﻿WEBVTT

00:00:00.288 --> 00:00:02.192
‫اگه خانم ایزابلا قراره خونه‌ی کشیش رو ترک کنه،

00:00:02.208 --> 00:00:05.392
‫من مصمم‌ هستم که مطمئن بشم
‫پیش خواهرهاش ساکن میشه.

00:00:05.776 --> 00:00:07.760
‫- ممنون.
‫- بت و آقای لیدردیل؟

00:00:08.040 --> 00:00:09.480
‫کاساندرا، اینجا بیماری هست.

00:00:09.480 --> 00:00:11.120
‫خانم آستن، شما نباید اینجا باشی.

00:00:11.120 --> 00:00:13.232
‫به نظر می‌اومد خیلی باهم صمیمی‌ان.

00:00:13.600 --> 00:00:15.360
‫نامه‌ای از جین پیدا کردی؟

00:00:16.600 --> 00:00:18.040
‫نه حتی یدونه.

00:00:19.760 --> 00:00:21.840
‫آستن‌های همپشایر
‫دارن اولین طرح

00:00:21.840 --> 00:00:24.800
‫بزرگ تعطیلاتشون رو شروع می‌کنن.

00:00:24.800 --> 00:00:26.000
‫آقای هنری هابدی.

00:00:26.000 --> 00:00:26.864
‫باعث افتخارمه، خانم.

00:00:27.320 --> 00:00:30.992
‫مطمئنم جرقه‌هایی بین شما رد و بدل شد.

00:00:31.240 --> 00:00:33.440
‫اون رو کاملاً تحت نفوذ خودت درآوردی.

00:00:44.280 --> 00:00:45.800
‫باید بفرستیم دنبال آقای لیدردیل.

00:00:45.800 --> 00:00:47.320
‫آقای لیدردیل خیلی سرش شلوغه.

00:00:47.320 --> 00:00:48.840
‫خودمون ازش پرستاری می‌کنیم.

00:00:49.000 --> 00:00:55.840
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:01.240 --> 00:01:03.000
‫نه... نه!

00:01:03.000 --> 00:01:05.480
‫همه‌چی روبه راهه. باید استراحت کنی.

00:01:05.480 --> 00:01:07.000
‫نامه‌ها...
‫تو باید...

00:01:07.000 --> 00:01:08.240
‫ایزابلا، باید... باید...

00:01:08.240 --> 00:01:10.160
‫هیچ نامه‌ای نیست، عزیزم.

00:01:10.160 --> 00:01:12.160
‫استراحت کن.

00:01:12.160 --> 00:01:13.440
‫نه.

00:01:13.440 --> 00:01:15.520
‫نه، نه. تو نه.

00:01:15.520 --> 00:01:17.800
‫کاساندرا، این دایناست
‫که داره پیشونیت رو خنک می‌کنه.

00:01:17.800 --> 00:01:19.120
‫نه، تو نه.

00:01:19.120 --> 00:01:21.640
‫- ایزابلا، باید نامه‌ها رو مخفی کنی.
‫- تب داره.

00:01:21.640 --> 00:01:23.480
‫نمی‌دونه داره چی میگه.

00:01:24.480 --> 00:01:25.600
‫نه.

00:01:25.600 --> 00:01:26.840
‫کجان؟ تو باید...

00:01:26.840 --> 00:01:29.560
‫- باید مخفی نگهشون داری.
‫- هیچ نامه‌ای نیست، عزیزم.

00:01:29.560 --> 00:01:31.000
‫استراحت کن.

00:01:32.000 --> 00:01:34.600
‫جین. به جین قول دادم.

00:01:34.600 --> 00:01:36.920
‫تو باید...
‫باید نامه‌هارو مخفی کنی.

00:01:36.920 --> 00:01:39.000
‫باید آروم باشی.

00:01:39.000 --> 00:01:41.320
‫مخفیشون کن.
‫مخفیشون کن.

00:01:41.320 --> 00:01:42.760
‫چیزی برای مخفی کردن نیست.

00:01:42.760 --> 00:01:45.240
‫خواهر عزیزم!
‫در امانی، عزیزم.

00:01:45.240 --> 00:01:47.000
‫نه!

00:01:48.480 --> 00:01:49.640
‫نه!

00:01:49.640 --> 00:01:50.720
‫نه!
‫کاساندرا...

00:01:50.720 --> 00:01:52.560
‫ببین، من...

00:01:52.560 --> 00:01:54.320
‫داره بدتر میشه، خانم ایزابلا.

00:01:54.320 --> 00:01:56.944
‫ما رو به خاطرش سرزنش می‌کنه.
‫خدا نکنه.

00:01:57.360 --> 00:01:59.320
‫می‌تونم الان برم و آقای لیدردیل رو بیارم.

00:01:59.320 --> 00:02:02.160
‫نه، تبش زود قطع میشه.

00:02:02.160 --> 00:02:05.000
‫علاوه براین، مطمئنم آقای لیدردیل و خواهرم

00:02:05.000 --> 00:02:07.320
‫خیلی مشغول‌تر از این حرفان که مزاحمشون بشیم.

00:02:07.320 --> 00:02:09.480
‫برو به اون خونه و ازشون یخ بگیر.

00:02:09.480 --> 00:02:11.120
‫این موقع سال، حتماً زیاد دارن.

00:02:11.120 --> 00:02:12.400
‫اوه!

00:02:13.000 --> 00:02:18.000
مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی
@SepSensiSubs :تلگرام

00:02:18.520 --> 00:02:19.920
‫داینا؟

00:02:19.920 --> 00:02:21.280
‫مشکلی پیش اومده؟

00:02:21.280 --> 00:02:24.496
‫« خانم آستن »
‫« قسمت سوم »

00:02:24.560 --> 00:02:26.280
‫ببین، کاساندرا.

00:02:27.280 --> 00:02:29.000
‫داره آب میاره.
‫نه!

00:02:29.000 --> 00:02:30.440
‫- نه، نه!
‫- کاساندرا.

00:02:30.440 --> 00:02:31.720
‫باید...

00:02:31.720 --> 00:02:35.360
‫داریم کمکت می‌کنیم.

00:02:35.360 --> 00:02:37.800
‫چیزی نیست.
‫نه.

00:02:37.800 --> 00:02:40.680
‫سرده. سرده.

00:02:40.680 --> 00:02:42.000
‫سرده. کمکم کن!

00:02:42.000 --> 00:02:44.440
‫- داریم کمکت می‌کنیم.
‫- کمکم کن، ایزابلا.

00:02:44.440 --> 00:02:46.560
‫می‌دونم مریضه و متأسفم که اینو میگم،

00:02:46.560 --> 00:02:48.240
‫ولی خودش باعثش شده،

00:02:48.240 --> 00:02:51.000
‫رفته پیش خانم بت و
‫جنجال راه انداخته.

00:02:51.000 --> 00:02:53.160
‫کافیه، داینا.
‫دیگه نمی‌خوام چیزی بشنوم.

00:02:53.160 --> 00:02:54.680
‫مخلوط افیون رو بیار.

00:02:58.440 --> 00:03:00.520
‫نه!
‫ما اینجاییم.

00:03:00.520 --> 00:03:02.040
‫کاساندرا، ما اینجاییم.

00:03:06.880 --> 00:03:08.120
‫داینا.

00:03:14.440 --> 00:03:15.640
‫نه!

00:03:30.440 --> 00:03:32.280
‫این یکی رو ببین.
‫شاید این یکی...

00:03:32.280 --> 00:03:35.520
‫انگار برادرزاده‌تون صدف‌های قشنگ‌تری

00:03:35.520 --> 00:03:38.000
‫- واسه‌ی مجموعه‌ش پیدا کرده، خانم آستن.
‫- یا شاید این یکی؟

00:03:38.000 --> 00:03:40.600
‫ظاهراً که همین‌طوره، آقای هابدی.

00:03:40.600 --> 00:03:42.400
‫سردرگمم که چطور می‌خوایم

00:03:42.400 --> 00:03:44.800
‫این همه صدف رو ببریم خونه.

00:03:49.000 --> 00:03:53.000
‫ببخشید اگه دخالت می‌کنم،

00:03:53.000 --> 00:03:54.880
‫دختر دوست‌داشتنی‌ایه...

00:03:56.600 --> 00:04:00.000
‫...اما یه غمی توی وجودش حس می‌کنم،

00:04:00.000 --> 00:04:02.000
‫که برای همچین سنی عجیبه.

00:04:02.000 --> 00:04:04.200
‫زمانی که خیلی کوچیک بود
‫مادرش رو از دست داد.

00:04:05.680 --> 00:04:07.800
‫فکرمی‌کنم، هنوز زخمش تازه‌ست.

00:04:09.000 --> 00:04:13.600
‫بله، از دست دادن پدر یا مادر
‫اون هم توی این سن،

00:04:13.600 --> 00:04:16.160
‫به شدت دشواره.

00:04:16.160 --> 00:04:18.000
‫مادرتون از فقدان شما هم برامون گفت.

00:04:18.000 --> 00:04:20.320
‫واقعاً متأسفم.

00:04:20.320 --> 00:04:23.840
‫بله... پدرم مرد فوق‌العاده‌ای بود.

00:04:25.280 --> 00:04:28.240
‫مادرم بعد از اون خیلی براش سخت بود

00:04:28.240 --> 00:04:30.600
‫که توی خونه‌ی پدری بمونه،

00:04:30.600 --> 00:04:33.400
‫برای همین، زندگیمون همیشه درحرکت بوده.

00:04:34.720 --> 00:04:36.760
‫اما امیدوارم که به زودی
‫به اونجا برگردم.

00:04:38.080 --> 00:04:39.520
‫اون خونه کجاست؟

00:04:39.520 --> 00:04:40.840
‫داربی‌شر.

00:04:42.680 --> 00:04:44.280
‫فکر به داربی‌شر خوشحالتون می‌کنه؟

00:04:44.280 --> 00:04:45.600
‫نه، اصلاً.

00:04:45.600 --> 00:04:46.840
‫نه.

00:04:46.840 --> 00:04:50.160
‫به نظر خواهرم اونجا یه مکان نسبتاً بی‌نقصه...

00:04:50.160 --> 00:04:53.000
‫البته همپشایر هم همینطوره،
‫اما شروپشایر هرگز.

00:04:59.640 --> 00:05:01.720
‫از سوزان دارم لذت می‌برم.

00:05:01.720 --> 00:05:04.440
‫خواهر عزیز، باید بگم، آقای ثورپ

00:05:04.440 --> 00:05:06.080
‫خیلی آدم بی‌شرمیه.

00:05:06.080 --> 00:05:09.200
‫اگه اهل آکسفورده، خوشحالم که به اونجا نرفتم.

00:05:09.200 --> 00:05:11.240
‫ببینم جرأتش رو داره به کشتی من بیاد.

00:05:11.240 --> 00:05:12.880
‫فوراً می‌زنیمش به دکل کشتی.

00:05:12.880 --> 00:05:14.280
‫هیچ‌وقت سوار کشتیت نمی‌شد!

00:05:14.280 --> 00:05:17.440
‫آقای جان ثورپ نه دل این کار رو داره
‫نه عقلشو.

00:05:17.440 --> 00:05:19.560
‫شما ملوان‌ها بهترین‌ها هستین.

00:05:19.560 --> 00:05:22.000
‫با این حال، هیچ‌کدوم از زنان قهرمان داستانت

00:05:22.000 --> 00:05:23.720
‫یه برادر ملوان خوش‌تیپ نداشتن.

00:05:23.720 --> 00:05:26.400
‫اوه، فرانک! اگه قهرمان داستان انقدر خوش‌شانس بود

00:05:26.400 --> 00:05:28.680
‫که یه برادر ملوان خوش‌تیپ داشته باشه،

00:05:28.680 --> 00:05:31.400
‫دیگه هیچ‌کدوم از قهرمان‌هایی که می‌ساختم
‫براش جذاب نمیشد.

00:05:31.400 --> 00:05:34.000
‫هیچ مردی نمی‌تونست باهاش رقابت کنه.

00:05:34.000 --> 00:05:36.520
‫پس برای همینه که خوهرام
‫هنوز ازدواج نکردن.

00:05:36.520 --> 00:05:38.000
‫هیچ مردی نمی‌تونه باهام رقابت کنه.

00:05:38.000 --> 00:05:40.640
‫فکرمی‌کنم کَسی به زودی
‫قراره بهت خیانت کنه، برادر،

00:05:40.640 --> 00:05:42.200
‫با خواستگار جدیدش.

00:05:43.240 --> 00:05:45.600
‫خواستگار؟ لطفاً بگو کیه؟

00:05:45.600 --> 00:05:47.000
‫جین!

00:05:47.000 --> 00:05:48.880
‫ببخشید، ظاهراً حرف اشتباهی زدم.

00:05:48.880 --> 00:05:50.320
‫کَسی هیچ خواستگاری نداره،

00:05:50.320 --> 00:05:54.800
‫مخصوصاً خواستگاری که اسمش هنری یا هابدی باشه،

00:05:54.800 --> 00:05:56.640
‫یا هنری هابدی.

00:05:56.640 --> 00:05:58.000
‫بابا، لطفاً!

00:05:58.000 --> 00:05:59.520
‫یا هرخواستگاری با این اسم‌ها

00:05:59.520 --> 00:06:03.120
‫که اتفاقاً وارث یه ملک توی دربیشایره.

00:06:03.120 --> 00:06:05.000
‫یه ملک؟ توی دربیشایر؟

00:06:05.000 --> 00:06:09.360
‫- بابا، ازت خواهش می‌کنم.
‫- کافیه! دارین خواهرتون رو اذیت می‌کنین.

00:06:09.360 --> 00:06:13.240
‫علاوه‌براین، من هیچ مدرکی
‫از وجود چنین علاقه‌ای ندیدم.

00:06:13.240 --> 00:06:15.000
‫به خاطر اینه که یه راز خیلی عمیقه

00:06:15.000 --> 00:06:17.320
‫که فقط همه‌ی مردم سیدموث ازش باخبرن.

00:06:17.320 --> 00:06:19.400
‫کافیه!

00:06:19.400 --> 00:06:22.560
‫انگار عشق جین به داستان‌سرایی
‫از صفحه‌ی کتاب

00:06:22.560 --> 00:06:24.200
‫به زندگیمون منتقل شده.

00:06:24.200 --> 00:06:27.720
‫متأسفانه باید بگم که
‫دیگه روزانه دروغ‌های عجیبی میگه.

00:06:27.720 --> 00:06:30.920
‫دیگه نمی‌تونیم هیچ کلمه‌ای که
‫از دهنش بیرون میاد رو باور کنیم.

00:06:38.680 --> 00:06:40.760
‫کَس؟

00:06:40.760 --> 00:06:43.840
‫واقعاً از اینکه آقای هابدی
‫امروز همراهمون بود ناراحت شدی؟

00:06:43.840 --> 00:06:45.040
‫خیلی زیاد.

00:06:46.160 --> 00:06:48.680
‫همه‌ش کار فرانک بود.

00:06:48.680 --> 00:06:51.120
‫که تو هیچ نقشی توش نداشتی.

00:06:51.120 --> 00:06:52.520
‫کلاً هیچی.

00:06:52.520 --> 00:06:55.200
‫خیلی‌خب، قبول می‌کنم.

00:06:55.200 --> 00:06:59.000
‫اما نمی‌تونی انکار کنی که
‫آقای هابدی شدیداً شیفته‌ی توئه.

00:06:59.000 --> 00:07:03.480
‫البته که باید باشه. این نشون میده که
‫مردیه که سلیقه‌ی عالی‌ای داره.

00:07:03.480 --> 00:07:06.440
‫درواقع، به نظرمی‌رسه که
‫اون نمونه‌ای از کماله، که به نظر من

00:07:06.440 --> 00:07:08.280
‫خیلی اعصاب خردکنه.

00:07:08.280 --> 00:07:10.320
‫چون می‌دونی، به عنوان زنی که کلی عیب داره،

00:07:10.320 --> 00:07:13.440
‫از بی‌عیب بودن دیگران متنفرم.

00:07:13.440 --> 00:07:16.200
‫تو به چشم من بی‌نقصی.

00:07:16.200 --> 00:07:18.680
‫تو فقط بهتر از هرکس دیگه‌ای
‫با من کنار میای.

00:07:18.680 --> 00:07:21.360
‫این تویی که بی‌نقصی.

00:07:21.360 --> 00:07:23.280
‫برای همین لایق چیزی بهتر از

00:07:23.280 --> 00:07:25.400
‫این آینده‌ی نکبت‌بار ما هستی.

00:07:25.400 --> 00:07:29.400
‫جین، چرا همیشه از هیچی
‫چنین درامایی می‌سازی؟

00:07:29.400 --> 00:07:31.520
‫آینده‌مون نکبت‌بار نیست.

00:07:31.520 --> 00:07:32.800
‫هنوز والدینمون رو داریم.

00:07:32.800 --> 00:07:36.520
‫برادرهای خوبی داریم که
‫هیچ‌وقت فراموشمون نمی‌کنن.

00:07:36.520 --> 00:07:40.000
‫و مهم‌تر از همه، ما همدیگه رو داریم.

00:07:40.000 --> 00:07:42.680
‫مگه اینکه یه آدم خوب پیدا کنی، و خب،

00:07:42.680 --> 00:07:44.200
‫حتی اون موقع، من گرسنه نمی‌مونم.

00:07:46.000 --> 00:07:48.240
‫این آرزوی توئه؟

00:07:48.240 --> 00:07:50.320
‫اینکه گرسنه نمونی؟

00:07:50.320 --> 00:07:52.200
‫«در اینجا کاساندرا آستن دفن شده است.

00:07:52.200 --> 00:07:53.880
‫او گرسنه نمرد.»

00:07:55.760 --> 00:07:57.440
‫من هیچ گوی پیشگویی ندارم، کَس،

00:07:57.440 --> 00:07:59.360
‫اما یه چیزی رو به طور قطع می‌دونم...

00:07:59.360 --> 00:08:01.280
‫ما قراره فقیر باشیم

00:08:01.280 --> 00:08:04.200
‫و تبدیل به موجوداتی میشیم که
‫بهمون ترحم می‌شه

00:08:04.200 --> 00:08:07.640
‫یا بدتر، مسخره میشیم.

00:08:07.640 --> 00:08:09.600
‫این باید سرنوشت من نباشه.

00:08:09.600 --> 00:08:11.240
‫لازم نیست که مال تو هم این باشه.

00:08:12.440 --> 00:08:13.680
‫تورو بیشتر از هرچیزی دوست دارم،

00:08:13.680 --> 00:08:15.520
‫اما نیازی نیست مثل هم زندگی کنیم.

00:08:15.520 --> 00:08:19.240
‫ما دو زن متفاوت هستیم.

00:08:19.240 --> 00:08:22.640
‫خواهش می‌کنم، اگه هرفرصتی برای فرار پیدا کردی،

00:08:22.640 --> 00:08:24.240
‫ردش نکن.

00:08:31.360 --> 00:08:34.120
‫ایزابلا؟
‫همم؟

00:08:34.120 --> 00:08:37.840
‫می‌خوام توی تخت خودم... بمیرم.

00:08:37.840 --> 00:08:40.040
‫تو نمی‌میری، کاساندرا.

00:08:41.920 --> 00:08:43.640
‫نمی‌پذیرم.

00:08:45.160 --> 00:08:46.560
‫نامه‌ها.

00:08:58.360 --> 00:09:01.000
‫آقای لیدردیل، می‌تونم کمکتون کنم؟

00:09:01.000 --> 00:09:03.000
‫ببخشید مزاحم میشم، خانم فاول،

00:09:03.000 --> 00:09:04.360
‫اما الان خدمتکارتون رو دیدم،

00:09:04.360 --> 00:09:07.120
‫و اضطراب موجود دررفتارش
‫نگرانم کرد.

00:09:07.120 --> 00:09:08.840
‫نیازی به نگرانی نیست.

00:09:08.840 --> 00:09:12.640
‫اون فقط درحال انجام یک مأموریت بود،
‫و بهش گفتم که سریع باشه.

00:09:12.640 --> 00:09:14.480
‫چیزی بیشتر از این نیست.

00:09:14.480 --> 00:09:18.000
‫پس دقیقاً داشت طبق دستورات شما عمل می‌کرد.

00:09:18.000 --> 00:09:19.600
‫خوشحالم که می‌شنوم.

00:09:23.440 --> 00:09:25.040
‫- می‌فهمم...
‫- امیدوارم که...

00:09:26.600 --> 00:09:28.040
‫لطفاً، اول شما.

00:09:30.360 --> 00:09:33.360
‫فقط می‌خواستم بپرسم که
‫هنوز بیماری

00:09:33.360 --> 00:09:35.440
‫توی روستا وجود داره؟

00:09:35.440 --> 00:09:38.680
‫بله، ولی خوشبختانه در حال کاهشه.

00:09:38.680 --> 00:09:40.680
‫خوبه.

00:09:40.680 --> 00:09:43.000
‫چون مطمئنم خواهرم مشتاقه که

00:09:43.000 --> 00:09:45.000
‫برگرده پیش شاگرد‌اش.

00:09:45.000 --> 00:09:47.000
‫فکرمی‌کنم بت بهتون کمک می‌کرده،

00:09:47.000 --> 00:09:48.320
‫درسته؟

00:09:50.840 --> 00:09:52.560
‫البته که همینطوره.

00:09:52.560 --> 00:09:54.560
‫حضورش بسیار مفید بوده.

00:09:57.000 --> 00:09:59.280
‫اصلاً منو شگفت‌زده نمی‌کنه.

00:09:59.280 --> 00:10:01.480
‫اون زنیه که خیلی شایستگی داره.

00:10:03.760 --> 00:10:05.040
‫بله، درسته.

00:10:08.280 --> 00:10:10.280
‫- اگه اجازه بدین، من باید...
‫- البته.

00:10:10.280 --> 00:10:11.560
‫اما، ام...

00:10:12.680 --> 00:10:15.880
‫اول، می‌تونم بپرسم که
‫حال خانم آستن چطوره؟

00:10:15.880 --> 00:10:17.680
‫امید دارم که بعد از بازدیدش از روستا

00:10:17.680 --> 00:10:19.200
‫آسیبی ندیده باشه.

00:10:19.200 --> 00:10:21.240
‫نه، اصلاً.

00:10:21.240 --> 00:10:23.360
‫اما حتماً اون رو از لطف و نگرانی شما مطلع می‌کنم.

00:10:24.560 --> 00:10:27.320
‫- روز خوش.
‫- روز خوش.

00:10:41.360 --> 00:10:43.760
‫«کاپیتان ونت‌وورث بیشتر از همیشه

00:10:43.760 --> 00:10:45.440
‫از دیدن او تحت تأثیر قرار گرفته

00:10:45.440 --> 00:10:47.640
‫و گیج شده بود.

00:10:49.560 --> 00:10:52.000
‫برای اولین بار پس از دیدار دوباره‌شان،

00:10:52.000 --> 00:10:55.680
‫احساس کرد که میزان احساسات بین این دوشخص
‫در کمترین حد خود است.»

00:11:59.480 --> 00:12:01.920
‫- آقای هابدی.
‫- خانم آستن.

00:12:01.920 --> 00:12:03.760
‫روز زیباییه، اینطور نیست؟

00:12:03.760 --> 00:12:05.000
‫بله.

00:12:05.000 --> 00:12:06.640
‫واقعاً زیباست.

00:12:06.640 --> 00:12:08.200
‫ببخشید مزاحم شدم.

00:12:10.840 --> 00:12:12.000
‫نمیبخشی؟

00:12:12.000 --> 00:12:13.680
‫نه، شما مزاحم نیستین.

00:12:15.800 --> 00:12:18.600
‫پس شاید مایل باشید که
‫با من قدم بزنید؟

00:12:19.920 --> 00:12:21.080
‫امم.

00:12:21.080 --> 00:12:22.400
‫خوشحالم میشم.

00:12:44.920 --> 00:12:46.560
‫اوه!

00:12:46.560 --> 00:12:48.320
‫شاید بهتره یکم بشینیم؟

00:13:06.320 --> 00:13:08.800
‫- آقای هابدی...
‫- لطفاً، من...

00:13:08.800 --> 00:13:10.080
‫من باید حرف بزنم،

00:13:10.080 --> 00:13:12.040
‫قبل از اینکه از گفتن حتی یه کلمه هم ناتوان بشم.

00:13:14.320 --> 00:13:15.560
‫خانم آستن...

00:13:24.440 --> 00:13:25.760
‫کَسی.

00:13:26.880 --> 00:13:28.400
‫می‌تونم اینطوری صدات کنم؟

00:13:34.560 --> 00:13:38.480
‫درسته که مدت کمیه که همدیگه رو می‌شناسیم،

00:13:38.480 --> 00:13:40.480
‫اما به اندازه‌ی کافی زمان گذشته تا بدونم

00:13:40.480 --> 00:13:44.240
‫که تو زنی با شخصیتی کاملاً استثنایی هستی.

00:13:45.920 --> 00:13:48.160
‫نه، حتی فوق‌العاده.

00:13:54.960 --> 00:13:59.240
‫حقیقت اینه، کَسی آستن،

00:13:59.240 --> 00:14:02.720
‫از همون لحظه‌ای که اولین بار
‫دست‌هامون همدیگه رو لمس کرد، عاشقت شدم.

00:14:05.200 --> 00:14:09.120
‫درمورد زیباییت هیچ شکی نیست.

00:14:09.120 --> 00:14:13.160
‫اما این هوش، روحیه و

00:14:13.160 --> 00:14:15.280
‫وقار توئه که من رو اسیر خودش کرده.

00:14:20.760 --> 00:14:24.040
‫من واسه توام، اگر منو بپذیری.

00:14:52.360 --> 00:14:54.320
‫میدونم که چندان خوش سر و زبون نیستم.

00:14:56.840 --> 00:14:59.560
‫محض اطمینان از اینکه یه وقت برنگردم، چیزایی هست که...

00:15:00.600 --> 00:15:03.000
‫باید قبل از رفتنم بهت بگم.

00:15:03.000 --> 00:15:06.000
‫نه، برمی‌گردی.

00:15:06.000 --> 00:15:08.080
‫- بیا از این حرفا نزنیم.
‫- کَسی، باید بگم.

00:15:12.000 --> 00:15:14.280
‫اگه نمی‌تونی با من ازدواج کنی،

00:15:14.280 --> 00:15:16.120
‫باید آزاد باشی که
‫با یکی دیگه ازدواج کنی.

00:15:20.160 --> 00:15:21.560
‫بهت قول میدم، تام...

00:15:23.400 --> 00:15:25.240
‫...وفادارانه در برابر خدا...

00:15:27.240 --> 00:15:31.040
‫...که با هیچ مردی جز تو ازدواج نمی‌کنم.

00:16:00.400 --> 00:16:02.120
‫خب، درباره‌ش صحبت کرد؟

00:16:03.840 --> 00:16:05.840
‫خب؟

00:16:05.840 --> 00:16:07.120
‫جوابت چی بود؟

00:16:09.760 --> 00:16:10.880
‫ردش کردم.

00:16:12.000 --> 00:16:13.800
‫ردش کردی!؟

00:16:13.800 --> 00:16:15.200
‫مامان می‌شنوه.

00:16:15.200 --> 00:16:17.000
‫نباید با خبر بشه، جین.
‫تموم شد.

00:16:17.000 --> 00:16:18.600
‫کَسی، چرا؟ من...

00:16:18.600 --> 00:16:21.000
‫درکت نمی‌کنم.
‫از هنری هابدی چه ایرادی می‌تونی بگیری؟

00:16:21.000 --> 00:16:22.440
‫دیگه بهتر از این چی می‌خوای؟

00:16:22.440 --> 00:16:24.240
‫چنین ازدواجی، توی سن و سال تو،

00:16:24.240 --> 00:16:25.720
‫یه داستان فراتر از تخیله!

00:16:27.880 --> 00:16:29.480
‫لطفاً.

00:16:31.800 --> 00:16:34.880
‫عزیزترینم، کمکم کن درک کنم.

00:16:40.000 --> 00:16:41.920
‫من... نمی‌تونم باهاش ازدواج کنم.

00:16:43.800 --> 00:16:45.880
‫- نمی‌تونم با هیچ‌کس ازدواج کنم.
‫- چرا؟

00:16:45.880 --> 00:16:48.280
‫چون به تام قول دادم.

00:16:48.280 --> 00:16:50.000
‫تام جرأت کرده چنین چیزی ازت بخواد؟

00:16:50.000 --> 00:16:52.120
‫نه.

00:16:52.120 --> 00:16:55.160
‫نه، ازم خواست که خودم رو
‫مقید و متعهد ندونم.

00:16:55.160 --> 00:16:57.040
‫خب، پس نباید حس...

00:16:58.400 --> 00:17:00.840
‫نمی‌تونم بزنم زیر قولم، جین.

00:17:11.360 --> 00:17:13.040
‫خانم آستن؟

00:17:13.040 --> 00:17:14.880
‫خانم آستن!

00:17:14.880 --> 00:17:16.760
‫اوه، کاساندرا!

00:17:16.760 --> 00:17:18.320
‫اه، خدایا شکرت!

00:17:18.320 --> 00:17:20.360
‫آخه اینجا چیکار می‌کنی؟

00:17:20.360 --> 00:17:22.120
‫می‌شه این رو بپوشید، خانم؟

00:17:24.000 --> 00:17:25.200
‫داری می‌لرزی.

00:17:25.200 --> 00:17:26.440
‫نه.

00:17:26.440 --> 00:17:29.400
‫نه، کاملاً خوبم.

00:17:29.400 --> 00:17:30.600
‫نگام کن.

00:17:30.600 --> 00:17:32.120
‫به دنیای زنده‌ها برگشتم.

00:17:33.400 --> 00:17:36.000
‫جونم رو به تو مدیونم.

00:17:36.000 --> 00:17:37.400
‫مزخرفه.

00:17:37.400 --> 00:17:39.040
‫اون رو به خودت مدیونی.

00:17:41.400 --> 00:17:44.400
‫بیشتر از یه تب لازمه
‫تا کاساندرا آستن رو شکست بده.

00:17:46.720 --> 00:17:49.000
‫اوه، ایزابلا.

00:17:49.000 --> 00:17:51.520
‫تو برای مراقبت از بیمارها به دنیا اومدی.

00:17:54.440 --> 00:17:58.520
‫یه روزی امیدوار بودم
‫که بتونم این کار رو انجام بدم.

00:17:58.520 --> 00:18:00.280
‫اون زمان گذشته.

00:18:00.280 --> 00:18:01.440
‫بیا.

00:18:12.000 --> 00:18:14.000
‫و امروز حالش چطوره؟
‫هنوز توی اتاقشه.

00:18:14.000 --> 00:18:15.840
‫کاملاً مطمئنی که ملاقات باهاش امنه؟

00:18:15.840 --> 00:18:17.600
‫کاملاً مطمئنم، عمه مری.

00:18:17.600 --> 00:18:18.960
‫الان خیلی بهتر شده.

00:18:24.480 --> 00:18:25.632
‫اوه!

00:18:26.760 --> 00:18:30.736
‫عزیزم، نگرانت شده بودم.

00:18:31.080 --> 00:18:32.440
‫تو...

00:18:32.440 --> 00:18:37.440
‫هیچ تصوری نداری که
‫چه رنجی برام درست کردی.

00:18:43.280 --> 00:18:45.280
‫حتماً حال خیلی بدی داری.

00:18:45.280 --> 00:18:46.440
‫نه. من...

00:18:47.480 --> 00:18:49.560
‫...قطعاً درحال بهبودی هستم.

00:18:49.560 --> 00:18:52.720
‫نه، منظورم به خاطر این همه زحمتیه که درست کردی

00:18:52.720 --> 00:18:56.320
‫اونم در زمانی که خونه انقدر شلوغ و درهم‌ریخته بود.

00:18:56.320 --> 00:18:57.760
‫این یکی از اصول منه که

00:18:57.760 --> 00:19:00.000
‫هیچ‌کس نباید موقع بازدید مریض بشه.

00:19:00.000 --> 00:19:02.720
‫با افتخار میگم که هیچ‌وقت بدشانسی نیاوردم که

00:19:02.720 --> 00:19:05.000
‫این اصل رو زیرپا بذارم.

00:19:05.000 --> 00:19:06.480
‫البته، یه بار توی لندن بود که

00:19:06.480 --> 00:19:08.640
‫به خاطر درد صورت از پا افتادم.

00:19:11.000 --> 00:19:14.560
‫خب، دیگه باید ازت خداحافظی کنم.

00:19:14.560 --> 00:19:17.720
‫انگار خیلی از استراحت خسته شدی.

00:19:19.640 --> 00:19:22.000
‫و ظاهراً من و آقای بانبری آشتی کردیم،

00:19:22.000 --> 00:19:23.440
‫بنابراین انتظارم رو می‌کشه.

00:19:25.440 --> 00:19:27.560
‫اوه، و یه چیز دیگه.

00:19:27.560 --> 00:19:29.040
‫نامه‌های الایزا.

00:19:30.840 --> 00:19:34.840
‫درست متوجه شدم که تو
‫از مکان اونا با خبری؟

00:19:34.840 --> 00:19:36.120
‫من؟

00:19:36.120 --> 00:19:37.008
‫نه.

00:19:37.680 --> 00:19:39.000
‫چرا چنین چیزی به ذهنت رسید؟

00:19:40.560 --> 00:19:42.800
‫وقتی هذیون می‌گفتی، بهش اشاره کردی.

00:19:46.000 --> 00:19:48.840
‫به نظرمی‌رسید که
‫انگار چندتا از اون‌هارو دراختیار داری.

00:19:48.840 --> 00:19:51.000
‫نه، قطعاً نه.

00:19:51.000 --> 00:19:53.640
‫و اگه داشتم، بهت می‌گفتم.

00:19:53.640 --> 00:19:56.000
‫همون‌طور که گفتی، من...

00:19:56.000 --> 00:19:57.600
‫هذیون می‌گفتم.

00:19:58.640 --> 00:20:00.040
‫همم.

00:20:32.400 --> 00:20:34.000
‫«الایزای عزیزم،

00:20:34.000 --> 00:20:36.000
‫ازم خواسته بودی که
‫از بخش بعدی

00:20:36.000 --> 00:20:37.280
‫این داستان مطلعت کنم.

00:20:37.280 --> 00:20:41.000
‫پس با قلبی اندوهگین به خواسته‌ت عمل می‌کنم.

00:20:41.000 --> 00:20:43.640
‫یکبار دیگه، ما در ناامیدی غرق شدیم.

00:20:43.640 --> 00:20:46.520
‫خود آقای هابدی عامل این قضیه نبود...

00:20:46.520 --> 00:20:48.760
‫درواقع، برعکس.

00:20:48.760 --> 00:20:52.000
‫از بین کسانی که کَسی می‌تونه
‫آرزوشون رو داشته باشه

00:20:52.000 --> 00:20:53.480
‫خودش رو به عنوان مردی شایسته ثابت کرد.

00:20:54.760 --> 00:20:57.440
‫جاذبه‌شون متقابل بود.

00:20:57.440 --> 00:20:59.000
‫عاشق همدیگه بودن، الایزا.

00:20:59.000 --> 00:21:00.520
‫از این بابت مطمئنم.

00:21:00.520 --> 00:21:03.000
‫اما کَسی اون رو رد کرد.

00:21:03.000 --> 00:21:06.560
‫این دیوانگی محض
‫من رو به جنون می‌کشونه.

00:21:06.560 --> 00:21:09.360
‫به خاطر خود ازدواج نیست که طرفدارشم،

00:21:09.360 --> 00:21:11.400
‫بلکه به خاطر انتخاب خوب در ازدواجه،

00:21:11.400 --> 00:21:13.800
‫و این می‌تونست یه انتخاب فوق‌العاده باشه.

00:21:13.800 --> 00:21:17.000
‫کَسی پیشنهاد یک آینده‌ی راحت رو داشت...

00:21:17.000 --> 00:21:20.320
‫ثروت، ثبات، عشق و احترام...

00:21:20.320 --> 00:21:23.320
‫اما بی‌ثباتی رو انتخاب کرد.

00:21:23.320 --> 00:21:25.200
‫درک این موضوع برام سخته.

00:21:25.200 --> 00:21:26.600
‫فراتر از درک منه.»

00:21:31.280 --> 00:21:33.440
‫چطور چنین فکری کردی؟

00:21:33.440 --> 00:21:35.040
‫چطور ممکنه اینو بنویسی؟

00:21:36.560 --> 00:21:38.000
‫«نامزد سوگوار.

00:21:38.000 --> 00:21:39.400
‫دختر وظیفه‌شناس.

00:21:39.400 --> 00:21:40.800
‫عمه‌ی مهربان.

00:21:40.800 --> 00:21:43.360
‫این‌ها نقش‌هایی هستن که
‫کَسی دربر می‌گیره.

00:21:43.360 --> 00:21:47.000
‫مقصودی محترم برای دل یک مرد شایسته؟

00:21:47.000 --> 00:21:50.000
‫نه، ترجیح میده که این رو رد کنه.

00:21:50.000 --> 00:21:52.000
‫اگه خواهرم یک عیب داشته باشه،

00:21:52.000 --> 00:21:56.040
‫اون، اشتهای کنترل‌ناپذیر
‫به انکار لذت‌های زندگیه.»

00:21:58.120 --> 00:21:59.480
‫نمی‌دونستی؟

00:22:00.520 --> 00:22:05.040
‫نتونستی بفهمی که به خاطر تو هم بود که...
‫اون کار رو انجام دادم؟

00:22:08.800 --> 00:22:11.320
‫ازت خواهش می‌کنم، الایزا،

00:22:11.320 --> 00:22:16.280
‫به من کمک کن تا کَسی را
‫از این سوگند غیرقابل توصیف به تام آزاد کنم.

00:22:33.000 --> 00:22:35.440
‫کَسی، داری به نامه‌هام چیکار می‌کنی؟

00:22:35.440 --> 00:22:36.600
‫لطفاً!

00:22:36.600 --> 00:22:39.000
‫خودم همه‌چی رو اینطوری گذاشتم.

00:22:39.000 --> 00:22:41.000
‫ببخشید.
‫فقط می‌خواستم کمک کنم.

00:22:41.000 --> 00:22:42.600
‫معذرت می‌خوام.

00:22:42.600 --> 00:22:44.320
‫چند روز گذشته غیرقابل تحمل بوده.

00:22:44.320 --> 00:22:46.000
‫حتی کارم هم آرومم نمی‌کنه.

00:22:46.000 --> 00:22:48.840
‫این چشم‌انداز بازدید قریب‌الوقوع مری آستنه.

00:22:48.840 --> 00:22:50.120
‫اه، عزیزم، خواهش می‌کنم،

00:22:50.120 --> 00:22:52.080
‫بذار هردو باهم از کینتبری فرار کنیم.

00:22:52.080 --> 00:22:53.680
‫الایزا با خوشحالی ازمون استقبال میکنه.

00:22:53.680 --> 00:22:55.000
‫نه، جین.

00:22:55.000 --> 00:22:57.160
‫می‌ترسم که دیگه نتونم
‫بیشتر از این به فاول‌ها فشار بیارم.

00:22:57.160 --> 00:23:00.000
‫پس برای کاترین و آلتیا بیگ‌ویتر
‫در منی‌‌داون نامه می‌نویسم.

00:23:00.000 --> 00:23:03.000
‫- واقعاً لازمه؟
‫- آره، لازمه، وگرنه مسئول رفتار وحشتناک خودم

00:23:03.000 --> 00:23:06.280
‫نسبت به خواهر شوهر عزیزم نمیشم.

00:23:24.120 --> 00:23:27.760
‫اه، زندگی توی همپشایر چقدر لذت داره، کَسی.

00:23:27.760 --> 00:23:29.880
‫این واقعاً بهترین شهرستانه.

00:23:33.320 --> 00:23:35.560
‫ممنونم، عزیزترینم.

00:23:35.560 --> 00:23:36.760
‫برای چی؟

00:23:37.800 --> 00:23:40.880
‫برای اصرار به اینکه این سفر رو انجام بدیم.

00:23:40.880 --> 00:23:43.680
‫اگه به خودم بود،
‫هنوز توی خونه بودیم.

00:23:43.680 --> 00:23:45.520
‫تاحالا به این فکرکردی که ممکنه

00:23:45.520 --> 00:23:48.600
‫همیشه بهترین چیزی که
‫برات خوبه رو ندونی، کاساندرا آستن؟

00:23:59.680 --> 00:24:03.520
‫از این همه مزیتی که دارین آگاهی دارین، دوستان عزیزم؟

00:24:03.520 --> 00:24:06.800
‫داشتن تموم این چیزا در دسترستون،
‫واقعاً شگفت‌انگیزه.

00:24:06.800 --> 00:24:08.520
‫اه، بله، جین. می‌دونیم.

00:24:08.520 --> 00:24:10.240
‫هرروز شکرگزاری می‌کنیم

00:24:10.240 --> 00:24:12.720
‫چون می‌دونیم که همیشه اینطوری نمی‌مونه.

00:24:12.720 --> 00:24:14.760
‫نمی‌تونیم فراموش کنیم که
‫یه روزی برادرمون

00:24:14.760 --> 00:24:16.680
‫ممکنه یه همسر بیاره اینجا.

00:24:16.680 --> 00:24:19.560
‫احتمالاً اون زن نمی‌خواد که
‫خواهر شوهر‌هاش دورش پرسه بزنن،

00:24:19.560 --> 00:24:20.800
‫روز به روز بیشتر دعوا کنن.

00:24:20.800 --> 00:24:25.280
‫کاترین، تو و آلتیا، کم‌دعواترین زن‌هایی هستین که می‌شناسم.

00:24:25.280 --> 00:24:26.840
‫اصلاً اینجا کی می‌تونه عصبانی بشه؟

00:24:26.840 --> 00:24:28.640
‫حتی انگار منم این قابلیت رو از دست دادم.

00:24:30.440 --> 00:24:33.000
‫اگه من خانم هریس بیگ‌ویتر آینده بودم،

00:24:33.000 --> 00:24:36.000
‫تا حد امکان برای
‫خواهر‌ها اتاق فراهم می‌کردم،

00:24:36.000 --> 00:24:38.280
‫و بعد می‌رفتم توی خیابون‌ها
‫و درخواست بیشترش رو می‌کردم.

00:24:42.000 --> 00:24:45.000
‫به چیزای زندگی نگاه کنید.

00:24:45.000 --> 00:24:47.000
‫جایی برای رضایت واقعی.

00:24:47.000 --> 00:24:48.680
‫اه، این تموم چیزیه که می‌خوای؟

00:24:48.680 --> 00:24:52.280
‫فقط یه قطعه 150هکتاری
‫از زمین‌های سرسبز برای خودت؟

00:24:52.280 --> 00:24:55.440
‫من یه روح ساده‌م، با آرزوهای فروتنانه!

00:24:55.440 --> 00:24:58.680
‫اینجا برای من خیلی خوبه.

00:24:58.680 --> 00:25:00.000
‫اما برادرمون چی؟

00:25:00.000 --> 00:25:01.800
‫اون هم برات مناسب هست؟

00:25:07.640 --> 00:25:11.320
‫خب خانم‌ها، والدینتون
‫این روزا چطورن؟

00:25:11.320 --> 00:25:13.000
‫یه مدتی میشه که ندیدمشون.

00:25:13.000 --> 00:25:14.400
‫به تازگی از سفرمون

00:25:14.400 --> 00:25:16.480
‫از سیدموث برگشتیم...
‫درسته، کَس؟

00:25:16.480 --> 00:25:18.440
‫بله، درسته.

00:25:18.440 --> 00:25:21.040
‫شما از طرفداران دریا هستین، آريالای بیگ‌ویتر؟

00:25:23.520 --> 00:25:25.000
‫دریا؟

00:25:25.000 --> 00:25:26.400
‫خدای من، نه.

00:25:26.400 --> 00:25:28.520
‫این همون زیبایی‌ایه که ما
‫اینجا توی همپشایر داریم.

00:25:28.520 --> 00:25:29.840
‫حتی نمی‌تونیم ببینیمش.

00:25:29.840 --> 00:25:32.560
‫میگن که دریا برای سلامتی انسان
‫خیلی مفیده.

00:25:32.560 --> 00:25:35.320
‫ها! تا نگات کنه می‌تونه تورو بکشه، کاترین.

00:25:35.320 --> 00:25:37.480
‫خوشبختانه، والدین ما هنوز کاملاً خوبن.

00:25:37.480 --> 00:25:39.880
‫- ممنون.
‫- با وجود دریا.

00:25:39.880 --> 00:25:42.600
‫مادرمون همیشه از چندین بیماری شکایت می‌کنه،

00:25:42.600 --> 00:25:45.360
‫درحالی که از هیچ‌کدوم رنج نمی‌بره.

00:25:45.360 --> 00:25:48.240
‫- خوشبختانه، پدرمون...
‫- صبر یک قدیس رو داره.

00:25:50.000 --> 00:25:53.000
‫معمولاً فکرمی‌کردم که کشیش یک ده کوچیک بودن

00:25:53.000 --> 00:25:55.040
‫زندگی قابل حسادتیه،

00:25:55.040 --> 00:25:57.680
‫چون مسئولیت‌های سنگین

00:25:57.680 --> 00:25:59.280
‫داشتن یک زمین رو به گردن نداره.

00:25:59.280 --> 00:26:02.400
‫اما تصور کنین هیچ زمینی نداشته باشید
‫که به نام خودتون باشه، جناب.

00:26:02.400 --> 00:26:05.280
‫اگه توی باث یا لندن زندگی می‌کردید چی؟

00:26:05.280 --> 00:26:08.360
‫پر از دود و سروصدا و آدم‌ها؟

00:26:08.360 --> 00:26:12.000
‫شرط می‌بندم اون موقع
‫رویای چنین مسئولیت‌هایی رو خواهید داشت.

00:26:12.000 --> 00:26:14.680
‫- جین.
‫- خیلی موافق نیستم، خانم.

00:26:14.680 --> 00:26:18.480
‫بارها همسر مرحوم عزیزم
‫من رو به لندن برد،

00:26:18.480 --> 00:26:20.480
‫اما من فقط می‌خواستم توی خونه باشم.

00:26:21.760 --> 00:26:24.840
‫این دقیقاً همون احساسیه که
‫نسبت به استیونتون دارم.

00:26:24.840 --> 00:26:26.400
‫نمی‌خوام هیچ‌جای دیگه‌ای باشم.

00:26:30.080 --> 00:26:31.400
‫بله، خانم آستن.

00:26:36.160 --> 00:26:38.480
‫من علاقه‌ی زیادی به دریا دارم.

00:26:47.240 --> 00:26:49.000
‫اینجا مثل بهشت نیست؟

00:26:49.000 --> 00:26:50.120
‫هست.

00:26:50.120 --> 00:26:52.000
‫و شاید یکم زیادی شراب خورده باشی.

00:26:52.000 --> 00:26:54.160
‫مگه میشه سرزنشم کرد وقتی انقدر شرابش خوبه؟

00:26:54.160 --> 00:26:58.040
‫علاوه‌ براین، شاید تا آخر شب
‫به شجاعت مستی نیاز پیدا کنم.

00:27:01.480 --> 00:27:03.000
‫چه ساز خوبی.

00:27:04.120 --> 00:27:06.080
‫برای من و کاترین بیهوده‌ست.

00:27:07.920 --> 00:27:09.480
‫برامون اجرا کن، جین.

00:27:09.480 --> 00:27:11.760
‫می‌ترسم دیگه اون پیانیستی که قبلاً بودم نباشم.

00:27:11.760 --> 00:27:13.360
‫ممکنه از خواسته‌ت پشیمون بشی.

00:27:13.360 --> 00:27:15.200
‫مزخرفه.
‫مقدمه رو اجرا کن.

00:27:40.000 --> 00:27:42.840
‫اه! خب، بهتون هشدار دادم!

00:27:42.840 --> 00:27:45.440
‫خانم جین.

00:27:45.440 --> 00:27:48.400
‫من رو ببخشید،
‫اما حامل یک پیام هستم.

00:27:48.400 --> 00:27:50.400
‫اگه محبت کنید، پسرم درخواست کرده که

00:27:50.400 --> 00:27:52.240
‫توی سالن غذاخوری بهش ملحق شید.

00:27:55.040 --> 00:27:56.600
‫باعث خوشحالیمه.

00:28:09.840 --> 00:28:12.200
‫پدر، خواهرا، خانم آستن.

00:28:15.200 --> 00:28:17.560
‫خانم آستن موافقت کردن که همسر من بشن.

00:28:21.520 --> 00:28:24.200
‫جین! خیلی برات خوشحالم، جین!

00:28:24.200 --> 00:28:26.680
‫قراره باهم خواهر بشیم!

00:28:26.680 --> 00:28:28.160
‫جین بیگ‌ویتر!

00:28:34.720 --> 00:28:36.080
‫چیکار کردی؟

00:28:36.080 --> 00:28:39.120
‫نباید برای این ازدواج عالی
‫بهم تبریک بگی؟

00:28:39.120 --> 00:28:41.480
‫وقتی بهم بگی که عاشق آقای بیگ‌ویتر هستی

00:28:41.480 --> 00:28:43.360
‫و بیشتر از هرکسی و هرچیزی

00:28:43.360 --> 00:28:45.600
‫تحسینش می‌کنی، برات آرزوی خوشبختی می‌کنم.

00:28:45.600 --> 00:28:47.760
‫نه من می‌تونم نه اون می‌تونه.

00:28:47.760 --> 00:28:49.400
‫اما وقتی شانس در خونه‌ت رو می‌زنه،

00:28:49.400 --> 00:28:51.200
‫احمقانه‌ست که ازش استفاده نکنی.

00:28:51.200 --> 00:28:53.480
‫اه، این برخلاف تموم چیزاییه
‫که بهش اعتقاد داری.

00:28:53.480 --> 00:28:55.400
‫این تموم چیزایی که درباره‌ی عشق گفتی

00:28:55.400 --> 00:28:57.000
‫یا نوشتی رو مسخره می‌کنه.

00:28:57.000 --> 00:28:58.360
‫عشق، جین، عشق!

00:28:58.360 --> 00:28:59.520
‫اینطور نیست!

00:28:59.520 --> 00:29:02.400
‫همیشه گفتم که عشق بدون پول ممکن نیست،

00:29:02.400 --> 00:29:06.000
‫پس باید امیدی باشه که با پول،
‫عشق هم می‌تونه رشد کنه.

00:29:06.000 --> 00:29:08.120
‫واقعاً باور داری که یه روز ممکنه
‫این مرد رو دوست داشته باشی؟

00:29:10.000 --> 00:29:12.560
‫نمی‌تونم پیش‌بینی کنم،
‫ولی قبول می‌کنم، احتمالش کمه.

00:29:12.560 --> 00:29:14.600
‫اما یکی باید یه کاری انجام بده

00:29:14.600 --> 00:29:17.080
‫تا آینده‌مون رو تأمین کنه.
‫اون از یه خونواده‌ی خوبه.

00:29:17.080 --> 00:29:18.800
‫آلتیا و کاترین می‌تونن اینجا بمونن

00:29:18.800 --> 00:29:20.400
‫و درکنار هم هستیم و خیالمون راحته.

00:29:20.400 --> 00:29:22.000
‫و تو، خواهر عزیزم،

00:29:22.000 --> 00:29:24.040
‫آزادی که با هابدی دوست‌داشتنیت ازدواج کنی.

00:29:26.120 --> 00:29:28.000
‫باید بهت بگم که هرکاری هم کنی،

00:29:28.000 --> 00:29:30.120
‫نمی‌تونی مجبورم کنی که با هابدی ازدواج کنم.

00:29:30.120 --> 00:29:32.040
‫من اون رو رد کردم. تموم شده.

00:29:43.000 --> 00:29:44.920
‫فکرمی‌کنی قراره اینجا خوشحال باشم؟

00:29:47.600 --> 00:29:49.280
‫خب، تو عاشق منی‌داونی.

00:29:52.840 --> 00:29:55.120
‫اما حالا قراره بانوی اینجا باشی.

00:29:56.440 --> 00:29:58.200
‫با تموم مسئولیت‌هایی که می‌طلبه.

00:30:00.160 --> 00:30:04.320
‫مطمئنم کاترین و آلتیا
‫توی تحمل کردن این بار بهت کمک می‌کنن،

00:30:04.320 --> 00:30:06.040
‫اما تو قراره زنش باشی، جین.

00:30:08.600 --> 00:30:11.680
‫و البته، بچه‌ هم میاد.

00:30:11.680 --> 00:30:13.560
‫اتاق‌ های زیادی هست که باید پر بشن.

00:30:17.640 --> 00:30:19.880
‫قراره تا آخر عمرم حامله باشم.

00:30:19.880 --> 00:30:21.680
‫تو بچه‌هارو دوست داری.
‫براش استعداد خاصی داری.

00:30:21.680 --> 00:30:23.040
‫با بچه‌های بقیه!

00:30:24.520 --> 00:30:28.720
‫اینطوری وقت فکرکردن یا نوشتن ندارم.

00:30:28.720 --> 00:30:32.000
‫دیگه نمی‌تونم چیزی بیشتر از یه نامه بنویسم.

00:30:32.000 --> 00:30:35.400
‫قراره یه شوهر داشته باشم، یه رئیس...

00:30:35.400 --> 00:30:37.360
‫یه رئیس مغرور.

00:30:37.360 --> 00:30:39.120
‫هریس بیگ ویتر اصلاً مغرور نیست.

00:30:39.120 --> 00:30:41.840
‫بیشتر بی‌عرضه‌ست!

00:30:41.840 --> 00:30:43.120
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

00:30:43.120 --> 00:30:44.760
‫عزیزم، انجامش دادی.
‫دیگه تموم شده.

00:30:44.760 --> 00:30:47.000
‫نه، یه اشتباه بود.
‫وحشتناک‌ترین اشتباه.

00:30:47.000 --> 00:30:49.240
‫نمی‌دونم با خودم چه فکری می‌کردم.

00:30:49.240 --> 00:30:50.680
‫صبح بهش میگم.

00:30:50.680 --> 00:30:52.040
‫جین!

00:30:54.520 --> 00:30:56.360
‫کاملاً مطمئنی که نمی‌تونی
‫باهاش کنار بیای؟

00:30:56.360 --> 00:30:58.000
‫ما فردا میریم.

00:30:58.000 --> 00:31:00.400
‫به نقل قول از یک فیلسوف آشنا،

00:31:00.400 --> 00:31:02.040
‫«من گرسنه نخواهم ماند.»

00:31:08.200 --> 00:31:10.040
‫احترام زیادی برات قائلم.

00:31:10.040 --> 00:31:11.800
‫نمی‌خوام همسرت باشم...

00:32:02.000 --> 00:32:03.240
‫اه!

00:32:05.000 --> 00:32:07.040
‫همیشه سروالتر اسکات.

00:32:08.720 --> 00:32:10.840
‫شانس بیارم که اینجا خراب نکنم.

00:32:44.600 --> 00:32:46.440
‫چرا دوباره اینجان؟

00:32:46.440 --> 00:32:47.760
‫نمی‌دونم.

00:32:47.760 --> 00:32:49.560
‫مری، چقدر خوشحالم که می‌بینمت.

00:32:49.560 --> 00:32:51.160
‫و آنا کجاست؟

00:32:51.160 --> 00:32:53.520
‫بدون شک، با یه معلم بی‌روح و تند مزاجه.

00:32:53.520 --> 00:32:55.720
‫اصلاً راضی کننده نیست.

00:32:57.320 --> 00:32:58.680
‫باید مستقیم برم اونجا

00:32:58.680 --> 00:33:00.880
‫و اصرار کنم که به آخرین افکارم گوش بدن،

00:33:00.880 --> 00:33:03.440
‫چون به محض اینکه شروع کنم
‫مری آستن هوا رو چک می‌کنه

00:33:03.440 --> 00:33:05.760
‫و اعلام می‌کنه که باید برن.

00:33:05.760 --> 00:33:09.000
‫باید اعتراف کنم که
‫یکم درکش می‌کنم.

00:33:09.000 --> 00:33:11.680
‫- کَسی!
‫تو متوجه نیستی که توی استفاده از کلمات چقدر باهوشی

00:33:11.680 --> 00:33:14.280
‫و چقدر راحت می‌تونی مردم رو بخندونی.

00:33:14.280 --> 00:33:16.800
‫- این یه موهبته، جین.
‫- سال‌هاست که به دیدنمون میاد.

00:33:16.800 --> 00:33:18.520
‫هیچ‌وقت متوجه ناراحتیش نشدم.

00:33:18.520 --> 00:33:22.720
‫شاید اون... حس می‌کنه که
‫باید درمقابل شوهرش بدرخشه.

00:33:22.720 --> 00:33:26.320
‫ازدواج... همیشه بهانه‌ای ناکامی‌های شخصی.

00:33:26.320 --> 00:33:29.520
‫این ریشه اصلی رفتارهای ضعیفه.

00:33:29.520 --> 00:33:32.000
‫البته توی این قضیه تو استثنا بودی.

00:33:32.000 --> 00:33:35.280
‫تئوری من اینه که هیجان خانم جیمز آستن بودن

00:33:35.280 --> 00:33:38.000
‫کاملاً مری آستن رو غره کرده.

00:33:38.000 --> 00:33:41.000
‫یکمی به خاطر این موضوع مغرور شده.

00:33:41.000 --> 00:33:44.000
‫دیدن خوشبختی یک زن متأهل
‫برای انسان ملالت آوره،

00:33:44.000 --> 00:33:47.440
‫ولی یه خانم مجرد خوشحالی و لذت رو پخش می‌کنه.

00:33:48.640 --> 00:33:51.680
‫می‌بینی؟ حتی بابا هم
‫یکم استراحت لازم داره.

00:33:54.400 --> 00:33:56.760
‫بیا. باید ازشون استقبال کنیم.

00:34:04.160 --> 00:34:07.760
‫خب، پدر، من... ما...

00:34:07.760 --> 00:34:10.320
‫مشتاق به پیشرفتیم.

00:34:10.320 --> 00:34:12.680
‫قطعاً همینطوره.

00:34:12.680 --> 00:34:14.400
‫حقیقت اینه که، پدر،

00:34:14.400 --> 00:34:16.480
‫حالا که دارم وارد سال 36 زندگیم میشم،

00:34:16.480 --> 00:34:21.000
‫مشتاقم مسئولیت‌های بیشتری رو به عهده بگیرم

00:34:21.000 --> 00:34:25.400
‫و به طور کامل نقش خودم رو
‫به عنوان مرد دین ایفا کنم.

00:34:25.400 --> 00:34:29.240
‫امیدوارم موافق باشین که
‫استعدادهای من برای اینکار

00:34:29.240 --> 00:34:30.520
‫از حد کافی هم بیشتر هستن.

00:34:30.520 --> 00:34:33.720
‫اه، پسر عزیزم، نیازی نیست ازت تعریف کنم.

00:34:33.720 --> 00:34:36.400
‫تو یک مسئول نمونه خواهی شد.

00:34:36.400 --> 00:34:37.640
‫نمونه.

00:34:39.480 --> 00:34:41.720
‫خونه، آستن...
‫خونه رو یادت نره.

00:34:41.720 --> 00:34:44.440
‫اه، بله، خونه.

00:34:44.440 --> 00:34:49.000
‫من... یعنی ما... با خونواده‌ی روبه رشدمون...

00:34:49.000 --> 00:34:51.240
‫الان یه بچه داریم.

00:34:51.240 --> 00:34:53.480
‫شما دوتا بچه دارین.

00:34:54.520 --> 00:34:56.480
‫آنا رو فراموش نکنیم.

00:34:56.480 --> 00:34:58.640
‫نه، نه، منظورم این بود که
‫حالا یه پسر داریم.

00:35:00.920 --> 00:35:02.280
‫به ذهنمون رسید...

00:35:04.000 --> 00:35:06.000
‫...بیشتر به ذهن من رسید که

00:35:06.000 --> 00:35:09.760
‫خونه ممکنه یکم برای شما دوتا

00:35:09.760 --> 00:35:11.520
‫زیادی باشه.

00:35:11.520 --> 00:35:16.440
‫یه مکان کوچیکتر و یکم کم‌هزینه‌تر

00:35:16.440 --> 00:35:18.600
‫ممکنه برای نیازهای کاهشی خانوار شما

00:35:18.600 --> 00:35:21.040
‫مناسب‌تر باشه... مخصوصاً حالا که

00:35:22.680 --> 00:35:24.720
‫فقط خواهرهام پیشتون هستن.

00:35:32.440 --> 00:35:37.000
‫این که تو به سرپرستی کلیسا برسی،
‫مدت‌هاست که نیت من بوده،

00:35:37.000 --> 00:35:41.040
‫اگرچه زمان
‫موضوع دیگه‌ایه.

00:35:43.240 --> 00:35:47.760
‫شاید به سبب زندگی طولانی و خوبم
‫یک مقداری موجب نابسامانی شده باشم.

00:35:47.760 --> 00:35:50.040
‫اه، جورج! عزیزم، لطفاً!

00:35:51.560 --> 00:35:54.280
‫ممنون که این رو مطرح کردی، جیمز.

00:35:55.640 --> 00:35:58.160
‫قصد ندارم مانع تو بشم.

00:35:59.560 --> 00:36:02.240
‫این نمی‌تونه خواست خدا باشه.

00:36:02.240 --> 00:36:05.160
‫اما باید در خلوت با مادرت صحبت کنم،

00:36:05.160 --> 00:36:08.560
‫تا سریعاً به نتیجه‌ای برسم

00:36:08.560 --> 00:36:11.720
‫که به نفع همه‌مون باشه.

00:36:13.400 --> 00:36:15.040
‫چای، خانم آستن؟

00:36:17.120 --> 00:36:19.320
‫بله، البته.

00:36:19.320 --> 00:36:20.560
‫خب، حالا...

00:37:05.240 --> 00:37:06.680
‫تموم شد.

00:37:20.000 --> 00:37:21.240
‫عالیه.

00:37:22.800 --> 00:37:24.880
‫باید فوراً
‫اون رو برای ناشر بفرستی.

00:37:30.080 --> 00:37:31.480
‫آماده‌ست، جین.

00:37:57.320 --> 00:37:59.840
‫حالا... منتظر می‌مونیم.

00:38:07.440 --> 00:38:09.040
‫دنبالم بیا.

00:38:13.000 --> 00:38:15.000
‫این بالا.
‫بله.

00:38:18.720 --> 00:38:20.200
‫همینه.

00:38:23.160 --> 00:38:25.440
‫اون رو کنار چرخ بذارید. ممنون.

00:38:40.520 --> 00:38:41.720
‫نه، اون رو با خودم می‌برم!

00:38:41.720 --> 00:38:43.320
‫نوشته‌هامه، جناب! بذاریدش!

00:38:43.320 --> 00:38:44.800
‫نمی‌تونید اون رو ببرید!

00:38:44.800 --> 00:38:46.040
‫ببخشید، خانم.

00:38:49.800 --> 00:38:51.720
‫ما اینو پشت سرمیذاریم، جین.

00:38:53.680 --> 00:38:55.160
‫قول میدم.

00:39:01.720 --> 00:39:03.320
‫فکرمی‌کنم یه جعبه‌ی دیگه هم هست.

00:39:03.320 --> 00:39:04.480
‫خیلی‌خب.

00:39:32.760 --> 00:39:35.800
‫آروم باش، عزیزم، آروم.

00:39:35.800 --> 00:39:39.000
‫به چشم یه فصل جدید بهش نگاه کن،

00:39:39.000 --> 00:39:40.800
‫انگار که جین اون رو نوشته.

00:39:42.400 --> 00:39:44.600
‫داستان‌هاش همیشه خوب تموم میشن، نه؟

00:39:46.000 --> 00:39:47.320
‫حرکت کن.

00:39:49.760 --> 00:39:51.040
‫خداحافظی کن، آنا.

00:39:52.520 --> 00:39:53.920
‫دست تکون بده.

00:40:23.200 --> 00:40:26.480
‫نمی‌فهمم چرا ایزابلا
‫اون دختر، داینا، رو نگه داشته.

00:40:26.480 --> 00:40:28.640
‫اون واقعاً بدترین مستخدمیه که

00:40:28.640 --> 00:40:31.680
‫تاحالا باهاش روبرو شدم.

00:40:31.680 --> 00:40:34.880
‫دوباره زنگ بزن، آنا... این بار با زور بیشتر لطفاً.

00:40:36.400 --> 00:40:38.880
‫طولانی‌تر، طولانی‌تر، طولانی‌تر.

00:40:44.080 --> 00:40:46.000
‫آه!

00:40:46.000 --> 00:40:48.880
‫عزیزم، حالا حتی خودت دیگه باید در رو باز کنی!

00:40:48.880 --> 00:40:50.480
‫اون دختر جهنمی کجاست؟

00:40:50.480 --> 00:40:53.000
‫آنا! چه سوپرایزی!

00:40:53.000 --> 00:40:54.520
‫امیدوارم سوپرایز خوشایندی باشه؟

00:40:54.520 --> 00:40:56.360
‫اه، بسیار خوشایند!

00:40:58.000 --> 00:41:00.160
‫خب باید همینجا وایسم، و منتظر بمونم
‫که بهم خوش‌آمد بگی

00:41:00.160 --> 00:41:01.480
‫کاساندرا؟

00:41:01.480 --> 00:41:05.360
‫من رو ببخش، مری.
‫خیلی وقت بود که آنا رو ندیده بودم.

00:41:05.360 --> 00:41:08.000
‫کاملاً غافلگیر شدم.

00:41:08.000 --> 00:41:10.000
‫بله، فکرمی‌کنم می‌تونم سپاسگزار باشیم

00:41:10.000 --> 00:41:12.480
‫که آخرین ماجرای عاشقانه‌اش به جایی نرسید

00:41:12.480 --> 00:41:16.040
‫و دوباره می‌تونیم از حضورش خوشحال باشیم.

00:41:19.000 --> 00:41:22.720
‫اه، ایزابلا هم همین اندازه از دیدنت خوشحال میشه.

00:41:22.720 --> 00:41:25.760
‫و منم همینطور.
‫امیدوارم به خوبی ازت مراقبت کرده باشه، عمه کَس؟

00:41:25.760 --> 00:41:28.560
‫کاملاً مراقب بوده.

00:41:28.560 --> 00:41:31.320
‫آنا، من از اتاق بالا شروع می‌کنم.

00:41:31.320 --> 00:41:33.720
‫می‌تونم اتاق نشیمن رو به تو بسپرم؟

00:41:33.720 --> 00:41:35.520
‫بله، مامان.

00:41:35.520 --> 00:41:37.000
‫بهم گفتن که...

00:41:37.000 --> 00:41:38.280
‫برای کار اینجاییم.

00:41:49.200 --> 00:41:50.800
‫نامه‌ها، نامه‌ها...

00:42:22.800 --> 00:42:24.800
‫اه، آنا.

00:42:24.800 --> 00:42:27.080
‫امروز پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشتی.

00:42:27.080 --> 00:42:28.240
‫کشیش جدید و همسرش

00:42:28.240 --> 00:42:30.000
‫بسیار تحت‌تأثیر زحماتت قرار می‌گیرن.

00:42:30.000 --> 00:42:33.000
‫منظورت زحمات خودته.
‫ایزابلا میگه که تو یه معجزه‌ای.

00:42:33.000 --> 00:42:35.560
‫به جز وقتی که در آستانه‌ی مرگ بود.

00:42:35.560 --> 00:42:38.440
‫و امروز پای تو چطوره، عزیزم؟

00:42:38.440 --> 00:42:41.520
‫به نظرمی‌رسه خیلی اذیتت می‌کنه.

00:42:41.520 --> 00:42:42.640
‫ام، عجیبه.

00:42:42.640 --> 00:42:45.520
‫خب، همیشه در بخش پا خوش‌شانس بودم،

00:42:45.520 --> 00:42:47.000
‫برخلاف خانم بانبری.

00:42:47.000 --> 00:42:50.640
‫مخصوصاً امروز صبح که
‫با انتظار خوشایندی

00:42:50.640 --> 00:42:52.160
‫از یک روز پرزحمت بیدار شدم.

00:42:58.200 --> 00:43:01.360
‫باید یه خوانش دیگه رو تحمل کنیم، ایزابلا؟

00:43:03.680 --> 00:43:05.600
‫خودت چی رو ترجیح میدی، عمه مری؟

00:43:05.600 --> 00:43:07.240
‫خب، شاید بتونیم صحبت کنیم.

00:43:07.240 --> 00:43:10.000
‫خیلی پیش نمیاد که همه کنار هم باشیم.

00:43:10.000 --> 00:43:14.000
‫وقتی کاساندرا به چاوتون برگرده،
‫شاید دیگه هیچ‌وقت پیش نیاد.

00:43:14.000 --> 00:43:18.040
‫خیلی‌خب. درمورد چه موضوعی
‫می‌خوای صحبت کنیم؟

00:43:31.640 --> 00:43:34.000
‫قلاب‌دوزی کاساندرا واقعاً چشم‌گیره،

00:43:34.000 --> 00:43:35.240
‫اینطور نیست؟

00:43:35.240 --> 00:43:36.800
‫آره، تو خیلی باهوشی، عمه کَس.

00:43:36.800 --> 00:43:38.400
‫بله.
‫همه‌ی آستن‌ها باهوشن.

00:43:38.400 --> 00:43:41.440
‫همسرم هوش توانمندی داشت.

00:43:41.440 --> 00:43:44.000
‫پسرم، جیمز ادرواد،
‫این ویژگی رو ازش به ارث برده.

00:43:44.000 --> 00:43:46.200
‫بله، و جین رو فراموش نکنیم.

00:43:46.200 --> 00:43:51.000
‫هوش و هوشمندی دربرابر نبوغ چه ارزشی داره؟

00:43:51.000 --> 00:43:53.680
‫ما همیشه در سایه‌ی کسایی هستیم که
‫بیشتر از همه درخشیدن.

00:43:57.200 --> 00:44:02.200
‫پدرم همیشه می‌گفت که نبوغ
‫با سخت‌گیری و سخت‌پسندی همراهه.

00:44:02.200 --> 00:44:05.000
‫درباره‌ی جین شما هم اینطوری بود؟

00:44:05.000 --> 00:44:07.920
‫جین کمال‌گرا بود.

00:44:09.000 --> 00:44:14.400
‫خیلی از خودش و کارش توقع داشت.

00:44:14.400 --> 00:44:17.400
‫- اما دربرابر دیگران، اون...
‫- همیشه مهربون نبود.

00:44:24.160 --> 00:44:26.360
‫حداقل با من نه.

00:44:26.360 --> 00:44:28.440
‫خب، اما برای من بهترین عمه‌ی دنیا بود.

00:44:30.000 --> 00:44:32.640
‫برای دیدار با عمه جین لحظه‌شماری می‌کردم.

00:44:32.640 --> 00:44:34.200
‫داستان‌هام رو بهش نشون می‌دادم،

00:44:34.200 --> 00:44:36.400
‫و با جدیت همه‌شون رو می‌خوند،

00:44:36.400 --> 00:44:38.480
‫انگار که یه نویسنده‌ی واقعی بودم.

00:44:38.480 --> 00:44:40.480
‫کاملاً برخلاف یک آدم سخت‌گیر بود.

00:44:42.000 --> 00:44:43.720
‫درسته، عمه کَس؟

00:44:45.000 --> 00:44:46.760
‫البته که همینطور بود.

00:44:51.120 --> 00:44:53.320
‫اگه درست یادم باشه،
‫تا سال‌ها بعد از رفتنتون

00:44:53.320 --> 00:44:55.040
‫از استیونتون چندان سرزنده نبود.

00:45:03.360 --> 00:45:05.720
‫«به باث رسیدیم، الایزا.

00:45:07.200 --> 00:45:10.560
‫شور و شوق فراوان مری آستن
‫برای پا گذاشتن در اون خونه،

00:45:10.560 --> 00:45:12.200
‫ما رو از اونجا بیرون کرد،

00:45:12.200 --> 00:45:15.000
‫و تمام دارایی‌های دنیوی‌مون رو ازمون گرفت

00:45:15.000 --> 00:45:17.040
‫و منظره‌ای تماشایی رقم زد.»

00:45:42.240 --> 00:45:43.600
‫اوه...!

00:45:49.880 --> 00:45:54.240
‫خب، فکرمی‌کنم این اتاق‌ها
‫کاملاً برامون مناسبن.

00:45:55.280 --> 00:45:57.240
‫بله، همسرم.

00:45:57.240 --> 00:45:58.640
‫فکرمی‌کنم همین‌طوره.

00:46:04.200 --> 00:46:07.000
‫«مایه‌ی دلگرمیه که ترک خونه‌مون

00:46:07.000 --> 00:46:10.560
‫برای کَسی عزیزمون
‫ناراحتی خاصی به همراه نداشته

00:46:12.320 --> 00:46:14.760
‫مکان، دیگه برای کَسی اهمیتی نداره.

00:46:15.840 --> 00:46:17.400
‫نه اونطوری که برای من داره.»

00:46:18.520 --> 00:46:20.040
‫جین، عزیزم، خواهش می‌کنم.

00:46:22.440 --> 00:46:24.880
‫نمی‌تونی کل روز اینطوری دراز بکشی.

00:46:26.600 --> 00:46:28.360
‫باید سعی کنی تحملش کنی.

00:46:35.320 --> 00:46:38.280
‫«اراده‌ی کَسی برای این که از لذت‌های

00:46:38.280 --> 00:46:42.200
‫پایتخت بهره ببرم، ستودنیه،

00:46:42.200 --> 00:46:45.600
‫و سنگ معروف باث
‫درخشش خودش رو داره.

00:46:47.200 --> 00:46:49.560
‫اما می‌ترسم که نتونم
‫هم‌نشین خوبی باشم

00:46:51.120 --> 00:46:54.320
‫کَسی میگه که باید بهش زمان بدم

00:46:54.320 --> 00:46:56.320
‫و این کار رو می‌کنم،

00:46:56.320 --> 00:47:00.040
‫البته به خاطر اینکه چاره‌ای جز این ندارم.»

00:47:01.360 --> 00:47:03.160
‫باید یادت باشه، مری عزیزم،

00:47:03.160 --> 00:47:07.080
‫همه‌ی ما بعد از ترک استیونتون
‫خیلی رنج کشیدیم،

00:47:07.080 --> 00:47:08.360
‫نه فقط جین.

00:47:09.800 --> 00:47:13.000
‫به همین دلیله که...

00:47:14.400 --> 00:47:17.400
‫ایزابلا باید جایی رو پیدا کنه
‫که اون رو خونه خطاب کنه.

00:47:30.320 --> 00:47:31.520
‫خانم آستن.

00:47:31.520 --> 00:47:32.840
‫ممنون.

00:47:34.680 --> 00:47:36.040
‫جین!

00:47:39.360 --> 00:47:40.520
‫جین!

00:47:40.520 --> 00:47:42.080
‫«آقای کرازبی از لندن»

00:47:42.080 --> 00:47:44.440
‫که از بهترین مردای دنیاست، با اینکه
‫اصلاً اون رو ندیدیم...

00:47:44.440 --> 00:47:47.000
‫وعده می‌دهد که رمان شما «سوزان» را

00:47:47.000 --> 00:47:48.480
‫به مبلغ قابل توجه 10پوند

00:47:48.480 --> 00:47:51.160
‫بی‌درنگ منتشر کند.»
‫- ده پوند!؟

00:47:51.160 --> 00:47:52.480
‫قراره چاپ شم!

00:47:52.480 --> 00:47:54.800
‫قراره کتابت چاپ بشه!

00:47:54.800 --> 00:47:57.480
‫و ما پرافتخارترین آستن‌هایی هستیم
‫که تاحالا زیستن!

00:47:57.480 --> 00:47:59.680
‫باید بلافاصله نوشتن رمان جدید رو شروع کنم.

00:47:59.680 --> 00:48:02.040
‫مصمم هستم! حتماً انجامش میدم!

00:48:03.320 --> 00:48:05.040
‫قراره کتابم چاپ بشه!

00:48:06.400 --> 00:48:08.720
‫باید خداوند رو شکر کنیم!

00:48:08.720 --> 00:48:10.480
‫اه، خدای من!

00:48:10.480 --> 00:48:11.920
‫-اه!
‫- بابا؟

00:48:11.920 --> 00:48:14.000
‫بابا!

00:48:14.000 --> 00:48:17.520
‫- بابا؟
‫- اه، دختر عزیزم.

00:48:17.520 --> 00:48:19.400
‫خواهرت، اون...

00:48:21.360 --> 00:48:24.160
‫باید به خوبی ازش مراقبت کنی.

00:48:24.160 --> 00:48:26.200
‫- همم!
‫- جورج!

00:48:26.200 --> 00:48:27.800
‫باشه، بابا، حتماً.

00:48:27.800 --> 00:48:29.640
‫- همم!
‫- جورج!

00:48:29.640 --> 00:48:36.640
مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی
@SepSensiSubs :تلگرام

00:49:27.840 --> 00:49:30.320
‫میشه چندتا عدد هم این پایین بنویسین، لطفاً؟

00:49:30.320 --> 00:49:31.480
‫بله، خانم.

00:49:33.280 --> 00:49:35.000
‫عالیه.

00:49:35.000 --> 00:49:36.600
‫بت، عزیزم.

00:49:36.600 --> 00:49:38.880
‫خانم آستن!

00:49:38.880 --> 00:49:41.000
‫خیلی خوشحالم که سرما‌خوردگیت خوب شده.

00:49:41.000 --> 00:49:43.160
‫بچه‌ها، ما یه مهمون داریم.

00:49:43.160 --> 00:49:44.800
‫باید یادمون باشه مودب باشیم.

00:49:44.800 --> 00:49:48.000
‫وقتی کسی لطف می‌کنه و
‫بهمون سر می‌زنه، چی میگیم؟

00:49:48.000 --> 00:49:50.360
‫روزتون بخیر!

00:49:50.360 --> 00:49:51.560
‫و همچنین روز شما.

00:49:52.840 --> 00:49:54.480
‫ادامه بدین.

00:49:54.480 --> 00:49:57.000
‫پس، وقتت رو اینجا می‌گذرونی؟

00:49:57.000 --> 00:49:58.280
‫آره.

00:49:58.280 --> 00:49:59.680
‫به ندرت دیگه خونه‌م.

00:49:59.680 --> 00:50:01.720
‫اینجا خیلی سرم شلوغه.

00:50:01.720 --> 00:50:04.240
‫بچه‌ها از پنج صبح میان.

00:50:04.240 --> 00:50:06.800
‫مادرهاشون توی کارخونه کار می‌کنن
‫و ساعت کاریشون خیلی طولانیه.

00:50:06.800 --> 00:50:09.440
‫زمانی که میرن، دیگه انرژی هیچکاری ندارم

00:50:09.440 --> 00:50:12.000
‫جز اینکه خودمو بکشونم توی اتاق و بخوابم.

00:50:12.000 --> 00:50:14.000
‫پس بیشتر وقتا همین‌جا می‌خوابی؟

00:50:14.000 --> 00:50:15.320
‫بله.

00:50:15.320 --> 00:50:16.680
‫اه، هیس.

00:50:18.520 --> 00:50:20.480
‫بت، همون‌طور که می‌دونی،

00:50:20.480 --> 00:50:22.560
‫تاریخ رفتن ایزابلا از خونه‌ی کشیش

00:50:22.560 --> 00:50:24.000
‫تقریباً نزدیکه.

00:50:24.000 --> 00:50:27.480
‫پس دوباره اومدم تا برای آینده‌ش

00:50:27.480 --> 00:50:29.320
‫ازت کمک بخوام.

00:50:29.320 --> 00:50:31.520
‫ایزابلا ازت خواسته که بیای؟

00:50:31.520 --> 00:50:33.720
‫نه، نه، اون نخواسته.

00:50:33.720 --> 00:50:37.000
‫اما نمی‌تونم بیکار بشینم و ببینم که

00:50:37.000 --> 00:50:39.880
‫از بی‌ثبات موقعیت کنونی‌ش رنج می‌بره.

00:50:39.880 --> 00:50:41.800
‫نمی‌خوام بی‌ادب به نظربیام، کاساندرا،

00:50:41.800 --> 00:50:44.400
‫اما چرا باید برات مهم باشه؟

00:50:46.120 --> 00:50:50.000
‫چون از زمانی که اینجا بودم،

00:50:50.000 --> 00:50:53.480
‫خیلی بهش علاقمند شدم.

00:50:53.480 --> 00:50:57.760
‫و نگران اثرات این تغییرات هستم

00:50:57.760 --> 00:51:01.320
‫چون مثل رنجیه که خواهرم، وقتی مجبور شدیم
‫خونه‌ی عزیزمون رو ترک کنیم، تحمل کرد.

00:51:04.240 --> 00:51:06.720
‫و به پدرت که درحال مرگ بود قول دادم که مطمئن بشم

00:51:06.720 --> 00:51:09.800
‫یا با تو یا با مری جین زندگی کنه.

00:51:09.800 --> 00:51:12.000
‫پدرم.

00:51:12.000 --> 00:51:13.440
‫حتی از توی گور.

00:51:15.000 --> 00:51:17.160
‫ایزابلای بیچاره، من...

00:51:17.160 --> 00:51:19.480
‫نگرانم که هیچ‌وقت نتونه
‫مثل من

00:51:19.480 --> 00:51:21.120
‫برای آینده‌ش تصمیم بگیره.

00:51:24.600 --> 00:51:28.000
‫بت، می‌دونم که آینده‌ت مشخصه،

00:51:28.000 --> 00:51:30.360
‫و بابتش خوشحالم.

00:51:31.560 --> 00:51:36.560
‫اما امیدوارم که اگه شما و آقای لیدردیل

00:51:36.560 --> 00:51:37.840
‫تصمیم به ازدواج بگیرید،

00:51:37.840 --> 00:51:40.600
‫شاید انقدر سخاوتمند باشه که
‫بذاره با شما زندگی کنه.

00:51:40.600 --> 00:51:42.280
‫ازدواج؟

00:51:42.280 --> 00:51:45.000
‫من و آقای لیدردیل؟

00:51:45.000 --> 00:51:46.160
‫آره.

00:51:47.600 --> 00:51:50.480
‫همچین خیال احمقانه‌ای از کجا به ذهنت رسید؟

00:51:50.480 --> 00:51:52.400
‫من... شما رو باهم دیدم.

00:51:52.400 --> 00:51:55.880
‫و برای خودت یه داستان ساختی؟

00:51:57.680 --> 00:52:01.520
‫اه، کاساندرا، خواهر اشتباهی رو انتخاب کردی.

00:52:08.640 --> 00:52:11.320
‫ما قبلاً احساساتی نسبت بهم داشتیم.

00:52:11.320 --> 00:52:13.000
‫من اون رو رد کردم.

00:52:13.000 --> 00:52:15.000
‫دیگه از من درخواست نمی‌کنه.

00:52:15.000 --> 00:52:17.000
‫فکرنمی‌کنم هوسرانی بوده باشه.

00:52:17.000 --> 00:52:18.760
‫باور دارم که عشق بوده.

00:52:18.760 --> 00:52:20.320
‫حرف احمقانه نزن.

00:52:22.920 --> 00:52:25.520
‫وقتی مادرم بهم اطلاع داد که
‫اینجا ساکن هستین،

00:52:25.520 --> 00:52:28.360
‫احساس کردم که نیاز دارم
‫دوباره شما رو ببینم.

00:52:28.360 --> 00:52:31.000
‫«بدن بی‌جان او

00:52:31.000 --> 00:52:33.000
‫بر روی پیاده‌رو افتاد.»

00:52:33.000 --> 00:52:35.000
‫اون رو کشتی؟

00:52:36.360 --> 00:52:37.800
‫حتماً غش کرده!

00:52:37.800 --> 00:52:39.800
‫برو.
‫برو بلافاصله آقای لیدردیل رو بیار!

00:52:39.800 --> 00:52:41.000
‫برو، ایزابلا!

00:52:41.000 --> 00:52:42.680
‫آقای لیدردیل!

00:52:42.680 --> 00:52:48.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:52:48.030 --> 00:52:55.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]