﻿WEBVTT

00:00:03.540 --> 00:00:07.132
Amir_Novan :مترجم
Subtitle_Band :چنل تلگرامی

00:00:42.797 --> 00:00:48.005
از همون بچگی،
آرزو داشتم جای پای تو قدم بردارم

00:00:48.588 --> 00:00:51.130
پشت سرت توی مسیر

00:01:13.922 --> 00:01:18.005
"بابا، میشه برام یه قصه بگی؟"

00:01:19.088 --> 00:01:23.422
تو جواب می‌دادی "می‌تونیم بریم پیاده‌روی"

00:01:25.838 --> 00:01:28.047
می‌گفتی "به اطرافت نگاه کن"

00:01:28.963 --> 00:01:32.713
"اونقدر تند نرو که
یادت بره به اطراف نگاه کنی"

00:01:37.422 --> 00:01:41.463
برگشتم خونه تا باهات
تو یه سفر دیگه همراه بشم

00:01:41.838 --> 00:01:45.088
چون می‌خوام بهتر بشناسمت

00:01:47.297 --> 00:01:54.088
گفتی "یه سال وقت لازمه"
"اونوقت می‌فهمی"

00:03:22.713 --> 00:03:27.547
ای نوردفیورد، خونه‌ی زیبا و سخت من

00:03:27.547 --> 00:03:34.547
تو همیشه با من بودی
تو هر سرزمین و هر زمان

00:03:34.547 --> 00:03:38.505
صخره‌هات، قله‌هات، اوج‌هات رو می‌بینم
و تمام پل‌های برفیت رو

00:03:38.505 --> 00:03:46.297
تپه‌های پوشیده از جنگل
و یال‌های سبز و پر از علفت رو

00:03:46.297 --> 00:03:53.088
نه، هیچوقت فراموش نمی‌کنم
این فیورد درخشان رو

00:03:53.088 --> 00:03:58.255
که از میون کوه‌ها می‌گذره
با درخششی نقره‌ای

00:03:58.255 --> 00:04:05.672
چه باشکوه! چه آروم
آب‌هاش به ماسه‌هاش می‌خوره

00:04:05.672 --> 00:04:13.213
و به رودخونه‌های خروشان می‌پیونده
از دره‌ها و سرزمین‌های کوهستانی

00:04:13.713 --> 00:04:20.588
و حیاط خونه رو خیلی واضح می‌بینم

00:04:20.588 --> 00:04:27.588
کلبه و باغ و همه چیزهایی که
برامون عزیزن

00:04:27.755 --> 00:04:35.047
وقتی دور می‌شم، تو روحم جریان داره

00:04:35.047 --> 00:04:42.963
و خیلی زود،
افکارم منو به خونه می‌برن

00:04:42.963 --> 00:04:49.255
نصیحت‌های پدرم موقع رفتنم یادمه

00:04:49.255 --> 00:04:55.297
و اشک‌های مادرم، که از دلتنگی بود

00:04:55.838 --> 00:04:59.672
اونا بهترین چیزی که می‌دونستن
رو بهم دادن...

00:04:59.672 --> 00:05:02.838
نمی‌تونم ادامه بدم... خیلی سخته

00:05:15.547 --> 00:05:19.422
پدر و مادر پایه و اساس آدمن

00:05:23.213 --> 00:05:30.130
همه لحظات خوبی که با هم داشتیم
جلوی چشمام میاد

00:05:32.130 --> 00:05:34.130
منم همین حس رو دارم

00:05:34.297 --> 00:05:40.922
خیلی دوستتون دارم و می‌خوام تشکر کنم
که همیشه پشتم بودین

00:05:41.672 --> 00:05:47.588
با اینکه ۳۰ ساله که رفتم،
هنوزم اینجا رو خونه می‌دونم

00:05:49.380 --> 00:05:56.338
حس می‌کنم زمان داره می‌گذره
نمی‌تونم تصور کنم شما دو تا رو از دست بدم

00:05:56.963 --> 00:06:00.588
وقتی ما رفتیم، تو نباید...

00:06:00.588 --> 00:06:08.380
منظورم اینه که، حق داری غصه بخوری
ولی باید خاطرات خوب رو یادت بمونه

00:06:08.380 --> 00:06:10.922
اینجوری همه چی راحت‌تر میشه

00:06:12.505 --> 00:06:16.755
خودت رو تو غم غرق نکن، چون...

00:06:17.672 --> 00:06:22.297
نسل‌ها پشت سر هم میان
این اجتناب‌ناپذیره

00:06:23.172 --> 00:06:26.880
کاملاً طبیعیه. برای همه پیش میاد

00:06:26.880 --> 00:06:32.963
فقط لحظات شادی که با ما داشتی
رو به یاد بیار

00:06:32.963 --> 00:06:36.213
اینجوری زندگی خیلی راحت‌تر میشه

00:11:47.088 --> 00:11:50.380
"خورشید غروب زیبا لبخند می‌زنه..."

00:12:04.922 --> 00:12:11.255
مادر وقتی خورشید پشت کوه‌ها غروب می‌کرد
اغلب این رو می‌گفت

00:12:11.255 --> 00:12:14.672
"خورشید غروب زیبا لبخند می‌زنه..."

00:12:14.672 --> 00:12:18.922
آخرین پرتوهای خورشید
قله‌های کوه رو طلایی می‌کنه

00:12:55.463 --> 00:13:00.922
وقتی به دنیا اومدم، پاهام
تو جهت اشتباهی بودن

00:13:03.713 --> 00:13:09.255
دکتر هر هفته گچ تازه می‌گرفت
تا دو سالگیم

00:13:09.255 --> 00:13:13.797
بعد منو بردن اسلو برای عمل

00:13:15.338 --> 00:13:18.255
روز تولد دو سالگیم برگشتم خونه

00:13:18.255 --> 00:13:23.255
ولی اینا فقط چیزاییه که بهم گفتن
خودم هیچی یادم نمیاد

00:13:23.255 --> 00:13:27.213
هیچوقت متوجه نشدم
پاهام مشکلی داشته باشن

00:13:27.213 --> 00:13:31.005
از اون موقع تا حالا از راه رفتن نیفتادن

00:13:34.380 --> 00:13:37.005
هیچوقت آروم نمی‌گیرم. هیچوقت!

00:13:51.380 --> 00:13:57.463
میگن ۸۴ سالمه، ولی کی می‌دونه؟

00:14:04.255 --> 00:14:08.380
تو اون خونه پایینی به دنیا اومدم
خونه بچگیمه

00:14:15.088 --> 00:14:19.172
خانواده ما خیلی وقته که
تو اولدالن زندگی می‌کنن

00:14:19.172 --> 00:14:24.422
نسل به نسل

00:14:26.797 --> 00:14:33.630
اولین سند نوشته شده از این مزرعه
برمی‌گرده به سال ۱۶۰۳

00:14:38.963 --> 00:14:44.130
یادمه پدرم می‌گفت
که پدربزرگم

00:14:44.130 --> 00:14:48.505
پدرش آندرس، این درخت کاج رو کاشت

00:14:49.213 --> 00:14:55.297
باید قبل از ۱۹۰۰ بوده باشه
چون سال ۱۹۰۶ فوت کرد

00:15:04.672 --> 00:15:08.547
بهش می‌گفتن "کاج چراگاه"

00:15:09.380 --> 00:15:16.505
برادر پدرم زیر این درخت
به خواهر مادرم پیشنهاد ازدواج داد

00:15:16.505 --> 00:15:18.672
و اونم قبول کرد

00:15:51.922 --> 00:15:58.338
ای دهکده‌ای که بهت مدیونم
تو نوردفیورد زیبا

00:15:58.338 --> 00:16:03.505
ای کوه‌هایی که اولدن رو در آغوش گرفتین
خونه زمینی ما اونجاست

00:16:08.672 --> 00:16:13.963
وقتی فیورد و آب آروم می‌گیرن
یه قلمرو آروم منعکس میشه

00:16:14.922 --> 00:16:21.463
عمیقاً تو قلب و روح ما
دنیایی که دوستش داریم نمایان میشه

00:19:03.297 --> 00:19:10.297
سرزمینی می‌شناسم دور در شمال

00:19:10.297 --> 00:19:17.297
با شن‌های درخشان
بین کوه‌ها و فیوردها

00:19:17.297 --> 00:19:24.547
اونجا آرزو دارم مهمان باشم
اونجا قلبم گره خورده

00:19:24.547 --> 00:19:31.588
با زیباترین، زیباترین پیوند

00:19:32.380 --> 00:19:38.922
آه! یادمه! یادمه

00:19:38.922 --> 00:19:45.505
خیلی خوب این سرزمین رو به یاد دارم

00:20:34.672 --> 00:20:38.297
مثل زنبق ظریف و باریک بود، همونطور که میگن

00:20:38.713 --> 00:20:41.505
دقیقاً همونی بود که انتظارشو داشتم

00:28:48.630 --> 00:28:50.588
اون بالا شمال...

00:28:51.255 --> 00:28:55.922
... اونجاست که عزیزانم هستن

00:28:56.297 --> 00:29:02.130
می‌خوام برم اونجا،
وقتی از اینجا میرم

00:29:02.130 --> 00:29:06.547
به دلنشین‌ترین جای دنیا

00:29:07.797 --> 00:29:14.130
صدای پدرم رو می‌شنوم
همیشه با منه

00:29:15.505 --> 00:29:18.255
پدرم خیلی آواز می‌خوند...

00:29:33.380 --> 00:29:38.130
از دست دادنش خیلی سخت بود
خیلی سریع اتفاق افتاد

00:29:40.005 --> 00:29:45.213
وقتی در تابوتش رو باز کردیم
و پارچه روی صورتش رو برداشتیم

00:29:45.213 --> 00:29:50.172
برف و بارون می‌بارید
هوا خیلی بد بود

00:29:50.172 --> 00:29:53.422
اونجا وایساده بودیم و من گفتم: "نگاه کن!"

00:29:53.422 --> 00:29:57.130
یه پرتو نور صورتش رو روشن کرد

00:29:59.338 --> 00:30:01.838
هیچوقت فراموشش نمی‌کنم

00:30:17.047 --> 00:30:19.963
اگه خیلی تند نری و به اطرافت نگاه کنی

00:30:19.963 --> 00:30:22.505
این حس رو پیدا می‌کنی که

00:30:22.505 --> 00:30:26.172
ما خیلی کوچیکیم تو یه دنیای خیلی بزرگ

00:31:35.838 --> 00:31:40.422
میشه گفت پدربزرگم
آدم خیلی مذهبی‌ای بود

00:31:40.588 --> 00:31:46.963
با یکی از اهالی استاردالن
یه انجمن مذهبی تو اولدسکارت تاسیس کرد

00:31:46.963 --> 00:31:53.130
تا حدود سال ۱۹۴۵ ادامه داشت

00:31:58.422 --> 00:32:03.880
حوالی زمانی که نامزد شده بودن
یا حتی یکم قبل‌ترش

00:32:03.880 --> 00:32:10.005
پدربزرگم تو یه حادثه
یه انگشتش رو از دست داد

00:32:10.005 --> 00:32:14.797
یه نامه قشنگ
برای نامزدش نوشت

00:32:14.797 --> 00:32:21.505
پرسید که با وجود این نقص
هنوزم اونو می‌خواد یا نه

00:32:21.505 --> 00:32:24.130
حالا که یه انگشتش رو از دست داده

00:33:25.922 --> 00:33:30.130
پدرم آدم فوق‌العاده مهربونی بود

00:33:30.130 --> 00:33:35.130
ستون خانواده ما بود

00:33:35.130 --> 00:33:41.797
نکته درباره پدرم این بود که
وقتی فقط ۹ سالش بود پدرش رو از دست داد

00:33:41.797 --> 00:33:46.963
مجبور شد مسئولیت
خواهر و برادرهای کوچکترش رو به عهده بگیره

00:33:46.963 --> 00:33:53.505
مادربزرگم موند
با پنج تا بچه و بدون شوهر

00:33:53.505 --> 00:33:59.588
تو یه مزرعه شوخی نبود
مخصوصاً تو اون روزها

00:33:59.588 --> 00:34:05.505
پدرم یازده سالش بود که
سند مزرعه به نامش شد

00:34:14.838 --> 00:34:20.505
یه بار پدر یورگن بهم گفت
وقتی نشسته بودیم به کوه‌ها نگاه می‌کردیم...

00:34:21.338 --> 00:34:23.672
تو اولین نفری هستی که دارم اینو بهش میگم

00:34:25.588 --> 00:34:30.880
گفت "خوشحالم که یورگن با تو ازدواج کرد"

00:34:30.880 --> 00:34:34.338
گفتم "ممنون الینگ
چرا اینو میگی؟"

00:34:35.255 --> 00:34:39.047
"شادی رو تو چشماتون می‌بینم
وقتی همدیگه رو می‌بینید

00:34:39.047 --> 00:34:42.213
حتی اگه فقط یه لحظه از هم دور بوده باشید"

00:34:42.380 --> 00:34:44.547
الینگ اینو به من گفت

00:36:05.130 --> 00:36:08.547
وقتی به قله کوه می‌رسی

00:36:08.547 --> 00:36:13.380
و یه گل کوچیک می‌بینی
که از بین سنگ‌ها بیرون زده

00:36:13.380 --> 00:36:18.380
رنگ اون گل منحصر به فرده

00:36:18.380 --> 00:36:22.963
اون گل برای زنده موندن تلاش کرده

00:36:22.963 --> 00:36:28.463
این گل‌ها یه رنگ
فوق‌العاده زیبا دارن

00:36:28.463 --> 00:36:30.797
هیچوقت فراموشش نمی‌کنی

00:36:30.797 --> 00:36:34.338
این رو از مادرم به ارث بردم

00:36:34.338 --> 00:36:39.630
اونم عاشق گل‌ها بود

00:38:07.922 --> 00:38:11.922
یه روزی مثل امروز خاطره‌ای میسازه
که هیچوقت فراموش نمی‌کنی

00:38:17.463 --> 00:38:21.963
این منظره‌ایه که به ندرت می‌تونی ببینی

00:38:22.505 --> 00:38:26.797
خیلی کم پیش میاد به چنین قله‌هایی برسی

00:38:28.463 --> 00:38:33.797
و زیبایی طبیعت رو تجربه کنی

00:38:36.213 --> 00:38:38.505
اونطور که فقط می‌تونیم تصور کنیم

00:38:40.672 --> 00:38:46.422
امروز با هوا هم خیلی خوش شانس بودیم

00:38:52.880 --> 00:39:00.088
این یکی از اون پیاده‌روی‌هاییه که
برنامه‌ریزی می‌کنی بری، ولی نمیری

00:39:00.088 --> 00:39:02.922
ولی یهو، اتفاق می‌افته

00:39:04.380 --> 00:39:06.005
و بعد...

00:39:07.547 --> 00:39:12.255
این روز، و خود زندگی،
یهو خیلی باارزش‌تر میشن

00:39:12.255 --> 00:39:16.672
وقتی روزی مثل امروز رو تجربه می‌کنی...

00:39:16.672 --> 00:39:22.297
و طبیعت صحنه‌اش رو مهیا می‌کنه

00:44:14.047 --> 00:44:17.630
یه سری نوشته پیدا کردیم
که پدربزرگ پدربزرگم

00:44:17.630 --> 00:44:22.380
بعد از رانش بزرگ زمین
تو لودالن سال ۱۹۰۵ نوشته

00:44:25.047 --> 00:44:31.672
"با فکر کردن بهش
انگار سرم گیج میره

00:44:33.172 --> 00:44:36.713
رسیدم خونه باجناقم

00:44:37.088 --> 00:44:42.130
ولی کجا بودن همه اونایی که
همیشه منو می‌دیدن

00:44:42.130 --> 00:44:46.213
و گرم استقبال می‌کردن؟

00:44:46.213 --> 00:44:54.755
کجا بودن، اون دوستای خوب از بو- و نسدال؟
آره، الان کجا بودن؟"

00:44:59.588 --> 00:45:03.088
وقتی بخش‌هایی از کوه رامنفیلت
فرو ریخت

00:45:03.088 --> 00:45:11.297
مادربزرگ مادربزرگم ماری نسدال
برادرش و کل خانواده‌اش رو از دست داد

00:45:12.880 --> 00:45:21.255
۱۸ نفر از خانواده‌اش در اثر رانش زمین
و موج‌های بعدش کشته شدن

00:45:25.588 --> 00:45:31.213
کوه رامنفیلت دوباره
سال ۱۹۳۶ فرو ریخت

00:45:35.838 --> 00:45:39.797
پدرم همراه خیلی‌های دیگه
تو جستجو شرکت کرد

00:45:42.838 --> 00:45:49.713
جسد یه دختربچه رو پیدا کرد
که به یه چوب خشک کردن علوفه گیر کرده بود

00:45:57.880 --> 00:46:02.130
چیزی که بیشترین تأثیر رو روم گذاشت
شنیدن این بود که خانواده‌های کامل از بین رفتن

00:46:02.130 --> 00:46:05.922
و بازمانده‌ها هیچی براشون نموند

00:46:07.172 --> 00:46:12.130
خونه‌های ویران شده اونقدر جدی نیست

00:46:12.130 --> 00:46:18.130
که کل خانواده‌ها با هم از بین برن

00:46:18.130 --> 00:46:22.297
بیشترشون هیچوقت پیدا نشدن

00:46:22.297 --> 00:46:28.838
این فکرهای خیلی غمگینی به جا می‌ذاره

00:46:32.672 --> 00:46:38.505
از دست دادن همه عزیزانت
تو یه شب

00:46:38.505 --> 00:46:42.297
باید تجربه وحشتناکی باشه

00:47:35.547 --> 00:47:38.130
"سالو پ. نسدال"

00:47:39.255 --> 00:47:42.213
"پدر س. نسدال"

00:47:43.422 --> 00:47:46.213
"اولین م. نسدال"

00:47:47.047 --> 00:47:50.630
"ماری آ. نسدال"

00:47:50.630 --> 00:47:53.463
"یوهان آ. نسدال"

00:47:54.463 --> 00:47:56.797
"نوزاد بی‌نام"

00:47:57.963 --> 00:48:01.588
"سیورت یوهان پ. نسدال"

00:48:02.422 --> 00:48:07.297
"بریت اینگبورگ کامیلا پ. نسدال"

00:48:07.297 --> 00:48:11.755
"یوهانه سامولین پ. نسدال"

00:48:13.255 --> 00:48:15.588
"نوزاد بی‌نام"

00:48:17.588 --> 00:48:20.463
"آندرس س. نسدال"

00:48:21.213 --> 00:48:24.213
"آبراهام ج. نسدال"

00:48:25.255 --> 00:48:27.838
"آنه ل. نسدال"

00:48:29.505 --> 00:48:32.922
"یوهانس آ. نسدال"

00:48:32.922 --> 00:48:36.297
"لارس آ. نسدال"

00:48:36.297 --> 00:48:39.213
"مارتین آ. نسدال"

00:48:41.880 --> 00:48:44.588
"داگفین آ. نسدال"

00:48:44.588 --> 00:48:48.005
"اینگبورگ او. بودال"

00:48:48.005 --> 00:48:50.338
"ویلهلم ای. بودال"

00:48:51.422 --> 00:48:53.713
"پدر ک. نسدال"

00:48:53.713 --> 00:48:56.963
"مونس کریستیان او. نسدال"

00:48:57.630 --> 00:49:01.130
"کاترین تورین ب. نسدال"

00:49:01.630 --> 00:49:04.380
"اولاو م. نسدال"

00:49:04.380 --> 00:49:07.713
"آگنس م. نسدال"

00:49:07.713 --> 00:49:11.297
"بیارنه م. نسدال"

00:49:11.297 --> 00:49:14.255
"سولویگ م. نسدال"

00:52:29.672 --> 00:52:32.797
داشتن آرامش و صلح درونی...

00:52:40.588 --> 00:52:45.297
اگه شاد باشی، شاید آدم‌های
اطرافت هم شاد بشن

00:52:46.880 --> 00:52:51.963
مهم‌ترین چیز برای من
شاد بودن با همدیگه است

00:52:55.880 --> 00:53:03.422
فقط نشستن و به زندگی فکر کردن:
قسمت‌های خوب و بد

00:53:04.338 --> 00:53:08.672
می‌تونم کاری کنم که حتی بهتر بشه؟

00:55:33.755 --> 00:55:40.380
می‌دونیم برای هم چه معنایی داریم
این زندگی رو خیلی شادتر می‌کنه

00:55:42.047 --> 00:55:47.255
اون پسر منه
- نمی‌تونی به یه مرد پیر بگی پسرت

00:55:47.255 --> 00:55:51.922
چرا می‌تونم. تا وقتی که هنوز می‌تونم حرف بزنم
بهت میگم پسرم

00:55:51.922 --> 00:55:55.005
اینو بدون

00:55:57.963 --> 00:56:02.880
تو خیلی رمانتیکی
- وقتی که مناسب باشه

00:56:04.838 --> 00:56:09.088
اون بهترین چیزیه که دارم
هر اتفاقی هم که بیفته

00:56:51.880 --> 00:56:56.213
یخچال طبیعی اومده و رفته

00:56:56.213 --> 00:57:03.297
تو دهه ۱۹۵۰، خیلی کوچیک بود
ولی هنوز یکم از الان بزرگتر بود

00:57:03.297 --> 00:57:12.047
بعد رشد کرد، طوری که تو دهه ۱۹۹۰
کل این دریاچه رو پر کرده بود

00:57:15.088 --> 00:57:22.838
خیلی حیفه که
الان داره عقب می‌کشه

00:57:22.838 --> 00:57:30.463
ما میگیم یخچال زایمان می‌کنه
وقتی اون تکه‌های بزرگ یخ ازش جدا میشن

00:57:30.463 --> 00:57:36.797
از داستان‌هایی که طبیعت می‌تونه تعریف کنه
شگفت‌زده‌ام

01:01:08.463 --> 01:01:11.213
اون نه سال از من کوچکتره

01:01:12.047 --> 01:01:15.463
روی پاهاش چابکه، پس باید هر روز راه برم

01:01:15.463 --> 01:01:20.547
تا بتونم تا آخرش باهاش همراه باشم

01:01:22.255 --> 01:01:26.838
یه سنگ پیدا کردی؟
- می‌برمش خونه

01:01:28.672 --> 01:01:32.755
"مار" رو اونجا تو کوه می‌بینی؟
- آره

01:01:37.838 --> 01:01:42.588
آبشارها امشب سرریز شدن
- آره...

01:01:43.922 --> 01:01:46.088
این نادره

01:01:46.463 --> 01:01:49.838
هیچوقت اینطوری ندیده بودمشون

01:01:49.838 --> 01:01:54.297
آبشاری که از یخچال میریزه
احتمالاً هیچوقت اینقدر بزرگ نبوده

01:01:54.297 --> 01:01:57.422
آره، هیچوقت اینطوری ندیده بودمش

01:02:05.255 --> 01:02:07.588
همونطور که مادر می‌گفت:

01:02:08.213 --> 01:02:11.505
زندگی خوبه تا وقتی دو نفریم
- درسته

01:02:11.922 --> 01:02:16.213
داشتم فکر می‌کردم که من باید اول برم

01:02:26.713 --> 01:02:29.255
به این فکر می‌کردم

01:02:30.422 --> 01:02:34.422
حتی فکر از دست دادن یورگن
غیرقابل تحمله

01:02:34.422 --> 01:02:37.172
نظر تو چیه؟

01:02:38.547 --> 01:02:42.047
راستش خیلی بهش فکر نکردم

01:02:43.630 --> 01:02:50.880
زندگی بالاخره باید تموم بشه، برای هر دومون

01:02:51.297 --> 01:02:55.422
دست ما نیست که کی اول بره

01:02:55.422 --> 01:03:00.422
وقتی زمانش برسه باید
باهاش کنار بیایم

01:03:00.422 --> 01:03:06.505
کار دیگه‌ای نمی‌تونیم بکنیم
- واقعاً نمی‌تونیم

01:03:08.588 --> 01:03:12.338
ستون خانواده
اون طرف نشسته

01:03:28.213 --> 01:03:31.130
از سهممون راضی‌ایم

01:03:31.130 --> 01:03:34.255
تو هستی!
- آره

01:03:36.713 --> 01:03:43.130
ظاهرمون شاید کمرنگ شده باشه، ولی
از درون هنوز سالمیم

01:07:51.088 --> 01:07:56.088
سال ۱۹۴۶ آپاندیسم عود کرد

01:07:58.213 --> 01:08:05.838
آب یخ زده بود
و طوفان یخ‌ها رو شکست

01:08:07.297 --> 01:08:14.005
سه‌شنبه عصر مریض شدم
بعد از اون نمی‌تونستم غذا نگه دارم

01:08:14.005 --> 01:08:17.380
هر چی می‌خوردم بالا می‌آوردم

01:08:17.380 --> 01:08:20.797
تا شنبه تو تخت نگهم داشتن

01:08:20.797 --> 01:08:24.713
بعد فهمیدن چقدر جدیه
و دکتر رو خبر کردن

01:08:24.713 --> 01:08:30.047
دکتر گفت باید فوراً
منو به بیمارستان برسونن

01:08:30.213 --> 01:08:34.255
ولی کار آسونی نبود

01:08:35.338 --> 01:08:43.130
هوا خیلی بد بود
بارون و تگرگ می‌بارید

01:08:44.213 --> 01:08:48.422
پنج یا شش نفر باید منو می‌بردن

01:08:48.422 --> 01:08:55.922
از سراسر ساندویکا
احتمالاً ۱۰۰ متر عرض داشت

01:08:58.755 --> 01:09:04.963
ساندویکا بزرگترین توده برفیه
نزدیک اولدواتنت

01:09:04.963 --> 01:09:09.088
تو بدترین حالت می‌تونه
تقریباً ۳۰۰ متر عرض داشته باشه

01:09:09.463 --> 01:09:14.005
من کوچیک و سبک بودم
و بردنم خیلی سخت نبود، ولی...

01:09:15.255 --> 01:09:18.838
حدود ساعت ۱ بعدازظهر شنبه راه افتادیم

01:09:18.838 --> 01:09:24.130
و ساعت ۱۰ شب رسیدیم نوردفیوردید

01:09:25.047 --> 01:09:30.463
ساعت ۱ صبح یکشنبه جراحی شدم

01:09:31.922 --> 01:09:36.463
متأسفانه پدرم
یه پیراهن پشمی پوشیده بود

01:09:36.463 --> 01:09:39.172
که تا رون پاش می‌رسید

01:09:39.172 --> 01:09:47.005
خیلی خیس شد، و مجبور شد
تمام شب تو بیمارستان همونو بپوشه

01:09:47.005 --> 01:09:50.213
لباس اضافه نداشت

01:09:51.922 --> 01:09:58.088
یه هفته بعد، مجبور شدیم
براش دکتر بیاریم. برونشیت گرفت

01:09:58.088 --> 01:10:01.922
بعد از اون، دیگه کاملاً خوب نشد

01:10:03.005 --> 01:10:07.838
اغلب حالش خوب بود
ولی باید خیلی مراقب می‌بود

01:10:08.005 --> 01:10:11.047
چون مدام برونشیتش
عود می‌کرد

01:10:14.088 --> 01:10:18.005
با این حال پدرم ۸۶ سال عمر کرد

01:11:38.422 --> 01:11:43.297
موارد زیادی بود که
زندگی‌ها اینجا در خطر بودن

01:11:45.380 --> 01:11:51.880
خیلی‌ها رو اینجا از دست دادیم

01:11:51.880 --> 01:11:59.505
حدود سال ۱۸۵۰ یا ۶۰، یه بهمن
مزرعه همسایه رو نابود کرد

01:11:59.505 --> 01:12:03.338
هفت یا هشت نفر کشته شدن

01:12:04.838 --> 01:12:10.380
پس اولددالن همیشه
جای امنی نبوده

01:12:16.297 --> 01:12:20.088
پدرم بهم گفت که مرده‌ها رو

01:12:20.088 --> 01:12:25.172
بردن انبار علوفه
اینجا تو مزرعه ما

01:12:30.130 --> 01:12:35.880
یکی از اون آدم‌ها
کارگر مزرعه ما بود

01:12:35.880 --> 01:12:40.797
تنها بازمانده
از کل خانواده‌اش بود

01:18:00.088 --> 01:18:05.213
اولددالن همیشه جامعه منحصر به فردی بود
مجبور بودن با هم تلاش کنن

01:18:05.213 --> 01:18:10.297
یکی از اولین
روستاهای نوردفیورد بود

01:18:10.297 --> 01:18:14.713
که خطوط تلفن برای
همه ساکنینش نصب شد

01:18:14.713 --> 01:18:18.963
عمه‌ام تو مرکز تلفن کار می‌کرد

01:18:21.255 --> 01:18:25.130
هر شب کریسمس و شب سال نو

01:18:25.130 --> 01:18:29.963
همه تلفن‌های اولددالن رو
به هم وصل می‌کرد

01:18:29.963 --> 01:18:35.380
یکی ویولن می‌زد
و یکی دیگه سرود می‌خوند

01:18:35.547 --> 01:18:40.255
بعدش، همه با هم
حرف می‌زدن

01:18:40.255 --> 01:18:43.672
و کریسمس رو به هم تبریک می‌گفتن

01:18:43.672 --> 01:18:48.588
شب سال نو هم همین کار رو می‌کردن
سال نو رو به هم تبریک می‌گفتن

01:19:39.672 --> 01:19:43.422
پدرم بدون پدرش بزرگ شد

01:19:45.547 --> 01:19:52.422
شاید ارتباطش با پدرش رو
از طریق درخت صنوبری حفظ می‌کرد

01:19:52.422 --> 01:19:55.880
که پدربزرگم بالای کوه
کاشته بود

01:19:56.588 --> 01:20:03.380
همونطور که صنوبر بلندتر می‌شد، شاید
بیشتر به پدرش فکر می‌کرد

01:20:05.130 --> 01:20:10.297
چون خیلی درباره
اون درخت صنوبر حرف می‌زدیم

01:20:22.297 --> 01:20:27.380
درخت صنوبر ایستاده و
به خونه‌مون نگاه می‌کنه

01:20:27.380 --> 01:20:32.338
جایی که نسل‌های بعدی بزرگ شدن

01:20:35.255 --> 01:20:37.547
پس شاید اون...

01:20:37.547 --> 01:20:43.380
اون مذهبی بود
پس شاید خدا رو تو اون حس می‌کرد

01:20:44.130 --> 01:20:49.380
از درخت صنوبر
تا خونه‌مون تو اولددالن

01:20:50.838 --> 01:20:52.630
اوهوم...

01:20:54.922 --> 01:20:58.755
پس پدربزرگت همیشه اینجاست

01:20:59.172 --> 01:21:03.213
چون درخت صنوبر اونجاست

01:21:03.797 --> 01:21:05.422
آره

01:21:08.297 --> 01:21:11.130
و تو هم بخشی از همه اینایی

01:23:11.172 --> 01:23:15.255
هیچ طوفانی نمی‌تونه اینو از جا دربیاره
نه با این ریشه‌ها

01:23:38.297 --> 01:23:43.588
تا همینجا کافیه
فکر کنم اینجا جای خوبی باشه

01:23:47.380 --> 01:23:51.172
اینجا هم رطوبت کافی هست

01:23:51.172 --> 01:23:56.797
درخت‌ها به این نیاز دارن
وگرنه قبل از ریشه دووندن می‌میرن

01:29:33.088 --> 01:29:37.297
بهترین چیزهایی رو که می‌دونستن
به من دادن

01:29:38.713 --> 01:29:44.005
خدا کمکشون کنه و قوتشون بده
از اول تا آخر

01:29:45.005 --> 01:29:49.172
خدا نوردفیورد رو از یخچال تا دریا برکت بده

01:29:49.172 --> 01:29:55.630
و ممنون برای خونه قشنگی
که به من دادی

01:29:55.630 --> 01:30:00.255
خوشبختی برای هر مرد و زنی بیار

01:30:00.255 --> 01:30:05.588
تا شادی خونه هر نوردفیوردی رو
پر کنه

01:30:09.057 --> 01:30:12.778
Amir_Novan :مترجم
Subtitle_Band :چنل تلگرامی
