﻿WEBVTT

00:00:03.600 --> 00:00:08.354
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:00:08.600 --> 00:00:12.354
مترجم : دانیال افشار

00:00:12.600 --> 00:00:17.354
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:00:18.080 --> 00:00:23.280
‫هایائو میازاکی تأثیر عمیقی روی دنیای
‫انیمیشن گذاشته که تا همیشه موندگاره.

00:00:25.600 --> 00:00:29.883
‫بیش از ۵۰ ساله که کارگردان
‫ژاپنی، هایائو میازاکی،

00:00:29.908 --> 00:00:32.271
‫با فیلم‌هاش دنیا رو مسحور خودش کرده.

00:00:33.320 --> 00:00:35.848
‫اون یازده تا فیلم بلند ساخته،

00:00:35.873 --> 00:00:38.360
‫دوازده فیلم کوتاه و
‫کلی مانگا هم کار کرده.

00:00:40.720 --> 00:00:45.361
‫آثارش میلیون‌ها کودک و بزرگسال
‫فیلم‌بین رو در سرتاسر دنیا جذب کرده.

00:00:52.207 --> 00:00:55.287
‫میازاکی خالقِ «شاهزاده مونونوکه»

00:00:55.880 --> 00:00:57.765
‫«شهر اشباح»

00:00:57.790 --> 00:00:59.680
‫«قلعه متحرک هاول»

00:01:01.956 --> 00:01:03.582
‫«باد برمی‌خیزد»

00:01:05.600 --> 00:01:07.720
‫و «همسایه‌ام توتورو» ست.

00:01:13.753 --> 00:01:15.786
‫کدوم انیماتور دیگه‌ای می‌تونه اینکارو بکنه؟

00:01:17.459 --> 00:01:18.970
‫هیچکس واقعاً!

00:01:18.995 --> 00:01:21.325
‫فقط میازاکی توانایی‌ش رو داره.

00:01:22.024 --> 00:01:24.984
‫تقریباً هر فریمی از فیلم‌های
‫میازاکی رو که به یاد میارم،

00:01:25.040 --> 00:01:28.340
‫یه جور جنب و جوش پرشور

00:01:28.365 --> 00:01:30.400
‫و سرزندگی توی خودش داره.

00:01:33.876 --> 00:01:36.070
‫به‌نظرم واسه همینه که می‌تونه

00:01:36.095 --> 00:01:37.920
‫چنین آثار خارق‌العاده‌ای رو خلق کنه.

00:01:38.086 --> 00:01:41.600
‫این شاهکارها باعث شدند که
‫اون شهرت بین‌المللی کسب کنه.

00:01:41.640 --> 00:01:45.175
‫خیلی‌ها براش احترام زیادی قائلن.

00:01:45.200 --> 00:01:48.360
‫هم موفقه و هم مسحورکننده.

00:01:48.400 --> 00:01:51.720
‫و به خاطر همین‌ها،
‫معتبرترین جوایز سینمایی رو دریافت کرده.

00:01:51.745 --> 00:01:55.080
‫«شهر اشباح»، ساخته‌ی هایائو میازاکی.

00:01:56.137 --> 00:01:58.737
‫شخصیت‌هایی که خلق کرده،
‫تبدیل به شخصیت‌هایی کالت شده‌اند.

00:01:59.488 --> 00:02:01.705
‫فکر می‌کنم توتورو در جهان محبوبه.

00:02:01.738 --> 00:02:05.458
‫اونم به‌واسطه‌ی قدرت طراحی‌های میازاکی.

00:02:06.892 --> 00:02:08.175
‫زنده‌اند، تاثیرگذارند.

00:02:10.240 --> 00:02:15.000
‫میازاکی یکی از مؤسسان استودیو
‫انیمیشن‌سازی «جیبلی» هم هست...

00:02:17.760 --> 00:02:20.280
‫که تولیداتش اول دل
‫طرفداران ژاپنی‌ رو برد...

00:02:21.640 --> 00:02:23.960
‫و بعد کم‌کم توی تمام دنیا پخش شد.

00:02:25.120 --> 00:02:29.440
‫تو این فیلم‌ها احترام زیادی به
‫طبیعت و همه‌ی چیزها دیده می‌شه،

00:02:29.480 --> 00:02:31.920
‫و خب، واقعاً فیلم‌های زیبایی‌اند.

00:02:32.000 --> 00:02:34.440
‫این فیلم‌هایی که حالا دیگه جزو
‫کلاسیک‌های سینما محسوب میشن،

00:02:34.480 --> 00:02:36.680
‫توسط هنرمندی ساخته
‫شدند که زندگی و کارش

00:02:36.720 --> 00:02:39.123
‫از میانِ توفان‌های قرن بیستم رد شده.

00:02:41.234 --> 00:02:44.550
‫همسرم میگه من مرد خیلی خوش‌شانسی هستم.

00:02:47.161 --> 00:02:51.137
‫خوش‌شانسم چون تونستم
‫بخشی از آخرین دوره‌ای باشم

00:02:51.162 --> 00:02:53.921
‫که هنوز میشد فیلم‌ها رو

00:02:53.946 --> 00:02:56.271
‫با مداد و کاغذ ساخت.

00:02:58.286 --> 00:03:00.469
‫و از این بابت هم خوش‌شانسم

00:03:00.494 --> 00:03:03.706
‫که کشورم در طول این پنجاه
‫سالی که من کار فیلمسازی می‌کنم

00:03:03.731 --> 00:03:06.092
‫درگیر هیچ جنگی نبوده.

00:03:07.539 --> 00:03:11.499
‫آگاهی از جهان، عمیقاً
‫در میازاکی ریشه داره...

00:03:12.499 --> 00:03:14.659
‫اونقدر که نمی‌تونه خودش رو ازش جدا کنه.

00:03:15.600 --> 00:03:18.240
‫چون فیلم‌هاش در واقع
‫قصه‌ی بشریتی رو میگه...

00:03:19.079 --> 00:03:21.720
‫که همیشه درگیر جنگ و میل به سلطه بوده،

00:03:22.560 --> 00:03:24.920
‫و در کشاکش با مصرف‌گرایی
‫افسارگسیخته‌ست

00:03:26.120 --> 00:03:28.345
‫و در معرض طبیعتی غیر قابل کنترله.

00:03:30.536 --> 00:03:32.936
‫بشریتی که برای نسل‌های بعدی،

00:03:32.960 --> 00:03:36.000
‫چشم‌اندازی ویران‌شده از
‫بحران اقلیمی به‌ جا می‌ذاره.

00:03:38.800 --> 00:03:43.040
‫بشریتی که انگار نفرین‌شده‌ست و
‫از نظر میازاکی دیگه راه نجاتی نداره.

00:03:43.065 --> 00:03:47.440
‫ما همه عضوی از یه شبکه‌ی
‫عظیم و پیچیده‌ی ارتباطات طبیعی‌ایم،

00:03:47.480 --> 00:03:50.080
‫و اگه اینو جدی نگیریم
‫و بهش توجه نکنیم...

00:03:54.680 --> 00:03:56.600
‫اونوقت دیگه تو بد دردسری می‌افتیم.

00:03:58.273 --> 00:04:00.389
‫قرن 21م دورانی پر از بی‌ثباتیه،

00:04:00.414 --> 00:04:02.706
‫آینده‌مون خیلی روشن نیست.

00:04:04.783 --> 00:04:09.199
‫تاریخ همیشه خودش را با
‫یه سری تغییرات تکرار کرده.

00:04:13.450 --> 00:04:17.199
‫انسان‌ها دائم یک سری
‫اشتباهات رو تکرار کردند

00:04:17.224 --> 00:04:19.966
‫تا اینکه دیگه ابعادش جهانی شده.

00:04:24.200 --> 00:04:27.240
‫میازاکی همیشه درگیر این
‫کشمکش عمیقِ درونی بوده

00:04:27.280 --> 00:04:29.440
‫بین تاریکی و روشنایی.

00:04:30.223 --> 00:04:34.003
‫نیرویی محرک برای یک میل
‫خلاقه‌ی همیشگی و تازه‌شونده.

00:04:36.520 --> 00:04:38.920
‫از طریق هنر
‫شگفت‌انگیز انیمیشن...

00:04:40.080 --> 00:04:43.211
‫رویاهاش، که از پیوند با
‫دنیای طبیعت ساخته شده بودند،

00:04:43.236 --> 00:04:45.265
‫جان گرفتند.

00:04:45.305 --> 00:04:48.080
‫تبدیل شدند به منبعی
‫بی‌پایان از شادی و امید.

00:04:55.178 --> 00:04:58.703
‫این پادزهر جادویی باعث میشه
‫بتونه بر تاریکی‌هاش غلبه کنه

00:04:58.728 --> 00:05:01.400
‫و باعث میشه بتونه با زندگی آشتی کنه.

00:05:03.263 --> 00:05:08.055
‫آثاری که در عین حال، رابطه‌ی ما با
‫موجودات زنده رو به چالش می‌کشن.

00:05:08.080 --> 00:05:11.080
‫باید بفهمیم چطور می‌خوایم
‫از این سیاره مراقبت کنیم،

00:05:11.120 --> 00:05:16.160
‫و فکر می‌کنم تماشای یه فیلم از میازاکی
‫می‌تونه کمک‌مون کنه که اینو بفهمیم.

00:05:16.185 --> 00:05:18.580
‫میازاکی یک چنین استعدادی رو داره.

00:05:20.215 --> 00:05:22.855
‫اون داره می‌گه: نمی‌تونی جا بزنی.

00:05:22.880 --> 00:05:24.640
‫نمی‌تونی کنار بکشی.

00:05:24.665 --> 00:05:27.465
‫نباید فراموش کنیم

00:05:27.490 --> 00:05:30.940
‫که توسط طبیعته که انسان‌ها دارن

00:05:30.965 --> 00:05:34.478
‫به زنده‌بودن‌شون ادامه میدن.

00:05:43.105 --> 00:05:47.969
‫<i>میازاکی
‫روح طبیعت</i>

00:05:53.230 --> 00:05:57.230
‫در ساختمونی در حومه‌ی توکیو که
‫استودیوی جیبلی رو تو خودش جا داده،

00:05:57.255 --> 00:06:00.415
‫میازاکی پشت میز کوچیکش
‫بدون خستگی طراحی می‌کنه،

00:06:00.440 --> 00:06:03.360
‫با سرعتی معادل چند ثانیه انیمیشن در روز.

00:06:07.652 --> 00:06:09.640
‫از خاطرات خودش الهام می‌گیره،

00:06:09.665 --> 00:06:11.983
‫یعنی همون ماده‌ی خامی
‫که دستش رو هدایت می‌کنه.

00:06:13.479 --> 00:06:16.069
‫می‌ره سراغ رویاها و فانتزی‌هاش،

00:06:16.094 --> 00:06:18.383
‫کابوس‌ها و آسیب‌های روحی‌اش.

00:06:20.800 --> 00:06:25.262
‫یک منبع شخصیِ عمیق که از
‫کودکی در وجودش ریشه داره.

00:06:29.200 --> 00:06:32.758
‫هیائو میازاکی سال
‫۱۹۴۱ در ژاپن به دنیا اومد.

00:06:33.480 --> 00:06:37.400
‫اولین خاطراتش تا همیشه مربوط
‫میشن به اون بمباران‌های بی‌امان.

00:07:14.400 --> 00:07:16.760
‫۱۲ جولای ۱۹۴۵.

00:07:17.880 --> 00:07:19.920
‫وقتی چهار سالم بود،

00:07:19.945 --> 00:07:22.625
‫یه حمله‌ی هوایی شبانه به
‫اوتسونومیا رو تجربه کردم.

00:07:25.640 --> 00:07:27.920
‫آسمون به روشنی آسمون روز بود.

00:07:31.223 --> 00:07:34.063
‫واقعا خونه‌ی ما بود که
‫الان سوخت و نابود شد؟

00:07:36.080 --> 00:07:38.360
‫اساساً تا اواخر جنگ،

00:07:38.400 --> 00:07:41.640
‫تقریباً همه‌ی شهرهای
‫بزرگ ژاپن، به جز کیوتو،

00:07:41.680 --> 00:07:43.960
‫شدیداً بمب‌بارون شده بودن.

00:07:44.015 --> 00:07:45.975
‫یعنی واقعاً ویرون شده بودن.

00:07:46.000 --> 00:07:51.975
‫چهار سالش بود که بدترین
‫بمب‌بارون‌ها اتفاق افتادن،

00:07:52.000 --> 00:07:54.360
‫و خونواده‌ش از توکیو به
‫حومه نقل مکان کرده بودن.

00:07:54.400 --> 00:07:58.320
‫ولی بعد بمب‌بارون‌ها به همون
‫شهر کوچیک، اوتسونومیا، هم رسیدن.

00:07:58.345 --> 00:08:02.135
‫اونا تونستن به معنای واقعی
‫کلمه از دل شعله‌ها فرار کنن.

00:08:02.160 --> 00:08:05.280
‫می‌گه یادشه که خیابونشون
‫داشته تو آتیش می‌سوخته.

00:08:17.400 --> 00:08:21.440
‫چند هفته بعد از بمباران خونه‌ی
‫خانواده‌ی میازاکی در اوتسونومیا،

00:08:21.480 --> 00:08:24.495
‫ایالات متحده دو بمب اتمی روی ژاپن انداخت...

00:08:25.480 --> 00:08:28.480
‫و باعث مرگ نزدیک به ۲۵۰ هزار نفر شد،

00:08:28.505 --> 00:08:31.825
‫و توانایی جدید و وحشتناک بشر رو نشون داد

00:08:31.880 --> 00:08:34.472
‫که می‌تونه منجر به نابودی کامل بشه.

00:08:57.440 --> 00:08:59.920
‫میازاکی تو کشوری ویران‌شده بزرگ شد.

00:09:00.920 --> 00:09:04.655
‫این باعث شد هم از ژاپنی‌ها و ارتش‌شون،

00:09:04.680 --> 00:09:07.200
‫که مقصر این وضعیت بودن متنفر بشه،

00:09:07.240 --> 00:09:10.800
‫ولی به‌شدت هم جذب
‫ماشین‌های جنگی بشه،

00:09:10.825 --> 00:09:13.000
‫از جمله بمب‌افکن زیرو،

00:09:13.040 --> 00:09:16.440
‫هواپیمای نظامی‌ای که ارتباط
‫نزدیکی با تاریخ خانوادگیش داشت.

00:09:17.480 --> 00:09:20.695
‫پدر و عموی میازاکی صاحب یه کارخونه بودن

00:09:20.720 --> 00:09:24.520
‫که قطعات هواپیمای
‫میتسوبیشی زیرو رو می‌ساخت.

00:09:24.560 --> 00:09:26.680
‫این هواپیماها واقعاً فوق‌العاده بودن.

00:09:26.720 --> 00:09:29.071
‫ماشین‌هایی بودن که با دقت
‫عجیبی ساخته شده بودن،

00:09:29.096 --> 00:09:32.640
‫ولی همونطور که ژاپن داشت توی جنگ شکست
‫می‌خورد، اینا هم تبدیل شدن به نوعی تابوت،

00:09:32.680 --> 00:09:37.231
‫چون با همین هواپیماها بود که
‫عملیات کامیکازه انجام می‌دادن.

00:09:41.577 --> 00:09:46.035
‫برای همین میازاکی نسبت به خونواده‌ی
‫خودش یک حس عذاب وجدان عمیق داره،

00:09:46.060 --> 00:09:49.845
‫چون از یک ماشین
‫جنگی پول در می‌آوردن،

00:09:49.870 --> 00:09:52.000
‫اونم یک ماشین جنگی خیلی وحشتناک.

00:09:52.320 --> 00:09:56.295
‫ولی درعین‌حال زیبایی و نبوغ طراحی

00:09:56.320 --> 00:09:59.200
‫هواپیماهای زیروی
‫میتسوبیشی رو هم تحسین می‌کنه.

00:09:59.225 --> 00:10:03.600
‫واقعاً هواپیماهای فوق‌العاده‌ای
‫بودن، واسه همین...

00:10:03.640 --> 00:10:08.000
‫میازاکی همیشه خواهان اینه که از
‫زوایای مختلف به مسائل نگاه کنه.

00:10:08.025 --> 00:10:12.025
‫براش هیچ‌چیز صرفاً سیاه یا
‫سفید نیست، اون پیچیده‌ست.

00:10:18.880 --> 00:10:22.880
‫سال‌های نوجوانی میازاکی با یک
‫ضربه‌ی روحی دیگه هم همراه بود،

00:10:22.920 --> 00:10:25.055
‫بیماری مادرش.

00:10:25.080 --> 00:10:29.200
‫اون به عفونت نخاعی‌ای دچار
‫شد که عاملش باکتری سل بود.

00:10:30.778 --> 00:10:34.280
‫میازاکی به‌مدت نه سال با
‫پدر و برادرش زندگی کرد،

00:10:34.320 --> 00:10:37.840
‫و مدام این ترس باهاش بود که مادرش،
‫که معمولاً در بیمارستان بستری بود،

00:10:37.880 --> 00:10:40.405
‫قربانی این بیماری وحشتناک بشه.

00:10:47.885 --> 00:10:50.735
‫می، حال مامان خیلی خوب نیست.

00:10:51.118 --> 00:10:53.468
‫شنبه نمی‌تونه بیاد.

00:10:54.068 --> 00:10:55.435
‫نه!

00:10:56.501 --> 00:10:59.985
‫کاری از دست ما بر نمیاد،
‫خودش باید خیلی مواظب باشه.

00:11:00.141 --> 00:11:01.308
‫نه!

00:11:02.942 --> 00:11:05.292
‫زود میاد خونه.

00:11:05.317 --> 00:11:06.726
‫نه!

00:11:08.018 --> 00:11:10.218
‫مامان اگه الان از خونه
‫بره بیرون ممکنه بمیره!

00:11:10.243 --> 00:11:12.160
‫نه!

00:11:12.450 --> 00:11:13.636
‫احمق!

00:11:13.678 --> 00:11:14.753
‫خسته‌ام کردی!

00:11:23.805 --> 00:11:30.522
‫کودکی‌تون چطور روی کارتون تاثیر گذاشت؟

00:11:33.475 --> 00:11:38.609
‫در کودکی خیلی در ابراز کردن خودم خوب نبودم.

00:11:38.634 --> 00:11:41.370
‫نسبت به کودکی‌ام خیلی افسوس می‌خورم.

00:11:41.395 --> 00:11:44.345
‫نمی‌دونستم چی باید بگم.

00:11:44.370 --> 00:11:46.855
‫خیلی پیش‌قدم نمی‌شدم.

00:11:47.599 --> 00:11:50.133
‫شاید شخصیتم این شکلیه.

00:11:50.158 --> 00:11:55.124
‫شاید نمی‌تونستم از
‫کودکی‌ام نهایت لذت رو ببرم.

00:11:56.851 --> 00:11:59.501
‫فکر می‌کنم اینجوری باشه.

00:12:12.920 --> 00:12:14.880
‫"وقتی به سن نوجوانی رسیدم،

00:12:14.905 --> 00:12:18.520
‫فهمیدم که نباید راضی به این
‫باشم که فقط یک پسر خوب باشم...

00:12:19.440 --> 00:12:22.480
‫بلکه باید با چشم‌های
‫خودم به چیزها نگاه کنم.

00:12:22.520 --> 00:12:25.722
‫این باعث شد پشت کنم به
‫اون معصومیت دوران کودکی‌ام،

00:12:26.600 --> 00:12:30.840
‫و ترکیب شد با دوره‌ی تاریکی از
‫درس خواندن برای آزمون ورودی،

00:12:30.880 --> 00:12:34.230
‫شروع کردم به کشیدن
‫مانگاهایی تاریخی و نیهیلیستی."

00:12:36.343 --> 00:12:38.303
‫"همون موقع بود که یک انیمیشن دیدم،

00:12:38.360 --> 00:12:40.975
‫افسونگر مار سفید.

00:12:41.000 --> 00:12:44.000
‫انگار پرده از جلوی چشم‌هام کنار رفت."

00:12:59.890 --> 00:13:04.948
‫میازاکی بعد از تماشای «افسونگر مار
‫سفید» تصمیم گرفت انیمیشن کار کنه.

00:13:04.973 --> 00:13:09.405
‫اولین کارِ استودیوی «توئی انیمیشن»
‫بود در سال 1958.

00:13:09.430 --> 00:13:13.686
‫اکتبر اکران شد، وقتی که
‫اون سال آخر دبیرستان بود.

00:13:13.711 --> 00:13:17.201
‫رفت سینما تا از فشار امتحان‌ها فرار کنه.

00:13:17.226 --> 00:13:20.555
‫و روی پرده با ماری مواجه شد

00:13:20.580 --> 00:13:23.022
‫که تبدیل میشد به یک زنِ جوان جنگجو.

00:13:25.320 --> 00:13:31.535
‫یک قصه‌ی کهن چینیه که روایت
‫دلدادگی یک مار به یک پسر جوونه.

00:13:31.560 --> 00:13:35.040
‫و بعدتر تبدیل به انسان می‌شه
‫تا بتونه این عشق رو زندگی کنه.

00:13:40.815 --> 00:13:45.232
‫و میازاکی عاشقِ این قهرمانِ زن شد.

00:13:49.000 --> 00:13:52.255
‫میازاکی در هفده‌سالگی
‫به کشف و شهودی رسید.

00:13:52.280 --> 00:13:55.457
‫علاقه‌ا‌ش به مانگا حالا با
‫علاقه‌ی دیگه هم همراه شده بود:

00:13:55.482 --> 00:13:57.120
‫علاقه به فیلم‌های انیمیشنی.

00:13:57.160 --> 00:14:01.280
‫یک هنر جادویی که می‌تونست
‫خشمِ نیروهای طبیعت رو نشون بده،

00:14:01.336 --> 00:14:04.056
‫و همین‌طور لطافت احساسات انسانی رو.

00:14:04.880 --> 00:14:07.360
‫هنری که می‌تونست باعث حیرت بشه،

00:14:07.400 --> 00:14:11.000
‫و یاسی که هنوز در اعماق
‫دلش وجود داشت رو دور کنه.

00:14:14.920 --> 00:14:17.480
‫"طی ۱۵ سال بعدش...

00:14:18.320 --> 00:14:21.360
‫کل کارم حول یک هدف می‌چرخید...

00:14:22.503 --> 00:14:26.903
‫تماشای انیمیشن‌های خوب
‫و پیشی گرفتن از اون‌ها."

00:14:43.896 --> 00:14:46.120
‫توکیو، چهارده سال بعد.

00:14:46.160 --> 00:14:49.400
‫دو پاندای غول‌پیکر، کنگ‌کنگ و لنگ‌لنگ،

00:14:49.440 --> 00:14:51.800
‫تازه از چین رسیده بودن

00:14:51.840 --> 00:14:55.400
‫به‌عنوان نشونه‌ای از آشتی
‫و دوستی بین دو کشور،

00:14:55.440 --> 00:14:59.200
‫بعد از فجایع بزرگی که ژاپن
‫توی جنگ به بار آورده بود.

00:15:07.000 --> 00:15:10.080
‫این تبِ پاندا، باعث
‫شد که دو جوون:

00:15:10.120 --> 00:15:12.473
‫انیماتور هایائو میازاکی،

00:15:12.498 --> 00:15:14.760
‫و کارگردان ایسائو تاکاهاتا،

00:15:14.800 --> 00:15:16.880
‫تصمیم بگیرن با هم یه فیلم انیمیشن بسازن.

00:15:16.905 --> 00:15:20.284
‫ببخشید مزاحم‌تون شدم،
‫چه خونه‌ی قشنگی دارین.

00:15:20.309 --> 00:15:21.789
‫ها؟

00:15:22.451 --> 00:15:27.351
‫پسرم پانی پیش شماست؟

00:15:28.340 --> 00:15:29.924
‫ای‌وای، اینجاست که!

00:15:30.617 --> 00:15:33.683
‫پس شما بابای پاندا کوچولوئین!
‫بفرمائین تو.

00:15:34.615 --> 00:15:36.482
‫نوشیدنی میل دارین؟

00:15:36.507 --> 00:15:39.177
‫بخاطر من از کارتون عقب نمونین.

00:15:41.440 --> 00:15:44.255
‫وقتی «پاندا! برو، پاندا!» اکران شد،

00:15:44.280 --> 00:15:46.280
‫میازاکی پدر دو بچه بود.

00:15:47.680 --> 00:15:51.440
‫گورو، پسر بزرگ‌ترش که حالا خودش
‫کارگردانه، اون موقع پنج سال داشت.

00:15:54.086 --> 00:15:59.319
‫«پاندا! برو، پاندا!» فیلمیه که هرچی
‫یه بچه بخواد رو توی خودش داره.

00:15:59.344 --> 00:16:02.720
‫پریدن روی میز شام،
‫رفتار بد داشتن سر میز،

00:16:02.745 --> 00:16:06.684
‫آنچه در خونه تحمیل میشه،
‫در فیلم نادیده گرفته میشه.

00:16:06.709 --> 00:16:09.334
‫همه‌چیز مجازه.

00:16:09.376 --> 00:16:12.687
‫حتی با قایق میرن به شهر،
‫که واسه بچه‌ها خیلی باحاله.

00:16:13.640 --> 00:16:15.457
‫از لحاظ مسئولیت خلاقه

00:16:15.482 --> 00:16:18.473
‫«پاندا! برو، پاندا!» اولین فیلمیه
‫که میازاکی توش نقش مهمی داره.

00:16:21.840 --> 00:16:25.120
‫این فیلمیه که از همون اول
‫بچه‌ها رو تشویق می‌کنه به آزادی،

00:16:25.145 --> 00:16:27.985
‫استقلال و کشف دنیای اطرافشون.

00:16:28.252 --> 00:16:30.835
‫همه‌جا پرِ آبه!

00:16:39.320 --> 00:16:44.583
‫«پاندا! برو، پاندا!» یکی از اولین
‫همکاری‌های میازاکی و تاکاهاتا بود

00:16:44.608 --> 00:16:48.952
‫که ده سال قبل‌تر در اتحادیه‌ی کارگری
‫استودیوی انیمیشن توئی همدیگه رو دیده بودن.

00:16:50.000 --> 00:16:52.960
‫در اونجا تاکاهاتا که از میازاکی
‫بزرگ‌تر بود، نائب‌رئیس اتحادیه

00:16:53.000 --> 00:16:55.600
‫و میازاکی دبیر بود.

00:16:57.937 --> 00:17:00.670
‫«توئی انیمیشن» در اصل جایی بود

00:17:00.695 --> 00:17:04.962
‫که بهترین انیماتورهای ژاپن توش جمع بودن،
‫میازاکی تنها نبود.

00:17:04.987 --> 00:17:09.718
‫هایائو میازاکی در دپارتمان
‫انیمیشن کار می‌کرد،

00:17:09.743 --> 00:17:15.751
‫ولی ایسائو تاکاهاتا در دپارتمان
‫کارگردانی حضور داشت.

00:17:15.776 --> 00:17:18.832
‫اتحادیه عملاً یه جمع
‫برای بحث و تبادل نظر بود

00:17:18.857 --> 00:17:20.850
‫برای بهبود شرایط کار.

00:17:20.875 --> 00:17:24.539
‫البته که بحث و جدل‌هایی در
‫مورد افزایش حقوق هم بود،

00:17:24.564 --> 00:17:29.966
‫جنبش‌هایی بود برای احقاق
‫مزایای دوران بارداری و زایمان

00:17:29.991 --> 00:17:34.773
‫و اونا مخالف پهلوگیری
‫زیردریایی‌های هسته‌ای در بنادر بودن.

00:17:34.974 --> 00:17:39.480
‫میازاکی و تاکاهاتا، از جوان‌های
‫مبارز دهه‌ی شصت بودن،

00:17:39.520 --> 00:17:43.320
‫که تصمیمات نسل قبل، که باعث
‫جنگ شده بودن رو زیر سؤال می‌بردن،

00:17:43.345 --> 00:17:47.600
‫و رویای دنیای دیگه‌ای رو در سر داشتن،
‫با ارزش‌های مارکسیستی و صلح‌طلبانه.

00:17:48.400 --> 00:17:52.535
‫اوایل، میازاکی واقعاً
‫تاکاهاتا رو می‌پرستید.

00:17:52.560 --> 00:17:55.840
‫تاکاهاتا سنش بیشتر بود،
‫براش حکم یه استاد رو داشت.

00:17:55.880 --> 00:18:00.408
‫میازاکی مدت‌ها تنها مخاطبش
‫رو تاکاهاتا می‌دونست...

00:18:00.433 --> 00:18:02.541
‫توی ذهنِ خودش.

00:18:02.566 --> 00:18:05.400
‫همیشه به این فکر می‌کرد که
‫نظر تاکاهاتا در مورد کارهاش چیه.

00:18:05.440 --> 00:18:08.520
‫این باعث یه جور رقابت
‫سالم بینشون شده بود،

00:18:08.560 --> 00:18:10.480
‫یه رقابت سازنده.

00:18:10.520 --> 00:18:13.480
‫واقعیت اینه که بدون تاکاهاتا،
‫میازاکی‌ای هم در کار نبود.

00:18:15.400 --> 00:18:17.640
‫رابطه‌شون بر پایه‌ی
‫الگوبرداری و تأثیر متقابل،

00:18:17.680 --> 00:18:20.040
‫رقابت و یک دوستی محکم بود،

00:18:20.080 --> 00:18:24.144
‫که در نهایت باعث شد هر دو تبدیل
‫بشن به بزرگ‌ترین استادهای انیمیشن ژاپن.

00:18:28.200 --> 00:18:32.537
‫میازاکی نزدیک ده سال به‌عنوان انیماتور
‫توی سریال‌های تلویزیونی کار می‌کرد.

00:18:35.200 --> 00:18:38.040
‫بعد کم‌کم تونست از زیر
‫سایه‌ی تاکاهاتا بیرون بیاد.

00:18:39.400 --> 00:18:42.200
‫اولین پروژه‌ی کارگردانی فیلم بلندش رو گرفت

00:18:42.240 --> 00:18:45.600
‫تا یک مانگای موفق رو به
‫به یک فیلم سینمایی تبدیل کنه.

00:18:46.880 --> 00:18:49.160
‫«قلعه‌ی کاگلیوسترو»

00:19:01.869 --> 00:19:04.819
‫میازاکی امروز دیگه کاملاً شناخته شده‌ست

00:19:04.844 --> 00:19:09.558
‫و همه احتمالاً با فیلم «قلعه‌ی
‫کاگلیوسترو» آشنا هستن،

00:19:09.600 --> 00:19:13.152
‫فیلمیه که امروزه طرفدرها رو سرِ کیف میاره.

00:19:13.392 --> 00:19:19.414
‫همه میگن این فیلم جزو
‫شاهکارهای میازاکی محسوب میشه.

00:19:21.040 --> 00:19:23.920
‫این فیلم نشون داد که میازاکی
‫یک اعجوبه واقعی توی انیمیشنه،

00:19:23.960 --> 00:19:27.320
‫توانمند در خلق صحنه‌های
‫اکشن‌ نفس‌گیر و هم‌زمان هزل‌آمیز

00:19:27.360 --> 00:19:29.720
‫چیزی که تا اون موقع هیچ‌کس
‫به اون شکل نساخته بود.

00:19:33.123 --> 00:19:35.290
‫سفت بچسب!

00:19:37.290 --> 00:19:41.256
‫حقیقت اینه که وقتی فیلم اکران شد...

00:19:41.281 --> 00:19:43.689
‫هیچکس ندیدش.

00:19:44.365 --> 00:19:49.248
‫فیلمه چند میلیون ین ضرر داده بود.

00:19:49.560 --> 00:19:56.941
‫این باعث شد برچست
‫فیلمسازی بهش بخوره که...

00:19:57.879 --> 00:20:00.554
‫نمی‌تونه فیلمِ موفق بسازه.

00:20:01.925 --> 00:20:04.258
‫تو این کار شانس دومی داده نمیشه.

00:20:19.000 --> 00:20:21.400
‫بعد از شکست‌اش در عرصه‌ی سینما،

00:20:21.440 --> 00:20:23.560
‫میازاکی دوباره به تلویزیون برگشت.

00:20:23.600 --> 00:20:25.920
‫و حتی قبول کرد که بره لس‌آنجلس

00:20:25.960 --> 00:20:28.345
‫تا یه بار دیگه به‌عنوان
‫کارگردان انیمیشن کار کنه.

00:20:29.880 --> 00:20:33.080
‫این پروژه یه همکاری
‫مشترک ژاپنی-آمریکایی بود،

00:20:33.120 --> 00:20:36.800
‫با حضور بهترین انیماتورهای
‫دیزنی و یه تیم کامل از ژاپن،

00:20:36.840 --> 00:20:40.640
‫از جمله ایسائو تاکاهاتا
‫و هایائو میازاکی.

00:20:40.680 --> 00:20:44.240
‫پروژه اقتباسی بود از کمیک
‫معروف یعنی «نیمو کوچولو».

00:20:45.680 --> 00:20:49.480
‫مشکل این بود که از همون روز
‫اول، همکاری به مشکل خورد.

00:20:49.520 --> 00:20:51.800
‫پیشنهادهای میازاکی رد می‌شد

00:20:51.840 --> 00:20:54.760
‫و اون نمی‌تونست
‫ایده‌هاش رو مطرح کنه.

00:21:01.720 --> 00:21:05.080
‫هر شب، تنها و دور از خونه،

00:21:05.120 --> 00:21:08.000
‫میازاکی به کار روی پروژه‌های
‫شخصی‌اش ادامه می‌داد.

00:21:09.160 --> 00:21:12.000
‫تو همین دوره بود که شروع
‫کرد به کشیدن طرح‌هایی که

00:21:12.040 --> 00:21:14.720
‫نشون‌دهنده‌ی عمیق‌ترین
‫آرزوها و رؤیاهاش بودن،

00:21:14.760 --> 00:21:16.760
‫رؤیاهایی که از دوران
‫کودکی همراهش بودن.

00:21:21.640 --> 00:21:25.360
‫داستان‌هایی درباره‌ی پیوند
‫جهان طبیعت و انسانیت.

00:21:25.400 --> 00:21:27.622
‫که هیچ سرمایه‌گذاری حاضر
‫نبود روی اون‌ها پول بذاره.

00:21:36.849 --> 00:21:40.520
‫میازاکی چهل ساله‌ست و به نظر
‫میاد حیات کاری‌اش بعنوان یک کارگردان،

00:21:40.560 --> 00:21:44.000
‫که تازه شروع شده بود،
‫برای همیشه به پایان رسیده.

00:21:48.800 --> 00:21:51.880
‫هیچ‌کس علاقه‌ای به
‫رؤیاهاش از جنگل‌ها نداشت.

00:22:01.480 --> 00:22:03.880
‫«یه جنگل باستانی رو توی خواب دیدم.

00:22:05.040 --> 00:22:08.000
‫جایی که نه بتن هست، نه آسفالت،

00:22:08.000 --> 00:22:10.560
‫نه مغازه‌ی
‫سوغاتی‌فروشی، نه مشروب‌.

00:22:11.360 --> 00:22:13.880
‫اگه یه درخت با پیچک خفه می‌شد،

00:22:13.920 --> 00:22:18.040
‫اگه یه حشره پیدا می‌شد یا
‫اگه حیوانی زخمی شده بود،

00:22:18.080 --> 00:22:20.720
‫آدم‌ها حق نداشتن دخالت کنن.

00:22:22.762 --> 00:22:25.215
‫اگه انسان‌ها هزاران سال دوام بیارن،

00:22:25.240 --> 00:22:28.080
‫این جنگل تبدیل میشه به گنجینه‌ی دنیا.

00:22:29.120 --> 00:22:32.240
‫باید در حاشیه‌ی این جنگل،
‫یه ستون سنگی طبیعی بنا کنیم.

00:22:34.040 --> 00:22:38.120
‫روش حک کنیم که این جنگل
‫نمایانگر خاستگاه‌های بشریته.

00:22:39.880 --> 00:22:42.120
‫ما همه از دل جنگل زاده شدیم.»

00:22:53.080 --> 00:22:57.200
‫میازاکی وقتی به ژاپن برگشت،
‫دوباره با توشیو سوزوکی ملاقات کرد،

00:22:57.240 --> 00:22:59.960
‫یه ویراستار توی مجله‌ی Animage

00:23:00.000 --> 00:23:02.649
‫که از همون اول، به
‫کارهای میازاکی علاقه‌مند بود.

00:23:03.200 --> 00:23:07.483
‫کم‌کم من تبدیل شدم به محرم اسرار میازاکی.

00:23:07.881 --> 00:23:11.577
‫و یه روز، ازم خواست توصیه‌هایی
‫بهش بکنم در رابطه با موضوعات مختلف.

00:23:11.602 --> 00:23:14.589
‫"خب، آقای سوزوکی،
‫حالا دیگه باید چیکار کنم؟"

00:23:14.615 --> 00:23:16.800
‫پرسیدم: "می‌خوای چیکار بکنی؟"

00:23:16.825 --> 00:23:19.777
‫جواب داد: "یه کاری هست که
‫با تمام وجود می‌خوام انجامش بدم."

00:23:19.802 --> 00:23:22.306
‫گفتن: "چیه اون کار؟"

00:23:23.565 --> 00:23:25.265
‫"انیمیشن رو بذارم کنار."

00:23:25.290 --> 00:23:27.006
‫واقعاً اینو گفت.

00:23:27.031 --> 00:23:30.371
‫منم بلافاصله جواب دادم:
‫"چرا مانگا کار نمی‌کنی؟"

00:23:30.396 --> 00:23:33.598
‫گفت: "مانگا؟"
‫گفتم: "آره، مانگا."

00:23:35.800 --> 00:23:40.200
‫مانگا؛ کمیک‌استریپی که
‫به‌صورت سریالی منتشر می‌شد،

00:23:40.240 --> 00:23:42.200
‫بالاخره به میازاکی
‫این فرصت رو می‌داد که

00:23:42.225 --> 00:23:45.225
‫از طریق طراحی، آزادی
‫خلاقانه‌ی کامل داشته باشه.

00:23:46.881 --> 00:23:48.631
‫بهش گفتم،

00:23:48.656 --> 00:23:53.408
‫"بیا یه کار عظیم حماسی رو امتحان کنیم که
‫خیلی با دنیای روزمره‌مون فاصله داشته باشه."

00:23:54.364 --> 00:23:56.564
‫"یه داستان خارق‌العاده می‌خوام."

00:23:56.606 --> 00:24:00.729
‫گفت: "متوجهم...متوجهم."
‫و یهو گفت:

00:24:01.629 --> 00:24:03.762
‫"چرا اون داستان نائوشیکا نباشه؟"

00:24:14.582 --> 00:24:16.132
‫نائوشیکا...

00:24:16.157 --> 00:24:19.495
‫مانگایی حول محور یک قهرمان
‫زن، با الهام از اسطوره‌های یونانی،

00:24:19.520 --> 00:24:22.320
‫که انتشارش ۱۲ سال طول کشید.

00:24:22.848 --> 00:24:24.400
‫در طول این سال‌ها،

00:24:24.440 --> 00:24:28.080
‫نائوشیکا تبدیل شد به تجسمی
‫از اضطراب‌های میازاکی،

00:24:28.120 --> 00:24:32.320
‫تاریکی درونی‌اش، و درعین‌حال
‫اشتیاقش برای زندگی و نور.

00:24:34.463 --> 00:24:38.943
‫داستان نائوشیکا توی دنیایی
‫می‌گذره که غرق در آلودگیه،

00:24:39.000 --> 00:24:41.800
‫دنیایی پوشیده از بیابان‌ها
‫و دریاهای اسیدی...

00:24:42.960 --> 00:24:47.600
‫که با این وجود، جنگل‌هایی با طبیعتی
‫انبوه و سمی رو در خودش جای داده.

00:24:51.080 --> 00:24:55.360
‫دنیایی درگیر جنگ، جایی
‫که شاهزاده‌ای به نام نائوشیکا،

00:24:55.385 --> 00:24:58.665
‫که حشرات و گیاهان رو
‫هم‌اندازه‌ی انسان‌ها دوست داره،

00:24:58.720 --> 00:25:01.920
‫هرکاری از دستش بربیاد می‌کنه
‫تا جلوی نابودی کامل رو بگیره.

00:25:06.022 --> 00:25:11.855
‫دنیایی آلوده که میازاکی اون رو یکی از اولین
‫فجایع بزرگ زیست‌محیطی الهام گرفته بود،

00:25:11.880 --> 00:25:13.960
‫فاجعه‌ای که صنعت پتروشیمی رقم زده بود.

00:25:17.280 --> 00:25:20.520
‫"یک اتفاق مهم باعث شد نائوشیکا رو خلق کنم.

00:25:21.320 --> 00:25:24.560
‫آلودگی جیوه‌ای که آب‌های
‫ساحلی میناماتا رو مسموم کرد.

00:25:25.760 --> 00:25:28.680
‫خلیج تبدیل شد به دریای مرگِ انسان‌ها،

00:25:28.720 --> 00:25:31.240
‫که بعدش دیگه اجازه‌ی
‫ماهیگیری نداشتن.

00:25:32.153 --> 00:25:33.360
‫ ولی بعد از چند سال،

00:25:33.400 --> 00:25:36.370
‫دسته‌های ماهی‌هایی که تو
‫هیچ جای دیگه‌ی ژاپن نبودن،

00:25:36.395 --> 00:25:38.172
‫دوباره توی اون آب‌ها ظاهر شدن...

00:25:38.973 --> 00:25:41.573
‫و صخره‌ها پر از صدف شدن.

00:25:42.760 --> 00:25:44.920
‫وقتی این خبر رو شنیدم، تنم مورمور شد."

00:25:52.760 --> 00:25:56.720
‫نائوشیکا، یه مانگای صلح‌طلبانه‌ی
‫طرفدار حفظ محیط زیست،

00:25:56.760 --> 00:25:58.720
‫که انتشار موفقش،

00:25:58.760 --> 00:26:00.840
‫ بالاخره سرمایه‌گذارها رو قانع کرد

00:26:00.880 --> 00:26:03.120
‫که روی یه فیلم بلند سینمایی

00:26:03.160 --> 00:26:05.160
‫به نویسندگی و کارگردانی
‫میازاکی سرمایه‌گذاری کنن.

00:26:06.368 --> 00:26:09.835
‫من همیشه این ایده رو داشتم
‫که بر اساس این مانگا فیلم بسازیم.

00:26:10.493 --> 00:26:15.186
‫فکر کردم میره واسه چاپ
‫مجدد ولی اصلاً فروش نکرد،

00:26:15.211 --> 00:26:19.880
‫فهمیدم به اون آسونی
‫که امید داشتم باشه نیست.

00:26:19.905 --> 00:26:23.287
‫من معمولاً آدم دروغگویی نیستم،

00:26:23.312 --> 00:26:27.714
‫ولی وقتی فهمیدم چی شده،
‫یه وقفه پیش اومد...

00:26:27.739 --> 00:26:32.730
‫و گفتم که پونصد هزار
‫نسخه ازش فروش رفته.

00:26:33.218 --> 00:26:36.301
‫بزرگترین دروغ زندگیم رو گفتم.

00:26:36.764 --> 00:26:40.553
‫ولی همه خوشحال بودن
‫و موفقیت تضمین شده بود.

00:26:42.758 --> 00:26:44.391
‫داستان از این قرار بود.

00:26:58.160 --> 00:27:00.200
‫«نائوشیکا از دره باد»

00:27:00.240 --> 00:27:03.400
‫یک سکانس افتتاحیه‌ی فوق‌العاده داره،

00:27:03.425 --> 00:27:06.560
‫جایی که قهرمان
‫جوان یعنی نائوشیکا،

00:27:06.600 --> 00:27:12.575
‫فرود میاد و وارد یه جنگل
‫پرخطر و عجیب‌غریب می‌شه،

00:27:12.600 --> 00:27:17.880
‫جایی که حشرات غول‌پیکر
‫و پوشش گیاهی عجیبی داره.

00:27:19.272 --> 00:27:21.627
‫ردپای اوه‌مو!

00:27:28.155 --> 00:27:29.555
‫هنوز تازه‌اند.

00:27:40.320 --> 00:27:43.600
‫و این همون پیامیه که
‫میازاکی سعی داره منتقل کنه،

00:27:43.640 --> 00:27:47.840
‫در مورد نیازی که برای تعامل
‫انسان با طبیعت وجود داره.

00:27:47.880 --> 00:27:50.588
‫مسئله فقط سلطه‌ی
‫انسان بر طبیعت نیست،

00:27:50.613 --> 00:27:53.120
‫بلکه اینه که انسان با طبیعت همکاری کنه،

00:27:53.160 --> 00:27:56.040
‫با طبیعت تعاملی توام با احترام داشته باشه

00:27:56.080 --> 00:27:59.770
‫و با یه جور عشق هوشمندانه،

00:27:59.795 --> 00:28:02.540
‫یه جور آگاهی نسبت به اینکه همه‌ی ما

00:28:02.565 --> 00:28:05.766
‫بخشی از این جهان عظیم
‫ارتباطات طبیعی هستیم.

00:28:23.198 --> 00:28:26.681
‫<i>فیلیپ دسکولا
‫مردم‌شناس</i>

00:28:28.050 --> 00:28:31.033
‫توی فرهنگ ژاپن، چیزی به اسم مفهوم
‫جداگانه‌ی طبیعت اصلاً تعریف نشده.

00:28:31.058 --> 00:28:33.870
‫این به این معنیه که طبیعت بعنوان
‫یک کلِ بیرونی و جدای از انسان‌ها

00:28:33.895 --> 00:28:35.976
‫وجود خارجی نداره.

00:28:36.001 --> 00:28:40.317
‫اون‌چه واقعاً وجود داره، مجموعه‌ی
‫خیلی بزرگی از عناصر دنیاست

00:28:40.342 --> 00:28:44.316
‫چه جاندار، چه بی‌جان،
‫چه آلی، چه معدنی

00:28:44.341 --> 00:28:48.782
‫که ما خودمون بخشی
‫از اون‌ها هستیم،

00:28:48.807 --> 00:28:53.064
‫زندگیمون تا حد زیادی
‫به اون‌ها وابسته‌ست،

00:28:53.089 --> 00:28:57.370
‫اگه میکروبیوم بدن رو در نظر بگیریم،
‫بدن خودمون هم از همون‌ها ساخته شده.

00:28:57.395 --> 00:29:01.579
‫ولی با این حال، این مجموعه
‫تبدیل به یه کل بیرونی و جدا نمی‌شه.

00:29:31.012 --> 00:29:35.061
‫موفقیت «نائوشیکا» همه رو هیجان‌زده کرد.

00:29:35.086 --> 00:29:38.828
‫خیلی‌ها نسبت به این
‫پروژه شوق و اشتیاق داشتن.

00:29:41.240 --> 00:29:47.216
‫«نائوشیکا» در بهار ۱۹۸۴، تونست نزدیک
‫به ۹۰۰ هزار تماشاگر ژاپنی رو جذب کنه.

00:29:49.850 --> 00:29:52.811
‫همه‌چی از اینجا شروع شد.

00:29:53.526 --> 00:29:56.173
‫تصمیم گرفتیم یه استودیو راه‌اندازی کنیم.

00:29:58.160 --> 00:30:00.720
‫بعد از اون، میازاکی،
‫تاکاهاتا و سوزوکی

00:30:00.760 --> 00:30:03.680
‫تصمیم گرفتن یه استودیوی
‫انیمیشن تأسیس کنند:

00:30:03.720 --> 00:30:05.760
‫استودیو جیبلی.

00:30:16.710 --> 00:30:20.651
‫اسم جیبلی همینجوری به ذهنم رسید.
‫اسم یه هواپیماست.

00:30:21.600 --> 00:30:25.160
‫میازاکی که از بچگی عاشق هواپیماها بوده،

00:30:25.200 --> 00:30:28.680
‫پیشنهاد داد اسم یه هواپیمای نظامی
‫دهه‌ی ۱۹۳۰ رو روی استودیو بذارن:

00:30:28.720 --> 00:30:31.160
‫کاپرونی ۳۰۹ جیبلی.

00:30:36.400 --> 00:30:41.132
‫هدف استودیو این بود که میازاکی و
‫تاکاهاتا بالاخره بتونن فیلم‌هایی بسازن

00:30:41.157 --> 00:30:43.545
‫که در حد بلندپروازی‌هاشون باشه.

00:30:53.360 --> 00:30:56.077
‫یه استودیوی منحصر‌به‌فرد
‫که از سال ۲۰۰۱،

00:30:56.102 --> 00:30:58.782
‫بخشی ازش توی موزه‌ای‌ در
‫توکیو هم در دسترس مردمه.

00:31:03.840 --> 00:31:06.840
‫این موزه پروژه‌ای بود
‫طراحی شده توسط خود میازاکی،

00:31:06.865 --> 00:31:09.665
‫که معماری‌شو پسرش،
‫گورو، طراحی و اجرا کرد.

00:31:11.680 --> 00:31:14.000
‫:این اون موزه‌ایه که من دوست دارم بسازم.

00:31:15.922 --> 00:31:19.562
‫نوزه‌ای که توش اگه کسی دنبال
‫خوش گذروندنه، می‌تونه خوش بگذرونه.

00:31:21.425 --> 00:31:23.944
‫اگه کسی دنبال فکر کردنه،
‫می‌تونه به فکر فرو بره،

00:31:25.216 --> 00:31:28.107
‫و اگه کسی دنبال احساس
‫کردنه، می‌تونه احساس کنه.

00:31:29.215 --> 00:31:32.627
‫یه موزه که وقتی ازش بیرون میای، نسبت به
‫وقتی که واردش شدی، احساس ارزشمندتر شدن کنی.

00:31:44.268 --> 00:31:45.887
‫راستش جیبلی،

00:31:47.057 --> 00:31:49.548
‫کمپانی‌ای نیست که برای خودش یه
‫چشم‌انداز مشخص تعیین کرده باشه

00:31:49.573 --> 00:31:53.990
‫و بعد سخت کار کنه تا به اون هدف برسه.

00:31:54.015 --> 00:31:56.921
‫چیزها خودبه‌خود پیش میان.

00:31:56.946 --> 00:31:59.517
‫اصلاً شاید این شیوه‌ی
‫ژاپنی انجام دادن کارها باشه.

00:32:05.880 --> 00:32:07.960
‫از اوایل دهه‌ی ۲۰۰۰،

00:32:08.000 --> 00:32:10.320
‫جیبلی همچنان تجربه‌هایی ارائه می‌کنه

00:32:10.360 --> 00:32:12.600
‫که دنیای فیلم‌هاش رو گسترش می‌دن،

00:32:12.640 --> 00:32:16.520
‫تا جایی که یه پارک جیبلی نزدیک
‫شهر ناگویا هم راه‌اندازی شد.

00:32:29.080 --> 00:32:32.560
‫تمام اون فضاهای داخلی، تا حد زیادی
‫توی فضای باز هم ادامه پیدا می‌کنن...

00:32:33.600 --> 00:32:36.520
‫توی یه پارکی که توسط
‫گورو میازاکی طراحی شده.

00:32:39.747 --> 00:32:43.603
‫به‌مدت تقریباً ده سال
‫بعد از تموم کردن دانشگاه،

00:32:43.628 --> 00:32:47.301
‫روی نقشه‌کشی و طراحی پارک‌ها کار کردم.

00:32:48.066 --> 00:32:51.371
‫خودِ پارک تقریباً سه برابر

00:32:51.396 --> 00:32:54.413
‫پارکِ دیزنی‌لندِ توکیوست.

00:32:54.438 --> 00:32:58.226
‫ولی بیشترش جنگله،

00:32:58.251 --> 00:33:01.402
‫بیشتر از نصف‌اش جنگله.

00:33:11.997 --> 00:33:16.825
‫یه جایی هم هست که خونه‌ی ساتسوکی
‫و می از فیلم «توتورو» توش ساخته شده.

00:33:18.148 --> 00:33:21.454
‫توی یه دره‌ست در کوهستان،

00:33:21.479 --> 00:33:25.551
‫و یه برکه‌ی کوچیک هم اونجاست.

00:33:25.576 --> 00:33:30.060
‫جای شگفت‌انگیزیه، هیچ‌چیز
‫دیگه‌ای رو دور و برش نمی‌بینین.

00:33:36.174 --> 00:33:39.240
‫اگه پارک رو در نظر بگیرین،

00:33:39.265 --> 00:33:42.306
‫می‌بینین یک روز در سال هم
‫نیست که شکل‌اش ثابت باشه.

00:33:42.766 --> 00:33:45.233
‫بنابراین، تجربه‌اش متفاوته.

00:33:45.258 --> 00:33:47.829
‫حتی اگه برین به یک جنگل ثابت،

00:33:47.854 --> 00:33:52.975
‫اون جنگل توی تابستون یه چیزه و
‫توی زمستون کلاً یه چیز دیگه‌ست.

00:33:53.283 --> 00:33:55.702
‫و یه روز آفتابی‌اش با یه روز
‫بارونی‌اش کاملاً تفاوت داره.

00:33:55.727 --> 00:33:59.260
‫یه چیز طبیعی توی بدنت می‌کنی
‫و این دست خودت نیست.

00:33:59.285 --> 00:34:06.326
‫فکر می‌کنم این حس یادآور
‫اون احساسیه که وقتی طبیعت رو

00:34:06.351 --> 00:34:10.001
‫در فیلمی از جیبلی می‌بینی دچارش می‌شی.

00:34:26.440 --> 00:34:29.799
‫ماجرای جیبلی از سال ۱۹۸۵ شروع میشه،

00:34:29.824 --> 00:34:32.881
‫وقتی میازاکی، تاکاهاتا و سوزوکی

00:34:32.906 --> 00:34:36.226
‫با هم ساخت اولین فیلم
‫استودیو رو شروع کردن.

00:34:36.962 --> 00:34:41.857
‫این اولین باری بود که تونستم
‫یه داستان ارژینال بنویسم.

00:34:41.882 --> 00:34:47.268
‫داستانیه که بیست سال تصورش کردم، از زمانی
‫که بعنوان انیماتور کار خودمو شروع کردم.

00:34:52.282 --> 00:34:56.428
‫آثارم از ایده‌هایی میان

00:34:56.453 --> 00:34:59.082
‫که وقتی بچه بودم روی هم تلنبار کردم.

00:35:00.080 --> 00:35:03.000
‫«قلعه‌ای در آسمان» یه ماجراجوییه

00:35:03.040 --> 00:35:07.240
‫که توش دو بچه دنبال یه
‫شهر پرنده‌ی مرموز می‌گردن.

00:35:09.042 --> 00:35:12.212
‫یه قلعه که توی دلش یه گنج مخفی شده؛

00:35:12.237 --> 00:35:16.400
‫درختی عظیم و خیره‌کننده که
‫به‌نظر می‌رسه یه درخت کافوره.

00:35:37.440 --> 00:35:39.600
‫تو این دوره، میازاکی مجذوب دنیای گیاه‌ها

00:35:39.640 --> 00:35:42.320
‫و درخت‌های کافور شده بود.

00:35:43.840 --> 00:35:47.480
‫درخت‌هایی که بومی آسیا هستن
‫و گاهی حتی جنبه‌ی مقدس دارن،

00:35:47.520 --> 00:35:50.160
‫مثل اون درختی که توی
‫معبد شینتوی ناگویا هست،

00:35:50.200 --> 00:35:52.880
‫که نزدیک به ۱۳۰۰ سال عمر داره.

00:35:56.895 --> 00:35:59.175
‫این درخت که نمونه‌ی
‫اصیل درختِ ژاپنیه،

00:35:59.200 --> 00:36:02.040
‫الهام‌بخش فیلم بعدی میازاکی می‌شه...

00:36:03.039 --> 00:36:06.759
‫یه پروژه‌ی شخصی و درونی که
‫سال‌ها رویاش رو در ذهن می‌پرورونده.

00:36:07.680 --> 00:36:12.000
‫فیلمی که ریشه در واقعیت دوران
‫کودکی‌اش در حومه‌ی شهر داره،

00:36:12.040 --> 00:36:14.440
‫بدون ربات یا هیولا،

00:36:14.480 --> 00:36:16.880
‫بدون کشتی پرنده یا دزد دریایی،

00:36:16.920 --> 00:36:19.640
‫بدون انفجار یا شخصیت منفی.

00:36:20.255 --> 00:36:23.055
‫فیلمی با محوریت یک روحِ ساکن در جنگل.

00:36:23.080 --> 00:36:25.840
‫که توی یه درخت کافور
‫غول‌پیکر زندگی می‌کنه.

00:36:58.616 --> 00:37:03.656
‫توی اون صحنه‌ای که واسه اولین بار
‫برای یه لحظه توتورو کوچولو رو می‌بینیم،

00:37:03.681 --> 00:37:07.490
‫وقتی می‌فهمه مِی متوجه‌اش شده،
‫فرار می‌کنه.

00:37:07.515 --> 00:37:11.543
‫بعد مِی توتورویی که حالا
‫بزرگتر شده رو می‌بینه.

00:37:20.994 --> 00:37:22.167
‫توتورو!

00:37:22.193 --> 00:37:23.728
‫تو توتورویی؟

00:37:29.041 --> 00:37:30.668
‫توتورویی، درسته؟

00:37:33.475 --> 00:37:34.608
‫توتورو.

00:37:35.154 --> 00:37:37.847
‫مِی هنوز جوونه.

00:37:40.062 --> 00:37:42.289
‫هنوز به طبیعت نزدیکه.

00:37:43.223 --> 00:37:46.709
‫و هنوز توسط بزرگسال‌ها شکل نگرفته.

00:37:47.164 --> 00:37:50.804
‫به همین خاطر مِی به‌طور
‫مستقیم به طبیعت وصله.

00:37:51.192 --> 00:37:56.325
‫از این لحاظ به نظرم میشه گفت مِی،
‫نماد همون ژاپنِ بدوی و دست‌نخورده‌ست،

00:37:56.910 --> 00:37:58.497
‫با سادگی و صداقتش.

00:38:07.640 --> 00:38:10.640
‫با این فیلم، که برای اولین بار
‫داستانش توی کشور خودش می‌گذره،

00:38:10.680 --> 00:38:14.085
‫میازاکی کاری می‌کنه که ما دوباره
‫یک فرهنگ ژاپنی رو کشف کنیم

00:38:14.110 --> 00:38:16.560
‫فرهنگی که فراموش نکردنش در امروز،
‫به‌نظر میازاکی حیاتیه.

00:38:17.763 --> 00:38:22.630
‫در زبانِ ژاپنی، وقتی داریم در
‫مورد موجودات زنده حرف می‌زنیم،

00:38:22.654 --> 00:38:25.209
‫مهمترین فعل، شدنه.

00:38:26.916 --> 00:38:29.276
‫سیب‌ها میشن درختِ سیب.

00:38:29.712 --> 00:38:31.472
‫بچه‌ها میشن بالغ.

00:38:32.202 --> 00:38:36.402
‫ژاپنی‌ها بر این باورند که هرچیز طبیعی

00:38:36.427 --> 00:38:38.779
‫با یک روح در جهان پدیدار میشه.

00:38:38.804 --> 00:38:41.375
‫انیمیسم (باور به جاندار بودن همه‌چیز
‫در طبیعت) بر همین اساس بوجود اومده.

00:39:15.680 --> 00:39:17.560
‫به لطف جادوی انیمیشن،

00:39:17.600 --> 00:39:21.267
‫میازاکی یه دنیای طبیعی، باشکوه
‫و شگفت‌انگیز رو نشونمون می‌ده.

00:39:23.160 --> 00:39:26.480
‫یه دنیای خیالی که با این حال
‫ریشه در واقعیت فرهنگی داره،

00:39:26.520 --> 00:39:28.960
‫فرهنگی که توش انیمیسم،

00:39:28.986 --> 00:39:31.884
‫تا همین چند وقت پیش هم
‫خیلی زنده و پررنگ بوده.

00:39:33.057 --> 00:39:35.244
‫انیمیسم در ژاپن

00:39:35.269 --> 00:39:38.083
‫همون شینتوئیسمه که تو
‫مناطق روستایی پیدا می‌شه.

00:39:38.108 --> 00:39:41.533
‫یعنی باور به وجود
‫روح‌ها، «کامی»ها،

00:39:41.558 --> 00:39:43.950
‫و همه‌ی موجوداتی که

00:39:43.975 --> 00:39:48.884
‫روستایی‌های ژاپن هر روز
‫باهاشون سر و کار دارن

00:39:49.547 --> 00:39:53.481
‫دنیایی که فیلم‌های میازاکی
‫هم خیلی خوب نشونش میدن.

00:39:53.506 --> 00:39:55.745
‫این یه جهان متعادله،

00:39:55.770 --> 00:39:58.622
‫اما توش موجودات غیرانسانی
‫انگار مابه‌ازای خودمون هستن.

00:39:58.647 --> 00:40:00.206
‫ نه چیزهایی بی‌جان.

00:40:00.231 --> 00:40:02.152
‫اون‌ها خودِ دیگر ما هستن.

00:40:02.179 --> 00:40:05.127
‫شریک‌هایی هستن که
‫باهاشون مذاکره می‌کنیم،

00:40:05.152 --> 00:40:10.129
‫گاهی باهاشون
‫اختلاف پیدا می‌کنیم،

00:40:11.203 --> 00:40:15.209
‫اما باید به شکلی جدی گرفته
‫بشن و بهشون احترام گذاشته بشه.

00:40:15.993 --> 00:40:17.473
‫خبردار!

00:40:17.498 --> 00:40:22.047
‫ممنون که مراقب مِی هستی و از
‫این به بعد از ما محافظت می‌کنی.

00:40:22.072 --> 00:40:24.032
‫ممنون که مراقب ما هستی!

00:40:25.126 --> 00:40:28.126
‫- هرکی آخر بشه تخم‌مرغِ گندیده‌ست!
‫- ای نامرد!

00:40:28.430 --> 00:40:31.040
‫نباید فراموش کنیم

00:40:31.065 --> 00:40:37.313
‫که انسان‌ها هم دارن به واسطه‌ی
‫طبیعت به حیات‌شون ادامه میدن.

00:40:37.338 --> 00:40:41.227
‫ولی وقتی به این فکر می‌کنیم که طبیعت چیه،

00:40:41.252 --> 00:40:43.984
‫می‌تونه یه جنگل باشه یا یه سنگ.

00:40:44.009 --> 00:40:46.754
‫به‌نظرم خیلی مهمه که اینو بفهمیم

00:40:46.779 --> 00:40:51.244
‫که هرکدوم از این چیزها گرانقدر
‫و همزمان وحشتناک هم هستن.

00:40:52.649 --> 00:40:54.075
‫هرچند که من خیلی تردید دارم

00:40:54.100 --> 00:40:57.964
‫که ژاپنی‌های این دوران
‫هم چنین حسی داشته باشن.

00:40:59.752 --> 00:41:03.539
‫چون حساسیت آدم‌ها نسبت به چیزها
‫خیلی بر می‌گرده به محل زندگی‌شون.

00:41:03.564 --> 00:41:09.052
‫اینکه آدم توی شهر زندگی می‌کنه
‫فرق داره با زندگی در مناطق روستایی

00:41:09.077 --> 00:41:11.856
‫که چیزی جز طبیعت دور و بر خودت نمی‌بینی.

00:41:11.881 --> 00:41:16.861
‫گاهی اوقات برام جداً سوال
‫میشه که چی از این انیمیسم مونده،

00:41:16.886 --> 00:41:20.088
‫انیمیسمی که عمیقاً در
‫روح ژاپنی‌ها ریشه داشت،

00:41:20.113 --> 00:41:21.756
‫جداً برام سواله.

00:41:28.200 --> 00:41:31.000
‫با «توتورو»، میازاکی
‫موجودی خیالی خلق کرد

00:41:31.040 --> 00:41:33.600
‫که کم‌کم به یک شخصیت کالت تبدیل شد.

00:41:37.120 --> 00:41:39.840
‫یک منبع شادکامی برای بشریتی که

00:41:39.880 --> 00:41:42.520
‫که روزبه‌روز از انیمیسم

00:41:42.560 --> 00:41:44.560
‫و دنیای زنده فاصله می‌گیرن.

00:41:46.479 --> 00:41:50.839
‫این همون چیزیه که فیلیپ دسکولای مردم‌شناس
‫بهش میگه طبیعت‌گرایی یا ناتورالیسم.

00:41:51.361 --> 00:41:53.272
‫یکی از پیامدهای ناتورالیسم

00:41:53.297 --> 00:41:58.271
‫اینه که موجودات غیرانسانی
‫رو بیرون از ما در نظر می‌گیره.

00:41:58.296 --> 00:42:00.728
‫یعنی ما، با استفاده
‫از تعبیر دکارت،

00:42:00.753 --> 00:42:03.129
‫«صاحبان و فرمانروایان
‫طبیعت» هستیم.

00:42:03.154 --> 00:42:06.362
‫یعنی انگار قدرتی خداگونه
‫داریم که بتونیم در هر چیزی

00:42:06.387 --> 00:42:11.167
‫در دنیای موسوم به دنیای طبیعت
‫طبیعت، تغییر شکل ایجاد کنیم

00:42:11.192 --> 00:42:15.700
‫و به نفع خودمون ازش
‫استفاده کنیم و سود ببریم.

00:42:15.725 --> 00:42:19.283
‫این نگاه، موجودات غیرانسانی
‫رو تبدیل می‌کنه به منابع.

00:42:19.308 --> 00:42:23.933
‫به‌نظرم یه ارتباط مستقیم
‫وجود داره بین ناتورالیسم

00:42:23.958 --> 00:42:26.815
‫و شکل‌گیری و توسعه‌ی سرمایه‌داری

00:42:26.840 --> 00:42:29.580
‫و فاجعه‌ی زیست‌محیطی‌ای

00:42:29.605 --> 00:42:32.903
‫که هر روز داره با صدای
‫بلندتری خودش رو نشون می‌ده.

00:42:47.760 --> 00:42:49.600
‫توکیو، سال ۱۹۹۰.

00:42:50.440 --> 00:42:53.320
‫معجزه‌ی اقتصادی ژاپن
‫به اوج خودش رسیده.

00:42:58.680 --> 00:43:01.440
‫میازاکی و استودیو
‫جیبلی تونستن خودشون رو

00:43:01.480 --> 00:43:04.000
‫توی بازار ژاپن حسابی جا بندازن.

00:43:04.000 --> 00:43:08.080
‫اونم به‌ویژه به خاطر پخش
‫دوباره‌ی فیلم‌هاشون از تلویزیون.

00:43:10.240 --> 00:43:13.298
‫تو این دوره، انگار همه
‫دارن خوش می‌گذروندن،

00:43:13.323 --> 00:43:14.950
‫جز میازاکی.

00:43:19.903 --> 00:43:22.656
‫میازاکی داشت پشت به پشت فیلم می‌ساخت،

00:43:22.941 --> 00:43:27.598
‫سالی یه فیلم بلند.

00:43:27.623 --> 00:43:29.561
‫یه روز میازاکی گفت:

00:43:29.586 --> 00:43:32.828
‫"دیگه از فیلم بلند خسته شدم،

00:43:32.853 --> 00:43:36.062
‫بذار یکبار هم که شده کاری
‫که میخوام رو انجام بدم."

00:43:36.087 --> 00:43:38.953
‫گفت می‌خواد یه فیلم کوتاه بسازه.

00:43:39.558 --> 00:43:41.254
‫چیزی که شد «پورکو روسو».

00:43:49.679 --> 00:43:53.498
‫میازاکی ازم خواست یه نگاهی بندازم.

00:43:53.659 --> 00:43:56.828
‫من صادقانه گفتم نظرم چیه.

00:43:58.142 --> 00:44:00.612
‫"اصلاً نمی‌فهمم

00:44:00.660 --> 00:44:03.031
‫چرا این کاراکتر خوکه؟"

00:44:07.800 --> 00:44:09.560
‫«پورکو روسو» در
‫اصل یه فیلم کوتاه بود

00:44:09.600 --> 00:44:12.015
‫که ماجراجویی‌های یه خلبان
‫سابق جنگ رو روایت می‌کرد،

00:44:12.640 --> 00:44:15.840
‫که حالا تو دهه‌ی ۱۹۲۰ تو
‫ساحل آدریاتیک، جایزه‌بگیره.

00:44:21.033 --> 00:44:22.052
‫دیر شد!

00:44:22.747 --> 00:44:25.043
‫دخترها و طلاها رو بردن!

00:44:25.068 --> 00:44:27.071
‫بدو پورکو، بگیرشون!

00:44:27.535 --> 00:44:29.545
‫اینوری رفتن!

00:44:30.285 --> 00:44:32.982
‫فیلم، یه خوک خلبان رو نشون می‌ده،

00:44:33.007 --> 00:44:37.007
‫که یادآور طراحی‌هایی که توشون میازاکی
‫خودش رو به شکل یه خوک نشون می‌ده.

00:44:38.040 --> 00:44:40.000
‫پرچمِ خوک‌دار،

00:44:41.180 --> 00:44:42.880
‫خوک آموزگار،

00:44:43.767 --> 00:44:45.360
‫خوکِ مستبد،

00:44:45.872 --> 00:44:47.281
‫یا یه خوک غمگین.

00:44:48.566 --> 00:44:50.800
‫خوکِ بی‌قرار،

00:44:51.593 --> 00:44:52.983
‫خوکِ خوارکننده،

00:44:54.222 --> 00:44:55.044
‫متفکر،

00:44:56.273 --> 00:44:57.906
‫یا رئیس‌مآب.

00:44:59.091 --> 00:45:00.516
‫خوک پیرِ متفکر،

00:45:02.245 --> 00:45:04.560
‫یا حتی تو واقعیت، خونه‌ی خوکی.

00:45:05.735 --> 00:45:10.398
‫کارگاه میازاکی اسمش بوتایاست،

00:45:10.423 --> 00:45:12.417
‫یعنی «خونه‌ی خوک».

00:45:12.442 --> 00:45:15.199
‫این اسم هم‌زمان به‌معنای کارگاهه و
‫جایی که یه خوک توش زندگی می‌کنه.

00:45:15.224 --> 00:45:18.312
‫واسه همینه که یه خوک هم
‫جلوی ورودی‌اش گذاشتن.

00:45:22.247 --> 00:45:26.287
‫میازاکی با پورکو روسو نوعی
‫خودِ دیگر برای خودش خلق می‌کند.

00:45:30.699 --> 00:45:35.139
‫قهرمانی آزاد و تنها، سوار بر یک
‫هواپیمای دریایی سرخِ پرزرق‌وبرق.

00:45:36.415 --> 00:45:39.215
‫مشکل این بود که
‫درست وسط ساخت فیلم،

00:45:39.240 --> 00:45:41.400
‫حباب اقتصادی آسیا ترکید...

00:45:43.680 --> 00:45:45.680
‫اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید...

00:45:47.285 --> 00:45:50.645
‫و در اروپا، جنگ یوگسلاوی شروع شد...

00:45:52.106 --> 00:45:55.713
‫با بمب‌بارون شهر دوبرُوْنیک،
‫کنار سواحل آدریاتیک...

00:45:58.971 --> 00:46:03.691
‫دقیقاً همون‌جایی که داستان
‫«پورکو روسو» اتفاق می‌افته.

00:46:05.760 --> 00:46:07.800
‫واقعیت، یه‌دفعه وارد فیلم می‌شه،

00:46:07.825 --> 00:46:10.705
‫و میازاکی رو برمی‌گردونه به زمان حال.

00:46:13.007 --> 00:46:16.432
‫دیگه نمی‌شد «پورکو روسو»
‫فقط یه فیلم کوتاه باحال و سبک باشه.

00:46:17.917 --> 00:46:20.175
‫داستان پیچیده‌تر می‌شه،

00:46:20.200 --> 00:46:24.560
‫و فیلم کم‌کم تبدیل می‌شه به فیلم
‫بلندی که اندوهگین و سرخورده‌ست.

00:46:24.600 --> 00:46:27.640
‫که حال‌وهوای ذهن اون
‫روزهای میازاکی رو بازتاب می‌ده.

00:46:30.929 --> 00:46:34.310
‫تاثیر گرفتن از وضعیت سیاسی

00:46:34.335 --> 00:46:37.786
‫و وضعیت اقتصادی طبیعیه.

00:46:37.811 --> 00:46:41.662
‫وقتی من «پورکو روسو» رو شروع کردم

00:46:41.687 --> 00:46:44.196
‫که داستانش در دریای آدریاتیک اتفاق می‌افته،

00:46:44.221 --> 00:46:47.702
‫جنگ بین یوگسلاوی و کرواسی آغاز شد.

00:46:47.727 --> 00:46:50.162
‫تاثیر خیلی زیادی روی فیلم گذاشت.

00:46:51.920 --> 00:46:55.880
‫به‌طور کلی دهه‌ی نود دوران
‫شدیداً سختی برای میازاکی بود

00:46:55.920 --> 00:46:59.760
‫از لحاظ دیدگاهش به دنیا.

00:46:59.790 --> 00:47:02.150
‫کم‌کم دیدگاهش شروع کرد به عوض شدن.

00:47:02.200 --> 00:47:05.720
‫با اینکه «پورکو روسو»
‫فیلم خیلی سرگرم‌کننده‌ای بود...

00:47:05.750 --> 00:47:08.830
‫اما در بطن‌اش یک پیچیدگی نهفته‌ست

00:47:08.880 --> 00:47:13.160
‫پیچیدگیِ از جنس این احساس
‫که باید چجور آدمی بود؟

00:47:13.200 --> 00:47:16.120
‫اینکه با گذشته‌ات باید چجوری کنار بیای؟

00:47:16.160 --> 00:47:18.080
‫با خودت باید چطور کنار بیای؟

00:47:22.110 --> 00:47:25.550
‫"موقع ساخت «پورکو روسو» یه
‫جورهایی به یه درک یا دریافت رسیدم."

00:47:29.680 --> 00:47:33.240
‫"خیلی ساده بخوام بگم این میشه
‫که فرقی نداره اوضاع چقدر خرابه،

00:47:34.080 --> 00:47:36.000
‫هیچ راهی نیست جز
‫اینکه به زندگی ادامه بدیم."

00:47:44.680 --> 00:47:47.280
‫۲۰ مارس ۱۹۹۵.

00:47:47.305 --> 00:47:50.785
‫فرقه‌ی آخرالزمانی «اوم»
‫حمله‌ای در مترو رو صورت میده،

00:47:50.840 --> 00:47:54.440
‫و در پنج تا واگن، توی ساعت
‫شلوغی، گاز سارین پخش می‌کنن.

00:47:56.400 --> 00:48:00.800
‫چند ماه قبل‌تر، زلزله‌ای
‫شهر کوبه رو ویران کرده بود،

00:48:00.825 --> 00:48:04.044
‫بالای شش هزار نفر کشته
‫شدن و چهل هزار نفر زخمی،

00:48:04.069 --> 00:48:06.869
‫به خاطر ساخت‌وسازهایی
‫که مناسب زلزله نبودن.

00:48:09.880 --> 00:48:14.880
‫یه رشته فاجعه‌ که ژاپن رو برده
‫بود تو حال‌وهوای آخرالزمانی.

00:48:21.280 --> 00:48:23.852
‫"بعدش این سوال مطرح میشه:

00:48:23.877 --> 00:48:24.997
‫امید یعنی چی؟"

00:48:26.335 --> 00:48:30.802
‫"و نتیجه‌ای که من باید بگیرم
‫اینه که امید شامل کار کردن میشه،

00:48:30.827 --> 00:48:34.000
‫و جنگیدن کنار آدم‌هایی که برات مهم‌ان."

00:48:36.880 --> 00:48:38.600
‫"در واقع، الان دیگه به جایی رسیدم

00:48:38.640 --> 00:48:41.600
‫که فکر می‌کنم زنده بودن یعنی همین."

00:48:47.160 --> 00:48:50.840
‫تو همین شرایط وحشتناک بود که «شاهزاده
‫مونونوکه» پا به عرصه‌ی وجود گذاشت.

00:49:05.596 --> 00:49:07.309
‫من شاهزاده آستیکا هستم.

00:49:07.334 --> 00:49:09.196
‫از شرق دور به اینجا اومدم.

00:49:09.938 --> 00:49:13.626
‫شما خدایان باستانی هستین که
‫در جنگل مقدس زندگی می‌کنین؟

00:49:29.154 --> 00:49:29.994
‫بریم!

00:49:32.960 --> 00:49:35.026
‫«شاهزاده مونونوکه»

00:49:35.051 --> 00:49:38.095
‫از آخرین انیمیشن‌هایی که با
‫تکنیک دستی و روی سل‌ ساخته شدن.

00:49:38.331 --> 00:49:41.080
‫کاملاً دستی طراحی و رنگ‌آمیزی شده بود،

00:49:41.120 --> 00:49:42.926
‫و فریم‌به‌فریم فیلم‌برداری شده بود.

00:49:49.839 --> 00:49:52.456
‫میازاکی، با اون کمال‌گرایی
‫و وسواس همیشگی‌ا‌ش،

00:49:52.481 --> 00:49:54.080
‫از بین ۱۴۴ هزار نقاشی

00:49:54.105 --> 00:49:57.145
‫بیشتر از هشتاد هزارش
‫رو خودش دوباره کشید.

00:50:16.840 --> 00:50:19.800
‫این یکی از محیط‌زیستی‌ترین
‫فیلم‌های میازاکیه،

00:50:19.825 --> 00:50:23.015
‫یکی از صریح‌ترین فیلم‌هاش در این زمینه.

00:50:23.040 --> 00:50:25.670
‫این ایده که...

00:50:25.695 --> 00:50:30.895
‫اتفاق‌ها نه صرفاً روی
‫یک صحنه‌ی نمایشی،

00:50:30.920 --> 00:50:33.308
‫بلکه در نوعی جهان
‫زنده اتفاق می‌افته.

00:50:33.333 --> 00:50:36.600
‫«شاهزاده مونونوکه» یه مثال
‫خیلی خوب از چنین چیزیه،

00:50:36.630 --> 00:50:40.455
‫اونجایی که خودِ جنگل هم یه روح داره.

00:51:07.520 --> 00:51:10.240
‫صحنه‌ی مورد علاقه‌ی
‫من تو کل کارهای میازاکی،

00:51:10.280 --> 00:51:12.360
‫اونجاست که در «شاهزاده مونونوکه»

00:51:12.400 --> 00:51:16.040
‫یه خدای گوزن‌مانند
‫هست، به اسم شیشی‌گامی،

00:51:16.080 --> 00:51:20.158
‫که یه جورایی از یه نور فسفری ساخته شده،

00:51:20.183 --> 00:51:22.720
‫می‌درخشه، نور میده،

00:51:22.760 --> 00:51:24.600
‫و میازاکی با انیمیشن،

00:51:24.640 --> 00:51:29.775
‫یه لحظه‌ی مقدس و غیرانسانی رو ثبت کرده،

00:51:29.800 --> 00:51:32.480
‫که واقعاً یه هدیه‌ست
‫برای همه‌ی ما،

00:51:32.520 --> 00:51:35.000
‫که می‌تونیم زیبایی عجیب و
‫باورنکردنی چیزی رو ببینیم

00:51:35.040 --> 00:51:37.440
‫که هیچ ربطی به انسان‌ها نداره.

00:52:08.115 --> 00:52:14.087
‫انیمه‌های میازاکی بر پایه‌ی

00:52:14.112 --> 00:52:17.704
‫دو سوال خیلی مهم بنا شدن.

00:52:18.271 --> 00:52:23.201
‫یک سوال اینه که زندگی چیه.

00:52:23.226 --> 00:52:25.207
‫زندگی چیه؟

00:52:26.825 --> 00:52:29.585
‫که یه سوالِ بنیادینه.

00:52:29.610 --> 00:52:34.542
‫سوال دیگه اینه که انسان چیه؟

00:52:35.752 --> 00:52:39.870
‫برای جواب دادن بهش ما اول باید بدونیم

00:52:39.895 --> 00:52:43.592
‫که انسان‌ها بخشی از طبیعت‌اند.

00:52:43.617 --> 00:52:47.562
‫انسان‌ها تفاوتی با سایر
‫ارگانیسم‌های طبیعت ندارن،

00:52:47.587 --> 00:52:51.319
‫اگه مکانیزم‌های سلولی و
‫دی‌ان‌ای‌شون رو بخوایم مدنظر قرار بدیم.

00:52:51.344 --> 00:52:56.671
‫و این دقیقاً همون چیزیه که میازاکی
‫توی این فیلم داره از ما می‌پرسه.

00:52:56.696 --> 00:53:02.470
‫تفاوت بین انسان‌ها و
‫سایر ارگانیسم‌ها در چیه؟

00:53:18.400 --> 00:53:23.600
‫«شاهزاده مونونوکه» یه نقطه‌ی عطف
‫شخصی هم بود توی زندگی میازاکی.

00:53:28.440 --> 00:53:31.613
‫تا الان، همیشه سعی‌ام بر این بوده که

00:53:31.638 --> 00:53:33.981
‫مناقشاتِ توی فیلم‌هام رو حل کنم.

00:53:34.622 --> 00:53:37.985
‫فکر می‌کردم چیزی که به
‫فیلم شکل می‌داد همین کار بود.

00:53:38.010 --> 00:53:41.500
‫ولی الان آگاهم که این
‫کار کمکی بهمون نمی‌کنه،

00:53:41.525 --> 00:53:44.666
‫اینکه بخوایم مشکلات اجتماعی رو حل کنیم.

00:53:44.691 --> 00:53:48.414
‫این فیلم هیچ راه‌حلی نداره:
‫فقط مشکلات حل‌نشدنی رو مطرح می‌کنه.

00:53:51.917 --> 00:53:54.175
‫و این واسه سوزش معده‌ام هم خوب نیست!

00:53:54.200 --> 00:53:57.360
‫یه فیلم بلند که از دلِ ناامیدی
‫و هرج‌ومرج شکل گرفت.

00:53:57.400 --> 00:53:59.711
‫فیلمی که میازاکی، پس از چندین ماه بن‌بست،

00:53:59.736 --> 00:54:01.760
‫در نهایت درباره‌ش
‫تصمیم خودش رو گرفت.

00:54:02.221 --> 00:54:05.200
‫برای اولین بار، دیگه دنبال
‫صلح و آشتی نمی‌گرده،

00:54:05.240 --> 00:54:07.440
‫بلکه دنیایی زنده‌ و بشریتی
‫رو به تصویر می‌کشه

00:54:07.480 --> 00:54:10.320
‫که به اتفاق هم نابود شدن،
‫در طوفانی از خشم و ویرانی.

00:54:29.429 --> 00:54:33.850
‫قبیله‌ی مورو طرف شما می‌جنگن،
‫لرد اوکوتو کجاست؟

00:54:36.245 --> 00:54:38.889
‫ممنونم!

00:54:50.840 --> 00:54:54.720
‫توی «شاهزاده مونونوکه»
‫یه قلمروی وسیع می‌سازه،

00:54:54.760 --> 00:54:59.560
‫که توش حیوانات، هیولاها،

00:54:59.600 --> 00:55:05.280
‫خدایان و ارواح و انسان‌ها،
‫همه در هم تلفیق شدن،

00:55:05.320 --> 00:55:08.040
‫و خب باید چیکارشون کرد؟

00:55:08.080 --> 00:55:10.800
‫خب، می‌ذاره با هم بجنگن،
‫چون منطقیه،

00:55:10.840 --> 00:55:12.920
‫این کاریه که انسان‌ها
‫همیشه مشغولش بودن،

00:55:12.960 --> 00:55:16.720
‫از همون وقتی که شروع کردن به
‫تسلط پیدا کردن و اهلی کردن طبیعت،

00:55:16.745 --> 00:55:21.068
‫و میازاکی هم به نوعی داره
‫از این تاریکی استقبال می‌کنه،

00:55:21.093 --> 00:55:23.333
‫و همون‌طور که گفتم،
‫این یه نقطه‌ عطفه براش.

00:55:23.358 --> 00:55:25.678
‫از اینجاست که کم‌کم به این فکر می‌کنه

00:55:25.703 --> 00:55:29.496
‫که شاید بشریت نمی‌تونه
‫خودش رو نجات بده.

00:55:55.125 --> 00:55:58.703
‫کم‌کم شنیدم که می‌گن استودیو جیبلی
‫فیلم‌هایی آرامش‌بخش و لطیف می‌سازه.

00:55:59.725 --> 00:56:03.267
‫یه میل مهارنشدنی دارم نسبت
‫به اینکه این طرز فکر رو نابود کنم.

00:56:03.292 --> 00:56:07.978
‫اگر به مشکلات جدی‌ای که در حال
‫حاضر درگیری داریم باهاشون اشاره نکنم

00:56:08.593 --> 00:56:10.971
‫دیگه فیلم ساختن به چه دردی می‌خوره.

00:56:10.996 --> 00:56:14.261
‫برام عجیبه که چطور می‌تونیم

00:56:14.286 --> 00:56:19.154
‫وجهِ آشوبناک واقعیت‌مونو نادیده بگیریم

00:56:19.179 --> 00:56:21.431
‫و تظاهر به این کنیم که

00:56:21.456 --> 00:56:24.640
‫همه‌چیز قراره درست بشه.

00:56:26.160 --> 00:56:29.240
‫«شاهزاده مونونوکه» تبدیل
‫میشه به یک فیلمِ اگزیستانسیال

00:56:29.280 --> 00:56:32.920
‫که برای ساختش، میازاکی
‫از همه انتظار تعهد کامل داره.

00:56:34.512 --> 00:56:36.776
‫این موقعیت بی‌سابقه‌ست.

00:56:36.801 --> 00:56:38.512
‫بلوف نمی‌زنم.

00:56:38.537 --> 00:56:42.312
‫در حال حاضر بیست هزار تا
‫سِل مونده که باید روشون کار کرد

00:56:42.337 --> 00:56:45.740
‫و این تازه بدون در نظر گرفتن رنگ‌آمیزیه.

00:56:47.013 --> 00:56:51.102
‫این آخرین انیمیشنیه که با این مقیاس
‫وسیع، داره روی فیلم سلولویدی تولید میشه.

00:56:53.735 --> 00:56:56.459
‫با این فیلم، میازاکی
‫همه‌ی دغدغه‌هایی که

00:56:56.484 --> 00:56:59.320
‫توی این ۳۰ سال داشته
‫رو وارد کار می‌کنه.

00:56:59.360 --> 00:57:03.975
‫روح‌ها، جنگل‌ها، حیوانات غول‌پیکر،

00:57:04.000 --> 00:57:06.920
‫جنگ‌ها، بیماری‌ها،

00:57:06.960 --> 00:57:09.800
‫توی دل یک فرهنگ کهن انیمیستی.

00:57:09.840 --> 00:57:13.200
‫همه‌ی این عناصرها به
‫اضافه‌ی استعداد حیرت‌انگیزش

00:57:13.240 --> 00:57:15.240
‫در ریتم و طراحی.

00:57:16.418 --> 00:57:21.367
‫من در دومین سال پروسه‌ی
‫تولید «شاهزاده مونونوکه»

00:57:21.392 --> 00:57:24.764
‫به استودیو جیبلی پیوستم.

00:57:24.789 --> 00:57:30.652
‫استودیو پر از جنب‌وجوش بود.

00:57:31.224 --> 00:57:35.371
‫فریادهای میازاکی توی
‫کل استودیو می‌پیچید.

00:57:35.396 --> 00:57:41.718
‫من به خودم می‌گفتم: این چه
‫اوضاعیه که خودتو گرفتارش کردی؟

00:57:44.812 --> 00:57:47.634
‫اصلاً مرخصی نداشتیم.

00:57:47.659 --> 00:57:51.558
‫بی‌وقفه تا نیمه‌شب کار می‌کردیم.

00:57:53.031 --> 00:57:56.564
‫وقتی میازاکی داره فیلم می‌سازه
‫همینطور که ساخت فیلم داره پیش میره

00:57:56.589 --> 00:57:58.253
‫استوری‌بورد طراحی می‌کنه.

00:57:58.278 --> 00:58:01.925
‫وقتی تولید رو شروع کردیم
‫نمی‌دونستیم پایان فیلم چیه.

00:58:03.672 --> 00:58:06.662
‫وقتی یه استوری‌بورد می‌رسید،

00:58:06.687 --> 00:58:11.386
‫می‌فهمیدم که چه اتفاقی قراره بی‌افته،
‫مثل یه مانگای دنباله‌دار بود.

00:58:11.411 --> 00:58:16.616
‫فکر نکنم هیچ‌جای دیگه‌ای
‫چنین رویکردی داشته باشن.

00:58:33.671 --> 00:58:36.077
‫واسه یاکول جا نداره.

00:58:36.766 --> 00:58:38.470
‫دیروقته، باید بخوابین.

00:58:40.160 --> 00:58:42.604
‫می‌دونم، اما برای اتفاقایی که
‫بعدش می‌افته تعیین‌کننده‌ست.

00:58:45.280 --> 00:58:47.680
‫میازاکی قرار نیست یه
‫پایان خوش تحویلت بده.

00:58:47.720 --> 00:58:49.920
‫و این نکته بی‌نهایت مهمه.

00:58:49.960 --> 00:58:52.520
‫پس خبری از این نیست که، مثلا،

00:58:52.560 --> 00:58:55.480
‫آدم‌ها خوش و خرم با
‫حیوون‌ها توی جنگل زندگی کنن،

00:58:55.520 --> 00:58:57.840
‫و همه یهو، به‌طور جادویی
‫یاد بگیرن با هم حرف بزنن.

00:58:57.880 --> 00:59:01.280
‫در عوض، یه پایان‌بندی
‫خیلی مبهم بهمون میده.

00:59:01.320 --> 00:59:04.000
‫و این پایان‌بندی مبهم،

00:59:04.000 --> 00:59:06.160
‫بخش مهمی از میازاکی محسوب میشه

00:59:06.200 --> 00:59:08.920
‫و همین‌طور، به دیدگاهش
‫به انیمیسم هم مربوطه،

00:59:08.960 --> 00:59:13.400
‫به اینکه توی طبیعت هیچوقت
‫پایانِ قطعی وجود نداره.

00:59:39.839 --> 00:59:42.151
‫سریع جیگو! اون
‫جعبه‌ات رو بیار برام.

00:59:44.680 --> 00:59:48.000
‫فیلمی که به‌عنوان تاریک‌ترین
‫اثر میازاکی باقی خواهد موند،

00:59:48.040 --> 00:59:51.240
‫و با این حال، موفقیتی
‫خارق‌العاده داشت.

00:59:52.033 --> 00:59:56.655
‫اگه بلیت می‌خواین ساعت یک برگردین.

00:59:56.680 --> 01:00:00.588
‫اکران 12:20 «شاهزاده مونونوکه»
‫بلیتش تموم شده.

01:00:02.400 --> 01:00:05.000
‫با بیش از ۱۴ میلیون بلیت فروخته‌شده،

01:00:05.040 --> 01:00:07.360
‫سالن‌های سینما برای
‫چندین ماه پر بودن.

01:00:10.920 --> 01:00:13.520
‫فیلم به یک پدیده تبدیل میشه...

01:00:14.320 --> 01:00:16.720
‫که حتی از مرزهای کشور هم عبور می‌کنه،

01:00:16.760 --> 01:00:19.680
‫و نقطه‌ عطفی تاریخی رو
‫برای استودیو جیبلی رقم می‌زنه.

01:00:22.192 --> 01:00:27.926
‫کمپانی دیزنی اومد سراغ جیبلی.

01:00:27.951 --> 01:00:33.361
‫دعوت‌مون کردن که باهاشون همکاری کنیم،

01:00:33.386 --> 01:00:37.418
‫بنابراین وارد بازار بین‌المللی شدیم.

01:00:42.520 --> 01:00:45.680
‫به‌لطف دیزنی، میازاکی برای اولین بار

01:00:45.720 --> 01:00:47.986
‫از پخش رسمی در
‫آمریکا بهره‌مند شد.

01:00:49.040 --> 01:00:52.680
‫تماشاگران غربی هایائو
‫میازاکی رو کشف می‌کنن،

01:00:52.720 --> 01:00:56.000
‫کارگردان 57 ساله‌ی
‫انیمیشن‌های ژاپنی.

01:00:56.000 --> 01:00:58.920
‫ هایائو میازاکی...

01:00:58.960 --> 01:01:02.360
‫که تا اون موقع، بیش از
‫هفت فیلم بلند ساخته بود.

01:01:05.562 --> 01:01:09.295
‫من با اضطراب زیادی از ژاپن اومدم.

01:01:09.320 --> 01:01:14.251
‫برام سوال بود که آیا از این فیلم، که
‫براساس فرهنگ منحصربه‌فرد ما ساخته شده،

01:01:14.276 --> 01:01:18.869
‫توسط مردم سایر کشورها
‫هم استقبال میشه یا نه.

01:01:18.894 --> 01:01:23.181
‫هرچند که، بعد از رفتن به
‫تورنتو، لس‌آنجلس و نیویورک،

01:01:23.206 --> 01:01:26.159
‫و وقتی فهمیدم
‫تعداد زیادی از آدم‌ها

01:01:26.184 --> 01:01:28.307
‫تونستن درک عمیقی از فیلم داشته باشن،

01:01:28.332 --> 01:01:31.317
‫اضطرابم تبدیل شد به لذت.

01:01:32.283 --> 01:01:35.883
‫امیدوارم امشب از فیلم لذت ببرین.

01:01:42.960 --> 01:01:46.240
‫«شاهزاده مونونوکه» با
‫ترکیب بوم‌گرایی، انیمیسم،

01:01:46.280 --> 01:01:49.000
‫و شخصیت‌هایی که بین
‫خیر و شر در نوسان‌ هستن،

01:01:49.040 --> 01:01:51.120
‫انگار که یک کشفِ تمام و کماله.

01:01:59.583 --> 01:02:01.539
‫غرب ارزش‌های محکمی داره، درسته؟

01:02:01.564 --> 01:02:02.851
‫برای غربی‌ها،

01:02:02.876 --> 01:02:07.051
‫این فیلم یکجور کشف
‫فرهنگی و مردم‌شناسانه بود.

01:02:07.616 --> 01:02:12.128
‫کشف این نکته که ارزش‌هایی جدای
‫از ارزش‌های خودشون هم وجود داره.

01:02:12.177 --> 01:02:14.898
‫برای غربی‌ها به نوعی مایه‌ی شگفتی بود.

01:02:15.853 --> 01:02:19.587
‫شاید براشون مثل یه رمز و راز شرقی
‫از سرزمین خورشید تابان جلوه می‌کرد.

01:02:21.280 --> 01:02:24.160
‫با وجود این موفقیت، میازاکی،

01:02:24.200 --> 01:02:26.040
‫که سه سال تولید این فیلم

01:02:26.080 --> 01:02:28.640
‫و بعدش هم ماه‌ها تور تبلیغاتی
‫رو پشت سر گذاشته بود،

01:02:28.665 --> 01:02:30.665
‫اعلام بازنشستگی کرد.

01:02:32.716 --> 01:02:36.583
‫مثل یه غزال می‌مونه که
‫یک شیر داره دنبالش می‌کنه.

01:02:36.608 --> 01:02:39.471
‫ناچاره برای نجات جونش بجهه.

01:02:39.496 --> 01:02:43.193
‫اونجاست که میشه یک غزال.

01:02:43.941 --> 01:02:48.163
‫این روزها میگن که باید استرس‌مونو کم کنیم.

01:02:49.079 --> 01:02:54.657
‫میگن باید در آرامش زندگی
‫کنیم و از زندگی لذت ببریم.

01:02:54.682 --> 01:02:58.338
‫ولی همیشه که نمی‌تونی
‫اینجوری زندگی کنی.

01:02:58.664 --> 01:03:03.708
‫گاهی اوقات مجبوری 120درصد
‫توانایی‌هات رو به کار بگیری.

01:03:04.325 --> 01:03:05.880
‫بدون گذروندن چنین لحظاتی،

01:03:07.962 --> 01:03:10.473
‫نمی‌تونه به هیچی دست پیدا کنی.

01:03:39.280 --> 01:03:43.120
‫دو سال بعد، به نظر می‌رسه
‫که میازاکی تغییر کرده.

01:03:43.204 --> 01:03:48.036
‫یه سیتروئن دالی می‌رونه که رنگ خاکستری
‫ویژه و تاریخی مخصوص به خودشو داره.

01:03:49.880 --> 01:03:52.480
‫یه استودیوی دیگه ساخته
‫تا بتونه در آرامش کار کنه،

01:03:52.520 --> 01:03:54.520
‫نه چندان دور از استودیو جیبلی.

01:04:00.680 --> 01:04:03.120
‫به‌تازگی، علاقه‌ی زیادی
‫به یه پروژه برای پاک‌سازی

01:04:03.160 --> 01:04:05.560
‫رودخونه‌ی محل زندگیش پیدا کرده.

01:04:10.066 --> 01:04:12.506
‫"رود یاناسه درست از
‫کنار خونه‌ی من رد می‌شه.

01:04:13.280 --> 01:04:17.200
‫بیست و پنج سال پیش،
‫بیشتر شبیه یه جوی آلوده بود،

01:04:17.240 --> 01:04:19.480
‫پُر از زالو و لارو
‫پشه‌های خاکی."

01:04:21.617 --> 01:04:23.937
‫وقتی توی پاک‌سازی
‫رودخونه شرکت کردم،

01:04:24.000 --> 01:04:26.600
‫دیدن یه خرچنگ واقعی بیشتر خوشحالم کرد

01:04:26.640 --> 01:04:29.840
‫تا اون احساس
‫پرطمطراقِ حفظِ طبیعت.

01:04:31.600 --> 01:04:33.240
‫چیزی که می‌خوام بگم اینه که

01:04:33.280 --> 01:04:36.520
‫اگه فقط از دید کلان
‫به مشکلات نگاه کنی،

01:04:36.560 --> 01:04:41.255
‫مثلاً از بالای یه کوه
‫یا از توی هواپیما،

01:04:41.280 --> 01:04:43.560
‫همه‌چیز واقعاً غیرقابل حل به نظر میاد.

01:04:45.735 --> 01:04:47.975
‫ولی اگه بیای پایین و از نزدیک ببینی،

01:04:48.000 --> 01:04:50.760
‫مثلاً یه مسیر قشنگ
‫پنجاه‌متری رو ببینی،

01:04:50.800 --> 01:04:53.000
‫با خودت می‌گی "چه مسیر زیبایی".

01:04:53.960 --> 01:04:56.686
‫و اگه هوا خوب
‫باشه و خورشید بتابه،

01:04:56.711 --> 01:04:59.231
‫ممکنه پر از انرژی بشی.

01:05:06.786 --> 01:05:08.807
‫یه دوچرخه!

01:05:08.986 --> 01:05:11.941
‫می‌دونستم!
‫یه کم بیشتر زور بزنین!

01:05:12.598 --> 01:05:14.443
‫بکشین!

01:05:30.360 --> 01:05:35.560
‫بعد از چهار سال دوری، «شهر
‫اشباح» بازگشت میازاکی رو رقم می‌زنه.

01:05:37.320 --> 01:05:41.019
‫داستان دختری کم سن و سالی
‫که باید توی حمام جادوگری کار کنه

01:05:41.044 --> 01:05:44.244
‫تا پدر و مادرش رو نجات
‫بده و به دنیای انسان‌ها برگرده.

01:05:44.269 --> 01:05:46.987
‫سن، سالمی؟

01:05:50.600 --> 01:05:54.680
‫یه صحنه‌ای توی حمام هست

01:05:54.720 --> 01:05:59.480
‫که چیهیرو داره یه دیو
‫گِلی غول‌پیکر رو می‌شوره،

01:05:59.520 --> 01:06:02.480
‫و یهو از توی اون، کلی چیز بیرون میاد.

01:06:02.520 --> 01:06:05.560
‫کلی چیزهای انسانی
‫که جذب خودش کرده.

01:06:05.600 --> 01:06:07.560
‫این به معنای واقعی کلمه گذشته‌ست.

01:06:07.600 --> 01:06:10.600
‫این موجود پر شده از گذشته،

01:06:10.640 --> 01:06:13.000
‫یه دوچرخه بیرون میاد،

01:06:13.040 --> 01:06:15.280
‫کوهی از زباله‌ها بیرون میاد،

01:06:15.320 --> 01:06:17.280
‫و در نهایت، اون موجود آزاد می‌شه.

01:06:24.720 --> 01:06:27.240
‫با این داستان آیینی که
‫برای کودکان ساخته شده،

01:06:27.280 --> 01:06:30.040
‫میازاکی بُعدی اخلاقی و
‫معنوی را برجسته می‌کنه

01:06:30.080 --> 01:06:32.643
‫که همیشه در
‫شخصیت‌هایش جریان داشته:

01:06:33.176 --> 01:06:34.800
‫مسئولیت.

01:06:34.825 --> 01:06:39.105
‫چی‌هیرو می‌افته توی موقعیتی
‫که خودش انتخابش نکرده،

01:06:39.175 --> 01:06:42.415
‫پدر و مادرش تازه تبدیل به خوک شدن،

01:06:42.440 --> 01:06:45.000
‫چون مثل خود خوک‌ها، با
‫حرص و ولع افتادن به جون غذاها.

01:06:45.025 --> 01:06:46.768
‫بریم!

01:06:58.440 --> 01:07:00.520
‫بعد باید بشه بخشی از این دنیا،

01:07:00.560 --> 01:07:02.560
‫و نمی‌دونه باید چیکار کنه،

01:07:02.585 --> 01:07:05.328
‫ولی باید مسئولیت‌اش رو بپذیره، درسته؟

01:07:08.335 --> 01:07:10.175
‫مسئولیت.

01:07:10.200 --> 01:07:14.240
‫ارزشی که در جامعه‌ای معنی پیدا می‌کنه
‫که توش بزرگترها مشغول شکم‌چرانی‌اند

01:07:14.280 --> 01:07:17.240
‫و بعد طعمه‌ی یک موجود
‫هیولاگونه و بی‌چهره می‌شن

01:07:17.265 --> 01:07:19.985
‫و این وسط، آرامش و قاطعیت چی‌هیرو

01:07:20.025 --> 01:07:22.065
‫حکم یک پادزهر رو داره.

01:07:24.590 --> 01:07:27.679
‫دوست داری بچشی؟
‫خوشمزه‌ست.

01:07:29.411 --> 01:07:30.855
‫یه کم طلا می‌خوای؟

01:07:30.880 --> 01:07:33.495
‫تو تنها کسی هستی که
‫حاضرم بهش طلا بدم.

01:07:33.520 --> 01:07:35.678
‫اون الگوی تاب آوریه

01:07:35.703 --> 01:07:39.153
‫در برابر وسوسه‌های یه
‫موجود سیری‌ناپذیر و ترسناک.

01:07:39.178 --> 01:07:41.420
‫چی می‌خوای؟

01:07:41.445 --> 01:07:42.909
‫بگو ببینم.

01:07:42.934 --> 01:07:44.753
‫اهل کجایی؟

01:07:44.778 --> 01:07:47.386
‫سریع بگو چون خیلی کار دارم.

01:07:48.800 --> 01:07:52.920
‫به‌طریقی فیلم‌های میازاکی
‫هم همچین چیزی‌اند، درسته؟

01:07:52.960 --> 01:07:56.560
‫انگار یه زره‌ی قشنگ بهت می‌دن

01:07:56.585 --> 01:08:01.440
‫که باهاش بتونی با چیزهای وحشتناک
‫این دنیا روبه‌رو بشی، درسته؟

01:08:01.480 --> 01:08:04.160
‫به جای اینکه بگن "همه‌چی درست می‌شه"،

01:08:04.200 --> 01:08:07.280
‫در واقع دارن می‌گن
‫"گاهی چیزها درست‌بشو نیستن،

01:08:07.320 --> 01:08:11.151
‫ولی تو می‌تونی با یه لباس
‫شگفت‌انگیز، وارد میدون بشی."

01:08:13.210 --> 01:08:15.032
‫بیا اینجا.

01:08:15.276 --> 01:08:16.942
‫ولی حواست به رفتارت باشه، خب؟

01:08:37.680 --> 01:08:41.400
‫با «شهر اشباح»، میازاکی
‫به یه تعادلی می‌رسه.

01:08:42.560 --> 01:08:46.760
‫یه آشتی بین نگاه تلخش به انسانیت

01:08:46.800 --> 01:08:50.600
‫و وظیفه‌ی همیشگی‌اش در قبال
‫سرگرم کردن و تشویق کردن بچه‌ها.

01:08:56.480 --> 01:09:00.200
‫«شهر اشباح» به موفقیتی عظیم
‫در سرتاسر دنیا دست پیدا می‌کنه.

01:09:00.240 --> 01:09:04.317
‫به‌مدت بیست سال توی گیشه‌ی
‫ژاپن شکست‌ناپذیر باقی می‌مونه،

01:09:04.342 --> 01:09:08.120
‫و ۳۶ جایزه و ۱۹ نامزدی به دست میاره.

01:09:08.182 --> 01:09:11.822
‫هم بعنوان یک فیلم هنری شناخته میشه،
‫اونم با دریافت خرس طلایی برلین...

01:09:14.024 --> 01:09:16.424
‫و هم یه اثر به‌شدت
‫سرگرم‌کننده‌ی عامه‌پسند،

01:09:16.449 --> 01:09:19.095
‫با دریافت جایزه‌ی
‫اسکار بهترین انیمیشن.

01:09:19.120 --> 01:09:22.120
‫«شهر اشباح» هایائو میازاکی.

01:09:23.280 --> 01:09:26.120
‫مراسمی که میازاکی توش شرکت نمی‌کنه،

01:09:26.160 --> 01:09:30.920
‫چون دقیقاً هم‌زمانه با
‫حمله‌ی ارتش آمریکا به عراق.

01:09:32.577 --> 01:09:36.708
‫"دنیا الان در شرایط
‫بسیار ناراحت‌کننده‌ای‌ست،

01:09:36.756 --> 01:09:39.120
‫و به همین خاطر، متأسفم که نمی‌توانم

01:09:39.145 --> 01:09:41.626
‫لذت کامل دریافت این
‫جایزه را تجربه کنم."

01:09:56.656 --> 01:10:00.477
‫به نظرم فیلم ساختن کار
‫خاص و ویژه‌ای نیست.

01:10:01.367 --> 01:10:05.233
‫احتمالاً مثل همون خونه ساختن می‌مونه،

01:10:05.258 --> 01:10:08.056
‫یا باز کردن یه مغازه.

01:10:10.012 --> 01:10:12.234
‫تلاش یک سرآشپز،

01:10:12.259 --> 01:10:16.153
‫برای اینکه طعم نودل‌اش
‫هرروز ثابت بمونه،

01:10:16.178 --> 01:10:20.122
‫به طریقی مشابه تلاشی که
‫برای ساخت یک فیلم لازمه.

01:10:29.764 --> 01:10:31.604
‫میازاکی داره روی یه
‫پروژه‌ی جدید کار می‌کنه،

01:10:31.629 --> 01:10:35.469
‫که انگار قطعه‌ی نهایی دیدگاهش به دنیاست.

01:10:35.494 --> 01:10:38.899
‫یه فیلم که مستقیماً
‫خطاب به بچه‌هاست،

01:10:38.924 --> 01:10:41.244
‫همون‌هایی که همیشه
‫بهشون امید داشته.

01:10:46.249 --> 01:10:49.223
‫پونیو داره سوسوکه دنبال می‌کنه،
‫مثل روحی که ول‌کن نیست.

01:10:53.440 --> 01:10:56.400
‫یه پروژه که یادآور «افسونگر مار سفید»ـه،

01:10:56.440 --> 01:10:58.920
‫فیلمی که وقتی نوجوون بود
‫عمیقاً تحت تأثیرش قرار گرفت،

01:10:58.960 --> 01:11:01.480
‫داستانی درباره‌ی عشقی
‫بین انسان و غیرانسان.

01:11:03.970 --> 01:11:06.503
‫خیلی تصویر کشیدم،
‫ولی همه‌شون پراکنده‌اند.

01:11:07.345 --> 01:11:10.726
‫این نقاشی، "پونیو اینجاست"
‫این جوهر فیلم رو در خودش داره.

01:11:10.751 --> 01:11:13.749
‫بالاخره ایده‌ی اساسی فیلم رو پیدا کردم.

01:11:16.247 --> 01:11:18.735
‫می‌خوام تخیل‌ام رو ده برابر وسیع‌تر بکنم.

01:11:19.847 --> 01:11:22.202
‫این اولین تصویر فیلم‌مونه.

01:11:51.000 --> 01:11:55.080
‫«پونیو» داستان یه ماهی کوچیکه
‫که عاشق یه پسر بچه می‌شه

01:11:55.120 --> 01:11:58.460
‫و برای تجربه‌ی این دوستی،
‫به یه دختر کوچیک تبدیل می‌شه.

01:11:58.485 --> 01:11:59.975
‫موج‌های لعنتی، ولمون کنین دیگه!

01:12:00.000 --> 01:12:04.160
‫این اتفاق تعادل بین دنیای
‫آدم‌ها و اقیانوس رو به هم می‌زنه.

01:12:09.920 --> 01:12:12.320
‫سه سال بعد،

01:12:12.360 --> 01:12:16.000
‫این فیلم با یکی از ویرانگرترین
‫سونامی‌های چند قرن اخیر همزمان می‌شه،

01:12:16.360 --> 01:12:19.802
‫سونامی‌ای به ناپدید شدن و از
‫بین رفتن جان 16هزارنفر منجر می‌شه،

01:12:19.827 --> 01:12:21.827
‫و باعث ذوب شدن رآکتور هسته‌ای

01:12:21.852 --> 01:12:24.012
‫نیروگاه فوکوشیما شد.

01:12:32.200 --> 01:12:35.160
‫"این ایده که طبیعت همیشه مهربونه

01:12:35.200 --> 01:12:38.440
‫و می‌تونه یه محیط آلوده‌شده
‫توسط انسان‌ها رو احیا کنه،

01:12:38.480 --> 01:12:40.480
‫دروغ محضه."

01:12:42.160 --> 01:12:45.613
‫"و اینکه باید به همچین نگاه
‫شیرین و قشنگی به دنیا دل ببندیم،

01:12:45.638 --> 01:12:47.103
‫خودش یه مشکل بزرگه."

01:12:48.120 --> 01:12:50.640
‫"طبیعتی که سخاوتمنده،
‫همون طبیعته که می‌تونه همزمان

01:12:50.680 --> 01:12:52.680
‫وحشی و بی‌رحم باشه."

01:12:55.974 --> 01:13:01.306
‫انسان‌ها همیشه تلاش داشتن
‫تا طبیعت رو کنترل کنن،

01:13:01.331 --> 01:13:06.129
‫ولی همیشه رنج انتقامش رو هم کشیدن.

01:13:06.154 --> 01:13:08.376
‫چیزهایی مثل فجایع طبیعی،

01:13:08.401 --> 01:13:12.247
‫بیماری‌های واگیردار، تغییرات اقلیمی.

01:13:12.272 --> 01:13:17.636
‫چون انسان‌ها به خاطر قدرت زبان

01:13:17.661 --> 01:13:20.636
‫به موجوداتی ویژه تبدیل شدن،

01:13:20.661 --> 01:13:25.061
‫طبیعت رو بعنوان چیزی در نظر گرفتن که
‫باید خیلی خوشحال باشیم که بخشی از اونیم،

01:13:25.086 --> 01:13:29.617
‫ولی در عین حال چیزی هم
‫هست که باید مقابل‌اش بجنگیم.

01:13:29.642 --> 01:13:31.603
‫این یه تناقض بزرگه.

01:13:31.628 --> 01:13:36.962
‫به نظرم کار میازاکی سوال‌هایی رو

01:13:36.987 --> 01:13:42.040
‫در رابطه با این منحصربه‌فردی
‫وضعیت بشر مطرح می‌کنن.

01:13:49.227 --> 01:13:52.838
‫با به تصویر کشیدن شگفت‌انگیزِ
‫طبیعتی وحشتناک و ویرانگر،

01:13:52.877 --> 01:13:55.615
‫میازاکی ما رو آماده‌ی
‫دنیایی آشوبناک می‌کنه،

01:13:55.640 --> 01:13:58.160
‫آشوب و هرج و مرج
‫ناشی از بحران آب و هوایی.

01:14:08.040 --> 01:14:10.240
‫یه جایی وسط‌های پونیو

01:14:10.280 --> 01:14:14.480
‫که پونیو و اون پسر بچه‌ای
‫که انگار برادرخونده‌شه،

01:14:14.520 --> 01:14:16.575
‫تو آشپزخونه نشستن،

01:14:16.600 --> 01:14:20.400
‫و دارن یه نوشیدنی داغ
‫می‌خورن تا آروم بشن،

01:14:20.440 --> 01:14:23.560
‫فکر کنم مادره می‌گه:
‫"بیاین با یه نوشیدنی گرم آروم شیم."

01:14:23.600 --> 01:14:28.920
‫و همزمان، بیرون، طوفان بیداد می‌کنه.

01:14:28.945 --> 01:14:31.985
‫موج‌های خروشان، بادهای سهمگین،

01:14:32.010 --> 01:14:35.935
‫انگار کل زیست‌کره
‫داره نابود می‌شه، نه؟

01:14:35.960 --> 01:14:39.000
‫اما توی اون آشپزخونه‌ی
‫کوچیک، همه چی خوب و آرومه.

01:14:39.040 --> 01:14:41.520
‫این تضاد خیلی جالبه،

01:14:41.560 --> 01:14:45.535
‫به‌خصوص چون چیزی که بیرون داره
‫اتفاق می‌افته، در سکوت داره اتفاق می‌افته.

01:14:46.790 --> 01:14:48.701
‫پونیو، بیا اینجا!

01:14:54.235 --> 01:14:55.990
‫ما اینجوری می‌شینیم.

01:14:58.600 --> 01:15:02.720
‫دیدن این صحنه تو فیلم میازاکی،
‫آدم رو آماده‌ی همچین شرایطی می‌کنه

01:15:02.745 --> 01:15:06.360
‫و همین‌طور یادآوری می‌کنه که فقط
‫به این خاطر که دنیا داره فرو می‌پاشه،

01:15:06.400 --> 01:15:09.720
‫دلیل نمی‌شه برای پسرت و دخترت

01:15:09.760 --> 01:15:14.735
‫یا دوستت یه نوشیدنی
‫گرم و شیرین درست نکنی.

01:15:14.760 --> 01:15:19.160
‫مگه ما کی در معرض انقراض نبودیم؟

01:15:19.200 --> 01:15:21.360
‫این موضوع همیشه وجود داشته، درسته؟

01:15:32.560 --> 01:15:37.535
‫این سکوت، یه جور کیفیت
‫شنیداری ایجاد می‌کنه.

01:15:37.560 --> 01:15:39.640
‫وقتی به دنیا گوش می‌دی،

01:15:39.665 --> 01:15:42.705
‫فرق داره با وقتی که می‌خوای
‫اراده‌تو بهش تحمیل کنی.

01:15:42.730 --> 01:15:46.000
‫و فکر می‌کنم این چیز خیلی عمیقیه.

01:15:46.040 --> 01:15:50.000
‫انگار فیلم‌ها یه جور
‫ماشین زیبایی‌اند

01:15:50.025 --> 01:15:54.472
‫که بهت اجازه میدن و باعث
‫میشن و یه‌جورایی تشویقت می‌کنن،

01:15:54.497 --> 01:15:57.160
‫که یه جور خاص به دنیا توجه کنی،

01:15:57.200 --> 01:15:58.977
‫که گوش بدی.

01:16:08.320 --> 01:16:13.360
‫بعد، صبح روز بعد،
‫شهر رفته زیر دریا.

01:16:14.200 --> 01:16:17.548
‫با این که دنیا داره به
‫سمت یک فاجعه پیش می‌ره...

01:16:17.692 --> 01:16:18.935
‫دریا تا دم خونه‌مون اومده.

01:16:18.960 --> 01:16:22.160
‫میازاکی بار دیگه بچه‌ها
‫رو تشویق می‌کنه که کنجکاو،

01:16:22.185 --> 01:16:24.704
‫ ماجراجو و مقاوم باشن.

01:16:25.560 --> 01:16:28.440
‫و بعد، موجوداتی رو می‌بینن،

01:16:28.480 --> 01:16:31.520
‫به‌خصوص ماهی‌هایی
‫از دوران ماقبل تاریخ.

01:16:31.545 --> 01:16:35.941
‫و هم به شکل عجیبی زیباست و
‫هم به شکل عجیبی آرامش‌بخشه

01:16:35.966 --> 01:16:42.815
‫و این لحظه‌ی آخرالزمانی یه جورایی
‫می‌شه بخشی از جهانی خیلی وسیع‌تر.

01:16:42.840 --> 01:16:46.825
‫و من میگم این خیلی
‫هم غیرواقعی نیست.

01:16:46.850 --> 01:16:50.120
‫شاید لزوماً دیگه آدم‌ها وجود نداشته باشن،

01:16:50.160 --> 01:16:52.240
‫ولی همیشه یه چیزی هست.

01:16:52.280 --> 01:16:55.920
‫و با میازاکی، این فرصت
‫رو داریم که اون چیز رو ببینیم.

01:17:42.958 --> 01:17:44.959
‫من تکامل پیدا کردم.

01:17:46.159 --> 01:17:48.803
‫فکر کردیم با فیلم‌هامون
‫داریم دنیا رو عوض می‌کنیم.

01:17:49.827 --> 01:17:51.371
‫ولی هیچی عوض نمیشه.

01:17:51.396 --> 01:17:52.994
‫هیچی عوض نمیشه.

01:17:53.019 --> 01:17:54.818
‫نه، هیچی عوض نمیشه.

01:17:55.507 --> 01:17:58.329
‫فیلمساز بودن یعنی همین.

01:18:02.400 --> 01:18:06.400
‫بعد از «پونیو روی صخره کنار دریا»
‫میازاکی به کارش ادامه می‌ده.

01:18:06.440 --> 01:18:10.015
‫دو فیلم بلند می‌سازه که به
‫تاریخ خانوادگی‌ش ربط دارن:

01:18:10.040 --> 01:18:14.440
‫«باد برمی‌خیزد» و در نهایت
‫«پسر و مرغ ماهی‌خوار»

01:18:25.612 --> 01:18:27.390
‫همین دنیاست...

01:18:27.415 --> 01:18:32.323
‫کل قدرت من از همین سنگ
‫عظیمی که اینجاست میاد.

01:18:33.101 --> 01:18:36.167
‫این سنگ بانیِ بوجود اومدن این دنیاست؟

01:18:37.012 --> 01:18:38.945
‫از این خیلی نتیجه‌ها میشه گرفت.

01:18:39.491 --> 01:18:43.846
‫جهان‌ها موجودات زنده‌اند،
‫پر از کپک و حشرات.

01:18:43.871 --> 01:18:46.199
‫زمان مسیر خودش رو پیدا می‌کنه.

01:18:46.224 --> 01:18:48.955
‫من دنبال وارث خودم می‌گردم.

01:18:51.393 --> 01:18:55.126
‫ماهیتو، می‌تونم بهت اعتماد
‫کنم که ماموریت‌ام رو ادامه بدی؟

01:18:59.222 --> 01:19:03.422
‫فیلمی که به نظر می‌رسه پیامی
‫پایانی باشه برای نسل‌های آینده...

01:19:05.575 --> 01:19:09.335
‫فیلمی که توش، میازاکی باز
‫هم ما رو به چالش می‌کشه،

01:19:09.360 --> 01:19:12.495
‫و می‌شه اون رو در
‫عنوان ژاپنی‌ش خلاصه کرد:

01:19:12.520 --> 01:19:14.680
‫«چطور زندگی می‌کنی؟»

01:19:14.720 --> 01:19:16.800
‫خب، تو چطور می‌خوای زندگی کنی؟
