگی؟

1066
01:25:19,041 --> 01:25:20,708
‫لازم ندیدی این موضوع رو با ما در میون بذاری؟

1067
01:25:22,000 --> 01:25:23,291
‫همه ما رو مرده حساب کردی؟

1068
01:25:24,291 --> 01:25:24,916
‫نمی‌خواستم بهتون بگم.

1069
01:25:26,916 --> 01:25:32,000
‫مشکلت همینه، داری میبینی چقدر دارن تلاش میکنن بخاطر عشق من،

1070
01:25:32,750 --> 01:25:34,125
‫چطور فکر کردی از تو حمایت نمی‌کنن؟

1071
01:25:40,208 --> 01:25:40,708
‫الو، آرون.

1072
01:25:41,250 --> 01:25:44,333
‫من برادر آرونم، عزیزم. تازه فهمیدیم که عاشق شدی.

1073
01:25:45,000 --> 01:25:48,000
‫زود میایم خونتون، نگران نباش.

1074
01:25:48,625 --> 01:25:50,750
‫پدر مادرتو راضی می‌کنیم و شما دو تا رو به هم می‌رسونیم.

1075
01:26:26,000 --> 01:26:29,708
‫خانواده‌م فهمیدن که من بودم که دیویا رو با تو جور کردم، داداش.

1076
01:26:31,625 --> 01:26:37,291
‫نفهمیدم که کار عجولانه‌م به این همه آدم صدمه میزنه. پس...

1077
01:26:38,333 --> 01:26:38,833
‫پس؟

1078
01:26:41,250 --> 01:26:42,291
‫تو باید دیویا رو فراموش کنی.

1079
01:26:47,750 --> 01:26:52,750
‫فکر کردی صندلی بازیه؟ منو خل و چل فرض کردی؟

1080
01:26:55,208 --> 01:26:58,291
‫من دوست دختر تورو ول کردم، حالا ازم می‌خوای دوست دختر برادرتو هم ول کنم؟

1081
01:26:58,791 --> 01:27:02,750
‫حالا با کی بگردم؟ بگو... با اون؟

1082
01:27:03,583 --> 01:27:04,416
‫داری شوخی میکنی؟

1083
01:27:05,000 --> 01:27:05,791
‫نه داداش...

1084
01:27:07,416 --> 01:27:13,250
‫ببین... من دیویا رو خیلی دوست دارم. الان نمی‌تونم اونو از ذهنم بیرون کنم.

1085
01:27:14,583 --> 01:27:18,958
‫هر کی جلوم وایسه، من حتما با دیویا ازدواج می‌کنم.

1086
01:27:21,291 --> 01:27:26,625
‫برو. موقع رفتن، لطفا یه منچوریان واسه ما سفارش بده.

1087
01:27:27,291 --> 01:27:27,875
‫برو مرد.

1088
01:27:42,000 --> 01:27:45,125
‫اسم من نارایانا ردی هست. من دیویا رو خیلی دوست دارم.

1089
01:27:47,500 --> 01:27:49,208
‫من از طرف برادرم معذرت می‌خوام.

1090
01:27:51,375 --> 01:27:52,041
‫لطفا دیویا رو فراموش کن، برادر.

1091
01:27:52,958 --> 01:27:55,875
‫آهان، پس تو همون عاشق یه طرفه معروفی؟

1092
01:27:58,583 --> 01:28:00,791
‫دردتو می‌فهمم نارایانا ردی.

1093
01:28:01,708 --> 01:28:06,250
‫هر کسی جای تو باشه، وقتی ببینه عشقش داره با یکی دیگه ازدواج می‌کنه،

1094
01:28:06,833 --> 01:28:08,041
‫همین دردو حس می‌کنه.

1095
01:28:08,208 --> 01:28:11,125
‫اما من یه چیزی بهت پیشنهاد میدم که هیچکس انجام نمیده.

1096
01:28:11,875 --> 01:28:18,625
‫بگو تو چطوری تصور میکردی از دیویا مراقبت کنی، من همونجوری ازش مراقبت می‌کنم.

1097
01:28:19,500 --> 01:28:28,000
‫هر چیزی که دوست داره رو بهش میدم، هرجوری که میخواد عاشقش باشم و هر چیز دیگه...

1098
01:28:35,291 --> 01:28:37,333
‫عاشق یه طرفه ها رو ببین! داره عصبانی میشه...

1099
01:28:39,958 --> 01:28:43,375
‫دیویا مال منه!
‫دیویا مال منه!

1100
01:28:57,791 --> 01:28:59,208
‫آقا منچوریان می‌خواید؟

1101
01:29:00,000 --> 01:29:01,666
‫نه داداش. نوش جونت، مال خودت.

1102
01:29:02,750 --> 01:29:03,458
‫راجع به نامزدی چی؟

1103
01:29:03,916 --> 01:29:05,958
‫یه دلیل موجه پیدا می‌کنم که نامزدی رو بهم بزنم.

1104
01:29:06,625 --> 01:29:09,458
‫تو نگران نباش داداش. تو لطفا برو.

1105
01:29:39,166 --> 01:29:39,708
‫خواهر...

1106
01:29:40,583 --> 01:29:41,833
‫این خونه است، بیا تو...

1107
01:29:43,250 --> 01:29:46,541
‫سلام به همگی.
‫حال همتون خوبه؟

1108
01:29:48,375 --> 01:29:51,500
‫میدونید چرا اینجام؟ شرط میبندم نمیتونید حدس بزنید...

1109
01:29:52,708 --> 01:29:56,583
‫دیویا داره با یه نفر دیگه نامزد میکنه.

1110
01:29:58,250 --> 01:30:00,083
‫تدارکات عروسی به اوج خودش رسیده.

1111
01:30:00,625 --> 01:30:02,458
‫عروسی قراره 10 روز دیگه برگزار بشه.

1112
01:30:03,083 --> 01:30:05,541
‫هی، چی داری میگی؟ عقلتو از دست دادی؟

1113
01:30:06,375 --> 01:30:06,791
‫هی...!

1114
01:30:07,458 --> 01:30:10,000
‫آروم باشید... آروم... آروم داداشا... بذارید باهاش حرف بزنم.

1115
01:30:11,083 --> 01:30:13,833
‫چند روز پیش با مانوهار نامزد کرد و الانم

1116
01:30:14,291 --> 01:30:15,833
‫داره با یکی دیگه ازدواج میکنه.

1117
01:30:16,250 --> 01:30:20,250
‫بعد از این همه ماجرا چی فکر میکنی؟ این قدرت عشق منه!

1118
01:30:24,458 --> 01:30:25,333
‫حالا فهمیدی عزیزم؟

1119
01:30:25,791 --> 01:30:30,416
‫من میخواستم تو رو غرق عشق کنم ولی تو دنبال زیبایی ظاهری رفتی.

1120
01:30:31,125 --> 01:30:35,583
‫نباید به یه دختر خوشگل اعتماد کنی، عزیزم. اینجوری ولت می‌کنن.

1121
01:30:35,958 --> 01:30:39,875
‫ولی اگه من بودم، هیچوقت این کارو باهات نمی‌کردم و همیشه باهات بودم، عزیزم.

1122
01:30:40,333 --> 01:30:41,000
‫هی، دستاتو بردار.

1123
01:30:42,458 --> 01:30:45,791
‫اگه یه دقیقه دیگه بمونی، کنترلمو از دست میدم و با خشم من روبرو میشی. از اینجا برو بیرون.

1124
01:30:46,291 --> 01:30:46,666
‫هی!

1125
01:30:47,291 --> 01:30:49,833
‫آروم... آروم داداشا... بذارید من باهاش حرف بزنم.

1126
01:30:50,291 --> 01:30:55,458
‫انقدر سخت نگیر عزیزم. من میرم یه کم کاجو برفی بخورم، باشه؟ خدافظ.

1127
01:30:56,041 --> 01:30:57,708
‫بیاین رفقا.

1128
01:30:59,666 --> 01:31:00,166
‫چه خبر شده داداش؟

1129
01:31:00,708 --> 01:31:02,041
‫دارن از ازدواج ور میزنن، اونم تو 10 روز دیگه...

1130
01:31:02,500 --> 01:31:03,250
‫مغز خر خوردن؟

1131
01:31:03,750 --> 01:31:05,708
‫چه ضرورتی داشت انقدر عجله‌ای شوهرش بدن؟

1132
01:31:06,166 --> 01:31:07,666
‫چرا یه بار بهش زنگ نمیزنی باهاش حرف بزنی؟

1133
01:31:09,208 --> 01:31:10,833
‫هنوز نفهمیدین چی شده؟

1134
01:31:11,708 --> 01:31:14,791
‫احتمالا خواستگار خوبی پیدا شده و باباشم قبول کرده.

1135
01:31:15,625 --> 01:31:17,541
‫حداقل اون دختره باید یه ذره شعور داشته باشه، نه؟

1136
01:31:18,083 --> 01:31:18,458
‫هی...

1137
01:31:19,208 --> 01:31:19,875
‫بس کنید بچه ها.

1138
01:31:21,375 --> 01:31:24,500
‫نارایانا ردی، حس خوبی به این قضیه ندارم.

1139
01:31:25,666 --> 01:31:29,458
‫اول مطمئن شو اون دختره واقعاً دوستت داره. برو.

1140
01:31:53,625 --> 01:31:54,708
‫دوستت عقلشو از دست داده؟

1141
01:31:56,166 --> 01:31:56,666
‫چی شده؟

1142
01:31:57,291 --> 01:32:00,041
‫مستقیم اومد دم خونه‌م.

1143
01:32:02,083 --> 01:32:04,833
‫می‌خواستم بزنم لهش کنم واسه کاری که کرده...

1144
01:32:07,125 --> 01:32:07,750
‫نخند به این قضیه...

1145
01:32:08,791 --> 01:32:09,666
‫ببخشید. چیکار کرده مگه؟

1146
01:32:10,458 --> 01:32:13,250
‫اومد دم خونمون گفت خونوادت برات عروسی جور کردن

1147
01:32:13,750 --> 01:32:16,125
‫با یه نفر دیگه و تو هم قبول کردی...

1148
01:32:18,541 --> 01:32:20,583
‫هی... چت شده؟

1149
01:32:21,541 --> 01:32:25,041
‫البته من حرفشو باور نکردم. ولی خونوادم ناراحت شدن.

1150
01:32:26,750 --> 01:32:27,458
‫از چی ناراحت شدن؟

1151
01:32:28,208 --> 01:32:31,458
‫که اگه دختره دوست داشته باشه، باید بهت میگفته که عروسیشونه و

1152
01:32:31,916 --> 01:32:34,416
‫اگه نگفته یعنی دوستت نداره و تو همه چی رو

1153
01:32:34,791 --> 01:32:37,750
‫تو مغزت ساختی و از این حرفا...

1154
01:32:39,791 --> 01:32:40,500
‫جوابشونو چی دادی؟

1155
01:32:41,333 --> 01:32:42,958
‫هیچی. فقط ساکت رفتم یه گوشه.

1156
01:32:43,833 --> 01:32:47,333
‫باشه، ولش کن.
‫ما که خودمون میدونیم چی به چیه، نه؟

1157
01:32:48,000 --> 01:32:49,208
‫آره، میدونیم.

1158
01:32:54,166 --> 01:32:59,958
‫صبر کن... چی رو ولش کنم؟ ما چی میدونیم؟

1159
01:33:01,250 --> 01:33:02,375
‫اینکه هیچی بین ما نیست.

1160
01:33:04,583 --> 01:33:06,791
‫باز داری باهام بازی میکنی درست مثل قضیه سوییتی، مگه نه؟

1161
01:33:08,291 --> 01:33:11,250
‫داری سعی میکنی سرم کلاه بذاری چون من سر قضیه سوییتی سرت کلاه گذاشتم، مگه نه؟

1162
01:33:12,125 --> 01:33:12,791
‫بسه دیگه.

1163
01:33:14,250 --> 01:33:17,541
‫چی رو بسه کنم؟ یه دفعه این بحثو کشیدی وسط،

1164
01:33:17,958 --> 01:33:18,625
‫مگه نمیدونم داری شوخی میکنی؟

1165
01:33:19,250 --> 01:33:20,458
‫چرا انقدر عجیب شدی؟

1166
01:33:21,125 --> 01:33:22,500
‫چرا انقدر عجیب حرف میزنی؟

1167
01:33:26,458 --> 01:33:27,750
‫تو واقعاً از من خوشت میاد؟

1168
01:33:29,708 --> 01:33:33,791
‫دارم استرس میگیرم دیویا.
‫بسه دیگه.

1169
01:33:34,750 --> 01:33:35,708
‫چی رو بس کنم؟

1170
01:33:36,416 --> 01:33:39,500
‫من واقعا عاشقتم دیویا.
‫تو که میدونی، نه؟

1171
01:33:40,833 --> 01:33:41,458
‫من نمیدونم.

1172
01:33:47,458 --> 01:33:50,250
‫اگه عشقتو نشون ندی، من از کجا بدونم؟

1173
01:33:51,166 --> 01:33:53,291
‫نمیتونی حسش کنی؟
‫چی داری میگی دیویا؟

1174
01:33:55,291 --> 01:33:56,583
‫من حتی بخاطر تو دنبال کار دولتی رفتم...

1175
01:33:57,875 --> 01:33:58,541
‫کار دولتی؟

1176
01:33:59,083 --> 01:34:00,625
‫یادته بابات اون روز بهم گفت که دامادش باید

1177
01:34:01,000 --> 01:34:01,833
‫کار دولتی داشته باشه.

1178
01:34:02,750 --> 01:34:04,541
‫من همه سهام کارخونم رو فروختم و پولشو دادم به یکی

1179
01:34:04,958 --> 01:34:06,875
‫ولی بدشانسی آوردم، سرم کلاه گذاشتن و اون کارو نگرفتم.

1180
01:34:07,750 --> 01:34:10,000
‫بعدش فکر کردم بیخیال همه اینا بشم، بیام بیزنس خودمو راه بندازم

1181
01:34:10,875 --> 01:34:13,583
‫اومدم خونه تون اینا رو به بابات بگم و راضیش کنم.

1182
01:34:15,041 --> 01:34:16,125
‫ولی اونجا فهمیدم مادربزرگت فوت شده.

1183
01:34:17,666 --> 01:34:19,375
‫ولی الان تو میگی اصلا دوستم نداشتی.

1184
01:34:19,958 --> 01:34:21,833
‫بدون اینکه بفهمی تو دل دختره چی میگذره، چطور میتونی همه چیز رو

1185
01:34:21,958 --> 01:34:25,125
‫واسه خودت تصور کنی و بعد منو مقصر بدونی که همه کارو واسه من کردی؟

1186
01:34:25,583 --> 01:34:27,750
‫تو حداقل باید وقتی نامزد کردم میفهمیدی، نه؟

1187
01:34:28,333 --> 01:34:31,166
‫من فکر کردم بابات این کارو بر خلاف میل تو داره انجام میده، واسه همین نامزدیتو بهم زدم.

1188
01:34:32,583 --> 01:34:34,041
‫پسره تصادف نکرد، نه؟

1189
01:34:37,708 --> 01:34:40,291
‫دیویا، تو یه چیزی رو از من مخفی میکنی.

1190
01:34:40,791 --> 01:34:42,375
‫حس میکنم داری بهم دروغ میگی.

1191
01:34:43,125 --> 01:34:44,916
‫بگو مشکلت چیه، من حلش میکنم.

1192
01:34:45,583 --> 01:34:47,750
‫نزدیک بودن به یکی دلیل نمیشه که اون آدمو دوست داشته باشی...

1193
01:34:48,583 --> 01:34:50,916
‫چطور میتونی همه چیو واسه خودت تصور کنی، نارایانا ردی؟

1194
01:34:52,041 --> 01:34:54,416
‫تو هم از من خوشت میاد دیویا. چرا داری این کارو میکنی؟

1195
01:34:55,291 --> 01:34:57,083
‫آها، این واسه اینه که بابات مشکلی داره؟

1196
01:34:57,375 --> 01:34:58,875
‫باید با بابات حرف بزنم؟
‫این باعث میشه نظرت عوض بشه؟

1197
01:34:59,708 --> 01:35:00,791
‫تو راجع به من چی فکر میکنی؟

1198
01:35:01,541 --> 01:35:05,458
‫فکر میکنی من هنوز یه بچه ام که از باباش میترسه؟

1199
01:35:05,875 --> 01:35:07,791
‫اگه از کسی خوشم نیاد، نه تنها بابام بلکه پدربزرگم هم

1200
01:35:07,791 --> 01:35:09,750
‫نمیتونه نظرمو عوض کنه. فهمیدی؟

1201
01:35:12,750 --> 01:35:15,000
‫دیویا، لطفا به حرفم گوش کن.

1202
01:35:16,291 --> 01:35:16,750
‫دیویا...

1203
01:35:22,750 --> 01:35:23,208
‫دیویا...

1204
01:35:24,958 --> 01:35:25,458
‫دیویا، لطفاً سوار شو.

1205
01:35:33,791 --> 01:35:34,250
‫دیویا...

1206
01:35:39,375 --> 01:35:39,916
‫دیویا...

1207
01:36:36,166 --> 01:36:40,875
‫مامان، قیافه بابا رو ببین.
‫مثل ماه شب چهارده داره می درخشه.

1208
01:36:44,333 --> 01:36:48,916
‫این دفعه بیشتر از چیزی که انتظار داشت برای ابریشم گیرش اومده، واسه همینه که اینقدر ذوق زده است.

1209
01:36:51,791 --> 01:36:54,083
‫هِی... عمو اومد!

1210
01:36:56,958 --> 01:36:58,000
‫شکلات آوردی؟

1211
01:37:01,791 --> 01:37:02,291
‫نه عزیزم.

1212
01:37:05,625 --> 01:37:09,125
‫انگار همه دارن خوش میگذرونن، تو چطور؟

1213
01:37:10,125 --> 01:37:11,791
‫دختره چی بهت گفت؟

1214
01:37:12,750 --> 01:37:14,041
‫از قیافش نمیشه فهمید؟

1215
01:37:14,458 --> 01:37:17,000
‫هر چی سویتی گفته دروغ بوده، مگه نه؟

1216
01:37:17,791 --> 01:37:18,625
‫سویتی راست می گفت.

1217
01:37:20,083 --> 01:37:21,458
‫مامان، دیویا قراره با یکی دیگه ازدواج کنه.

1218
01:37:24,916 --> 01:37:26,250
‫انگار دیویا منو دوست نداره

1219
01:37:28,666 --> 01:37:33,208
‫از اون خنده دار تر اینه که دیویا اصلاً نمی دونه من دوستش دارم...

1220
01:37:35,375 --> 01:37:41,333
‫من قبلاً بهت گفتم. ولی تو باور نکردی. اون اصلاً دوستت نداره.

1221
01:37:41,791 --> 01:37:43,541
‫هِی، دیویا منو دوست داره، رفیق.

1222
01:37:45,333 --> 01:37:46,458
‫هنوز حماقتش تموم نشده.

1223
01:37:48,416 --> 01:37:50,500
‫داداش... اگه با مانوهار ازدواج می کرد، حداقل اون موقع

1224
01:37:50,958 --> 01:37:52,708
‫متوجه می شدی که دوستت نداره.

1225
01:37:52,916 --> 01:37:54,541
‫ولی، چه کنیم؟ ازدواج کنسل شد.

1226
01:37:55,750 --> 01:37:56,333
‫هِی، نارایانا ردی!

1227
01:37:58,375 --> 01:37:59,458
‫نمی دونی که دیویا منو دوست داره؟

1228
01:38:00,458 --> 01:38:02,291
‫پس چرا داری اینطوری در موردش حرف می زنی؟ گمشو از اینجا.

1229
01:38:04,750 --> 01:38:05,125
‫موهان...

1230
01:38:05,833 --> 01:38:06,875
‫هِی، بیا اینجا.

1231
01:38:07,250 --> 01:38:07,583
‫نه.

1232
01:38:07,958 --> 01:38:09,208
‫میای اینجا یا من بیام اونجا؟

1233
01:38:14,208 --> 01:38:16,291
‫دیویا منو دوست داره، مرد.

1234
01:38:17,375 --> 01:38:20,375
‫من دیوونه نیستم که الکی خیال کنم یه دختر منو دوست داره و بعد

1235
01:38:20,833 --> 01:38:23,125
‫بدون دلیل خاصی دنبال اون دختر راه بیفتم.

1236
01:38:24,208 --> 01:38:28,291
‫این چیزیه که بعد از این همه سال در مورد من فهمیدی؟

1237
01:38:29,458 --> 01:38:32,416
‫این بحث رو تمومش کنید، باشه؟ برو.

1238
01:38:39,625 --> 01:38:40,875
‫اون روزی که دیویا اومد خونمون، یادتون میاد...

1239
01:38:42,500 --> 01:38:44,541
‫هیچکدومتون حس نکردین که دیویا منو دوست داره؟

1240
01:38:49,000 --> 01:38:49,416
‫باوی...

1241
01:38:50,416 --> 01:38:51,750
‫اون به من گفت یه کار دولتی پیدا کن، مگه نه...

1242
01:38:52,541 --> 01:38:53,916
‫اون اتفاق باعث نشد حس کنید اون منو دوست داره؟

1243
01:38:59,791 --> 01:39:02,958
‫با دیدن قیافه های شما دارم اعتماد به نفسم رو از دست میدم.

1244
01:39:04,708 --> 01:39:05,458
‫من میرم.

1245
01:39:08,208 --> 01:39:09,958
‫نارایانا ردی، قبل از رفتن اینو بخور.

1246
01:39:10,958 --> 01:39:12,750
‫نارایانا ردی نه، مامان. ردی عاشق!

1247
01:39:14,708 --> 01:39:16,416
‫سامارا... اینو بخور...

1248
01:39:18,041 --> 01:39:19,791
‫عمو بهم شکلات داد.

1249
01:39:29,000 --> 01:39:29,416
‫صبح بخیر.

1250
01:39:34,375 --> 01:39:34,875
‫بخورش.

1251
01:39:36,958 --> 01:39:37,375
‫موهان.

1252
01:39:39,625 --> 01:39:40,541
‫هِی... موهان...

1253
01:39:44,375 --> 01:39:44,916
‫بیا اینجا.

1254
01:39:46,625 --> 01:39:47,208
‫دارم غذا می خورم، داداش.

1255
01:39:49,875 --> 01:39:50,333
‫بیا اینجا.

1256
01:39:58,041 --> 01:39:58,583
‫پیراهن چطوره؟

1257
01:39:59,458 --> 01:40:02,875
‫فوق العاده است. من تاحالا همچین پیراهنی ندیده بودم.

1258
01:40:04,500 --> 01:40:04,916
‫بیا اینجا...

1259
01:40:07,250 --> 01:40:07,666
‫بیا...

1260
01:40:11,250 --> 01:40:14,041
‫-پسر خوشتیپ! برو.
‫-ممنون داداش.

1261
01:40:14,416 --> 01:40:14,791
‫مامان، این چش شده؟

1262
01:40:15,208 --> 01:40:17,000
‫کصخل شده

1263
01:40:22,625 --> 01:40:24,291
‫باید برای این توپ راگی، چاتنی تند درست می کردی.

1264
01:40:25,166 --> 01:40:27,875
‫بیخیال. تو خودت همین الان هم خیلی تند و تیزی.

1265
01:40:38,291 --> 01:40:39,958
‫کجا میری؟

1266
01:40:41,000 --> 01:40:41,708
‫میرم دیویا رو ببینم، مامان.

1267
01:40:44,000 --> 01:40:44,708
‫چش شده؟

1268
01:40:45,125 --> 01:40:45,875
‫کلاً قاطی کرده.

1269
01:40:56,541 --> 01:40:57,000
‫دیویا...

1270
01:40:57,625 --> 01:40:58,250
‫باید باهات حرف بزنم.

1271
01:40:59,666 --> 01:41:01,541
‫ما قبلاً در موردش حرف زدیم. دیگه چی مونده که بخوایم حرف بزنیم؟

1272
01:41:02,333 --> 01:41:04,166
‫تو بهتر از من می دونی که همش دروغ بود.

1273
01:41:05,166 --> 01:41:06,000
‫دوباره شروع نکن.

1274
01:41:07,750 --> 01:41:09,583
‫بگو مشکلت چیه، من درکش می کنم.

1275
01:41:12,000 --> 01:41:14,666
‫واقعاً؟ یه دختر میگه دوستت نداره، بعد تو هنوز داری

1276
01:41:15,083 --> 01:41:16,875
‫دنبالش می افتی و اذیتش می کنی.

1277
01:41:17,833 --> 01:41:19,208
‫بعد میگی منو درک می کنی؟

1278
01:41:22,541 --> 01:41:25,416
‫خوب یاد گرفتی چطور حرف بزنی. اینو درست متوجه شو دیویا.

1279
01:41:26,375 --> 01:41:28,208
‫اگه با من باشی، با هر مشکلی تو این دنیا روبرو میشم، اما به من دروغ نگو

1280
01:41:28,666 --> 01:41:31,416
‫که دوستم نداری.

1281
01:41:33,208 --> 01:41:35,125
‫یه دلیل بیار که چرا باید بهت دروغ بگم.

1282
01:41:43,583 --> 01:41:44,125
‫دلیل؟

1283
01:41:46,750 --> 01:41:50,333
‫هر ثانیه ای که با من بودی، خوشحال بودی. این یه حقیقته.

1284
01:41:51,333 --> 01:41:53,375
‫تو خیلی بهم اعتماد داری، اینم درسته.

1285
01:41:55,250 --> 01:41:58,083
‫هر وقت تو چشات نگاه میکردم، عشقو توشون میدیدم.

1286
01:42:00,375 --> 01:42:03,583
‫ولی الان تو همین چشما تردید میبینم. میدونم میخوای یه چیزی بهم بگی.

1287
01:42:04,291 --> 01:42:07,416
‫ولی نمیتونی بگی. بگو دیگه دیویا.

1288
01:42:08,166 --> 01:42:12,208
‫ببین نارایانا ردی، فقط به خاطر اینکه یه دختر از بودن با یه مرد خوشحاله و

1289
01:42:13,166 --> 01:42:16,000
‫به اون مرد اعتماد داره، معنیش این نیست که عاشقشه.

1290
01:42:18,208 --> 01:42:22,500
‫تو آدم خوبی هستی، خوب حرف میزنی. ولی من هیچوقت اینو به عنوان عشق حس نکردم.

1291
01:42:25,000 --> 01:42:27,416
‫خیلی طبیعیه که آدم دلش بخواد کسی که دوسش داره، اونم دوسش داشته باشه.

1292
01:42:28,250 --> 01:42:30,291
‫ولی اینکه عشق رو طلب کنی اشتباهه.

1293
01:42:32,166 --> 01:42:34,333
‫لطفاً اینو بفهم و همین الان تمومش کن.

1294
01:42:34,875 --> 01:42:35,666
‫برای هر دوتامون بهتره.

1295
01:42:54,500 --> 01:42:55,541
‫سلام ششا ردی.

1296
01:42:56,000 --> 01:42:57,916
‫- سلام، خوبی؟
‫- آره، خوبم!

1297
01:42:58,541 --> 01:43:03,000
‫گفتی دو روز پیش میای پسرمو ببینی، ولی هنوز نیومدی.

1298
01:43:03,916 --> 01:43:04,958
‫واسه همین زنگ زدم.

1299
01:43:05,583 --> 01:43:07,541
‫یه کار فوری پیش اومد، واسه همین نتونستم بیام آقای باییاپا ردی.

1300
01:43:08,333 --> 01:43:12,458
‫ضمناً، دخترم میخواد با پسرتون حرف بزنه.

1301
01:43:17,500 --> 01:43:23,625
‫نارایانا... دختر ششا ردی. یه بار باهاش حرف بزن.

1302
01:43:30,416 --> 01:43:30,833
‫الو.

1303
01:43:31,333 --> 01:43:32,083
‫سلام، پریا هستم.

1304
01:43:33,125 --> 01:43:36,833
‫قبل از اینکه پدرم بیاد خونتون، ما یه چیزایی درباره تو فهمیدیم.

1305
01:43:37,375 --> 01:43:42,166
‫اینکه یه دختری رو دوست داشتی. این برای ازدواج ما مشکلی نیست.

1306
01:43:42,833 --> 01:43:46,958
‫ولی بعد ازدواج، اگه هنوز اون دخترو دوست داشته باشی...

1307
01:43:48,250 --> 01:43:49,458
‫من هیچوقت دیویا رو فراموش نمیکنم.

1308
01:43:56,041 --> 01:43:56,875
‫تو هیچوقت عوض نمیشی.

1309
01:44:00,541 --> 01:44:03,333
‫بیا، بذار تو زندان خودش بپوسه.

1310
01:44:57,291 --> 01:44:58,250
‫نظرت عوض شد دیویا؟

1311
01:45:00,666 --> 01:45:02,625
‫سه روزه انگار جن زده شدی.

1312
01:45:04,291 --> 01:45:05,250
‫چت شده؟

1313
01:45:10,000 --> 01:45:11,875
‫چت شده دیویا؟ چرا اینجوری رفتار میکنی؟

1314
01:45:16,250 --> 01:45:16,708
‫پاشو.

1315
01:45:18,125 --> 01:45:18,541
‫پاشو.

1316
01:45:23,083 --> 01:45:24,583
‫چند بار بهت گفتم ازت خوشم نمیاد.

1317
01:45:25,375 --> 01:45:27,791
‫بازم به اذیت کردنم ادامه میدی. از رفتارت خجالت نمیکشی؟

1318
01:45:34,958 --> 01:45:36,791
‫اگه تو منو دوست داری، منم حتماً باید دوست داشته باشم؟

1319
01:45:38,333 --> 01:45:43,916
‫هی، روانی! عشق باید دو طرفه باشه، نه فقط برای یه نفر.

1320
01:45:46,416 --> 01:45:48,750
‫اگه یه بار دیگه جلو چشمم بیای، از کوره در میرم.

1321
01:45:52,333 --> 01:45:53,166
‫برو بیرون.

1322
01:45:54,625 --> 01:45:55,083
‫برو!

1323
01:45:57,666 --> 01:45:58,291
‫گمشو!

1324
01:46:02,166 --> 01:46:08,208
‫من بیشتر از جونم عاشقت بودم...

1325
01:46:09,625 --> 01:46:15,250
‫ولی تو اون عشقو از زندگیم کندی!

1326
01:46:17,375 --> 01:46:20,250
‫بعد از گذر از ابرها

1327
01:46:21,166 --> 01:46:24,125
‫بعد از طی کردن مسافت

1328
01:46:24,875 --> 01:46:30,375
‫حالا ازم میخواد تنهاش بذارم.

1329
01:46:32,375 --> 01:46:39,000
‫اون پیوند دروغ بود؟
‫اون دوستی دروغ بود؟

1330
01:46:39,791 --> 01:46:46,208
‫فکرهایی که در موردت داشتم،
‫اونم دروغ بود؟

1331
01:46:47,166 --> 01:46:54,000
‫اون زمان دروغ بود؟
‫اون شادی دروغ بود؟

1332
01:46:54,583 --> 01:46:59,583
‫همه راه هایی که باهم رفتیم
‫اونم دروغ بود؟

1333
01:47:17,541 --> 01:47:20,000
‫زندگیم فقط به تو نیاز داره.

1334
01:47:20,750 --> 01:47:23,958
‫با من میای؟

1335
01:47:24,500 --> 01:47:31,375
‫تمام تلاشمو کردم، ولی تو دست از سکوتت بر نمیداری.

1336
01:47:39,875 --> 01:47:42,166
‫زندگیم فقط به تو نیاز داره.

1337
01:47:43,041 --> 01:47:46,166
‫با من میای؟

1338
01:47:46,791 --> 01:47:53,333
‫تمام تلاشمو کردم، ولی تو دست از سکوتت بر نمیداری.

1339
01:47:54,958 --> 01:48:01,583
‫همه خوشی هام با درد نبودنت کمرنگ میشه.

1340
01:48:02,416 --> 01:48:08,791
‫فقط یه بار اعتراف کن که دوستم داری.

1341
01:48:09,375 --> 01:48:15,666
‫اون پیوند دروغ بود؟
‫اون دوستی دروغ بود؟

1342
01:48:16,416 --> 01:48:22,833
‫فکرهایی که در موردت داشتم،
‫اونم دروغ بود؟

1343
01:48:23,875 --> 01:48:30,750
‫اون زمان دروغ بود؟
‫اون شادی دروغ بود؟

1344
01:48:31,458 --> 01:48:37,666
‫همه راه هایی که باهم رفتیم
‫اونم دروغ بود؟

1345
01:49:03,208 --> 01:49:03,666
‫دیویا...

1346
01:49:28,708 --> 01:49:32,875
‫نارایانا ردی، اگه میخوای با من ازدواج کنی، برو برای خودت یه کار دولتی جور کن.

1347
01:49:34,916 --> 01:49:37,541
‫اینجوری باید بهش میگفتی. تو چی گفتی؟

1348
01:49:38,208 --> 01:49:39,833
‫اگه میتونی یه کار دولتی جور کن...

1349
01:49:40,791 --> 01:49:42,333
‫اگه اینجوری بهش بگی، چطور میخواد بفهمه؟

1350
01:49:43,291 --> 01:49:46,916
‫وقتی وقتش هست مستقیم بهش نمیگی و بعد

1351
01:49:47,375 --> 01:49:48,625
‫مغزتو میخوری که آیا فهمیده یا نه.

1352
01:49:50,333 --> 01:49:53,625
‫بیخیال اینا، فردا میری پیشش و مستقیم بهش میگی

1353
01:49:54,083 --> 01:49:57,500
‫که اگه میخواد باهات ازدواج کنه، حتماً باید یه کار دولتی جور کنه.

1354
01:49:58,958 --> 01:49:59,541
‫دیویا...

1355
01:50:03,083 --> 01:50:06,916
‫خدا بهمون لطف کرده دخترم. یه خواستگار خیلی خوب برات اومده.

1356
01:50:07,625 --> 01:50:10,250
‫اسمش مانوهاره. اونم کار دولتی داره.

1357
01:50:11,250 --> 01:50:14,791
‫قیافه اش هم خوبه، یه زوج کامل برای تو.

1358
01:50:17,375 --> 01:50:20,583
‫دارن میان ببیننت. باید پیششون خیلی خوشگل به نظر برسی.

1359
01:50:21,750 --> 01:50:26,166
‫هرچی میخوای لیست کن بده به مادرت، اون برات میگیره. باشه؟

1360
01:50:46,666 --> 01:50:47,333
‫بابا...

1361
01:50:49,041 --> 01:50:49,541
‫چی شده دخترم؟

1362
01:50:52,041 --> 01:50:53,333
‫بابا، من یه پسری رو دوست دارم.

1363
01:50:57,125 --> 01:51:01,541
‫میدونم دخترم. یه شایعه ای تو شهر پیچیده.

1364
01:51:03,875 --> 01:51:09,291
‫ولی من میدونم دخترم از این کارا نمیکنه، واسه همین اصلاً بهت نگفتم.

1365
01:51:12,458 --> 01:51:14,166
‫بابا، من خیلی نارایانا ردی رو دوست دارم.

1366
01:51:16,458 --> 01:51:19,541
‫من اینو حتی به اون پسره هم نگفتم، دارم قبل از همه به تو میگم.

1367
01:51:21,291 --> 01:51:23,500
‫تو تو کل زندگیم هر چی که خواستم برام فراهم کردی.

1368
01:51:24,833 --> 01:51:26,500
‫بابا، خواهش میکنم منو بده به نارایانا ردی.

1369
01:51:28,375 --> 01:51:31,458
‫اوه، پس عاشق شدی، نه؟

1370
01:51:35,125 --> 01:51:40,500
‫خیلی دیر گفتی عزیزم. اگه قبل از اینکه این شایعه ها پخش بشه بهم میگفتی

1371
01:51:41,000 --> 01:51:45,958
‫حتماً در موردش فکر میکردم.

1372
01:51:47,625 --> 01:51:49,583
‫ولی الان مردم چی میگن؟

1373
01:51:50,125 --> 01:51:51,666
‫میگن دختر معلمه عاشق یکی شده، و اون مرده نتونسته کاری کنه

1374
01:51:52,125 --> 01:51:54,333
‫و دخترشو داده به همون یارو.

1375
01:51:54,875 --> 01:51:57,166
‫بعد این آدم به ما نصیحت میکنه که چی درسته چی غلط...

1376
01:51:57,875 --> 01:51:58,875
‫من نمیخوام اینا رو بشنوم عزیزم.

1377
01:51:59,500 --> 01:51:59,875
‫بابا...

1378
01:52:00,333 --> 01:52:00,875
‫بیخیالش شو عزیزم.

1379
01:52:18,875 --> 01:52:22,208
‫بابا، تو بیشتر نگران اینی که مردم چی میگن تا اینکه

1380
01:52:22,791 --> 01:52:24,416
‫دخترت چی میخواد، مگه نه؟

1381
01:52:28,333 --> 01:52:29,791
‫واسه اینه که کارمند دولت نیست، مگه نه؟

1382
01:52:32,791 --> 01:52:37,333
‫یه چیزی رو باید بدونی، اونم اینه که، اگه اون پسره حتی رئیس هم بود،

1383
01:52:38,333 --> 01:52:39,750
‫بازم من تورو به اون نمیدادم.

1384
01:52:40,916 --> 01:52:43,291
‫چون مردم نمیگن که کشاو ردی دخترشو داده به رئیس،

1385
01:52:43,791 --> 01:52:46,625
‫بلکه میگن کشاو ردی دخترشو داده به پسری که

1386
01:52:48,166 --> 01:52:50,750
‫دوستش داشت.

1387
01:52:52,250 --> 01:52:56,250
‫دیویا، فکر میکنی هر چی که تو خواستی رو بهت دادم؟

1388
01:52:57,041 --> 01:53:02,250
‫نه عزیزم. تو از همه اون چیزایی خوشت اومد که من میخواستم بهت بدم.

1389
01:53:04,083 --> 01:53:07,166
‫همینطور الانم از پسری که من برات انتخاب میکنم خوشت میاد.

1390
01:53:08,041 --> 01:53:10,375
‫باید ازش خوشت بیاد.
‫یادت باشه.

1391
01:53:45,041 --> 01:53:45,583
‫عزیزم...

1392
01:53:47,583 --> 01:53:53,166
‫خانواده پسره دارن میان خونمون برای دیدنت. هر چی که لازم داری رو آماده کردی؟

1393
01:53:56,333 --> 01:53:59,625
‫عزیزم... نمیتونم اینجوری ببینمت.

1394
01:54:00,291 --> 01:54:03,291
‫یه بار بخند.
‫دختر کوچولوی شیرین من.

1395
01:54:04,125 --> 01:54:06,500
‫یه بار واسه بابات بخند.
‫خواهش میکنم...

1396
01:54:07,208 --> 01:54:07,708
‫آقای کشاو ردی!

1397
01:54:14,875 --> 01:54:17,375
‫گوساله تو مزرعه منو خراب کرده.

1398
01:54:18,208 --> 01:54:20,791
‫۲۰-۲۵ هزار ضرر کردم. چیکار کنم آقا؟

1399
01:54:22,375 --> 01:54:24,208
‫لاکشمي... لاکشمي...

1400
01:54:24,875 --> 01:54:25,500
‫دارم میام.

1401
01:54:31,083 --> 01:54:31,750
‫۳۰ هزار روپيه بده.

1402
01:54:40,000 --> 01:54:43,000
‫آقای ردی، حواست به گوسالت باشه.

1403
01:54:43,833 --> 01:54:48,458
‫من دارم خیلی باهات آروم رفتار میکنم، اگه یه کس دیگه بود اینقدر باهات مؤدب نبود.

1404
01:54:49,125 --> 01:54:49,583
‫بیا بریم.

1405
01:55:20,166 --> 01:55:20,750
‫بابا!

1406
01:55:27,708 --> 01:55:31,666
‫تقصیر گوساله بود، ولی من بزرگش کردم، پس تقصیر منم هست، مگه نه؟

1407
01:55:34,791 --> 01:55:35,208
‫بابا...

1408
01:55:36,916 --> 01:55:37,833
‫نارایانا ردی رو فراموش میکنم.

1409
01:55:39,291 --> 01:55:41,625
‫نه تو صدات، باید تو چشمات دیده بشه.

1410
01:55:43,708 --> 01:55:49,750
‫کافی نیست. کافی نیست.
‫هنوز کافی نیست.

1411
01:55:59,208 --> 01:56:03,291
‫داماد، دستتو بنداز دورش.
‫عکس قشنگ میشه.

1412
01:56:24,000 --> 01:56:30,333
‫من بیشتر از زندگیم عاشقت بودم.

1413
01:56:31,708 --> 01:56:38,291
‫ولی چطوری میتونستم عشقم رو اعتراف کنم؟

1414
01:56:40,083 --> 01:56:47,291
‫نمیتونم فاصله ها رو پاک کنم،
‫نمیتونم این حصارها رو بشکنم.

1415
01:56:48,041 --> 01:56:53,375
‫من ساکت مثل قطره اشکی که گوشه چشم پنهان شده، میمونم.

1416
01:56:55,958 --> 01:57:03,125
‫من عاشقتم، این حقیقت داره.
‫دوستی ما انکارناپذیره.

1417
01:57:03,958 --> 01:57:10,208
‫دردی که حس میکنم داره منو میکشه،
‫اینم حقیقت داره.

1418
01:57:11,750 --> 01:57:18,916
‫لحظه ای که با تو نیستم،
‫خاطراتمون هجوم میارن به ذهنم.

1419
01:57:19,666 --> 01:57:25,666
‫قلبم اسمتو روش حک کرده.

1420
01:57:44,125 --> 01:57:50,833
‫همه سفرمون با هم یهو
‫تبدیل به یه رویا شد.

1421
01:57:51,500 --> 01:57:58,750
‫من اینجا مثل یه سؤالی که
‫جوابی براش نیست میمونم.

1422
01:57:59,541 --> 01:58:06,500
‫همه سفرمون با هم یهو
‫تبدیل به یه رویا شد.

1423
01:58:07,250 --> 01:58:14,500
‫من اینجا مثل یه سؤالی که
‫جوابی براش نیست میمونم.

1424
01:58:16,083 --> 01:58:23,166
‫هر چی بیشتر دوستت دارم،
‫بیشتر دردم میگیره.

1425
01:58:24,083 --> 01:58:29,625
‫تاریکی منو فرا میگیره،
‫الان چیکار کنم؟

1426
01:58:30,708 --> 01:58:31,125
‫خانم...

1427
01:58:33,416 --> 01:58:34,041
‫چی شده خانم؟

1428
01:58:34,666 --> 01:58:35,083
‫هیچی.

1429
01:58:52,833 --> 01:58:53,875
‫تو از صبح اینجا نشستی؟

1430
01:58:55,625 --> 01:58:57,375
‫ببخشید که تو جمع سیلی زدم بهت.

1431
01:59:05,833 --> 01:59:07,208
‫من هیچوقت دوستت نداشتم، نارایانا ردی.

1432
01:59:09,375 --> 01:59:13,083
‫هیچی بین ما اتفاق نیفتاده که
‫نتونی منو فراموش کنی.

1433
01:59:13,958 --> 01:59:18,000
‫تو عاشقم بودی و من نبودم، همین.

1434
01:59:21,208 --> 01:59:22,416
‫ازدواج کن، نارایانا ردی.

1435
01:59:23,666 --> 01:59:27,750
‫عشق دیوونه وار تو رو نثار همسرت کن،
‫اون خیلی خوشحال میشه.

1436
01:59:28,875 --> 01:59:31,666
‫ما هممون خیلی خوشحال میشیم.
‫خواهش میکنم!

1437
01:59:35,250 --> 01:59:41,833
‫داری به من دروغ میگی، دیویا؟ گناهه که عاشق یکی باشی و با یکی دیگه ازدواج کنی.

1438
01:59:43,958 --> 01:59:45,750
‫چرا میخوای اون گناهو بکنی، دیویا؟

1439
01:59:54,250 --> 01:59:58,916
‫هی! روانی! کی دوست داشت؟
‫من دوست دارم؟ من؟

1440
01:59:59,500 --> 02:00:02,333
‫خجالت نمیکشی از خودت؟
‫روانی... مثل روانیا رفتار میکنی.

1441
02:00:02,875 --> 02:00:06,583
‫تا حالا فکر کردی پدر مادرت چی میکشن وقتی تو رو تو این حالت ببینن؟

1442
02:00:07,333 --> 02:00:07,791
‫فکر کردی؟

1443
02:00:22,416 --> 02:00:24,125
‫من جوابی برای سؤالای تو ندارم، دیویا.

1444
02:00:25,750 --> 02:00:33,083
‫میدونی چرا؟ چون من اعتراف کردم ولی تو نه، همینه دیگه.

1445
02:00:36,625 --> 02:00:40,333
‫دیویا! دو بار بهت زنگ زدم، جواب ندادی؟

1446
02:00:42,166 --> 02:00:42,833
‫متوجه نشدم بابا.

1447
02:00:43,500 --> 02:00:46,291
‫آهان، باشه. این پسره...

1448
02:00:48,708 --> 02:00:53,750
‫بهت گفتم که، یادت میاد... یه پسره اذیتم میکنه، همینه. نارایانا ردی.

1449
02:00:57,625 --> 02:00:59,791
‫آقا، باید باهاتون صحبت کنم.

1450
02:01:00,375 --> 02:01:01,125
‫بابا، بریم.

1451
02:01:02,291 --> 02:01:02,875
‫دیویا، وایسا.

1452
02:01:04,000 --> 02:01:05,416
‫چیزی برای گفتن نیست. بریم بابا.

1453
02:01:05,791 --> 02:01:08,500
‫یه دقیقه وایسا عزیزم. وایسا. بذار حرف بزنه.

1454
02:01:09,291 --> 02:01:14,375
‫من خیلی دخترتون رو دوست دارم آقا. ولی کار دولتی ندارم.

1455
02:01:17,000 --> 02:01:20,666
‫کسب و کار راه میندازم یا هر کار دیگه ای میکنم، ولی از دخترتون مراقبت میکنم

1456
02:01:21,041 --> 02:01:22,750
‫بهتر از اونجوری که شما مراقبت کردین.

1457
02:01:25,083 --> 02:01:27,958
‫اون خیلی منو دوست داره آقا. ولی نمیتونه اینو به من اعتراف کنه

1458
02:01:31,500 --> 02:01:35,166
‫و نه جرأت اینو داره که بر خلاف شما کاری بکنه، داره با دودلیش خودشو شکنجه میده.

1459
02:01:38,416 --> 02:01:41,875
‫آقا، خواهش میکنم، ما رو از هم جدا نکنید. لطفا...

1460
02:01:44,291 --> 02:01:48,583
‫پسر جون، تو داری منو مثل آدم بده نشون میدی.

1461
02:01:50,291 --> 02:01:52,750
‫تو چیزی در مورد من نمیدونی، مگه نه؟

1462
02:01:53,541 --> 02:01:56,708
‫من 23 ساله که معلم مدرسه ام.

1463
02:01:57,708 --> 02:02:02,000
‫من همیشه نگران آینده دانش آموزام بودم و آرزوی زندگی شادی براشون داشتم.

1464
02:02:02,458 --> 02:02:05,416
‫فکر میکنی همچین آدمی زندگی دختر خودشو خراب میکنه؟

1465
02:02:11,166 --> 02:02:17,250
‫پسر جان، اسم این پسره ویوکه. من دارم دخترمو به این پسر میدم.

1466
02:02:18,958 --> 02:02:24,125
‫برخلاف تصور تو، این پسر کارمند دولت نیست، تو آی تی کار میکنه.

1467
02:02:27,458 --> 02:02:31,291
‫درسته که میخواستم دخترم با یه کارمند دولت ازدواج کنه

1468
02:02:32,333 --> 02:02:36,041
‫ولی این به این معنی نیست که من میخوام با ازدواج دادن دخترم

1469
02:02:36,541 --> 02:02:37,750
‫با کسی که دوستش نداره، زندگیشو خراب کنم.

1470
02:02:41,750 --> 02:02:46,875
‫آقا... در این صورت، شما مخالفتی ندارین اگه من با دخترتون ازدواج کنم، نه؟

1471
02:02:49,583 --> 02:02:54,708
‫اگه دخترم موافق باشه، من هیچ مشکلی ندارم با ازدواجش با تو.

1472
02:02:56,791 --> 02:02:58,291
‫اون منو دوست داره آقا.

1473
02:02:58,875 --> 02:03:01,833
‫بذار خودش بگه، چجوری به حرفت اعتماد کنم؟

1474
02:03:02,791 --> 02:03:07,416
‫فقط یه دقیقه به من فرصت بدین آقا... دیویا میگه که چقدر منو دوست داره.

1475
02:03:07,833 --> 02:03:13,791
‫دیویا، فقط یه بار... به بابات بگو که چقدر منو دوست داری!

1476
02:03:15,666 --> 02:03:19,583
‫حرف تو سرنوشت زندگی ما رو تعیین میکنه دیویا.

1477
02:03:21,291 --> 02:03:26,250
‫من دوست دارم تو زندگیم داشته باشمت دیویا. من خیلی خیلی ازت خوب مراقبت میکنم.

1478
02:03:28,583 --> 02:03:34,000
‫فقط یه بار... از قلبت بپرس، میفهمی چقدر منو دوست داری.

1479
02:03:36,083 --> 02:03:40,875
‫هیچ زوجی تو این دنیا نیست که تو زندگیشون مشکل نداشته باشن،

1480
02:03:42,458 --> 02:03:44,416
‫شاید بابات منو دوست نداشته باشه یا بابای من تو رو دوست نداشته باشه،

1481
02:03:45,500 --> 02:03:46,791
‫یا ممکنه مشکلات دیگه ای باشه...

1482
02:03:48,958 --> 02:03:51,541
‫به خاطر یه مشکل جدا شدن یا به این امید عاشق شدن که

1483
02:03:51,916 --> 02:03:55,291
‫هیچ مشکلی پیش نمیاد، اصلا عشق نیست! اصلا!

1484
02:03:57,208 --> 02:04:00,333
‫هر چقدر هم مشکل باشه، من کنارت میمونم و میدونم تو هم کنارم میمونی

1485
02:04:00,916 --> 02:04:05,583
‫این حس همون عشقه!

1486
02:04:07,125 --> 02:04:08,791
‫فقط با این دیدگاه باید عاشق بشی، وگرنه نباید عاشق بشی.

1487
02:04:16,291 --> 02:04:18,750
‫فکر میکنی وقتی با یکی دیگه ازدواج کنی، من میرم و

1488
02:04:19,208 --> 02:04:23,166
‫با یه دختر دیگه ازدواج میکنم، و زندگی خوشی خواهم داشت، فکر میکنی؟

1489
02:04:31,208 --> 02:04:36,625
‫تا حالا فکر کردی اگه من تو افکار تو غرق بشم چی میشه،

1490
02:04:40,291 --> 02:04:44,166
‫هر روز دلتنگت باشم، نبودنتو تو زندگیم لعنت کنم و

1491
02:04:44,625 --> 02:04:45,625
‫زندگیمو ذره ذره نابود کنم؟

1492
02:04:48,708 --> 02:04:52,625
‫بهش فکر نکردی. نه فقط تو، هیچ دختری بهش فکر نمیکنه.

1493
02:04:53,125 --> 02:04:56,416
‫اگه فکر کنن، هیچ دختری پسری رو ول نمیکنه.

1494
02:05:05,750 --> 02:05:07,166
‫دیویا، بریم؟

1495
02:05:08,375 --> 02:05:12,875
‫آقا، بذارید حرف بزنه. بذارید حرف بزنه، لطفا.

1496
02:05:13,291 --> 02:05:14,958
‫هی، داری دختر منو تهدید میکنی؟

1497
02:05:15,375 --> 02:05:17,625
‫ولش کن... ولش کن... ولش کن...

1498
02:05:19,291 --> 02:05:20,625
‫ولش کن... ولش کن... ولش کن...

1499
02:05:22,125 --> 02:05:24,458
‫ولش کن... ولش کن... ولش کن...

1500
02:05:26,583 --> 02:05:27,083
‫بیا بابا.

1501
02:05:27,107 --> 02:05:47,107
‫مترجم : تالاپاتی
‫بازبینی : نوید مرادی

1502
02:05:47,131 --> 02:06:07,131
ناین مووی دانلود فیلم و سریال زیرنویس چسبیده بدون سانسور

@nine9movie

1503
02:06:07,155 --> 02:06:27,155
ناین مووی دانلود فیلم و سریال زیرنویس چسبیده بدون سانسور

@nine9movie

1504
02:06:48,708 --> 02:06:51,166
‫یه دقیقه باید باهات صحبت کنم.

1505
02:06:59,375 --> 02:06:59,875
‫دنبال من بیا.

1506
02:07:20,250 --> 02:07:25,458
‫هضمش خیلی سخته. اگه یه دقیقه هم دیرتر میرسیدم، تو بهش اعتراف میکردی، مگه نه؟

1507
02:07:25,916 --> 02:07:27,833
‫اعتراف میکردی که دوسش داری، مگه نه؟

1508
02:07:50,416 --> 02:07:52,083
‫هنوزم اونو میخوای؟

1509
02:07:54,541 --> 02:07:55,458
‫بابا...

1510
02:07:56,125 --> 02:07:57,083
‫هنوزم اونو میخوای؟

1511
02:07:58,791 --> 02:08:01,250
‫بابا، بیخیال. بیخیال شو...

1512
02:08:01,791 --> 02:08:02,208
‫بابا!

1513
02:08:04,958 --> 02:08:08,125
‫چرا این کارو میکنی؟ مگه بهت قول نداده بودم با پسری که تو انتخاب کردی ازدواج میکنم؟

1514
02:08:09,708 --> 02:08:15,291
‫چون بهت اعتماد ندارم. تو دلم میدونم اگه اون دوباره برگرده

1515
02:08:15,750 --> 02:08:19,666
‫و با حرفای قشنگش اغوات کنه، باهاش میری.

1516
02:08:21,333 --> 02:08:24,208
‫اون چیکار کرده باهات؟ اصلا چرا دوسش داری؟

1517
02:08:25,541 --> 02:08:31,666
‫من بهت زندگی دادم، بزرگت کردم، اون برات چیکار کرده؟

1518
02:08:33,625 --> 02:08:36,916
‫آهان... بوست کرده؟

1519
02:08:37,750 --> 02:08:39,541
‫فقط بوس بوده یا...

1520
02:08:39,958 --> 02:08:42,833
‫اون منو دوست داره بابا. منو دوست داره.

1521
02:08:43,791 --> 02:08:47,041
‫اون بیشتر از من دوستت داره؟

1522
02:08:47,416 --> 02:08:49,750
‫آره! آره! اون بیشتر از تو منو دوست داره.

1523
02:08:50,375 --> 02:08:52,833
‫واسه همینه که دخترت، که هیچوقت جلوت صداشو بلند نکرده،

1524
02:08:53,291 --> 02:08:54,541
‫داره برای اولین بار باهات رک حرف میزنه.

1525
02:08:55,458 --> 02:08:59,000
‫اوه، عجب دیالوگی!

1526
02:08:59,958 --> 02:09:03,875
‫فکر میکردم تا ازدواج باید ازت مراقبت کنم و بعدش مسئولیتم تمومه.

1527
02:09:04,750 --> 02:09:09,500
‫ولی حالا، فکر کنم باید بعد ازدواج هم مراقبت باشم.

1528
02:09:11,375 --> 02:09:13,416
‫تو دختر من نیستی! تو، هرزه!

1529
02:09:26,083 --> 02:09:30,291
‫بابا، یه لطفی بکن. اون سنگ رو بردار بزن خودتو بکش.

1530
02:09:32,208 --> 02:09:33,041
‫من نارایانا ردی رو میخوام.

1531
02:09:35,875 --> 02:09:40,583
‫دیویا... دیویا... صبر کن!

1532
02:09:41,458 --> 02:09:43,958
‫تو رو خدا آبروی منو تو شهر نبر! التماست می کنم.

1533
02:09:44,666 --> 02:09:45,333
‫دیویا...

1534
02:09:46,333 --> 02:09:46,958
‫دیویا!

1535
02:09:57,958 --> 02:09:59,208
‫دیویا! دیویا...

1536
02:10:01,083 --> 02:10:02,166
‫دیویا... دیویا...

1537
02:10:03,375 --> 02:10:08,000
‫چرا ازم سرپیچی می کنی؟ چطوری می تونی منو ترک کنی دیویا؟

1538
02:10:08,666 --> 02:10:13,958
‫فقط یه بار بگو دوسش نداری، نجاتت میدم. زندگیتو نجات میدم...

1539
02:10:14,333 --> 02:10:15,041
‫بگو دیویا.

1540
02:10:18,833 --> 02:10:21,125
‫هنوزم اونو میخوای؟ میخوای؟

1541
02:10:23,041 --> 02:10:25,708
‫هی! اینجا رو نگاه کن.

1542
02:10:26,250 --> 02:10:27,125
‫هی!

1543
02:10:38,791 --> 02:10:41,083
‫شوهرت اینجاست! برای نجاتت...

1544
02:10:46,583 --> 02:10:53,000
‫ولی اون نمیدونه که قبل از اینکه اون نجاتت بده، من میکشمت.

1545
02:10:53,875 --> 02:10:55,083
‫هی! بس کن.

1546
02:10:55,708 --> 02:10:56,916
‫بیا کثافت. بیا...

1547
02:11:01,333 --> 02:11:04,500
‫بمیر! بمیر! بمیر!

1548
02:11:07,958 --> 02:11:10,083
‫بمیر! بمیر! بمیر!

1549
02:11:16,875 --> 02:11:17,666
‫بس کن!

1550
02:11:19,375 --> 02:11:20,208
‫بمیر!

1551
02:11:37,458 --> 02:11:39,416
‫دیویا!

1552
02:11:52,208 --> 02:11:54,041
‫دیویا... دیویا...

1553
02:11:54,791 --> 02:12:00,458
‫ببین چیکار کردی... دخترم امروز به خاطر تو داره میمیره. تو، پدرسگ!

1554
02:12:01,833 --> 02:12:06,750
‫اگه دختر منو دوست نداشتی، این روز نمیرسید.

1555
02:12:29,458 --> 02:12:32,708
‫دیویا... دیویا... دیویا، پاشو.

1556
02:12:35,708 --> 02:12:36,250
‫دیویا!

1557
02:12:39,208 --> 02:12:41,833
‫دیویا، حالت خوبه، من پیشتم. بیا بریم بیمارستان.

1558
02:12:47,250 --> 02:12:52,958
‫هر لحظه ای که با تو گذروندم، خیلی خوشحال بودم. این حقیقته!

1559
02:12:53,791 --> 02:12:54,875
‫حرف نزن دیویا.

1560
02:12:55,416 --> 02:12:58,500
‫من واقعاً بهت اعتماد دارم، اینم حقیقته.

1561
02:13:00,083 --> 02:13:04,125
‫هروقت به چشمات نگاه می کردم، توش عشق پیدا می کردم.

1562
02:13:06,041 --> 02:13:08,416
‫دیویا، هیچ اتفاقی برات نمی افته.

1563
02:13:10,000 --> 02:13:14,250
‫هر دفعه که می گفتم "ازت خوشم نمیاد"، هزار بار تو خودم می مردم.

1564
02:13:18,208 --> 02:13:21,000
‫خیلی دوستت دارم، نارایانا ردی.

1565
02:13:33,583 --> 02:13:35,208
‫دیویا... دیویا...

1566
02:13:39,541 --> 02:13:41,666
‫دیویا...دیویا... دیویا...

1567
02:14:21,833 --> 02:14:29,000
‫دیویا... باید زودتر بهم می گفتی. من ازت خوب مراقبت می کنم، دیویا.

1568
02:14:41,375 --> 02:14:44,916
‫عمو، چی شده دیویا؟

1569
02:14:45,833 --> 02:14:47,666
‫عمو.... چی شده؟

1570
02:14:48,958 --> 02:14:49,708
‫عمو!

1571
02:14:57,500 --> 02:15:04,458
‫من بیشتر از زندگیم دوستت داشتم.

1572
02:15:06,333 --> 02:15:13,125
‫زندگیم الان ازم دور شده.

1573
02:15:15,708 --> 02:15:23,625
‫بدون اینکه بتونم زخمو پنهون کنم و وزنش رو تحمل کنم

1574
02:15:24,500 --> 02:15:30,666
‫قلبت صدام میزنه که بهش ملحق شم!

1575
02:15:33,458 --> 02:15:44,500
‫نیرویی که مارو از هم جدا کرد بی رحمه.

1576
02:15:46,875 --> 02:15:53,541
‫یه روزی اشتباهش رو میفهمه.

1577
02:15:55,916 --> 02:16:04,333
‫عشق ما، باهم بودن ما، که توسط فانی ها بی حرمت شد،

1578
02:16:04,833 --> 02:16:13,333
‫توسط مرگ احیا شد و جاودانه شد!
