﻿WEBVTT

00:00:01.361 --> 00:00:09.351
« برتر موويز – مرجع دانلود فيلم و سريال »
[ bartarmoviz ]

00:00:51.033 --> 00:00:59.033
ترجمه از رضا، مصطفی، محمد
M0hammad , ElSHEN , DeathStroke

00:00:59.058 --> 00:01:01.643
‫من یه سرباز کارکشته در ارتش خون‌آشام‌ها بودم

00:01:01.810 --> 00:01:03.437
‫یه دلال مرگ

00:01:05.147 --> 00:01:06.648
یه حرفه‌ای بودم

00:01:09.234 --> 00:01:10.694
‫ولی بهم خیانت شد

00:01:10.861 --> 00:01:14.656
‫ویکتور، یعنی رهبر ما و قوی‌ترین خون‌آشام

00:01:14.823 --> 00:01:17.701
‫اون ناجی‌ای که از خودش در ذهنم ساخته بود نبود

00:01:19.495 --> 00:01:22.081
‫ناگهان متحدان ما دشمنان ما شدند

00:01:22.247 --> 00:01:26.460
‫خون‌آشام‌های ارشدی که زمانی ازشون
‫محافظت می‌کردم، مرده‌ام رو می‌خواستن

00:01:28.587 --> 00:01:30.964
‫بعدش مایکل کوروین رو پیدا کردم

00:01:31.131 --> 00:01:35.135
‫نه خون آشام نه لایکان،
‫مایکل یه دورگه شده

00:01:36.512 --> 00:01:39.640
‫ما تلافی کردیم و ارشدها رو کشتیم

00:01:41.725 --> 00:01:44.603
‫ولی بعدش همه چی عوض شد

00:01:44.770 --> 00:01:49.692
‫منو گرفتن، ولی نمی‌دونستم که
‫بچه‌ی مایکل رو باردارم

00:01:49.858 --> 00:01:52.820
‫ایو، دخترمون، اولین دورگه‌ای که خون خالص داشت ...

00:01:52.986 --> 00:01:55.239
‫و خونش می‌تونست به این جنگ پایان بده ...

00:01:55.406 --> 00:01:58.826
‫هم خون‌آشام‌ها و هم لایکان‌ها
‫به شدتش طالبش شدن

00:02:02.955 --> 00:02:07.918
‫تنها چاره‌ام مخفی کردن اون از دنیا و خودم بود

00:02:08.085 --> 00:02:09.753
‫تا حتی منم نتونم این دو گروه رو به دخترم برسونم

00:02:12.881 --> 00:02:16.593
‫من یه سرباز کارکشته در ارتش خون‌آشام‌ها بودم

00:02:20.431 --> 00:02:24.101
‫تنها چاره‌ام مخفی کردن اون از دنیا و خودم بود

00:02:24.893 --> 00:02:28.439
‫تا حتی منم نتونم این دو گروه رو به دخترم برسونم

00:02:42.619 --> 00:02:45.873
‫من بیش از حد معمول عمر کردم

00:02:46.040 --> 00:02:49.835
‫یک ماه نو بعد از هزار سال ماه‌های نو ...

00:02:51.587 --> 00:02:54.173
‫ولی برام فرقی نداره نگاهش کنم یا نه

00:02:57.885 --> 00:02:59.053
‫هیچی ندارم

00:02:59.553 --> 00:03:00.763
‫محفل من ...

00:03:02.097 --> 00:03:03.807
‫دخترم ...

00:03:04.099 --> 00:03:05.893
‫- عشقم، همه رو از دست دادم
‫- جلوشو بگیرین!

00:03:06.560 --> 00:03:09.063
‫و به زودی، احتمالاً ...

00:03:09.229 --> 00:03:11.398
‫هستی خودم رو

00:03:11.774 --> 00:03:13.150
‫- سلین داره میاد
‫- خون‌آشام‌ها و لایکان‌ها

00:03:13.317 --> 00:03:15.527
‫در جستجوی من هستن

00:03:16.737 --> 00:03:20.366
‫الان یک رانده شده هستم، یک منفور

00:03:29.792 --> 00:03:33.837
‫- جلوش رو بگیرین!
‫- یادتون باشه که زنده می‌خوادش

00:03:34.004 --> 00:03:35.047
‫آتش!

00:03:39.093 --> 00:03:40.636
‫یالا! آتش!

00:04:37.234 --> 00:04:39.987
‫گرفتن ردت به شدت سخته

00:04:40.154 --> 00:04:41.530
‫بهت نیازی ندارم

00:04:43.282 --> 00:04:44.324
‫ولی ممنون

00:04:44.491 --> 00:04:45.617
‫خبری از مایکل نشد؟

00:04:45.784 --> 00:04:47.911
‫- دیگه دنبالم نگرد!
‫- دنبالت نمی‌گردم

00:04:49.121 --> 00:04:50.330
‫دنبال ایو هستم

00:04:51.290 --> 00:04:53.959
‫خب، من آخرین کسی هستم که
‫می‌تونه برای پیدا کردنش کمکت کنه

00:04:54.126 --> 00:04:57.212
‫سلین، گوش کن چی میگم.
‫لایکان‌ها دوباره دارن حرکت می‌کنن

00:04:57.755 --> 00:04:58.839
‫نه، این بار فرق داره

00:04:59.006 --> 00:05:01.383
‫سازماندهی شده هستن.
‫یه رهبر جدید دارن

00:05:01.550 --> 00:05:03.550
‫- اسمش ماریوسه
‫- دیگه کاری به این جنگ ندارم

00:05:03.594 --> 00:05:04.914
‫خب، جنگ هنوز کارش باهات تموم نشده

00:05:05.054 --> 00:05:06.214
‫می‌تونستن تو رو بکشن

00:05:06.305 --> 00:05:08.724
‫ولی مشخصاً مأموریتشون گرفتن تو بود

00:05:08.891 --> 00:05:11.727
‫خون دخترت، یه غنیمته

00:05:11.894 --> 00:05:13.812
‫و اگه پیداش کنن، ازش استفاده کنن ...

00:05:13.979 --> 00:05:18.359
‫- قدرت ماریوس بی حد و حصر میشه
‫- خب، پس امیدوارم دخترم پیدا نشه

00:05:23.614 --> 00:05:25.449
‫باید یه پیام برسونی

00:05:25.616 --> 00:05:27.701
‫اگه فهمیدی خرخر کن

00:05:27.868 --> 00:05:29.286
‫به ماریوس بگو ...

00:05:29.453 --> 00:05:31.431
‫اگه خیال می‌کنه می‌تونه ازم اطلاعاتِ

00:05:31.455 --> 00:05:33.165
‫موقعیت دخترم رو بکشه بیرون، کور خونده

00:05:33.332 --> 00:05:35.501
‫نمی‌دونم کجاست و نمی‌خوام بدونم

00:05:35.959 --> 00:05:37.252
‫ماریوس پیدات می‌کنه

00:05:40.255 --> 00:05:42.132
‫فهمیدی پیامت چیه؟

00:05:52.059 --> 00:05:53.977
‫چیه؟

00:05:55.020 --> 00:05:56.355
‫قبل از این دیدی؟

00:05:56.522 --> 00:05:57.815
‫نه

00:05:57.981 --> 00:05:59.483
‫ولی باید درش بیاریم

00:06:03.362 --> 00:06:04.988
‫بیا بریم

00:06:23.841 --> 00:06:25.259
‫براوو یک، تمام. ماشین در حال نزدیک شدنه

00:06:25.426 --> 00:06:27.761
‫- اجازه دسترسی دارید
‫- دروازه رو ببندین

00:06:31.265 --> 00:06:32.725
‫پاکسازی محوطه رو شروع کنید

00:06:48.032 --> 00:06:50.492
‫افتخاریه تا به شما برای اینکه بالاخره
‫به خونه اومدید خوش آمد بگم، قربان

00:06:50.659 --> 00:06:52.745
‫سمیرا در اتاق شخصیش منتظر شماست

00:06:52.911 --> 00:06:54.663
‫سمیرا؟

00:06:54.830 --> 00:06:56.290
‫کاسیوس کجاست؟

00:06:56.457 --> 00:06:58.268
‫البته کل شورا برای خوش آمدگویی میان، قربان

00:06:58.292 --> 00:07:01.587
‫ولی سمیرا درخواست یه ملاقاتِ
‫چند دقیقه‌ای با شما رو داره

00:07:01.754 --> 00:07:03.297
‫اسمت چیه؟

00:07:03.464 --> 00:07:04.882
‫وارگا، قربان

00:07:05.049 --> 00:07:07.092
‫باید سعی کنم به خاطر بسپرم

00:07:27.821 --> 00:07:30.574
‫و به خاطر این مصیبت ...

00:07:30.741 --> 00:07:32.368
‫تنهامون بذارید

00:07:35.454 --> 00:07:39.041
‫توماس عزیز. از آخرین دیدارمون ...

00:07:39.208 --> 00:07:41.585
‫- چقدر بود؟
‫- دهه‌ها

00:07:42.419 --> 00:07:43.420
‫تبریک میگم

00:07:43.587 --> 00:07:45.065
‫متوجه شدم که یکی از اعضای شورا شدی

00:07:45.089 --> 00:07:46.548
‫خیلی به خودم می‌بالم

00:07:47.424 --> 00:07:51.178
‫حیف که در شرایط بهتر و شادتری برنگشتی

00:07:51.345 --> 00:07:54.431
‫خبر رسیده که محفل غربی کاملاً نابود شده

00:07:54.598 --> 00:07:55.724
‫بله، درسته

00:07:55.891 --> 00:07:57.851
‫جای شکر داره که تونستی جون سالم به در ببری

00:07:59.144 --> 00:08:00.688
‫خب، خیلی‌ها زنده نموندن

00:08:00.854 --> 00:08:03.190
‫مردم ما تعداد زیادی رو از دست دادن

00:08:03.357 --> 00:08:06.360
‫این ظروف، بقایای محفل بوداپسته

00:08:06.527 --> 00:08:08.487
‫خب، تسلیت میگم

00:08:08.654 --> 00:08:11.824
‫ما داریم در جنگ شکست می‌خوریم، توماس

00:08:11.990 --> 00:08:15.285
‫اگه همینطوری ادامه بدیم، گونه‌ی ما
‫در عرض 5 سال منقرض میشه

00:08:15.452 --> 00:08:17.037
‫کاسیوس هم همین نظرو داره؟

00:08:17.204 --> 00:08:21.000
‫لایکان‌ها دوباره سازماندهی و تجدید قوا شدن،
‫و قصدشون اینه که ما رو به کلی نابود کنن

00:08:21.166 --> 00:08:24.086
‫قطعاً اینجا جات امنه. محفل شرقی یه قلعه‌ست

00:08:24.253 --> 00:08:26.380
‫ما دیگه اون محفلی که یادته نیستیم

00:08:26.547 --> 00:08:28.757
‫تعداد دلالان مرگمون کمتر از همیشه‌ست

00:08:28.924 --> 00:08:31.176
‫ولی به نظر می‌رسه تازه‌کارهای زیادی دورت رو گرفتن

00:08:31.343 --> 00:08:34.555
‫همه‌شون سرباز تازه‌کارن و نه آماده نبرد هستن
‫و نه اینکه تعدادشون کافیه

00:08:34.763 --> 00:08:36.640
‫تا جلوی یه حمله‌ی همه جانبه‌ی لایکان‌ها رو بگیرن

00:08:37.599 --> 00:08:40.686
‫تاحالا لایکان‌ها هیچوقت حمله همه جانبه‌ای نداشتن

00:08:41.520 --> 00:08:43.397
‫یا حداقل حمله‌ی هماهنگ شده‌ای نداشتن

00:08:43.564 --> 00:08:46.233
‫چون هیچوقت ماریوس نداشتن

00:08:47.026 --> 00:08:50.612
‫قبولش برام دردناکه ولی برای اولین بار در عمرم

00:08:51.030 --> 00:08:53.282
‫واقعاً از آینده‌مون می‌ترسم

00:08:54.033 --> 00:08:56.285
‫خب نقشه‌ات چیه؟

00:08:57.953 --> 00:09:00.622
‫سمیرا، تو همیشه یه نقشه داری

00:09:00.789 --> 00:09:04.376
‫این نقشی که بازی می‌کنی هدفداره

00:09:04.543 --> 00:09:05.836
‫من نمی‌تونم مغز آدما رو بخونم

00:09:06.003 --> 00:09:07.838
‫ادب و احترامت رو به یه خون‌آشام پیر

00:09:08.005 --> 00:09:11.383
‫با گفتنِ دلیل دعوت شدنش به اینجا نشون بده

00:09:15.304 --> 00:09:17.097
‫سلین

00:09:17.264 --> 00:09:18.766
‫زودباش. باید به حرکت ادامه بدیم

00:09:18.932 --> 00:09:21.268
‫پناهگاه‌هایی نزدیک‌تر از این یکی هم هستن

00:09:21.435 --> 00:09:23.312
‫بهت که گفتم، نابودشون کردن

00:09:23.479 --> 00:09:25.230
‫الان اوضاع فرق کرده. زودباش

00:09:27.858 --> 00:09:29.568
‫ولی حکم مرگش رو امضا کردی

00:09:29.735 --> 00:09:31.820
‫البته. ازش نفرت دارم

00:09:31.987 --> 00:09:33.697
‫اون ویکتور رو کشت. من جانشینش بودم

00:09:33.864 --> 00:09:36.408
‫تااینکه با سلین آشنا شد

00:09:36.575 --> 00:09:38.660
‫پس می‌خوای ماریوس رو شکار کنه؟

00:09:38.827 --> 00:09:40.454
‫ازش می‌خوام تازه‌سربازهامون رو آموزش بده

00:09:40.621 --> 00:09:43.540
‫تا صد دلال مرگ ماریوس رو شکار کنن

00:09:44.291 --> 00:09:46.126
‫بعید می‌دونم قبول کنه

00:09:46.293 --> 00:09:48.003
‫تنها نگرانیش دخترشه

00:09:48.170 --> 00:09:49.380
‫ایو، همون دورگه

00:09:49.546 --> 00:09:52.466
‫متأسفانه دختر بیچاره نیمه لایکانه

00:09:53.008 --> 00:09:55.028
‫غریزه خون‌آشام‌ها اینه که خودشون رو
‫دربرابر لایکان‌ها کوچیک می‌دونن

00:09:55.052 --> 00:09:56.720
‫ولی از تکامل نمی‌ترسن

00:09:56.887 --> 00:09:59.473
‫در عین حال ما 1500 سال از این

00:09:59.640 --> 00:10:02.810
‫جریان "گونه‌ی خالص"ِ بی‌معنی، پیشرفتی نداشتیم

00:10:03.227 --> 00:10:05.020
‫و البته این کنایه که سلین

00:10:05.187 --> 00:10:07.898
‫- ممکنه خالص‌ترینِ گونه‌ی ما باشه

00:10:08.315 --> 00:10:10.442
‫خونش عناصر نسل کارینوس رو داره؟

00:10:10.609 --> 00:10:12.486
‫اون استثنائیه

00:10:14.029 --> 00:10:15.948
‫اون پسرم رو زنده کرد

00:10:17.491 --> 00:10:20.285
‫- خونش قلب پسرم رو به تپش انداخت
‫- غیرممکنه

00:10:21.370 --> 00:10:25.457
‫خودم شاهدش بودم.
‫اون جون پسرم رو نجات داد

00:10:27.001 --> 00:10:29.628
‫ویکتور و امیلیا

00:10:30.087 --> 00:10:33.132
‫تا ابد کنار هم بودن

00:10:35.843 --> 00:10:38.971
‫تاجایی که یادمه خیلی به امیلیا علاقه داشتی

00:10:40.723 --> 00:10:44.727
‫- بهت برای حمایت از من نیاز دارم
‫- اون برای اومدن به اینجا خطر نمی‌کنه

00:10:44.893 --> 00:10:47.521
‫مگه اینکه کل اعضای شورا ازش دعوت کنن

00:10:47.688 --> 00:10:49.773
‫من هیچوقت نمی‌تونم همچین درخواستی
‫از شورا داشته باشم

00:10:49.940 --> 00:10:51.900
‫کاسیوس به راه و روش‌های قدیم متعصبه

00:10:52.067 --> 00:10:55.237
‫الان همینطوریش هم تحملِ
‫بودن من در شورا رو نداره

00:10:55.696 --> 00:10:58.532
‫ولی الان دوران سختی رو می‌گذرونیم، توماس

00:10:58.699 --> 00:11:02.453
‫برای همین تو باید شورا رو راضی
‫به دعوت از اون بکنی

00:11:03.954 --> 00:11:05.330
‫امشب می‌رسن

00:11:05.497 --> 00:11:08.667
‫هشدار سپیده‌دم. 60 ثانیه تا طلوع آفتاب

00:11:38.072 --> 00:11:39.907
‫ماریوس، رهبران گله رسیدن

00:11:40.074 --> 00:11:42.493
‫و بهشون گفتم که توی اتاق جنگ منتظرت باشن

00:11:42.659 --> 00:11:44.139
‫بی‌شک مثل سگ باهم دعوا می‌کنن

00:11:44.203 --> 00:11:46.705
‫- ترتیبش رو میدم
‫- باشه

00:11:51.293 --> 00:11:52.795
‫- یالا دیگه
‫- راست، راست

00:11:52.961 --> 00:11:53.962
‫بیخیال، بیخیال بابا

00:11:54.380 --> 00:11:55.714
‫نه! گوش کن چی میگم

00:11:55.881 --> 00:11:57.925
‫اونا رو جدا می‌کنیم.
‫باید همین کارو بکنیم

00:11:58.092 --> 00:11:59.986
‫از این طرف و اون طرف.
‫اونا رو جدا می‌کنیم

00:12:00.010 --> 00:12:01.650
‫- و می‌چلونیمشون
‫- جداشون کنیم؟

00:12:01.720 --> 00:12:04.473
‫نقشه‌ات اینه؟ این کار هیچ سودی نداره

00:12:04.640 --> 00:12:05.974
‫- داره عصبی میشه
‫- خفه شو!

00:12:06.642 --> 00:12:08.519
‫بس کنین!

00:12:12.481 --> 00:12:14.483
‫- تو یه برده‌ای؟
‫- نه

00:12:14.650 --> 00:12:16.235
‫پس مثل برده‌ها رفتار نکن

00:12:17.986 --> 00:12:19.655
‫به این نقشه نگاه کنین

00:12:19.822 --> 00:12:21.448
‫چی می‌بینین؟

00:12:21.615 --> 00:12:23.492
‫می‌بینین که لایکان‌ها با هم‌نوع خودشون می‌جنگن؟

00:12:25.244 --> 00:12:26.995
‫الان بهتون میگم من چی می‌بینم

00:12:27.621 --> 00:12:28.914
‫وُلینیا

00:12:29.456 --> 00:12:32.042
‫نورتگو. تورینیا

00:12:32.209 --> 00:12:33.293
‫پیروزی‌های لایکان‌ها رو می‌بینم

00:12:35.254 --> 00:12:36.630
‫خون‌آشام‌های مرده رو می‌بینم

00:12:36.797 --> 00:12:38.340
‫می‌بینم که کل قلمروشون نابود شده

00:12:38.507 --> 00:12:40.884
‫ولی اگه باهم دعوا کنیم پیشرفتی حاصل نمیشه

00:12:41.719 --> 00:12:43.220
‫نباید استراحت کنیم ...

00:12:43.387 --> 00:12:46.765
‫تا وقتی که پناهگاه نهاییشون رو نابود کنیم

00:12:47.349 --> 00:12:50.227
‫باهمدیگه قوی هستیم

00:12:51.020 --> 00:12:54.690
‫و زمانی که خون دختر دورگه رو گیر بیاریم

00:12:56.525 --> 00:12:58.652
‫شکست ناپذیر میشیم

00:13:06.702 --> 00:13:08.203
‫گریگور

00:13:09.913 --> 00:13:11.540
‫تنها برگشتی

00:13:12.916 --> 00:13:15.127
‫- غافلگیر شدیم
‫- سلین کجاست؟

00:13:15.794 --> 00:13:18.005
‫- منو نکشت
‫- چرا؟

00:13:18.172 --> 00:13:19.590
‫تا یه پیام برسونم

00:13:21.050 --> 00:13:23.719
‫می‌خواد بدونی که دخترش تاابد رفته

00:13:23.886 --> 00:13:25.429
‫و اینکه هیچوقت نمی‌تونی پیداش کنی

00:13:25.596 --> 00:13:28.432
‫چون حتی سلین هم نمی‌دونه کجا مخفی شده

00:13:28.724 --> 00:13:29.725
‫حرفش رو باور می‌کنی؟

00:13:34.188 --> 00:13:35.439
‫حرفش رو باور می‌کنی؟

00:13:42.196 --> 00:13:44.823
‫یه ردیاب به دوستش وصل کردم

00:13:46.367 --> 00:13:47.868
‫خب...

00:13:49.078 --> 00:13:51.955
‫این یعنی اونقدرا هم بی‌کفایت نیستی

00:14:06.428 --> 00:14:07.680
‫سعی کن ثابت بمونی

00:14:11.558 --> 00:14:14.186
‫- چیه؟
‫- یه جور گلوله

00:14:14.353 --> 00:14:17.106
‫سریع‌تر از اونی که بتونی خوب بشی
‫گوشتت رو سوراخ می‌کنه

00:14:17.272 --> 00:14:18.565
‫خود رو هست

00:14:18.732 --> 00:14:22.152
‫همینو می‌خواستم بهت بگم.
‫این لایکان‌ها حرفه‌ای هستن

00:14:25.197 --> 00:14:27.282
‫نمی‌دونم می‌تونم به موقع درش بیارم یا نه

00:14:27.449 --> 00:14:29.730
‫خب، حداقل کاری که می‌تونی بکنی
‫یه‌کم قوت قلب دادنه

00:14:30.160 --> 00:14:31.870
‫فعلاً که جلوی خودم رو از کشتنت می‌گیرم

00:14:32.996 --> 00:14:34.832
‫همینم کفایت می‌کنه

00:15:09.116 --> 00:15:12.911
‫می‌خوای بری کی پناهگاه و عفو پیشنهاد بدیم؟

00:15:13.078 --> 00:15:16.665
‫- سلینِ دلال مرگ
‫- همون سلینی که ویکتور رو به قتل رسوند؟

00:15:16.832 --> 00:15:18.792
‫لازم نیست یادم بندازی چیکار کرده، کاسیوس

00:15:18.917 --> 00:15:20.085
‫شرم بر تو باد، آقا

00:15:20.252 --> 00:15:23.130
‫دیگه نباید اسمش به زبون بیاد

00:15:23.339 --> 00:15:25.424
‫کاسیوس، منم مثل تو عصبانی شدم

00:15:26.258 --> 00:15:28.344
‫چی رفته تو جلدت؟

00:15:28.510 --> 00:15:30.054
‫اگه قاطع واکنش نشون ندیم

00:15:30.220 --> 00:15:32.220
‫تا دو هفته‌ی دیگه دشمن‌ها برای جنگ به دروازه‌هات میان

00:15:32.723 --> 00:15:35.142
‫و اینجا همونجوری که هست می‌مونه

00:15:35.309 --> 00:15:38.479
‫هیچ گله‌ی لایکانی جرئت حمله به محفل ما رو نداره

00:15:38.645 --> 00:15:40.773
‫نگهبان‌های ما تکه تکه‌شون می‌کنن

00:15:40.939 --> 00:15:43.192
‫شاید برای یه گله‌ی لایکان معمولی صدق کنه

00:15:43.359 --> 00:15:46.528
‫ولی ماریوس ارتشی قدرتمندتر از هر ...

00:15:46.695 --> 00:15:47.988
‫همه‌اش اغراق‌های بی‌اساس هستن

00:15:48.155 --> 00:15:49.990
‫به سلین نیاز دارین

00:15:50.157 --> 00:15:54.787
‫دلاوریش، رهبریش، اطلاعاتش از لایکان‌ها

00:15:54.953 --> 00:15:57.498
‫و مهارت‌های جنگیش بی‌همتاست

00:15:57.664 --> 00:16:00.167
‫حق با ایشونه، اون مرگ‌آورترین
‫دلال مرگیه که تاحالا داشتیم

00:16:00.376 --> 00:16:03.879
‫ولی اون یکی از ماها رو کشته

00:16:04.046 --> 00:16:08.092
‫نه تنها قدرتمندترین و محترم‌ترینِ ارشد

00:16:08.258 --> 00:16:12.680
‫بلکه محافظی که مثل دختر خودش دوست داشت

00:16:12.846 --> 00:16:14.723
‫نمیشه بهش اعتماد کرد

00:16:14.890 --> 00:16:16.141
‫درموردش زود قضاوت شده

00:16:16.308 --> 00:16:18.894
‫شاید بتونه رستگاریش رو بدست بیاره

00:16:19.061 --> 00:16:21.563
‫گفتنش برام دردناکه ولی حق با توماسه

00:16:22.022 --> 00:16:24.692
‫تاحالا هیچ جنگجویی به اندازه اون
‫در میدان نبرد خودش رو ثابت نکرده

00:16:24.858 --> 00:16:28.112
‫برای جنگمون علیه ماریوس
‫حتماً فوق العاده سودمند میشه

00:16:28.278 --> 00:16:32.324
‫حتی شاید عناصر اساسیِ
‫قطعی شدن پیروزی ما اشه

00:16:34.785 --> 00:16:36.870
‫اگه تونستین پیداش کنین

00:16:37.037 --> 00:16:41.542
‫و به این محفل ارزشمند قدم بذاره ...

00:16:41.834 --> 00:16:44.878
‫سمیرا، شخصاً او رو مسئول کنترل اون

00:16:45.045 --> 00:16:46.797
‫- در نظر می‌گیرم
‫- البته

00:17:11.196 --> 00:17:15.451
‫مزاحم، مزاحم، مزاحم

00:17:15.617 --> 00:17:17.494
‫مزاحم، مزاحم

00:17:31.884 --> 00:17:33.510
‫کی تو رو فرستاده؟

00:17:34.928 --> 00:17:36.597
‫بندازش

00:17:42.061 --> 00:17:43.395
‫چطوری پیدامون کردین؟

00:17:43.729 --> 00:17:45.814
‫فقط تعداد انگشت شماری از پناهگاه‌ها موندن

00:17:46.565 --> 00:17:48.901
‫لایکان‌ها کاری کردن که نبستاً راحت باشه

00:17:49.068 --> 00:17:51.487
‫شورای محفل شرقی منو فرستاد که ببرمت اونجا

00:17:51.653 --> 00:17:53.364
‫- برای محاکمه؟
‫- نه

00:17:53.530 --> 00:17:57.493
‫- برای امنیت خودت و ما
‫- انتظار نداری که باور کنم؟

00:17:57.659 --> 00:17:59.912
‫تک به تکشون حکم مرگم رو امضا کردن

00:18:00.079 --> 00:18:02.206
‫- شرایط عوض شده
‫- خون‌آشام‌ها عوض نشدن

00:18:02.664 --> 00:18:03.916
‫این از طرف پدرته

00:18:06.293 --> 00:18:08.337
‫قابل اعتماده؟

00:18:08.504 --> 00:18:10.547
‫بسته‌ست، دست خط خودشه

00:18:10.714 --> 00:18:13.926
‫شورا پیشنهاد بخشایش و پناهگاه به ما داده

00:18:14.093 --> 00:18:15.886
‫- چرا؟
‫- ماریوس

00:18:16.053 --> 00:18:18.430
‫این درخواست متواضعانه‌ی شوراست

00:18:18.597 --> 00:18:21.266
‫که ما رو برای شکست اون و ارتشش آموزش بدی

00:18:22.935 --> 00:18:24.103
‫حرکت کنین. زودباشین

00:18:24.269 --> 00:18:25.938
‫سیگنال از این طرف میاد

00:18:27.272 --> 00:18:28.982
‫ببین، متوجهم که نسبت به این پیشنهاد بی میلی

00:18:29.149 --> 00:18:31.985
‫ولی به عنوان مهمان شورا،
‫قانون از ما محافظت می‌کنه

00:18:32.152 --> 00:18:34.321
‫پدرم دروغ نمیگه و هیچ کینه‌ای رو هم نگه نمی‌داره

00:18:34.488 --> 00:18:37.449
‫- اونم از ویکتور خوشش نمیومد
‫- مزاحم، مزاحم

00:18:37.616 --> 00:18:39.743
‫لایکان‌ها

00:18:42.121 --> 00:18:44.915
‫- باید از اینجا بریم
‫- باید پیشنهاد شورا رو قبول کنی

00:18:45.082 --> 00:18:47.001
‫- به خاطر ایو
‫- ایو کمک منو نمی‌خواد

00:18:47.167 --> 00:18:49.503
‫می‌دونم می‌خوای ازش محافظت کنی.
‫و اگه ماریوس رو از بین ببریم

00:18:49.670 --> 00:18:51.839
‫یعنی بزرگترین تهدید برای امنیتش رو از بین بردیم

00:18:52.006 --> 00:18:53.298
‫حالا

00:19:10.107 --> 00:19:11.442
‫ماریوس

00:19:14.653 --> 00:19:16.155
‫تازه رفتن

00:19:16.321 --> 00:19:19.867
‫دوست ندارم کلمه "تازه" رو بشنوم

00:19:20.409 --> 00:19:22.619
‫یا اونو داریم یا هیچی نداریم

00:19:24.121 --> 00:19:25.831
‫حالیت شد؟

00:19:25.998 --> 00:19:28.083
‫- گفتم حالیت شد؟
‫- بله

00:19:45.851 --> 00:19:47.603
‫ واحد تی‌سی در حال ورود

00:19:47.770 --> 00:19:49.146
‫ خبری نیست

00:19:50.606 --> 00:19:52.316
‫  محوطه امنه

00:20:06.205 --> 00:20:07.831
‫- خوش اومدی
‫- جدی؟

00:20:07.998 --> 00:20:10.542
‫تمامی منابع و تسلیحات ما
‫در اختیار توئه

00:20:10.709 --> 00:20:14.296
‫تا این سربازان جدید رو به دلالان مرگی
‫شایسته‌ی نام خودت تبدیل کنی

00:20:14.463 --> 00:20:16.590
‫وارگا دست راست توئه

00:20:16.757 --> 00:20:18.467
‫از تمامی نقاط ضعف و قوت ما با خبره

00:20:18.634 --> 00:20:22.221
‫همچنین یکی از بارزترین کشنده‌های گرگینه‌هاست
‫که تابحال بیشتر از 40 گرگ رو کشته

00:20:22.388 --> 00:20:24.306
‫- مایه‌ی افتخاره
‫- دیوید، خوش اومدی

00:20:24.473 --> 00:20:27.184
‫- تشکر
‫- به مناسبت ورود امن مهمان‌ها

00:20:27.351 --> 00:20:29.520
‫در باغ زمستانی
ضیافتی به راه انداختم

00:20:29.895 --> 00:20:31.522
‫نیازی به اینکارها نبود
‫تشکر

00:20:31.689 --> 00:20:34.441
‫مزخرف نگو
‫همیشه باید از موقعیت لذت برد

00:20:57.965 --> 00:20:59.675
‫در زمان جنگ ...

00:20:59.842 --> 00:21:02.678
‫این محفل به لحظاتی برای جشن گرفتن نیاز داره

00:21:02.928 --> 00:21:06.807
‫رسیدن توماس، دیوید و سلین

00:21:06.974 --> 00:21:09.935
‫خودش دلیل کافی برای خوش بودنه

00:21:11.228 --> 00:21:13.272
‫به سلامتی همه

00:21:26.243 --> 00:21:28.537
‫خیلی لطف کردی بهمون پناه دادی سمیرا
‫ممنونم

00:21:28.704 --> 00:21:31.165
‫افتخارش برای منه

00:21:31.373 --> 00:21:35.085
‫اعتراف کن، واقعیت داره که خون سلین
‫تو رو به زندگی برگردوند؟

00:21:35.252 --> 00:21:36.628
‫بله، درسته

00:21:36.795 --> 00:21:38.547
‫من همه‌چیزم رو مدیون سلینم

00:21:39.590 --> 00:21:43.135
‫اما اگه بهم اجازه بدی
‫پدرم درخواست مشاوره داره

00:21:45.512 --> 00:21:47.139
‫توماس همیشه آدم نچسبی بود

00:21:51.185 --> 00:21:54.271
‫ظاهرا سمیرا بهت علاقه‌مند شده

00:21:54.438 --> 00:21:57.191
‫گرچه علاقه‌ی دوطرفه‌ای نیست

00:21:57.358 --> 00:21:59.651
‫ما به حفاظتش نیاز داریم

00:21:59.818 --> 00:22:02.446
‫برعکس، فکر می‌کنم
‫یکی باید جلوی اون از من حفاظت کنه

00:22:02.613 --> 00:22:04.281
‫جنگ پِست

00:22:05.032 --> 00:22:07.368
‫فکر می‌کردیم جنگی بود که
‫پایان تمامی نزاع‌ها

00:22:07.534 --> 00:22:08.911
‫بین نژادهای ما بود

00:22:09.078 --> 00:22:10.913
‫اما دوباره برگشتیم به موقعیت قبلی

00:22:11.080 --> 00:22:14.750
‫امیدوارم بتونی ببینی که من دارم
بخشندگی زیادی در حق سلین می‌کنم

00:22:14.917 --> 00:22:16.797
‫بعد از تحویل دادن دخترش به گرگینه‌ها

00:22:16.835 --> 00:22:18.355
بخشندگی حداقل کاریه که می‌تونی بکنی

00:22:18.379 --> 00:22:22.007
‫من در این جنگ چیزهای زیادی از دست دادم

00:22:22.174 --> 00:22:25.511
‫باور کن هنوز هم تک‌تک شکست‌ها
‫روی روحم سنگینی می‌کنه

00:22:25.678 --> 00:22:28.222
‫پس باید کمکم کنی ازش حفاظت کنم

00:22:28.389 --> 00:22:30.391
‫چون سلین بیشتر از اونکه فکرش رو بکنی
‫توی این جنگ از دست داده

00:22:30.557 --> 00:22:32.601
‫و واسه منم خیلی مهمه

00:22:43.862 --> 00:22:46.198
‫ماریوس اون بیرونه

00:22:46.365 --> 00:22:50.536
غرق در تکبر گرگ‌ها
‫درحال نقشه کشیدن برای سقوط ما

00:22:53.247 --> 00:22:57.209
‫ما برای نابود کردن اون
‫به سلین نیازی نداریم

00:22:58.168 --> 00:22:59.753
‫من توانایی زیادی دارم

00:22:59.920 --> 00:23:02.423
‫نه وارگا، تو اصلا کفایت نداری

00:23:02.589 --> 00:23:06.135
‫خیلی خوش‌شانسیم که لازم نیست برای بقا
‫به توانایی‌های تو تکیه کنیم

00:23:06.552 --> 00:23:09.638
‫این حوزه

00:23:09.930 --> 00:23:12.224
‫همخوابه‌ی دوست‌داشتنی و بی‌فکر من

00:23:12.391 --> 00:23:13.767
‫فقط در تخصص منه

00:23:13.934 --> 00:23:15.694
‫- فکر می‌کنم بهتره ...
‫- فکر نکن وارگا

00:23:15.853 --> 00:23:17.604
‫برای ذهنت خوب نیست!

00:23:18.355 --> 00:23:22.401
‫راه‌های زیادی واسه اثبات از خود گذشتگیت
‫وجود داره

00:23:33.662 --> 00:23:38.125
‫تیکه تیکه ...

00:23:41.337 --> 00:23:44.006
‫پازل کامل میشه

00:23:45.883 --> 00:23:47.968
‫آره

00:23:49.261 --> 00:23:50.929
‫آره

00:24:28.884 --> 00:24:31.136
‫جایی که گرگینه هست رو هدف نگیر
‫پیش‌بینی کن

00:24:37.351 --> 00:24:38.519
‫و یادتون باشه

00:24:38.686 --> 00:24:41.164
‫یک گرگینه وقتی به شکل گرگ در میاد
‫بیشترین آسیب پذیری رو داره

00:24:41.188 --> 00:24:42.773
‫- چی؟
‫- اصلا منطقی نیست

00:24:44.608 --> 00:24:46.168
‫در شکل گرگ نمی‌تونن از سلاحی استفاده کنن

00:24:46.276 --> 00:24:48.654
‫و تفکرشون هم به شکل ابتدایی درمیاد

00:24:48.821 --> 00:24:50.030
‫که فقط توسط اشتیاق به خون
‫کنترل میشه

00:24:50.197 --> 00:24:52.950
‫- تو چندنفر رو کشتی؟
‫- نشمردم

00:24:53.450 --> 00:24:56.245
‫دارم سرعت گرگینه‌ها رو 20 درصد
‫افزایش میدم

00:24:58.580 --> 00:25:00.416
‫لطفا ادامه بده

00:25:05.587 --> 00:25:08.424
‫گله‌ی من پناهگاه محفل شرقی رو
‫برای نقاط ضعفش زیر و رو کردند

00:25:08.590 --> 00:25:09.591
‫اما چیزی پیدا نشد

00:25:09.758 --> 00:25:11.798
‫هر حمله‌ی مستقیمی هم منجر به
‫قرنطینه‌ی محوطه میشه

00:25:11.927 --> 00:25:13.407
‫که یعنی محفل قابل رسوخ نیست

00:25:13.470 --> 00:25:16.270
‫حتی اگه بتونیم بدون از دست دادن
‫90 درصد از نیروهامون وارد بشیم ...

00:25:16.432 --> 00:25:18.034
‫- استراتژی عقب‌نشینی دارن که می‌تونه ...
‫- این

00:25:18.058 --> 00:25:20.811
‫این آماده شده؟

00:25:20.978 --> 00:25:22.646
‫بله

00:25:22.813 --> 00:25:25.274
‫وقتی خون دورگه بدستمون برسه

00:25:25.441 --> 00:25:27.192
‫علیه محفل شرقی حمله می‌کنیم

00:25:27.359 --> 00:25:29.653
‫سلین رو پیدا کنید
تا دخترش هم پیدا بشه

00:25:34.533 --> 00:25:36.452
‫اختراع خودمه

00:25:36.618 --> 00:25:38.430
‫یکی از اولین چیزایی که یه دلال مرگ یاد می‌گیره

00:25:38.454 --> 00:25:39.973
‫اینه که چجوری در یک محیط بسته
‫مبارزه کنه

00:25:39.997 --> 00:25:43.500
‫البته چیزی که این آموزش کم داره
‫غیرقابل پیش‌بینی بودنه

00:25:44.793 --> 00:25:47.254
‫خوشحالم کن و به دانش‌آموزهام ...

00:25:47.421 --> 00:25:51.717
‫بهتره بگم دانش‌آموزهای خودت
‫نشون بده غیرقابل پیش‌بینی بودن چجوریه

00:25:51.884 --> 00:25:55.763
‫نه تنها دیدنش باعث افتخارمونه
‫بلکه درس خیلی ارزشمندی برای آموزششونه

00:25:55.929 --> 00:25:57.765
‫- من نمی‌خوام ...
‫- خواهش می‌کنم

00:25:59.516 --> 00:26:01.018
‫کافیه

00:26:02.061 --> 00:26:05.230
‫جمع بشید
‫حالا می‌خوایم بهتون یاد بدیم

00:26:05.397 --> 00:26:08.442
‫که ذات واقعی یک گرگینه چجوریه

00:26:08.609 --> 00:26:12.654
‫برای این درس
‫مهمان محترممون، سلین

00:26:12.821 --> 00:26:16.200
‫نقش دلال مرگِ خون‌آشام رو بازی می‌کنه
‫که درحال دفاع از پناهگاه ماست

00:26:16.367 --> 00:26:19.953
‫و من هم نقش گرگینه‌ی شرور رو بازی می‌کنم

00:26:20.120 --> 00:26:21.663
‫که برای نابودی پناهگاه اومدم

00:26:21.830 --> 00:26:23.332
‫خانوما مقدم‌ترن

00:26:46.188 --> 00:26:47.272
‫خوشم اومد

00:26:55.197 --> 00:26:56.573
‫یالا

00:26:59.660 --> 00:27:00.786
‫زود باش

00:27:40.826 --> 00:27:42.369
‫درس امشب:

00:27:42.536 --> 00:27:45.914
‫هیچوقت فرض نکنید رقیبتون
‫با شرافت می‌جنگه

00:27:46.081 --> 00:27:48.125
‫اونا گرگینه‌اند
‫شرافتی ندارند

00:27:52.463 --> 00:27:53.672
‫تکون نخور

00:28:01.889 --> 00:28:03.807
‫عنب‌الثعب

00:28:03.974 --> 00:28:06.393
‫وارد سلول‌های خون‌آشام‌ها میشه
‫معمولا کشنده‌ست

00:28:06.560 --> 00:28:09.813
‫اما واسه کسی با قدرت سلین
‫تنها درد و زمین‌گیر شدن

00:28:09.980 --> 00:28:11.190
‫به همراه داره

00:28:11.357 --> 00:28:12.900
‫خودم می‌کشمت

00:28:14.193 --> 00:28:16.236
‫گلوله‌های فرابنفش

00:28:22.076 --> 00:28:25.371
‫واقعا فکر کردی به‌خاطر کشتن ویکتور
‫می‌بخشمت؟

00:28:25.537 --> 00:28:27.414
‫وارگا، دستورت رو اجرا کن

00:28:29.750 --> 00:28:31.210
‫وارگا

00:29:01.990 --> 00:29:03.992
‫من واسه آموزش دادن دلالان مرگ
‫بهت نیازی ندارم

00:29:04.159 --> 00:29:06.078
‫واسه آموزش، وارگا رو دارم

00:29:06.245 --> 00:29:08.914
‫تنها چیزی که واسه رهبری این محفل

00:29:09.081 --> 00:29:13.836
‫و پایان دادن به پیشروی گرگینه‌ها نیاز دارم
‫خون توئه

00:29:21.051 --> 00:29:22.344
‫جسد‌ها رو چیکار کنیم؟

00:29:24.763 --> 00:29:26.181
‫زنگ خطر رو به صدا دربیار

00:29:26.724 --> 00:29:28.976
‫بذار شورا پیداشون کنه

00:29:29.143 --> 00:29:34.398
‫مدارکی موثق برای جنایت و ظلمی
‫که توسط سلین انجام شده

00:29:43.782 --> 00:29:45.034
‫نفوذی داریم

00:29:45.743 --> 00:29:46.785
‫باید سلین رو پیدا کنیم

00:29:46.952 --> 00:29:50.414
‫- مسیر بسته‌ست، به دستور سمیرا
‫- برو کنار

00:29:53.876 --> 00:29:55.127
‫دیوید

00:29:56.378 --> 00:29:57.546
‫بیا

00:29:58.005 --> 00:30:01.258
‫بیشتر از یه راه برای جابه‌جایی
‫در این محفل وجود داره

00:30:01.425 --> 00:30:04.303
‫آمیلیا چند قرن پیش
‫این راهرو‌ها رو ساخت

00:30:08.390 --> 00:30:09.433
‫به کجا می‌رسه؟

00:30:09.600 --> 00:30:13.228
‫به اتاق‌های خصوصی
‫من‌جمله اتاق سمیرا

00:30:39.088 --> 00:30:40.756
‫باهاش چیکار کردند؟

00:30:40.923 --> 00:30:44.051
‫«مکش خون با دستگاه»

00:30:44.218 --> 00:30:46.720
خونگیری

00:30:49.181 --> 00:30:53.352
‫سمیرا بدنبال باارزش‌ترین داراییه سلینه

00:30:54.269 --> 00:30:56.438
‫- اینجوری می‌میره
‫- درسته

00:30:56.605 --> 00:30:59.274
‫اما با رنج زیاد

00:31:04.238 --> 00:31:05.781
‫ببین

00:31:05.948 --> 00:31:09.451
‫این طراحی شده تا شاهرگ‌ها رو
‫تا جای ممکنه باز کنه

00:31:09.618 --> 00:31:12.913
‫اگه مراقب نباشیم
‫بیشتر بهش صدمه می‌زنیم

00:31:13.455 --> 00:31:14.748
‫مراقب باش

00:31:33.267 --> 00:31:35.144
‫مال اونه؟

00:31:35.310 --> 00:31:36.311
‫بله

00:31:36.478 --> 00:31:39.064
‫تنها سلین از این سلاح خاص
‫استفاده می‌کنه

00:31:40.983 --> 00:31:42.818
‫یک خائن بدنام در خانه‌ی ما

00:31:42.985 --> 00:31:44.611
‫این دقیقا چیزیه که پیش‌بینی می‌کردم

00:31:44.778 --> 00:31:48.073
‫و تو بودی که گفتی
‫نمی‌ذاری چنین اتفاقی بیفته

00:31:48.365 --> 00:31:50.159
‫خون اون‌ها به گردن توئه

00:31:50.325 --> 00:31:52.369
‫- قربان، من نهایت تلاشم رو ...
‫- حرف نزن

00:31:52.536 --> 00:31:53.746
‫هیچ رحمی درکار نیست

00:31:53.912 --> 00:31:56.498
می‌خوام هرکاری می‌تونید بکنید
تا پیدا بشه

00:31:56.665 --> 00:31:58.542
‫اطاعت میشه

00:32:00.127 --> 00:32:01.962
‫و می‌خوام زنده پیداش کنید

00:32:04.715 --> 00:32:06.842
‫مفهومه؟

00:32:07.009 --> 00:32:08.927
‫کاملا

00:32:18.520 --> 00:32:20.647
‫زمانمون داره تموم میشه
‫- خیلی‌خب، ببرش

00:32:20.814 --> 00:32:22.775
‫باید بری سمت شمال
‫خیلی دور

00:32:22.941 --> 00:32:24.443
‫واردور

00:32:26.403 --> 00:32:27.613
‫نه

00:32:27.780 --> 00:32:29.740
‫پدر و پسر در خیانت دست به یکی شدند

00:32:29.907 --> 00:32:31.617
‫سلین رو ببر

00:32:32.743 --> 00:32:33.744
‫من حسابشون رو می‌رسم

00:32:43.170 --> 00:32:44.171
‫زودباش

00:32:55.557 --> 00:32:56.850
‫برو
‫حالا

00:32:57.643 --> 00:32:59.144
‫نــه

00:33:08.362 --> 00:33:11.407
‫ هشدار سپیده‌دم
‫  60ثانیه تا طلوع آفتاب

00:33:11.573 --> 00:33:14.284
‫یالا، خورشید اون بیرون خاکسترت می‌کنه

00:33:14.451 --> 00:33:16.453
‫یا می‌تونی بمونی و اینجا با عزت بمیری

00:33:46.108 --> 00:33:47.568
‫می‌تونند زیر نور خورشید راه برند!

00:34:06.045 --> 00:34:08.547
‫باید تغذیه کنی
‫خون زیادی از دست دادی

00:34:26.648 --> 00:34:29.401
‫بچه... به‌خاطر اینکه به بچه‌ی تو کمک کرد

00:34:29.568 --> 00:34:31.987
‫پسرم مُرده
‫مُــرده

00:34:32.196 --> 00:34:33.238
‫دیوید

00:34:34.365 --> 00:34:35.366
‫فورا ببرش

00:34:35.532 --> 00:34:37.159
‫باید بری سمت شمال
‫واردور

00:34:39.870 --> 00:34:41.538
‫برو
‫حالا

00:34:54.134 --> 00:34:55.844
‫ممنونم

00:34:59.556 --> 00:35:03.435
‫متاسفم که پدرت رو از دست دادی

00:35:03.769 --> 00:35:06.397
‫مبارزه‌ی شجاعانه‌ای کرد

00:35:06.897 --> 00:35:10.150
‫عجیبه کسی رو از دست بدی
‫که حس کنی هیچوقت نمی‌شناختیش

00:35:12.152 --> 00:35:14.238
‫درمورد مادرم هم همین حس رو داشتم، اما...

00:35:15.447 --> 00:35:17.491
‫هیچ خاطره‌ای ازش ندارم

00:35:18.575 --> 00:35:20.244
‫منم از ایو خاطره‌ای ندارم

00:35:21.537 --> 00:35:23.330
‫من اونو نمی‌خواستم

00:35:23.831 --> 00:35:25.332
‫نمی‌شناختمش

00:35:26.250 --> 00:35:27.251
‫و حالا از دستش دادم

00:35:27.418 --> 00:35:29.670
‫چرا همش میگی از دستش دادی؟

00:35:30.212 --> 00:35:33.757
‫ازم قول گرفت که هیچوقت
‫دنبالش نگردم

00:35:33.924 --> 00:35:36.635
‫که فکر کنم دختری ندارم

00:35:37.428 --> 00:35:38.637
‫و درست هم می‌گفت

00:35:40.514 --> 00:35:42.975
‫هر کسی رو که دوست داشتم
‫فقط ضرر کرده

00:35:43.475 --> 00:35:46.895
‫تو و خونوادت تنها چیزی هستید
‫که برام مونده

00:35:49.440 --> 00:35:51.316
‫پس توی بد دردسری افتادی

00:35:53.277 --> 00:35:55.237
‫باید استراحت کنی

00:36:04.121 --> 00:36:06.248
‫مشخصه که سلین با گرگینه‌ها
‫هم‌پیمان شده

00:36:06.707 --> 00:36:09.501
‫توماس و دیوید هم در این توطئه
‫شریک بودند

00:36:09.668 --> 00:36:13.088
‫اون‌ها زیر خورشید راه رفتند
‫همین مدرکی برای تبانی با گرگینه‌هاست

00:36:13.255 --> 00:36:16.216
‫نام سلین باید از تاریخچه‌ی سربلند ما
‫حذف بشه

00:36:16.383 --> 00:36:17.426
‫الکسیا

00:36:17.593 --> 00:36:20.512
‫- باید انتقام از دست رفته‌ها رو بگیریم
‫- همین کار رو بکن

00:36:46.663 --> 00:36:50.751
‫- چقدر عنب‌الثعب استفاده کردی؟
‫- فکر کردم بهتره که...

00:36:50.959 --> 00:36:53.337
‫وارگا، درمورد فکر کردنت چی گفتم؟

00:36:53.921 --> 00:36:55.506
‫زهر کم‌کم ازبین میره

00:36:55.673 --> 00:36:58.967
‫من به این خون بدون آلودگی نیاز دارم
‫همین حالا

00:36:59.134 --> 00:37:01.261
‫نباید عجله کنیم

00:37:01.804 --> 00:37:03.138
‫باید دوره‌ی خودش رو طی کنه

00:37:07.518 --> 00:37:09.269
‫بدون شک همین ماشینه

00:37:09.436 --> 00:37:12.856
‫اما نمی‌دونیم کجا رفتند

00:37:13.482 --> 00:37:15.067
‫توی شهر پراکنده بشید

00:37:15.234 --> 00:37:16.819
‫همه‌جا رو بگردید

00:37:24.118 --> 00:37:27.496
‫ این ایستگاه، پایان مسیر قطار ریل چهارم است

00:37:44.346 --> 00:37:45.889
‫شمال

00:38:00.362 --> 00:38:03.198
‫من می‌تونم بیشتر از کاسیوس

00:38:04.408 --> 00:38:06.368
‫یا هر خون‌آشام دیگه‌ای

00:38:08.662 --> 00:38:10.706
‫در این محفل قدرتمند بشم

00:38:18.797 --> 00:38:21.317
‫- چه خبر از جستجو؟
‫- سلین و دیوید درحال رفتن به شمال هستند

00:38:21.425 --> 00:38:23.761
‫- بایدم همینطور باشه
‫- عالی‌جناب؟

00:38:23.927 --> 00:38:25.929
‫اون‌ها میرن به تنها محفل باقی‌مونده

00:38:26.096 --> 00:38:29.308
‫که بهشون جایگاه امنی بده
‫واردور، قلعه‌ی شمالی

00:38:29.475 --> 00:38:31.226
‫اما واردور فقط یه افسانه‌ست

00:38:31.393 --> 00:38:33.937
‫من اگه جات بودم
‫اینقدر بالا نمی‌بردمش

00:38:34.104 --> 00:38:38.525
‫یه پایگاه دورافتاده و سرده
‫که پر شده از ترسوهای صلح‌طلب و رقت‌انگیز

00:38:38.692 --> 00:38:41.070
‫جوری حرف می‌زنید انگار اونجا بودید

00:38:41.236 --> 00:38:45.532
‫فکر می‌کنی وقتی ویکتور چندین سال رو
‫حروم سلین کرد، من کجا بودم؟

00:38:46.784 --> 00:38:48.410
‫خودت رو آماده کن

00:38:48.577 --> 00:38:51.372
‫مسیر طولانیه
‫و می‌خوام تنهایی بری

00:38:52.373 --> 00:38:54.667
‫باید مطمئن باشم که خائن اونجاست

00:38:54.833 --> 00:38:58.754
‫قبل از اینکه دسته‌ی بزرگی از سربازها رو
‫از این محفل دور کنم

00:39:31.036 --> 00:39:32.621
‫باید بیشتر مراقب باشی

00:39:41.380 --> 00:39:42.923
‫تو باید آروم‌تر باشی

00:39:47.553 --> 00:39:49.138
‫- سلین رو پیدا کردی؟
‫- بله

00:39:49.304 --> 00:39:51.348
‫داره میره سمت محفل شمالی

00:39:53.851 --> 00:39:56.478
‫من سر همه‌چیزم خطر کردم

00:39:56.645 --> 00:40:00.607
‫- واسه تو، واسه ما
‫- می‌دونم عشقم

00:40:00.774 --> 00:40:04.069
‫سمیرا هرروز داره بیشتر
‫دیوونه‌ی قدرت میشه

00:40:04.236 --> 00:40:05.863
‫باید جلوش رو بگیریم

00:40:06.030 --> 00:40:09.033
‫و هرروز می‌ترسم از کاری که
‫وقتی درمورد ما فهمید، انجام میده

00:40:10.534 --> 00:40:14.663
‫من بدون خون دورگه
‫نمی‌تونم به محفل شرقی حمله کنم

00:40:14.830 --> 00:40:17.708
‫خیلی قوی هستند
‫حتی برای گله‌ی من

00:40:18.834 --> 00:40:20.461
‫سلین...

00:40:21.170 --> 00:40:25.341
‫اون تنها کلید به آینده‌ی
‫گرگینه‌ها و خون‌آشام‌هاست

00:40:25.799 --> 00:40:27.760
‫باید بدستش بیاری

00:40:55.120 --> 00:40:57.331
‫واردور پشت اون تپه‌ست

00:42:58.285 --> 00:43:00.162
‫آدماش کجان؟

00:43:00.954 --> 00:43:02.623
‫درحال نظاره‌ی ما

00:43:10.130 --> 00:43:12.633
‫ما برای پناه اومدیم

00:43:12.800 --> 00:43:14.426
‫نه برای مبارزه

00:43:15.844 --> 00:43:17.888
‫پس به جای درستی اومدید

00:43:22.935 --> 00:43:24.728
‫اسم من لیناست

00:43:24.895 --> 00:43:26.730
‫بیاید دنبالم

00:43:27.981 --> 00:43:29.650
‫جریان چی بود؟

00:43:29.817 --> 00:43:31.735
‫یه نوع حقه

00:43:58.887 --> 00:44:00.389
‫تو باید سلین باشی

00:44:00.973 --> 00:44:03.392
‫واقعا سرباز قهار با صلح اومده؟

00:44:04.018 --> 00:44:06.020
‫- درسته
‫- این یکی چی؟

00:44:06.186 --> 00:44:08.397
‫این دیویده
‫پسر توماس

00:44:08.564 --> 00:44:12.067
‫کسی که سال‌های زیادیه
‫ازش بیخبرم

00:44:14.945 --> 00:44:16.780
‫به‌خاطر توجهات عذرخواهی می‌کنم

00:44:16.947 --> 00:44:20.325
‫محفل ما مهمان‌های زیادی دریافت نمی‌کنه
‫البته از عمد

00:44:20.492 --> 00:44:21.493
‫ما کاری که بخوایم رو انجام میدیم

00:44:21.660 --> 00:44:24.246
‫- نه اینکه به خواسته‌ی بقیه عمل کنیم
‫- گرگینه‌ها چی؟

00:44:24.413 --> 00:44:26.749
‫ما دورتر از اونی هستیم که
‫توجهی به ما بکنند

00:44:26.915 --> 00:44:31.128
‫حتی اگه توجه هم می‌کردند
‫آب و هوای اینجا مناسب خون گرم اون‌ها نیست

00:44:31.587 --> 00:44:33.630
‫اگه به‌خاطر التفاتات مادرت نبود

00:44:33.797 --> 00:44:36.383
‫- این محفل وجود نداشت
‫- تو مادرم رو می‌شناختی؟

00:44:36.550 --> 00:44:38.177
‫همه‌ی خون‌آشام‌ها می‌شناسند پسرم

00:44:38.344 --> 00:44:40.679
‫نه، مادرم یه فرد عادی بود
‫هنگام وضع حمل من فوت کرد

00:44:40.846 --> 00:44:44.183
‫یک دروغ که طراحی شده
‫تا از تبار حقیقی تو حفاظت کنه

00:44:44.350 --> 00:44:45.809
‫- هنوز زنده‌ست؟
‫- نه

00:44:46.352 --> 00:44:49.313
‫و مرگش ضربه‌ی وحشتناکی
‫به نژاد ما بود

00:44:49.480 --> 00:44:52.149
‫مراسم عزاداری ما برای او
‫یک ماه طول کشید

00:44:52.316 --> 00:44:55.027
‫چنین احترامی معمولا به یک نجیب‌زاده
‫تعلق می‌گیره

00:44:55.194 --> 00:44:56.820
‫- يه ارشد بزرگ
‫- بله

00:44:59.281 --> 00:45:01.033
اميليا -
بله -

00:45:01.200 --> 00:45:03.702
‫چطور مادر من يه ارشد بزرگ بوده ...

00:45:03.869 --> 00:45:05.079
و به من نگفتن؟

00:45:05.746 --> 00:45:07.581
يه چيزي واست دارم

00:45:23.305 --> 00:45:26.892
،بزرگترين کار پدرت
نقره اندود شده

00:45:27.059 --> 00:45:29.645
لايکان‌ها با ديدنش از ترس پنهان ميشن

00:45:29.812 --> 00:45:32.356
زيباست -
... توماس ميدونست که يه روزي -

00:45:32.523 --> 00:45:34.775
‫با دشمناني از هر دو جناح
‫احاطه ميشي ...

00:45:34.942 --> 00:45:35.984
و حق با اون بود

00:45:36.151 --> 00:45:39.530
‫ديويد، اين يعني تو وارث بر حق
‫محفل شرقی هستي

00:45:39.697 --> 00:45:42.491
‫پدر و مادرت ماه‌هاي زيادي رو ...

00:45:42.658 --> 00:45:44.785
براي امنيت اينجا صرف کردن

00:45:45.411 --> 00:45:46.787
ويکتور مشکوک شده بود

00:45:46.954 --> 00:45:49.081
... بعد پدرت پنهاني تو رو به بيرون فرستاد

00:45:49.248 --> 00:45:52.751
قبل از اينکه سميرا با سربازاش از راه برسه

00:45:54.211 --> 00:45:57.131
‫- مادرم چي شد؟
‫- اون به محفل شرقی برگشت

00:45:57.297 --> 00:45:58.465
‫درخششي که در چشمانش بود ...

00:45:58.632 --> 00:46:01.510
‫سعي نکن يجور شهادت ساختگي واسش بسازي

00:46:01.677 --> 00:46:03.446
ارزيابي صادقانه از تصميمش رو
بيشتر ترجيح ميدم

00:46:03.470 --> 00:46:06.932
اون تنها پسرش رو بخاطر شوراي پر ارزشش
تنها گذاشت

00:46:07.099 --> 00:46:09.476
بگيرش -
ديويد -

00:46:09.643 --> 00:46:11.228
ديويد

00:46:13.689 --> 00:46:15.941
اميليا ازم خواست که اينو بهش بدم

00:46:33.959 --> 00:46:35.919
چي لازم داري؟

00:46:36.086 --> 00:46:37.880
هيچي، فقط ميخوام تنها باشم

00:46:38.922 --> 00:46:40.591
‫بله، ميدونم چه حسي داري

00:46:41.342 --> 00:46:43.177
چرا پدرم در مورد مادرم چيزي بهم نگفت؟

00:46:43.635 --> 00:46:45.220
... پدرت رو بدرستي نميشناسم

00:46:45.387 --> 00:46:47.848
ولي ميدونم که بزرگترين ترسش
از دست دادن تو بود

00:46:48.015 --> 00:46:51.727
بنظر مياد که بلاي تمام پدرمادرا
نااميد کردن بچه‌شونه

00:46:51.894 --> 00:46:55.189
حداقل تو واسه بچه‌ات جنگيدي، سلين -
بله، و شکست خوردم -

00:46:56.023 --> 00:46:58.859
.تو اصيل زاده هستي، ديويد
مادرت يه ارشد بوده

00:46:59.193 --> 00:47:01.487
پدرمادرت تو رو بدليلي در امان نگه داشته بودن

00:47:01.653 --> 00:47:04.448
اونا ازت مراقبت کردن
تا يه روزي بتوني رهبري کني

00:47:06.617 --> 00:47:07.910
مادرت يه هديه برات گذاشته

00:47:11.455 --> 00:47:13.767
،اوه، خيلي لطف داري
ولي جواهرات بدردم نميخوره

00:47:13.791 --> 00:47:16.001
اين حلقه اون هديه نيست

00:47:16.335 --> 00:47:18.879
حاوي اون هديه‌ست: عشق يه مادر

00:47:20.089 --> 00:47:22.049
يه قطره از خونش

00:47:22.508 --> 00:47:24.385
شايد بتونه واسه تصميم گيري
کمکت کنه

00:48:00.462 --> 00:48:02.172
تو به موقع رسيدي

00:48:02.673 --> 00:48:05.467
بيا -
اين چيه؟ -

00:48:05.634 --> 00:48:08.804
وليسا، بين دو مکان قرار داره -
اون مُرده؟ -

00:48:08.971 --> 00:48:10.889
نه

00:48:11.974 --> 00:48:13.559
... اون

00:48:14.476 --> 00:48:15.477
در حال تحول يافتنه

00:48:15.686 --> 00:48:16.979
اون يه سم خورده

00:48:17.146 --> 00:48:19.148
بهش اجازه ميده که از دنياي مقدس ديدن کنه

00:48:19.565 --> 00:48:22.818
وقتي که برگشت، اين دنيا رو
با چشمان جديدش ميبينه

00:48:23.318 --> 00:48:24.820
نميفهمم که اين چيه

00:48:24.987 --> 00:48:28.157
ما مدتها ميدونستيم که بيشتر از اين دنيا
وجود داره

00:48:28.824 --> 00:48:31.035
... وقتي که پدرم اولش من رو به اين پايين آورد

00:48:31.201 --> 00:48:32.661
... حس تو رو داشتم

00:48:32.828 --> 00:48:36.832
ولي از اون موقع بارهاي زيادي
به دنياي مقدس رفتم

00:48:38.083 --> 00:48:40.919
چشمام فراتر از سطح خيلي چيزا رو ميبينه

00:48:42.046 --> 00:48:44.590
خيلي چيزا در مورد تو ميبينم -
مثلا؟ -

00:48:44.757 --> 00:48:47.384
... ميبينم که تو عاشق يه لايکان بودي

00:48:47.551 --> 00:48:50.679
... يه ارشد خون آشام رو کشتي، و يه -
بس کن -

00:48:53.974 --> 00:48:57.394
... ميبينم که دخترت رو از دست دادي

00:48:57.561 --> 00:49:00.022
... و چه رنج زيادي در عمق درونت ايجاد ميکنه

00:49:00.189 --> 00:49:02.149
جايي که هميشه مخفيش خواهي کرد

00:49:05.861 --> 00:49:07.237
اون يه بچه‌ي خاصيه

00:49:07.404 --> 00:49:09.698
... جنگهاي زيادي خواهد جنگيد

00:49:10.491 --> 00:49:12.534
و بخاطر اون شکست ميخوره

00:49:12.701 --> 00:49:14.787
ديگه چي ميبيني؟ -
تاريکي -

00:49:14.953 --> 00:49:16.705
تاريکي که همه‌ي ما رو در بر ميگيره

00:49:17.122 --> 00:49:21.126
،اگه ميخواي اونو در امان نگه داري
... بايد جلوتر بري

00:49:21.293 --> 00:49:25.255
‫بيشتر اوني که حتي يه جنگجو با شهرت تو
‫هرگز جرات اينکار رو نکرده باشه

00:49:25.422 --> 00:49:28.175
... جنگهاي زيادي ديدم

00:49:28.342 --> 00:49:30.427
کشتار زيادي ديدم

00:49:30.594 --> 00:49:31.762
ديگه تحمل ندارم

00:49:31.929 --> 00:49:34.306
صلحي که اينجا احساس ميکني واقعيه

00:49:34.473 --> 00:49:37.935
به درونت پوستت نفوذ ميکنه
و به روحت آرامش ميده

00:49:38.102 --> 00:49:40.104
درباره‌ي دنياي مقدس برام بگو

00:49:40.771 --> 00:49:43.023
آب مسير ورود به اونجاست

00:50:00.457 --> 00:50:01.458
اميليا

00:50:11.260 --> 00:50:13.846
اسم پسرمون رو ديويد ميذارم

00:50:14.013 --> 00:50:15.347
ديويد

00:50:16.306 --> 00:50:18.559
يه روز، درک خواهي کرد

00:50:18.726 --> 00:50:21.228
خيلي متاسفم

00:50:39.496 --> 00:50:40.956
!لايکان‌ها! آژير رو بصدا در بياريد

00:50:41.123 --> 00:50:42.207
!درها رو ببنديد

00:50:42.916 --> 00:50:44.293
!تکون بخور

00:50:50.924 --> 00:50:54.511
،درست همون موقعي که حرف صلح رو زدم
جنگ بدنبالت به اينجا اومد

00:50:54.678 --> 00:50:55.888
از خودت محافظت کن

00:50:56.055 --> 00:50:57.765
بايد ديويد رو پيدا کنم

00:51:05.981 --> 00:51:08.901
ما بايد تو رو از اينجا ببريم -
نه. ما لايکان‌ها رو به اينجا کشونديم -

00:51:09.068 --> 00:51:11.403
نميتونيم بذاريم اين آدما بميرن

00:52:11.547 --> 00:52:13.340
!فرار کن

00:52:21.015 --> 00:52:22.099
افراد، از اينور

00:52:24.852 --> 00:52:26.979
از اونور دور بزن

00:53:02.389 --> 00:53:03.599
ايناهاشش

00:53:24.953 --> 00:53:26.497
اي بيشرف

00:53:26.663 --> 00:53:27.873
فقط انجامش بده

00:54:26.348 --> 00:54:27.349
ماريوس

00:54:28.267 --> 00:54:29.643
بالاخره رسيديم

00:54:54.918 --> 00:54:56.086
!سمت راستت

00:55:29.578 --> 00:55:31.080
انتظار بيشتري ازت داشتم

00:55:49.682 --> 00:55:51.141
بهم بگو که دخترت کجاست

00:55:52.476 --> 00:55:54.520
نميدونم

00:55:54.937 --> 00:55:58.148
سلين، من فقط خون اونو ميخوام

00:56:09.785 --> 00:56:12.329
فقط اون ميتونه اين جنگ رو تموم کنه

00:56:13.080 --> 00:56:16.959
بهت قول ميدم که اون کشته نميشه

00:56:44.945 --> 00:56:45.946
تو چي هستي؟

00:58:07.945 --> 00:58:09.113
... بهش بگو که اون کجاست

00:58:09.279 --> 00:58:11.532
و تمام اين آدم‌کشيها
تا ابد به پايان ميرسه

00:58:11.699 --> 00:58:13.742
نميدونم

00:58:13.909 --> 00:58:15.536
دروغگو

00:58:22.835 --> 00:58:23.836
اونا رفتن

00:58:24.837 --> 00:58:26.380
مايکل

00:58:27.256 --> 00:58:30.217
تو رو آزاد کردم -
به اون چشمها نگاه کن -

00:58:30.926 --> 00:58:32.594
من کي هستم -
نميدوني من کي هستم؟ -

00:58:32.761 --> 00:58:34.680
دخترم -
من اونو نميخوام -

00:58:34.847 --> 00:58:36.598
دنبالم نگرد

00:58:37.808 --> 00:58:39.560
داره حقيقت رو ميگه

00:58:41.812 --> 00:58:42.980
نميدونه کجاست

00:58:53.240 --> 00:58:55.659
زمان من تموم شده

00:59:09.214 --> 00:59:11.425
دارن عقب نشيني ميکنن

00:59:17.264 --> 00:59:19.141
داره وقتم تموم ميشه

00:59:19.308 --> 00:59:21.643
‫ما الان بايد به محفل شرقی حمله کنيم

00:59:23.312 --> 00:59:24.938
ميدوني که بايد چيکار کني

00:59:35.866 --> 00:59:38.160
آب مسير ورود به اونجاست

01:00:10.442 --> 01:00:11.819
سلين

01:00:25.791 --> 01:00:27.376
... روز را ستايش کن

01:00:28.836 --> 01:00:30.587
وقتي که به پايان ميرسه

01:00:30.796 --> 01:00:33.298
... يخ را پرستش کن

01:00:33.465 --> 01:00:35.092
وقتي که در بر ميگيره

01:00:35.884 --> 01:00:37.094
... شمشير را پرستش کن

01:00:37.678 --> 01:00:39.722
‫ وقتی که می‌کشد

01:00:41.098 --> 01:00:42.683
... زندگي را پرستش کن

01:00:43.726 --> 01:00:45.561
که زندگي کرده

01:00:55.112 --> 01:00:56.947
وقتشه

01:01:00.617 --> 01:01:01.994
‫قدرت

01:01:02.161 --> 01:01:04.663
‫چه چيز کوچيک گمراه کننده‌ايه

01:01:05.122 --> 01:01:08.292
يا همه‌ش رو داري، يا هيچي نداري

01:01:45.621 --> 01:01:47.748
چقدر مجذوب کننده

01:01:51.335 --> 01:01:53.587
... اميليا

01:01:54.171 --> 01:01:57.716
آب مسير ورود به اونجاست

01:02:09.144 --> 01:02:11.105
بايد اينجا بموني، ديويد

01:02:11.271 --> 01:02:13.482
اين ميتونه خونه‌ي تو باشه

01:02:13.649 --> 01:02:15.067
ماريوس داره به سمت شرق ميره

01:02:15.234 --> 01:02:16.777
الان چيزي جلودارش نيست

01:02:17.403 --> 01:02:20.364
و دشمناني از دو جناح
مردم من رو احاطه کردن

01:02:20.614 --> 01:02:22.616
... چطور ميتونم اينجا بمونم و زندگي کنم

01:02:23.325 --> 01:02:26.328
درحالي که اونا ميميرن؟ -
اونا به يه رهبر نياز دارن -

01:02:41.301 --> 01:02:43.470
دروازه امنه. محوطه بررسي شد

01:02:45.431 --> 01:02:46.932
دلت واسم تنگ شده بود؟

01:02:47.099 --> 01:02:49.435
دروازه شرقي امنه -
دروازه غربي امنه -

01:02:50.394 --> 01:02:52.396
شروع گشت در محوطه

01:02:55.232 --> 01:02:56.567
دسترسي داده شد

01:03:02.614 --> 01:03:04.199
چه خبري آوردي؟

01:03:04.366 --> 01:03:05.743
يه قتل عام

01:03:06.702 --> 01:03:09.288
لايکان‌ها به دژ واردور حمله کردن

01:03:09.455 --> 01:03:10.914
لايکان‌ها در شمال هستن

01:03:13.250 --> 01:03:16.337
‫محفل شمالی رو کاملا غافلگير کردن

01:03:16.545 --> 01:03:20.257
دهها خون‌آشام کشته شدن -
سلين جزو کشته‌ها بود؟ -

01:03:20.424 --> 01:03:23.802
مُرده. توسط خود ماريوس کشته شد

01:03:23.969 --> 01:03:26.388
،هر جايي که سلين بره
دردسر هم دنبالش ميره

01:03:26.555 --> 01:03:28.932
ديويد چي؟ -
خبر ندارم -

01:03:29.099 --> 01:03:32.353
.فقط اميدوار بود که زودتر ميرسيدم
ممکن بود که يه جوري کمکش ميکردم

01:03:32.519 --> 01:03:35.189
خب، ما به روشهاي زيادي کمکش کرديم

01:03:35.356 --> 01:03:39.610
تو دقيقا به همون شکلي که اميدوار بودم
و برنامه ريزي کرده بودم، عمل کردي، نه بيشتر

01:03:40.819 --> 01:03:44.907
ميدوني، اطلاعات، قدرته

01:03:49.411 --> 01:03:53.040
و من با اشتياق اونو جمع ميکنم

01:04:02.341 --> 01:04:05.344
‫ممنون که ماريوس رو به
‫محفل شمالی رسوندي

01:04:05.511 --> 01:04:08.097
... معشوق لايکان تو

01:04:08.764 --> 01:04:11.892
حتما از موفقيت زودگذرش
خوشحال شده

01:04:13.268 --> 01:04:15.270
فکر کردي که نميدونستم

01:04:18.107 --> 01:04:20.192
دختر احمق

01:04:28.742 --> 01:04:31.578
اخطار سپيده‌دم
‏60 ثانيه تا طلوع آفتاب

01:04:35.874 --> 01:04:39.837
‫حمله لايکان‌ها تمام محفل رو از بين برد

01:04:40.004 --> 01:04:42.131
اينکه پشت اين ديوارها قايم بشيم
برتري اونها رو افزايش ميده

01:04:42.297 --> 01:04:44.174
ما نميتونيم با ماريوس بجنگيم

01:04:44.341 --> 01:04:46.510
بايد ما از ترس پشت
... اين ديوارهاي امن قايم بشيم

01:04:46.677 --> 01:04:50.264
زماني که اون ما رو يکي يکي ميکشه؟ -
اين نظرهاي دسيسه‌آميزت رو نگو، سميرا -

01:04:50.431 --> 01:04:52.975
‫اين محفل 15 قرنه که محفوظ مونده

01:04:53.142 --> 01:04:56.812
تا 15 قرن ديگه هم محفوظ ميمونه -
... اميدوار بودم که شما يکم قدرت نشون ميدادين -

01:04:56.979 --> 01:05:00.566
اگرچه من اگه صلاحيت شما رو ميديدم
واسم کافي بود

01:05:03.318 --> 01:05:04.528
اشتباه ميکردم

01:05:08.323 --> 01:05:10.284
معني اين حرفا چيه؟

01:05:10.451 --> 01:05:13.162
... اگه اين شورا اونقدر ضعيفه که کاري بکنه

01:05:13.328 --> 01:05:14.955
وظيفه‌ي منه که کاري رو بکنم

01:05:15.122 --> 01:05:20.002
شما از عضويت در شورا کنار گذاشته ميشيد
اين دستور فورا اجرا ميشه

01:05:23.422 --> 01:05:25.466
خائن برگشته

01:05:27.384 --> 01:05:30.012
اوه، تو احمقي که اومدي اينجا

01:05:30.763 --> 01:05:32.806
کاري ميکنم که تقاص کارت رو پس بدي، سميرا

01:05:33.307 --> 01:05:35.387
ماريوس و ارتشش الان دارن به اينجا ميان

01:05:36.226 --> 01:05:38.812
اومدم که مردمم رو نجات بدم -
مردمت؟ -

01:05:38.979 --> 01:05:40.981
بکشش. بکشش

01:05:41.148 --> 01:05:43.567
... تو آرزو داشتي که محافظ خاندانت باشي

01:05:43.734 --> 01:05:46.195
با اينحال، داري بخاطر قدرت طلبي
هم نوعت رو ميکشي

01:05:46.362 --> 01:05:47.404
اين وضع الان به پايان ميرسه

01:05:48.322 --> 01:05:51.658
،من ديويد هستم
پسر ارشد بزرگ اميليا

01:05:52.534 --> 01:05:55.079
‫و من وارث بر حق اين محفل هستم

01:05:56.413 --> 01:05:58.540
اميليا پسري نداشته

01:06:00.000 --> 01:06:01.877
... خب، مادرم اين پيشبيني رو کرده بود

01:06:02.044 --> 01:06:04.380
که ادعاي من چالش برانگيز ميشه

01:06:06.048 --> 01:06:07.049
براي شورا

01:06:23.273 --> 01:06:24.650
اميليا

01:06:38.706 --> 01:06:40.457
ادعاش حقيقت داره

01:06:41.583 --> 01:06:44.878
ديويد آخرين اصيل زاده‌ست

01:06:46.630 --> 01:06:49.383
.ربطي نداره
تعداد ما و تفنگامون بيشتر از شماست

01:06:49.550 --> 01:06:51.719
.وارگا، دستوري که بهت دادم پابرجاست
اونو بکش

01:06:55.973 --> 01:06:58.851
گفتم بکشش -
نه -

01:07:02.980 --> 01:07:04.314
قول دادي که بهم خدمت کني

01:07:04.481 --> 01:07:06.650
قول دادم که رهبر اين خونه رو حفاظت کنم

01:07:07.276 --> 01:07:08.444
ورود غير مجاز شناسايي شد

01:07:09.111 --> 01:07:11.280
سيستم امنيتي وارد عمل شد -
لايکان‌ها. اونا اينجان -

01:07:11.447 --> 01:07:14.199
اونو زنداني کن تا وقتي که شورا بتونه
در موردش قضاوت کنه

01:07:14.783 --> 01:07:17.953
سيستم امنيتي وارد عمل شد
ورود غير مجاز شناسايي شد

01:07:18.120 --> 01:07:23.334
اون به اون جنگ کوفتي که ميخواست رسيد -
وارگا، تو هنوز هم امکان بخشيده شدن رو داري -

01:07:23.500 --> 01:07:24.710
دهنش رو هم ببندين

01:07:53.197 --> 01:07:54.948
يالا، اون ماشين رو تکون بده. يالا

01:08:01.872 --> 01:08:03.415
!مواظب موقعيتتون باشيد

01:08:05.334 --> 01:08:06.335
!بريم

01:08:30.192 --> 01:08:31.318
روي موقعيتتون بمونيد

01:09:13.068 --> 01:09:15.738
!روي راه‌پله -
!پشت سرت -

01:09:20.159 --> 01:09:22.703
!عقب نشيني ميکنيم -
!عقب نشيني -

01:09:37.259 --> 01:09:38.302
!پشت نرده‌ها

01:09:38.802 --> 01:09:40.346
!بکشيدشون

01:09:53.150 --> 01:09:55.527
!يالا -
!تکون بخور، تکون بخور -

01:09:57.363 --> 01:09:58.405
يالا

01:10:06.705 --> 01:10:08.332
گندش بزنن

01:10:09.958 --> 01:10:11.877
!هر وقت آماده بوديد، هدف بگيريد

01:10:14.004 --> 01:10:15.506
!آتش

01:10:42.574 --> 01:10:43.992
!آتش

01:11:00.009 --> 01:11:02.094
!از جلوي نور برين کنار

01:11:07.266 --> 01:11:09.143
!فرار کنيد

01:11:09.309 --> 01:11:10.644
!تکون بخوريد

01:11:13.355 --> 01:11:14.356
!شليک کنيد، شليک کنيد

01:12:43.987 --> 01:12:45.572
امکان نداره

01:12:45.739 --> 01:12:46.740
ديدم که مُردي

01:12:47.366 --> 01:12:48.367
من اينجام

01:12:48.534 --> 01:12:50.077
نيروي پشتيباني آوردم

01:12:58.377 --> 01:12:59.461
اونا خيلي زيادن

01:14:22.586 --> 01:14:23.754
من تو رو کشتم

01:14:32.179 --> 01:14:33.347
!ماريوس

01:16:19.703 --> 01:16:21.205
ماريوس -
خواهش ميکنم -

01:17:05.332 --> 01:17:07.334
اميدوار بودم که پدرت زنده بود
که اينو ببينه

01:17:09.128 --> 01:17:11.296
‫روياي احمقانه‌ي اون که تو
‫اين محفل رو فرمانروايي ميکني ...

01:17:11.463 --> 01:17:13.298
همون چيزي ميشه که تو رو به کشتن ميده

01:17:18.971 --> 01:17:20.472
خطا زدي

01:17:29.064 --> 01:17:31.817
اوه، جواب داد

01:18:01.138 --> 01:18:02.222
من يکي از شماها هستم

01:18:02.639 --> 01:18:04.558
!نه! نه! نه

01:18:18.155 --> 01:18:19.740
تو مايکل رو کشتي

01:18:23.702 --> 01:18:25.037
اين باقيمونده‌ي اونه

01:19:11.250 --> 01:19:13.502
تو و خانواده‌ت، تنها چيزيه که واسم باقي مونده

01:19:13.669 --> 01:19:14.837
ميدوني که من کي هستم؟

01:20:27.826 --> 01:20:29.119
رهبر شما مُرده

01:20:33.207 --> 01:20:35.167
زخميهاتون رو بردارين. برين

01:20:36.794 --> 01:20:38.295
!برين

01:20:45.177 --> 01:20:48.263
،ما در بزرگترين جنگمون
در تاريکترين ساعت عمرمون مبارزه کرديم

01:20:49.264 --> 01:20:52.810
... بعد از قرنها جنگ بين خون‌آشامها و لايکان‌ها

01:20:52.976 --> 01:20:55.938
اين ممکنه که بالاخره
زماني براي صلح باشه

01:20:57.314 --> 01:20:59.817
... ما بايد يه بار ديگه به زخميهامون برسيم

01:20:59.983 --> 01:21:01.443
کشته شده‌هامون رو گرامي بداريم

01:21:01.610 --> 01:21:05.030
‫دو محفل باقي مونده‌ي ما
‫بايد قدرت و اتحاد رو پيدا کنن ...

01:21:05.531 --> 01:21:07.991
تا بهبود پيدا کنند و خرابيها رو بازسازي کنند

01:21:14.665 --> 01:21:16.834
سفر من به الان به وضع اوليه‌ش برگشته

01:21:17.001 --> 01:21:21.255
،زماني يه رانده شده بودم
الان من يکي از سه ارشد انتخاب شده هستم

01:21:21.422 --> 01:21:23.590
زماني در تعقيبم بودن
و الان بالاترين افتخار نصيبم شده

01:21:49.241 --> 01:21:51.535
من هزار سال زندگي کردم

01:21:51.702 --> 01:21:54.121
... ممکنه که هزار سال ديگه زندگي کنم

01:21:54.288 --> 01:21:56.623
يا ممکنه که فردا بميرم

01:21:59.209 --> 01:22:01.462
... ولي ديگه از مرگ نميترسم

01:22:01.628 --> 01:22:04.548
چون يه بار مرگ رو شناختم

01:22:07.551 --> 01:22:08.886
... من دوباره متولد شدم

01:22:09.053 --> 01:22:12.014
... و چشمانم به دنياي مقدس

01:22:12.181 --> 01:22:15.017
و به وعده‌ي چيزي که خواهد شد
باز شده

01:22:17.811 --> 01:22:19.855
شروعي وجود نداره

01:22:20.230 --> 01:22:22.149
پاياني وجود نداره

01:22:23.317 --> 01:22:25.694
فقط تحول يافتن وجود داره

01:22:27.718 --> 01:22:35.718
ترجمه از رضا، مصطفی، محمد
M0hammad , ElSHEN , DeathStroke

01:22:35.742 --> 01:22:45.742
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
