﻿1
00:00:05,600 --> 00:00:13,354



2
00:00:13,600 --> 00:00:21,354
مترجم : اشکان هیدی

3
00:00:21,600 --> 00:00:29,354
به لطف و حمایت
حمید شمس

4
00:01:54,121 --> 00:01:57,833
‫در اواخر دوره شووا گنروکو، رشد
‫اقتصادی سریع این کشور، شروع به کاهش کرد

5
00:01:57,909 --> 00:02:02,038
‫طوفان آشوبی که جنبش‌های
‫دانشجویی به پا کرده بودن، فروکش کرد

6
00:02:02,122 --> 00:02:06,167
‫در آینده نزدیک، کشور به سمت یه دوره
‫پوچ از اقتصاد حبابی و تجملاتی کشیده میشه

7
00:02:06,251 --> 00:02:08,461
‫دوره‌ای که با توهمات زودگذر مشخص میشه

8
00:02:09,170 --> 00:02:11,256
‫1973

9
00:02:12,298 --> 00:02:17,512
‫یه موجودیت مرموز ظاهر شد،
‫شبیه "پیله‌ای" از یه گونه جدید انسان

10
00:02:23,309 --> 00:02:26,980
‫فقط یه جعبه مقوایی؟ فقط یه سطل آشغال؟

11
00:02:27,814 --> 00:02:30,441
‫یه آدم بدبخت که از زندگی جا مونده...

12
00:02:33,319 --> 00:02:35,113
‫خب، هر جور دوست دارین فکر کنین

13
00:02:35,613 --> 00:02:38,157
‫راحت باشین، مسخره‌م کنین

14
00:03:11,983 --> 00:03:14,736
‫ولی حقیقت برعکسه

15
00:03:15,486 --> 00:03:18,531
‫این شمایین که دارین مسخره میشین

16
00:03:19,490 --> 00:03:22,452
‫من همه چیز رو خوب می‌بینم

17
00:03:23,953 --> 00:03:27,123
‫اون جعبه‌ی ساختگی که بهش اعتقاد دارین

18
00:03:27,957 --> 00:03:31,961
‫این شمایین که توش گیر افتادین

19
00:03:40,220 --> 00:03:43,348
‫من همه چیزای تقلبی رو دور ریختم

20
00:03:43,848 --> 00:03:46,476
‫و به جاش چیزای واقعی رو به دست آوردم

21
00:03:47,560 --> 00:03:51,439
‫و حالا می‌بینم

22
00:03:52,065 --> 00:03:54,943
‫شکل واقعی شما رو

23
00:03:56,319 --> 00:04:00,281
‫و شکل واقعی پنهان دنیا رو

24
00:04:00,306 --> 00:04:03,700
‫مرد جعبه‌ای

25
00:04:20,885 --> 00:04:26,099
‫با این جعبه، دنیا کاملاً از نو متولد میشه

26
00:04:44,742 --> 00:04:48,204
‫من مرد جعبه‌ای هستم

27
00:04:49,872 --> 00:04:52,458
‫من یک طرفه شما رو تماشا می‌کنم

28
00:04:57,588 --> 00:04:59,966
‫هویتم رو کاملاً پاک می‌کنم

29
00:05:15,064 --> 00:05:19,819
‫توی این جعبه، بدون هیچ مشکلی زندگی می‌کنم

30
00:05:26,075 --> 00:05:30,455
‫حتی وقتی منو می‌بینین، متوجهم نمیشین

31
00:05:43,968 --> 00:05:45,762
‫فقط وانمود می‌کنین که نمی‌بینین

32
00:05:58,399 --> 00:06:00,902
‫حتی وقتی چیزی که نیاز دارم رو قرض می‌گیرم

33
00:06:01,402 --> 00:06:03,446
‫اهمیتی نمیدین

34
00:06:03,946 --> 00:06:06,240
‫که این برای من عالیه

35
00:06:12,205 --> 00:06:15,666
‫با این حال، درست مثل خود من

36
00:06:23,174 --> 00:06:26,636
‫اگه کسی زیادی به مرد جعبه‌ای توجه کنه...

37
00:06:30,848 --> 00:06:32,642
‫خودش تبدیل به مرد جعبه‌ای میشه

38
00:06:41,984 --> 00:06:45,738
‫و تو شرایطی که هیچ هویتی نداشته باشی

39
00:06:46,239 --> 00:06:50,034
‫زنده یا مرده بودن، هیچ فرقی نمی‌کنه

40
00:07:03,332 --> 00:07:07,670
‫مرد جعبه‌ای می‌تونه هر لحظه
‫کشته بشه، بدون اینکه عجیب باشه

41
00:07:07,760 --> 00:07:10,012
‫حتی نقش کسی که باید
‫کشته بشه رو به عهده می‌گیره

42
00:07:10,888 --> 00:07:13,099
‫به عنوان پادشاه این دنیا

43
00:08:10,948 --> 00:08:13,618
‫اونایی که از مرد جعبه‌ای آگاه میشن

44
00:08:13,701 --> 00:08:15,369
‫خودشون تبدیل به مرد جعبه‌ای میشن

45
00:09:55,428 --> 00:09:57,638
‫چیزی که دنبالش بودم

46
00:09:58,973 --> 00:10:00,391
‫انزوای کامل

47
00:10:01,851 --> 00:10:03,853
‫گمنامی مطلق

48
00:10:05,021 --> 00:10:09,900
‫و یه تاریکخونه و غار مخصوص خودم

49
00:10:12,028 --> 00:10:18,242
‫این تاریکی و روشنایی
‫یه تصویر جدید از دنیا برام می‌سازه

50
00:11:26,852 --> 00:11:28,104
‫ببخشید

51
00:11:29,146 --> 00:11:31,941
‫دیگه مهم نیست اون یارو الان کجاست، مگه نه؟

52
00:11:33,484 --> 00:11:34,652
‫همین جا، همین حالا

53
00:11:38,280 --> 00:11:41,575
‫چشمام همش چرک می‌کنه. چرا اینجوریه؟

54
00:11:42,076 --> 00:11:46,205
‫خب، بیماریت داره بدتر میشه

55
00:11:46,288 --> 00:11:48,749
‫باید هر چه زودتر درمانش کنی

56
00:11:49,250 --> 00:11:49,834
‫این، اینجا...

57
00:11:50,418 --> 00:11:53,546
‫می‌خوام برام پاکش کنی

58
00:12:11,188 --> 00:12:16,318
‫تو برای همیشه اینجا می‌مونی
‫و چشمام رو برام پاک می‌کنی، مگه نه؟

59
00:12:17,361 --> 00:12:20,740
‫اگه لازم باشه، همین الان می‌تونم شروع کنم

60
00:12:35,379 --> 00:12:36,255
‫آه، یه لحظه، یه لحظه

61
00:12:36,338 --> 00:12:40,342
‫آه... ممنون، پسر خدمتکار

62
00:12:41,427 --> 00:12:45,389
‫آه، معذرت می‌خوام. شما دکتر بودین، درسته؟

63
00:12:47,516 --> 00:12:50,186
‫قلابی، ولی خب.

64
00:12:53,063 --> 00:12:55,941
‫با این حال، این روزا، اونایی
‫که مجوز ندارن، قلابی‌ها،

65
00:12:56,025 --> 00:12:58,736
‫از واقعی‌ها مثل شما واقعی‌ترن.

66
00:13:00,571 --> 00:13:04,867
‫این حسش شبیه باسن اونه.

67
00:13:07,703 --> 00:13:09,997
‫آه، فقط یه چیزی رو می‌خوام مطمئن شم.

68
00:13:10,498 --> 00:13:12,166
‫لطفاً مطمئن شین که وصیت‌نامه

69
00:13:12,249 --> 00:13:14,376
‫درست توسط شما نوشته شده.

70
00:13:19,173 --> 00:13:23,594
‫نگرانی زیادی من، از کنترل خارج شده بود.

71
00:13:24,929 --> 00:13:29,099
‫در نهایت، خودم رو توی اتاقم حبس کردم.

72
00:13:29,767 --> 00:13:35,439
‫حس می‌کردم می‌خوام خودم رو از گرسنگی بکشم
‫یا خودم رو دار بزنم.

73
00:13:37,107 --> 00:13:37,858
‫اما...

74
00:13:38,859 --> 00:13:43,864
‫فکر کردم تحمل مردن در حالی که
‫دنیا رو فریب دادم غیرقابل تحمله.

75
00:13:44,657 --> 00:13:48,181
‫پس اینجا، حقیقت رو به جا می‌ذارم.

76
00:14:47,052 --> 00:14:48,888
‫مرد جعبه‌ای واقعی

77
00:14:49,287 --> 00:14:51,842
‫باید بر هر درد جسمی و هر خطری غلبه کنه.

78
00:14:51,867 --> 00:14:54,602
‫خارش، درد، اینا هنوز در حد یه بچه‌ست.

79
00:14:55,519 --> 00:15:01,567
‫شکایت‌هایی مثل اینا چیزی بیشتر از
‫گریه‌های یه نوزاد نیست.

80
00:15:42,816 --> 00:15:46,570
‫آره، حتی مقاماتی که نظم
‫عمومی رو اجرا می‌کنن.

81
00:15:47,237 --> 00:15:49,698
‫قاتل‌های حرفه‌ای استخدام می‌کنن.

82
00:15:49,782 --> 00:15:53,327
‫دشمن اصلی من، گدای واپن.

83
00:17:36,555 --> 00:17:39,683
‫این عشق و نفرته؟ یا فقط یه بازیه؟

84
00:17:47,983 --> 00:17:49,860
‫این جدیه. خیلی نرم بودم!

85
00:19:23,871 --> 00:19:25,831
‫تک‌تیرانداز کیه؟

86
00:19:27,273 --> 00:19:29,794
‫یکی که به مرد جعبه‌ای آلوده شده،

87
00:19:29,819 --> 00:19:32,296
‫یکی که از مرد جعبه‌ای متنفر شده،
‫یعنی منِ قبلی بوده؟

88
00:19:34,381 --> 00:19:40,345
‫اگه اینطوره، پس تحمل درد توی قلبش
‫در واقع بار سنگین خودشه.

89
00:19:45,934 --> 00:19:49,146
‫یه بیمارستان این نزدیکیه.

90
00:21:15,607 --> 00:21:20,153
‫اون پاها، برای زیردست‌های وفادار جلاد هستن؟

91
00:21:21,321 --> 00:21:24,241
‫یا دست‌های یه فرشته‌ن
‫که برای نجاتم دراز شدن؟

92
00:21:25,492 --> 00:21:27,327
‫چه فکر ساده‌لوحانه‌ای.

93
00:21:29,329 --> 00:21:30,539
‫با این حال،

94
00:21:32,541 --> 00:21:34,751
‫ارزش داره که دعوت رو قبول کنم.

95
00:21:41,299 --> 00:21:42,775
‫کتت رو در میارم.

96
00:21:42,800 --> 00:21:44,302
‫کمکم کن.

97
00:22:00,861 --> 00:22:01,945
‫- بیا یکم بلندش کنیم.
‫- باشه.

98
00:22:02,529 --> 00:22:03,822
‫ببخشید.

99
00:22:10,662 --> 00:22:13,623
‫این بازی‌های مسخره
‫این روزا دیگه خیلی بد شدن، نه؟

100
00:22:21,423 --> 00:22:22,841
‫به پلیس خبر دادی؟

101
00:22:24,634 --> 00:22:25,427
‫نه.

102
00:22:27,012 --> 00:22:29,639
‫خب، شاید این تصمیم عاقلانه‌تری باشه.

103
00:22:30,223 --> 00:22:32,726
‫نمیشه مطمئن بود که کینه به دل نگیرن.

104
00:22:33,685 --> 00:22:37,147
‫به هر حال، من مطمئن میشم که بتونم
‫فوراً یه گزارش پزشکی صادر کنم.

105
00:22:37,230 --> 00:22:40,650
‫ضمناً این قسمت داره عفونت میکنه،
‫پس بیا سریع درمانش کنیم.

106
00:22:41,943 --> 00:22:43,737
‫این یه بی‌حس کننده موضعیه.

107
00:22:45,078 --> 00:22:45,872
‫بذار دراز بکشه.

108
00:22:46,198 --> 00:22:47,365
‫ببخشید.

109
00:22:52,079 --> 00:22:53,538
‫یکم میسوزونه.

110
00:23:14,726 --> 00:23:17,229
‫اونایی که از مرد جعبه‌ای خبردار میشن

111
00:23:18,647 --> 00:23:20,398
‫خودشون مرد جعبه‌ای میشن.

112
00:23:40,377 --> 00:23:42,129
‫همه چیز...

113
00:23:45,423 --> 00:23:47,008
‫بی معنیه.

114
00:23:55,183 --> 00:23:59,729
‫زمان همینطور میگذره.

115
00:24:41,897 --> 00:24:43,064
‫خودشه!

116
00:26:24,165 --> 00:26:29,045
‫این یه گزارش درباره مرد جعبه‌ایه.

117
00:26:30,088 --> 00:26:33,967
‫من الان دارم این گزارش رو
‫از داخل جعبه مینویسم...

118
00:27:04,998 --> 00:27:10,128
‫روز به روز، بیشتر و بیشتر نمیتونستم

119
00:27:12,839 --> 00:27:14,841
‫از وجودش فرار کنم.

120
00:27:57,300 --> 00:28:00,762
‫اونایی که از مرد جعبه‌ای خبردار میشن

121
00:28:00,845 --> 00:28:02,430
‫خودشون مرد جعبه‌ای میشن.

122
00:28:29,207 --> 00:28:30,959
‫لطفاً دراز بکشید.

123
00:28:36,005 --> 00:28:37,549
‫شغلت چیه؟

124
00:28:41,761 --> 00:28:43,888
‫معمولاً همچین سوالایی نمی‌پرسم.

125
00:28:46,558 --> 00:28:47,600
‫عکاسی.

126
00:28:51,521 --> 00:28:54,607
‫فکر کردم نویسنده‌ای چیزی هستی.

127
00:28:55,150 --> 00:28:58,278
‫تو خواب داشتی چیزایی زمزمه می‌کردی،
‫انگار داشتی یه رمان تعریف می‌کردی.

128
00:29:01,614 --> 00:29:05,785
‫داشتی عکس می‌گرفتی؟ حتی وقتی بهت شلیک شد؟

129
00:29:07,787 --> 00:29:08,913
‫از منظره.

130
00:29:11,833 --> 00:29:12,959
‫از آدما؟

131
00:29:17,797 --> 00:29:19,299
‫از آدما عکس نمی‌گیری؟

132
00:29:23,933 --> 00:29:24,679
‫آره.

133
00:29:29,976 --> 00:29:34,564
‫ممکنه کسی که بهت آسیب زده
‫یه بی‌خانمان با یه جعبه باشه؟

134
00:29:38,388 --> 00:29:39,996
‫نشنیدی؟

135
00:29:40,021 --> 00:29:42,155
‫ظاهراً این روزا پیداشون شده.

136
00:29:45,837 --> 00:29:46,879
‫می‌دونم.

137
00:29:49,579 --> 00:29:55,543
‫عکاس‌ها دید زن هستن،
‫پس بیشتر چیزا رو می‌دونن.

138
00:29:56,503 --> 00:29:58,254
‫میگن پرخاشگره.

139
00:30:00,632 --> 00:30:02,300
‫اون جعبه تنش نبود.

140
00:30:09,047 --> 00:30:10,016
‫ولی...

141
00:30:11,935 --> 00:30:15,688
‫شاید مرد جعبه‌ای

142
00:30:17,690 --> 00:30:19,692
‫یه عکاسه که من می‌شناسم.

143
00:30:22,362 --> 00:30:27,534
‫اون فقط از قسمت‌های پنهان شهر
‫عکس می‌گیره.

144
00:30:29,202 --> 00:30:32,789
‫یه دیدزن؟ مرد جعبه‌ای؟

145
00:30:34,582 --> 00:30:38,336
‫میگن جوری نگاه می‌کنه که
‫انگار داره با چاقو می‌بُره.

146
00:30:40,880 --> 00:30:45,051
‫حتی لباس‌هایی که تنته رو هم
‫می‌تونه ازت دربیاره.

147
00:30:49,764 --> 00:30:51,516
‫فکر کنم من باهاش مشکلی نداشته باشم.

148
00:30:53,309 --> 00:30:56,896
‫من مدت زیادیه که مدل هستم.

149
00:31:00,149 --> 00:31:03,820
‫البته به عنوان مدل، برای
‫نقاشی‌های برهنه و...

150
00:31:05,280 --> 00:31:07,031
‫عکس‌هایی با این هدف بود.

151
00:31:18,084 --> 00:31:19,294
‫اول‌ها،

152
00:31:19,794 --> 00:31:23,339
‫تمام پوست بدنم می‌لرزید،
‫اونقدر تنش داشتم که انگار صدا می‌داد.

153
00:31:25,383 --> 00:31:27,510
‫ولی یه زمانی، برعکسش اتفاق افتاد.

154
00:31:28,011 --> 00:31:33,016
‫می‌تونستم ضربان قلب و
‫احساسات تماشاچی‌ها رو حس کنم.

155
00:31:33,808 --> 00:31:35,602
‫برام رضایت‌بخش شد.

156
00:31:36,978 --> 00:31:39,022
‫خیلی از مردها هم سمتم می‌اومدن.

157
00:31:39,620 --> 00:31:41,913
‫نسبت به همه چیز کنجکاو بودم،

158
00:31:42,786 --> 00:31:45,236
‫تا جایی که بدون اینکه پدرش رو بشناسم
‫یه بچه داشتم.

159
00:31:46,863 --> 00:31:48,656
‫کاملاً مصمم بودم که به دنیاش بیارم.

160
00:31:49,741 --> 00:31:51,326
‫ولی بدنم...

161
00:31:53,498 --> 00:31:54,454
‫می‌فهمم.

162
00:31:55,858 --> 00:31:57,790
‫و ذهنت هم داشت از هم می‌پاشید.

163
00:31:59,459 --> 00:32:01,794
‫به لطف اون دکتر خوب شدم.

164
00:32:04,005 --> 00:32:07,800
‫و در عوض، اون یه چیزی علیه تو داره؟

165
00:32:13,181 --> 00:32:15,391
‫مفید بودن حس خوبی داره، نه؟

166
00:32:16,100 --> 00:32:19,145
‫من کارم به عنوان پرستار رو خیلی دوست دارم.

167
00:32:20,521 --> 00:32:23,900
‫مدلینگ هم کار سختیه.

168
00:32:29,280 --> 00:32:30,949
‫بین خودمون بمونه...

169
00:32:33,952 --> 00:32:35,995
‫من اصلاً مدرکی ندارم.

170
00:32:36,704 --> 00:32:37,830
‫من تقلبی‌ام.

171
00:32:44,128 --> 00:32:46,839
‫یه خواهشی درباره مرد جعبه‌ای دارم.

172
00:32:50,259 --> 00:32:53,137
‫اگه کاری از دستم بربیاد.

173
00:33:08,611 --> 00:33:10,488
‫من اون جعبه رو می‌خوام.

174
00:33:14,659 --> 00:33:19,163
‫می‌تونی به مرد جعبه‌ای بگی
‫که می‌خوام جعبه‌ش رو بخرم؟

175
00:33:33,678 --> 00:33:34,846
‫مراقب خودت باش.

176
00:33:45,064 --> 00:33:49,944
‫کمکم کن... باشه؟

177
00:35:07,688 --> 00:35:09,315
‫فکر کنم خوب پیش رفت.

178
00:35:11,234 --> 00:35:12,235
‫ممنون.

179
00:35:18,533 --> 00:35:19,700
‫خب، بعدش...

180
00:35:56,737 --> 00:35:57,989
‫کدوم رو ترجیح میدی؟

181
00:35:59,740 --> 00:36:00,867
‫این یکی، فکر کنم.

182
00:36:22,602 --> 00:36:24,849
‫ببخشید، یه چیزی یادم رفت.

183
00:36:28,102 --> 00:36:31,480
‫زودی تموم میشه، بهم اعتماد کن.

184
00:37:14,238 --> 00:37:16,085
‫ورود ممنوع

185
00:37:49,308 --> 00:37:50,351
‫یوکو-سان.

186
00:37:53,020 --> 00:37:54,188
‫یوکو-سان.

187
00:37:57,608 --> 00:37:58,651
‫از این طرف.

188
00:38:15,960 --> 00:38:17,003
‫عرق...

189
00:38:21,632 --> 00:38:22,758
‫خانم یوکو.

190
00:38:24,468 --> 00:38:25,553
‫بیا نزدیک‌تر.

191
00:38:43,199 --> 00:38:44,322
‫داره دور می‌زنه.

192
00:38:46,907 --> 00:38:48,659
‫به نظرت بارون میاد؟

193
00:39:12,214 --> 00:39:13,726
‫نگران نباش.

194
00:39:20,191 --> 00:39:23,819
‫همه این‌ها فقط تو ذهن خودت نیست؟

195
00:40:21,377 --> 00:40:24,130
‫قاتل همون دکتره.

196
00:40:25,422 --> 00:40:30,094
‫ولی آیا اون (مونث) دست نشونده دکتره؟

197
00:40:31,595 --> 00:40:33,097
‫یا...

198
00:40:34,181 --> 00:40:37,226
‫واقعاً دنبال نجات از طرف منه؟

199
00:41:03,752 --> 00:41:04,587
‫آره.

200
00:41:08,048 --> 00:41:09,049
‫آره.

201
00:41:30,738 --> 00:41:33,115
‫اگه می‌خوای زنگ بزنی، اول آروم باش.

202
00:41:33,991 --> 00:41:35,784
‫من آرومم.

203
00:41:39,413 --> 00:41:44,251
‫باید بیشتر حس کنی که مرد
‫جعبه‌ای بودن چه حسی داره.

204
00:41:44,335 --> 00:41:47,046
‫نه نه، من نیازی به این کار ندارم.

205
00:41:50,216 --> 00:41:51,300
‫خانم یوکو.

206
00:41:53,934 --> 00:41:56,907
‫چطوره بذاریم از داخل جعبه سرک بکشه

207
00:41:57,441 --> 00:41:58,766
‫و از اونجا ادامه بدیم؟

208
00:41:59,266 --> 00:42:01,393
‫نه نه، گفتم که نیازی نیست.

209
00:42:02,811 --> 00:42:04,855
‫می‌خوام نگاه کنه.

210
00:42:06,649 --> 00:42:09,235
‫نه نه، این کار من نیست.

211
00:42:09,318 --> 00:42:11,028
‫من مثل تو نیستم.

212
00:42:20,454 --> 00:42:24,458
‫خب، تا کی باید صبر کنم؟

213
00:42:27,670 --> 00:42:29,964
‫من الان آماده‌ام.

214
00:42:37,930 --> 00:42:40,599
‫هنوز خیلی با اصل قضیه فاصله داری.

215
00:42:42,268 --> 00:42:44,353
‫من خودم جعبه واقعی رو جور می‌کنم.

216
00:42:45,437 --> 00:42:48,274
‫واقعاً مصمم هستی که از شرش خلاص شی؟

217
00:42:50,401 --> 00:42:52,570
‫تو چی؟ تو مصممی؟

218
00:42:53,946 --> 00:42:56,115
‫من خوشحالم.

219
00:42:57,408 --> 00:42:59,368
‫همه چی برام حل شده.

220
00:43:05,958 --> 00:43:08,252
‫حتی مرگ، می‌دونی.

221
00:43:10,120 --> 00:43:13,882
‫تا اون موقع، همه چیز طبق برنامه پیش میره.

222
00:43:15,217 --> 00:43:19,221
‫امم... چیکار کنیم؟ ادامه بدیم؟

223
00:43:20,431 --> 00:43:24,143
‫یا همینجا تمومش کنیم؟

224
00:43:29,982 --> 00:43:34,069
‫به زودی تو هم واقعی میشی.

225
00:43:37,698 --> 00:43:39,950
‫دووم بیار.

226
00:44:07,436 --> 00:44:09,688
‫ببخشید. زود تموم میشه.

227
00:44:11,023 --> 00:44:14,610
‫وقتی تموم شد... باید چیکار کنم؟

228
00:44:15,736 --> 00:44:19,323
‫منظورت چیه؟ وقتی اون یارو بره، تمومه دیگه.

229
00:44:19,823 --> 00:44:21,033
‫چرا؟

230
00:44:22,534 --> 00:44:26,038
‫از وقتی با مرد جعبه‌ای درگیر شدی، عوض شدی.

231
00:44:26,664 --> 00:44:27,706
‫چی؟

232
00:44:33,587 --> 00:44:34,630
‫دفترچه، هان.

233
00:44:35,336 --> 00:44:36,067
‫چیه؟

234
00:44:36,079 --> 00:44:38,307
‫نه، اون یارو خیلی
‫دفترچه رو جدی می‌گیره...

235
00:44:55,401 --> 00:44:57,361
‫دکتر، شما هم می‌خواین جعبه بپوشین؟

236
00:44:59,822 --> 00:45:04,076
‫خب، اگه برای یه جنایت کامل لازم باشه، شاید.

237
00:45:08,956 --> 00:45:12,292
‫نمی‌فهمم. اصلاً نمی‌فهمم.

238
00:45:39,236 --> 00:45:42,698
‫چرا گفت این جعبه رو می‌خواد؟ (مونث)

239
00:45:43,866 --> 00:45:45,951
‫واضحه که یه تله‌ست.

240
00:45:46,952 --> 00:45:51,165
‫چون دلیلی برای شک کردن بهش نبود، قبول کردم؟

241
00:45:52,750 --> 00:45:54,501
‫چون اون (مونث) بود، قبول کردم؟

242
00:45:57,087 --> 00:45:59,006
‫جای قرار همین‌جاست.

243
00:46:00,036 --> 00:46:01,016
‫البته،

244
00:46:01,569 --> 00:46:05,696
‫شرط می‌بندم خودش طبق قرار اینجا پیداش میشه.

245
00:46:07,721 --> 00:46:08,730
‫اما...

246
00:46:09,668 --> 00:46:14,258
‫اگه دکتر باز بخواد منو هدف بگیره...

247
00:46:15,773 --> 00:46:19,401
‫این دفترچه و عکس‌های منفی
‫رو به عنوان مدرک می‌ذارم.

248
00:46:21,075 --> 00:46:27,868
‫اینا ثابت می‌کنن که قاتل
‫پرونده مرد جعبه‌ای اونه.

249
00:46:44,426 --> 00:46:46,011
‫بهت اعتماد دارم.

250
00:46:47,137 --> 00:46:48,889
‫رسید نمی‌خوام.

251
00:46:49,932 --> 00:46:52,226
‫دور انداختن جعبه رو می‌سپرم به تو.

252
00:46:53,591 --> 00:46:55,024
‫تا صبح،

253
00:46:56,237 --> 00:46:58,607
‫حتم اً کامل از شر جعبه خلاص شو.

254
00:47:48,282 --> 00:47:51,076
‫فکر نمی‌کنی داری این
‫جعبه رو دست کم می‌گیری؟

255
00:47:55,372 --> 00:47:57,791
‫تو فقط داری توسط اون
‫دکتر دستکاری میشی، مگه نه؟

256
00:47:59,543 --> 00:48:01,587
‫توی اون بیمارستان گیر افتادی؟

257
00:48:03,964 --> 00:48:06,216
‫تو نیستی که واقعاً گیر افتادی؟

258
00:48:07,259 --> 00:48:11,138
‫اون... فقط یه جعبه مقواییه، مگه نه؟

259
00:48:12,222 --> 00:48:13,390
‫نه!

260
00:48:14,933 --> 00:48:17,019
‫این یه راه خروج به یه دنیای دیگه‌ست.

261
00:48:19,771 --> 00:48:24,693
‫شاید تو هم با من بیای...

262
00:48:30,657 --> 00:48:32,576
‫پول رو قبول می‌کنی.

263
00:48:33,577 --> 00:48:36,455
‫بعد به قولت عمل می‌کنی
‫و جعبه رو دور می‌ندازی.

264
00:48:38,248 --> 00:48:40,250
‫زیاد بهش فکر نکن.

265
00:48:44,129 --> 00:48:45,672
‫این واقعاً خواسته‌ی قلبیته؟

266
00:48:54,097 --> 00:48:58,101
‫می‌دونی حقیقت کجاست؟

267
00:50:03,458 --> 00:50:08,422
‫نمی‌خوای... کمکم کنی؟

268
00:50:38,618 --> 00:50:40,454
‫ولی چون جعبه سرش بود،

269
00:50:40,537 --> 00:50:42,706
‫نمی‌تونستم صورتش رو ببینم،
‫و از همیشه ترسناک‌تر بود.

270
00:50:43,790 --> 00:50:45,625
‫خب، من فقط دارم بازسازیش می‌کنم.

271
00:50:45,709 --> 00:50:47,085
‫نیازی نیست بترسی.

272
00:50:50,464 --> 00:50:51,965
‫پس، درش بیار.

273
00:51:29,044 --> 00:51:30,962
‫قبلش، میشه یه چیزی بپرسم؟

274
00:51:31,463 --> 00:51:34,299
‫نه نه، وقت نداریم.

275
00:51:35,008 --> 00:51:37,803
‫نه، من خودم گفتم.

276
00:51:37,886 --> 00:51:39,471
‫آه، فهمیدم.

277
00:51:53,860 --> 00:51:55,612
‫بهم آبجو داد.

278
00:52:02,536 --> 00:52:03,662
‫ممنون.

279
00:52:09,343 --> 00:52:11,553
‫پس، اینجوری می‌خوردی؟

280
00:52:12,170 --> 00:52:14,089
‫آره، لخت.

281
00:52:15,423 --> 00:52:16,842
‫قیمتش چقدر بود؟

282
00:52:18,260 --> 00:52:19,970
‫درباره نور صحبت می‌کنم.

283
00:52:20,403 --> 00:52:21,304
‫اینجوری بود؟

284
00:52:21,388 --> 00:52:23,265
‫آه، کاملاً تاریک بود.

285
00:52:24,474 --> 00:52:25,642
‫این دروغه.

286
00:52:25,731 --> 00:52:27,567
‫چون می‌خواست دیده بشه، مگه نه؟

287
00:52:27,644 --> 00:52:28,937
‫خیلی روی این موضوع گیر کردی.

288
00:52:29,020 --> 00:52:31,398
‫درست مثل من... نمی‌تونم ببخشمش!

289
00:52:31,988 --> 00:52:34,776
‫این آزمایش به دقت نیاز داره، می‌دونی.

290
00:52:38,655 --> 00:52:41,449
‫یهو شروع کرد به خوردن این کاکتوس.

291
00:52:41,533 --> 00:52:43,118
‫اون کاکتوس نیست.

292
00:52:43,201 --> 00:52:46,413
‫یه گیاه فرفیون هست که از کنیا آوردم.

293
00:52:46,496 --> 00:52:49,166
‫اگه می‌خوای دقیق بازسازیش کنی، پس بخورش.

294
00:52:56,756 --> 00:52:58,758
‫مجبورش کردن لباس‌های مختلف بپوشه

295
00:52:58,842 --> 00:53:01,261
‫و چشم‌هاش طوری بود انگار
‫داره دنبال یه گنج می‌گرده

296
00:53:02,304 --> 00:53:04,472
‫کم کم داشت مشکوک‌تر می‌شد

297
00:53:05,473 --> 00:53:07,116
‫شاید کاکتوس داشت اثر می‌کرد

298
00:53:08,560 --> 00:53:10,562
‫ولی فرفیون همچین اثری نداره

299
00:53:10,645 --> 00:53:12,272
‫فقط یه مسهله

300
00:53:12,727 --> 00:53:16,067
‫این تنها چیزی بود که تو تحقیقاتش پیدا کرد

301
00:53:16,544 --> 00:53:17,611
‫مسهل؟

302
00:53:17,694 --> 00:53:18,862
‫آره، مسهل

303
00:53:21,406 --> 00:53:22,699
‫- مسهل؟
‫- آره

304
00:53:22,782 --> 00:53:25,744
‫هم ملین خورده، هم حتی تنقیه کرده؟!

305
00:53:26,091 --> 00:53:27,579
‫- تنقیه؟
‫- آره

306
00:53:27,662 --> 00:53:30,665
‫نمیدونم چطور از این کار خسته
‫نشد، هی تنقیه می‌کرد و هی تنقیه!

307
00:53:30,749 --> 00:53:33,835
‫و بعدش ازم میپرسید که بزرگتر شده یا نه؟!

308
00:53:33,919 --> 00:53:35,921
‫من می‌گفتم "حدود ۸۰ درصد"

309
00:53:36,004 --> 00:53:38,340
‫اونم عصبانی می‌شد و می‌گفت "امکان نداره"

310
00:53:38,423 --> 00:53:40,926
‫می‌گفت "من خودم بهتر می‌دونم"

311
00:53:41,843 --> 00:53:44,846
‫ولی صبر کن، اتاق که تاریک مطلق بود، درسته؟

312
00:53:46,724 --> 00:53:48,725
‫اون موقع ازم خواست چراغ رو روشن کنم

313
00:53:49,226 --> 00:53:50,977
‫نه نه، یه لحظه صبر کن

314
00:53:51,061 --> 00:53:53,188
‫نمی‌تونی همینطوری از جزئیات رد بشی

315
00:53:53,271 --> 00:53:56,441
‫خب، چی شد دقیقاً؟ اون چی...؟

316
00:53:56,524 --> 00:53:57,651
‫چی؟

317
00:53:59,014 --> 00:54:00,153
‫یادم نمیاد

318
00:54:01,177 --> 00:54:06,159
‫بهم گفت نزدیک‌تر بیام چون انگار
‫بوی تنم داشت تحریکش می‌کرد.

319
00:54:07,535 --> 00:54:09,579
‫این خوبه؟
‫بیشتر.

320
00:54:10,830 --> 00:54:12,332
‫اینقدر؟
‫بیشتر.

321
00:54:13,316 --> 00:54:15,069
‫بیشتر.
‫اینقدر؟

322
00:54:16,544 --> 00:54:17,671
‫کافیه.

323
00:54:18,421 --> 00:54:19,381
‫بعدش چی؟

324
00:54:19,923 --> 00:54:21,529
‫بهم گفت چهار دست و پا بشم.

325
00:54:21,969 --> 00:54:24,176
‫وقتی از پشت نگاهم کرد،
‫گفت دیگه طاقت نمیاره.

326
00:54:25,484 --> 00:54:26,678
‫واقعا این کارو کردی؟

327
00:54:28,177 --> 00:54:31,711
‫وقتی فکر کردم داره نگاهم می‌کنه،
‫حس کردم جونم داره در میاد.

328
00:54:31,994 --> 00:54:35,368
‫خون از پایین تنه‌ام جمع
‫شد و دیگه هیچی حس نکردم.

329
00:54:36,514 --> 00:54:37,993
‫حس کردم تبدیل به سنگ شدم.

330
00:54:39,004 --> 00:54:40,121
‫اون تنقیه چی؟

331
00:54:40,663 --> 00:54:42,206
‫همش می‌گفت، "بیشتر، بیشتر،"

332
00:54:42,231 --> 00:54:44,214
‫ولی آخرش، هیچ تغییری نکرد.

333
00:54:45,809 --> 00:54:48,061
‫این آزمایش دقت می‌خواد.

334
00:54:49,198 --> 00:54:50,978
‫معلومه، خودت هم امتحان می‌کنی، درسته؟

335
00:54:52,656 --> 00:54:55,882
‫باید بفهمی، درسته؟ نه فقط با حرف.

336
00:54:59,225 --> 00:55:01,172
‫فقط حرف کافی نیست!

337
00:55:11,766 --> 00:55:13,059
‫خب، الان داخلش می‌کنم.

338
00:55:20,745 --> 00:55:22,163
‫ریلکس باش.

339
00:55:25,697 --> 00:55:27,157
‫۴۰ تا دیگه.

340
00:55:27,866 --> 00:55:28,950
‫۲۰ تا...

341
00:55:29,617 --> 00:55:30,862
‫فقط یه کم دیگه.

342
00:55:32,454 --> 00:55:33,580
‫تکون نخور.

343
00:55:35,040 --> 00:55:36,166
‫بله، تموم شد.

344
00:55:38,043 --> 00:55:40,879
‫اونم همینطور می‌لرزید.

345
00:55:45,468 --> 00:55:46,968
‫واقعا می‌خوای ادامه بدی؟

346
00:55:47,557 --> 00:55:49,442
‫اگه ادامه ندی چی؟

347
00:55:49,752 --> 00:55:50,962
‫حالا باید چیکار کنیم؟

348
00:55:57,339 --> 00:55:59,456
‫البته من درست نمی‌دیدم...

349
00:55:59,481 --> 00:56:02,525
‫انگار قبلا یه سوراخ تو جعبه درست کرده بود.

350
00:56:04,158 --> 00:56:07,161
‫از اون سوراخ، مثل یه سگ
‫که بو می‌کشه، تنمو بو می‌کرد.

351
00:56:08,225 --> 00:56:09,226
‫مثل این!

352
00:56:10,313 --> 00:56:10,980
‫آره.

353
00:56:11,367 --> 00:56:13,787
‫انگار فقط نگاه کردن براش کافی نبود.

354
00:56:16,790 --> 00:56:17,832
‫بیشتر.

355
00:56:19,910 --> 00:56:21,169
‫بیشتر.

356
00:56:21,669 --> 00:56:22,879
‫بهتره.

357
00:56:22,962 --> 00:56:24,714
‫ادامه بده.

358
00:56:26,600 --> 00:56:28,676
‫همینه، ادامه بده.

359
00:56:29,192 --> 00:56:29,943
‫بیشتر.

360
00:56:30,827 --> 00:56:33,515
‫بهتره. ادامه بده.

361
00:56:48,363 --> 00:56:49,614
‫بیشتر.

362
00:58:07,817 --> 00:58:08,943
‫دکتر؟

363
00:58:21,873 --> 00:58:22,916
‫چی شده؟

364
00:58:24,250 --> 00:58:27,378
‫وقتی جعبه رو پوشیدم، مطمئن شدم

365
00:58:28,880 --> 00:58:32,759
‫مهم نگاه کردن نیست، دفترچه مهمه

366
00:58:35,762 --> 00:58:36,846
‫دفترچه...

367
00:58:39,599 --> 00:58:41,392
‫عمل نوشتنش

368
00:58:42,769 --> 00:58:45,980
‫اینه که اونو تبدیل به مرد جعبه‌ای می‌کنه

369
00:58:50,026 --> 00:58:52,278
‫آهان... پس به خاطر همینه

370
00:58:52,849 --> 00:58:55,711
‫قبل از اینکه جعبه و دفترچه رو
‫دور بندازه، باید یه کاری بکنیم.

371
00:59:26,854 --> 00:59:30,701
‫همچنان دارم به این فکر می‌کنم که چرا
‫اون توسط دکتر تحت تأثیر قرار گرفته.

372
00:59:35,530 --> 00:59:38,157
‫این جور کارها اصلاً به شخصیتش نمیخوره.

373
00:59:40,243 --> 00:59:42,662
‫اگه جعبه یه تونل بود،

374
00:59:43,454 --> 00:59:46,624
‫اون نوری میشد که از انتهای تونل میتابه.

375
00:59:48,668 --> 00:59:53,131
‫نوری که کمک میکنه مرد
‫جعبه‌ای جعبه‌ش رو کنار بذاره؟

376
00:59:59,762 --> 01:00:03,391
‫نمیخوام فقط بخندی یا عصبانی بشی.

377
01:00:04,772 --> 01:00:06,419
‫مهم اینه که

378
01:00:07,465 --> 01:00:10,273
‫این تویی که داری میخندی یا عصبانی میشی.

379
01:00:11,065 --> 01:00:13,443
‫این چیزیه که اهمیت داره.

380
01:02:11,756 --> 01:02:16,183
‫من تصمیم گرفتم که خودم بمیرم. حتی
‫اگر شواهدی مبنی بر قتل وجود داشته باشه.

381
01:03:07,451 --> 01:03:10,544
‫همه ش تقصیر بی عرضگی خودم بود.

382
01:04:08,443 --> 01:04:10,108
‫خب، آخرش تو کی هستی؟

383
01:04:13,696 --> 01:04:15,890
‫اینکه مرد جعبه‌ای کیه

384
01:04:15,915 --> 01:04:18,305
‫مسخره‌ترین سؤال دنیاست.

385
01:04:20,470 --> 01:04:21,691
‫حق با توئه

386
01:04:22,456 --> 01:04:26,279
‫ولی بین نگاه کردن و جعبه
‫پوشیدن تفاوت زیادی هست

387
01:04:28,489 --> 01:04:31,450
‫مرد جعبه‌ای که میتونه تو یه
‫شهر زندگی کنه فقط یه جعبه‌ست

388
01:04:32,034 --> 01:04:33,869
‫این قانون نانوشته‌ی شرافته

389
01:04:35,162 --> 01:04:37,623
‫تو هم باید اینو بفهمی

390
01:04:38,916 --> 01:04:40,109
‫راستش، دیروز

391
01:04:40,134 --> 01:04:42,511
‫یه جعبه پوشیدم و شب رو توش گذروندم

392
01:04:43,266 --> 01:04:45,351
‫فکر کردم منطقی به نظر میاد

393
01:04:45,423 --> 01:04:48,551
‫میفهمم چرا یکی میخواد مرد جعبه‌ای بشه

394
01:04:49,135 --> 01:04:50,845
‫آماده‌ای، درسته؟

395
01:04:50,928 --> 01:04:52,263
‫البته

396
01:04:55,912 --> 01:04:58,144
‫میشه سیگار نکشی؟

397
01:04:58,227 --> 01:04:59,729
‫برای پوستت خوب نیست

398
01:05:00,896 --> 01:05:03,316
‫نه، نه، من سیگار نمیکشم

399
01:05:06,444 --> 01:05:07,820
‫منم سیگار نمیکشم

400
01:05:09,614 --> 01:05:12,074
‫ولی مطمئنم بوی سیگار میاد

401
01:05:36,091 --> 01:05:37,411
‫اصلا مهم نیست

402
01:05:40,580 --> 01:05:42,313
‫اون مهم نیست

403
01:05:42,396 --> 01:05:43,898
‫خب تو چی؟

404
01:05:43,981 --> 01:05:46,275
‫کی رو انتخاب میکنی، من یا ایشون؟

405
01:05:48,152 --> 01:05:52,198
‫اگه دکتر یهو غیبش بزنه،
‫مریض‌ها به دردسر میفتن

406
01:05:54,764 --> 01:05:56,535
‫چه جواب زیرکانه‌ای

407
01:05:59,525 --> 01:06:01,290
‫خب، میدونی

408
01:06:01,791 --> 01:06:04,168
‫من یه راه حل مصالحه‌آمیز کوچیک دارم

409
01:06:06,938 --> 01:06:08,522
‫مهم اینه که

410
01:06:08,547 --> 01:06:12,718
‫این تویی که داری میخندی یا عصبانی میشی.

411
01:06:15,794 --> 01:06:17,982
‫به نظر میاد خیلی بهش وابسته شدی

412
01:06:20,768 --> 01:06:23,980
‫هی، چرا لباس‌هات رو
‫درنمیاری و بهش نشون نمیدی؟

413
01:06:27,274 --> 01:06:28,693
‫مشکلی نداری، نه؟

414
01:06:40,579 --> 01:06:43,207
‫مثلاً، چطوره اینجوری...

415
01:06:43,290 --> 01:06:45,251
‫نمیگم این قیمت برداشتن جعبه‌ست

416
01:06:45,334 --> 01:06:47,795
‫ولی اونو به تو واگذار میکنم

417
01:06:50,715 --> 01:06:53,092
‫میتونی از این خونه آزادانه استفاده کنی

418
01:06:53,175 --> 01:06:55,428
‫من اصلاً دخالت نمیکنم

419
01:06:55,511 --> 01:06:57,847
‫ببخشید، ببخشید، فقط یه چیز...

420
01:06:58,347 --> 01:07:00,391
‫میخوام اجازه بدی یواشکی نگاه کنم

421
01:07:00,891 --> 01:07:03,060
‫البته، تو هنوز جعبه رو میپوشی

422
01:07:03,602 --> 01:07:05,855
‫وقتی بهش عادت کنی مثل سطل آشغال میمونه، نه؟

423
01:07:12,152 --> 01:07:14,321
‫تو برده همچین آدم منحرفی هستی؟

424
01:07:16,490 --> 01:07:18,159
‫اگه دوست نداری، بیخیال شیم؟

425
01:07:20,678 --> 01:07:23,639
‫تو هم یه آدم بی‌اراده‌ای

426
01:07:24,290 --> 01:07:27,585
‫اگه میخوای عکس بگیری، بگیر

427
01:07:28,085 --> 01:07:30,921
‫نه، نه، فیلم بهتر نیست؟

428
01:07:31,005 --> 01:07:32,965
‫مستقیم بریم سراغش؟ اینطور فکر نمیکنی؟

429
01:07:33,181 --> 01:07:33,765
‫درسته؟

430
01:07:35,342 --> 01:07:37,511
‫بیا دیگه تظاهر نکنیم

431
01:07:37,595 --> 01:07:41,024
‫بدون تردید ازش لذت ببر

432
01:07:42,808 --> 01:07:46,145
‫میدونی که از دستور پیروی نمیکنه

433
01:07:46,228 --> 01:07:48,272
‫اون عملگرا و باهوشه.

434
01:07:48,355 --> 01:07:51,358
‫به همین خاطره که میتونه به طور غریزی
‫انتخاب درست رو انجام بده.

435
01:07:52,518 --> 01:07:54,450
‫دوست نداره به دیگران آسیب بزنه.

436
01:07:56,283 --> 01:07:57,531
‫یکم اشتباه میکنی.

437
01:07:57,556 --> 01:08:00,626
‫در نهایت، اگه بخوای میتونی
‫بی‌رحم‌ترین آدم باشی.

438
01:08:00,651 --> 01:08:02,528
‫تو اسیر دلبستگی نیستی.

439
01:08:06,184 --> 01:08:07,352
‫آه، یه لحظه صبر کن.

440
01:08:07,666 --> 01:08:08,542
‫هی!

441
01:08:09,293 --> 01:08:11,462
‫من برای تو درمیارم، پس خوب نگاه کن.

442
01:08:11,545 --> 01:08:13,297
‫تو یه مرد جعبه‌ای هستی، درسته؟

443
01:08:13,798 --> 01:08:15,341
‫با دقت نگاه کن.

444
01:08:17,483 --> 01:08:18,886
‫گوش کن، اصولاً،

445
01:08:18,969 --> 01:08:22,515
‫جفت‌گیری و خشونت از نظر غریزی یه چیزن.

446
01:08:22,598 --> 01:08:26,101
‫همه موجودات این حس قلمرو رو دارن که
‫غریزه تهاجمی‌شون رو تحریک میکنه.

447
01:08:26,185 --> 01:08:28,979
‫برای انسان‌ها، تقریباً به اندازه
‫دست‌های باز شده‌شونه.

448
01:08:29,063 --> 01:08:33,317
‫اگه از اون مرز رد بشی،
‫یا میشه جنگ یا جفت‌گیری.

449
01:08:33,901 --> 01:08:37,321
‫در هر صورت، به یه برخورد فیزیکی شدید
‫ختم میشه که نمیشه ازش فرار کرد.

450
01:08:37,404 --> 01:08:40,574
‫در مورد تو الان،
‫فقط نیم قدم باهاش فاصله داری.

451
01:08:41,075 --> 01:08:44,328
‫اون نیم قدم رو بردار،
‫و همه چیز همونطور میشه که میخوای.

452
01:09:00,386 --> 01:09:00,970
‫چی؟

453
01:09:01,470 --> 01:09:02,930
‫چی، چی، چی!

454
01:09:06,684 --> 01:09:08,060
‫این جوابته؟

455
01:09:09,687 --> 01:09:10,771
‫یه تله‌ست.

456
01:09:12,189 --> 01:09:13,816
‫متأسفانه مدرک دارم.

457
01:09:18,431 --> 01:09:22,856
‫فکر کردی میتونی مرد جعبه‌ای رو
‫از سر راه برداری چون مزاحم بود، نه؟

458
01:09:24,285 --> 01:09:27,204
‫این چیزیه که یه نامزد
‫مرد جعبه‌ای بهش فکر میکنه.

459
01:09:29,540 --> 01:09:34,002
‫در واقع، منم همین کار رو کردم.

460
01:09:36,463 --> 01:09:37,673
‫بدش به من!

461
01:09:38,173 --> 01:09:40,009
‫اوه، بفرما.

462
01:09:42,052 --> 01:09:46,849
‫نگاتیوها خیلی خوب قایم شدن... خیلی خوب.

463
01:09:53,528 --> 01:09:55,363
‫انگار چاره دیگه‌ای نیست.

464
01:10:01,751 --> 01:10:03,504
‫بس کن این چرت و پرت‌ها رو.

465
01:10:04,730 --> 01:10:07,369
‫از همون اول فقط دنبال غریزه‌ت برو.

466
01:10:08,621 --> 01:10:09,914
‫تو این شهر...

467
01:10:10,831 --> 01:10:12,833
‫به دو تا مرد جعبه‌ای نیاز نداریم!

468
01:10:25,217 --> 01:10:26,468
‫یوکو، جاخالی بده!

469
01:10:38,187 --> 01:10:39,109
‫لعنتی!

470
01:10:49,453 --> 01:10:52,748
‫لعنتی! یوکو جان! خشاب رو عوض کن!

471
01:10:57,294 --> 01:10:58,379
‫دکتر!

472
01:10:59,255 --> 01:11:00,381
‫آها، این یکی.

473
01:11:00,464 --> 01:11:02,591
‫لعنتی! باشه!

474
01:11:24,780 --> 01:11:25,823
‫آخ!

475
01:11:26,532 --> 01:11:27,992
‫- لعنتی!
‫- بگیر اینو!

476
01:11:33,372 --> 01:11:35,040
‫با من در نیفت!

477
01:11:36,197 --> 01:11:38,293
‫عوضی!

478
01:11:42,019 --> 01:11:44,246
‫کوفت!

479
01:11:45,134 --> 01:11:46,593
‫درد داره!

480
01:11:53,168 --> 01:11:54,685
‫فرار نکن!

481
01:11:54,768 --> 01:11:57,646
‫دروغگو! در نرو!

482
01:12:05,926 --> 01:12:06,802
‫دکتر!

483
01:12:09,324 --> 01:12:10,576
‫خب!

484
01:12:27,092 --> 01:12:28,382
‫کجا رفت؟

485
01:12:33,429 --> 01:12:35,059
‫لعنتی!

486
01:12:39,264 --> 01:12:40,481
‫چشمام!

487
01:12:54,828 --> 01:12:56,121
‫بمیر.

488
01:13:11,244 --> 01:13:14,664
‫الان داری چیکار میکنی،
‫و کجایی؟

489
01:13:18,352 --> 01:13:20,020
‫همونطور که میبینی،

490
01:13:22,773 --> 01:13:24,483
‫دارم باهات میجنگم.

491
01:13:26,455 --> 01:13:27,861
‫و من بردم.

492
01:13:30,322 --> 01:13:33,826
‫پس این دفترچه رو کی داره مینویسه؟

493
01:13:34,326 --> 01:13:36,328
‫این یه اتفاقیه که توی دفترچه نوشته شده.

494
01:13:36,829 --> 01:13:38,705
‫اگه نویسنده‌ای نداشته باشه که عجیبه.

495
01:13:42,126 --> 01:13:45,879
‫اون... منم.

496
01:13:46,797 --> 01:13:50,217
‫پس تویی که الان اینجا وایسادی کی هستی؟

497
01:13:53,846 --> 01:13:55,389
‫فهمیدم.

498
01:13:56,098 --> 01:13:58,934
‫بالاخره دارم هویت واقعیت رو میفهمم.

499
01:13:59,685 --> 01:14:03,105
‫هم تو و هم این بیمارستان رقت‌انگیز،

500
01:14:03,772 --> 01:14:08,235
‫حتی خودت، همه اینا فقط
‫یه داستان از توهمات منه.

501
01:14:08,819 --> 01:14:10,170
‫همین ثابت میکنه که من

502
01:14:10,195 --> 01:14:12,948
‫مرد جعبه‌ای واقعی هستم.

503
01:14:14,408 --> 01:14:19,037
‫یا شاید یه نفر دیگه داره مینویسدش.

504
01:14:19,580 --> 01:14:21,331
‫شاید من.

505
01:14:23,876 --> 01:14:27,421
‫این داستان منه.

506
01:14:28,127 --> 01:14:32,757
‫یا شاید یه نفر داره
‫اختراعش میکنه و مینویسدش.

507
01:14:38,599 --> 01:14:40,475
‫من مرد جعبه‌ای هستم!

508
01:14:40,559 --> 01:14:42,769
‫منم!

509
01:14:44,521 --> 01:14:45,606
‫بس کن!

510
01:15:25,437 --> 01:15:29,024
‫این کیه...؟!

511
01:15:31,985 --> 01:15:36,073
‫من کی هستم؟!

512
01:16:04,476 --> 01:16:05,644
‫اشکال نداره.

513
01:16:07,187 --> 01:16:08,313
‫لطفاً تمومش کن.

514
01:16:08,397 --> 01:16:11,525
‫من با زندگی کردن اینجا مشکلی
‫ندارم، تا وقتی که با اون شخص باشم.

515
01:16:13,694 --> 01:16:15,487
‫یه چیزی تسخیرش کرده.

516
01:16:16,989 --> 01:16:17,864
‫این بده.

517
01:16:18,365 --> 01:16:21,493
‫این داستانی نیست که بشه
‫توی یه رمان کارآگاهی گنجوند.

518
01:16:21,577 --> 01:16:23,120
‫این یه جنایت کامله.

519
01:16:23,203 --> 01:16:25,330
‫ببین، چیزی که مردم میفهمن اینه:

520
01:16:25,414 --> 01:16:28,625
‫یه دیوونه که تبدیل به مرد
‫جعبه‌ای ناشناس خارج از قانون شده

521
01:16:28,709 --> 01:16:30,756
‫تصادفاً توی دریا میفته و میمیره. همین.

522
01:16:30,781 --> 01:16:33,367
‫ولی با این حال، نیازی نیست تو کاری بکنی.

523
01:16:34,423 --> 01:16:37,551
‫اگه میخواد بمیره، بذار خودش این کارو بکنه.

524
01:16:39,261 --> 01:16:41,638
‫اون مرگ با رحمت میخواد.

525
01:16:41,663 --> 01:16:43,907
‫ولی این قبلاً توی دفترچه نوشته شده.

526
01:16:43,932 --> 01:16:46,935
‫مسئله اینه که الان، دفترچه‌اش قوی‌تره.

527
01:16:47,019 --> 01:16:49,062
‫پس باید دوباره بنویسمش.

528
01:16:49,146 --> 01:16:53,066
‫اینجوری، مرگ با رحمت به
‫عنوان یه جنایت کامل محقق میشه.

529
01:16:55,819 --> 01:16:57,654
‫اون شخص دیگه زیاد دووم نمیاره.

530
01:16:58,363 --> 01:16:59,656
‫میتونم بفهمم.

531
01:17:00,490 --> 01:17:01,950
‫بوی مرگ میاد.

532
01:17:06,830 --> 01:17:10,334
‫پس لطفاً، کار خطرناکی نکن.

533
01:17:10,834 --> 01:17:12,669
‫مشکلی نیست!

534
01:17:15,005 --> 01:17:18,216
‫میدونی، من از اون دکتر واقعی بهترم.

535
01:17:18,300 --> 01:17:20,844
‫محاله اینو به عنوان یه حادثه
‫غرق شدن جا بزنم، درسته؟

536
01:17:20,927 --> 01:17:24,264
‫علاوه بر این، ما تا حالا
‫مدارکی جمع کردیم، بین تو و من.

537
01:17:24,348 --> 01:17:27,684
‫و در آخر، مدرک بی‌گناهی مرد
‫جعبه‌ای رو هم به این اضافه میکنیم.

538
01:17:29,895 --> 01:17:31,313
‫باشه، درسته؟

539
01:17:31,396 --> 01:17:34,149
‫فقط یه فیلم استریمینگ نگاه کن، باشه؟

540
01:17:36,777 --> 01:17:38,862
‫قدم بعدی سناریو برای اعترافه.

541
01:17:38,945 --> 01:17:40,572
‫فقط... صبر کن...

542
01:17:48,538 --> 01:17:49,623
‫وایسا...

543
01:18:09,643 --> 01:18:10,477
‫خب.

544
01:18:16,525 --> 01:18:18,418
‫چیزی که الان میخوام بگم همش حقیقته.

545
01:18:18,443 --> 01:18:19,986
‫درباره جسدی که به طرز
‫عجیبی توی ساحل پیدا شده،

546
01:18:21,039 --> 01:18:24,287
‫من چند تا سوال درباره جسد
‫عجیبی که روی ساحل شسته شده دارم

547
01:18:40,799 --> 01:18:42,634
‫مدرکی پیدا شده؟

548
01:18:42,717 --> 01:18:44,302
‫هنوز چیزی پیدا نشده.

549
01:18:44,970 --> 01:18:46,346
‫بذار یه نگاهی بندازم.

550
01:19:09,619 --> 01:19:11,388
‫اخیراً، چند نفر شاهد بودن که

551
01:19:11,413 --> 01:19:14,875
‫یه بی‌خانمان با جعبه روی
‫سرش توی شهر پرسه میزده.

552
01:19:15,375 --> 01:19:17,627
‫به نظر میاد تصادفاً افتاده توی دریا.

553
01:19:18,336 --> 01:19:20,714
‫جسد خراش‌های زیادی داره

554
01:19:20,797 --> 01:19:23,216
‫و آب دریا توی ریه‌هاش پیدا شده.

555
01:19:24,009 --> 01:19:26,470
‫به جز مقوایی که دور جسد پیچیده شده بود،

556
01:19:26,546 --> 01:19:29,556
‫وسایل همراهش یه دفترچه ضخیم که به
‫نظر میاد خاطرات روزانه باشه و یه ساعت بود.

557
01:19:30,140 --> 01:19:34,060
‫کالبدشکافی نشون میده که زمان مرگ تقریباً...

558
01:19:34,686 --> 01:19:35,729
‫30 ساعت پیشه.

559
01:19:46,323 --> 01:19:49,034
‫متوفی مدت‌ها در معرض خطر خودکشی بود.

560
01:19:49,618 --> 01:19:50,535
‫خودکشی؟

561
01:19:51,119 --> 01:19:54,372
‫بله، ما توی بیمارستانمون
‫معمولاً بهش میگفتیم "دکتر نظامی".

562
01:19:56,224 --> 01:19:58,226
‫دلیلش این بود که، این شخص...

563
01:19:58,251 --> 01:20:01,730
‫بعد از بازنشستگی از نیروهای دفاع ملی،
‫مطب خصوصی سلفش رو تحویل گرفت...

564
01:20:01,755 --> 01:20:04,424
‫و توی مناطق جنگی به
‫کمک‌های پزشکی مشغول بود.

565
01:20:04,925 --> 01:20:06,424
‫اولین باری که باهاش
‫آشنا شدم توی یه اردوگاه

566
01:20:06,436 --> 01:20:08,153
‫پناهندگی تو داداب، نزدیک
‫مرز سومالی با کنیا بود...

567
01:20:08,178 --> 01:20:10,732
‫و اینجوری بود که باهاش آشنا شدم.

568
01:20:18,688 --> 01:20:19,773
‫متوجه شدم.

569
01:20:21,233 --> 01:20:25,837
‫با این حال، شما بدون مجوز به
‫عنوان پزشک جایگزین کار می‌کردید.

570
01:20:25,862 --> 01:20:27,155
‫خب، راستش...

571
01:20:28,240 --> 01:20:31,743
‫همونطور که اشاره کردید،
‫من مجوز پزشکی ندارم.

572
01:20:32,244 --> 01:20:35,413
‫در مورد این موضوع،
‫منتظر تصمیم‌گیری می‌مونم.

573
01:20:35,914 --> 01:20:40,857
‫ولی می‌خوام درباره اتفاقاتی که در
‫رابطه با دکتر نظامی افتاد صحبت کنم.

574
01:20:40,882 --> 01:20:42,203
‫بفرمایید.

575
01:20:43,713 --> 01:20:48,134
‫من با تمام وجودم به عنوان یه پرستار از دکتر
‫نظامی که حجم کاریش سنگین بود حمایت می‌کردم.

576
01:20:48,844 --> 01:20:53,306
‫ولی متأسفانه، دکتر نظامی
‫به یه بیماری عجیب مبتلا شد.

577
01:20:54,391 --> 01:20:56,351
‫در حین ارائه خدمات
‫پزشکی، مشغول تحقیق هم بود

578
01:20:56,434 --> 01:20:58,520
‫تا از یه گیاه بومی آفریقا
‫مواد دارویی استخراج کنه.

579
01:20:58,603 --> 01:21:01,064
‫توی وسواس این تحقیقات، مدام از خودش
‫به عنوان نمونه آزمایشی استفاده می‌کرد،

580
01:21:01,147 --> 01:21:04,901
‫و اینجوری بود که به این
‫بیماری عجیب مبتلا شد.

581
01:21:04,985 --> 01:21:06,736
‫این دلیل وضعیتش بود.

582
01:21:07,237 --> 01:21:10,407
‫ولی این بیماری عجیب،
‫چون یه بیماری ناشناخته بود،

583
01:21:10,490 --> 01:21:13,493
‫هیچ درمان مؤثری براش وجود نداشت،
‫و تنها گزینه باقی‌مونده تسکین درد بود.

584
01:21:13,577 --> 01:21:17,163
‫به عبارت دیگه، تنها کاری که می‌شد
‫کرد استفاده از مواد مخدر پزشکی بود.

585
01:21:18,164 --> 01:21:22,043
‫بله، واقعاً مواد دارویی
‫توی جریان خونش پیدا شد.

586
01:21:22,544 --> 01:21:23,378
‫درسته.

587
01:21:28,842 --> 01:21:31,678
‫از اون به بعد، سرنوشتمون عوض شد.

588
01:21:32,178 --> 01:21:35,015
‫نمی‌تونستم دکتر نظامی رو رها کنم،

589
01:21:35,098 --> 01:21:37,726
‫پس باهاش برگشتم کشور تا
‫به بهبود وضعیتش کمک کنم.

590
01:21:38,226 --> 01:21:41,938
‫بعد از اون، توی کلینیک خصوصی دکتر
‫نظامی که دوباره باز شده بود کار کردم،

591
01:21:42,022 --> 01:21:45,525
‫ولی متأسفانه، وضعیتش بهتر نشد؛ فقط بدتر شد.

592
01:21:45,609 --> 01:21:48,570
‫کم کم، رفتارهای عجیب و غریبش به
‫خاطر داروها بیشتر به چشم می‌اومد.

593
01:21:49,529 --> 01:21:51,615
‫پس، شما به دادن مواد مخدر ادامه دادید؟

594
01:21:52,115 --> 01:21:55,327
‫خب، می‌دونید، اگه دوستی
‫واقعی وجود داشته باشه،

595
01:21:55,410 --> 01:21:58,330
‫می‌فهمم که شک دارید چرا روی
‫درمان اعتیادش تمرکز نکردم،

596
01:21:58,413 --> 01:22:00,749
‫ولی حقیقت اینه که دارویی
‫که دکتر نظامی مصرف می‌کرد

597
01:22:00,832 --> 01:22:03,209
‫میزان اعتیادش نزدیک به صفر بود.

598
01:22:03,293 --> 01:22:08,006
‫یعنی در واقع، گرفتن دارو از دکتر نظامی

599
01:22:08,548 --> 01:22:11,426
‫چیزی جز تشویق به خودکشیش نبود.

600
01:22:12,510 --> 01:22:13,553
‫می‌فهمم.

601
01:22:15,972 --> 01:22:19,184
‫با این حال، این دلیلی برای
‫طبابت بدون مجوز شما نمیشه.

602
01:22:20,560 --> 01:22:22,103
‫درک می‌کنم.

603
01:22:24,230 --> 01:22:28,151
‫راستش، از همون اول، توی دوره کمک‌های پزشکی،

604
01:22:28,234 --> 01:22:31,780
‫دکتر نظامی مخفیانه وظایف
‫پزشکی رو به من سپرد.

605
01:22:31,863 --> 01:22:33,531
‫به خاطر بیماری عجیب و داروها بود.

606
01:22:34,032 --> 01:22:37,911
‫می‌دونید، دکتر نظامی در شرایطی
‫نبود که بتونه درمان درستی ارائه بده.

607
01:22:38,411 --> 01:22:42,832
‫ولی، خب، خوشبختانه یا متأسفانه،

608
01:22:43,416 --> 01:22:47,045
‫من مهارت پزشکی کافی داشتم
‫که از دکتر نظامی هم بهتر باشم.

609
01:22:49,464 --> 01:22:52,525
‫خب، به همین خاطر، از وقتی برگشتیم کشور،

610
01:22:52,550 --> 01:22:55,303
‫مسئولیت محافظت از دکتر
‫نظامی رو داشتم، و اینجوری بود که

611
01:22:55,387 --> 01:22:57,347
‫مجبور شدم به نقش دکتر قلابی ادامه بدم.

612
01:22:57,847 --> 01:23:00,266
‫البته می‌دونم که این توجیه خوبی نیست.

613
01:23:00,350 --> 01:23:01,309
‫ولی،

614
01:23:01,810 --> 01:23:05,605
‫برای حفظ جونش لازم بود.

615
01:23:07,232 --> 01:23:08,441
‫فهمیدم.

616
01:23:09,109 --> 01:23:12,570
‫اما در نهایت دکتر نظامی از دنیا رفت.

617
01:23:13,113 --> 01:23:14,781
‫و یه جعبه مقوایی سرش بود.

618
01:23:16,658 --> 01:23:19,661
‫متوجه پرسه زدن‌های اخیرش توی شهر نشدید؟

619
01:23:22,872 --> 01:23:24,916
‫خب، راستش،

620
01:23:25,417 --> 01:23:29,462
‫اخیراً علائم اعتیاد دکتر
‫نظامی بدتر شده بود.

621
01:23:30,130 --> 01:23:33,299
‫یه اتاق جداگانه توی کلینیک بود،

622
01:23:33,383 --> 01:23:35,415
‫و خودش رو اونجا حبس کرده بود،

623
01:23:35,440 --> 01:23:38,763
‫از زندگی روزمره ما فاصله گرفته بود.

624
01:23:39,305 --> 01:23:40,515
‫خب، بعدش،

625
01:23:41,015 --> 01:23:44,102
‫هم من و هم کارکنان سرمون شلوغ بود،

626
01:23:44,644 --> 01:23:48,815
‫پس کاملاً از همه چیز خبر نداشتیم.

627
01:23:49,816 --> 01:23:52,193
‫به نظر میاد چیزی هست که نمی‌گید.

628
01:23:52,694 --> 01:23:55,113
‫پنهان کردن چیزی به نفعتون نیست.

629
01:23:55,525 --> 01:23:58,658
‫نه... نه، نه، نه، فقط...

630
01:23:59,159 --> 01:24:01,494
‫من هرگز کسی رو که مرگ
‫رو انتخاب کرده تحقیر نمی‌کنم...

631
01:24:01,578 --> 01:24:02,954
‫لطفاً حرف بزنید.

632
01:24:08,543 --> 01:24:11,212
‫خب، راستش...

633
01:24:11,713 --> 01:24:15,008
‫دکتر نظامی منو تهدید می‌کرد.

634
01:24:16,760 --> 01:24:20,930
‫فقط به خاطر اینکه دارو می‌خواست
‫مدام به خودکشی اشاره می‌کرد.

635
01:24:21,027 --> 01:24:23,571
‫تهدید می‌کرد که کارهای پزشکی
‫غیرقانونی منو افشا می‌کنه.

636
01:24:23,641 --> 01:24:26,060
‫و بعد، فقط مسئله داروها نبود...

637
01:24:27,228 --> 01:24:30,064
‫اون از قبل هم عجیب بود،

638
01:24:30,565 --> 01:24:33,693
‫ولی شخصیت منحرفش
‫انگار از کنترل خارج شده بود.

639
01:24:34,194 --> 01:24:36,029
‫شرمنده‌ام که اینو میگم...

640
01:24:36,619 --> 01:24:39,872
‫ازم خواست که زنم رو در اختیارش بذارم.

641
01:24:39,897 --> 01:24:41,619
‫و حتی مجبورش کرد تنقیه انجام بده.

642
01:24:42,577 --> 01:24:45,205
‫نه اینکه ازش کینه به دل داشته باشم.

643
01:24:47,916 --> 01:24:50,085
‫در واقع، هیچ کینه‌ای ندارم.

644
01:24:50,174 --> 01:24:52,718
‫فقط اینکه کاملاً درمونده شدم.

645
01:24:52,796 --> 01:24:55,131
‫تازه، با جعبه این ور و اون ور می‌رفت...

646
01:24:55,632 --> 01:24:57,967
‫فکر می‌کنی می‌تونم جلوشو بگیرم؟

647
01:26:30,894 --> 01:26:33,938
‫مقدمات غرق شدن آماده شده.

648
01:26:34,439 --> 01:26:36,733
‫همونطور که خواستی.

649
01:26:39,485 --> 01:26:40,862
‫بالاخره...

650
01:26:44,574 --> 01:26:46,117
‫این چه لباسیه پوشیدی؟

651
01:26:48,161 --> 01:26:50,622
‫می‌خوای نقش بازپرس جلاد رو بازی کنی؟

652
01:26:51,789 --> 01:26:54,459
‫تو در واقع مُردی.

653
01:26:54,959 --> 01:26:57,629
‫تو هیچوقت قصد خودکشی معمولی نداشتی.

654
01:26:58,546 --> 01:27:02,300
‫کی اهمیت میده اگه کسی
‫تو رو از هستی محو کنه؟

655
01:27:02,800 --> 01:27:05,511
‫اگه مرد جعبه‌ای باشه، اون
‫بهترین گزینه برای این کاره.

656
01:27:08,056 --> 01:27:09,307
‫نه.

657
01:27:10,350 --> 01:27:12,810
‫من به عنوان مرد جعبه‌ای میمیرم.

658
01:27:13,519 --> 01:27:17,357
‫این لذت نهایی این نمایشه.

659
01:27:18,942 --> 01:27:22,111
‫اگه توسط مرد جعبه‌ای
‫کشته بشم، حتی جالب‌تر میشه.

660
01:27:25,865 --> 01:27:27,408
‫یوکو چطوره؟

661
01:27:28,571 --> 01:27:30,495
‫الان حال اونو می‌پرسی؟

662
01:27:33,206 --> 01:27:37,377
‫اون می‌خواد با من رابطه داشته باشه.

663
01:27:38,878 --> 01:27:42,131
‫باید کنجکاوی سیری‌ناپذیرش رو ارضا کنم.

664
01:27:42,779 --> 01:27:44,489
‫داری التماس زندگی می‌کنی؟

665
01:27:45,426 --> 01:27:47,804
‫زندگی و مرگ مهم نیست.

666
01:27:49,180 --> 01:27:51,766
‫مهم اینه که آیا می‌تونم
‫مست و مدهوش بشم یا نه.

667
01:27:56,461 --> 01:27:59,816
‫اشکالی نداره، من تو رو کامل می‌کشم.

668
01:27:59,899 --> 01:28:02,193
‫توی دفترچه نوشته شده.

669
01:28:04,529 --> 01:28:08,366
‫فکر می‌کردی نمی‌تونم انجامش بدم، مگه نه؟

670
01:28:10,535 --> 01:28:12,620
‫اگه نذاری بکشمت، ثابت میشه که من قلابی‌ام.

671
01:28:12,704 --> 01:28:16,249
‫تهدید کردی که به مردم
‫میگی و با ما بازی کردی.

672
01:28:16,958 --> 01:28:22,296
‫در نهایت، استفاده از مرد جعبه‌ای
‫برای خودکشی، یه جنایت کامل غیرممکنه.

673
01:28:23,266 --> 01:28:25,451
‫از همون اول، تو فقط...

674
01:28:28,886 --> 01:28:30,555
‫چقدر کسل‌کننده.

675
01:28:31,931 --> 01:28:34,183
‫همونطور که تصمیم گرفتی انجامش بده.

676
01:28:37,770 --> 01:28:40,314
‫شاهد لازم نبود.

677
01:28:41,441 --> 01:28:46,070
‫اگه تو رو بکشم و مرد جعبه‌ای
‫بشم، یه جنایت کامل میشه.

678
01:28:57,540 --> 01:28:59,709
‫همونطور که گفتی.

679
01:29:00,251 --> 01:29:02,712
‫من بالاخره واقعی میشم.

680
01:30:15,129 --> 01:30:16,213
‫دکتر.

681
01:30:19,400 --> 01:30:20,693
‫دکتر!

682
01:30:24,044 --> 01:30:25,420
‫من دکتر نیستم.

683
01:30:25,795 --> 01:30:26,921
‫پس چی هستی؟

684
01:30:27,863 --> 01:30:30,866
‫من مرد جعبه‌ای هستم. واقعیش.

685
01:30:33,302 --> 01:30:34,470
‫چرا؟

686
01:30:37,098 --> 01:30:38,558
‫تو الان آزادی.

687
01:30:40,184 --> 01:30:41,519
‫منم همینطور.

688
01:33:38,863 --> 01:33:42,617
‫تو کی هستی؟

689
01:33:45,745 --> 01:33:51,167
‫داری تو همه چیز سرک می‌کشی،
‫هان؟ این دورترین چیز از یه مرد جعبه‌ایه.

690
01:33:54,086 --> 01:33:56,881
‫تو یه مرد جعبه‌ای قلابی بودی.

691
01:34:01,636 --> 01:34:03,679
‫اگه می‌خوای واقعی بشی،

692
01:34:09,602 --> 01:34:12,772
‫چرا از اینجا دنبال جواب نمی‌گردی؟

693
01:34:17,193 --> 01:34:19,612
‫دیگه بهش نیازی ندارم.

694
01:34:22,198 --> 01:34:26,452
‫این دفترچه‌ایه که من نوشتم.

695
01:34:26,952 --> 01:34:29,997
‫یا شاید یکی دیگه نوشته.

696
01:35:50,077 --> 01:35:51,370
‫چی می‌خوای؟

697
01:35:54,373 --> 01:35:56,167
‫یه کاری مونده که باید انجام بدم.

698
01:36:22,151 --> 01:36:23,319
‫اون یارو...

699
01:36:25,279 --> 01:36:27,865
‫چیزی نوشت که بیشتر شبیه من بود تا خودم.

700
01:36:29,450 --> 01:36:31,535
‫اون مرد جعبه‌ای واقعی شد.

701
01:36:37,249 --> 01:36:40,336
‫برنمی‌گرده، دکتر؟

702
01:36:43,047 --> 01:36:44,256
‫من...

703
01:36:47,343 --> 01:36:49,512
‫نمی‌تونم واقعی بشم؟

704
01:36:52,723 --> 01:36:56,352
‫چرا این چیز کثیف رو درنمیاری؟

705
01:37:07,279 --> 01:37:09,240
‫تا کی می‌خوای ادامه بدی؟

706
01:37:11,951 --> 01:37:17,206
‫چیزی... هست که بتونی بهم قرض بدی بپوشم؟

707
01:37:18,541 --> 01:37:19,917
‫آخه لختم.

708
01:37:29,677 --> 01:37:31,714
‫واقعاً خجالت می‌کشی؟

709
01:37:53,701 --> 01:37:57,997
‫تجربه کن که چطوریه وقتی بهت نگاه می‌کنن.

710
01:38:20,394 --> 01:38:21,270
‫بیا.

711
01:38:25,149 --> 01:38:26,358
‫این چطوره؟

712
01:38:40,706 --> 01:38:41,916
‫بیا بیرون.

713
01:38:59,266 --> 01:39:02,561
‫اون واقعاً

714
01:39:04,438 --> 01:39:06,440
‫خروجی تونل بود.

715
01:40:00,661 --> 01:40:04,081
‫چیه که هنوز تموم نکردی؟

716
01:41:05,768 --> 01:41:08,270
‫خروجی... پایان مهم نیست.

717
01:41:09,396 --> 01:41:11,023
‫چرا پایان؟

718
01:41:13,984 --> 01:41:15,194
‫درسته!

719
01:41:16,945 --> 01:41:22,117
‫چی میشه اگه کل دنیا
‫رو توی یه جعبه قفل کنیم؟

720
01:41:48,101 --> 01:41:49,812
‫همه چیز از پایان شروع میشه.

721
01:41:53,440 --> 01:41:57,194
‫واقعاً، همین الان یه باد گرم وزید.

722
01:41:59,071 --> 01:42:00,823
‫چون تابستونه.

723
01:42:30,060 --> 01:42:33,272
‫این باد گرمی که از پایان شروع میشه.

724
01:42:34,773 --> 01:42:37,276
‫اگه جعبه بپوشی، شاعر میشی؟

725
01:43:16,899 --> 01:43:19,067
‫می‌خوای اینجا حبس بشی؟

726
01:43:45,052 --> 01:43:46,678
‫خیلی ساکته.

727
01:43:48,680 --> 01:43:50,057
‫حس خوبی داره.

728
01:43:54,651 --> 01:43:56,069
‫اینجا،

729
01:44:00,943 --> 01:44:02,819
‫چیزی برای دیدن یا دیده شدن نیست.

730
01:44:04,696 --> 01:44:07,866
‫تفاوت بین من و تو از بین میره؟

731
01:44:42,609 --> 01:44:44,111
‫زمان متوقف میشه.

732
01:44:46,154 --> 01:44:48,198
‫ابدیت میاد؟

733
01:44:53,704 --> 01:44:55,539
‫بوی موهات.

734
01:44:58,625 --> 01:45:01,920
‫باسن گرد و کوچولوت.

735
01:45:20,814 --> 01:45:24,568
‫جلوی ما چی هست؟

736
01:45:26,069 --> 01:45:27,404
‫نمی‌دونم.

737
01:45:50,927 --> 01:45:54,598
‫پوسته‌ای که حبس شده، پیله‌ای که سخت شده.

738
01:45:56,850 --> 01:45:59,227
‫ولی داخل اون پوسته،

739
01:46:01,354 --> 01:46:03,565
‫همه چیز ذوب میشه

740
01:46:05,859 --> 01:46:07,736
‫و یکی میشه.

741
01:46:09,988 --> 01:46:12,699
‫به شکل دیگه‌ای دوباره متولد میشه.

742
01:46:15,410 --> 01:46:17,996
‫برای پرواز، برای پروانه شدن؟

743
01:50:23,033 --> 01:50:25,118
‫من اشتباه نمی‌کنم.

744
01:50:26,536 --> 01:50:30,457
‫شاید شکست خورده باشم، ولی پشیمون نیستم.

745
01:50:33,126 --> 01:50:35,587
‫صدای بسته شدن در توسط اون

746
01:50:36,254 --> 01:50:41,051
‫پر از دلسوزی و محبت عمیق بود.

747
01:51:02,530 --> 01:51:07,369
‫اون صدا، صدای رفتنش نبود.

748
01:51:11,247 --> 01:51:15,960
‫اون به دنیای بیرون فرار نکرد،

749
01:51:16,878 --> 01:51:20,465
‫وارد دنیای عمیق‌تر داخل جعبه شد.

750
01:51:35,063 --> 01:51:36,606
‫حرف از جعبه که میشه،

751
01:51:37,524 --> 01:51:42,946
‫هر چقدر بیشتر تقلا کنی،
‫هزارتوهای بیشتری داخلش درست می‌کنی.

752
01:51:43,738 --> 01:51:46,699
‫مثل یه دنیای سیاه چاله میمونه
‫که هیچ راه خروجی نداره.

753
01:51:50,745 --> 01:51:55,208
‫اون فقط یه جایی اون تو گم شده.

754
01:56:02,538 --> 01:56:05,249
‫همینطور که به این دنیا سرک می‌کشه،

755
01:56:07,418 --> 01:56:09,837
‫این دنیا رو تو ذهنش تصور می‌کنه،

756
01:56:12,173 --> 01:56:14,050
‫این دنیا رو می‌سازه،

757
01:56:16,177 --> 01:56:18,137
‫چیزی که کنترلش می‌کنه اینه که...

758
01:56:28,856 --> 01:56:33,736
‫تو این توهم، همه آدما دروغی بودن.

759
01:56:35,029 --> 01:56:38,324
‫اونا فقط ساخته و پرداخته تخیل بودن.

760
01:56:40,618 --> 01:56:44,789
‫و مرد جعبه‌ای واقعی

761
01:56:45,289 --> 01:56:48,376
‫همیشه داشت یواشکی نگاه می‌کرد،
‫و تنهایی از همه چی لذت می‌برد،

762
01:56:49,836 --> 01:56:52,505
‫شادی و ناامیدی رو با هم حس می‌کرد.

763
01:56:57,427 --> 01:56:58,428
‫آره.

764
01:56:59,971 --> 01:57:01,764
‫مرد جعبه‌ای،

765
01:57:03,255 --> 01:57:04,757
‫یعنی،

766
01:57:09,353 --> 01:57:10,813
‫تو.

