﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:05.990
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:00:06.000 --> 00:00:07.620
‫آنچه گذشت...

00:00:08.790 --> 00:00:09.980
‫می‌دونی اونقدر احمق نیستم

00:00:09.980 --> 00:00:11.660
‫که سوئیچ مرگ رو
‫توی آپارتمانم نگه دارم، مگه نه؟

00:00:11.670 --> 00:00:15.950
‫امکان نداره یه عملیات نظامی مخفی
‫توی کره‌ی جنوبی انجام بدیم

00:00:15.950 --> 00:00:19.450
‫لستر کیچنز. اصولاً، هنوزم داره به عنوان
‫یه وکیل برای دفتر مشاور حقوقی کار می‌کنه

00:00:19.450 --> 00:00:20.220
‫چاره‌ای نداشتم

00:00:20.220 --> 00:00:22.330
‫حالا شانسم برای رسیدن
‫به مقر مسکو از بین میره

00:00:22.340 --> 00:00:23.830
‫و من اطلاعات قطعی لازم دارم

00:00:23.830 --> 00:00:26.990
‫برای همین گذاشتمت
‫کنار دوست‌دختر سابقش

00:00:27.000 --> 00:00:28.450
‫اون عکسی که فرستادم چی؟

00:00:28.450 --> 00:00:30.700
‫کنار یادگاری نظامی باباش
‫نگهش می‌داشت

00:00:30.700 --> 00:00:31.540
‫اون دختره براش مهمه

00:00:31.540 --> 00:00:33.160
‫وکیل سازمان سی‌آی‌اِی هستم

00:00:33.160 --> 00:00:35.290
‫خیلی باحاله

00:00:35.950 --> 00:00:38.250
‫- داری اطلاعات هارد منو کپی می‌کنی؟
‫- هانا!

00:00:40.000 --> 00:00:42.150
‫اگر خودمون رو جای
‫نماینده‌های بیمه‌ای جا می‌زنیم

00:00:42.150 --> 00:00:43.820
‫چرا واقعاً پول آزادیش رو ندیم؟

00:00:43.820 --> 00:00:47.330
‫- یه قرار ملاقات جور کردم
‫- شما باهاش تماس بگیرین

00:00:47.330 --> 00:00:50.080
‫من مکانش رو ردیابی می‌کنم،
‫و یه تیم برای نجاتش می‌فرستیم

00:00:50.080 --> 00:00:51.790
‫اصلاً از کجا بدونیم زنده‌ست؟

00:00:51.790 --> 00:00:53.200
‫‏۱۰ میلیون

00:00:53.200 --> 00:00:55.200
‫حاضرین مبلغی که
‫می‌خوایم رو بدین؟

00:00:55.200 --> 00:00:56.490
‫صد سال سیاه نمی‌دیم

00:00:56.500 --> 00:00:57.870
‫خیلی وحشت‌زده بنظر میومد

00:00:57.870 --> 00:01:01.240
‫تونستم آدرس آی‌پی تماس
‫تصویری رو تا منبعش ردیابی کنم

00:01:01.250 --> 00:01:02.910
‫چرا قیافه‌هاتون این شکلیه؟

00:01:02.910 --> 00:01:05.830
‫چون توی ولادی‌وستوک
‫نگهش می‌دارن. روسیه

00:01:09.090 --> 00:01:14.090
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:14.090 --> 00:01:19.090
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

00:01:30.330 --> 00:01:31.540
‫گوش کنید!

00:01:34.200 --> 00:01:35.870
‫اینا اهداف ما هستن

00:01:37.250 --> 00:01:42.160
‫لستر کیچنز یه افسر اطلاعاتی کهنه‌کاره
‫که با پوشش یه وکیل اومده

00:01:42.160 --> 00:01:44.040
‫اوون هندریکس شاگردشه

00:01:44.910 --> 00:01:48.500
‫یانوس فربر یه وکیل حیله‌گره
‫که توی فریبکاری مهارت داره

00:01:49.080 --> 00:01:54.200
‫منتظر تکنیک‌های جاسوسی بی‌نظیر
‫و پشتیبانی عملیاتی در سطح بالا باشید

00:01:54.200 --> 00:01:59.200
‫♪ Sunflowers - Monomania ♪

00:02:10.120 --> 00:02:12.330
‫علاوه بر اینا...

00:02:12.330 --> 00:02:16.200
‫باید بفهمم این دختر کیه
‫و اینکه داره کمکشون میده یا نه

00:02:17.500 --> 00:02:20.580
‫اما حتی اگه کمکشون میده،
‫این مردها کره‌ای که نیستن

00:02:20.580 --> 00:02:22.910
‫هر جایی که برن،
‫توی جمع مشخصن

00:02:22.910 --> 00:02:25.200
‫برید بگردید و بگیریدشون

00:02:26.910 --> 00:02:27.830
‫صبر کنید

00:02:29.950 --> 00:02:31.910
‫افسر کیم کدوم گوریه؟

00:02:33.660 --> 00:02:36.370
‫باشه، روسیه خوب نیست

00:02:36.370 --> 00:02:40.160
‫آره، روسیه نه، پسر.
‫نان‌هی روی توی ولادی‌وستوک نگه داشتن

00:02:40.160 --> 00:02:42.290
‫اونجا خطرناک‌ترین منطقه‌ی روسیه‌ست

00:02:42.290 --> 00:02:44.660
‫بهشتِ جنایت و خشونته

00:02:44.660 --> 00:02:46.910
‫مافیای روسیه، یاکوزا،

00:02:46.910 --> 00:02:47.950
‫مافیای کره،

00:02:47.950 --> 00:02:48.910
‫مافیای چین

00:02:48.910 --> 00:02:51.370
‫پلیس فاسد و سرویس امنیت
‫فدرال روسیه و ارتش

00:02:51.380 --> 00:02:52.380
‫از همه‌شون محافظت می‌کنن

00:02:52.540 --> 00:02:54.540
‫معنیش اینه که یه ماموریت انتحاریه

00:02:54.540 --> 00:02:55.700
‫نه. نه

00:02:55.700 --> 00:02:58.580
‫معنیش اینه که شرقِ
‫خیلی خیلی وحشیه

00:02:58.580 --> 00:02:59.920
‫به نظر می‌رسه
‫مکان خیلی آسون‌تری

00:02:59.920 --> 00:03:02.160
‫برای نجات همسر جنگ کیون
‫نسبت به «میدان سرخ»ـه

00:03:02.160 --> 00:03:05.120
‫وکیلِ تازه‌کاری میگه
‫که هیچ تخصص عملیاتی‌ای نداره

00:03:05.120 --> 00:03:08.790
‫رفیق، از روز اولی که توی سازمان
‫استخدام شدم توی اینجور کارها بودم

00:03:08.790 --> 00:03:10.950
‫خیلی‌خب؟ هفته‌ی گذشته
‫یکی می‌خواست من رو بکشه

00:03:10.950 --> 00:03:12.080
‫مزخرف نگو

00:03:12.080 --> 00:03:14.910
‫- راست میگه
‫- یه نینجای حرفه‌ای هم بود

00:03:14.910 --> 00:03:17.330
‫باسنم رو روی باند آسفالت
‫فرودگاه اینچئون پاره کرد

00:03:17.330 --> 00:03:20.870
‫صبر کن. هفته‌ی گذشته یه نینجای حرفه‌ای
‫می‌خواست من رو هم بکشه

00:03:20.870 --> 00:03:22.950
‫- این‌شکلی بود
‫- پشمام

00:03:24.080 --> 00:03:25.080
‫همین اومد سراغ منم

00:03:26.290 --> 00:03:29.950
‫اون لی‌ـه، افسر اطلاعاتی
‫سابق که مزدور شده

00:03:30.750 --> 00:03:32.740
‫کی بهش پول داده
‫که ما رو بکشه؟

00:03:34.290 --> 00:03:35.490
‫داون

00:03:35.500 --> 00:03:37.870
‫چی؟ چرا؟ چرا داون
‫می‌خواد من رو بکشه؟

00:03:37.870 --> 00:03:39.410
‫درمورد مخبرهاش سوال پرسیدی

00:03:40.160 --> 00:03:42.200
‫داون سال‌هاست که مخبرهای
‫جعلی رو مدیریت می‌کنه،

00:03:42.200 --> 00:03:43.990
‫و پول زیادی رو از سازمان کش رفته

00:03:44.000 --> 00:03:45.290
‫حتما فکر کرده من بهت گفتم

00:03:45.290 --> 00:03:47.490
‫باشه. من رفتم

00:03:47.500 --> 00:03:49.700
‫- خداحافظ، عوضی‌ها
‫- صبر کن. یانوس، کجا میری؟

00:03:49.700 --> 00:03:52.370
‫میرم به سفارت تا خودم رو
‫تو یه توالت غرق کنم

00:03:52.370 --> 00:03:55.370
‫تا خودم رو از این عملیات
‫فاجعه‌بار نجات بدم

00:03:55.370 --> 00:03:57.870
‫قبل از اینکه همه‌مون به قتل برسیم
‫یا به جرم جاسوسی دستگیر بشیم

00:03:57.870 --> 00:04:00.660
‫- یانوس
‫- بذارید بره

00:04:00.660 --> 00:04:03.310
‫باید روی این تمرکز بکنیم
‫که چطور باید زن من رو

00:04:03.310 --> 00:04:04.310
‫از روسیه نجات بدیم

00:04:05.450 --> 00:04:06.450
‫هیچ چیز دیگه‌ای مهم نیست

00:04:06.450 --> 00:04:09.200
‫به حرف مردی گوش بده
‫که می‌تونه با زدن یه دکمه

00:04:09.200 --> 00:04:10.410
‫بدترین اسرار سازمان رو فاش کنه

00:04:10.410 --> 00:04:12.080
‫آره، خودم می‌دونم
‫چه چیزهایی در معرض خطرن

00:04:12.080 --> 00:04:14.480
‫باشه؟ اما برای نجات دادن
‫شاهزاده‌ی اسیر شده‌ی تو،

00:04:14.480 --> 00:04:16.540
‫درمورد مکان اسیر بودنش
‫اطلاعاتی نیاز داریم،

00:04:16.540 --> 00:04:18.630
‫که هیچکدوم‌مون نمی‌تونیم
‫از سازمان‌هامون بگیریمش

00:04:18.630 --> 00:04:19.870
‫بدون اطلاع‌رسانی به سازمان
‫اطلاعات کره‌ی جنوبی

00:04:19.870 --> 00:04:22.330
‫خب، خوشبختانه یه مخبر داریم
‫که می‌تونه ردش رو بزنه

00:04:22.330 --> 00:04:25.080
‫من یه جاسوس داریم،
‫که اصلاً آدم مناسبی نیست

00:04:25.080 --> 00:04:26.410
‫فکر خوبی نیست

00:04:26.410 --> 00:04:28.740
‫تازه‌کار و نامتعادله

00:04:28.750 --> 00:04:30.870
‫جون زنم در خطره

00:04:30.870 --> 00:04:34.870
‫هیچ فکر بد و جاسوس
‫نامتعادلی وجود نداره

00:04:35.500 --> 00:04:36.750
‫فقط انجامش بده

00:04:42.000 --> 00:04:43.490
‫معاون مدیر چو داره زنگ می‌زنه

00:04:43.500 --> 00:04:44.740
‫جواب نده

00:04:44.750 --> 00:04:47.330
‫مجبورم. از سر شب
‫همه‌ش دنبال من می‌گرده

00:04:47.330 --> 00:04:49.580
‫من پیچوندمش چون فکر می‌کردم
‫نان‌هی رو پس می‌گیریم

00:04:49.580 --> 00:04:51.620
‫الان باید جبران خسارت بکنم

00:04:54.160 --> 00:04:55.950
‫بله. معاون مدیر

00:04:55.950 --> 00:04:56.870
‫کجایی؟

00:04:56.870 --> 00:05:00.700
‫الان توی خونه‌ت ایستادم،
‫و معلومه که یکی خونه‌ت رو گشته

00:05:00.700 --> 00:05:03.700
‫خونه‌ی من؟

00:05:03.700 --> 00:05:06.910
‫داری چیکار می‌کنی، افسر کیم؟

00:05:08.830 --> 00:05:11.580
‫یانوس فربر حتماً
‫چیزخورم کرده

00:05:11.580 --> 00:05:14.160
‫دیشب برای گرفتن اطلاعات
‫باهاش جلسه داشتم

00:05:14.160 --> 00:05:16.910
‫یهویی چشم‌هام رو باز کردم
‫و دیدم توی ماشینم هستم

00:05:17.500 --> 00:05:19.620
‫حتماً اون خونه‌م رو گشته

00:05:19.620 --> 00:05:20.620
‫چرا؟

00:05:21.200 --> 00:05:24.700
‫اینجا که رازی
‫نگه نمی‌داری، ها؟

00:05:24.700 --> 00:05:25.750
‫نه

00:05:26.410 --> 00:05:27.660
‫به هیچ وجه

00:05:28.250 --> 00:05:29.370
‫الان میام اونجا

00:05:29.370 --> 00:05:30.660
‫نه، دارم میرم

00:05:31.450 --> 00:05:33.870
‫هشداری دریافت کردیم
‫مبنی بر حضور هندریکس و کیچنز

00:05:33.870 --> 00:05:35.330
‫توی منطقه‌ی مسافرخونه‌ها

00:05:35.330 --> 00:05:37.740
‫توی دفتر به دیدنم بیا

00:05:37.750 --> 00:05:38.950
‫چشم، البته

00:05:40.750 --> 00:05:41.790
‫گندش بزنن

00:05:42.660 --> 00:05:44.950
‫- چیه؟
‫- باید همین‌الان بریم

00:05:44.950 --> 00:05:47.870
‫پلیس و سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی دارن میان به این منطقه

00:05:47.870 --> 00:05:49.200
‫وسایل چی پس؟

00:05:49.200 --> 00:05:51.040
‫بیخیالشون شو. یانوس
‫همه‌جا رو تمیز کرد

00:05:51.040 --> 00:05:53.240
‫چیزی پیدا نمی‌کنن
‫که ربطی به سازمان داشته باشه

00:05:53.250 --> 00:05:56.700
‫تازه، بعد از اینکه بریم،
‫کل اتاق رو تمیز می‌کنن

00:06:00.450 --> 00:06:01.540
‫من می‌بندم. برو

00:06:02.790 --> 00:06:03.700
‫بازش کن

00:06:22.000 --> 00:06:23.200
‫این چه کوفتیه؟

00:06:23.200 --> 00:06:24.460
‫[ ورشو ]

00:06:24.460 --> 00:06:26.990
‫قرار بوده بارت کامپیوتر باشه

00:06:27.000 --> 00:06:28.330
‫من یه خریدار هم پیدا کردم

00:06:35.290 --> 00:06:36.620
‫بله؟

00:06:36.620 --> 00:06:37.830
‫سلام، منم اوون

00:06:37.830 --> 00:06:39.450
‫یه کاری برات دارم

00:06:39.450 --> 00:06:41.160
‫امدادگر کره‌ای

00:06:41.160 --> 00:06:44.370
‫که توسط یاکوزا ربوده شده بود
‫توی روسیه‌ست

00:06:44.370 --> 00:06:48.000
‫حالا می‌خوای من اطلاعات
‫جمع کنم؟ میشه ۳۰۰ هزار

00:06:51.160 --> 00:06:52.660
‫قبوله

00:06:52.660 --> 00:06:54.790
‫- هی. اون کار رو نکن!
‫- چی؟

00:06:54.790 --> 00:06:56.450
‫- با تو نبودم
‫- ماشین نیاز داریم

00:06:56.450 --> 00:06:58.910
‫- یه لحظه بمون، نیچکا. این رو بگیر
‫- ماشین نیاز داریم

00:06:58.910 --> 00:07:00.620
‫خودم گیر میارم

00:07:00.620 --> 00:07:03.160
‫نمیشه بزنی شیشه‌ی
‫پنجره رو بشکونی

00:07:03.160 --> 00:07:04.620
‫عالیه. گوشی دستت باشه

00:07:06.000 --> 00:07:07.660
‫سلام. یه لحظه بمون

00:07:07.660 --> 00:07:09.450
‫یه لحظه بمون

00:07:10.790 --> 00:07:12.870
‫سلام. می‌خوام ماشینت رو
‫به مدت یه روز کرایه کنم

00:07:12.870 --> 00:07:14.830
‫- ‏۱۰ هزار دلار
‫- ‏۱۰ هزار دلار؟

00:07:14.830 --> 00:07:16.660
‫‏۱۰ هزار دلار. سریع

00:07:18.580 --> 00:07:20.790
‫کارت کاریت رو بده بهم

00:07:22.750 --> 00:07:23.950
‫می‌دونم

00:07:23.950 --> 00:07:25.990
‫- بهت زنگ می‌زنم
‫- دارم قطع می‌کنم

00:07:26.000 --> 00:07:27.250
‫نه! بمون

00:07:27.870 --> 00:07:30.950
‫خب، ازت می‌خوایم بری به ولادی‌وستوک

00:07:30.950 --> 00:07:31.990
‫امکان نداره

00:07:32.000 --> 00:07:35.450
‫یه مخزن کوسه‌ست که پره از کثافت.
‫امکان ندارن نزدیک اونجا بشم

00:07:35.450 --> 00:07:37.950
‫- لعنتی. ۵۰۰ هزار
‫- یکی دیگه رو پیدا کن

00:07:37.950 --> 00:07:39.660
‫‏۱ میلیون. ۱ میلیون دلار

00:07:40.370 --> 00:07:42.540
‫فقط نیازه بهمون بگی
‫باید بریم کجا

00:07:48.120 --> 00:07:50.500
‫قبوله. هر اطلاعاتی
‫که داری رو برام بفرست

00:07:53.950 --> 00:07:55.700
‫قبول کرد. خداروشکر

00:07:57.450 --> 00:08:00.330
‫گندش بزنن

00:08:05.500 --> 00:08:07.120
‫من بودم فعلاً خدا رو شکر نمی‌کردم

00:08:08.080 --> 00:08:10.130
‫الان توی کشوری هستیم
‫که دشمن‌مون شده

00:08:10.130 --> 00:08:11.130
‫و تمام نیروهای پلیس دنبالمونن

00:08:11.620 --> 00:08:14.580
‫در حالی که یه روانی
‫کره‌ای تهدید می‌کنه

00:08:14.580 --> 00:08:16.990
‫که به‌خاطر زنش حاضره
‫ما و سازمان رو نابود کنه

00:08:17.000 --> 00:08:17.910
‫خیلی‌خب، لستر

00:08:17.910 --> 00:08:19.410
‫هی، حرفم تموم شده بود؟ نه

00:08:19.410 --> 00:08:22.370
‫چون قول ۱ میلیون دلار
‫به یه جلیقه‌ی انتحاری زنده دادی

00:08:22.370 --> 00:08:25.040
‫و ۱۰ هزار دلار
‫برای اجاره‌ی این ماشین دادی

00:08:25.040 --> 00:08:28.620
‫یعنی بعد از ناهار،
‫بودجه عملیاتمون تموم میشه

00:08:29.450 --> 00:08:31.990
‫تنها جنبه‌ی مثبتش اینه که
‫احتمالاً عمرمون زیادی طولانی نیست

00:08:34.670 --> 00:08:39.080
‫« تـازه سـربـاز »

00:09:04.200 --> 00:09:05.120
‫سلام

00:09:07.330 --> 00:09:08.580
‫هی، زخمت چطوره؟

00:09:13.700 --> 00:09:14.580
‫شرمنده

00:09:15.080 --> 00:09:17.870
‫نمی‌خواستم بهت صدمه بزنم.
‫من... ازت خوشم میاد

00:09:18.830 --> 00:09:20.870
‫چرا نذاشتی توضیح بدم؟

00:09:21.950 --> 00:09:25.450
‫حالم خوبه. لپ‌تاپ رو بردار و برو.
‫قول میدم به کسی چیزی نگم

00:09:25.450 --> 00:09:28.250
‫لپ‌تاپ به دردم نمی‌خوره.
‫چیزی درمورد اوون توش نیست

00:09:30.200 --> 00:09:31.790
‫- درمورد اوون؟
‫- آره

00:09:32.370 --> 00:09:34.450
‫باید بفهمم داره
‫توی کره چیکار می‌کنه

00:09:34.450 --> 00:09:36.700
‫به‌خاطر اوون من رو دزدیدی؟

00:09:36.700 --> 00:09:39.290
‫دارم برای نجات جونم
‫تلاش می‌کنم، هانا!

00:09:40.500 --> 00:09:41.500
‫خدایا! آه!

00:09:42.950 --> 00:09:45.910
‫ماجرا قرار نبود اینطور بشه.
‫توی یه کلاب داشتم خوش می‌گذروندم

00:09:45.910 --> 00:09:48.790
‫فقط مهمونی ۲۴ ساعته‌ی
‫آخر هفته‌ام رو بردم به سئول

00:09:48.790 --> 00:09:52.080
‫ولی این‌بار به‌خاطر خریدن مواد
‫از یه مامور مخفی دستگیر شدم

00:09:52.080 --> 00:09:55.870
‫آخه باید بهت بگن که پلیسن،
‫مگه نه؟ ولی نه!

00:09:56.450 --> 00:09:58.870
‫نه، بردنم توی یه اتاق
‫که یه مار کوفتی توش بود،

00:09:58.870 --> 00:10:02.200
‫که گفت اگه براش یه سری
‫کارها رو انجام ندم،

00:10:03.370 --> 00:10:04.950
‫ده سال من رو میندازه زندان

00:10:05.580 --> 00:10:08.160
‫انگار یه بچه‌ی پولدار
‫که دور دنیا می‌چرخه

00:10:08.160 --> 00:10:10.450
‫برای یه سازمان
‫جاسوسی خیلی مفیده

00:10:10.950 --> 00:10:13.080
‫و حالا، به طرز وحشتناکی بیچاره‌ام،

00:10:13.080 --> 00:10:18.000
‫چون اطلاعاتی درمورد اوون بهش نمیدم،
‫میگه من رو بکشن یا دستگیر کنن

00:10:23.500 --> 00:10:24.370
‫جِی

00:10:26.620 --> 00:10:27.950
‫درک می‌کنم، باشه؟

00:10:29.370 --> 00:10:31.500
‫می‌دونم اصلاً منصفانه نیست

00:10:33.080 --> 00:10:33.950
‫اومم

00:10:34.950 --> 00:10:36.200
‫و می‌تونم کمکت کنم

00:10:37.910 --> 00:10:40.000
‫- می‌تونم از این وضعیت خلاصت کنم
‫- چطور؟

00:10:42.410 --> 00:10:44.830
‫چطور می‌خوای خلاصم کنی؟

00:10:46.660 --> 00:10:48.540
‫اطلاعاتی از اوون
‫می‌خوای، درسته؟

00:10:51.160 --> 00:10:52.250
‫بذار بهش زنگ بزنم

00:10:53.700 --> 00:10:54.750
‫بهم اعتماد داره

00:10:57.370 --> 00:10:59.750
‫رازهاش رو فقط به من میگه

00:11:53.040 --> 00:11:55.870
‫- هانا، سلام. الان زمان مناسبی نیست
‫- خفه شو! من رو دزدیدن!

00:11:56.580 --> 00:11:58.300
‫جِی جاسوس کره‌ست!
‫من رو گروگان گرفته!

00:11:58.300 --> 00:12:00.080
‫جورج‌تاون، هتل «فور سیزن»،
‫طبقه‌ی پنجم!

00:12:00.410 --> 00:12:02.830
‫صبر کن، هانا، من... گندش بزنن!

00:12:08.120 --> 00:12:11.080
‫- واقعاً متخصصِ ایجاد دردسرید
‫- خفه شو

00:12:18.040 --> 00:12:18.950
‫سالازار هستم

00:12:18.950 --> 00:12:21.540
‫هانا توسط دوست‌پسر جدیدش
‫دزدیده شده، جِی نمی‌دونم چی

00:12:21.540 --> 00:12:24.660
‫فامیلیش رو نمی‌دونم. توی طبقه‌ی پنجم
‫هتل «فور سیزن» جورج‌تاون

00:12:24.660 --> 00:12:25.620
‫پس زنگ بزن به پلیس

00:12:25.620 --> 00:12:28.040
‫نه. جاسوس کره‌ست

00:12:28.040 --> 00:12:30.740
‫پس برو بگیرش، هانا رو نجات بده.
‫اونوقت می‌تونی برای خودت امتیاز بگیری

00:12:30.750 --> 00:12:33.660
‫اگه دست روی دست بذاری،
‫به گروه ضدجاسی گزارش میدم

00:12:38.830 --> 00:12:39.830
‫ازت متنفرم

00:12:54.160 --> 00:12:56.500
‫- منم ازت متنفرم
‫- آره. خودمم همینطور. برو ته صف

00:13:07.620 --> 00:13:08.620
‫خوب نیست

00:13:14.040 --> 00:13:14.950
‫گندش بزنن

00:13:19.080 --> 00:13:20.410
‫اون، خیلی‌خب. خیلی‌خب

00:13:21.000 --> 00:13:23.410
‫یالا. یالا. جواب بده، جواب بده!

00:13:26.540 --> 00:13:27.740
‫دفتر مشاور حقوقی

00:13:27.750 --> 00:13:31.410
‫سلام، دانا! منم یانوس فربر.
‫به رئیس بگو توی سئول دارم دستگیر میشم!

00:13:35.950 --> 00:13:37.290
‫آخ!

00:13:46.370 --> 00:13:48.290
‫آه

00:13:51.090 --> 00:13:52.370
‫آقای فربر

00:13:52.910 --> 00:13:54.080
‫شما دارید دستگیر می‌شید

00:13:54.080 --> 00:13:57.490
‫به دلیل فعالیت‌هایی که با وضعیت
‫دیپلماتیک شما همخوانی ندارن

00:13:57.500 --> 00:13:59.040
‫به نظر میاد درسته

00:13:59.040 --> 00:14:01.120
‫نمیشه دستبند رو باز کنید؟

00:14:03.290 --> 00:14:05.200
‫این رو به عنوان شاید
‫در نظر می‌گیرم

00:14:05.200 --> 00:14:06.990
‫جواب نه نیست

00:14:07.000 --> 00:14:09.490
‫به اِبنر بگو بیاد،
‫و به هندریکس و کیچنز هشدار بده!

00:14:09.500 --> 00:14:11.200
‫بگو جلب توجه نکنن!

00:14:11.200 --> 00:14:12.230
‫زمان بدی اومدم؟

00:14:12.240 --> 00:14:14.790
‫یانوس توسط سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی دستگیر شده

00:14:15.040 --> 00:14:16.790
‫وای خدا، خیلی بدش میاد

00:14:18.830 --> 00:14:20.040
‫و شما هم از این بدتون میاد

00:14:20.830 --> 00:14:22.330
‫که اوون الان بهم زنگ زد

00:14:22.330 --> 00:14:25.740
‫تا بگه یه جاسوس کره‌ای
‫دوست‌دخترش رو دزدیده

00:14:25.750 --> 00:14:27.250
‫دوست‌دختر سابق. حالا هر چی

00:14:28.040 --> 00:14:31.370
‫و اون رو توی هتل
‫«فور سیزن» گروگان گرفته‌

00:14:32.620 --> 00:14:33.700
‫به اِف‌بی‌ای خبر بدم؟

00:14:35.000 --> 00:14:36.450
‫نه. نه

00:14:36.450 --> 00:14:38.120
‫باعث میشه گروه ضدجاسوسی
‫وارد قضیه بشه

00:14:38.120 --> 00:14:40.450
‫و ماموریت اوون بی‌نهایت محرمانه‌ست

00:14:42.160 --> 00:14:43.370
‫طرح آنگلتون رو اجرا کن

00:14:45.040 --> 00:14:46.700
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:14:46.700 --> 00:14:47.790
‫باشه

00:14:48.540 --> 00:14:51.540
‫اما نمی‌تونم تنهایی برم بگیرمش
‫و تا «دی فارم» ببرمش

00:14:55.370 --> 00:14:59.040
‫- دفتر مدیر
‫- مشاور کل هستم. کارش دارم

00:14:59.040 --> 00:15:00.200
‫خیلی فوری و مهمه

00:15:10.160 --> 00:15:11.620
‫- قربان
‫- یا خدا!

00:15:12.500 --> 00:15:13.750
‫والتر نایلند پشت خطه

00:15:15.500 --> 00:15:17.410
‫مگه نگفتم مخفیانه
‫از پشت سرم نیا؟

00:15:19.450 --> 00:15:20.330
‫برو

00:15:23.870 --> 00:15:25.490
‫بهتره خبر بدی نباشه

00:15:25.500 --> 00:15:27.580
‫قربان، دو نفر می‌خوام...

00:15:28.450 --> 00:15:31.540
‫چهار نفر، که بهشون اعتماد دارید
‫و می‌تونن یه کار داخلی رو انجام بدن

00:15:31.540 --> 00:15:33.330
‫و همین‌الان نیازشون دارم

00:15:35.370 --> 00:15:37.740
‫باید بدونم دوست‌هات کجان

00:15:37.750 --> 00:15:39.540
‫نمی‌دونم. برام مهم نیست

00:15:39.540 --> 00:15:40.500
‫باید باشه

00:15:41.000 --> 00:15:43.620
‫خیلی توی دردسر افتادن، مثل خودت

00:15:43.620 --> 00:15:46.200
‫- گریس. می‌تونم بهت بگم گریس؟
‫- نه

00:15:46.200 --> 00:15:49.490
‫گریس، عصبانیتت رو درک می‌کنم.
‫حتی با دستبند هم مشکلی ندارم

00:15:49.500 --> 00:15:52.450
‫اما باهام مثل
‫یه تازه‌کار رفتار نکن

00:15:52.450 --> 00:15:54.740
‫من قوانین ارتباط بین‌مون رو بلدم

00:15:54.750 --> 00:15:56.330
‫مو به مو

00:15:56.330 --> 00:15:58.040
‫هر کاری هم که فکر کنی
‫من انجام دادم...

00:15:58.040 --> 00:16:00.370
‫فقط می‌تونی مانع ورود
‫مجددم به کشور بشی...

00:16:00.370 --> 00:16:01.540
‫و بندازیم توی هواپیما

00:16:01.540 --> 00:16:04.120
‫قوانین رو من تعیین می‌کنم

00:16:02.670 --> 00:16:04.180 line:20%
‫[ ابله ]

00:16:07.370 --> 00:16:09.700
‫با معاون مدیر...

00:16:09.700 --> 00:16:10.830
‫لعنتی!

00:16:10.830 --> 00:16:12.790
‫- تمومه، جِی
‫- خفه شو!

00:16:12.790 --> 00:16:14.660
‫به عنوان وکیلت،
‫بهت توصیه می‌کنم،

00:16:14.660 --> 00:16:17.620
‫بهترین گزینه‌ت، تنها گزینه‌ت،
‫اینه که فرار کنی

00:16:17.620 --> 00:16:19.790
‫من همه چیز رو درمورد تو
‫به اوون گفتم

00:16:19.790 --> 00:16:22.990
‫- پس صدمه زدن به من به نفعت نیست
‫- گفتم خفه شو! باید فکر کنم!

00:16:23.000 --> 00:16:24.080
‫وقتی نداری!

00:16:24.620 --> 00:16:26.700
‫و معلومه توانایی فرار هم نداری

00:16:27.910 --> 00:16:31.580
‫الان زنگ هشدار سی‌ای‌اِی رو به صدا
‫درآوردم. هلیکوپترهای سیاه توی راهن

00:16:31.580 --> 00:16:33.040
‫شاید ۳ دقیقه وقت داشته باشی

00:16:35.330 --> 00:16:36.620
‫و اگه بتونی فرار بکنی،
‫فقط بدون،

00:16:36.620 --> 00:16:38.950
‫به نظرم خیلی آدم
‫بی‌ارزشی هستی!

00:16:38.950 --> 00:16:41.080
‫وای! صبر کن، صبر کن!

00:16:48.790 --> 00:16:49.700
‫هانا؟

00:16:49.700 --> 00:16:51.040
‫هانا؟ حالت خوبه؟

00:16:51.040 --> 00:16:54.160
‫- آره، خوبم
‫- باشه، خوبه. برو لباس بپوش

00:16:54.660 --> 00:16:57.160
‫- به وسایلت دست زد؟
‫- آم...

00:16:57.160 --> 00:16:59.370
‫گوشیم و لپ‌تاپم

00:16:59.370 --> 00:17:01.700
‫و توی طبقه‌ی ۱۱ یه اتاق داره

00:17:03.080 --> 00:17:05.540
‫گوشی و لپ‌تاپ رو ببرید.
‫بقیه رو پاک کنید

00:17:08.500 --> 00:17:09.620
‫آره

00:17:12.580 --> 00:17:13.740
‫چه خبره؟

00:17:13.750 --> 00:17:17.870
‫یه موضوع خیلی محرمانه‌ست.
‫باید بریم جای امنی حرف بزنم، باشه؟

00:17:17.870 --> 00:17:18.910
‫یالا

00:17:21.380 --> 00:17:23.850
‫[ مقر سئولِ سی‌آی‌اِی ]

00:17:23.870 --> 00:17:26.200
‫- به نظرت یانوس چیزیش نمیشه؟
‫- نه

00:17:26.200 --> 00:17:29.990
‫سعی می‌کنن بترسوننش، اما طبق قانون
‫فقط می‌تونن ماننع ورود مجددش بشن

00:17:30.000 --> 00:17:31.160
‫می‌فرستنش خونه

00:17:31.950 --> 00:17:34.120
‫اصلاً من چرا به خودم
‫زحمت میدم بیام سر کار؟

00:17:34.120 --> 00:17:35.040
‫ای خدا

00:17:35.040 --> 00:17:37.540
‫میام سر کار، فکر می‌کنم
‫بهترین رئیس مقرم

00:17:37.540 --> 00:17:39.540
‫اونم توی شیشمین
‫پست مهم سازمان،

00:17:39.540 --> 00:17:41.160
‫ولی دو تا وکیل مدام بهم زور میگن

00:17:41.160 --> 00:17:43.410
‫با تمام احترام، خود رئیس
‫بهمون دستور داده،

00:17:43.410 --> 00:17:44.700
‫و همچنین مشاور کل،

00:17:44.700 --> 00:17:47.240
‫پس این گفتگوییه
‫که نمی‌خوای بخشی ازش باشی

00:17:47.250 --> 00:17:48.700
‫باید چندتا تماس بگیریم

00:17:48.700 --> 00:17:50.450
‫به یه اتاق امن و یکی که
‫برامون ناهار بیاره نیاز داریم،

00:17:50.450 --> 00:17:52.370
‫و چندتا تکنسین برای
‫شناسایی دشمنان ما

00:17:52.370 --> 00:17:53.790
‫در صورتی که توی فرودگاه
‫پیداشون بشه

00:17:53.790 --> 00:17:54.700
‫خوبه؟ خوبه

00:17:54.700 --> 00:17:56.490
‫- دشمن؟
‫- داون و داج

00:17:56.500 --> 00:17:58.370
‫درسته. بدبختی‌ها همه
‫با هم پیداشون میشه

00:17:58.370 --> 00:18:02.040
‫آره، و پیش تو هر دقیقه از
‫هر روزِ سال بدبختی هست

00:18:02.660 --> 00:18:05.740
‫می‌دونی، واقعاً یه کیف
‫کاری جدید نیاز دارم

00:18:05.750 --> 00:18:10.450
‫یکی که به طرز آروم و باکلاسی
‫نشون بده من یه رئیسم

00:18:05.750 --> 00:18:08.160 line:20%
‫[ کمپ پیِری ]

00:18:08.160 --> 00:18:10.410 line:20%
‫[ ویرجینیا ]

00:18:11.040 --> 00:18:14.330
‫میگم شاید بتونی چنین چیزی رو
‫به عنوان هدیه‌ی تشکر برام بخری

00:18:14.330 --> 00:18:16.160
‫حدس می‌زنم یعنی حال هانا خوبه

00:18:16.160 --> 00:18:17.740
‫از لحاظ جسمی خوبه

00:18:17.750 --> 00:18:20.370
‫از لحاظ عاطفی آماده‌ست
‫تا به عنوان تفریح شکارت کنه

00:18:21.000 --> 00:18:23.160
‫- می‌خوام باهاش حرف بزنم
‫- فکر بدیه

00:18:23.160 --> 00:18:25.160
‫- لستره؟
‫- سلام، چه خبر، دختر؟

00:18:25.160 --> 00:18:28.290
‫- کاش اینجا بودی، به جای من
‫- همون بهتر که تو اونجایی

00:18:28.290 --> 00:18:31.450
‫به حرف لستر گوش بده، اوون.
‫هانا نمی‌خواد باهات حرف بزنه

00:18:31.450 --> 00:18:33.120
‫با این حال...

00:18:41.200 --> 00:18:42.330
‫سلام!

00:18:43.000 --> 00:18:44.870
‫یه نصیحت کوچولو براتون دارم

00:18:44.870 --> 00:18:47.990
‫راه آروم کردن یه قربانی دزدیده شده

00:18:48.000 --> 00:18:50.540
‫این نیست که دوباره بدزدیدش

00:18:51.120 --> 00:18:52.000
‫هانا

00:18:55.870 --> 00:18:57.330
‫- نه، اون رو نمی‌خوام
‫- هانا

00:18:57.330 --> 00:19:01.080
‫- لطفاً، فقط یه لحظه نگاهم کن
‫- تو ریشه‌ی تمام کارهای شیطانی هستی

00:19:01.080 --> 00:19:05.450
‫انگلی که شادی رو می‌خوره
‫و نابودی به بار میاره

00:19:05.450 --> 00:19:08.290
‫خیلی متاسفم
‫که این اتفاق برات افتاد

00:19:08.290 --> 00:19:10.700
‫وقتی نقل مکان کردی،
‫قصد داشتم ازت دوری کنم

00:19:10.700 --> 00:19:12.910
‫می‌خواستم وارد زندگیت نشم
‫تا بتونی شاد باشی

00:19:12.910 --> 00:19:16.160
‫اوون، اگه مجبور باشم
‫بمونم اینجا و یک‌بار دیگه

00:19:16.160 --> 00:19:18.950
‫به معذرت‌خواهی و توجیه کردن
‫کارهای اشتباهت گوش کنم

00:19:18.950 --> 00:19:22.120
‫یه چاقو می‌کنم توی گوشم

00:19:22.120 --> 00:19:24.950
‫- اصلاً نمی‌دونم الان چرا اینجام
‫- باشه

00:19:25.790 --> 00:19:27.910
‫باشه. اما موضوع اینه

00:19:27.910 --> 00:19:29.040
‫با اینکه خیلی دلت می‌خواد،

00:19:29.040 --> 00:19:31.990
‫با اینکه از من متنفری
‫و دوست داری بلند فریادش بزنی،

00:19:32.000 --> 00:19:34.830
‫هیچوقت نمی‌تونی اون کار رو بکنی،
‫چون امروز اصلاً اتفاقی نیُفتاده

00:19:35.580 --> 00:19:36.490
‫چی؟

00:19:36.500 --> 00:19:38.580
‫تمام چیزهایی که طی ۱۲ ساعت گذشته

00:19:38.580 --> 00:19:40.830
‫تجربه کردی یا فهمیدی واقعی نبودن

00:19:40.830 --> 00:19:42.740
‫وقتی شرکت ازت درمورد
‫جِی سوال می‌پرسه،

00:19:42.750 --> 00:19:45.290
‫میگی تو رو اخراج کرده
‫و از اینجا رفته

00:19:45.290 --> 00:19:46.450
‫اگه ترنس پرسید،

00:19:46.450 --> 00:19:49.660
‫میگی جِی باهات قطع ارتاط کرده
‫و بعدش از اینجا رفته

00:19:50.450 --> 00:19:52.660
‫- شوخی می‌کنی، درسته؟
‫- نه

00:19:59.200 --> 00:20:00.790
‫باور کن، کاش شوخی می‌کردم

00:20:03.080 --> 00:20:04.830
‫حقیقت تلخ اینه که تو

00:20:04.830 --> 00:20:06.330
‫توی دام یه جاسوس
‫جذاب کره‌ای افتادی

00:20:06.330 --> 00:20:08.040
‫این تقریباً بدترین حالت ممکنه

00:20:08.040 --> 00:20:11.200
‫ممکنه کارت رو از بدی، دستگیر بشی،
‫پروانه‌ت ابطال بشه، اما در عوض...

00:20:13.540 --> 00:20:15.410
‫این پسر ناپدید میشه

00:20:15.410 --> 00:20:18.830
‫و بعد از این مکالمه دیگه
‫نیاز نیست نگرانش باشی،

00:20:18.830 --> 00:20:21.790
‫که این مکالمه هم
‫اصلاً اتفاق نیُفتاده

00:20:23.080 --> 00:20:24.250
‫می‌فهمی؟

00:20:29.200 --> 00:20:32.410
‫هانا، باید کلمه‌ی
‫«می‌فهمم» رو بشنوم

00:20:44.290 --> 00:20:45.450
‫می‌فهمم

00:20:58.290 --> 00:21:00.870
‫- آره، خوب با موضوع کنار اومد
‫- آره

00:21:05.830 --> 00:21:06.910
‫من آدم بدی‌ام؟

00:21:06.910 --> 00:21:09.330
‫آره. ۱۰۰۰ درصد، آره

00:21:09.830 --> 00:21:13.240
‫ولی با این صداقتت
‫بهش لطف کردی

00:21:13.250 --> 00:21:16.830
‫بهش نشون دادی که پشت ظاهر جذابت
‫واقعاً چه‌جور آدمی هستی

00:21:17.450 --> 00:21:19.370
‫بهترین کاری بود
‫که می‌تونستی بکنی

00:21:19.870 --> 00:21:23.040
‫چون الان درِ بین شما دو نفر
‫برای همیشه بسته باقی می‌مونه

00:21:29.580 --> 00:21:32.750
‫واقعاً توی سئول چیکار می‌کنید؟

00:21:33.250 --> 00:21:34.250
‫نظری ندارم

00:21:34.870 --> 00:21:36.950
‫و با اینکه عاشق
‫صحبت کردن باهاتم،

00:21:36.950 --> 00:21:38.450
‫مجبور نیستم چیزی بهت بگم

00:21:38.450 --> 00:21:40.370
‫بهم بگو اونا کجان،

00:21:40.370 --> 00:21:44.240
‫یا میندازمت توی یه سلول
‫و کلیدهاش رو پرت میدم

00:21:46.120 --> 00:21:48.410
‫اگه اینجا روسیه بود، آره

00:21:48.410 --> 00:21:50.950
‫و همون اول می‌زدی
‫دهنم رو سرویس می‌کردی

00:21:50.950 --> 00:21:53.080
‫اما این جمهوری کره‌ست

00:21:53.080 --> 00:21:57.660
‫پس من رو می‌ذاری توی یه اتاق تمیز
‫که دمای مناسبی داره،

00:21:57.660 --> 00:22:01.040
‫یه وعده‌ی غذایی خوب بهم میدی،
‫و احتمالاً شب میایی بهم شب بخیر میگی

00:22:02.870 --> 00:22:04.620
‫با دقت گوش بده، آقای فربر

00:22:04.620 --> 00:22:06.080
‫اگه اعتراف نکنی،

00:22:06.580 --> 00:22:07.910
‫هیچ چاره‌ای ندارم

00:22:07.910 --> 00:22:10.830
‫به جز اینکه به رئیست بگم
‫تو یه خیانتکاری

00:22:11.660 --> 00:22:16.080
‫یه مامور با ۱۰ هزار دلار
‫فرستادم سراغت توی هتل

00:22:17.000 --> 00:22:18.240
‫و تو رشوه رو قبول کردی

00:22:18.250 --> 00:22:19.540
‫تلاش خوبی بود

00:22:19.540 --> 00:22:23.160
‫اما اولاً، اون اتفاق نیُفتاد.
‫دوماً، حرفت رو باور نمی‌کنن

00:22:24.200 --> 00:22:25.290
‫پس من رو دیپورت کن

00:22:26.910 --> 00:22:30.700
‫اون فرآیند وقت‌گیر و طولانیه

00:22:31.580 --> 00:22:32.620
‫ببینیم چی میشه

00:22:35.120 --> 00:22:35.950
‫خب...

00:22:39.750 --> 00:22:41.450
‫درمورد تو باید به کسی زنگ بزنیم؟

00:22:44.620 --> 00:22:46.830
‫- نمی‌دونم منظورت چیه
‫- چرا، می‌دونی

00:22:47.910 --> 00:22:49.160
‫ناظرت توی سازمان
‫اطلاعات کره‌ی جنوبی کیه؟

00:22:50.040 --> 00:22:52.240
‫ولی هر دومون می‌دونیم
‫که تو رو انکار می‌کنن

00:22:52.250 --> 00:22:55.080
‫حتی به خودشون زحمت ندادن
‫که تو رو رسمی کنن

00:22:55.750 --> 00:22:58.540
‫و قطعاً الان که گیر افتادی
‫امکان نداره تو رو گردن بگیرن

00:23:02.750 --> 00:23:03.750
‫کجاییم؟

00:23:05.830 --> 00:23:06.750
‫برزخ

00:23:07.660 --> 00:23:09.540
‫تا حالا اسم یوری نسینکو رو شنیدی؟

00:23:10.290 --> 00:23:11.120
‫نه

00:23:11.620 --> 00:23:14.910
‫مامور کاگ‌ب که دهه‌ی ۱۹۶۰
‫پناهنده‌ی آمریکا شد

00:23:15.620 --> 00:23:19.250
‫اما درموردش مطمئن نبودیم.
‫نمی‌دونستیم چه چیزهایی رو نمی‌دونیم

00:23:19.910 --> 00:23:23.040
‫پس اینجا تو «دی فارم»
‫توی همین اتاق نگهش داشتیم

00:23:23.540 --> 00:23:24.540
‫به مدت سه سال

00:23:26.040 --> 00:23:27.410
‫هیچکس نمی‌دونست
‫اون پیش ماست

00:23:29.870 --> 00:23:30.750
‫ببین

00:23:32.790 --> 00:23:34.450
‫هانا بهم گفت

00:23:34.450 --> 00:23:37.450
‫اونقدر احمقی بودی
‫که سازمان کره فریبت داده

00:23:37.450 --> 00:23:40.700
‫تا علیه آمریکا جاسوسی بکنی،
‫اونم بدون پوشش

00:23:41.200 --> 00:23:43.500
‫یعنی می‌تونیم به‌خاطر خیانت بکشیمت

00:23:44.250 --> 00:23:46.950
‫یا تا آخر عمرت اینجا نگهت داریم

00:23:47.500 --> 00:23:50.120
‫پس اگه من جای تو بودم،
‫شروع می‌کردم به حرف زدن

00:23:54.000 --> 00:23:55.830
‫اگه حقیقت رو بگم چی میشه؟

00:23:55.830 --> 00:23:57.870
‫بستگی داره چی بدونی

00:23:57.870 --> 00:24:00.990
‫اما بهت تضمین میدم،
‫بهتر از اینه که سکوت کنی

00:24:05.790 --> 00:24:06.660
‫باشه

00:24:08.160 --> 00:24:09.330
‫باشه، حرف می‌زنم

00:24:11.160 --> 00:24:12.120
‫پسر باهوشی هستی

00:24:13.830 --> 00:24:15.830
‫اوضاع قرار نبود اینطور باشه

00:24:15.830 --> 00:24:17.790
‫حالا شروع کن، دروغ هم نگو

00:24:18.500 --> 00:24:19.750
‫فقط داشتم مهمونی می‌گرفتم،

00:24:20.750 --> 00:24:22.370
‫پول‌های بابام رو خرج می‌کردم...

00:24:22.370 --> 00:24:24.870
‫یکی از منابعم توی پلیس سئول
‫الان این رو برام فرستاد

00:24:26.950 --> 00:24:27.790
‫ازشون خوشم میومد

00:24:27.790 --> 00:24:29.250
‫لعنتی. ممنون

00:24:29.750 --> 00:24:30.660
‫آره

00:24:30.660 --> 00:24:32.160
‫- می‌خوام بدونم...
‫- چی شده؟

00:24:32.160 --> 00:24:34.450
‫- کی استخدامت کرده، و...
‫- لعنتی

00:24:38.620 --> 00:24:39.740
‫باید به جنگ کیون هشدار بدیم

00:25:05.290 --> 00:25:08.200
‫محض رضای خدا من رو دیپورت کن

00:25:25.200 --> 00:25:26.040
‫وای

00:25:30.660 --> 00:25:32.750
‫زنگ هشدار رو به صدا دربیارید.
‫درهای ساختمون رو ببندید!

00:25:41.370 --> 00:25:43.450
‫شرمنده. باید جواب بدم

00:25:48.950 --> 00:25:50.830
‫- سلام؟
‫- لو رفتی

00:25:51.410 --> 00:25:53.450
‫همین‌الان از اونجا بزن بیرون

00:26:16.410 --> 00:26:18.040
‫جلوش رو بگیرید! بگیریدش!

00:27:02.200 --> 00:27:03.500
‫هی

00:27:04.000 --> 00:27:06.450
‫اومده بیرون. یه آدرس فرستاده
‫که بریم به دیدنش

00:27:06.450 --> 00:27:08.580
‫خیلی‌خب. خوبه.
‫اما مشکل جدیدی داریم

00:27:08.580 --> 00:27:11.120
‫یکی از هشدارهایی
‫که گذاشتم، فعال شد

00:27:11.120 --> 00:27:14.080
‫داج، داون، الان وارد
‫فرودگاه اینچئون شدن

00:27:14.080 --> 00:27:15.870
‫با استفاده از هویت‌های جعلی‌ای
‫که توی لیست سازمان نیستن

00:27:15.870 --> 00:27:18.120
‫فقط به یه دلیل با هویت ناشناخته
‫پاشدن اومدن اینجا

00:27:18.120 --> 00:27:19.740
‫- آره، تا ما رو بکشن
‫- می‌خوایم چیکار کنیم؟

00:27:19.750 --> 00:27:21.750
‫- خودمون اول اونا رو بکشیم
‫- درسته

00:27:22.370 --> 00:27:23.410
‫جدی میگی؟

00:27:39.450 --> 00:27:41.580
‫چه تجهیزاتی می‌تونی جور کنی؟

00:27:41.580 --> 00:27:43.790
‫هر چیزی به جز
‫موشک‌های هدایت‌شونده

00:27:43.790 --> 00:27:46.330
‫همین‌الان می‌تونیم
‫دوتا کیف تاکتیکی برداریم

00:27:46.330 --> 00:27:48.330
‫پیدا کردن چیزهای سنگین‌تر
‫یکی دوز طول می‌کشه

00:27:52.410 --> 00:27:54.160
‫حتماً شوخیت گرفته!

00:27:57.700 --> 00:28:00.000
‫دست‌هاتون رو بذارید
‫جایی که ببینمشون!

00:28:00.910 --> 00:28:01.910
‫بده پایین

00:28:03.200 --> 00:28:05.740
‫هی، لستر.
‫اشتباه متوجه شدی

00:28:05.750 --> 00:28:08.620
‫- مدیر وست ما رو به عنوان پشتیبان فرستاده
‫- مزخرف نگو

00:28:08.620 --> 00:28:10.410
‫می‌دونیم اومدید ما رو بکشید

00:28:10.410 --> 00:28:13.950
‫پس قراره تا یه جایی بریم
‫و درمورد قدم بعدی حرف بزنیم

00:28:13.950 --> 00:28:14.870
‫پیاده شید!

00:28:14.870 --> 00:28:16.290
‫یالا، داون

00:28:16.290 --> 00:28:18.870
‫- پیاده شو!
‫- آسونه، داج. پیاده شو

00:28:18.870 --> 00:28:21.240
‫از عقب برو. اونطرف

00:28:21.250 --> 00:28:26.160
‫سربه‌سر آدم اشتباهی گذاشتید.
‫به کره خوش اومدید. بریم

00:28:26.910 --> 00:28:29.290
‫- یالا
‫- بریم کی‌پاپ ببینم و کباب بخوریم

00:28:29.290 --> 00:28:31.830
‫راه بیُفتین. یالا.
‫سوار ماشین کیا بشید

00:28:31.830 --> 00:28:34.700
‫اگه حرف من ارزشی داره،
‫متاسفم که این اتفاق برات افتاد

00:28:34.700 --> 00:28:35.910
‫ممنون

00:28:37.000 --> 00:28:40.330
‫می‌دونی، تمام مدتی که جِی داشت غر میزد
‫که فریب خورده و جاسوس شده،

00:28:40.330 --> 00:28:43.120
‫با خودم می‌گفتم
‫«عجب بچه‌ی پولدار احمقیه»

00:28:43.120 --> 00:28:45.990
‫اما الان کاملاً درک می‌کنم

00:28:46.000 --> 00:28:47.500
‫صبر کن

00:28:48.620 --> 00:28:52.700
‫نمی‌خوای من رو استخدام کنی که کارهای
‫خطرناک برای سی‌آی‌اِی بکنم، درسته؟

00:28:52.700 --> 00:28:54.540
‫نه، اون کار یه بخش دیگه‌ست

00:28:54.540 --> 00:28:57.200
‫اما برای تایید حرف‌های اوون،

00:28:57.200 --> 00:29:00.660
‫امروز رو فراموش کن، و اون رو هم
‫فراموش کن، این‌بار دیگه واقعاً فراموش کن

00:29:00.660 --> 00:29:02.490
‫آره، داشتم سعی می‌کردم
‫همین کار رو بکنم

00:29:02.500 --> 00:29:04.120
‫آره. دل کندن ازش سخته

00:29:04.120 --> 00:29:06.450
‫من که در مقابل جذابیتش
‫در امان نیستم

00:29:06.450 --> 00:29:07.580
‫وگرنه چطور میشه درک کرد

00:29:07.580 --> 00:29:10.450
‫که من ناخواسته تبدیل به نفر سوم
‫توی رابطه‌ی ناکارآمد شما شدم؟

00:29:10.450 --> 00:29:13.290
‫تو ازم استفاده کردی تا اون رو نجات بدم.
‫اون ازم استفاده کرد تا تو رو نجات بدم

00:29:13.290 --> 00:29:15.620
‫اما بعد از این، من دیگه نیستم.
‫و تو هم بهتره فاصله بگیری

00:29:15.620 --> 00:29:17.700
‫چون به نظر می‌رسه
‫آدم شایسته‌ی و شریفی هستی،

00:29:17.700 --> 00:29:19.910
‫این رو به بهترین
‫شکل ممکن میگم

00:29:20.580 --> 00:29:21.620
‫شماره‌م رو حذف کن

00:29:32.330 --> 00:29:35.120
‫بیخیال، کیچنز.
‫تو اینطور آدمی نیستی

00:29:35.120 --> 00:29:37.500
‫نیستم؟ حتماً فراموش کردی

00:29:38.000 --> 00:29:41.330
‫وقتی اون آدم‌کُش رو فرستادی
‫تا توی ورشو گلوم رو ببره،

00:29:42.160 --> 00:29:44.120
‫واقعاً احساساتم رو جریحه‌دار کردی

00:29:44.660 --> 00:29:45.580
‫درک می‌کنم

00:29:46.580 --> 00:29:50.000
‫اما پسر مهربون اجازه نمیده
‫اینطوری ما رو بکشی

00:29:50.580 --> 00:29:52.410
‫هنوز اصول اخلاقی داره

00:29:52.410 --> 00:29:54.250
‫آره، درست میگه، اصول دارم

00:29:55.450 --> 00:29:58.910
‫ولی فکر کنم توی ماشین جاش گذاشتم،
‫برم دنبالش بگردم

00:30:01.370 --> 00:30:02.200
‫صبر کن!

00:30:04.290 --> 00:30:06.330
‫نمی‌تونید ما رو بکشید
‫و قسر در برید

00:30:06.330 --> 00:30:08.330
‫‏۱۰۰ درصد می‌تونیم، داج

00:30:08.330 --> 00:30:11.500
‫سازمان فکر می‌کنه شما
‫توی موریس حصر شدید

00:30:12.080 --> 00:30:14.790
‫هیچکس نمیاد توی این
‫دره‌ی استان چانگبوک

00:30:14.790 --> 00:30:18.330
‫دنبال جسدهای شما بگرده

00:30:18.330 --> 00:30:22.120
‫لستر درست میگه.
‫با هویت جعلی وارد کره شدید

00:30:22.790 --> 00:30:23.700
‫به کسی چیزی نگفتید

00:30:25.200 --> 00:30:28.120
‫- راحت از بین می‌رید
‫- باشه! باشه

00:30:28.950 --> 00:30:31.620
‫متوجه‌ی پویایی قدرت شدم

00:30:33.330 --> 00:30:35.870
‫پس بیایید یه معامله‌ای بکنیم.
‫همیشه میشه معامله کرد

00:30:35.870 --> 00:30:38.950
‫دیگه خبری از پویایی قدرت
‫نیست، داون

00:30:38.950 --> 00:30:40.660
‫و دیگه‌ای معامله‌ای نمونده

00:30:40.660 --> 00:30:44.040
‫تو می‌خواستی ما رو بکشی،
‫و حالا دیگه گزینه‌ای برات نمونده

00:30:44.040 --> 00:30:46.040
‫تو چیزی نداری که ما بخوایمش

00:30:52.500 --> 00:30:53.540
‫خداحافظ، داون

00:31:10.500 --> 00:31:12.080
‫چه خبره؟
‫اونا دیگه کی‌ان؟

00:31:12.080 --> 00:31:14.030
‫کارمندهای سازمان
‫که می‌خواستن ما رو بکشن

00:31:14.030 --> 00:31:15.030
‫اومدن به کره
‫تا کارشون رو تموم کنن

00:31:15.250 --> 00:31:17.580
‫پس تجربه‌ی عملیاتی دارن؟

00:31:17.580 --> 00:31:19.830
‫نه. نه، اینا آدم‌هایی نیستن
‫که ازشون کمک بخوای

00:31:19.830 --> 00:31:23.410
‫خب، دیوار من الان روم خراب شد،
‫و به کمک نیاز داریم

00:31:23.410 --> 00:31:25.900
‫و توی موقعیتی نیستیم
‫که بتونیم انتخاب کنیم

00:31:25.900 --> 00:31:26.900
‫پس یه چیزی بذارید روی سرشون
‫و بیایید حرف بزنیم

00:31:29.830 --> 00:31:30.700
‫بهتون گفتم

00:31:31.830 --> 00:31:34.410
‫همیشه یه معامله‌ای میشه کرد

00:31:39.830 --> 00:31:41.490
‫‏۹ تا جون داری

00:31:41.500 --> 00:31:45.870
‫واقعاً فکر کردید می‌تونید یکی از
‫نیروهای من رو استخدام کنید و قسر در برید؟

00:31:45.870 --> 00:31:47.950
‫اوه، ماجرا از این قرار نیست

00:31:47.950 --> 00:31:52.160
‫نیروی شما، جنگ کیون کیم،
‫سازمان ما رو تهدید کرده

00:31:54.660 --> 00:31:57.950
‫اگه واقعاً اینطوره،
‫چرا به ما اطلاع ندادید؟

00:31:57.950 --> 00:32:01.540
‫اطلاعات کافی نداشتیم.
‫ممکن بود از اون به عنوان طعمه استفاده کنید

00:32:01.540 --> 00:32:03.200
‫می‌دونید؟ ببینید ما
‫طعمه رو می‌گیریم یا نه

00:32:03.200 --> 00:32:06.700
‫بعدش ما رو به زیر پا گذاشتن
‫قوانین ارتباطمون متهم می‌کردید

00:32:06.700 --> 00:32:08.200
‫مسخره‌ست

00:32:08.200 --> 00:32:11.290
‫رابطه‌ی ما با سی‌آی‌اِی
‫برامون خیلی ارزشمنده

00:32:11.290 --> 00:32:12.290
‫و از اونجور بازی‌هایی دوری می‌کنیم

00:32:15.000 --> 00:32:17.290
‫تهدید می‌کنه که
‫چه رازی رو فاش می‌کنه؟

00:32:17.290 --> 00:32:20.910
‫باشه، حالا می‌خواید تلاش کنید
‫ازش برای فهمیدن اسرار ما استفاده کنید؟

00:32:20.910 --> 00:32:24.740
‫نه، ما صرفاً در تلاشیم
‫اطلاعاتی کسب کنیم

00:32:24.750 --> 00:32:27.910
‫درمورد عملیاتی که مخفیانه
‫توی کشورمون انجام می‌دادید

00:32:27.910 --> 00:32:32.200
‫با احترام، ما آماده نیستیم در این لحظه
‫وارد جزئیات اطلاعاتی بشیم

00:32:32.200 --> 00:32:35.660
‫آماده‌اید درمورد هدف
‫این تهدید ادعایی صحبت کنید؟

00:32:35.660 --> 00:32:37.870
‫چه چیزی رو از سازمان
‫شما طلب می‌کنه

00:32:37.870 --> 00:32:40.290
‫در ازای حفظ اسرار شما؟

00:32:40.290 --> 00:32:43.580
‫بازم میگم، آماده نیستیم در این لحظه
‫وارد جزئیات بشیم

00:32:43.580 --> 00:32:44.910
‫قابل قبول نیست

00:32:45.540 --> 00:32:47.870
‫باید فوراً پرسنل‌تون رو احضار کنید

00:32:47.870 --> 00:32:50.490
‫و افسر من رو به سازمان
‫اطلاعات کره‌ی جنوبی تحویل بدید

00:32:50.500 --> 00:32:52.740
‫هر دومون می‌دونیم
‫که به این راحتی نیست

00:32:52.750 --> 00:32:54.410
‫برای شما انگار این یه بازیه

00:32:55.000 --> 00:32:58.830
‫اما یه بازی نیست،
‫و رسماً دارم بهتون اطلاع میدم

00:32:59.450 --> 00:33:02.200
‫هیچ عملیات دیگه‌ای رو
‫اینجا انجام ندید،

00:33:02.200 --> 00:33:05.740
‫یا اشتراک‌گذاری اطلاعات
‫با شما رو کاملاً متوقف می‌کنیم

00:33:07.410 --> 00:33:10.950
‫به نظرم نیاز نیست
‫شرایط رو به اون سطح برسونیم

00:33:10.950 --> 00:33:13.700
‫دو ساعت فرصت دارید
‫که جزئیات عملیات‌تون رو بهمون بگید

00:33:13.700 --> 00:33:15.450
‫و افسر کیم رو تحویل بدید

00:33:15.450 --> 00:33:16.910
‫دو ساعت کافی نیست

00:33:16.910 --> 00:33:20.240
‫هنوز باید روی بعضی جزئیات کار کنیم،
‫حداقل ۱۲ ساعت زمان نیاز داریم

00:33:20.250 --> 00:33:21.830
‫‏۶ ساعت وقت دارید

00:33:26.000 --> 00:33:27.790
‫مدیر چو، کارم دارن
‫[ اوون هندریکس پشت خطه ]

00:33:27.790 --> 00:33:30.700
‫به مشاور کل خودم میگم
‫به مشاور کل تو زنگ بزنه

00:33:30.700 --> 00:33:33.740
‫بعد از اینکه تحلیل‌مون تموم شد
‫می‌تونن این بحث رو ادامه بدن

00:33:33.750 --> 00:33:34.910
‫خوشحال شدم

00:33:35.410 --> 00:33:37.290
‫کدوم گوری هستی؟

00:33:37.870 --> 00:33:40.700
‫مخفی شدیم، قربان.
‫تا قدم‌های بعدی رو مشخص کنیم

00:33:40.700 --> 00:33:42.290
‫قدم‌های بعدی‌ای وجود نداره،

00:33:42.290 --> 00:33:45.410
‫چون یه وضعیت ظریف رو به یه وضعیت
‫فاجعه و غیرقابل کنترل تبدیل کردی

00:33:45.410 --> 00:33:46.740
‫آره، یه جاهایی شکست خوردیم،

00:33:46.750 --> 00:33:48.910
‫اما نیازه بهتون یادآوری کنم
‫که اگه کاری نکنیم،

00:33:48.910 --> 00:33:50.330
‫تهدیدکننده اسرار دو دهه

00:33:50.330 --> 00:33:53.240
‫از سازمان رو فاش می‌کنه

00:33:53.250 --> 00:33:55.790
‫من رو فرستادید اینجا
‫تا مطمئنم بشم اون اتفاق نمی‌افته،

00:33:55.790 --> 00:33:58.410
‫و خبر خوب اینه که هنوز
‫یه مسیر به سمت پیروزی می‌بینم

00:33:58.410 --> 00:34:01.040
‫نه، نکن...
‫من رو فریب نده، هندریکس

00:34:01.040 --> 00:34:03.200
‫تنها هدف تو اینه
‫که خودت رو نجات بدی

00:34:03.200 --> 00:34:06.370
‫در این لحظه چطور ممکنه
‫یه راه به سمت پیروزی وجود داشته باشه؟

00:34:06.370 --> 00:34:10.240
‫ما قبلاً یه مخبر خیلی ارزشمند فرستادیم
‫تا ولادی‌وستوک رو بررسی کنه،

00:34:10.250 --> 00:34:12.740
‫چون می‌دونیم همسر تهدیدکننده رو
‫اونجا زندانی کردن

00:34:12.750 --> 00:34:15.240
‫حالا، به محض اینکه بفهمیم
‫دقیقاً کجا نگهش داشتن،

00:34:15.250 --> 00:34:17.240
‫می‌تونیم بریم اونجا
‫و نجاتش بدیم

00:34:17.250 --> 00:34:19.120
‫و پشتیبانی تاکتیکی می‌خوای؟

00:34:19.120 --> 00:34:21.950
‫می‌خوای به یه ماموریت مخفی
‫توی روسیه چراغ سبز بدم؟

00:34:21.950 --> 00:34:24.040
‫نشئه‌ای؟

00:34:24.040 --> 00:34:26.910
‫نه، قربان.
‫پشتیبانی تاکتیکی نمی‌خوام

00:34:26.910 --> 00:34:29.870
‫همین‌الانش هم یه تیم تاکتیکی دارم
‫که داون گیلبین رهبریشون می‌کنه

00:34:29.870 --> 00:34:31.870
‫آره، خب، گیلبین در حال حاضر
‫توی سواحل آفریقای جنوبی

00:34:31.870 --> 00:34:33.620
‫با گیره‌های کاغذ هنرش رو نشون میده

00:34:33.620 --> 00:34:35.870
‫نه. اون اینجاست، قربان

00:34:36.450 --> 00:34:39.330
‫اون کجاست؟
‫توی کره چه غلطی می‌کنه؟

00:34:39.330 --> 00:34:40.330
‫جواب نده

00:34:40.330 --> 00:34:42.500
‫رئیس نمی‌خواد بدونه

00:34:43.160 --> 00:34:45.240
‫ببینید، رؤسا، بیایید صادق باشیم

00:34:45.250 --> 00:34:47.750
‫من برای یه ماموریت
‫غیرممکن داوطلب شدم،

00:34:47.750 --> 00:34:50.330
‫و از تمام جهات اوضاع خرابه

00:34:50.330 --> 00:34:53.290
‫ولی هنوز... من می‌تونم
‫خط پایان رو ببینم

00:34:53.290 --> 00:34:55.870
‫حالا، برای اینکه با موفقیت
‫از خط بگذرم،

00:34:55.870 --> 00:34:57.830
‫باید تضمین‌های خاصی بهم بدید

00:34:57.830 --> 00:35:00.490
‫اصلاً توی جایگاهی نیستی که بخوای
‫بهمون فشار بیاری، آقای هندریکس

00:35:00.500 --> 00:35:01.580
‫اشتباه می‌کنید، قربان

00:35:01.580 --> 00:35:04.490
‫چون حتی ۱ درصد احتمال
‫موفقیت هم ارزش داره

00:35:04.500 --> 00:35:07.080
‫اصلا شما حاضرید
‫تخم چپتون رو بدید

00:35:07.080 --> 00:35:10.370
‫برای ۱ درصد شانس که
‫چندین ماه به جلسات سنا نرید

00:35:10.370 --> 00:35:13.830
‫و پوشش خبری سی‌اِن‌اِن
‫از رمز ارز مخفی سی‌آی‌اِی رو نبینید

00:35:23.700 --> 00:35:24.790
‫چی می‌خوای؟

00:35:26.290 --> 00:35:29.910
‫در ازادی موفقیت ۱۰۰ درصدی
‫توی ماموریت نجات

00:35:29.910 --> 00:35:31.870
‫و خنثی کردن تهدید...

00:35:34.200 --> 00:35:37.000
‫ازتون می‌خوام لستر کیچنز رو
‫بکنید رئیس مقر مسکو

00:35:37.580 --> 00:35:39.990
‫اون ریسک بزرگ شخصی
‫و حرفه‌ای رو قبول کرده

00:35:40.000 --> 00:35:41.330
‫چون من پاش رو
‫به این ماجرا باز کردم،

00:35:41.330 --> 00:35:43.620
‫و اگه موفق بشیم،
‫لایق یه جایزه‌ی بزرگه

00:35:45.700 --> 00:35:47.700
‫خب، حالا که دارم
‫نقش پری مهربون رو بازی می‌کنم،

00:35:47.700 --> 00:35:48.950
‫خودت چی می‌خوای؟

00:35:51.450 --> 00:35:53.040
‫فقط می‌خوام برگردم
‫به زندگی عادیم

00:35:54.540 --> 00:35:56.790
‫می‌خوام سی‌آی‌اِی رو ترک کنم
‫و گروه ضدجاسوسی بیخیالم بشه

00:35:56.790 --> 00:35:59.330
‫و سازمان سعی نکنه
‫آوازه‌ی من رو خراب کنه

00:35:59.330 --> 00:36:00.290
‫صبر کن

00:36:12.500 --> 00:36:13.620
‫اگه شکست بخوری چی؟

00:36:16.290 --> 00:36:17.750
‫اونوقت من رو انکار کنید

00:36:18.950 --> 00:36:20.000
‫من از دستورات سرپیچی کردم

00:36:21.660 --> 00:36:22.870
‫من و شما هیچوقت
‫همدیگه رو ندیدیم

00:36:30.620 --> 00:36:31.790
‫تمومش کنید

00:36:38.000 --> 00:36:40.370
‫باورم نمیشه
‫بهش چراغ سبز دادید

00:36:40.370 --> 00:36:42.580
‫به محض اینکه وارد
‫ولادی‌وستوک بشن...

00:36:42.580 --> 00:36:45.290
‫کار تا اونجا پیش نمیره

00:36:45.290 --> 00:36:48.040
‫سوئیچ مرگ تهدیدکننده رو پیدا کردیم

00:36:48.040 --> 00:36:50.250
‫یا بهتر بگم، مکانیزمی
‫که اون رو فعال می‌کنه

00:36:50.910 --> 00:36:53.620
‫هندریکس چندتا عکس
‫از خونه‌ی تهدیدکننده برامون فرستاد

00:36:53.620 --> 00:36:56.370
‫وقتی بچه‌ها اینا رو دیدن،
‫کنجکاو شدن

00:36:56.370 --> 00:36:58.660
‫اون تصاویر به یه سایت
‫شبکه‌ی اجتماعی منتهی شد

00:36:58.660 --> 00:37:00.290
‫که درمورد هنر طناب بود،

00:37:00.290 --> 00:37:02.660
‫اما توالی تصاویر
‫نمایش داده شده یه کده

00:37:03.330 --> 00:37:06.990
‫وقتی باهوش‌ها این کد رو بشکنن، می‌تونن
‫خاموشش کنن، تهدید رو غیرفعال کنن،

00:37:07.000 --> 00:37:10.700
‫و مشکل تهدیدکننده‌مون
‫برای همیشه تموم میشه

00:37:11.330 --> 00:37:13.990
‫و اگه روز حسابرسی

00:37:15.370 --> 00:37:17.700
‫تهدیدکننده‌مون کنار یکی
‫از نیروهای من باشه؟

00:37:19.500 --> 00:37:21.080
‫واقعاً می‌خوای جوابش رو بدم؟

00:37:25.500 --> 00:37:26.410
‫نه

00:37:29.410 --> 00:37:32.830
‫خیلی‌خب. معامله جور شد. حالا یه نقشه
‫می‌خوایم. دست‌هاشون رو باز کن

00:37:32.830 --> 00:37:36.160
‫- فکر بدیه
‫- رئیس جدید مقر مسکو این حرف رو می‌زنه

00:37:37.290 --> 00:37:38.990
‫- چه زری داری می‌زنی؟
‫- به همین سادگی

00:37:39.000 --> 00:37:40.220
‫اگه موفق بشیم،
‫اون جایگاه مال توئه

00:37:40.220 --> 00:37:42.030
‫حالا دست‌هاشون رو باز کن.
‫جنگ کیون درست میگه

00:37:42.290 --> 00:37:43.250
‫بهشون نیاز داریم

00:37:50.540 --> 00:37:51.370
‫خیلی‌خب

00:37:51.370 --> 00:37:54.120
‫خبر خوب اینه که می‌تونیم
‫یه معامله‌ای بکنیم

00:37:54.120 --> 00:37:56.040
‫ولی نمی‌تونید درمورد
‫شرایط مذاکره بکنید

00:37:56.040 --> 00:37:58.540
‫یا قبول می‌کنید یا قبول نمی‌کنید

00:37:58.540 --> 00:38:02.580
‫و اگه قبول نکنید، می‌فهمید
‫که سقوط به سمت مرگ چه حسی داره

00:38:04.790 --> 00:38:06.120
‫هر چی باشه قبوله

00:38:08.410 --> 00:38:09.540
‫قبوله

00:38:17.200 --> 00:38:19.370
‫همسرم توسط
‫یاکوزا دزدیده شده،

00:38:19.370 --> 00:38:21.870
‫و حالا اون رو توی
‫ولادی‌وستوک گروگان گرفتن

00:38:21.870 --> 00:38:24.620
‫یه مخبر رفته بفهمه
‫کجا نگهش داشتن

00:38:24.620 --> 00:38:28.250
‫کار شما اینه که یه تیم مستقل
‫جمع کنید و نجاتش بدید

00:38:29.910 --> 00:38:31.290
‫باید تنهاشون می‌ذاشتیم

00:38:31.290 --> 00:38:32.950
‫اگه ما نبودیم که می‌مردن

00:38:32.950 --> 00:38:35.450
‫خیلی خنده‌دار بود.
‫می‌تونی یه تیم جمع کنی یا نه؟

00:38:35.450 --> 00:38:38.410
‫می‌تونم به چند نفر زنگ بزنم،
‫اما رایگان کار نمی‌کنن

00:38:38.410 --> 00:38:40.990
‫عالیه. یه کیف پر از پول دارم

00:38:41.000 --> 00:38:42.870
‫برای انجام عملیات کافیه
‫و اگه موفق بشیم، بیش‌تر هم میشه

00:38:42.870 --> 00:38:46.410
‫باشه... اما تا وقتی ندونم
‫این دختر رو کجا نگه می‌دارن،

00:38:46.410 --> 00:38:48.410
‫نمی‌دونم ماموریت
‫قراره چطور باشه

00:38:48.410 --> 00:38:50.660
‫حدود شیش ساعت دیگه
‫یه بررسی اولیه بهمون گزارش میده

00:38:50.660 --> 00:38:54.750
‫وقتی سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫و پلیس دنبالمونن، ۶ ساعت دووم نمیاریم

00:38:55.250 --> 00:38:57.370
‫باید همین‌الان از کره خارج بشیم

00:38:57.370 --> 00:38:58.580
‫این دیگه درخواست زیادیه

00:38:59.080 --> 00:39:01.580
‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫همه‌ی فرودگاه‌ها رو زیر نظر داره

00:39:02.120 --> 00:39:05.870
‫شما که یه منبع محلی ندارید
‫که بتونه یه قایق بهمون بده، ها؟

00:39:05.870 --> 00:39:09.160
‫آرپی‌چی بخواید، دارم.
‫قایق، نه

00:39:10.790 --> 00:39:12.580
‫من یکی رو می‌شناسم که قایق داره

00:39:17.500 --> 00:39:18.330
‫سلام، موتور خوبی داری

00:39:20.700 --> 00:39:22.160
‫اوون

00:39:23.120 --> 00:39:24.120
‫سلام

00:39:25.160 --> 00:39:27.790
‫داشتم نگران می‌شدم
‫که نکنه دیگه نبینمت

00:39:27.790 --> 00:39:29.040
‫آخه...

00:39:29.040 --> 00:39:31.790
‫الان دارم میرم سر کار،
‫اما می‌تونم مرخصی بگیرم

00:39:31.790 --> 00:39:34.120
‫نه. نه، نیازی نیست.
‫واقعاً نمی‌تونم زیاد بمونم

00:39:34.120 --> 00:39:37.490
‫و در واقع، من...
‫اومدم یه لطف بزرگی بهم بکنی

00:39:37.500 --> 00:39:40.830
‫در اصل یه معامله‌ی تجاریه

00:39:40.830 --> 00:39:42.910
‫بگیر

00:39:42.910 --> 00:39:45.120
‫باید قایق بابات رو
‫ازت قرض بگیرم

00:39:45.120 --> 00:39:49.200
‫مطمئنم نیست تا کِی می‌خوامش،
‫اما... همین‌الان می‌خوامش

00:39:49.200 --> 00:39:50.290
‫چی؟

00:39:51.580 --> 00:39:54.120
‫- پول زیادیه
‫- می‌دونم. احتمالاً ۶۰ یا ۷۰ هزاره

00:39:54.120 --> 00:39:55.830
‫فقط همینقدر توی جیب‌هام جا شد

00:39:55.830 --> 00:39:57.120
‫نمی‌فهمم

00:39:59.200 --> 00:40:01.370
‫پرونده‌ای که دارم روش کار می‌کنم
‫به یه مشکل بزرگ خورده

00:40:01.370 --> 00:40:03.240
‫و سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫دنبال من و دوست‌هامه

00:40:03.250 --> 00:40:05.500
‫ازت نمی‌خواستم این کار رو
‫بکنی، اما من...

00:40:06.040 --> 00:40:08.290
‫جون یه زنی توی خطره

00:40:08.290 --> 00:40:11.290
‫شوهرش همونیه
‫که توی بار بهم حمله کرد

00:40:12.790 --> 00:40:16.040
‫ببین، بعد از گرفتن تصمیمات بد
‫به دلایل اشتباه

00:40:16.040 --> 00:40:18.540
‫توی حرفه‌ی خیلی کوتاهم،
‫بالاخره این شانس رو دارم

00:40:18.540 --> 00:40:21.740
‫تا یه داستان عاشقانه رو درست کنم،
‫و باید انجامش بدم. من... من...

00:40:27.290 --> 00:40:28.290
‫ببخشید

00:40:30.790 --> 00:40:32.870
‫اشتباه کردم.
‫نباید می‌اومدم اینجا

00:40:32.870 --> 00:40:34.870
‫اصلاً حق ندارم چنین چیزی ازت بخوام

00:40:34.870 --> 00:40:37.910
‫و قطعاً حق ندارم تو رو
‫توی مشکلات خودم قاطی کنم

00:40:37.910 --> 00:40:38.990
‫نه. نه، اشکالی نداره

00:40:39.000 --> 00:40:40.620
‫اشکال داره

00:40:41.910 --> 00:40:44.410
‫همیشه همین کار رو می‌کنم، باشه؟
‫وارد یه دردسر میشم، و...

00:40:44.410 --> 00:40:47.870
‫قاطی کردن بقیه رو توجیه می‌کنم
‫تا کمکم کنن از دردسر خارج بشم

00:40:47.870 --> 00:40:50.870
‫من یه آدم بالغم، اوون،
‫که توانایی تصمیم‌گیری دارم

00:40:50.870 --> 00:40:55.790
‫اگه بخوام کمکت کنم، کمک می‌کنم.
‫اگه نخوام، میگم برو گورت رو گم کن

00:40:56.410 --> 00:40:59.870
‫به شرطی که باهام صادق باشی،
‫تصمیماتم رو خودم گرفتم

00:41:01.450 --> 00:41:03.580
‫این چند سال اخیر خیلی بیچاره بودم

00:41:04.290 --> 00:41:07.290
‫خسته، گم‌شده، تنها

00:41:08.040 --> 00:41:11.330
‫و یهویی تو پیدات شد،
‫و دوباره حس زنده بودن کردم

00:41:13.790 --> 00:41:17.040
‫و... حالا می‌خوای
‫تا ابد ناپدید بشی؟

00:41:23.290 --> 00:41:24.290
‫می‌تونی قایق رو ببری

00:41:25.950 --> 00:41:26.990
‫اما منم میام

00:41:27.000 --> 00:41:29.540
‫به یه ماجراجویی نیاز دارم

00:41:31.370 --> 00:41:32.540
‫ممنونم

00:41:33.410 --> 00:41:34.580
‫باشه؟ واقعاً میگم

00:41:36.120 --> 00:41:41.540
‫اما این یه ماجراجویی نیست، و من...
‫من راه‌حل خستگی تو نیستم

00:41:41.540 --> 00:41:46.290
‫من تصمیم بدی‌ام که می‌گیریش
‫و با خالکوبی صورت یا حبس تموم میشه

00:41:46.290 --> 00:41:47.790
‫شرط من همینه

00:41:47.790 --> 00:41:50.040
‫یا قبول کن یا قبول نکن

00:41:52.000 --> 00:41:53.830
‫آه... باید موتورت رو قرض بگیرم

00:41:53.830 --> 00:41:55.700
‫- قبول کردی؟
‫- نه، نکردم

00:41:57.660 --> 00:41:58.540
‫لعنتی!

00:41:58.540 --> 00:42:00.490
‫آره! آره!

00:42:00.500 --> 00:42:01.790
‫یالا! بیا!

00:42:02.500 --> 00:42:04.410
‫بلدی موتور برونی؟

00:42:04.410 --> 00:42:05.830
‫یه‌کمی

00:42:11.080 --> 00:42:12.790
‫گنندش بزنن

00:42:14.500 --> 00:42:15.870
‫باید فرار کنیم

00:42:17.580 --> 00:42:20.410
‫نه، موتور رو می‌خوایم.
‫با پا نمی‌تونیم فرار کنیم

00:42:26.750 --> 00:42:27.740
‫لعنتی

00:42:44.200 --> 00:42:49.200
‫♪ Youth Without Youth - Galaxy Express ♪

00:43:04.330 --> 00:43:06.700
‫مواظب باشید! شرمنده!

00:43:12.660 --> 00:43:14.040
‫از سر راه برید کنار!

00:43:22.870 --> 00:43:24.790
‫مراقب باشید! هی!

00:43:33.750 --> 00:43:35.370
‫وای! اوه!

00:43:36.330 --> 00:43:37.200
‫شرمنده!

00:43:41.290 --> 00:43:43.240
‫ببخشید! از سر راه برید کنار!

00:43:44.410 --> 00:43:46.910
‫- گندش بزنن!
‫- عجله کن!

00:43:47.660 --> 00:43:49.080
‫دارم تلاشم رو می‌کنم

00:43:54.620 --> 00:43:56.120
‫هی! بمون!

00:43:59.330 --> 00:44:00.290
‫مراقب باشید!

00:44:09.000 --> 00:44:10.790
‫چی توی کیفت داری؟

00:44:10.790 --> 00:44:12.080
‫چی؟ چرا؟

00:44:12.080 --> 00:44:13.660
‫باید سرعتش رو کم کنیم

00:44:14.330 --> 00:44:16.410
‫آه... فقط یه بطری دارم

00:44:16.410 --> 00:44:17.450
‫پرتابش کن!

00:44:24.120 --> 00:44:26.660
‫- هورا!
‫- ایول!

00:45:01.500 --> 00:45:05.580
‫خیلی‌خب. دوست دارم معرفی کنم،
‫اما همه از اسم‌های مستعار استفاده می‌کنن

00:45:05.580 --> 00:45:08.120
‫و اگه بخوام راستش رو بگم،
‫اسم‌هاشون یادم نیست

00:45:08.120 --> 00:45:11.080
‫پس... این گنده‌بکه،
‫اونم جِی‌داگه

00:45:11.080 --> 00:45:12.490
‫آره. این کار رو نمی‌کنیم

00:45:12.500 --> 00:45:15.580
‫من یو جین‌ام.
‫بعداً می‌ریم سراغ اسم‌ها

00:45:15.580 --> 00:45:18.200
‫اول باید بدونم کی
‫کار توی قایق رو بلده؟

00:45:18.200 --> 00:45:19.830
‫چون خدمه نداریم

00:45:27.040 --> 00:45:32.040
‫♪ My Time Is Now - Future Royalty ♪

00:45:32.080 --> 00:45:34.450
‫من یه‌کمی درمورد
‫قایق‌های بادبانی می‌دونم

00:45:34.450 --> 00:45:37.450
‫من بیش‌تر طرفدار ناو هواپیمابرم،
‫اما سریع یادگیر می‌گیرم

00:45:37.450 --> 00:45:40.370
‫خوبه

00:45:40.370 --> 00:45:44.000
‫بهتره راه بیُفتیم.
‫باید بریم توی آب‌های آزاد

00:45:48.410 --> 00:45:49.990
‫نمی‌دونستم اون هم قراره بیاد

00:45:51.870 --> 00:45:54.160
‫با سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی
‫یه برخورد کوتاهی داشتیم

00:45:56.260 --> 00:45:58.700
‫وضعیت داغونی بود

00:46:04.120 --> 00:46:08.370
‫تازه... اگه خودش نمی‌اومد
‫قایق رو بهمون نمی‌داد، پس...

00:46:09.410 --> 00:46:10.830
‫چقدر پول بهش دادی؟

00:46:12.160 --> 00:46:13.290
‫- حدود ۶۰ هزار
‫- خیلی‌خب

00:46:13.290 --> 00:46:15.790
‫می‌دونی وقتی یه بسته
‫پول از توی اون درمیاری،

00:46:15.790 --> 00:46:17.450
‫یه بسته‌ی دیگه خودبه‌خود
‫داخلش به وجود نمیاد؟

00:46:17.450 --> 00:46:19.450
‫آره، احمق نیستم

00:46:19.450 --> 00:46:23.490
‫وقتی کارمون تموم بشه،
‫یا همه‌مون مُردیم، یا قهرمانیم

00:46:23.500 --> 00:46:26.160
‫پس در هر صورت...
‫پول زیاد مهم نیست

00:46:26.160 --> 00:46:27.370
‫دست بهم نزن

00:46:41.750 --> 00:46:43.370
‫بریم همسرت رو نجات بدیم

00:46:58.840 --> 00:47:02.000
‫ترجمه از «امــیــررضــا»
‫ARZ_110_SUB@

00:47:02.030 --> 00:47:07.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:47:07.030 --> 00:47:15.000
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]