﻿

1
00:00:03,666 --> 00:00:15,625
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]

2
00:00:15,666 --> 00:00:30,625


3
00:00:31,666 --> 00:00:35,625
‫[من در ذهنم پنج کشو دارم,]

4
00:00:35,625 --> 00:00:40,416
‫[سه کشوی اول را همیشه باز می‌گذارم،
‫چهارمی را گه‌گداری باز می‌کنم،]

5
00:00:40,458 --> 00:00:45,458
‫[کشوی پایینی را در ۸ می ۱۹۴۵ بستم
‫و از آن زمان تاکنون باز نکرده‌ام]

6
00:00:45,500 --> 00:00:49,375
‫[جمله‌ای از گونار سونستبی]

7
00:01:03,041 --> 00:01:06,083
‫[ریوکان]

8
00:01:15,750 --> 00:01:18,416
‫[گزارش از شماره ۲۴]

9
00:01:27,375 --> 00:01:29,000
‫- سلام، حاضریم,
‫- سلام, بله,

10
00:01:29,000 --> 00:01:31,625
‫- میکروفون رو روشن می‌کنید؟
‫- بله, الان میایم بیرون,

11
00:01:31,625 --> 00:01:33,250
‫- خیلی هم عالی، ممنون,
‫- بله,

12
00:01:35,041 --> 00:01:36,750
‫- حاضری گونار؟
‫- آره، آره,

13
00:01:38,875 --> 00:01:39,875
‫حاضرم,

14
00:01:45,416 --> 00:01:48,000
‫حالت خوبه؟

15
00:01:48,000 --> 00:01:50,375
‫آره، بهترم,

16
00:01:50,375 --> 00:01:52,041
‫بگذره خوب می‌شم,

17
00:01:52,041 --> 00:01:53,125
‫آره,

18
00:02:03,541 --> 00:02:04,916
‫- خوش‌وقتم, خوش اومدین,
‫- بله,

19
00:02:04,916 --> 00:02:06,541
‫- متشکرم، ممنون,
‫- سلام، بنده پترم,

20
00:02:06,541 --> 00:02:08,500
‫- سلام، خوش اومدین,
‫- سلام, پتر هستم,

21
00:02:12,625 --> 00:02:14,250
‫هیس,

22
00:02:15,666 --> 00:02:19,375
‫بله، بله,
‫انتظار یه پیرمرد رو نداشتین؟

23
00:02:26,541 --> 00:02:29,916
‫بیاید در مورد,,, ارزش‌ها صحبت کنیم,

24
00:02:48,500 --> 00:02:49,666
‫خسته شدی؟

25
00:03:03,541 --> 00:03:08,541
‫[سال ۱۹۳۷، ریوکان]

26
00:03:08,666 --> 00:03:10,166
‫باورم نمی‌شه,

27
00:03:12,250 --> 00:03:13,250
‫چی؟

28
00:03:14,166 --> 00:03:16,125
‫[کتاب‌سوزانی نازی‌ها
‫باعث نگرانی بین‌المللی می‌شود]

29
00:03:16,125 --> 00:03:17,291
‫کتاب‌سوزانی؟

30
00:03:20,916 --> 00:03:22,541
‫بابام یه کتاب بهم داده,

31
00:03:23,750 --> 00:03:25,291
‫نویسنده‌ای به اسم لنهوف,,,

32
00:03:25,291 --> 00:03:28,500
‫در مورد محکومیتش تو یکی از
‫اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نوشته,

33
00:03:28,500 --> 00:03:30,125
‫این رو که قطعا می‌سوزونن,

34
00:03:30,875 --> 00:03:32,250
‫اردوگاه کار اجباری؟

35
00:03:33,166 --> 00:03:36,666
‫آره، می‌گن حکم بازداشتگاه
‫واسه مخالفان رژیم رو داره,

36
00:03:37,541 --> 00:03:38,625
‫یعنی همه‌شون کمونیستن؟

37
00:03:39,125 --> 00:03:40,875
‫گمونم از هر دسته‌ای باشن,

38
00:03:40,875 --> 00:03:43,000
‫اسم کتابش سربازان باتلاقیه,

39
00:03:43,500 --> 00:03:45,166
‫کُهن تو کتاب‌فروشیش این رو داره,

40
00:03:46,875 --> 00:03:48,166
‫یا می‌تونم مال خودم رو قرض بدم,

41
00:03:50,500 --> 00:03:54,041
‫درک می‌کنم علتش چیه، آم,,,
‫می‌خوان کمونیست‌ها رو کنترل کنن,

42
00:03:55,250 --> 00:03:56,625
‫اوضاع اینجا هم همینه,

43
00:03:57,625 --> 00:04:00,000
‫وگرنه عاقبت همه‌مون عین مسکو می‌شه,

44
00:04:01,750 --> 00:04:03,791
‫متوجه معنی این حرفت نیستی، نه؟

45
00:04:07,125 --> 00:04:08,916
‫مگه مردم نباید آزادی بیان داشته باشن؟

46
00:04:08,916 --> 00:04:11,125
‫چرا, آره,

47
00:04:12,041 --> 00:04:13,625
‫مسئله اصلا کمونیسم نیست,

48
00:04:14,250 --> 00:04:16,666
‫حق آدم این نیست که بابت
‫بیان عقایدش زندانی بشه,

49
00:04:17,250 --> 00:04:19,125
‫آره, ولی منظورم رو که می‌گیری؟

50
00:04:22,250 --> 00:04:24,125
‫نه، اصلا منظورت رو نمی‌گیرم,

51
00:04:30,541 --> 00:04:31,750
‫کتری رو بده آب جوش بذارم,

52
00:04:32,875 --> 00:04:34,500
‫باشه, بگیر,

53
00:04:37,125 --> 00:04:40,875
‫من هم هفتاد سال پیش
‫توی مکتب شما درس خوندم,

54
00:04:43,125 --> 00:04:45,166
‫زیر سایه دموکراسی زندگی می‌کردیم,

55
00:04:47,750 --> 00:04:52,291
‫ولی عده‌ای کم‌کم حس کردن
‫که اوضاع داره براشون سخت می‌شه,

56
00:04:55,125 --> 00:04:57,875
‫اینجا همه احساس امنیت و آرامش دارن؟

57
00:05:01,416 --> 00:05:02,875
‫آره, پس خوبه,

58
00:05:02,875 --> 00:05:04,791
‫من هم احساس امنیت کامل می‌کردم,

59
00:05:05,875 --> 00:05:07,625
‫تمام همراهانم،

60
00:05:08,500 --> 00:05:09,916
‫احساس امنیت کامل داشتن،

61
00:05:10,541 --> 00:05:12,500
‫تا وقتی که امنیت از زندگیمون کم شد,

62
00:05:13,541 --> 00:05:16,500
‫البته چون فکر می‌کردیم
‫در دوران پس از جنگ زندگی می‌کنیم،

63
00:05:16,500 --> 00:05:18,041
‫اما ناگهان متوجه این مسئله شدیم،

64
00:05:19,125 --> 00:05:21,250
‫که داریم بین دو جنگ زندگی می‌کنیم,

65
00:05:22,875 --> 00:05:25,791
‫نهم آوریل ۱۹۴۰ بود
‫که آلمانی‌ها وارد شدن,

66
00:05:26,500 --> 00:05:29,166
‫حدودا با هشتصد سرباز
‫تونستن اسلو رو تصرف کنن,

67
00:05:29,791 --> 00:05:32,875
‫آره، تقریبا دو برابر تعداد
‫افرادی که اینجا حضور دارن,

68
00:05:35,791 --> 00:05:38,291
‫در زمان جنگ آدم باید بین
‫پذیرفتن شرایط موجود،

69
00:05:38,291 --> 00:05:41,166
‫و آمادگی خودش برای دنیایی جدید,,,

70
00:05:44,000 --> 00:05:47,125
‫که قراره بهش تحمل بشه،
‫یا ایستادگی در برابر وضع موجود,,,

71
00:05:47,125 --> 00:05:49,666
‫و به جون خریدن خطراتش، انتخاب کنه,

72
00:05:51,750 --> 00:05:53,541
‫من همچنان سر کار می‌رفتم,

73
00:05:56,500 --> 00:05:58,916
‫ولی به سختی می‌تونستم تمرکز کنم,

74
00:06:03,500 --> 00:06:04,666
‫همه بیرون!

75
00:06:06,000 --> 00:06:07,291
‫زود باشین!

76
00:06:22,166 --> 00:06:24,041
‫به این راحتی نمی‌ترسی، نه؟

77
00:06:25,125 --> 00:06:26,125
‫سونستبی؟

78
00:06:27,041 --> 00:06:30,041
‫آدم می‌تونه هر از گاهی
‫مقاومت و سرکشی کنه,

79
00:06:32,291 --> 00:06:34,375
‫اون‌وقت این رفتار قراره
‫چقدر سرکشانه باشه؟

80
00:06:37,041 --> 00:06:38,250
‫تا حدی دیگه,

81
00:06:46,625 --> 00:06:50,500
‫ما و چند نفر دیگه قراره
‫بریم جنگل مارکا,

82
00:06:52,375 --> 00:06:54,625
‫دوست داری تو هم باهامون بیای؟

83
00:07:06,625 --> 00:07:08,250
‫چیکار می‌شد کرد؟

84
00:07:10,000 --> 00:07:11,625
‫باید سعی می‌کردیم مقاومت کنیم,

85
00:07:14,250 --> 00:07:15,625
‫سونتسبی, بیا,

86
00:07:15,625 --> 00:07:16,750
‫ممنون,

87
00:07:19,000 --> 00:07:21,500
‫ولی آلمانی‌ها پاشون
‫به همه‌جا رسیده بود,

88
00:07:23,416 --> 00:07:25,125
‫- بخوابین,
‫- چی بود؟

89
00:07:26,625 --> 00:07:27,750
‫بمب!

90
00:07:27,750 --> 00:07:29,250
‫- فرار!
‫- زود باشین!

91
00:07:29,916 --> 00:07:31,375
‫عجله کنید!

92
00:07:31,375 --> 00:07:33,125
‫تلاش بیهوده بود,

93
00:07:35,666 --> 00:07:37,375
‫خط تشکیل بدین!
‫خط تشکیل بدین!

94
00:07:40,041 --> 00:07:41,875
‫- عقب‌نشینی!
‫- عقب‌نشینی!

95
00:07:42,416 --> 00:07:43,666
‫مواظب باشین!

96
00:07:45,125 --> 00:07:47,000
‫هیچ شانسی مقابلشون نداشتیم,

97
00:07:51,250 --> 00:07:52,250
‫بگیر!

98
00:08:06,916 --> 00:08:08,125
‫عجله کنید!

99
00:08:10,791 --> 00:08:12,875
‫عقب‌نشینی! عقب‌نشینی!

100
00:08:13,375 --> 00:08:14,666
‫عقب‌نشینی!

101
00:08:18,750 --> 00:08:21,291
‫- وایستین!
‫- دارن تیراندازی می‌کنن!

102
00:08:22,916 --> 00:08:25,041
‫ذره‌ای آمادگی نداشتیم,

103
00:08:32,750 --> 00:08:34,666
‫اونجا به خودم قول دادم,,,

104
00:08:34,666 --> 00:08:37,750
‫که دیگه هیچ‌وقت خودم رو
‫بدون آمادگی تو شرایطی نندازم,

105
00:08:48,250 --> 00:08:51,375
‫خودم به ذات‌الریه و سینوزیت شدید مبتلا شدم,

106
00:08:51,375 --> 00:08:54,125
‫در واقع بهم توصیه کرده بودن
‫دو سال تمام از جام تکون نخورم,

107
00:08:56,625 --> 00:08:58,625
‫همه می‌گن سلامتی
‫مهم‌ترین چیز تو دنیاست,

108
00:08:58,625 --> 00:09:01,375
‫[نخست‌وزیر کوئیسلینگ نقشه‌های
‫سیاسی خود را توضیح می‌دهد,]

109
00:09:01,375 --> 00:09:02,875
‫اما اینطور نیست,

110
00:09:04,375 --> 00:09:06,750
‫آرامش و آزادی به هر چیزی ارجحیت داره,

111
00:09:08,375 --> 00:09:10,791
‫بعد از گذشت حدودا دو ماه،

112
00:09:10,791 --> 00:09:13,875
‫با افراد دیگه‌ای آشنا شدم
‫که عین خودم بودن,

113
00:09:14,375 --> 00:09:16,041
‫اینجا لندنه,

114
00:09:16,041 --> 00:09:18,625
‫در چنین روزهایی احتمالا
‫خیلی‌ها در نروژ هستن,,,

115
00:09:18,625 --> 00:09:20,750
‫که سعی دارن روحیه
‫خودشون رو حفظ کنن,

116
00:09:20,750 --> 00:09:23,000
‫یا نکنه کم‌کم دارن مردد می‌شن؟

117
00:09:23,750 --> 00:09:27,666
‫اون افراد شامل کنت هوگلند
‫که از آشنایانم از ریوکان بود،

118
00:09:27,666 --> 00:09:28,875
‫با مکس مانوس،

119
00:09:29,750 --> 00:09:31,000
‫آندریاس اوبرت،

120
00:09:31,791 --> 00:09:33,125
‫گریگرز گرام،

121
00:09:33,750 --> 00:09:35,750
‫و تالاک بودن که اسمش
‫ادوارد تالاکسن بود,

122
00:09:36,250 --> 00:09:37,250
‫عه، این رو جا انداختم,

123
00:09:38,375 --> 00:09:41,791
‫اونجا از تجربه‌ی حسابداریم
‫استفاده‌ی مفیدی کردم,

124
00:09:42,375 --> 00:09:44,125
‫تبدیل به ارلینگ فیلد،

125
00:09:45,250 --> 00:09:48,250
‫گونار لیر و هارالد سورنسن شدم,

126
00:09:49,791 --> 00:09:51,375
‫نونوایی گرونلاند,,,

127
00:09:51,375 --> 00:09:53,500
‫به ریاست ریدون آندرسن,,,

128
00:09:53,500 --> 00:09:54,875
‫حکم مرکز ما رو پیدا کرد,

129
00:09:58,791 --> 00:10:02,750
‫همه‌چی روبه‌راه بود, روزنامه چاپ می‌کردیم,
‫ولی اهداف بزرگتری داشتیم,

130
00:10:03,750 --> 00:10:06,416
‫اعضای حکومت نروژ
‫به لندن فرار کرده بودن,

131
00:10:07,875 --> 00:10:09,791
‫بهم خبر رسید که نماینده‌ای,,,

132
00:10:09,791 --> 00:10:11,875
‫تو سفارت بریتانیا در سوئد داشتن,

133
00:10:11,875 --> 00:10:13,000
‫[سوئد - نروژ]

134
00:10:13,750 --> 00:10:15,250
‫می‌خواستم اون نماینده رو ببینم,

135
00:10:17,375 --> 00:10:18,625
‫[استکهلم، سفارت بریتانیا]

136
00:10:18,625 --> 00:10:21,125
‫باید تو اسلو شبکه‌ای ایجاد کنیم,

137
00:10:21,125 --> 00:10:22,250
‫بسیارخب,

138
00:10:23,500 --> 00:10:27,375
‫ولی اگه ترجیح می‌دی بری
‫انگلیس و آموزش خرابکاری ببینی،

139
00:10:27,875 --> 00:10:30,000
‫مطمئنم می‌تونیم بفرستیمت,

140
00:10:31,041 --> 00:10:33,666
‫- ممنون قربان, ترجیح می‌دم اسلو بمونم,
‫- بسیارخب,

141
00:10:35,791 --> 00:10:37,791
‫اسم رمزت,,,

142
00:10:38,875 --> 00:10:40,000
‫شماره‌ی بیست و چهاره,

143
00:10:44,166 --> 00:10:45,250
‫بفرما,

144
00:10:47,000 --> 00:10:48,250
‫اولین ماموریتته,

145
00:10:52,541 --> 00:10:55,541
‫[بانک نروژ]

146
00:11:04,583 --> 00:11:07,416
‫[اوت ۱۹۴۲]

147
00:11:22,750 --> 00:11:24,750
‫- فورفنگ هستم,
‫- ارلینگ فیلد هستم,

148
00:11:27,291 --> 00:11:30,000
‫ایوار تیدمانسن ازم خواست
‫با شما ملاقات کنم,

149
00:11:31,125 --> 00:11:32,125
‫درسته,

150
00:11:39,125 --> 00:11:40,541
‫خب، به چه مقصود اینجا اومدین؟

151
00:11:46,791 --> 00:11:49,250
‫حکومت نروژ در لندن من رو فرستاده,,,

152
00:11:49,250 --> 00:11:52,916
‫تا بیام و ازتون صفحات
‫چاپ اسکناس‌ها رو قرض بگیرم,

153
00:11:58,666 --> 00:12:04,125
‫یعنی شما,,, اومدین صفحات
‫چاپ اسکناس نروژی ما رو قرض بگیرین؟

154
00:12:05,041 --> 00:12:05,875
‫بله,

155
00:12:06,791 --> 00:12:09,416
‫جناب، همون‌طور که خبر دارین،
‫مقاومت هزینه داره,

156
00:12:10,750 --> 00:12:13,375
‫ضمنا نمونه‌ای از کاغذ
‫مورد استفاده‌تون هم می‌خوایم,

157
00:12:22,166 --> 00:12:23,291
‫الو، خانم لوبرگ؟

158
00:12:29,250 --> 00:12:31,750
‫ممنون که برای این,,,
‫مکالمه‌ی جالب وقت گذاشتین,

159
00:12:38,375 --> 00:12:40,416
‫چیکار کنم که بهم اعتماد کنین؟

160
00:12:40,416 --> 00:12:41,916
‫ملاقاتمون به پایان رسید,

161
00:12:43,291 --> 00:12:45,500
‫خانم لوبرگ شما رو بدرقه می‌کنن,

162
00:12:49,625 --> 00:12:51,541
‫جناب فیلد؟

163
00:12:54,750 --> 00:12:56,125
‫جناب فیلد؟

164
00:13:03,625 --> 00:13:05,791
‫نوه‌هاتون قراره آلمانی صحبت کنن,

165
00:13:06,666 --> 00:13:07,875
‫چی گفتین؟

166
00:13:09,000 --> 00:13:11,625
‫متوجهید که اگه الان
‫اقدامی صورت نگیره،

167
00:13:11,625 --> 00:13:14,125
‫نوه‌هاتون قراره به زبان
‫آلمانی صحبت کنن؟

168
00:13:14,125 --> 00:13:18,250
‫الان این فرصت رو دارین که در
‫سمت درست تاریخ قرار بگیرین,

169
00:13:26,750 --> 00:13:30,250
‫از کجا بدونم شما نماینده حکومتی؟

170
00:13:31,041 --> 00:13:32,666
‫چطور مطمئن بشم؟

171
00:13:32,666 --> 00:13:34,625
‫- باید بهم اعتماد کنید,
‫- آها,

172
00:13:35,291 --> 00:13:36,666
‫گفتنش واسه شما آسونه,

173
00:13:38,541 --> 00:13:41,041
‫اگه اشتباه کرده باشم،
‫خودم تیرباران می‌شم,

174
00:13:42,666 --> 00:13:45,000
‫مدیر و تمام کارکنان بانک اعدام می‌شن,

175
00:13:45,541 --> 00:13:47,125
‫تیرباران قراره حکم همه‌مون باشه,

176
00:14:08,375 --> 00:14:09,875
‫اگه واقعا نماینده حکومتی،

177
00:14:10,791 --> 00:14:14,375
‫به گوینده‌ی لندن بگو
‫توی برنامه‌ی فردا صبح،

178
00:14:14,375 --> 00:14:15,791
‫این جمله رو بگه,

179
00:14:17,250 --> 00:14:18,916
‫تازه اون موقع پیشنهادتون رو لحاظ می‌کنم,

180
00:14:18,916 --> 00:14:20,041
‫[آرزوی همیشگی]

181
00:14:39,500 --> 00:14:40,875
‫اینجا لندنه,

182
00:14:41,791 --> 00:14:46,166
‫در چنین روزهایی مهمه
‫که بتونید روحیه‌تون رو حفظ کنید,

183
00:14:46,750 --> 00:14:49,000
‫در این برنامه شانزده
‫پیغام ویژه داریم,

184
00:14:49,875 --> 00:14:52,166
‫یک: مردی معتمد,

185
00:14:53,875 --> 00:14:56,500
‫دو: نیزه‌ای بلند در دست,

186
00:14:58,000 --> 00:14:58,875
‫سه:

187
00:15:00,041 --> 00:15:01,500
‫آرزوی همیشگی,

188
00:15:03,875 --> 00:15:06,041
‫چهار: همچون مدرسه,

189
00:15:08,125 --> 00:15:09,041
‫پنج,,,

190
00:15:33,500 --> 00:15:35,666
‫امیدوارم از کارتون مطمئن باشید,

191
00:15:46,625 --> 00:15:48,375
‫تا پنج‌شنبه شب مهلت می‌دم,

192
00:16:09,625 --> 00:16:11,500
‫خب، عه,,,
‫مقصدمون کجاست؟

193
00:16:11,500 --> 00:16:13,416
‫لطفا برین کونگس‌وینگر,

194
00:16:13,416 --> 00:16:15,625
‫- اوهوم,
‫- باید محموله‌ای به سوئد ارسال کنم,

195
00:16:28,875 --> 00:16:30,041
‫پس همون رو بفرستید,

196
00:16:36,500 --> 00:16:37,541
‫رسید,

197
00:16:49,541 --> 00:16:51,625
‫,,,جشنی در تالار شهر برگزار خواهد شد,

198
00:16:51,625 --> 00:16:55,000
‫کمیسر ملی تربوون
‫و نخست‌وزیر کوئیسلینگ,,,

199
00:16:55,000 --> 00:16:58,000
‫به عنوان حامیان شرکت،
‫با یکدیگر عکس گرفتند,

200
00:16:58,000 --> 00:17:00,000
‫این شرکت تحت رهبری سروان ماکسویک،

201
00:17:00,041 --> 00:17:02,250
‫از خیابان‌های اسلو عبور کرد,

202
00:17:09,791 --> 00:17:11,750
‫مدرسه هیردن در کونگس‌وینگر,,,

203
00:17:11,750 --> 00:17:14,250
‫دوره‌ی آموزشی سربازی را
‫به پایان رسانده است,

204
00:17:14,791 --> 00:17:18,291
‫رئیس پلیس دولتی مارتینسن،
‫نامه‌های انتصاب را,,,

205
00:17:18,291 --> 00:17:20,750
‫به رهبران جدید گروه
‫و سرپرستان ابلاغ کرد,

206
00:17:20,750 --> 00:17:22,791
‫این یارو از کوئیسلینگ هم بدتره,

207
00:17:27,291 --> 00:17:29,916
‫سپس یک گردهمایی ساده برگزار شد,

208
00:17:30,541 --> 00:17:32,875
‫مارتینسن رئیس‌پلیس دولتی,,,

209
00:17:32,875 --> 00:17:35,250
‫و رهبر عالی هیردن بود,

210
00:17:36,041 --> 00:17:38,916
‫به ماموران خودش اجازه‌ی
‫شکنجه‌ی نروژی‌ها رو می‌داد,

211
00:17:40,625 --> 00:17:45,125
‫ضمنا نازی‌های نروژی به مراتب
‫از نازی‌های آلمانی بدتر بودن,

212
00:17:46,875 --> 00:17:49,125
‫هیچ درک نمی‌کردم
‫که چطور هموطنان ما,,,

213
00:17:49,125 --> 00:17:52,250
‫با اشغالگران سرزمین ما،
‫همدستی می‌کردن,

214
00:17:54,625 --> 00:17:57,250
‫آدم به سختی می‌تونست
‫فردی معتمد پیدا کنه,

215
00:18:02,500 --> 00:18:06,041
‫حکومت لندن نیاز داشت یکی
‫چشم و گوشش در اسلو باشه,

216
00:18:10,250 --> 00:18:13,375
‫من به عنوان رهبر
‫سازمان کوچیکمون، منصوب شدم,

217
00:18:22,250 --> 00:18:25,000
‫اطلاعات جمع‌آوری و بعد
‫مخفیانه به سوئد منتقل می‌شد,

218
00:18:28,875 --> 00:18:31,125
‫از اونجا هم به لندن فرستاده می‌شد,

219
00:18:34,625 --> 00:18:36,208
‫[فوق محرمانه]

220
00:18:37,375 --> 00:18:40,791
‫ولی گشتاپو داشت بیشتر
‫از فعالیت مقاومت بو می‌برد،

221
00:18:40,791 --> 00:18:42,125
‫که نقش پررنگ‌تری گرفته بود,

222
00:18:43,875 --> 00:18:46,500
‫اعضای سازمان ما
‫در سراسر کشور بازداشت می‌شدن,

223
00:18:48,750 --> 00:18:51,666
‫آلمانی‌ها می‌خواستن دستشون
‫به سرکرده‌های سازمان برسه,

224
00:18:55,000 --> 00:18:56,166
‫برش گردون,

225
00:19:05,500 --> 00:19:08,250
‫چرا تا هورنبوک؟ واسه چی
‫نمی‌تونه تا کونگس‌وینگر بره؟

226
00:19:11,250 --> 00:19:13,000
‫آندریاس باهات کار داره,

227
00:19:15,000 --> 00:19:16,166
‫گفتش,,,

228
00:19:18,916 --> 00:19:20,916
‫گفتش که,,,

229
00:19:31,750 --> 00:19:32,875
‫چی گفت؟

230
00:19:36,500 --> 00:19:39,666
‫آلمانی‌ها روغن داغ
‫تو روده‌ی کریستیان ریختن,

231
00:19:40,166 --> 00:19:41,500
‫برادر آندریاس رو می‌گم,

232
00:19:42,000 --> 00:19:43,541
‫بدنش از داخل سوخت,

233
00:19:50,666 --> 00:19:51,750
‫آندریاس,

234
00:20:02,666 --> 00:20:04,375
‫بابت کریستیان تسلیت می‌گم,

235
00:20:06,541 --> 00:20:07,916
‫مقاومتش تحسین‌برانگیز بود,

236
00:20:14,166 --> 00:20:15,416
‫آره، واقعا بود,

237
00:20:21,041 --> 00:20:24,000
‫چه آدمی چنین کاری می‌کنه؟ هوم؟

238
00:20:26,125 --> 00:20:27,500
‫چه‌جور آدمی؟

239
00:20:32,125 --> 00:20:34,000
‫اگه قصد کناره‌گیری داری
‫کاملا درکت می‌کنیم,

240
00:20:34,500 --> 00:20:36,625
‫کناره‌گیری؟ می‌فهمی چی می‌گی؟

241
00:20:37,500 --> 00:20:40,541
‫می‌خوام دست به خشونت بزنم,
‫متوجه می‌شی؟

242
00:20:49,125 --> 00:20:50,541
‫- سلام,
‫- سلام,

243
00:20:51,125 --> 00:20:52,125
‫اومده,

244
00:20:52,750 --> 00:20:54,625
‫خیلی‌خب,

245
00:20:58,500 --> 00:20:59,500
‫سلام,

246
00:21:01,250 --> 00:21:02,250
‫کروگ هستم,

247
00:21:02,250 --> 00:21:03,666
‫گودرون کولت هستم,

248
00:21:03,708 --> 00:21:04,833
‫کروگ؟

249
00:21:05,291 --> 00:21:06,916
‫مگه فیلد نبودی؟

250
00:21:06,916 --> 00:21:10,250
‫کروگ، فیلد، آم,,,
‫فرقی نداره, بنا به شرایط فرق می‌کنه,

251
00:21:11,041 --> 00:21:13,000
‫فقط کافیه خودم قاطیشون نکنم,

252
00:21:17,750 --> 00:21:18,750
‫شما کار راه می‌ندازین؟

253
00:21:18,750 --> 00:21:21,000
‫آره، به عبارت دیگه
‫می‌شه اینطوری گفت,

254
00:21:21,541 --> 00:21:24,541
‫- دسترسی آپارتمان‌های بیشتری می‌خواستین؟
‫- بله,

255
00:21:26,041 --> 00:21:27,041
‫چرا انقدر زیاد؟

256
00:21:28,041 --> 00:21:29,666
‫چون دو شب متوالی
‫توی یه خونه نمی‌خوابم,

257
00:21:34,250 --> 00:21:38,416
‫از طریق خانم کولت تونستم به شبکه‌ای
‫از آپارتمان‌ها دسترسی پیدا کنم,

258
00:21:39,666 --> 00:21:42,375
‫صرفا منطق آلمانی‌ها رو دنبال کردم,

259
00:21:43,166 --> 00:21:46,625
‫ماموریتشون این بود که هر روز،
‫تمام روز به طریق روشمندی,,,

260
00:21:46,625 --> 00:21:49,500
‫سعی کنن موقعیت بعدیمون رو
‫شناسایی و مار رو دستگیر کنن,

261
00:21:52,375 --> 00:21:55,125
‫آلمانی‌ها معمولا بین ساعات,,,

262
00:21:55,125 --> 00:21:58,250
‫چهار تا شیش صبح
‫می‌رفتن مردم رو دستگیر می‌کردن,

263
00:21:59,750 --> 00:22:02,750
‫واسه همین هر روز
‫سه و نیم صبح بیدار می‌شدم,

264
00:22:04,791 --> 00:22:07,375
‫در عرض چند دقیقه
‫خودم رو به خیابون می‌رسوندم،

265
00:22:08,625 --> 00:22:11,375
‫بعدش معمولا راهی جنگل می‌شدم،

266
00:22:11,875 --> 00:22:13,916
‫تا قبل از اینکه به شهر برگردم،

267
00:22:13,916 --> 00:22:16,000
‫بتونم چند ساعت دیگه بخوابم,

268
00:22:27,041 --> 00:22:28,541
‫صبح دوباره باز می‌کنیم,

269
00:22:30,500 --> 00:22:31,500
‫تعطیله,

270
00:22:32,125 --> 00:22:33,541
‫لطف می‌کنین خانم,

271
00:22:35,875 --> 00:22:36,875
‫عه,,,

272
00:22:38,250 --> 00:22:39,791
‫بوی خوش نونوایی به مشامم می‌خوره,

273
00:22:46,375 --> 00:22:47,375
‫هوم,

274
00:22:48,041 --> 00:22:49,125
‫اجازه هست؟

275
00:22:50,416 --> 00:22:51,416
‫ریدون؟

276
00:23:13,291 --> 00:23:14,291
‫تشریف بیارید,

277
00:23:27,416 --> 00:23:28,541
‫زندانی‌ها رو بیارید,

278
00:23:29,750 --> 00:23:30,875
‫نفر بعد,

279
00:23:36,500 --> 00:23:38,000
‫این رو می‌شناسی؟

280
00:23:39,125 --> 00:23:40,291
‫نگاهش کن,

281
00:23:45,875 --> 00:23:46,791
‫نفر بعد,

282
00:23:57,625 --> 00:23:58,750
‫این رو چطور؟

283
00:24:01,291 --> 00:24:02,416
‫نمی‌شناسم,

284
00:24:05,375 --> 00:24:06,625
‫مطمئنی؟

285
00:24:07,500 --> 00:24:08,625
‫اوهوم,

286
00:24:37,750 --> 00:24:38,791
‫نمی‌شناسم,

287
00:25:07,000 --> 00:25:09,000
‫- هیچ حرفی نزدم,
‫- عه,,,

288
00:25:10,750 --> 00:25:11,750
‫هیچی,

289
00:25:14,250 --> 00:25:15,291
‫خیلی‌خب,

290
00:25:16,375 --> 00:25:18,000
‫چند تا از بچه‌ها رو دیدم,

291
00:25:21,875 --> 00:25:23,166
‫سورنوردال رو دیدم,

292
00:25:26,375 --> 00:25:28,166
‫نمی‌دونم تا کی می‌تونه دووم بیاره,

293
00:25:33,541 --> 00:25:34,625
‫واسه پیدا کردن هویتت,,,

294
00:25:35,666 --> 00:25:37,291
‫دست به هر کاری می‌زنن,

295
00:25:41,166 --> 00:25:42,166
‫خیلی‌خب,

296
00:26:38,125 --> 00:26:39,666
‫جدیدا چی کارها می‌کنی؟

297
00:26:43,250 --> 00:26:44,750
‫به نفعتونه ندونید,

298
00:26:47,125 --> 00:26:51,041
‫ولی، آم,,, بهت اجازه مسافرت
‫به ریوکان رو دادن؟

299
00:27:05,000 --> 00:27:06,000
‫ببینید,,,

300
00:27:09,000 --> 00:27:10,000
‫عه,,,

301
00:27:11,166 --> 00:27:13,666
‫خیلی‌ها دارن دنبالم می‌گردن,

302
00:27:17,625 --> 00:27:19,875
‫ضمنا معتقدم قراره
‫تعدادشون بیشتر هم بشه,

303
00:27:23,541 --> 00:27:26,875
‫مدام فکرم پیش شماست که یه وقت,,,

304
00:27:28,875 --> 00:27:31,000
‫بخوان سراغ شما هم بیان,

305
00:27:45,916 --> 00:27:47,625
‫تو به وظیفه‌ی خودت رسیدگی کن,

306
00:27:50,125 --> 00:27:51,375
‫ما هم به وظیفه‌ی خودمون,

307
00:28:44,125 --> 00:28:45,500
‫- سلام گونار,
‫- سلام,

308
00:29:01,291 --> 00:29:05,166
‫جناب مارتینسن، به دلیل همکاری
‫مفید نیروهای انتظامی,,,

309
00:29:06,500 --> 00:29:08,250
‫آلمانی و نروژی، به نظرم مهمه,,,

310
00:29:08,250 --> 00:29:10,375
‫که با همدیگه حساب
‫این فعالیت‌های تروریستی رو برسیم,

311
00:29:10,375 --> 00:29:11,750
‫هوم, درسته,

312
00:29:13,875 --> 00:29:17,375
‫خب؟ تونستید از زیر زبونش حرف بکشید؟

313
00:29:18,125 --> 00:29:21,000
‫راستش تقریبا غیرممکنه,

314
00:29:22,541 --> 00:29:26,791
‫نه، غیرممکن نیست,
‫فقط کافیه از جون و دل مایه بذارید,

315
00:29:27,666 --> 00:29:29,000
‫وگرنه عین بلبل به حرف میان,

316
00:29:30,125 --> 00:29:32,750
‫- یه لحظه اجازه بدید,
‫- بفرمایید، راحت باشید,

317
00:29:32,750 --> 00:29:34,041
‫بیا اینجا,

318
00:29:36,750 --> 00:29:44,041
 —  ماي موويیز —

319
00:29:54,000 --> 00:29:55,541
‫هوای اینجا سرده، نه؟

320
00:29:57,125 --> 00:29:58,125
‫چی گفتین؟

321
00:30:04,750 --> 00:30:06,416
‫اسم رئیست چیه؟

322
00:30:07,041 --> 00:30:08,500
‫رهبرتون کیه؟

323
00:30:09,000 --> 00:30:10,416
‫اسم کاملش رو بگو,

324
00:30:11,750 --> 00:30:13,375
‫گـ,,,

325
00:30:19,791 --> 00:30:20,875
‫گونار,

326
00:30:21,791 --> 00:30:22,916
‫گونار,

327
00:30:23,625 --> 00:30:25,875
‫اسم خانوادگیش هم بگو,

328
00:30:30,875 --> 00:30:32,666
‫سـ,,, سونستبی,

329
00:30:35,916 --> 00:30:37,875
‫- گونار سونستبی؟
‫- آره,

330
00:30:41,125 --> 00:30:42,416
‫تحویل بگیر,

331
00:30:42,416 --> 00:30:44,125
‫دیدی سخت نبود؟

332
00:30:50,500 --> 00:30:52,291
‫ببخشید وسط حرفمون رفتم,

333
00:30:52,916 --> 00:30:53,916
‫نفرمایید,

334
00:30:56,000 --> 00:31:02,791
‫ولی می‌شه گفت
‫ارزش صبر کردن رو داشت,

335
00:31:15,875 --> 00:31:22,125
‫[گونار سونستبی]
‫[مژدگانی: ۲۰۰٬۰۰۰ کرون]

336
00:31:25,500 --> 00:31:26,625
‫ایست,

337
00:31:28,291 --> 00:31:29,625
‫مدارک لطفا,

338
00:31:29,625 --> 00:31:30,750
‫عه,,,

339
00:31:35,166 --> 00:31:36,791
‫بسیارخب, برید,

340
00:32:52,625 --> 00:32:54,250
‫بفرما داخل سونستبی,

341
00:32:57,125 --> 00:32:58,291
‫بگیریدش!

342
00:33:05,000 --> 00:33:06,541
‫ایست!

343
00:33:24,625 --> 00:33:26,125
‫[سال ۱۹۴۳ - اسکاتلند، لوچارس]

344
00:33:26,125 --> 00:33:28,916
‫برو همه‌شون رو بنداز دور, این‌ها,,,

345
00:33:28,916 --> 00:33:32,250
‫احمق، نمی‌فهمی؟!
‫می‌گم این رو ول کن!

346
00:33:32,250 --> 00:33:33,625
‫کاکبراتن,

347
00:33:34,791 --> 00:33:35,791
‫بالاخره اومدی,

348
00:33:36,541 --> 00:33:38,166
‫- سلام,
‫- خوشحالم می‌بینمت,

349
00:33:38,166 --> 00:33:39,375
‫همچنین,

350
00:33:41,125 --> 00:33:43,041
‫برام سوال بود چرا پیدات نمی‌شه,

351
00:33:43,666 --> 00:33:45,916
‫آره، ولی در اسرع وقت باید برگردم,

352
00:33:45,916 --> 00:33:48,875
‫متوجهم, کار اولویت داره گونار,

353
00:33:50,750 --> 00:33:51,916
‫ارلینگ فیلدم,

354
00:33:53,291 --> 00:33:54,375
‫ارلینگ فیلد,

355
00:33:56,791 --> 00:33:58,750
‫آره، خواستن باهات صحبت کنیم,

356
00:34:00,000 --> 00:34:01,125
‫واقعا؟

357
00:34:01,125 --> 00:34:03,250
‫می‌خواستم بهشون بگم
‫شهروند برجسته‌ای هستی،

358
00:34:03,250 --> 00:34:05,125
‫ولی بی‌خیال نمی‌شدن,

359
00:34:07,125 --> 00:34:08,250
‫جناب فیلد,

360
00:34:11,416 --> 00:34:13,375
‫جناب فیلد، اگه می‌شه دوباره بگید,,,

361
00:34:14,041 --> 00:34:15,875
‫چطور بر خلاف خیلی از افرادتون,,,

362
00:34:15,875 --> 00:34:17,750
‫فقط شما جون سالم به در بردین؟

363
00:34:22,750 --> 00:34:25,625
‫تعدادی از ما فکر می‌کنن
‫که این امر غیرممکن بوده,

364
00:34:26,416 --> 00:34:28,166
‫وقتی چیزی غیرممکن به نظر برسه،

365
00:34:29,000 --> 00:34:31,875
‫اغلب دلایل و علت‌های
‫واضح و منطقی داره,

366
00:34:33,500 --> 00:34:34,500
‫منظورتون چیه؟

367
00:34:34,500 --> 00:34:37,041
‫منظور خاصی نداریم جناب فیلد,
‫شما بفرمایید,

368
00:34:37,875 --> 00:34:39,250
‫من شرافت سرم می‌شه,

369
00:34:39,250 --> 00:34:41,875
‫امروزه حفظ شرافت
‫برای همه سخت شده,

370
00:34:41,875 --> 00:34:45,000
‫- الان چه جوابی باید بدم؟
‫- اصلا جوابی دارین؟

371
00:34:45,000 --> 00:34:48,125
‫خب، نمی‌خوام ادعا کنم
‫که از همه بهترم,

372
00:34:49,000 --> 00:34:53,000
‫ولی هر لحظه دارم برای
‫آینده خودم نقشه می‌ریزم,

373
00:34:53,000 --> 00:34:55,000
‫- بقیه هم همینطور,
‫- بقیه هم همینطورن,

374
00:34:55,000 --> 00:34:57,750
‫- کاش اینطور بود,
‫- یعنی اصلا متکی به شانس نبودین؟

375
00:34:57,750 --> 00:35:01,041
‫چرا, علت زنده موندنم
‫برنامه‌ریزی و شانس خوب بوده,

376
00:35:01,041 --> 00:35:02,000
‫به چیزی اعتیاد دارین؟

377
00:35:02,000 --> 00:35:04,666
‫از زمان جنگ ترک کردم,
‫مانع حضور مفیدم می‌شد,

378
00:35:04,666 --> 00:35:07,250
‫- برای آرامش خودتون نیاز پیدا نمی‌کنید؟
‫- خیر,

379
00:35:07,250 --> 00:35:09,125
‫- در مورد خانم‌ها چطور؟
‫- منظورتون چیه؟

380
00:35:09,125 --> 00:35:12,166
‫در این زمینه ضعف ندارید؟
‫اراده بعضی از ماموران راحت سست می‌شه,

381
00:35:12,166 --> 00:35:15,250
‫- گرچه شوکه‌کننده است,
‫- درسته, خیر، ضعفی ندارم,

382
00:35:15,250 --> 00:35:17,750
‫چند خانم رو به عضویت
‫در سازمان جذب کردین؟

383
00:35:17,750 --> 00:35:18,750
‫فکر می‌کنم پنج نفر,

384
00:35:18,750 --> 00:35:21,125
‫از بین این تعداد،
‫دلباخته‌ی کدومشون شدین؟

385
00:35:21,875 --> 00:35:23,750
‫به نظرم این سوالتون زیادی خصوصیه,

386
00:35:23,750 --> 00:35:24,791
‫شما جواب بدین,

387
00:35:26,000 --> 00:35:28,541
‫از زمانی که جنگ شروع شد،
‫دلباخته‌ی هیچ خانمی نشدم,

388
00:35:28,541 --> 00:35:31,500
‫متاسفانه باور این حرف
‫خیلی برام دشواره جناب فیلد,

389
00:35:31,500 --> 00:35:33,916
‫جسارت نباشه، اما به نظرم
‫این مشکل شماست,

390
00:35:33,916 --> 00:35:36,250
‫شما برای آروم کردن خودتون
‫کار خاصی می‌کنید؟

391
00:35:36,250 --> 00:35:37,375
‫بله,

392
00:35:38,041 --> 00:35:41,250
‫برنامه می‌ریزم و آماده می‌شم,
‫بهتون که گفتم,

393
00:35:41,250 --> 00:35:43,541
‫اینطوری به خودم آرامش می‌دم,

394
00:36:04,250 --> 00:36:06,041
‫مطمئنم از این اتاق خسته شدین,

395
00:36:07,375 --> 00:36:10,666
‫بابت رفتار سازمان عذر می‌خوام،
‫ولی باید اطمینان حاصل کنیم,

396
00:36:11,666 --> 00:36:15,166
‫به نظر میاد شما از اون آدم‌های
‫فردگرای نایاب و باهوش هستین,,,

397
00:36:15,166 --> 00:36:17,541
‫که می‌تونین به دستاوردهای بزرگی برسین,

398
00:36:19,500 --> 00:36:20,791
‫از قضا تحت تاثیر قرار گرفتیم,

399
00:36:22,500 --> 00:36:25,250
‫فقط می‌تونم بگم در تمرین‌ها
‫براتون آرزوی موفقیت دارم,

400
00:36:36,958 --> 00:36:40,541
‫[اجازه آموزش صادر گردید]

401
00:36:42,875 --> 00:36:45,375
‫بعد از چند ماه تمرین تو اسکاتلند،

402
00:36:45,375 --> 00:36:47,041
‫دوباره برگشتم اسلو,

403
00:36:51,000 --> 00:36:53,875
‫حس می‌کردم آمادگی
‫ماموریت‌های بزرگتر رو داشتم,

404
00:36:59,166 --> 00:37:02,500
‫اما قبلش قرار بود
‫رهبر جدید جنبش مقاومت,,,

405
00:37:03,166 --> 00:37:04,791
‫یعنی ینس کریستین هوگ رو ببینم,

406
00:37:05,541 --> 00:37:07,250
‫واسه صبحانه تخم‌مرغ پیدا کردم,

407
00:37:22,375 --> 00:37:24,916
‫می‌تونین کمی از نوشیدنی
‫ابداعی شوهرم بخورین,

408
00:37:26,750 --> 00:37:27,750
‫هوم,

409
00:37:29,291 --> 00:37:31,125
‫می‌گفت همه‌جوره آدم رو خوب می‌کنه,

410
00:37:31,125 --> 00:37:32,625
‫حداقل اینطور فکر می‌کرد,

411
00:37:33,750 --> 00:37:35,166
‫کاشف به عمل اومد فقط,,,

412
00:37:36,000 --> 00:37:37,125
‫تومور مغزی رو خوب نمی‌کنه,

413
00:37:38,416 --> 00:37:40,250
‫بهتون,,, تسلیت می‌گم,

414
00:37:40,750 --> 00:37:41,875
‫لطف دارین,

415
00:37:42,791 --> 00:37:45,375
‫نباید خودمون رو درگیر
‫غم و اندوه کنیم,

416
00:37:48,791 --> 00:37:51,125
‫مهمه که هر از گاهی
‫بی‌دلیل شادی کنیم,

417
00:37:53,416 --> 00:37:55,041
‫علی‌رغم زندگی دشواری که داریم,

418
00:37:56,500 --> 00:37:58,166
‫ایشون کی قراره برسن؟

419
00:37:58,875 --> 00:37:59,875
‫تو راهه,

420
00:38:03,375 --> 00:38:04,416
‫اهل رقص هستین؟

421
00:38:05,625 --> 00:38:07,375
‫- خیر,
‫- هوم,

422
00:38:08,041 --> 00:38:11,000
‫حتی وقوع جنگ هم دلیل نمی‌شه
‫که آدم نفس کشیدن رو فراموش کنه,

423
00:38:12,041 --> 00:38:13,791
‫بعدا واسه نفس کشیدن
‫وقت پیدا می‌شه,

424
00:38:16,208 --> 00:38:17,166
هممم

425
00:38:24,125 --> 00:38:25,250
منظورت یک رقصه؟

426
00:38:25,333 --> 00:38:28,208
اگه نرقصی، دیگه غذایی بهت نمیدما

427
00:38:35,166 --> 00:38:36,166
باشه

428
00:38:42,958 --> 00:38:45,625
قبلا رقصیدی؟
- بله، بله,

429
00:38:47,333 --> 00:38:48,625
باشه
- کاملاً

430
00:38:48,708 --> 00:38:51,041
پس دست راستت را بگذار
روی شانه من

431
00:38:51,125 --> 00:38:53,416
- مممم
- و دست دیگر اینجا,

432
00:38:54,291 --> 00:38:56,916
من اول می‌روم, همین حالا

433
00:38:57,958 --> 00:38:59,041
همممم

434
00:39:01,583 --> 00:39:04,208
اگه گیر کردی، نمی‌تونی با من برقصی,

435
00:39:04,291 --> 00:39:05,291
باید یه نفس بکشی

436
00:39:05,375 --> 00:39:07,666
از طریق بینی

437
00:39:07,750 --> 00:39:10,000
و از دهن خارج کن

438
00:39:10,083 --> 00:39:11,833
و دوباره

439
00:39:14,958 --> 00:39:16,250
بیا یه بار دیگه تلاش کنیم,

440
00:39:18,250 --> 00:39:19,708
لطفا سعی کن

441
00:39:20,958 --> 00:39:22,000
درسته

442
00:39:24,708 --> 00:39:27,458
- یک، دو، سه, یک، دو
- هوم

443
00:39:28,041 --> 00:39:29,166
ببین؟ یاد گرفتی!

444
00:39:30,333 --> 00:39:32,208
نفس کشیدن رو فراموش نکن

445
00:39:45,791 --> 00:39:47,833
همم همممم

446
00:39:54,417 --> 00:39:55,417
‫خوش اومدین,

447
00:40:00,667 --> 00:40:01,667
‫آقای هوگه اومدن,

448
00:40:08,833 --> 00:40:10,708
‫- قهوه میل دارین؟
‫- بله، لطف می‌کنین,

449
00:40:10,708 --> 00:40:12,917
‫دارم به شماره‌ی بیست و چهار
‫آموزش تنفس می‌دم,

450
00:40:20,542 --> 00:40:22,042
‫بیست و پنج سالت شده؟

451
00:40:23,208 --> 00:40:24,333
‫بله,

452
00:40:25,708 --> 00:40:27,583
‫احتمالش هست این سن
‫آخرین سال زندگیت باشه,

453
00:40:31,667 --> 00:40:32,917
‫این احتمال رو در نظر گرفتی؟

454
00:40:39,292 --> 00:40:40,542
‫برام قابل پذیرشه,

455
00:40:45,042 --> 00:40:47,167
‫در واکنش به شکنجه
‫خودت رو چطور می‌بینی؟

456
00:40:50,167 --> 00:40:51,292
‫مطمئن نیستم,

457
00:40:53,792 --> 00:40:55,292
‫تنها جواب بهش همینه,

458
00:40:57,042 --> 00:40:59,542
‫من و تو قراره با هم کار کنیم,

459
00:41:02,458 --> 00:41:03,792
‫ماموریت فوری داریم,

460
00:41:04,542 --> 00:41:05,333
‫خب؟

461
00:41:06,042 --> 00:41:08,792
‫کوئیسلینگ و مارتینسن می‌خوان
‫پسران نوروژی رو به زور,,,

462
00:41:08,792 --> 00:41:12,667
‫برای جنگ با آلمانی‌ها به خدمت بگیرن
‫و اون‌ها رو توی روسیه، گوشت قربونی کنن,

463
00:41:13,458 --> 00:41:16,167
‫سه هزار نفر فردا قراره
‫تو دفتر اسم‌نویسی باشن,

464
00:41:18,042 --> 00:41:20,958
‫یه کاری کن که تا صبح
‫اونجا شبیه منقل زمینی بشه,

465
00:41:24,917 --> 00:41:28,167
‫آکرزگاتا ۵۵, همینه,

466
00:41:29,167 --> 00:41:31,333
‫ساختمان خالیه,
‫شب‌ها درش بسته می‌شه,

467
00:41:31,833 --> 00:41:34,292
‫بایگانی رو منفجر می‌کنیم,
‫تموم می‌شه و می‌ره,

468
00:41:35,792 --> 00:41:37,542
‫گریگرز، با هشت یا ده کیلو کار در میاد؟

469
00:41:37,542 --> 00:41:39,083
‫آره, با ده کیلو می‌شه,

470
00:41:39,667 --> 00:41:42,667
‫مکس، با سلووگ حرف زدم,
‫می‌تونه برامون سلاح جور کنه,

471
00:41:42,667 --> 00:41:43,792
‫خوبه,

472
00:41:43,792 --> 00:41:46,458
‫تالاک، تو هم مسئولیت
‫شناسایی آکرزگاتا رو داری,

473
00:41:48,792 --> 00:41:50,292
‫ساعت هفت همدیگه رو
‫همین‌جا می‌بینیم,

474
00:41:57,042 --> 00:41:59,708
‫بله، مجموعه‌ی خوبی دارم,
‫بفرما نگاه کن,

475
00:42:09,167 --> 00:42:10,792
‫آکرزگاتا ۵۵, بفرما,

476
00:42:13,292 --> 00:42:15,917
‫باید قبل از جلسه‌ی ساعت هفت،
‫حساب همه‌چی رو کرده باشیم,

477
00:42:20,417 --> 00:42:21,708
‫آره, فهمیدم,

478
00:42:23,417 --> 00:42:24,667
‫تکرار کن,

479
00:42:27,167 --> 00:42:30,417
‫گفتی که تو و ,,,

480
00:42:30,417 --> 00:42:32,792
‫تو و,,, مکس,,,

481
00:42:36,667 --> 00:42:38,417
‫تالاک، اینطوری نمی‌شه,

482
00:42:40,292 --> 00:42:41,708
‫ببین، نه,,,

483
00:42:42,208 --> 00:42:45,667
‫صرفا چون توی کافه‌ایم
‫گفتم ظاهر شاد داشته باشم,

484
00:42:45,667 --> 00:42:48,417
‫کارمون به اینجا کشیده؟
‫حق نداریم به ملت لبخند بزنیم؟

485
00:42:49,917 --> 00:42:51,792
‫اگه جنابعالی احساسات نداری،
‫ما مثل تو نیستیم,

486
00:42:53,792 --> 00:42:56,542
‫راست می‌گی, کاملا درک می‌کنم,
‫لطفا فقط لبخندت رو بهش بزن,

487
00:42:56,542 --> 00:42:59,667
‫بعدش که لبخندت تموم شد،
‫برگرد پی آکرزگاتا,

488
00:43:01,167 --> 00:43:03,042
‫من که,,, تازه اونجا بودم,

489
00:43:05,208 --> 00:43:06,792
‫- کلیدی که گرفتی,,,
‫- آره,

490
00:43:10,958 --> 00:43:12,292
‫دیدی در رو باز می‌کنه یا نه؟

491
00:43:38,792 --> 00:43:39,792
‫حاضره,

492
00:43:42,458 --> 00:43:43,458
‫خیلی‌خب,

493
00:43:49,167 --> 00:43:53,417
‫[هجدهم مه ۱۹۴۴]

494
00:43:57,708 --> 00:43:59,542
‫- کلید رو آوردی؟
‫- آره,

495
00:44:09,667 --> 00:44:10,792
‫جای قشنگیه,

496
00:44:17,208 --> 00:44:18,292
‫توش آدمه,

497
00:44:22,708 --> 00:44:24,208
‫طبق برنامه پیش می‌ریم,

498
00:44:46,208 --> 00:44:48,708
‫- مگه لازمه بگیم,,,
‫- حالا صبر می‌کنیم,

499
00:44:51,708 --> 00:44:53,083
‫بذار یه نگاه به این بندازم,,,

500
00:44:53,083 --> 00:44:54,833
‫سلام، چیزی می‌خواستین؟

501
00:44:55,333 --> 00:44:57,458
‫- قضیه اینجا چیه؟
‫- تا دیروقت باز نگه داشتیم,

502
00:44:57,458 --> 00:45:00,417
‫فردا صبح قراره اینجا
‫حسابی شلوغ بشه, شما چطور؟

503
00:45:01,083 --> 00:45:02,917
‫اومدیم تهویه اینجا رو بررسی کنیم,

504
00:45:02,917 --> 00:45:06,042
‫آها، درسته, کار خوبی می‌کنین,
‫چون قراره کلی آدم اینجا باشه,

505
00:45:06,542 --> 00:45:08,292
‫- خودمون رسیدگی می‌کنیم خانم,
‫- لطف می‌کنین,

506
00:45:09,667 --> 00:45:11,417
‫آره، بده,,,
‫بده اینجا لطفا,

507
00:45:23,042 --> 00:45:24,208
‫می‌دونی چیه؟

508
00:45:25,208 --> 00:45:28,708
‫وقتی جوان‌هایی مثل تو رو می‌بینم
‫که بیکار یه گوشه ایستادین,,,

509
00:45:28,708 --> 00:45:30,458
‫می‌دونی با خودم چی می‌گم؟

510
00:45:31,417 --> 00:45:33,458
‫می‌گم: «این چه وضعشه؟»

511
00:45:33,458 --> 00:45:35,292
‫اگه من امروز جوان بودم,,,

512
00:45:35,292 --> 00:45:38,792
‫هر کاری می‌شد می‌کردم
‫که این کثافت‌ها رو بیرون کنم,

513
00:45:51,792 --> 00:45:55,542
‫دروغ نگم الان دلم می‌خواد
‫بزنم دک و پوزتون رو بیارم پایین,

514
00:45:59,708 --> 00:46:01,583
‫- هوم؟
‫- ممنون، تشنه‌ام نیست,

515
00:46:01,583 --> 00:46:03,417
‫مکس,

516
00:46:05,083 --> 00:46:06,208
‫بسیارخب,

517
00:46:07,667 --> 00:46:10,292
‫- من تشنمه,
‫- تعارف نکن,

518
00:46:10,292 --> 00:46:11,667
‫- دمت گرم,
‫- قربونت,

519
00:46:13,042 --> 00:46:14,458
‫معلوم هست اینجا چه خبره؟

520
00:46:14,958 --> 00:46:16,042
‫من هم نمی‌دونم,

521
00:46:18,833 --> 00:46:20,208
‫سوال خوبیه,

522
00:46:28,583 --> 00:46:32,208
‫بذار یه چیز دیگه بهت بگم,
‫اگه می‌تونستم سمتشون می‌دویدم,

523
00:46:32,208 --> 00:46:34,542
‫این پدرسوخته‌ها از سایه خودشون هم می‌ترسن,

524
00:46:34,542 --> 00:46:38,667
‫قدیم‌ها که جوون بودم،
‫هیچ‌کس به گرد پام نمی‌رسید,

525
00:46:40,417 --> 00:46:43,083
‫- زورم هم زیاد بود,
‫- درسته,

526
00:46:43,083 --> 00:46:46,583
‫سال 1905 یه شبه رفتم درامن و برگشتم,

527
00:46:47,167 --> 00:46:49,167
‫اونجا با نامزدم قرار داشتم,

528
00:46:50,292 --> 00:46:52,208
‫بچه‌های امروزی دیگه
‫چه می‌فهمن عاشقی چیه,

529
00:46:53,542 --> 00:46:56,042
‫اون زمان ما واسه
‫نامزدمون جون می‌دادیم,

530
00:46:56,917 --> 00:46:58,542
‫انقدر سالم بودم
‫که هر روز شیر می‌خوردم,

531
00:47:25,458 --> 00:47:26,667
‫آهای,

532
00:47:28,292 --> 00:47:31,792
‫آهای! سلام!
‫این ساختمون قراره منفجر بشه!

533
00:47:32,417 --> 00:47:34,417
‫پس از همه می‌خوایم خارج بشن!

534
00:47:34,417 --> 00:47:36,167
‫- زود باشین!
‫- من اول می‌رم!

535
00:47:40,542 --> 00:47:42,792
‫ماه ژوئیه,,,
‫فکر کنم سوم، چهارم ژوئیه,,,

536
00:47:43,667 --> 00:47:45,792
‫نکنه ژوئن بود؟
‫چرا، احتمالش هست,

537
00:47:45,792 --> 00:47:50,667
‫شاید باورت نشه، مسیر رفت و برگشت
‫درامن رو یه شبه رفتم,

538
00:47:57,542 --> 00:47:59,667
‫گمونم پنجم ژوئیه بود,
‫درست خاطرم نیست,

539
00:47:59,667 --> 00:48:01,417
‫باید از اینجا برید، قربان,

540
00:48:01,417 --> 00:48:03,667
‫- چی گفتی؟
‫- از اینجا برید!

541
00:48:05,417 --> 00:48:07,708
‫- برید! برید!
‫- خیلی‌خب,

542
00:48:18,958 --> 00:48:22,417
‫و به نظرتون روز بعدش
‫توی روزنامه‌ها چی نوشتن؟

543
00:48:27,917 --> 00:48:28,917
‫درسته,

544
00:48:29,333 --> 00:48:30,375
‫هیچی!

545
00:48:31,542 --> 00:48:34,792
‫تمام اون داستان‌هایی که
‫توی روزنامه‌ها می‌بینید،

546
00:48:34,792 --> 00:48:35,833
‫اونا می‌گن چی باشه,

547
00:48:35,833 --> 00:48:36,958
‫کار صاحبان‌شونه,

548
00:48:36,958 --> 00:48:38,917
‫اونا میگن چی چاپ بشه و چی نشه,

549
00:48:38,917 --> 00:48:40,833
‫هر دفعه همین‌طوره,

550
00:48:40,833 --> 00:48:45,333
‫هنگام جنگ تمامی روزنامه‌ها باید سوزانده بشن,

551
00:48:45,333 --> 00:48:47,292
‫اونا فقط آتیش‌بیار معرکه‌ان,

552
00:48:48,083 --> 00:48:49,333
‫الو، مارتینسن هستم, بفرمایید,

553
00:48:59,417 --> 00:49:02,542
‫به جهنم! هرچی کشیدم بسه!

554
00:49:24,167 --> 00:49:25,542
‫گوستاو سونستبی؟

555
00:49:27,542 --> 00:49:29,208
‫- بله,
‫- باید همراه با تشریف بیارید,

556
00:49:38,083 --> 00:49:39,458
‫فقط یه لحظه,

557
00:50:30,042 --> 00:50:31,792
‫فرستادنش اردوگاه گرینی,

558
00:50:37,333 --> 00:50:38,667
‫اسمت رو بلدن,

559
00:50:39,667 --> 00:50:40,792
‫می‌دونن کی هستی,

560
00:50:42,083 --> 00:50:44,208
‫می‌دونستیم همچین اتفاقی میفته,

561
00:50:45,917 --> 00:50:49,167
‫اینا رو بگیر و همیشه
‫همراه خودت داشته باش، شنیدی؟

562
00:50:49,708 --> 00:50:51,667
‫نمی‌تونی اجازه بدی تو رو زنده با خودشون ببرن,

563
00:51:16,708 --> 00:51:19,542
‫آلمان‌ها از این آپارتمان خبر دارن,

564
00:51:25,167 --> 00:51:26,542
‫خیلی‌خب، من میرم,

565
00:51:31,042 --> 00:51:32,042
‫ممنون,

566
00:51:37,542 --> 00:51:39,083
‫خیلی ممنون,

567
00:51:44,292 --> 00:51:45,333
‫مدارک,

568
00:51:52,792 --> 00:51:53,917
‫کوله‌پشتیت هم بده بیاد,

569
00:51:59,292 --> 00:52:00,292
‫بررسیش کن,

570
00:52:01,833 --> 00:52:03,792
‫کجا میری، فیلد؟

571
00:52:04,708 --> 00:52:05,792
‫سرکار,

572
00:52:05,792 --> 00:52:07,667
‫شغلت چی هست؟

573
00:52:09,458 --> 00:52:10,583
‫بیمه,

574
00:52:15,208 --> 00:52:17,292
‫تو چی فکر می‌کنی؟ بیمه بهش می‌خوره؟

575
00:52:27,917 --> 00:52:29,042
‫روز خوبی داشته باشی,

576
00:52:30,708 --> 00:52:31,583
‫ممنون,

577
00:52:33,208 --> 00:52:34,417
‫برو سر کارت,

578
00:52:39,458 --> 00:52:41,292
‫پس نشناختنت؟

579
00:52:43,083 --> 00:52:44,792
‫خوشبختانه، شبیه آدم‌های معمولی بودم,

580
00:52:45,458 --> 00:52:46,292
‫هه,

581
00:52:46,792 --> 00:52:50,042
‫تو خیلی چیزها هستی، گونار,
‫ولی معمولی فکر نکنم باشی,

582
00:53:05,208 --> 00:53:09,208
‫تابحال فکر کردی وقتی همه‌چی تموم شد
‫می‌خوای چیکار کنی؟

583
00:53:11,292 --> 00:53:12,292
‫نه,

584
00:53:13,583 --> 00:53:14,667
‫چرا اونوقت؟

585
00:53:17,292 --> 00:53:19,375
‫الان نمی‌تونم ذهنم رو مشغول این موضوع کنم,

586
00:53:20,792 --> 00:53:23,708
‫من یه کشوری آزاد می‌خوام،
‫بقیه‌ی چیزها توی اولویت بعدی هستن,

587
00:53:36,917 --> 00:53:39,958
‫- کار عاقلانه‌ایه یه مدت آفتابی نشی,
‫- چی؟

588
00:53:40,542 --> 00:53:44,167
‫دارم می‌گم کار عاقلانه‌ایه که
‫یه مدت آفتابی نشی,

589
00:53:44,958 --> 00:53:46,333
‫آره، کار عاقلانه‌ایه,

590
00:53:46,333 --> 00:53:47,792
‫هوا سرده,

591
00:53:49,958 --> 00:53:50,958
‫چی شده؟

592
00:53:55,167 --> 00:53:56,167
‫من,,,

593
00:53:59,667 --> 00:54:01,667
‫با یکی آشنا شدم، یه تازه‌کار,

594
00:54:03,583 --> 00:54:05,042
‫منظورت چیه؟

595
00:54:07,958 --> 00:54:08,958
‫خانمه؟

596
00:54:17,917 --> 00:54:19,917
‫می‌دونم دوست نداری، ولی,,,

597
00:54:20,583 --> 00:54:23,292
‫می‌دونی، کاریش نمیشه کرد,

598
00:54:35,583 --> 00:54:36,792
‫توی مشتمه,

599
00:54:39,792 --> 00:54:41,292
‫چطور میشه که توی مشتت باشه؟

600
00:54:45,667 --> 00:54:48,792
‫داشتم فکر می‌کردم اگه گیر افتادم چیکار کنم,

601
00:54:51,917 --> 00:54:54,667
‫و الان می‌دونم دقیقاً باید چیکار کنم,

602
00:55:11,542 --> 00:55:13,292
‫کسی گیر نمیفته، تالاک,

603
00:55:21,083 --> 00:55:22,708
‫شرکت تسلیحاتی کونگزبرگ,

604
00:55:22,708 --> 00:55:27,208
‫تعداد ۸۵۰تا نروژی مجبور شدن
‫تا واسه آلمان‌ها توپ جنگی سوئدی ارسال کنن,

605
00:55:28,667 --> 00:55:31,667
‫متحدین بمبارون می‌کنن و
‫به فکر مردم غیرنظامی هم نیستن,

606
00:55:31,667 --> 00:55:34,417
‫مرکز کونگزبرگ کاملاً نابود میشه,

607
00:55:34,417 --> 00:55:37,167
‫ما یه فکر بهتری داریم,
‫ولی ممکنه دردسرساز بشه,

608
00:55:38,542 --> 00:55:40,292
‫باید وارد کارخونه بشیم,

609
00:55:40,792 --> 00:55:42,792
‫البته، نگهبان‌های آلمانی اونجا هستن،

610
00:55:42,792 --> 00:55:45,833
‫ولی احتمالاً بشه بین
‫تعویض شیفت کار رو انجام داد,

611
00:55:48,417 --> 00:55:49,708
‫- سلام,
‫- سلام,

612
00:55:51,417 --> 00:55:53,708
‫- جنس‌ها کجان؟
‫- کدوم جنس‌ها رو میگی؟

613
00:55:54,792 --> 00:55:56,917
‫- مواد منفجره,
‫- داخله,

614
00:55:57,833 --> 00:55:59,083
‫کدوم داخل؟

615
00:55:59,792 --> 00:56:00,917
‫داخل کارخونه,

616
00:56:02,083 --> 00:56:05,125
‫آره، من بیشتر از ۷۰ کیلو
‫مواد نفجره قاچاق کردم,

617
00:56:07,042 --> 00:56:08,417
‫کی همچین دستوری بهت داده؟

618
00:56:09,042 --> 00:56:10,917
‫نه، ما,,, ما فکر کردیم
‫شاید فکر خوبیه,

619
00:56:11,625 --> 00:56:14,375
‫اینکه از داخل بمب‌گزاری کنید؟

620
00:56:16,167 --> 00:56:17,167
‫دقیقاً,

621
00:56:19,708 --> 00:56:22,917
‫نقشه این بود که قبل از ورود
‫همه‌چی رو آماده کنیم,

622
00:56:23,917 --> 00:56:26,542
‫الان حداقل ۱۰ دقیقه زمان بیشتری می‌خوایم,

623
00:56:27,292 --> 00:56:29,417
‫بستگی به زمانی داره که
‫نگهبان‌ها واسه گشت میرن,

624
00:56:35,833 --> 00:56:38,458
‫خیلی‌خب، دست به کار شیم,

625
00:57:05,417 --> 00:57:06,667
‫کلید داریم,

626
00:57:06,667 --> 00:57:09,042
‫آره، ولی نمی‌خوایم اونا بویی ببرن,

627
00:58:11,542 --> 00:58:13,417
‫ده دقیقه,

628
00:59:09,792 --> 00:59:11,167
‫فقط پنج دقیقه‌ی دیگه,

629
00:59:29,667 --> 00:59:31,042
‫یالا، تمومش کن,

630
00:59:35,292 --> 00:59:36,458
‫سه دقیقه‌ی دیگه,

631
00:59:51,042 --> 00:59:53,292
‫- فیتیله رو بده من, وقت نداریم,
‫- خیلی‌خب,

632
01:00:02,542 --> 01:00:03,958
‫هیس، هیس، هیس

633
01:00:06,708 --> 01:00:09,292
‫- باید همین الان بریم بیرون!
‫- باید فیتیله رو آتیش بزنیم,

634
01:00:11,417 --> 01:00:12,792
‫- بجنب!
‫- آره!

635
01:00:41,167 --> 01:00:42,167
‫بگیر! بگیر!

636
01:01:03,958 --> 01:01:07,917
‫[هوکساند - ۲۰ کیلومتر تا کونگزبرگ]

637
01:01:19,083 --> 01:01:20,542
‫مدارک، لطفاً,

638
01:01:22,833 --> 01:01:23,917
‫پیاده شید، لطفاً,

639
01:01:25,833 --> 01:01:36,917
 —  ماي موويیز —

640
01:02:40,917 --> 01:02:42,792
‫خوبه, همه‌چی درسته,

641
01:02:45,833 --> 01:02:46,917
‫به راه‌تون ادامه بدید,

642
01:03:12,792 --> 01:03:14,542
‫هی! هی! هی! هی!

643
01:03:14,542 --> 01:03:17,333
‫- هوی! هی! هی!
‫- یالا، بگو!

644
01:03:17,333 --> 01:03:19,333
‫- بخون تا نشون بدیم چه‌ها ازمون ساخته‌ست,
‫- یوهو!

645
01:03:19,333 --> 01:03:20,667
‫بیا نشون بدیم چه کاری ازمون برمیاد,

646
01:03:20,667 --> 01:03:22,542
‫ولی,,, انگار خیلی تحت‌تأثیر قرار نگرفتن,

647
01:03:22,542 --> 01:03:24,208
‫- خیلی تحت‌تأثیر قرار نگرفتن,
‫- اوه!

648
01:03:24,208 --> 01:03:26,167
‫یه قانون جدید!

649
01:03:29,167 --> 01:03:32,917
‫از الان به بعد،
‫نمی‌خوام هیشکی قبل مأموریت،

650
01:03:33,417 --> 01:03:35,792
‫حین مأموریت، بعد از مأموریت نشئه کنه,

651
01:03:36,542 --> 01:03:39,167
‫مأموریت که تموم شد،
‫بعد از اینکه همه جاشون امن بود،

652
01:03:39,167 --> 01:03:40,708
‫اونوقت من دیگه گیر نمی‌دم,

653
01:03:41,833 --> 01:03:43,292
‫همگی متوجه شدید؟

654
01:03:54,833 --> 01:03:55,958
‫میری؟

655
01:03:59,292 --> 01:04:00,792
‫لندن کارم دارن,

656
01:04:03,292 --> 01:04:05,167
‫- می‌دونی چرا؟
‫- نه,

657
01:04:08,917 --> 01:04:11,333
‫وقتی نیستم دسته‌گل به آب نده,

658
01:04:13,042 --> 01:04:14,542
‫همه‌مون طبق برنامه پیش می‌ریم,

659
01:04:20,042 --> 01:04:21,042
‫خوبه,

660
01:04:26,542 --> 01:04:27,542
‫گونار؟

661
01:04:30,792 --> 01:04:31,792
‫ارلینگ,

662
01:04:32,833 --> 01:04:35,042
‫- پارسال دوست امسال آشنا,
‫- آره، البته,

663
01:04:39,917 --> 01:04:42,292
‫- این آنلاگه,
‫- اوه، سلام,

664
01:04:42,292 --> 01:04:43,917
‫- سلام، گونار هستم,
‫- آنلاگ,

665
01:04:44,792 --> 01:04:45,583
‫حالت چطوره؟

666
01:04:45,583 --> 01:04:47,792
‫از بچگی همدیگه رو می‌شناختیم,

667
01:04:47,792 --> 01:04:49,917
‫باهم کوهنوردی می‌رفتیم
‫قبل از اینکه,,,

668
01:04:50,458 --> 01:04:51,708
‫قبل از اینکه، خب,,,

669
01:04:52,208 --> 01:04:53,292
‫آره، تمام اون ماجراها,

670
01:04:55,042 --> 01:04:56,542
‫بابات چطوره؟

671
01:04:59,792 --> 01:05:01,083
‫اونم خوبه، مرسی,

672
01:05:04,667 --> 01:05:07,542
‫حال خودت چطوره؟
‫پیش پدرت کار می‌کردی؟

673
01:05:08,792 --> 01:05:10,667
‫خب، اونجا یکم شلوغ شدش,

674
01:05:12,792 --> 01:05:15,208
‫این روزها به قول معروف
‫از این کار به یه کار دیگه میرم,

675
01:05:16,333 --> 01:05:18,667
‫آره، زندگی همینه دیگه,

676
01:05:20,792 --> 01:05:22,792
‫بعضی وقت‌ها سخت می‌گذره,

677
01:05:24,458 --> 01:05:26,083
‫جایی میری؟

678
01:05:26,125 --> 01:05:27,917
‫نه، فقط یه سفر کاریه,

679
01:05:30,458 --> 01:05:31,708
‫زندگی پرمشغله‌ای داری؟

680
01:05:31,750 --> 01:05:34,125
‫آره، یه همچین چیزی,

681
01:05:35,583 --> 01:05:37,875
‫- خیلی از دیدنت خوشحال شدم,
‫- منم همین‌طور,

682
01:05:40,208 --> 01:05:42,208
‫- خیلی‌خب، می‌بینمت,
‫- می‌بینمت,

683
01:05:46,625 --> 01:05:51,375
‫[لندن، نوامبر ۱۹۴۴]

684
01:06:12,208 --> 01:06:13,917
‫آره، خیلی خوبه,

685
01:06:18,167 --> 01:06:19,292
‫ممنون,

686
01:06:31,292 --> 01:06:32,292
‫روز خوش,

687
01:06:33,167 --> 01:06:34,417
‫اعلیحضرت,

688
01:06:36,167 --> 01:06:37,917
‫اسمت چیه؟

689
01:06:39,458 --> 01:06:41,375
‫ارلینگ فیلد؟

690
01:06:42,167 --> 01:06:43,542
‫هارولد سورنسن,

691
01:06:44,292 --> 01:06:46,083
‫یه برقکار از گرفسن,

692
01:06:48,250 --> 01:06:49,708
‫عالی‌جناب,

693
01:06:49,708 --> 01:06:51,708
‫خب، من خلی مشتاق بودم،

694
01:06:52,667 --> 01:06:54,792
‫ولی متأسفانه باید تنهاتون بذارم,

695
01:06:56,000 --> 01:06:57,250
‫باعث افتخاره,

696
01:06:57,292 --> 01:06:58,417
‫همچنین,

697
01:07:00,042 --> 01:07:01,208
‫ناهار خوبی داشته باشی,

698
01:07:02,833 --> 01:07:03,833
‫بفرمایید,

699
01:07:13,500 --> 01:07:17,167
‫با اجازه من جای جفت‌مون سفارش دادم,

700
01:07:17,208 --> 01:07:18,583
‫آه,,,

701
01:07:18,583 --> 01:07:21,167
‫ممنون، اعلیحضرت,
‫به نظر خوشمزه میاد,

702
01:07:22,708 --> 01:07:24,083
‫نو‌ش جان,

703
01:07:32,792 --> 01:07:37,833
‫شنیدم توی زادگاه‌ت اسلو
‫به دستاوردهای بزرگی رسیدی,

704
01:07:37,833 --> 01:07:40,708
‫ممنون, دوست دارم برگردم
‫و کارهای بزرگ‌تری کنم,

705
01:07:50,792 --> 01:07:52,042
‫می‌دونی,,,

706
01:07:53,583 --> 01:07:56,292
‫تو بیشتر از من باید بخوری، پسرم,

707
01:07:56,792 --> 01:07:58,083
‫خیلی لطف دارید، ممنون,

708
01:07:58,083 --> 01:08:00,083
‫و البته، همین‌طور هم هست,

709
01:08:01,167 --> 01:08:02,667
‫بازم برمی‌گردی زادگاه‌ت,

710
01:08:07,167 --> 01:08:11,458
‫و لعنت بهش،
‫باید آسیب بیشتری بهشون بزنی,

711
01:08:12,333 --> 01:08:14,708
‫امیدوارم بتهوون پخش کنن,

712
01:08:20,167 --> 01:08:22,333
‫هرگز اون جلسه رو فراموش می‌کنم,

713
01:08:24,375 --> 01:08:28,667
‫انگار که خود شاه شخصاً دستور
‫اخراج اون عوضی‌ها از کشور رو داده,

714
01:08:30,542 --> 01:08:35,167
‫ولی قبل از اینکه خونه برگردم،
‫یه پیام دیگه‌ای به دستم رسید,

715
01:08:35,167 --> 01:08:37,542
‫[مدیر مقر فرماندهی عملیات ویژه]
‫[لندن]

716
01:08:43,542 --> 01:08:45,792
‫آمم,,,

717
01:08:47,542 --> 01:08:50,167
‫اون موقع بود که تالاک و گریگرز,,,

718
01:08:50,167 --> 01:08:56,458
‫با دوتا فراری آلمانی از نیروهای هوایی
‫لوفت‌واف ارتباط برقرار کردن,

719
01:08:58,792 --> 01:09:01,833
‫یا حداقل کسایی که فکر می‌کردن
‫فراری‌های آلمانی هستن,

720
01:09:13,750 --> 01:09:14,792
‫[۱۳ نوامبر ۱۹۴۴]

721
01:09:14,792 --> 01:09:17,792
‫گریگرز درجا فوت کرد,

722
01:09:19,083 --> 01:09:21,167
‫تالاک تیر به صورتش خورد,

723
01:09:22,958 --> 01:09:25,708
‫به بیمارستان نظامی کریگزلازارتا بردنش,

724
01:09:30,208 --> 01:09:33,333
‫اگه من توی اسلو بودم،
‫اون جلسه رخ نمی‌داد,

725
01:09:33,333 --> 01:09:35,917
‫خودم اجازه‌ی این کارو نمی‌دادم,
‫اونا هم کشته نمی‌شدن,

726
01:09:36,667 --> 01:09:38,167
‫ولی من اونجا نبودم,

727
01:10:07,667 --> 01:10:11,167
‫آدم نمی‌دونه زیر شکنجه
‫ممکنه چه واکنشی نشون بده,

728
01:10:18,083 --> 01:10:19,167
‫زبون باز می‌کنی و,,,

729
01:10:20,458 --> 01:10:22,917
‫نمی‌تونی اطرافیانت رو پنهون کنی,

730
01:10:28,417 --> 01:10:31,792
‫اگه شدنی بود، هیچکس دلش
‫نمی‌خواست توی اون شرایط باشه,

731
01:10:35,208 --> 01:10:37,333
‫اگه حرفی هم بزنی،
‫کسی نمی‌تونه تو رو مقصر بدونه,

732
01:10:54,042 --> 01:10:55,292
‫ولی هزینه‌برداره,

733
01:11:46,417 --> 01:11:47,542
‫دستورات جدیدتون,

734
01:11:50,792 --> 01:11:53,792
‫[دستور شماره‌ی ۲۴]

735
01:11:56,833 --> 01:11:59,375
‫[قتل,,,]

736
01:12:10,208 --> 01:12:14,083
‫آره, شنیدم که جنبش مقاومت,,,

737
01:12:14,083 --> 01:12:17,917
‫بعضاً باید واسه جون
‫بقیه‌ی نروژی‌ها تصمیم می‌گرفت,

738
01:12:21,542 --> 01:12:22,542
‫آمم,,,

739
01:12:23,708 --> 01:12:24,708
‫درسته,

740
01:12:26,542 --> 01:12:28,750
‫شما هم تصمیمی گرفتید؟

741
01:12:31,208 --> 01:12:33,542
‫تجربه‌ای از جنگ داری؟

742
01:12:35,083 --> 01:12:36,833
‫خیر، ندارم,

743
01:12:38,000 --> 01:12:40,750
‫ولی والدینم دارن,

744
01:12:41,458 --> 01:12:47,708
‫پس فکر کنم احتمالاً والدینت
‫درک بهتری از صحبت‌های من دارن,

745
01:12:48,583 --> 01:12:49,458
‫هوم,

746
01:12:49,458 --> 01:12:51,875
‫می‌خوام خطاب به همه‌ی شما بگم,,,

747
01:12:51,917 --> 01:12:54,500
‫امیدوارم که هرگز جنگ رو تجربه نکنید،

748
01:12:56,000 --> 01:12:57,500
‫تا وقتی که زنده‌اید,

749
01:12:59,917 --> 01:13:03,833
‫چون اتفاقی که توی جنگ میفته اینه که
‫تفاوت‌های نامحسوس رنگ می‌بازن و,,,

750
01:13:03,833 --> 01:13:05,792
‫اتفاقات سیاه و سفید میشن,

751
01:13:06,708 --> 01:13:10,833
‫و بعد به خودتون میاید و می‌بینید
‫قوانین کاملاً جدیدی حاکم شدن,

752
01:13:16,417 --> 01:13:20,792
‫من در جین مقاومت هشت تن از
‫عزیز‌ترین دوستانم رو از دست دادم،

753
01:13:20,792 --> 01:13:23,583
‫و همه‌ی اینا کار آلمان‌ها بود,

754
01:13:26,292 --> 01:13:28,625
‫ولی اگه یکی با زدن
‫زیرآب دوست‌های صمیمی‌تون,,,

755
01:13:29,167 --> 01:13:31,417
‫اونا رو به کشتن می‌داد
‫شما چیکار می‌کردید؟

756
01:13:33,708 --> 01:13:35,208
‫اگه من بودم خیلی خوشحال نمی‌شدم,

757
01:13:38,958 --> 01:13:39,958
‫نمی‌شدی,

758
01:13:42,125 --> 01:13:44,042
‫ولی شما دستور قتل نروژی‌ها رو دادید؟

759
01:13:52,583 --> 01:13:54,333
‫سؤال دیگه‌ای ندارید؟

760
01:13:58,417 --> 01:13:59,917
‫اینا بدترین‌هاشون هستن,

761
01:14:02,333 --> 01:14:04,417
‫همه‌شون نروژی‌ان,

762
01:14:07,792 --> 01:14:10,708
‫مارتینسن متعصب‌ترین
‫نازی توی کشوره،

763
01:14:10,708 --> 01:14:12,583
‫ولی زمان بیشتری
‫واسه برنامه‌ریزی نیاز داریم,

764
01:14:12,583 --> 01:14:16,208
‫فکر کنم باید از این شروع کنیم,
‫هدف آسونیه,

765
01:14:17,792 --> 01:14:21,542
‫اون مستقیماً مسئول مرگ
‫چندین تن از افرادمونه,

766
01:14:24,042 --> 01:14:25,542
‫هدف گیری کنید!

767
01:14:26,833 --> 01:14:27,833
‫شلیک!

768
01:14:40,292 --> 01:14:43,917
‫می‌تونم از یکی دیگه بخوام، گونار،
‫اگه فکر می‌کنی برات زیادی سخته,

769
01:14:45,292 --> 01:14:48,542
‫اگه خودمون حاضر به انجامش نباشیم
‫نمی‌تونیم از نیروهامون چیزی بخوایم,

770
01:14:51,833 --> 01:14:52,917
‫قبول می‌کنم,

771
01:14:58,542 --> 01:15:00,083
‫یکی رو همراه‌ت ببر,

772
01:15:05,667 --> 01:15:09,083
‫و,,, باید روی یه چیز
‫به توافق برسیم,

773
01:15:10,542 --> 01:15:14,417
‫تمام این حرف‌ها بین خودم و خودت می‌مونه,

774
01:15:15,042 --> 01:15:16,542
‫با خودمون اینا رو به گور می‌بریم,

775
01:15:17,542 --> 01:15:21,083
‫اینکه کی کدوم رو کشته، کجا بوده،
‫اینا اطلاعاتیه که باهامون دفن میشه,

776
01:15:21,083 --> 01:15:22,292
‫شنیدی چی گفتم؟

777
01:16:27,708 --> 01:16:28,833
‫ببخشید,

778
01:16:30,083 --> 01:16:32,583
‫دیدم از منطقه‌ی یک اومدید,

779
01:16:34,583 --> 01:16:35,667
‫اونجا زندگی می‌کنید؟

780
01:16:37,917 --> 01:16:38,917
‫بله,

781
01:16:40,292 --> 01:16:41,458
‫ازش راضی هستید؟

782
01:16:43,708 --> 01:16:45,167
‫چطور مگه؟

783
01:16:45,167 --> 01:16:47,917
‫به نظرتون محله‌ی خوبیه؟

784
01:16:49,792 --> 01:16:50,833
‫البته,

785
01:16:52,042 --> 01:16:53,375
‫همسایه‌هاش خوبن؟

786
01:16:57,583 --> 01:16:59,042
‫اینورها تنوع زیادی داره,

787
01:17:00,792 --> 01:17:02,292
‫مخصوصاً این روزها,

788
01:17:02,792 --> 01:17:04,917
‫منظورتون چیه؟

789
01:17:09,667 --> 01:17:11,917
‫همسایه‌ای داشتید که خوب نباشه؟

790
01:17:14,208 --> 01:17:15,542
‫آره، شده,

791
01:17:17,792 --> 01:17:19,542
‫چقدر باهم فاصله داشتید؟

792
01:17:36,667 --> 01:17:39,167
‫گونار، خودشه,

793
01:18:22,792 --> 01:18:23,833
‫من اون یکی رو برمی‌دارم,

794
01:18:25,417 --> 01:18:26,958
‫نمیشه با یه کارت بازی کنی؟

795
01:18:29,792 --> 01:18:30,958
‫همه رو می‌ذارم وسط,

796
01:18:31,792 --> 01:18:32,917
‫زرنگ شدی!

797
01:18:34,417 --> 01:18:35,583
‫اوه,

798
01:18:39,542 --> 01:18:40,667
‫خیلی ممنون,

799
01:18:42,042 --> 01:18:43,167
‫خواهش می‌کنم,

800
01:20:17,458 --> 01:20:18,458
‫وایسا!

801
01:20:22,667 --> 01:20:23,667
‫این واسه شماست,

802
01:20:38,917 --> 01:20:39,833
‫بفرمایید,

803
01:20:42,292 --> 01:20:43,167
‫آمم,,,

804
01:20:45,083 --> 01:20:49,167
‫اتفاقاتی که حین جنگ براتون افتاد
‫بعدش شما رو اذیت کرد؟

805
01:20:49,792 --> 01:20:52,958
‫نه، چون جین جنگ من به,,,

806
01:20:53,667 --> 01:20:56,292
‫بدترین شکل ممکن زندگی کردم،

807
01:20:56,292 --> 01:20:58,792
‫بنابراین هرگز چشم روی هم نمی‌ذاشتم،

808
01:20:58,792 --> 01:21:01,833
‫و خیلی محتاطانه پیش می‌رفتم,

809
01:21:02,542 --> 01:21:05,083
‫چون اگه غیر از این بود،
‫کارم رو یک‌سره می‌کردن,

810
01:21:05,083 --> 01:21:07,417
‫خب، داشتم بیشتر راجع‌به,,,

811
01:21:07,417 --> 01:21:10,542
‫جنبش مقاومت و نیروهای خودی‌ای
‫که کشتید صحبت می‌کردم,

812
01:21:12,167 --> 01:21:15,292
‫درسته، ولی مگه قبلش راجع‌به
‫این موضوع صحبت نکردیم؟

813
01:21:15,292 --> 01:21:17,917
‫چرا، ولی خیلی جواب شفافی بهش ندادید,

814
01:21:20,208 --> 01:21:21,958
‫ظاهراً به تعداد,,,

815
01:21:26,542 --> 01:21:30,208
‫هشتاد و دو مرتبه توی
‫اردوگاه کار اجباری بود,

816
01:21:32,042 --> 01:21:35,417
‫خب، من دقیق نشماردم،
‫ولی به نظر باید همین حدود باشه,

817
01:21:45,583 --> 01:21:49,958
‫ما افرادی که نازی بودن رو
‫تک تک می‌بردیم و می‌کشتیم,

818
01:21:52,042 --> 01:21:53,667
‫و اونایی که قصد اقدام به کاری,,,

819
01:21:53,667 --> 01:21:56,917
‫در جهت آزادی دوباره‌ی نروژ انجام بدن,

820
01:21:56,958 --> 01:21:59,417
‫یعنی هیچ رحمی درکار نبود؟

821
01:22:02,542 --> 01:22:03,542
‫خیر,

822
01:22:08,042 --> 01:22:09,167
‫برو سراغ شماره‌ی دو,

823
01:22:11,042 --> 01:22:12,042
‫باشه,

824
01:22:13,792 --> 01:22:15,167
‫نه، نه,

825
01:22:18,167 --> 01:22:20,333
‫اگه به من بود
‫احتمالاً جای این دوتا رو عوض می‌کردم,

826
01:22:20,917 --> 01:22:23,292
‫استراپ و فین کاس، نمی‌دونم,

827
01:22:34,792 --> 01:22:37,667
‫- این کوچیک‌ترین‌شونه، پس,,,
‫- خیلی‌خب,

828
01:22:46,167 --> 01:22:49,042
‫پس هرگز پرهیز از خشونت
‫هرگز توی برنامه‌ی کاری‌تون نبود؟

829
01:22:52,042 --> 01:22:53,083
‫پرهیز از خشونت؟

830
01:22:53,792 --> 01:22:54,708
‫بله,

831
01:22:55,792 --> 01:22:57,167
‫گاندی؟

832
01:22:57,917 --> 01:22:59,292
‫اسم گاندی رو تابحال شنیدید؟

833
01:22:59,292 --> 01:23:01,583
‫گاندی علیه نازی‌ها نجنگید,

834
01:23:03,542 --> 01:23:07,542
‫پرهیز از خشونت
‫روی کاغذ خیلی هم خوبه,

835
01:23:08,292 --> 01:23:09,667
‫ولی عملاً شدنی نیست،

836
01:23:10,208 --> 01:23:12,583
‫مخصوصاً اگه اونایی که,,,

837
01:23:12,583 --> 01:23:15,542
‫ارزشی واسه انسانیت قائل نیستن،
‫به کشورت حمله کنن,

838
01:23:16,500 --> 01:23:18,792
‫فکر می‌کنم دقیقاً همون موقع‌ست که مهمه,

839
01:23:18,958 --> 01:23:23,917
‫پس باید وارد جزئیات این مسئله
‫بشیم و بگیم آیا باید جنگ دیگه‌ای لازمه؟

840
01:23:24,417 --> 01:23:26,083
‫البته اگه هردو زنده بودیم,

841
01:23:26,583 --> 01:23:30,083
‫بسیارخب، اگه جنگ دیگه‌ای شد
‫باز باهم حرف می‌زنیم,

842
01:23:30,083 --> 01:23:31,417
‫بله,

843
01:23:32,042 --> 01:23:38,125
‫خب، بریم سراغ
‫سروان لینگ و شرکتش,

844
01:23:38,167 --> 01:23:43,417
‫خیلی از ریوکانی‌ها توی شرکت لینگ بودن,

845
01:23:45,667 --> 01:23:46,583
‫آه,,,

846
01:23:47,417 --> 01:23:48,417
‫بفرمایید,

847
01:23:51,708 --> 01:23:54,917
‫ولی آیا تمامی شهروندانی که کشته شدن
‫مرتکب اقدامی نابخشودنی شدن؟

848
01:23:57,917 --> 01:23:59,083
‫بله,

849
01:23:59,083 --> 01:24:02,417
‫و این گاهاً پیامد بزرگی داشت؟

850
01:24:04,542 --> 01:24:06,833
‫برای مثال کارل مارتینسن؟

851
01:24:11,542 --> 01:24:16,333
‫خب، در مورد پرونده‌ی مارتینسن
‫همه‌چی واضح و شفاف بود,

852
01:24:17,583 --> 01:24:19,417
‫پس فط از مسیر بلیندرنوین می‌ریم,

853
01:24:19,417 --> 01:24:20,958
‫اون معمولاً تا انتها میره,

854
01:24:21,917 --> 01:24:23,167
‫از اینجا می‌تونید دیده‌بانی بدیم,

855
01:24:23,667 --> 01:24:25,042
‫اینجا هم مشه مخفی شد,

856
01:24:25,708 --> 01:24:27,708
‫سبواگ، یه دست می‌رسونی؟

857
01:24:31,917 --> 01:24:35,542
‫اون مسئول قتل‌عام نروژ بود,

858
01:24:35,542 --> 01:24:38,542
‫اون یهودی‌های نروژی رو
‫به اردوگاه کار اجباری فرستاد,

859
01:24:43,292 --> 01:24:45,042
‫می‌تونه احتمالاً اون رو,,,

860
01:24:45,042 --> 01:24:48,542
‫بزرگ‌ترین قاتل دست‌جمعی
‫تاریخ معاصر نروژ بدونی,

861
01:24:49,958 --> 01:24:52,667
‫بنابراین باید به حسابش می‌رسیدیم,

862
01:24:54,292 --> 01:24:56,792
‫[هشتم فوریه‌ی ۱۹۴۵]

863
01:25:05,292 --> 01:25:08,292
‫پسرت چطوره؟
‫اون مسابقه‌ی اسکی رو برد؟

864
01:25:09,792 --> 01:25:12,167
‫مرسی که یادت بود,
‫در واقع مسابقه‌ش امروزه,

865
01:25:12,167 --> 01:25:14,167
‫امروزه واقعاً؟

866
01:25:15,333 --> 01:25:17,042
‫خب، بگو براش آرزوی موفقیت کردم,

867
01:25:17,042 --> 01:25:18,167
‫ممنون,

868
01:25:20,917 --> 01:25:22,917
‫امروز خیلی سرده، نه؟

869
01:25:44,750 --> 01:25:48,417
‫به نظرتون قربانی چند نفر,,,

870
01:25:48,875 --> 01:25:52,833
‫ارزش گرفتن جون مارتینسن رو داشت؟

871
01:25:55,042 --> 01:25:57,833
‫بعد از اینکه مارتینسن رو زدیم،

872
01:25:58,833 --> 01:26:02,167
‫آلمان‌ها واسه انتقام دست به کار شدن,

873
01:26:03,042 --> 01:26:04,917
‫اقدام‌شون جوری بود که,,,

874
01:26:04,917 --> 01:26:08,542
‫ما دست از کشتن
‫نفرات بعدی لیست برداشتیم,

875
01:26:09,708 --> 01:26:12,167
‫ولی ظرف دو شب، اونا,,,

876
01:26:12,167 --> 01:26:16,917
‫تعداد ۲۸ نفر از ما نروژی‌ها رو
‫توی پادگان کشتن,

877
01:26:17,917 --> 01:26:20,417
‫خیلی‌هاشون اعضای خوب مقاومت بودن و,,,

878
01:26:22,417 --> 01:26:24,833
‫تعدادی هم نیروی بدشانس
‫که هیچ کاری نکرده بودن,

879
01:26:28,583 --> 01:26:29,792
‫ارزشش رو داشت؟

880
01:26:39,042 --> 01:26:40,667
‫نمیشه جواب چنین سؤالی رو داد,

881
01:26:43,208 --> 01:26:44,917
‫ارزش آزادی چقدره؟

882
01:26:53,167 --> 01:26:56,417
‫یکی از اعضای خانواده‌ی من
‫توسط اعضای مقاومت به قتل رسیده,

883
01:26:57,042 --> 01:26:57,917
‫هوم؟

884
01:26:58,792 --> 01:27:02,083
‫گفتم یکی از اعضای خانواده‌ی من
‫توسط اعضای مقاومت به قتل رسیده,

885
01:27:03,292 --> 01:27:05,167
‫که اینطور, از این بابت متأسفم,

886
01:27:07,458 --> 01:27:09,042
‫می‌دونی چه جرمی مرتکب شده؟

887
01:27:09,792 --> 01:27:12,333
‫این,,, مشخص نیست,

888
01:27:12,333 --> 01:27:15,958
‫فکر می‌کنم خبرچینی بود,
‫خبرچینی یکی رو کرده بود,

889
01:27:16,500 --> 01:27:21,458
‫بله, توی جنگ خیلی از این اتفاقات میفتاد,

890
01:27:22,417 --> 01:27:27,292
‫امیدوار بودم شما
‫اطلاعات بیشتری از این اتفاق داشته باشید,

891
01:27:28,333 --> 01:27:31,667
‫جداً؟ اسمش چی بود؟

892
01:27:33,417 --> 01:27:34,792
‫ارلینگ سولهم,

893
01:27:41,167 --> 01:27:42,792
‫نامه‌ای به دست‌مون رسیده بود,

894
01:27:45,542 --> 01:27:47,542
‫معنیش اینه که
‫آدم‌هامون توی اداره‌ی پُست,,,

895
01:27:47,542 --> 01:27:50,292
‫آدرس این نامه به پلیس ایالتی رو تغییر دادن,

896
01:27:51,542 --> 01:27:55,750
‫فرستنده اطلاعاتی رو ارسال کرده که
‫می‌تونه منجر به دستگیری تو و دیگران بشه,

897
01:27:56,167 --> 01:27:59,208
‫توی نامه اسم تو و چند نفر دیگه‌ای که
‫با تو هم‌دست هستن رو نوشتن,

898
01:28:00,667 --> 01:28:02,542
‫هویتت رو افشا کرده,

899
01:28:04,458 --> 01:28:08,375
‫[ارلینگ سولهم]

900
01:28:18,167 --> 01:28:21,833
‫نه، متأسفانه این اسم رو به یاد نمیارم,

901
01:28:27,500 --> 01:28:30,542
‫«خطاب به کمیسر پلیس ایالتی اسلو»

902
01:28:30,583 --> 01:28:33,042
‫«اخیراً بنده با کسانی که در خرابکاری و,,,

903
01:28:33,042 --> 01:28:37,208
‫فعالیت‌های غیرقانونی دیگه
‫دست داشتن در ارتباط بوده‌ام,»

904
01:28:41,042 --> 01:28:43,042
‫ولی حالا دیگه باید ادامه بدیم,

905
01:28:43,042 --> 01:28:45,667
‫یا اینکه ببینیم,,,

906
01:28:45,667 --> 01:28:47,792
‫خیلی ممنون از سؤالات امروزتون,

907
01:28:56,833 --> 01:29:00,292
‫«من حرف‌ها و متن‌های زیادی
‫درباره‌ی اقدامات وحشیانه شنیدم,,,

908
01:29:00,292 --> 01:29:03,292
‫که به اصطلاح غیرنظامیان
‫اون‌ها رو نقل می‌کردن,»

909
01:29:05,792 --> 01:29:07,542
‫سولهم غیبش زد,,,

910
01:29:07,542 --> 01:29:09,958
‫قبل از اینکه بخواد دوباره
‫با گشتاپوها تماسی برقرار کنه,

911
01:29:12,208 --> 01:29:13,542
‫ترتیب ماجرا رو میدی؟

912
01:29:20,417 --> 01:29:21,417
‫بله,

913
01:29:24,667 --> 01:29:28,292
‫من معتقدم که آزادی حدی نداره,

914
01:29:31,917 --> 01:29:35,750
‫به همین خاطره که جنگ
‫به طرز غیرقابل تحملی سخته،

915
01:29:35,958 --> 01:29:39,833
‫به همین خاطره که
‫غلبه به خط مقدم کار غیرممکنیه,

916
01:29:41,917 --> 01:29:43,292
‫چرا که یا آزادیه،

917
01:29:44,542 --> 01:29:45,583
‫یا مرگ,

918
01:29:54,833 --> 01:29:58,042
‫«ترجیح میدم که توی نامه
‫اطلاعات زیادی رو فاش نکنم،

919
01:29:58,792 --> 01:30:03,083
‫ولی می‌تونم بگم که
‫اطلاعاتی راجع‌به سونستبی،

920
01:30:03,958 --> 01:30:06,292
‫هوگلند و هیبرگ، که می‌دونم,,,

921
01:30:06,292 --> 01:30:08,542
‫توی خیلی بهشون علاقمندی رو دارم,

922
01:30:10,583 --> 01:30:13,292
‫«همچنین نمی‌خوام پای
‫پلیس شهری به ماجرا باز بشه،

923
01:30:13,333 --> 01:30:15,292
‫چون به اونا اعتمادی نیست,»

924
01:30:18,000 --> 01:30:21,167
‫«اگه تونستی به اسلو بیای،

925
01:30:21,167 --> 01:30:24,500
‫اونوقت من فوراً به دیدنت میام,»

926
01:30:27,917 --> 01:30:31,667
‫«با احترام، ارلینگ سولهم,»

927
01:30:36,542 --> 01:30:37,958
‫می‌تونم با شما دوتا صحبت کنم؟

928
01:30:41,792 --> 01:30:43,167
‫یه فنجون قهوه میدی؟

929
01:30:44,958 --> 01:30:46,917
‫اینجا رو,

930
01:30:50,667 --> 01:30:51,792
‫از طرف ریوکانیه,

931
01:30:52,958 --> 01:30:54,542
‫می‌شناسیش؟

932
01:30:57,792 --> 01:30:59,208
‫ماشین پلیس آلمان رو با خودت ببر,

933
01:31:00,667 --> 01:31:02,083
‫لباس غیرنظامی بپوش,

934
01:31:02,792 --> 01:31:04,167
‫اینم مدارک,

935
01:31:05,583 --> 01:31:07,458
‫سولهم الان سرکاره,

936
01:31:07,500 --> 01:31:10,292
‫- اینجا زندگی می‌کنه,
‫- خیابون سم عیدز,

937
01:31:10,458 --> 01:31:12,917
‫- اوهوم,
‫- بخاطر نامه ازش تشکر کن,

938
01:31:13,792 --> 01:31:15,958
‫بعدش ازش بخواه
‫واسه مصاحبه به اسلو بیاد,

939
01:31:16,958 --> 01:31:19,583
‫بگو پلیس آلمان خیلی قدردان
‫این زحماتیه که به خودش داده،

940
01:31:19,583 --> 01:31:23,292
‫و اینکه ۲۰۰ هزار پاداش
‫توی اسلو در انتظارشه,

941
01:31:23,292 --> 01:31:24,583
‫دویست هزارتا؟

942
01:31:27,417 --> 01:31:29,042
‫احتمالاً واسه همینه که راضی شده,

943
01:31:35,208 --> 01:31:36,667
‫ببرش بیرون شهر و,,,

944
01:31:39,167 --> 01:31:40,292
‫یه گلوله حرومش کن,

945
01:32:20,958 --> 01:32:23,292
‫اسلحه‌ات رو بذار زمین!

946
01:32:32,833 --> 01:32:37,917
‫برو پشت پیشخوان,

947
01:32:38,417 --> 01:32:41,417
‫برو پشت پیشخوان! حرف نزن,

948
01:32:48,125 --> 01:32:49,958
‫برو!

949
01:33:04,958 --> 01:33:06,292
‫ارلینگ سولهم؟

950
01:33:08,375 --> 01:33:10,500
‫سلام, ممنون بابت مکاتباتت,

951
01:33:23,042 --> 01:33:26,042
‫زنگ خطر! زنگ خطر!

952
01:33:28,542 --> 01:33:30,417
‫چیکار می‌کنید؟

953
01:33:33,583 --> 01:33:35,583
‫چیکار می‌کنید؟

954
01:33:40,333 --> 01:33:42,167
‫پیاده شو!

955
01:33:45,667 --> 01:33:47,292
‫بیرون! برو بیرون! یالا!

956
01:33:47,750 --> 01:33:49,417
‫بیرون!

957
01:33:50,292 --> 01:33:51,292
‫یالا,

958
01:33:54,083 --> 01:33:56,042
‫بیرون! بیرون!

959
01:34:40,417 --> 01:34:43,292
‫شما دوتا رو نمی‌دونم،
‫ولی من یه دستشویی باید برم,

960
01:34:49,542 --> 01:34:53,167
‫[۲۷ فوریه‌ی ۱۹۴۵]

961
01:36:38,458 --> 01:36:40,000
‫متوجه شد؟

962
01:36:40,083 --> 01:36:41,833
‫نه,

963
01:36:45,792 --> 01:36:46,792
‫خوبه,

964
01:36:47,333 --> 01:36:48,333
‫درسته,

965
01:37:20,583 --> 01:37:22,792
‫ما آزادیم! صلح برقراره!

966
01:37:23,417 --> 01:37:27,542
‫نروژ با خوشی حالا تولد دوباره‌ی
‫آزادی خودش رو توی این,,,

967
01:37:27,542 --> 01:37:29,292
‫سه روزِ پرجوش و خروش جشن گرفته,

968
01:37:29,917 --> 01:37:34,417
‫ما در آغاز بهار، همه اشتیاق
‫و امیدی که هر زن و مرد نروژی,,,

969
01:37:34,417 --> 01:37:38,583
‫توی قلب خودش حمل کرده‌ رو
‫با شادی جشن گرفتیم,

970
01:37:39,083 --> 01:37:40,833
‫عدالت اجرا خواهد شد,

971
01:37:41,708 --> 01:37:44,542
‫اون گروه کوچک از خائنین,,,

972
01:37:44,542 --> 01:37:46,917
‫که به مردان کشور خود خیانت کرده بودند,,,

973
01:38:02,542 --> 01:38:05,083
‫آقای کوئیسلینگ،
‫ایشون هالور ریورود هستن,

974
01:38:06,167 --> 01:38:08,042
‫ایشون توی داخائو و ماتازن زندانی بودن,

975
01:38:09,667 --> 01:38:11,792
‫به نظرم باید به حرف‌هاشون گوش بدید,

976
01:38:12,167 --> 01:38:14,042
‫بهتره حرفی نزنید,

977
01:39:24,917 --> 01:39:26,542
‫ممنون، ممنون,

978
01:39:36,917 --> 01:39:37,792
‫سلام,

979
01:39:39,458 --> 01:39:42,667
‫می‌خواستم ببینم میشه
‫این کتاب رو برام امضا کنید؟

980
01:39:42,667 --> 01:39:43,958
‫البته,

981
01:39:44,833 --> 01:39:45,708
‫آمم,,,

982
01:39:46,792 --> 01:39:47,833
‫باعث افتخاره,

983
01:39:49,458 --> 01:39:51,083
‫خدای من، خب,,,

984
01:39:52,292 --> 01:39:54,833
‫واقعاً خیلی مجذوب این وقایع شدی، مگه نه؟

985
01:39:55,208 --> 01:39:56,292
‫بله,

986
01:40:02,708 --> 01:40:03,583
‫درسته,

987
01:40:03,583 --> 01:40:07,542
‫خب، امیدوار بودم شما چیزی
‫راجع‌به برادر پدر پدربزرگم بدونید,

988
01:40:08,958 --> 01:40:10,542
‫نه، متأسفم، عزیزم,

989
01:40:12,583 --> 01:40:15,083
‫اون زمان اتفاقات زیادی افتاده,

990
01:40:17,792 --> 01:40:18,792
‫بله,

991
01:40:20,917 --> 01:40:22,208
‫منو ببخش,

992
01:40:26,417 --> 01:40:27,417
‫درک می‌کنم,

993
01:40:32,208 --> 01:40:33,792
‫به هرحال ممنون,

994
01:40:34,917 --> 01:40:35,917
‫خواهش می‌کنم,

995
01:41:04,667 --> 01:41:07,292
‫توی سرم پنج کشو دارم,

996
01:41:09,333 --> 01:41:11,708
‫سه کشوی بالایی رو همیشه باز می‌ذارم,

997
01:41:13,417 --> 01:41:16,458
‫چهارمی رو گه‌گداری باز می‌کنم,

998
01:41:17,542 --> 01:41:22,542
‫کشوی پایینی رو در ۸ می ۱۹۴۵ بستم و,,,

999
01:41:22,875 --> 01:41:25,042
‫از اون زمان تاکنون باز نکرده‌م,

1000
01:41:27,667 --> 01:41:30,583
‫اینجوری بود که تونستم
‫این سال‌ها رو دَووم بیارم,

1001
01:41:32,417 --> 01:41:35,167
‫واسه تعداد انگشت‌شماری از ما بد نبود,

1002
01:41:35,208 --> 01:41:37,792
‫[از راست به چپ: ریدون آندرسون،
‫مکس مینس، کنت هوگلند,,,

1003
01:41:37,833 --> 01:41:39,542
‫[گودرن کولت، جنز کریستین هاگ]

1004
01:41:39,542 --> 01:41:40,708
‫[گردهمایی گروهان لینگ - سال ۱۹۴۹]

1005
01:41:40,708 --> 01:41:43,542
‫ولی واسه بعضی‌ها حتماً خیلی سخت گذشته,

1006
01:41:46,792 --> 01:41:49,792
‫آندریاس از روز آزادی معتاد شده بود,

1007
01:41:50,417 --> 01:41:52,042
‫همه می‌دونستن کیه,

1008
01:41:53,042 --> 01:41:55,292
‫توی کافه‌های اسلو
‫هیچکس پولی ازش نمی‌گرفت,

1009
01:41:56,042 --> 01:41:58,792
‫واسه ۱۲ سال،
‫از این کافه به اون کافه می‌رفت,

1010
01:42:00,667 --> 01:42:03,542
‫آندریاس سال ۶۵
‫با اسلحه خودکشی کرد,

1011
01:42:05,292 --> 01:42:07,208
‫آره، حس می‌کردم حال و روز خوشی نداره،

1012
01:42:07,208 --> 01:42:10,958
‫ولی اون زمان نمی‌دونستم
‫چقدر اوضاعش بده,

1013
01:42:13,542 --> 01:42:16,583
‫و واسه ۵۰ سال آزگار عذابم داد,

1014
01:42:19,458 --> 01:42:21,917
‫اولین باری که گونار رو دیدم
‫سال ۱۹۹۸,,,

1015
01:43:33,208 --> 01:43:36,167
‫[گونار سونستبی هرگز
‫توسط آلمان‌ها دستگیر نشد,]

1016
01:43:36,167 --> 01:43:39,042
‫[وی حین جنگ بیش از ۲۰
‫مأموریت خرابکارانه مرتکب شد,]

1017
01:43:39,042 --> 01:43:41,083
‫[او پرافتخارترین شهروند
‫نروژی محسوب می‌شود و,,,]

1018
01:43:41,083 --> 01:43:43,917
‫[تنها شهروندی که
‫صلیب جنگی با سه شمشیر دریافت کرد,]

1019
01:43:44,792 --> 01:43:50,167
‫[گونار با دختری که عاشقش بود،
‫انی کرین سال ۱۹۵۳ ازدواج کرد,]

1020
01:43:51,583 --> 01:43:54,333
‫[با وجود سلامتِ رو به زوالش،
‫او تا مدت کوتاهی پیش از مرگش,,,]

1021
01:43:54,333 --> 01:43:56,083
‫[به سخنرانی‌های گسترده ادامه داد,]

1022
01:43:56,083 --> 01:43:59,042
‫[او ۷۰ سال از عمر خود را
‫صرف کمک به کسانی که,,,]

1023
01:43:59,042 --> 01:44:00,417
‫[تحت تأثیر اثرات جنگ بودند کرد,]

1024
01:44:30,833 --> 01:44:34,083
‫[زمانی که به ۹۴ سالگی رسید،
‫سوار تاکسی‌ای به مقصد اسلو شد،

1025
01:44:34,083 --> 01:44:36,208
‫و در تخت آرامید,]

1026
01:44:36,208 --> 01:44:38,042
‫[او به غایت خود رسیده بود,]

1027
01:44:48,250 --> 01:44:54,042
‫[گونار سونستبی]
‫[۱۹۱۸ - ۲۰۱۲]

1028
01:45:06,708 --> 01:45:09,208
‫[موزه‌ی جبهه‌ی داخلی نروژ یک کپی از,,,

1029
01:45:09,208 --> 01:45:11,167
‫نامه‌ی ارلینگ سونستبی
‫به پلیس آلمان رو داره]

1030
01:45:11,167 --> 01:45:14,708
‫[گونار سونستبی همیشه به وضوح اشاره کرد
‫که مابقی اعضای خانواده‌ی سولهم,,,

1031
01:45:14,708 --> 01:45:17,500
‫همگی ضد‌نازی و مشهور به
‫نروژی‌های درستکار بودن,]

1032
01:45:19,708 --> 01:47:17,500
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال » 
[ bartarmoviz ]